يكشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۴ -
Sun, Oct 9, 2005
فرهنگ و هنر
۳۲۷۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
به بهانه انتشار كتاب آثار مسلميان
دستى بريده و بى آرزو، چشمى محروم و مردد
231249.jpg
احمدرضا دالوند
*  عنوان كتاب: گزيده اى از آثار نصرت الله مسلميان
*  ناشر: مؤسسه فرهنگى پژوهشى چاپ و نشر نظر
*  ۱۱۲ صفحه، رنگى، تهران ۱۳۸۴
براى سهولت در انتقال آنچه اين نوشتار سعى در بيان آن دارد، آثار نصرت الله (بهروز) مسلميان را به دو دوره: الف) آثار دهه ۶۰ و ب) آثار دهه ۸۰ تقسيم مى كنيم.
مى خواهيم به نقاشى هايى خيره شويم كه حدود سه دهه در زمره آثار معاصر ومطرح نقاشى امروز ايران به حساب آمده اند.
مسلميان از جمله نقاشان خوش اقبالى بوده است كه هم مورد ارزيابى منتقدين واقع شده و هم توسط كلكسيونرهاى خصوصى و نيز مجموعه هاى رسمى و دولتى مورد استقبال قرار گرفته است.
اينكه يك نقاش همواره مورد توجه و نقادى آن بخش از جامعه كه شامل موزه، ناشر، منتقد و كلكسيونر مى شود، قرار مى گيرد به هر تقدير و در قياس با خيلى از نقاشان ديگر، مى تواند خوش اقبالى به حساب آيد.
اما، داورى آثار يك هنرمند تنها وقتى مى تواند يك داورى منزه و فارغ از شتابزدگى و احياناً عارى از تعارف، محفل گرايى و سطحى نگرى باشد كه از «آزمون زمانه» عبور كرده باشد. آزمون زمانه هم بر تلقى و باور هنرمند و هم بر استنباط و فهم منتقد و مخاطب تأثير گذار است. شايد به چنين دليلى باشد كه به آن دسته از آثار ادبى و هنرى كه به «كلاسيك ها» مشهورند، با ديده احترام مى نگرند و همچون يك سند بشرى آنها را پاس مى دارند.
كلاسيك هاى موسيقى، شعر، ادب و هنر يك ويژگى مشترك دارند و آن، اقبال توأمان نزد خاص و عام و نفوذ و تأثيرى است كه در همه جهات و نزد همه مردم دارند.
كلاسيك ها كه روزگارى زبان زمانه خويش بوده اند، با گذشت صدها سال هنوز هم گويى زبان زمانه ما نيز هستند.
هر اثر، چنانچه تكه اى از جان هنرمند، تكه اى از الماس جان هنرمند باشد به دو هدف پيشاپيش دست يافته است: يكى حضور مؤثر در زمان حال و دوم، تداوم پيوسته در اعصار آينده است.
آثار متأخر مسلميان كه از آغاز دهه هفتاد به اين سو را در بر مى گيرند، اكنون با گذشت ۱۰  تا ۱۵ سال، ديگر آن تازگى و جذابيت نخست را ندارند. اشاره به اين نكته بيش از آنكه به ارزش آثار مسلميان مربوط باشد به زيستن در شرايط پيچيده جهان امروز مربوط مى شود. شرايطى كه بشريت را در موقعيتى متفاوت از حتى چند سال پيش قرار داده است. اين شرايط، به شكلى در حال گسترش و تسرى است كه حتى مفاهيم و محاسبات و شكل بندى هاى ذهنى، علمى و فكرى مربوط به چند ماه پيش را نيز مى تواند مورد بازنگرى قرار دهد. زيستن در اين زمانه، عرصه را براستنباطات محدود فردى و باور هاى كوچك بومى تنگ مى كند. از سويى، زيستن در چنين زمانه اى مى تواند بر استنباطات محدود فردى و باورهاى كوچك بومى تأثيرى بارور كننده بر جاى گذارد. «سروسهى»، «مرغ عشق» و «ماهروى چشم بادامى، غنچه لب، ابروكمان»، ... از جمله استعاره هايى هستند كه به  طور مكرر توسط نصرت الله مسلميان به كار مى روند. تكرار استعاره هاى دوران سعدى و خاقانى توسط مسلميان، كم به واژ گان آثار او تبديل شده است. او با استعاره هايى چون طوطى، بركه آب، چهره هاى مينياتورى، قاچ هندوانه، هلال ماه، ... سازو برگ خود را براى به بيان كشاندن دنياى پيرامون خود، دنيايى كه در عصر استيلاى information Technology به سر مى برد؛ تدارك ديده است. حاصل را نيز در يك پردازش آبستره عرضه كرده، در يك فضاى فراخ و بر سطح يك بوم نقاشى بزرگ، بافت (Texture) نقاشى هاى انتزاعى غربى را مى بينيم با اين تفاوت كه در لابلاى سطوح فراورى شده و بافت هاى انتزاعى آثار مسلميان گهگاه سروكله يك ماهروى چشم بادامى پيدا مى شود كه با پشتيبانى و تقويت يك «تاش پهن» توجه را به سوى خود جلب مى كند.
به عبارت روشن تر، مفهومى «ايرانى» به استناد تابلوهاى مسلميان يك مفهوم قديمى و امرى متعلق به گذشته است (سروسهى، مرغ عشق، طوطى، ماهروى...).
مسلميان در كوششى جانكاه كه البته به دليل شيرينكارى نقاش «ديدنى» جلوه مى كند، سعى كرده است اين باور را: كه «مدرن» به مثابه يك كالاى وارداتى است و «ايرانى» يك مفهوم بانشانه هاى قديمى است را به هر تدبيرى به هم بچسباند. اگر در  «تدبير» فنى مسلميان خللى باشد، به باورى بر مى گردد كه در تك تك تابلوهايش رويت مى شود. مكانيزم پيشنهادى مسلميان در بيان آثارش تمسك به خطوط منحنى است. خطوطى كه هم نقش اتصال دهنده سطوح و فضاهاى متفاوت را برعهده دارند، و هم خط افق را القا مى كنند. (تصاوير صفحات ۷۲ و ۷۳ ، ۷۸ ، ۸۰ و ۸۱ ، ۸۲ ، ۸۷).
نقاشى هاى دهه هفتاد مسلميان به اين سو زيبا هستند و گاه غير منتظره، اما براى يك بار، فقط براى يك بار مى توان ديدارشان كرد.
اين آثار ما را به ديدن، دوباره ديدن و پيوسته ديدن فرا نمى خوانند. تفاوت يك اثر نقاشى با هر اثر تصويرى ديگر در همين نكته است.
اثر نقاشى در زمانه تكثير ديجيتالى تصوير و دسترسى آسان به تصاوير باد آورده، بايد مجال يك نگاه طولانى و ديدن با تعمق را براى چشمان گرسنه ما فراهم سازد. راستى چرا با اين همه رنگ هاى زيبا و نظر گير كه توسط نقاش به كار رفته و عناصر بصرى قابل توجهى نيز كه در كار شده، اما همچنان مجال آن نگاه طولانى و ديدن با تعمق براى ما به دست نمى آيد؟
نقاشى معاصر ايران چشمى مردد و همه سونگر دارد. چشمى كه بر ديروز، امروز، اينجا و آنجا به سرعت گذر مى كند. چشمى محروم كه با آرزو به همه آنچه ممكن است او را صاحب تشخص فرهنگى وتاريخى جلوه دهد مشتاقانه مى نگرد. حاصل اين طرز ديدن، رفتار و سازماندهى خاص خود را در پى خواهد داشت.
پراكندگى نقشمايه هايى مثل: قاچ هندوانه، هلال ماه، طوطى، دست بريده، ميز، چهره هاى مينياتورى، تاش ها و لكه هاى رنگى، خط خطى ها، نيمرخ مرد هيولايى، بركه آب، ... كه بر سطح وسيعى بوم پراكنده اند، فرصت تصميم گيرى، تمركز و مكث را از بيننده سلب مى كند.
آثار مسلميان يكى از نمايندگان بلامنازع نقاشى امروز ايران است. اما، همه نقاشى معاصر ايران در مسلميان و طرز دريافت او از نقاشى محدود نمى شود.
با اينهمه، در يك كوشش صادقانه كه با سكوت، مكث، دقت، تفكر، مهربانى و شفقت توأم است، مى خواهيم طعم آن ديدارهاى شگفت انگيز نخستين را (اشاره به آثار دهه ۶۰ مسلميان) از شبكيه چشم دريافت كرده و به روان و احساس خود منتقل كنيم. لذا، ناكام از اين حس ناتمام كتاب را ورق مى زنيم. با آرامى و با مكث، گاه با تعلق خاطر، گاه با نوعى نوستالژى، بويژه در رويارويى با اثر چاپ شده در صفحه ۱۸ كتاب (متعلق به كلكسيون دكتر جهانگير كازرونى و از مجموعه آثار جنگ به تاريخ ۱۳۶۶)، كه سخت نظرگير و از جمله آثار ماندگار نصرت الله مسلميان است. بهترين راه ديدار مجدد اين آثار است، ديدارى كه با چاپ برگزيده نقاشى هاى نصرت الله مسلميان فراهم شده است.
حزن، تلخى و رنج، مفاهيمى كاملاً انتزاعى هستند كه در ميليمتر به ميليمتر نقاشى  هاى مسلميان در طول دهه شصت به تصوير در آمده اند.
نقاشى هاى دوره جنگ، براى اينكه مخاطب را تكان دهند، نيازى به نمايش عواطف انسانى در قالب اندام، چهره يا دست بريده  نداشتند. تلخى و حزن و اعتراض به زمين، به آسمان، به ديوار، به ميز، به ماه و به همه چشم انداز تزريق شده بود. كافى است به صفحات ۱۳ تا ۳۵ كتاب با دقت نگاه كنيد. در واقع اين كتاب را تا صفحه ۳۵ مى توان دير و با تلخى جارى در آثار اين بخش از كتاب، بغض كرد و گريست.
يك نقاش معترض، يك گلوى زخمى، يك دست بريده و يك چشم خيره با هم و در يك رفتار موزون به آثارى تبديل شدند كه نتيجه اش جاى دادن مسلميان در صدر نقاشى دهه شصت ايران بود.
اما مسلميان با گذر از دهه شصت كه دهه درخشان زندگى هنرى اوست، با چه انديشه اى دهه هفتاد را آغاز مى كند؟
پيشگفتار كتاب سعى دارد مسلميان دهه هفتاد به اين سو را توضيح دهد. به راستى هم كه آثار مسلميان دهه هفتاد نياز به توضيح دارند. توضيح نه از باب «تفسير» يك زبان تحليلى يا «analytical»، بلكه از باب «شرح» يك طرز چيدمان عناصر تصويرى كه ذكر شد. (صفحات ۷۰ ، ۸۲ ، ۸۵ ، ۸۷ ، ۹۵ ، ۱۰۰)
بيان اين مطالب اصلاً به معناى ناديده گرفتن اهميت كار مسلميان نيست. آثار مسلميان اهميت دارند. اين آثار همه اهميتى كه آثار يك هنرمند آغاز گر واجد آن است را در خود نهفته دارند. نقاشان بسيارى در دهه هاى قبل از شكل گيرى آثار مسلميان، چنين مسيرى را، البته با تفاوت هاى ماهوى بسيار آغاز كرده اند. همه اينان از دهه ۴۰ و ۵۰ تا دهه ۶۰ و ۷۰ در زمره آغاز گران محسوب مى شوند. اين فرايند آغاز گرى ممكن است صد سال هم به طول انجامد. صدسالى كه هم اكنون نيمى از آن طى شده است.
اين فرآيند، نقاشانى را شامل مى شود كه دغدغه ملى را بر يك اعتبار بين المللى گره زده اند. سر سلسله چنين فرآيندى از اوايل دهه ۴۰  قابل شناسايى است و تاكنون كه در نيمه هاى دهه ۸۰ هستيم ادامه دارد.
در كار اكثر اين نقاشان به آن تناقضات و سرگردانى هايى بر مى خوريم كه مخصوص هنرمندان پيشرو و آغاز گر است.
اينان نه به گرته بردارى صرف از هنر ملى بسنده كرده اند و نه يكسره از آداب هنر غربى تقليد مى كنند. يافتن يك طريق يگانه و خلق يك «استيل ايرانى» متناسب با زمانه، كارى سترگ است كه بسيارى از اين نقاشان به سهم خود در اين طريق تلاش كرده اند. در اين ميان سعى مسلميان بسيار چشمگير و سهم او بسيار قابل توجه است. مسلميان تكرار نخواهد شد، مسلميان تكميل خواهد شد. تكرار مسلميان توسط خودش يا ديگران، نشانه  رج زدن است، در حالى كه تكميل مسلميان توسط خود او يا ديگران مى تواند نشانه نوعى چاره جويى و گره گشايى در باورها و رسيدن به يك استيل ايرانى معاصر باشد.
انسان ايرانى كه دهه ۴۰ تا دهه ۷۰ را تجربه كرده باشد و اكنون كه در كمركش دهه ۸۰ يكى از پيچيده ترين گذرگاههاى تاريخ  اش را سپرى مى كند؛ با استعاره هايى مثل طوطى، زن ابرو كمان و غنچه لب،قيافه هاى مينياتورى، سروسهى، مرغ عشق، و ... نه دلش مى لرزد ونه انديشه اش برانگيخته مى شود. به هر تقدير، نقاشى معاصر ايران در دست هنرمندانى از جمله مسلميان در حال تكوين است. اما اين نقاشى چشمى محروم و مردد دارد، چنين چشمى خيلى كم و خيلى پراكنده دريافت مى كند. اين معضل به همه نقاشى امروزى ما مربوط است. نصرت الله (بهروز) مسلميان نيز از اين قاعده مستثنى نيست. نقاشى معاصر ايران هنوز از داشتن يك «استثنا» محروم است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |