جمعه ۱۵ مهر ۱۳۸۴ -
Fri, Oct 7, 2005
هنر (سينما)
۳۲۷۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
سينماى جوان
درباره پشت پرده مه
ساينتولوژى در هاليوود
سينماى جوان
گفت و گو با عضو هيأت انتخاب جشنواره فيلم كوتاه تهران
رشد كيفى
سيران شريف زاده
كاوه بهرامى مقدم متولد سال ،۱۳۳۰ فعاليت فيلمسازى را از سال ۱۳۶۴ آغاز كرد. او مدرك فيلمسازى اش را با گرايش كارگردانى از مركز آموزش فيلمسازى باغ فردوس در سال ۱۳۷۲ گرفت. بهرامى مقدم درسه زمينه فيلم مستند، داستانى و انيميشن فعاليت كرده است. او چندى پيش داور جشن خانه سينما بود و اكنون به عنوان يكى از اعضاى هيأت انتخاب جشنواره بين المللى فيلم كوتاه تهران مشغول ديدن فيلم هاى رسيده به دفتر جشنواره است.
به عنوان يكى از اعضاى هيأت انتخاب از فيلم هايى كه مى بينيد لذت مى بريد؟
- فيلم ها به لحاظ محتوا و مفهوم خوب هستند. حاصل تجربه چند سال توليد فيلم كوتاه است كه نشان از يك رشد و يك قابليت دارد كه به هر حال در طول زمان و براساس تمرين فيلمسازها و البته شرايط اقتصادى به وجود آمده است و چيزى كه ما تا اين لحظه ديده ايم از يك رشد كيفى برخوردار هستند.
تنوع فيلم ها نيز براى شما راضى كننده هست؟
- فيلم ها با تقسيم بندى داستانى، مستند، انيميشن، نگاه نو و تجربى است كه در هر كدام از اين بخشها فعاليت هايى انجام گرفته است ، تنوعى كه به هر حال از دلمشغولى و تجربه فيلمسازها سرچشمه گرفته است.
آيا اعضاى هيأت انتخاب جشنواره فيلم كوتاه تهران به يك انسجام و هماهنگى در روند انتخاب هايشان رسيده اند؟
- خوشبختانه شرايطى كه الان بين هيأت انتخاب وجود دارد، يا براساس هوشمندى مسؤولان برگزارى جشنواره يا كاملاً اتفاقى، نزديكى فكرى است. در شناخت و برداشت از فيلم ها زياد اختلاف نظرى نداريم و يك قضاوت يك دست داريم.
و اين هيأت انتخاب يك دست، تنوع گونه را در اولويت قرار داده اند كه از هر گونه چند كار حضور داشته باشد، يا صرفاً كيفيت فيلم ها برايشان مهم تراست؟ چون به هر حال براى انتخاب محدوديت كميتى وجود دارد.
- البته در حالى كه كيفيت اولويت دارد گونه ها هم مورد نظراست. چه بسا كه ضرورت حضور خود موضوع مطرح شده در فيلم آن قدر قوى باشد كه مطرح كردنش يك امر واجب است.
يعنى ممكن است ضرورت حضور يك گونه و يك موضوع بر كيفيت كار ارجح باشد؟
- اگر از كيفيت منظورمان ساختار سينمايى باشد، بله بعضى مواقع است كه موضوع آن قدر ضرورت مطرح شدن دارد كه حالا ساختار مى تواند در مرحله دوم اهميت قرار گيرد.
اما اهميت حضور موضوعات خاص ممكن است به ضرر فيلمى كه شايد به لحاظ موضوع شاخص نباشد اما فيلم خوبى است، تمام شود...
- اين سؤال شما دو وجه دارد. يكى اين كه فيلم هاى مشابه ساخته شده اند با ساختارى تقريباً برابر. مثلاً يك مراسم آيينى و مذهبى در يزد داريم كه دو سه فيلمساز در مورد اين موضوع فيلم ساخته اند كه بين اين سه فيلم قطعاً آن يكى كه ساختار قوى تر و سينمايى ترى دارد حق انتخاب شدن دارد.
تعريفتان از «ساختار سينمايى » كه اشاره مى كنيد، چيست؟ و اين كه اين تعريف بين اعضاى هيأت انتخاب مشترك است؟
- همه چيز براساس تجربه اى كه هيأت انتخاب، چه فيلمساز و چه منتقد، دارد شكل گرفته است. اين اعضاى انتخاب هم در عرصه فيلم كوتاه حضور دارند هم در عرصه فيلم بلند، و تجربه لازم را براى اتخاذ يك روش مناسب و رسيدن به يك انسجام بين خودشان دارند. اول براى تصميم گيرى از موضوع فيلم شروع مى كنيم و اين كه موضوع اساساً قابليت تبديل شدن به فيلم كوتاه را دارد، و بعد فيلم به دليل نوع نگاهش به موضوع، پرورش موضوع، ساختار مناسب براى پرورش موضوع و دراماتيزه بودن و سينمايى بودن خود ساختار داورى مى شود. اينها تمام نكاتى است كه مورد نظر هيأت انتخاب هست و از اين زوايا به يك اثر نگاه مى شود و البته در نهايت هر كس رأى خود را دارد و اينها با هم جمع مى شوند و كميت نهايى به دست مى آيد.
پس اين امكان وجود دارد فيلمى تنها دليل و امتياز حضورش نگاه متفاوتش باشد؟
- بله، دقيقاً! اين همان جايگاهى است كه براى بخش نگاه نو در نظر گرفته اند، كه نگاه هاى نو مطرح شود. نگاه هاى نو هم الزاماً تعريف هاى موجود تا به امروز نيست. در نتيجه چنين نگاه هايى و چنين فيلمسازانى در جشنواره حضور خواهند داشت.
سؤالم صرفاً مربوط به بخش نگاه نو نبود، منظورم همه بخش ها بود.
- تمام فيلم هايى كه بيشتر تجربى هستند و داراى نگاه و انديشه نو هستند، در بخش نوعى نگاه جايگاه خوبى خواهند داشت. من حدس مى زنم، البته قطعى نيست، شايد فيلم هاى تجربى در بخش بين الملل هم باشند. براى اين كه يك موضوع خوب اين قدر اهميت دارد كه مثلاً در بخش معناگرا هم بيايد.
اين تنوع و اين حضور نگاههاى نو در همه بخش هاى داستانى، مستند و ... وجود دارد؟
- قضاوت آن هنوز زود است، براى اين كه هنوز كامل فيلم ها را نديده ايم. ديدن مستندها را تازه شروع كرده ايم.
درباره پشت پرده مه
برگ برنده اى
ديگر براى سينماى معناگرا
231054.jpg
على حسينى
معلوم نيست با آن اپيزود باقى مانده از فيلم روايت سه گانه بايد پشت پرده مه را دومين فيلم بلند پرويز شيخ طادى پس از فيلم دفترى از آسمان دانست يا سومين فيلم، اما به هرحال اين فيلم، با هيچ كدام از آن دو كار قبلى قابل قياس نيست.
پرويز شيخ طادى در سال ۱۳۴۰ متولد شده است. فعاليت او از سال ۱۳۶۷ در حوزه هنرى تبليغات اسلامى شروع شده و طراحى صحنه فيلم هاى از كرخه تا راين، به خاطر هانيه، آخرين شناسايى، وصل نيكان، سجاده آتش، دكل، برج مينو، قاصدك، بوى پيراهن يوسف، طوفان شن و آژانس شيشه اى و كارگردانى و طراحى صحنه و لباس كليپ هاى راز نخلستان، مادر و هابيل از جمله كارهايش است. او در زمينه نويسندگى نيز كارهايى چون تصويرنامه نماهنگ راز نخلستان و فيلمنامه فيلم سرزمين پدربزرگ را نوشته كه خودش هم اين كارها را كارگردانى كرده است. مهم ترين بخش از كارنامه شيخ طادى در همكارى با ابراهيم حاتمى كيا شكل گرفته است. شيخ طادى از فيلم مهاجر عضو گروه صحنه آرايى فيلم بود و سپس از زمان فيلم از كرخه تا راين تا موج مرده يعنى زمانى كه خودش پشت دوربين ايستاد تقريباً در تمام فيلم هاى حاتمى كيا حضورى ثابت داشته است. توجه به اين نكته كه در اكثر اين فيلم ها طراحى صحنه بخش مهمى از كارهاى حاتمى كيا را شكل داده است اهميت حضور شيخ طادى در اين فيلم ها را مى رساند.
دفترى از آسمان نخستين فيلم بلند شيخ طادى است. درست در زمانى كه اين كارگردان سعى كرد خود را از طراحى صحنه و لباس بالاتر بكشد و هدايت يك فيلم را به عهده بگيرد. حاصل كار هرچند چشمگير نيست اما نشان مى دهد كه شيخ طادى بر ابزارهاى سينمايى مسلط است و مى داند چه مى خواهد. او پس از اين فيلم پشت دوربين يكى از اپيزودهاى فيلم روايت سه گانه ايستاد و بعد هم پشت پرده مه را ساخت كه تا اينجا مهم ترين و بهترين فيلم كارنامه اين كارگردان است.
شيخ طادى در پشت پرده مه نشان مى دهد كه تا چه حد پيشرفت كرده و چگونه تجربياتى را كه به ويژه در فيلم دفترى از آسمان به دست آورده، در خدمت آن اثر به كارگرفته است. از جمله ويژگى هاى كارهايى كه شيخ طادى پشت دوربين آنها قرار دارد مى توان به بازى گيرى خوب او از بازيگرانش و البته دقت در جزئيات صحنه اشاره كرد. چيزى كه نشان از سابقه قبلى اين كارگردان در عرصه سينما دارد. بهترين فيلم جشنواره نوزدهم كودك اصفهان، در واقع شكل صحيح و اصولى آن چيزى است كه نام سينماى معناگرا را به خود گرفته؛ فيلمى كه درباره رابطه نامأنوس يك مرد، يك زن و يك كودك و تقابل آنها به واسطه محيط، سنت ها و برداشت هاى اهالى منطقه است.
طرح داستانى هم طرح جذابى ست. پسرى معلول با نام مرتضى وقتى متوجه توجه بيش از حد ناظم مدرسه به مادرش مى شود، سعى مى كند در دنياى كودكانه اش راه حلى براى مقابله با او پيدا كند و همين رابطه غريب سه نفره اى را سبب مى شود كه جذاب است. درست است؛ پشت پرده مه تا حد زيادى از سينماى شاعرانه و عرفانى دهه شصت وام مى گيرد اما شيخ طادى با دقت و ظرافت سعى كرده اثرش خوش ساخت تر از نمونه هاى مشايه باشد ضمن اينكه نوع شخصيت پردازى فيلم، سبب مى شود تماشاگر تا پايان با داستان همراهى كند.
در ميان بازيگران، جهانگير الماسى پس از مدت ها همان چهره اى است كه بايد باشد. بازيگرى كه در همان سينماى عارفانه دهه شصت چهره شد و حتى مى توان او را ستاره آن سينما دانست اما در دهه هفتاد و هشتاد نتوانست آن جايگاه را حفظ كند. الماسى در پشت پرده مه نشان مى دهد كه هنوز همان بازيگر گذشته است. اين را مى توان در صحنه هاى خلوت او با مادرش كاملاً ديد. در كنار او رزيتا غفارى هم در ايفاى نقش يك زن شمالى تاحدزيادى موفق است. رابطه او به عنوان مادر با پسرك فيلم و بده بستان بازى اين دو واقعاً جذاب است و سبب مى شود مخاطب كاملاً تحت تأثير قرار گيرد. از موارد چشمگير فنى هم بيش از هرچيز مى توان براى موسيقى حميدرضا صدرى امتياز قائل شد.
پشت پرده مه از عنوانش تا لايه هاى درونى داستان، متأثر از سينماى معناگراست. در واقع اين خصلت معناگرا همانند فيلم هاى امسال سينماى ايران به فيلم وصله نشده و همين صداقت، مهمترين برگ برنده شيخ طادى و فيلمش است.
ساينتولوژى در هاليوود
مذهب تام كروز بار ديگر او را به دردسر انداخت
افشين ابراهيمى
تام كروز هفته گذشته را به جنگ مطبوعاتى با مجله پرخواننده People گذراند. تعصب او نسبت به مذهب خرافى ساينتولوژى و حرف هاى جنجال برانگيزى كه در دفاع از آن مى زند، باعث ساختن شايعه هايى شده كه بدنامى او را بيشتر مى كند. همين چند ماه قبل بود كه كروز در يك برنامه تلويزيونى شروع به بدگويى از روانكاوى و روانكاوها كرد و آبروى بروك شيلدز، بازيگرى كه سابقاً دوست صميمى تام بوده، را برد. كروز ضمن انتقاد از روى آوردن شيلدز به روانكاوى [كه توسط مذهب ساينتولوژى حرام اعلام شده است]، تمام كسانى كه به اين كار روى مى آورند را گمراه خواند و مسخره كرد.
231057.jpg
در نتيجه اين حرف ها، گفته هاى هفته پيش نيكول كيدمن درباره فيلم ، تماماً به عنوان جوابى به تام كروز تلقى شد. كيدمن در فيلم «ملاقات» نقش يك روانكاو را بازى خواهد كرد و در مصاحبه اى كه درباره اين نقش داشت، با اين سؤال روبرو شد كه آيا در اين باره تحقيقى انجام داده است؟ او در پاسخ گفته كه با توجه به اينكه پدر خودش روانكاو بوده، تمام عمرش را تحقيق درباره اين رشته مى داند و ديده كه پدرش چه كارهاى بزرگى براى بيمارانش انجام داده است. اين طرفدارى آشكار همسر سابق تام كروز از روانكاوى، به عنوان جوابيه اى به گفته هاى او مطرح شد.
تقريباً همزمان با انتشار اين گفته ها، مجله People در خبرى اعلام كرد كه تام كروز ماه آينده در مركز مشاهير ساينتولوژى يك سخنرانى با نام «مضرات روانكاوى» انجام خواهد داد. بنا بر اين خبر، كروز در راستاى تبليغاتش براى مذهب من درآوردى ساينتولوژى، اين سخنرانى را براى نوآموزان اين مذهب انجام خواهد داد كه در بين آنها نام ستاره هايى مثل تارا ريد، نيكول ريچى و اورلاندو بلوم ديده مى شود. هر چند كه نماينده مطبوعاتى متعصب ترين بازيگر ساينتولوژيست قوياً اين خبر را تكذيب كرده، ولى سوابق تبليغات و كارهاى كروز براى مذهبش باعث مى شود اين انكار زياد معتبر به نظر نرسد. بخصوص كه شايعات جديد حكايت از اين دارد كه استوديوى پارامونت كروز را تهديد كرده اگر در حرف زدنش درباره ساينتولوژى و ابراز محبت بيش از حد به كيتى هولمز در ملأ عام خويشتن دارى بيشترى به خرج ندهد، پروژه «مأموريت غير ممكن ۳» را لغو خواهد كرد.
اما ساينتولوژى مجموعه اى از باورها، قواعد و تعاليم است كه در سال ۱۹۵۳ توسط ال ران هابارد، نويسنده داستان هاى علمى - تخيلى بنا نهاده شد. پيروان اين مذهب مدعى هستند كه دنباله روى از تعاليم هابارد باعث رهايى از اعتياد، افسردگى، بى استعدادى، مشكلات روانى و ساير موارد منفى زندگى مى شود. ساينتولوژيست ها انسان را يك موجود داراى روح ناميرا مى دانند، اما در عين حال به تناسخ ارواح معتقدند و بعضى از مشكلات روحى و روانى را ناشى از خاطرات زندگى قبلى انسان مى دانند. آنها همچنين هابارد را معصوم دانسته و از تعاليم او كوركورانه و با تعصب كامل پيروى مى كنند. آنها با مخالفان مذهبشان مقابله كرده و آنها را «دشمن» مى نامند. پيروان ساينتولوژى دوره هاى مذهبى خاصى را مى گذرانند و از احكام كليسايشان هم پيروى مى كنند.
در سراسر دنيا انتقادهاى زيادى به اين مذهب خرافى وارد شده و حتى در بعضى كشورهاى اروپايى، پيروى از آن ممنوع بوده و جرم محسوب مى شود. عده زيادى اين مذهب را شيطانى مى دادند و حتى با اينكه نام كليسا بر خود دارد، گاهى مذهبى ضد مسيحى تلقى مى شود. دليل اصلى اين مخالفت ها - جدا از مغايرت بعضى از اعتقادات با عقل سليم، دين و علم امروزى - اين ديدگاه است كه ساينتولوژى در واقع روشى براى سركيسه كردن پيروان آن و به دست آوردن پول آنها است. يكى از دلايلى كه اين فرضيه را تأييد مى كند، توجه بيش از حد اين كليسا به جذب هنرمندان و ستارگان سينما است كه علاوه بر تأثيرگذارى نزد عامه مردم، مال و ثروت قابل توجهى هم دارند كه آن را براى كليسايشان خرج مى كنند. از بين معروف ترين چهره هاى سينمايى پيروى كليساى ساينتولوژى مى توان به تام كروز، جان تراولتا، كريستى الى، اريكا كريستنسن، آن آرچر، جينا الفمن، جوليت لوييس، ليسا مرى پريسلى، كلى پرِستن (همسر جان تراولتا)، ميمى راجرز (همسر اسبق تام كروز)، كِيتى هولمز (همسر آينده تام كروز)، شرون استون (كه البته تغيير مذهب داده و در حال حاضر بودايى شده است)، جيووانى ريبيزى و پتريك سوايزى اشاره كرد و احتمالاً به زودى نام اورلاندو بلوم، تارا ريد و نيكول ريچى هم به اين ليست اضافه خواهد شد. كليساى ساينتولوژى به قدرى به جلب مشاهير علاقه نشان مى دهد كه در لندن، پاريس، نيويورك، لس آنجلس و لاس وگاس بخشى به نام «مركز مشاهير» دارد و شايعه تام كروز هم مربوط به سخنرانى او در مركز مشاهير لس آنجلس مى شد.
از بين مشاهير ساينتولوژيست، جان تراولتا چند سال قبل تلاش قابل توجهى براى تبليغ مذهبش انجام داد. او تهيه كننده فيلم «نبردگاه زمين» شد و خود و همسرش با گريمى عجيب و غريب نقش اصلى اين فيلم علمى-تخيلى - كه بر اساس معروف ترين رمان ال ران هابارد ساخته شده بود - را ايفا كردند تا نام بنيان گذار ساينتولوژى را بلندآوازه كنند. اما فيلم شكست بسيار عظيم تجارى و هنرى خورد و نه تنها كمكى به ساينتولوژى نكرد، بلكه لطمه بزرگى به سابقه سينمايى تراولتا زد. متعصب تر از تراولتا، تام كروز است كه حتى گاهى به عنوان سفير ساينتولوژى شناخته مى شود. او چند سال قبل كه براى اكران افتتاحيه فيلم «آسمان وانيلى» به آلمان رفته بود، با سفير ايالات متحده در اين كشور ديدار كرد و از او خواست به دولت آلمان فشار بياورد تا ممنوعيت فعاليت كليساى ساينتولوژى در اين كشور را لغو كند. كروز از هر فرصت و مصاحبه اى هم براى تبليغ مذهبش استفاده مى كند. تعصب او حتى بر روابط زناشوييش تأثير گذاشته و يكى از اختلاف هاى اصلى او با همسر سابقش، نيكول كيدمن، بى اعتقادى او به ساينتولوژى بوده و گفته مى شود اگر پنه لوپه كروز اين مذهب را مى پذيرفت، امروز او به جاى كِيتى هولمز با تام قرار ازدواج گذاشته بود! اما به نظر مى رسد زياده روى هاى تام كروز دارد كار دستش مى دهد و جو تبليغاتى بدى به اين خاطر عليه او و فيلم هايش به راه افتاده است. او كه هنوز قدرتمندترين و معتبرترين بازيگر تجارى هاليوود محسوب مى شود، كار را به جايى رسانده كه از طرف استوديو تهديد به متوقف شدن پروژه بزرگش شده و اگر همينطور ادامه بدهد با مشكلات بيشترى هم روبرو خواهد شد. به نظر مى رسد كه براى تام كروز وقت انتخاب بين هاليوود و ساينتولوژى فرا مى رسد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |