|
آخرين صفحات كتاب شكست هاى بوش
|
|
|
«سيندى شيهان» مادر سرباز آمريكايى است كه روز چهارم آوريل سال ۲۰۰۴ و درست چهار روز پس از انتقالش به عراق در اين كشور جان خود را از دست داد. اين سرباز همانند ساير همقطاران خود در ويتنام و افغانستان قربانى طمع سياستمداران آمريكايى ارضاى حس جاه طلبى سردمداران خود شد. سيندى پس از مرگ پسرش سعى كرد فرياد اعتراض خود را به گوش جهانيان برساند. فريادى كه در ابتدا، تنها صداى مادر غمگينى بود كه پيام هاى خود را در سايت هاى اينترنتى منتشر مى كرد. اندك اندك اين اعتراض پررنگ تر شد و دامنه آن به تگزاس و مقابل مزرعه شخصى رئيس جمهور رسيد؛ مزرعه اى كه سيندى بيش از يك هفته در مقابل آن دست به اعتراض زد، اما «آقاى رئيس جمهور» حتى زحمت يك دلجويى ساده را هم به خود نداد. وى در جريان تظاهرات ضدجنگ هفته گذشته در مقابل كاخ سفيد در مصاحبه اى ديدگاههاى خود را بيان كرده است. متن اين گفت وگو در پى مى آيد: * پس از حادثه كاترينا، شما در اظهاراتى تند ادعا كرديد كه آخرين صفحات كتاب سرشار از شكست جورج بوش، عراق و كاترينا هستند. به نظر شما، آمريكا در حال حاضر در چه شرايطى به سر مى برد؟ - خوب، بى شك، بزرگترين اشتباه ايالات متحده، حمله به عراق بود. از سوى ديگر، پس از حمله، تدابير اتخاذ شده توسط اين كشور در عراق نيز به هيچ وجه برنامه ريزى شده نبود، هزينه اى كه در عراق خرج شد به جيب منفعت طلبان رفت و نه سربازانى كه از خانه و آشيانه خود دور شده بودند تا به طمع سردمداران خود پايان دهند. جنگ عراق، نبردى كاملاً سياسى بود. نه تنها حضور در عراق اشتباهى استراتژيك و فاحش بود، بلكه كشور ما را به هدف مناسبى براى تروريست هاى بين المللى تبديل كرد. اين جنگ به اندازه اى تنفر و انزجار از ايالات متحده را در سطح جهانى برانگيخت كه حتى نوه هاى ما نيز از اين خصومت بى بهره نخواهند ماند. كشتن مسلمانان بى گناهى كه هيچ دشمنى با ما و كشورمان نداشتند، تنها باعث ايجاد مشكلات بيشتر شد. اما در خصوص كاترينا، اين حادثه مصيبت طبيعى بود كه هيچ كس را ياراى جلوگيرى از آن نبود. با اين وجود، مصيبت هايى كه پس از آن توسط مقامات در رأس ايالات متحده براى بازماندگان به ارمغان آمد، بسيار وحشتناك تر از خود حادثه بود. بزرگترين معضل اين بود كه در آن زمان، تمامى منابع ما در عراق نگه داشته مى شدند. مشكل دوم اين بود كه نيروهاى امدادرسان و خدماتى بسيار ديرهنگام در محل حضور يافتند. جورج دبليو بوش در زمانى كه بازماندگان اين حادثه در ترس و وحشت به سر مى بردند، در حال بازى گلف و خوردن كيك تولد با جان مك كين بود. جورج بوش با مردم كشورش بسيار فاصله دارد و اين بزرگترين مشكل وى است. در حقيقت كاترينا در ميان مردم به «مونيكاى» جورج بوش تبديل شده است. البته مونيكايى كه بسيار خطرناك تر از يك رقيب است. * شايد كاملاً منطقى باشد كه بازماندگان سربازان آمريكايى كه در جنگ جان خود را از دست دادند، اقدام به اعتراض به مقامات كنند اما آنچه به رهبرى شما اتفاق افتاد، بسيار بى سابقه بود. آيا هرگز پيش از آغاز اين حركات، چنين تصويرى از اعتراض خود داشتيد؟ - اين سؤالى است كه همواره از من پرسيده مى شود. اما چرا هيچ كس به اين فكر نمى كند كه براى يك بار هم كه شده مى توان به مقام مقدس جورج بوش اندك اعتراضى كرد؟ * اين همان سؤالى است كه من از شما دارم. - من هم نمى دانم. من به اين مسأله بسيار فكر كردم و سعى مى كنم آن را به اجرا درآورم. پيش از اين قرار بود براى يك هفته به انگليس بروم و با «جان كاينرس» كه از اعضاى پارلمان است، در اين خصوص صحبت كنم كه متأسفانه اين سفر لغو شد. درست، روز سوم آگوست بود كه ۱۴ نفر جان خود را از دست دادند و جورج بوش تنها به گفتن اين جمله اكتفا كرد كه اين سربازان جان خود را براى هدفى متعالى از دست دادند و ما نيز بايد راه آنها را ادامه دهيم. * پس از تجمع در مقابل مزرعه شخصى جورج بوش و عدم حضور وى در جمع شما، اعلام كرديد كه اين اقدام بوش در واقع، به منزله بنزينى بود كه بر روى آتش اعتراض ها ريخته شد و در صورتى كه وى تنها براى چند دقيقه در جمع شما حاضر مى شد، بى شك، همه چيز تغيير مى كرد. - در صورتى كه وى با من صحبت مى كرد، بى شك باران دروغى بود كه بر سر من ريخته مى شد. من نيز در برابر تمامى اين دروغ ها واكنش نشان مى دادم و قطعاً اين ديدار چندان خوشايند نبود. در حقيقت روند حركت به سوى صلح با عدم حضور وى در جمع ما، رونق بسيارى يافت. * جورج بوش، مشاور امنيت ملى خود و معاون كاخ سفيد را به ديدار با شما فرستاد. در اين ديدار چه گذشت؟ - آن ها از من پرسيدند اگر رئيس جمهور را ببينى، به وى چه خواهى گفت و من نيز پاسخ دادم: تنها يك سؤال در ذهنم وجود دارد: آن هدف عالى كه فرزندم به خاطر آن جان خود را از دست داد، كجاست؟ آن ها نيز تنها يك پاسخ داشتند: دور نگه داشتن ايالات متحده از خطر تروريسم و برقرارى آزادى و دموكراسى در آن. پس از آن در مقام طول اين ديدار، وقت ما با توجيه تراشى هاى مقامات به هدر رفت و من در نهايت خطاب به آنها گفتم: شايد من يك مادر داغديده باشم، اما هرگز يك احمق نخواهم بود. من از زمان آغاز جنگ از اين قبيل شعارها بسيار شنيده بودم. بنابراين تنها مى خواستم رئيس جمهور را ببينم. آنها نيز تنها ادعا كردند كه سخنان من را به گوش رئيس جمهور خواهند رساند. جورج بوش تصور مى كرد كه با فرستادن مقامات ارشد دولت خود مى تواند من را متقاعد كند و به اين اعتراضات پايان دهد. * بيش از يك سال است كه من سخنان شما را در قالب مقالات متعدد در اينترنت مى بينم. دستاورد اين حركات چه بوده است؟ - فكر مى كنم همين اقدامات، من را بسيار مشهور كرد. البته شهرت جهانى من بسيار ناگهانى رخ داد. زمانى كه مادر من سكته كرد، فرزندانم در اروپا در حال گذراندن تعطيلات خود بودند من و همسرم تصميم گرفتيم اين موضوع را به آن ها نگوييم، اما آنها از طريق تلويزيون از اين موضوع اطلاع يافتند. اين اتفاقات نه تنها توجه جهانى را به سمت ما جلب كرد، بلكه باعث افزايش حساسيت رسانه ها نيز شد. شعار و هدف من از ابتدا تاكنون هيچ تغييرى نكرده است. من در كنفرانس هاى بسيارى حضور يافتم و صحبت كردم، اما سخن من همواره يكى بوده است. * فكر نمى كنيد كه رسانه ها سخنان شما را سانسور كردند و برخى از رك گويى هاى شما را هرگز بيان نكردند؟ - حقيقت اين است كه خداوند همواره كسانى را كه به صراحت سخن مى گويند و يا حقيقت را بيان مى كنند، دوست داشته است. * آيا علاقه داريد اندكى درخصوص واژه هايى كه به كار مى بريد، مانند جنايت جنگى، كه براى آمريكايى ها بيگانه است، اندكى صحبت كنيد. - اين عبارت در كنوانسيون ژنو آمده است. هيچ شكى وجود ندارد كه آمريكا مرتكب جنايت جنگى شده است. اين واژه، كلمه اى است كه يا سفيد است و يا سياه و حد متوسطى براى آن وجود ندارد. در خصوص اين قبيل واژه ها تنها يك سؤال وجود دارد: آيا شما به سر آن سرباز شليك كرده ايد يا خير؟ به محض اين كه پاسخ «بله» باشد، قضيه كاملاً تمام شده است. اين يك جنايت است و براساس قوانين آورده شده در كنوانسيون ژنو، يك جنايت جنگى محسوب مى شود. جورج دبليو بوش يك تروريست واقعى است. تعريف شخصى وى از تروريست، فردى است كه انسان هاى بى گناه را به خاك و خون بكشد. اين تعريف دقيقاً مطابق با شخصيت وى است. تاكنون بيش از صد هزار عراقى بى گناه جان خود را از دست دادند البته تعداد افغانى هايى را كه قربانى اين طمع بوش شدند نيز نبايد فراموش كرد. * اندكى درخصوص پسرتان صحبت كنيد؟ - او پسر بسيار آرامى بود. هرگز عصبانى نمى شد. او فرزند بزرگ من بود و من فرصت بسيارى را صرف تعليم و تربيت وى كرده بودم. او هرگز براى هيچ كس دردسر درست نمى كرد. * چه شد كه به ارتش پيوست؟ - وى ابتدا با يكى از افرادى كه سربازان داوطلب را تشويق به حضور در جنگ مى كرد، ملاقات كرد. وعده هاى بسيارى به وى داده شد كه به هيچ كدام عمل هم نشد. خوب به ياد دارم كه مه سال ۲۰۰۰ بود و نه يازدهم سپتامبر. جورج بوش حتى پيش از آن كه به عنوان رئيس جمهور برگزيده شود، آرزوى حمله به عراق را در سر داشت. آن ها به پسرم وعده ۲۰ هزار دلار پول نقد و يك لب تاب را داده بودند كه هيچ كدام از آنها عملى نشد. * آيا هرگز درخصوص جنگ عراق با وى صحبت كرديد؟ - بله هيچ كدام از اعضاى خانواده من با اين جنگ موافق نبودند. آخرين بارى كه با وى صحبت كردم، گفت: كاش مى توانستم به عراق نروم، اما اين وظيفه من است و بايد به آن عمل كنم. او همواره فكر مى كرد كه حضورش در عراق باعث ايجاد امنيت در كشورش مى شود، اما او هرگز نفهميد كه هيچ ارتباطى ميان اين دو وجود ندارد. منبع: خبرگزارى آفتاب به نقل از سايت اينترنتى «زدنت»
|