حسين واحدى پور متولد ۱۳۲۹ كرج
- تحصيلات متوسطه در تهران و شيراز
- عزيمت به آمريكا پس از پايان تحصيلات متوسطه
- اخذ ليسانس مديريت امور ادارى و بازرگانى از دانشگاه نيويورك آمريكا
- همكارى با كيهان ورزشى، روزنامه اطلاعات از دوران تحصيلات دبيرستان و پذيرش مسؤوليت استانى نشريات اطلاعات در استان فارس
- انتشار روزنامه «خبر جنوب» از مهرماه ۱۳۵۸
- صاحب امتيازى و مديرمسؤولى روزنامه هاى خبر جنوب، خبر بين المللى و خبر ورزشى
محمدمهدى مدرس: ميهمان امروز صفحه مهرگان، عرصه تأثيرگذارى متفاوتى با مهرگان هاى مرسوم دارد. چرا كه ملاك و معيار مهرگان در گزينش و انتخاب افراد، معطوف به تأليف و ايجاد جريان هاى شاخص در حوزه هاى مختلف هنر، ادبيات و معرفت انسانى بوده است. ميهمان امروز ما هرچند واجد شرايط تأليف اثر نيست، اما مؤلف يك جريان قابل توجه رسانه اى است كه از يك حوزه كوچك جغرافيايى، توانسته در طراز مقايسه و تطبيق با جريان هاى همه گير رسانه اى قرار گيرد و اما...
روزنامه زبان مردم است، زبان گوياى مردم. و روزنامه نويس، روشنگر راه مردم و پرورش دهنده انديشه هاى مردم است. هر روزنامه نگارى كه شيوه كارش خردمندانه، آگاه كننده و صادقانه باشد و نگاهش نسبت به مردم مهربانانه و سازنده، بهتر مى تواند در حرفه خود در چهره انسانى موفق جلوه گرى كند. چه، مردم تشنه دريافت گزارش هاى واقعى و نوشتارهاى تحليلى اند كه علاوه بر داشتن محتواى غنى، كه چيزى بر دانسته هايشان مى افزايد، آنان را بر بستر دانايى، صداقت و شفافيت حركت دهد و هر اندازه روزنامه نگار در پيگيرى مطالبات مردم از حكومت و بازتاب دادن افكار عمومى بر صفحات روزنامه پاى فشارد، مخاطبان آشنا و ناآشنا، بيشتر جذب مطالعه روزنامه مى شوند و مديران حكومتى فزون تر مراتب شيوه هاى رفتارى و برخورد خود با مراجعان مى گردند و اين دغدغه در چشم انداز ذهنشان رخ مى گشايد كه مبادا در تيررس نقد افكار همگانى قرار گيرند.
روزنامه نگار، همراه با واقع گرايى بايد نقش پرسشگرى و انتقاد را به خوبى ايفا كند و هر آنچه را در فضاى جامعه روى مى دهد، به مردم منتقل نمايد و جز اين مردم به رسانه هاى خارجى روى خواهند آورد.
حسين واحدى پور، يك روزنامه نگار است كه صاحب امتياز و مديرمسؤول روزنامه «نشريات بين المللى خبر» است. نخستين روزنامه اين نشريات، «خبر جنوب» بود. با پيشينه بيست و شش سال. او اول مهرماه سال ۱۳۵۸ پس از دريافت امتياز، روزنامه «خبر جنوب» را به عنوان يك روزنامه منطقه اى انتشار داد. صفحات اين روزنامه در آغاز ۸ صفحه بود و به تدريج روى به فزونى گذاشت و اكنون با ۳۲ صفحه، همه روزه منتشر مى شود. روزنامه اى كه در شمار نشريات مطرح كشور است و تاكنون در جشنواره ها و نمايشگاههاى گونه گون چندين بار در ميان نشريات كشور ، جايگاه نخست را از آن خود كرده و جايزه ها و لوح هاى فراوان دريافت كرده و اين توفيق شايان، علاوه بر اثر وجودى حسين واحدى پور، مرهون تلاش بسيارى از همكاران انديشمند و فرهيخته و جوانان پوينده اى است كه هميارى خود را با او ادامه مى دهند.
به دنبال موفقيت «خبر جنوب»، واحدى پور در سال ۱۳۷۵ امتياز روزنامه «خبر بين المللى» را دريافت كرد. اين روزنامه نيز همچون «خبر جنوب» بدون وابستگى به گروه، حزب و سازمانى، با همكارى شمارى از جوانان روزنامه نگار، هر روز چاپ و منتشر مى شود.
واحدى پور از سال ،۱۳۷۶ روزنامه «خبر ورزشى» را نيز انتشار داد. خودش مى گويد:
«بهره گيرى از ذوق و ابتكار جوانان علاقه مند بويژه يار ديرينه ام جيرودى و همكارى بسيار مؤثر احمدپور، از همان شماره هاى نخستين، بالاترين تيراژ نشريات ورزشى كشور را به دست آورديم و پس از رفتن احمدپور و جايگزينى عبدالملكى، اين روزنامه همچنان با حفظ بى طرفى و بى نظرى، پيشتار روزنامه هاى ورزشى است.»
استقبال از نشريه هاى «خبر» موجب شد به درخواست ايرانيان مقيم كشورهاى عربى حوزه خليج فارس از چهار سال پيش، «سياحت و تجارت» ضميمه «خبر جنوب» همه هفته براى فارسى تباران به زبانهاى فارسى، عربى و انگليسى چاپ شود كه هم اكنون در سيماى پرتيراژترين نشريه ايرانى در اين كشورها تجلى دارد و براى اينكه بهتر بتواند پاسخگوى نيازهاى خوانندگان باشد، امتياز مستقلى براى آن به دست آورده است كه بزودى در چهره اى تازه و محتوايى پربارتر چاپ خواهد شد.
حسين واحدى پور در سال ۱۳۲۹ در شهرستان كرج ديده به جهان گشود و تحصيلات خود را در مقطع دبستان و دبيرستان در شهرهاى كرج، شيراز و تهران به پايان برد و سپس از دانشگاه نيوپورت آمريكا، ليسانس مديريت امور ادارى و بازرگانى را دريافت كرد و به سبب مشغله فراوان، ادامه تحصيلاتش با ايستايى روبرو شد و اكنون در حال به پايان بردن دوره فوق ليسانس و كارشناسى ارشد در همين رشته است.
حسين واحدى پور از دوران كودكى علاقه اى فراوان به دانستن و مطالعه داشت و همين علاقه سبب شد در سال ۱۳۳۹ در حالى كه دانش آموز كلاس سوم دبستان فارابى كرج بود، خبرنگار مجله كيهان بچه ها در اين دبستان شود و اين آغاز كارش در مطبوعات بود. دو سال بعد در كلاس پنجم دبستان، خبرنگار مجله هاى ترقى و اميدايران در مدارس كرج شد و همكارى با مطبوعات را در كنار تحصيل به صورت جدى دنبال كرد و از كلاس ششم دبستان تا دوم دبيرستان همكار روزنامه هاى مرد مبارزه و پست تهران بود. با اين همه از ورزش غافل نبود و هنر عكاسى را فرامى گرفت و در چهره قهرمان پينگ پنگ آموزشگاههاى كرج و عضويت در تيم برگزيده استان مركزى و قهرمان دو سرعت مدارس كرج تجلى يافت.
«در چند نمايشگاه عكس در مدارس گوناگون كرج شركت كردم. يكى از عكسهاى ارائه شده ام كه با مونتاژ سر هويدا بر سر يك قهوه چى هم قواره او، نخست وزير وقت را هنگام توزين لوله بر باسكول نشان مى داد و سوژه اش مراسم گشايش لوله كشى آب آشاميدنى كرج بود، در مجله توفيق چاپ شد و از سوى مدير مجله، ضمن قدرشناسى، هديه اى دريافت كردم.»
و باز مى گويد: «در كلاس ششم دبستان مسؤوليت اخبار شب روزنامه مرد مبارز را كه يك روزنامه صبح بود به عهده داشتم. آن زمان براى چاپ خبرهاى كشور و جهان از بعدازظهر، خبرهاى راديو را ضبط و آنچه را مورد نيازمان بود از ميان آنها انتخاب مى كرديم. من هم چون دانش آموز بودم پس از فراغت از دبستان، از كرج به تهران مى رفتم و از ساعت ۸ تا ۱۲ شب خبرها را كنترل مى كردم و اخبار ساعت ۱۲ شب را ضبط مى كردم و اگر خبر تازه اى بود آن را جايگزين خبر ديگرى مى كردم و چون روزنامه با حروف سربى حروفچينى و با ماشين هاى مسطح چاپ مى شد وظيفه داشتم صفحات اول، دوم، ماقبل آخر و آخر را غلط گيرى و كنترل كنم كه اين كار تا ساعت ۴ صبح كه روزنامه زير چاپ مى رفت، ادامه داشت. آن وقت كه خيالم راحت مى شد ساعت شماطه دارى را براى ساعت ۶ صبح آماده زنگ مى كردم و در همان جا براى ساعتى مى خوابيدم. پس از زنگ ساعت، بيدار و راهى كرج و مدرسه مى شدم. براى اين كار حقوقى دريافت نمى كردم و حتى هزينه هاى رفت و برگشت و غذا را نيز خود پرداخت مى كردم و تنها عاشق روزنامه نگارى و ياد گرفتن بودم و همين عشق، خواب شب را از من گرفته بود و روزها در مدرسه با اينكه مسؤوليت كتابخانه و امور ورزش مدرسه را نيز بر عهده داشتم فقط به فكر اين بودم كه فوراً خودم را به روزنامه برسانم.
به توصيه پزشكان به خاطر بيمارى پدرم كه بازنشسته شهربانى بود و اشتغال برادرم در بيمارستان ارتش در شيراز ، ناچار همراه خانواده به شيراز رفتم و بلافاصله با روزنامه كيهان ورزشى، همكارى ام را آغاز كردم و بعد با دعوت مؤسسه اطلاعات، مسؤوليت مجلات اين مؤسسه را در استان فارس برعهده گرفتم و براى هركدام از مجلات، خبرنگارانى از مدارس برگزيدم و به طور مثال براى مجله اطلاعات كودكان كه آن زمان «دختران و پسران» نام داشت از ميان بچه هاى هر دبستان و براى مجله هاى «اطلاعات بانوان»، «جوانان» و «دنياى ورزش» از دبيرستانها، خبرنگارانى انتخاب كردم و با توافق سردبيران اين مجله ها، صفحات ويژه اى را براى درج خبرهاى مدارس اختصاص داديم و با بوفه هاى مدارس نيز براى فروش مجله ها به توافق رسيديم و با چاپ اين خبرها و توزيع مجله ها در مدارس، تيراژ آنها يك باره در شيراز به چندين برابر رسيد و يادش به خير بارها از سوى زنده ياد نورى كه آن زمان مدير بسيار قاطع و جدى سازمان شهرستانهاى مؤسسه اطلاعات بود تشويق شدم و بارها به عنوان الگو مرا به همكاران خود در كشور معرفى كرد.
همچنان همراه درس و ورزش و پرداختن به هنر عكاسى با نشريات مختلف همكارى داشتم و كلاس هاى آموزش روزنامه نگارى براى دانش آموزان مقاطع مختلف برگزار و اصول خبرنگارى را در كلاس هاى فوق برنامه تدريس مى كردم. در مسابقات عكاسى آموزشگاههاى استان فارس اول شدم و همراه تيم پينگ پنگ دبيرستان هشترودى شيراز به مقام قهرمانى استان رسيدم ولى به خاطر مسؤوليت در نشريات به مسابقات قهرمانى كشور نرفتم و در مسابقات عكاسى كشور شركت نكردم.»
در حال حاضر حسين واحدى پور صاحب امتيازى و مديرمسؤولى روزنامه هاى «خبر جنوب ، خبر بين المللى و خبر ورزشى» را برعهده دارد و بزودى هفته نامه بين المللى «سياحت و تجارت» را به زبانهاى فارسى، انگليسى و عربى براى توزيع در سراسر جهان منتشر مى كند و گستره دامنه فعاليتش در روزنامه نگارى، اين پرسش را مطرح مى كند كه چگونه مى توان تا اين حد وسيع و پردامنه كار كرد و اضطراب و ترس در ورطه سطح انگارى و جايگزينى منافع مالى و گردش سرمايه به جاى آرمانهاى ژورناليستى را نداشت؟ واحدى پور با توجه به اين مسأله به نظر مى رسد بر استفاده از نيروى جمعى تأكيد مى كند و از آنجا كه ماهيت حقيقت ، مفهومى كثرت گرا دارد و نمى توان از رهگذر انديشه هاى شخصى و تك صدايى، در راه شناخت آن گام برداشت ، بل ضرورى است خرد جمعى و شيوه چندصدايى به كار گرفته شود، بايد هدف هر نوشتارى كه بر صفحات روزنامه بازتاب مى يابد در راستاى بازكردن انديشه ها و ديدگان ژرفابينى باشد كه مخاطبان، دوستدار آنند.
واحدى پور همچنين تلاش دارد نويسندگان روزنامه را وادارد در نوشتار و گزارش خود هويت ايرانى را مطرح كنند و براى نگاهداشت اين هويت جهانى فكر كنند تا بهتر بتوانند خود را بشناسند.
جهانى شدن، تنها جنبه اقتصادى ندارد، بلكه از جنبه فكرى و اجتماعى و فلسفى نيز برخوردار است. اگر چنين شد و اين شيوه ، نهادينه گرديد تحولى در انديشه مردم ايجاد خواهد شد كه روشنگرى و حقيقت شناسى فرآورده آن است. اين ، يك شيوه خردگراست كه بايد فرهنگ غرب را بشناسيم ، بى آنكه زير تأثير جاذبه هاى آن قرار بگيريم و بخواهيم فرهنگ خود را به فراموشى بسپاريم.
يك فيلسوف غربى گفته است اگر مى خواهيم جاده فرهنگ و ايمان را هموار كنيم، بايد راه شناخت را باز نماييم. شناخت فرهنگ غرب، لازم است و با اين شناخت مى توانيم فرهنگ خود را بهتر بشناسيم و بيشتر زير تأثير جاذبه هاى فرهنگ خويش كه نشأت گرفته از آيين احمدى و فرهنگ ايران باستان است قرار گيريم.
يكى از ويژگى هاى درخشان حسين واحدى پور، اهميت دادن به پويايى و تحرك است.
او به نويسندگان و گزارشگران توصيه مى كند در نوشتارها و گزارشها، ضمن احترام نهادن بر باورهاى ديگران، بى آنكه الزامى به پذيرش عقايدشان داشته باشند، در نوشتارها شيوه (گفت وگو) را به كار گيرند.
گفت وگو منشأ دينى هم دارد و قرآن مى فرمايد: و شاورهم فى الامر. در كارها رايزنى كنيد و بزرگانى چون مولانا جلال الدين بر اين باور بودندكه از رهگذر گفت وگو و دست يافتن به خرد جمعى مى توان به حقيقت رسيد.
چون كه با عقلى چو عقلى جفت شد
مانع بدفعلى وبد گفت شد
و اما آنچه روزنامه را در چشم انداز باور مردم آگاه، دل پسند و پيشرفته جلوه مى دهد، نگارش نوشتارهايى بر مبناى آزادى است.
آزادى والاترين ارزش انسانى است و موهبتى است كه بايد بر جايگاه آن ارج نهاد. واحدى پور بر آزادى بيان و انديشه و قلم، تأكيد مى كند.
آيين مبين و قانون اساسى نيز بر پديده آزادى ارج مى نهد به شرط آنكه در بهره گيرى از آزادى، مانع آزادى ديگران نشويم كه در احكام اسلامى از آن با عنوان «قاعده لاضرر و لاضرار» ياد شده است.
در هرصورت مطبوعات آزاد و مستقل، پيش نياز مشاركت در توسعه ملى و مدنى است و آزادى نوشتار، فضاى سياسى جامعه را شفاف جلوه مى دهدو دارندگان انديشه هاى آزاد، در ايجاد فضا براى مشاركت همگانى مردم اثرگذارند.
حسين واحدى پور مى گويد: «خاطرات تلخ و شيرين بسيارى از چاپ بيست و شش ساله روزنامه هايم دارم كه ان شاءالله ... در فرصت هاى مناسب به بيان آنها خواهم پرداخت.