|
يك پيشنهاد
|
|
|
|
هفته هفت روزه
|
|
|
|
شبيه زندگى گفت وگو با عليرضا صادقى (دامپزشك)
|
|
|
|
|
|
|
يك پيشنهاد
يگانه
بهتر است اسم بعضى از كتاب ها را، كتاب هايى براى هميشه نامگذارى كنيم. كتاب هايى كه هر زمان كه بخواهى، هرچندبار هم كه خوانده باشى، باز برايت تازگى دارند و سرشارند از پيغام هاى طبيعت. درست مثل كتاب «يگانه» نوشته ريچارد باخ. اين كتاب توسط سپيده عندليب ترجمه شده و به همت نشر پنجره، منتشر شده است. ريچارد باخ، سال ۱۹۳۶ در ايالت ايلى نويز آمريكا متولدشد. نسب او به يوهان سباستيان باخ، آهنگساز سرشناس آلمانى مى رسد. اشتياق او به نوشتن و پروازكردن از دوران دبيرستان آغاز شد و از او يك خلبان و سپس يك نويسنده ساخت. مترجم در مقدمه كتاب نوشته است: «يگانه سفرى فراز اقيانوس بيكران انتخاب هاى متفاوت زندگى است. سفرى به راه درك و روشن بينى...» اما شايد بهترين روش براى معرفى يگانه و باخ متنى باشد كه از خود نويسنده نقل شده و پشت جلد كتاب چاپ شده است: «تصادفى يكى از كتاب هايم را بردار؛ انگشت روى صفحه اى بگذار و آن را بخوان. اين كار را سه بار انجام بده. اگر كلمه به كلمه و سطر به سطر آن علاقه و كششى درتو ايجاد كرد كه كتابم را بخوانى، آن را در آغوش بگير و بخر. اما اگر با هر بار خواندن آن سردرگم يا بى تفاوت شدى، بدان كه اين كتاب تو نيست و آن را دوست نخواهى داشت. پس پولت را هدرنده.» و اين است كه «يگانه» را كتابى براى هميشه مى دانيم. پيشنهاد ما براى هميشه شما، يگانه است.
|
|
|
|
|
هفته هفت روزه
از خوابگاه سازى تا آينده سازى!
|
|
|
سحر طلوعى الف) الآن كه دارم اين مطلب را مى نويسم، بدجورى دچار وجدان درد شده ام. و هى وجدانم به من چشم غره مى رود كه چرا هفته پيش مطلبت را ننوشتى و من كارى ندارم جز شرمسارى و اينكه سرم را بيندازم پايين و مثل بچه هاى خوب بگويم: «ديگر تكرار نمى شود!» ب) يكى از مهمترين اتفاقات اين هفته اين بود كه ماه پس از كلى بالا و پايين و اين ور و آن ور، تصميم گرفت، خورشيد را بگيرد. منتها من مانده ام چرا بعد از اين همه بحث و جدل نصفه و نيمه گرفت! در هر صورت به ما ربطى ندارد، ان شاالله به پاى هم پير شوند! ج) آقا چه كولاكى كرده اين تيم پرسپوليس تهران! هفته پشت هفته، خلق حماسه هاى بى نظير و فراموش نشدنى. به جان شما نباشد به جان خودم اگر من خواسته باشم از تيمى طرفدارى كرده باشم يا از اين حرف ها. فقط خواستم بگويم، بابا يك روزى اين تيم، براى خودش عددى بود، ناسلامتى طرفدارانش مى گفتند: «منچستر آسيا» حالا كه خوب نگاهش مى كنم. مى بينم.... د) همه موارد صحيح است. پس مى رويم سراغ اهم اخبار: تبريك و تشكر! آقا! جايتان خالى، نبوديد ببينيد وقتى خبر پيروزى حميد سوريان در كشتى فينال قهرمانى جهان را تلويزيون اعلام كرد، چه اتفاقى افتاد. اتفاق مهمى نيفتاد، فقط ما از اين كه توانستيم بالاخره يك مدال درست و حسابى و با پدر و مادر دار طلا، از اين رقابت هاى جهانى بگيريم و غم كشتى آزاد را فراموش كنيم، در پوست خود نمى گنجيديم. آقا! ما مرديم از بس ديديم اين پهلوانان كشتى ايران روى تشك ولو مى شوند و حال ندارند از جا بلند شوند. اما وقتى شنيديم بعد از حميد سوريان، على اشكانى هم توانست نقره جهان را بگيرد، كلى فرياد خوشحالى از خودمان خارج كرديم. ما ضمن تبريك اين پيروزى ها مى خواهيم بدانيم آخر اين كشتى آزاد ما واقعاً چه طورش است؟ عروسى مرغ ها! يك چندوقتى است، مرغ ها افتاده اند رو دور قدقد كردن و به قول بعضى دوستان در لانه شان عروسى به پا است. حتماً در جريان هستيد كه قيمت مرغ همين جور خود به خود تصميم گرفته برود بالا. حالا اين بالا كجاست؟ چه شكلى است، كه همه دوست دارند، يك سر بروند آنجا، نمى دانم. بدبختى هر كس هم كه مى رود آنجا، دوست ندارد برگردد. خلاصه از آن جا كه ماه رمضان شروع شده و مردم يك احتياجات خاصى دارند و افطارى دادن هم كار خوبى است، مسؤولان تصميم گرفته اند قيمت مرغ را هم يك تكانى رو به بالا بدهند تا دقيقاً در راستاى احتياجات مردم حركت كرده باشند. شما دوستان خوابگاهى هم اگر ديديد يك هو زرشك پلو با مرغ از سهميه غذايى تان حذف شد، در جريان باشيد قضيه آنفلوآنزاى مرغى نيست، بلكه عروسى مرغ ها است! رو كم كنى! همين طور كه روزنامه ها را زيرورو مى كنم تا يك خبر دندان گير برايتان پيدا كنم، مى خوانم: «كمباين جديد و پيشرفته توسط مهندس زهرا بهمنى در اراك ساخته شد.» شما يك وقت فكر نكنيد من اهل فمينيست بازى و اين حرف ها هستم، عمراً. فقط اين خبر را آوردم تا يادآورى كنم، اين فرصتى را كه پسرها براى رأى زنى هاى مختلف و كشف راه هاى متفاوت براى دودر كردن سربازى و ... مى گذرانند و تف مى كنند، دخترها صرف كارهاى ديگرى مى كنند كه كلاً باعث كم شدن روى بعضى ها مى شود. حالا هى صبح تا شب، شب تا صبح راه هاى كم و زياد كردن وزن را دوره كنيد و براى جيم زدن از سر كلاس ها نقشه بكشيد! از خوابگاه سازى تا آينده سازى! يك چند وقتى است بروبچه هاى خوابگاهى دانشگاه علامه كار و زندگى شان را تعطيل كرده اند و چمباتمه زده اند دم در خوابگاه كه «بابا اين خوابگاه ما دوزار نمى ارزد.» از آن جايى كه من خوب مى دانم معنى خوابگاه در قاموس (همان لغت نامه) دانشگاه چيست، نكاتى چند در اين مورد برايتان عرض مى كنم: ۱- كلمه خوابگاه متشكل از دو كلمه خواب و گاه مى باشد و همه آنهايى كه دانشجو هستند دقيقاً مى دانند، تركيب اين دوكلمه محصولى پديد مى آورد به نام تخت كه جايى است براى خوابيدن آيا غير از اين معنى از كلمه خوابگاه چيزديگرى مى فهميد؟ ۲- همين كه به غير از چند تا تخت تق و لق، غژغژو، يك اتاق (همان چهارديوارى) سقف دار مى دهند كه شب هاى زمستان از سرما يخ نزنيد، كلاهتان را بيندازيد آسمان. ۳- شما فكر كرده ايد كى هستيد؟ خب دانشجو هستيد كه هستيد! آينده سازان كشور هستيد كه هستيد! خيلى آينده سازيد، اول بفرماييد براى خودتان خوابگاه بسازيد، آينده پيش كشتان! حرفى بود؟ مين ها مى تازند! اگر يادتان باشد، چند وقت پيش از ساخت دستگاه مين كوب تفتان (۲) برايتان نوشتم و گفتم: اميدوارم قبل از اينكه كار به تفتان ۳ و ۴ و ... برسد، مين هاى مناطق مرزى ايران در غرب كوفته شود تا آدم و غيرآدم جانشان را روى اين مينهاى كوفتى از دست ندهند اما گويا كارى از دست تفتان (۲) برنمى آيد، چرا كه دوباره روزنامه ها خبر از كشته شدن ۴ نفر از هموطنان قصرشيرينى بر اثر انفجار مين مى دهند. آقا من به چه زبانى استدلال كنم، اين مين ها سبزشدنى نيستند كه نيستند يك روزى يك عده آدم اينها را به هواى سبز شدن كاشتند، بعد ديدند نه سبز نمى شوند. بس است ديگر. هفده سال كه سهل است n تا هفتاد سال هم صبر كنيد، انواع و اقسام تقويت كننده ها را هم پايشان بريزيد باز هم رشد نمى كنند. باور كنيد عتيقه هم نمى شوند! بدون شرح: - در بم اتفاق افتاد «جشن عروسى همزمان آقاى داماد با دو عروس».
|
|
|
|
|
شبيه زندگى گفت وگو با عليرضا صادقى (دامپزشك)
آرزوى همه دامپزشكان جهان
|
|
|
گزارش و عكاس: مرتضى قديمى «خانوم، خانوما. اجازه بده معاينه ات كنم. آفرين دختر خانم. واى چه خانومى. حالا آروم باش درجه بگذارم. چه كوچولوى آرومى....» روى ميز يك قاب عكس است. سگ پشم آلود سفيدى زبانش را درآورده است. كارمعاينه تمام شده است و من مضطرب. بوكى در مطب رها شده است و براى خودش مى چرخد. بوكى سگ سياهى است كه سرش زخم شده است و صاحبش آن را براى معالجه به كلينيك دامپزشكى آورده است. بوكى ماده است و به نظر دكتر دامپزشك خوشگل و آرام. وقتى بوكى و صاحبش از مطب خارج مى شوند فرصت ادامه گفت وگو با عليرضا صادقى فراهم مى شود. چهاردهم مهر روز دامپزشك بود و به همين بهانه جامعه دامپزشكى ايران مراسمى را پنجشنبه بعدازظهر به صرف افطار با حضور بسيارى از دامپزشكان ترتيب داده بود. به همين مناسبت براى اين هفته چيزى شبيه زندگى سراغ عليرضا صادقى، دكتر دامپزشك جوان رفتيم تا از او و شغل دامپزشكى بدانيم. البته نه به اندازه شش سال تحصيل دانشگاهى در اين رشته. صادقى از كودكى و نوجوانى عاشق حيوانات بوده است. او جوجه مرغ و اردك، گوسفند، سگ و گربه داشته است. علاقه مندى او به حيوانات و ديدن سريالى با عنوان ONE BY ONE كه زندگى يك دامپزشك را دنبال مى كرد باعث شد تا سراغ رشته دامپزشكى برود. فوق ديپلم دامپزشكى را از دانشگاه اهواز مى گيرد اما علاقه مندى و شناخت كافى او از رشته اش باعث مى شود اين رشته را ادامه دهد و مدرك دكتراى دامپزشكى را اخذ كند. صادقى مى گويد: «متأسفانه عشق به داشتن مدرك دكترى و مقوله كنكور باعث مى شود خيلى ها كه علاقه مند رشته دامپزشكى نيستند وارد اين رشته شوند.» او مى گويد به جز دو سال اول كه دروس تئورى هستند با درس «اصول معاينه دام» دروس عملى آغاز مى شود. حال اگر كسى ارتباط خوبى با دام نداشته باشد، مثلاً از حيوانات بترسد، نمى تواند خيلى موفق باشد.صادقى خاطرات شيرينى از كلاس هاى عملى دارد، از گاز گرفته شدن بچه ها توسط حيوانات تا لگد خوردن. وقتى صحبت از نگاه داشتن حيوانات در منزل مى شود، اين دامپزشك جوان مى گويد: «امروزه متخصصين علوم روانشناسى معتقدند كه حيوانات مى توانند بخشى از خلأ زندگى را پر كنند. مثلاً وقتى خسته از سر كار برمى گردى مى بينى حيوانى منتظر توست و خودش را برايت لوس مى كند و از سر و كول تو بالا مى رود ديگر به مسائل بيرون فكر نمى كنى، فرصت دارى با آن حيوان بازى كنى و سرگرم باشى. اين رابطه سال هاست كه در روستاهاى ايران بين انسان و حيوان وجود دارد.» از چگونگى فعاليت دامپزشكان و روابط آن ها مى پرسم؛ مى گويد: «در ايران دو مجموعه داريم. يك نظام دامپزشكى و ديگرى جامعه دامپزشكى كه يك NGO است و تلاش دارد مشكلات دامپزشكان را تا آن جا كه مى تواند پيگيرى و حل كند. اما نظام دامپزشكى ارگانى دولتى است كه رياست آن را رئيس جمهور مشخص مى كند و به دامپزشك شماره نظام و اجازه فعاليت مى دهد.» صادقى مى گويد: در حال حاضر بيش از ۵۰ كلينيك دامپزشكى در تهران فعال هستند. در عين حال تعداد زيادى دامپزشك هم به صورت سيار فعاليت مى كنند. او مى گويد: به رغم وجود اين تعداد كلينيك و دامپزشك اما مشكلات فراوانى داريم. موضوع واردات داروى مورد نياز حيوانات از آن جمله هستند كه دولت كمتر اقدام مى كند و واردات شخصى آن هم بسيار مشكل است. مشكل ديگر اين است كه مردم متوجه جايگاه دامپزشكان نيستند. صادقى مى گويد: «بسيارى از بيمارى هاى انسان و حيوان مشترك هستند بنابراين كسى كه حيوان دارد هر ماه بايد به دامپزشك مراجعه كند.» او ادامه مى دهد: «در كلينيك ها معمولاً شناسنامه اى صادر مى شود كه اطلاعات حيوان را در اينترنت قرار مى دهد و باعث مى شود صاحب حيوان از وضعيت حيوانش آگاه باشد و بموقع آن را نزد دامپزشك ببرد.» صادقى معتقد است اگر هر ماه حيوان ويزيت شود از صحت و سلامت حيوان مى توان مطمئن شد. ويزيت حيوانات از ۲۵۰۰ تومان تا هفت هزار تومان است. در ويزيت هاى معمولى درجه حرارت، تپش قلب، زخم هاى دهانى، التهاب لثه، دستگاه تناسلى، دستگاه گوارش و ... توسط دامپزشك بررسى و معاينه مى شود. در عين حال گوش ها پاك مى شود و ناخن ها هم كوتاه مى شوند. تشخيص قبل از درمان صادقى مى گويد: «كلينيك ها معمولاً با يك آزمايشگاه، راديولوژى و سونوگرافى و ... در ارتباط هستند كه در صورت نياز حيوان را به آن محل ها مى فرستند». او مى گويد: «در مورد حيوان نيز وضعيت مثل انسان است. اول بايد معاينه صورت گيرد و دامپزشك از تشخيص خود مطمئن باشد و سپس درمان را آغاز كند. كلينيك هايى كه در حال حاضر فعال هستند صرفاً امكان درمان حيوانات خانگى، دام و ماكيان را دارند.» صادقى مى گويد: «خارج از كشور تخصص هاى پزشك حيوانات وحشى هم وجود دارد كه البته چند نفرى هم در ايران با شهردارى ها جهت حيوانات باغ وحش ها همكارى دارند كه ظاهراً دوره هايى را در اروپا ديده اند.» اينكه يك دامپزشك مى تواند انسان ها را معاينه كند يا نه شايد سؤال مهمى باشد. اين دامپزشك مى گويد: «طبق قانون كشور نه، نمى تواند درمان كند اما در مواقع خاص اگر لازم باشد شايد چاره اى نباشد» وى ادامه مى دهد: همانطور كه گفتم بسيارى از بيمارى هاى حيوانات و انسان مشترك هستند.» دامپزشكان در ايران مى توانند بعد از اخذ مدرك در رشته هاى باكترى شناسى، ويروس شناسى، انگل شناسى و ... تخصص بگيرند اما خارج از كشور تخصص هايى چون ارتوپدى، قلب، مغز و ... براى دامپزشكان وجود دارد كه آنها را در خدمت حيات وحش و حيوانات قرار مى دهد. اسهال، استفراغ، مشكلات گوارشى و مشكلات تنفسى عمده ترين بيمارى هاى شايع در حيوانات خانگى خانواده هاى ايرانى است. صادقى مى گويد: «متأسفانه خانواده هايى كه حيوان نگه مى دارند همان غذايى را كه خودشان مى خورند با سس، نمك، روغن، فلفل فراوان و ... به حيوان مى دهند كه اين مواد با دستگاه گوارش حيوان سازگار نيست و مشكلاتى را از جمله زخم معده به وجود مى آورد.» او ادامه مى دهد: «در چنين شرايطى مجبوريم به حيوان رژيم غذايى مشخص بدهيم تا به وضعيت مناسب برسد.» در خصوص پرنده ها هم اختلالات گوارشى و تنفسى و بيمارى هاى روانى بسيار شايع است. صادقى مى گويد: «پرنده ها بسيار حساس هستند و در صورت كم توجهى به خودشان آسيب مى رسانند و پرخودشان را با منقار مى كنند. در اين شرايط پرنده بايد حمايت روانى شود و در عين حال از داروهاى آرام بخش هم استفاده مى شود. گردنبد اليزابت حلقه اى است كه به گردن پرنده آويخته مى شود تا نتواند به خودش منقار بزند.» صادقى در ادامه مى گويد: «همانطور كه گفتم موضوع دارو از مهمترين مشكلات ما و مردم است» او مى گويد: «بسيارى از داروخانه ها ديگر نسخه ما را قبول نمى كنند و مى گويند داروها با سوبسيد وارد مى شوند و براى انسانها هستند» او مى گويد: «وقتى داروى مشخص براى حيوان وجود ندارد مجبوريم از داروى انسان استفاده كنيم كه البته مقدار مصرف را بايد دقيق بر اساس نوع حيوان، وزن و نوع بيمارى محاسبه كنيم.» سرطان پوست، دستگاه هاى گوارش و سينه نيز از جمله بيمارى هاى شايع در سگ هاست. مدارك پزشكى سگى را نشان مى دهد كه پس از معاينات اوليه و بعد راديوگرافى مشخص شد سرطان دارد. صادقى در كلينيك خودش با داشتن امكانات كافى جراحى هم انجام مى دهد. جراحى هاى حيوانات بر اساس نوع آن قيمت متفاوت دارند. مثلاً جراحى زيبايى دم ۳۰ هزار تومان است. جراحى گوش ۵۰ هزار تومان و سزارين سگ يا گربه ۱۲۰ هزار تومان است و قيمت بعضى از جراحى هاى خاص مثلاً ارتوپدى بر اساس توافقى است كه صورت مى گيرد. صادقى معتقد است اگر كسى حيوان نگه مى دارد بايد به مسائل آن هم رسيدگى كند و بالطبع از داشتن آن حيوان لذت مى برد وگرنه نبايد سراغ حيوانات برود چرا كه شخص به خودش و خانواده اش و آن حيوان آسيب مى رساند. او مى گويد: «اگر به حيوان از لحاظ پزشكى و مراقبت بخوبى توجه شود جاى نگرانى نيست و ادامه مى دهد: مثلاً خيلى ها از بيمارى هارى ممكن است ترس داشته باشند كه در صورت مراجعه سالى يك بار جهت واكسن هارى ديگر جاى نگرانى نيست.» صادقى هر روز به جز ايام تعطيل از ساعت ده صبح تا يك و از چهار بعدازظهر تا هشت به كلينيك مى آيد تا به معاينه حيوانات بپردازد. او مى گويد: «تقريباً متوسطى براى مراجعه در روز نمى توان مشخص كرد و اين موضوع فصل است. مثلاً تابستان ها مراجعه كمتر است چرا كه مردم به سفر مى روند.» صادقى دامپزشك، در اوقات فراغت كتاب مى خواند و آرزويش مشابه آرزوى همه دامپزشكان جهان است، داشتن بيمارستان خصوصى دامپزشكى.
|
|
|
|
|
چيزى براى امروز
روزهاى جهانى واقعاً در نوع خود بى نظير هستند. هيچ كس نمى داند چه كسى اين روزها را پيشنهاد كرده و چه كسى آنها را به تصويب رسانده است. بعد از روز جهانى آلزايمر، روز جهانى دستشويى هاى عمومى، روز شعر، آلودگى صوتى و مالاريا، ظاهراً روزى را هم در تقويم جهان به «ببرها» اختصاص داده اند. من نمى دانم در اين روز مردم جهان دقيقاً بايد چه كار كنند. آيا شكارچيان ببر در يك روز دست از كار مى كشند تا ببرها نفس تازه اى بكشند، آيا در باغ وحش ها و سيرك ها غذاى ويژه اى برابر ببرها سرو مى شود يا آيا سازمان ملل براى سرگرمى ببرها در اين روز جشن هاى خاصى ترتيب مى دهد؟ در اين تصوير يكى از اعضاى فعال محيط زيست در چين، صورت كودكى را با قلم مو نقاشى مى كند تا او را شبيه ببرها درآورد. اين ظاهراً مفيدترين كارى بوده كه براى آشتى دادن كودكان و ببرها در اين روز جهانى مى شد انجام داد. دو سال پيش در بلغارستان، هزاران نفر در بزرگداشت روز جهانى كتاب به خيابانها ريختند. كتابهايشان را باز كردند و روى سرشان گذاشتند و طول خيابان سوفيا را پياده پيمودند. خداى من، در اين دنيا چه خبر شده؟
|
|
|
|