يكشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۴ -
Sun, Oct 9, 2005
ديپلماتيك
۳۲۷۶
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
نيواورلئان و بغداد:
نيواورلئان و بغداد:
دو روى يك سياست مشابه
ترجمه: مينا منقويان
منبع: سايت اينترنتى «جهان سوسياليسم»
به محض اينكه نظاميان گارد ملى آمريكا از عراق بازگشتند، به منطقه بحران زده نيواورلئان اعزام شدند. نيروهاى گارد ويژه در حالى روانه مأموريت خود شدند كه دستور تيراندازى به آنها داده شده بود. به علاوه، آنها توسط هلى كوپترهاى «شاهين سياه» كه بر فراز شهر پرواز مى كردند پشتيبانى مى شوند و اين دقيقاً همان شباهت اصلى و آشكار ميان سياستهايى است كه توسط واشنگتن در خانه و خارج دنبال مى شود. بنابه گفته ژنرال «استيون بلوم» از گارد ملى، نيمى از ۷۰۰۰ نظامى گارد ملى كه عازم لوئيزيانا شدند چندى قبل از خدمت در آنسوى آبها بازگشته بودند و در استفاده از نيروى مرگبار بسيار حرفه اى هستند. فرماندار «لوئيزيانا» - «كاتلين بلانكو» - اعلام كرد، نيروهاى گارد ملى مى دانند چگونه شليك كنند و افراد را نشانه بگيرند ... و من انتظار دارم اين كار را انجام بدهند. واكنش دولت «جورج بوش» به فاجعه اى كه خود در نتيجه تهاجم به عراق در به وجود آمدنش سهيم بود و عملكردش در برابر فاجعه لجام گسيخته ناشى از توفان كاترينا، بى كفايتى و بى صلاحيتى شرم آور آمريكا و ناديده انگاشتن و بى ارزش بودن جان انسانها توسط اين دولت را آشكار مى كردند؛ دو رويدادى كه هر دو معجزه به اوج گيرى تلفات انسانى و رنج و اندوه عميق مردم شد. ميان فاجعه انسانى در عراق و آنچه در نيواورلئان روى داد،  رابطه اى مستقيم وجود دارد. تقريباً يك ماه پيش، سرهنگ «پيت اشنايدر» از گارد ملى لوئيزيانا خطاب به رسانه هاى جمعى از اين نكته گله مند بود كه تجهيزات اساسى اى كه نيروهاى نظامى آمريكا اكتبر گذشته با خود به عراق برده اند، نظير منابع تأمين كننده آب،  ژنراتورها و وسايل سوخت گيرى، در آن كشور جا گذاشته شده اند. او تذكر داده بود: در صورت وقوع يك فاجعه طبيعى جدى، كمبود امكانات، مى تواند مشكلات عديده اى در امدادرسانى سريع و عمليات نجات به وجود آورد.
بايد اين را نيز اضافه كرد كه عدم مقاومت بندرگاه و آب گرفتگى ۸۰ درصد شهر نيواورلئان بر اثر سيل، مربتط با كاهش بودجه دولت بوده است كه به طور مرتب توسط دولت بوش، پس از آغاز جنگ عراق تحميل و اعمال شده است. در بودجه سال ،۲۰۰۴ گروه مهندسى ارتش درخواست يك بودجه ۱۱ ميليون دلارى براى اجراى پروژه محافظت در برابر توفان در منطقه نيواورلئان را كرده بودند كه تنها نيمى از اين مبلغ (حدود ۵‎/۵ ميليون دلار) تخصيص يافته بود. در بودجه سال ،۲۰۰۵ اين گروه درخواست ۲۲‎/۵ ميليون دلار بودجه كرده بودند، در حالى كه يك چهارم،  يعنى چيزى حدود ۵‎/۷ ميليون دلار، دريافت كرد.
اين در حالى است كه براى بودجه سال ،۲۰۰۶ دولت بوش يك بودجه ۲‎/۹ ميليون دلارى را پيشنهاد كرده بود. اينكه پولى كه مى بايست در راستاى تقويت بندرگاه و حفاظت نيواورلئان به مصرف مى رسيد، كجا رفته است،  براى مقامات محلى پوشيده نيست. «والتر مائسترى» يكى از رؤساى مديريت بحران در شرايط اضطرارى شهر «لوئيزيانا» خطاب به نشريه time-Picayune در ژوئن ۲۰۰۴ گفت: «اينطور كه به نظر مى رسد اين پول به بودجه رئيس جمهورى منتقل شده است تا در راه تأمين امنيت داخلى و جنگ در عراق به مصرف برسد، به عبارتى، ما اينگونه بهاى آن مبارزه و جنگ را مى پردازيم. هيچ يك از افراد بومى اين منطقه از اينكه بندرگاه نيمه تمام مانده است راضى نيست و ما هر آنچه در توان داريم براى اتمام اين مسأله به كار خواهيم بست، چرا كه يك مسأله امنيتى براى ما به شمار مى آيد». «اريك هولدمن»، مدير دفتر مديريت وضعيت اضطرارى در واشنگتن مى گويد: اين در حاليست كه FEMA - آژانس فدرال مديريت بحران (شرايط اضطرارى) - آژانس مهمى كه براى مواجهه با چنين فجايعى تدارك ديده شده است، اساساً دست كم گرفته شده و كم ارزش پنداشته مى شود و از جانب (توسط) وزارت امنيت داخلى مورد بى مهرى كامل قرار مى گيرد. در عوض منابع امدادرسانى در هنگام بروز فجايع به پروژه به اصطلاح «جنگ جهانى عليه تروريسم» اختصاص مى يابد،  عواملى كه دستاويز آمريكا براى لشگركشى به كشورهاى ديگر جهان شده است. بودجه هاى كلانى در راه جنگ در عراق و ديگر اقدامات نظامى آمريكا خرج شده است كه همگى از محل كسر بودجه مربوط به خدمات اجتماعى كشور تأمين شده اند. با تأييد يك لايحه اضطرارى ديگر در مورد مسأله عراق، كنگره ۵۰ ميليارد دلار ديگر براى جنگ عراق اختصاص خواهد داد. واشنگتن ماهيانه به طور متوسط حدود ۵‎/۴ ميليارد دلار براى اين جنگ مى پردازد. بنابراين پنتاگون در كمتر از دو ماه، مبلغى برابر تمامى بودجه امدادرسانى و عمليات نجاتى كه دولت بوش براى نيواورلئان ساحل خليج مكزيك كه ويران شده،  درخواست كرده است هزينه مى كند. خشم و عصبانيت شهروندان مصيبت زده نيواورلئان كه فرياد «ما كمك مى خواهيم» سرداده اند و از ناتوانى واشنگتن در تهيه اساسى ترين و اوليه ترين مايحتاج آنها و سازماندهى عمليات امدادرسانى، خشمگين بودند، به طور شگفت آورى انعكاس دهنده صداى اعتراض مردم بغداد و ديگر شهرهاى عراقى است. با ادامه اشغال عراق توسط آمريكا، در سومين سال متمادى، از هر چهار خانوار عراقى، سه خانواده از قطع مكرر جريان برق گلايه مندند، همچنين قطع آب نيز به طور مرتب رخ مى دهد و ۴۰ درصد گزارش ها از خانه هاى شهرى حاكى از آن است كه فاضلاب ها به خيابانها ريخته مى شوند. يك بحران بهداشتى و سلامتى در سراسر كشور مشهود است و روزبه روز شدت مى يابد، سوء تغذيه كودكان بسيار گسترده شده و خونريزى و كشتار شهروندان هر روزه ادامه مى يابد. اين هرج و مرج و غفلت شرم آور، از مشخصات بارز اشغال آمريكا از همان روز نخست بوده است. پس از ورود نيروهاى نظامى آمريكايى به بغداد،  به مردم اين اجازه داده شده - اگرچه به طور غير مستقيم - تا وسايل و تجهيزات دولت عراق را غارت و مدارس و بيمارستانها را ويران كنند، اگرچه، بسيارى ديگر از اماكن دولتى نيز با بمب ها، توپ ها و راكت هاى آمريكاييها منهدم شدند. در يك يادداشت غيررسمى پيش از تهاجم به عراق، دولت «تونى بلر» چنين اشاره كرده بود كه واشنگتن در حالى تصميم به جنگ با عراق گرفت كه به پيامدهاى تهاجم و مسائل آتى آن نينديشيده بود. در واقع، با اشغال نظامى يك كشور ۲۷ ميليون نفرى غارت شده، دولت بوش هيچ دغدغه و يا حتى برنامه اى براى آينده اين مردم نداشت و نگران نبود كه چه اتفاقى براى آنها روى خواهد داد. اين يك تراژدى اسف بار است كه هم اينك هزاران نفر از مردان و زنان جوان گارد ملى لوئيزيانا و مى سى سى پى در جبهه هاى عراق خدمت مى كنند، البته براى اينكه بكشند و كشته شوند، آنهم به خاطر يك دروغ هم چنين شمار آنهايى كه از خانواده هاى فقير و طبقه كارگر جامعه بودند و از پيامدهاى كاترينا به شدت آسيب ديدند نيز كم نيست. دولت بوش و متحدان او ديگر صحبتى راجع به ادعاهاى جعلى شان در باب سلاحهاى كشتار جمعى نمى كنند، بلكه هم اكنون اصرار بر اين دارند كه حضور نظاميان آمريكايى و سايرين در عراق، براى آوردن دموكراسى به اين كشور است. اما رسوايى ملى اى كه در نيواورلئان به بار آمد يك سؤال را مطرح مى كند: چگونه دولتى كه مردم كشور خود را به حال خود رها مى كند تا در خيابانها جان بسپارند و به نابرابريهاى اجتماعى دامن مى زند - به طورى كه وجدان جهانى را شوكه مى كند - مى تواند دم از دموكراسى بزند و اصول آن را به ديگران بياموزد؟
جنگ عراق اساساً جنگى غارتگرانه بود. در واقع، يك تعدى و تاراج بين المللى بود. در حقيقت هدف از اين اقدام، استفاده از بازوى نظامى براى كنترل منابع حياتى انرژى و نتيجتاً تضمين سلطه ژئوپولتيكى سرمايه دارى آمريكايى، در برابر رقباى اقتصادى اين كشور بود،  تاراج و چپاول عراق از يك سو، و غارت خزانه آمريكا در داخل اين كشور از طريق كاهش بى پايان خدمات اجتماعى به همراه افزايش فوق العاده ماليات طبقات پر درآمد دست به دست هم داده اند. اينها سياست هايى هستند كه توسط يك دولت و يك سيستم سياسى دوحزبى كه در راستاى تمايلات و منافع معدودى از سرمايه داران كه زمام حكومت را در دست دارند، گام برمى دارد، به اجرا گذاشته شده اند؛ زمام دارانى كه زندگى فقرا و طبقه كارگرى نيواورلئان، همانند زندگى مردم عراق، برايشان ارزش و اهميتى ندارد.
آخرين صفحات  كتاب
شكست هاى بوش
231285.jpg
«سيندى شيهان» مادر سرباز آمريكايى است كه روز چهارم آوريل سال ۲۰۰۴ و درست چهار روز پس از انتقالش به عراق در اين كشور جان خود را از دست  داد. اين سرباز همانند ساير همقطاران خود در ويتنام و افغانستان قربانى طمع سياستمداران آمريكايى ارضاى حس جاه طلبى سردمداران خود شد. سيندى پس از مرگ پسرش سعى كرد فرياد اعتراض خود را به گوش جهانيان برساند. فريادى كه در ابتدا، تنها صداى مادر غمگينى بود كه پيام هاى خود را در سايت هاى اينترنتى منتشر مى كرد. اندك اندك اين اعتراض پررنگ تر شد و دامنه آن به تگزاس و مقابل مزرعه شخصى رئيس جمهور رسيد؛ مزرعه اى كه سيندى بيش از يك هفته در مقابل آن دست به اعتراض زد، اما «آقاى رئيس جمهور» حتى زحمت يك دلجويى ساده را هم به خود نداد. وى در جريان تظاهرات ضدجنگ هفته گذشته در مقابل كاخ سفيد در مصاحبه اى ديدگاههاى خود را بيان كرده است. متن اين گفت وگو در پى مى آيد:
* پس از حادثه كاترينا، شما در اظهاراتى تند ادعا كرديد كه آخرين صفحات كتاب سرشار از شكست جورج بوش، عراق و كاترينا هستند. به نظر شما، آمريكا در حال حاضر در چه شرايطى به سر مى برد؟
- خوب، بى شك، بزرگترين اشتباه ايالات متحده، حمله به عراق بود. از سوى ديگر، پس از حمله، تدابير اتخاذ شده توسط اين كشور در عراق نيز به هيچ وجه برنامه ريزى شده نبود، هزينه اى كه در عراق خرج شد به جيب منفعت طلبان رفت و نه سربازانى كه از خانه و آشيانه خود دور شده بودند تا به طمع سردمداران خود پايان دهند. جنگ عراق، نبردى كاملاً سياسى بود. نه تنها حضور در عراق اشتباهى استراتژيك و فاحش بود، بلكه كشور ما را به هدف مناسبى براى تروريست هاى بين المللى تبديل كرد. اين جنگ به اندازه اى تنفر و انزجار از ايالات متحده را در سطح جهانى برانگيخت كه حتى نوه هاى ما نيز از اين خصومت بى بهره نخواهند ماند. كشتن مسلمانان بى گناهى كه هيچ دشمنى با ما و كشورمان نداشتند، تنها باعث ايجاد مشكلات بيشتر شد.
اما در خصوص كاترينا، اين حادثه مصيبت طبيعى بود كه هيچ كس را ياراى جلوگيرى از آن نبود. با اين وجود، مصيبت هايى كه پس از آن توسط مقامات در رأس ايالات متحده براى بازماندگان به ارمغان آمد، بسيار وحشتناك تر از خود حادثه بود. بزرگترين معضل اين بود كه در آن زمان، تمامى منابع ما در عراق نگه داشته مى شدند.
مشكل دوم اين بود كه نيروهاى امدادرسان و خدماتى بسيار ديرهنگام در محل حضور يافتند. جورج دبليو بوش در زمانى كه بازماندگان اين حادثه در ترس و وحشت به سر مى بردند، در حال بازى گلف و خوردن كيك تولد با جان مك كين بود. جورج بوش با مردم كشورش بسيار فاصله دارد و اين بزرگترين مشكل وى است. در حقيقت كاترينا در ميان مردم به «مونيكاى» جورج بوش تبديل شده است. البته مونيكايى كه بسيار خطرناك تر از يك رقيب است.
* شايد كاملاً منطقى باشد كه بازماندگان سربازان آمريكايى كه در جنگ جان خود را از دست دادند، اقدام به اعتراض به مقامات كنند اما آنچه به رهبرى شما اتفاق افتاد، بسيار بى سابقه بود. آيا هرگز پيش از آغاز اين حركات، چنين تصويرى از اعتراض خود داشتيد؟
- اين سؤالى است كه همواره از من پرسيده مى شود. اما چرا هيچ كس به اين فكر نمى كند كه براى يك بار هم كه شده مى توان به مقام مقدس جورج بوش اندك اعتراضى كرد؟
* اين همان سؤالى است كه من از شما دارم.
- من هم نمى دانم. من به اين مسأله بسيار فكر كردم و سعى مى كنم آن را به اجرا درآورم. پيش از اين قرار بود براى يك هفته به انگليس بروم و با «جان كاينرس» كه از اعضاى پارلمان است، در اين خصوص صحبت كنم كه متأسفانه اين سفر لغو شد. درست، روز سوم آگوست بود كه ۱۴ نفر جان خود را از دست دادند و جورج بوش تنها به گفتن اين جمله اكتفا كرد كه اين سربازان جان خود را براى هدفى متعالى از دست دادند و ما نيز بايد راه آنها را ادامه دهيم.
* پس از تجمع در مقابل مزرعه شخصى جورج بوش و عدم حضور وى در جمع شما، اعلام كرديد كه اين اقدام بوش در واقع، به منزله بنزينى بود كه بر روى آتش اعتراض ها ريخته شد و در صورتى كه وى تنها براى چند دقيقه در جمع شما حاضر مى شد، بى شك، همه چيز تغيير مى كرد.
- در صورتى كه وى با من صحبت مى كرد، بى شك باران دروغى بود كه بر سر من ريخته مى شد. من نيز در برابر تمامى اين دروغ ها واكنش نشان مى دادم و قطعاً اين ديدار چندان خوشايند نبود. در حقيقت روند حركت به سوى صلح با عدم حضور وى در جمع ما، رونق بسيارى يافت.
* جورج بوش، مشاور امنيت ملى خود و معاون كاخ سفيد را به ديدار با شما فرستاد. در اين ديدار چه گذشت؟
- آن ها از من پرسيدند اگر رئيس جمهور را ببينى، به وى چه خواهى گفت و من نيز پاسخ دادم: تنها يك سؤال در ذهنم وجود دارد: آن هدف عالى كه فرزندم به خاطر آن جان خود را از دست داد، كجاست؟
آن ها نيز تنها يك پاسخ داشتند: دور نگه داشتن ايالات متحده از خطر تروريسم و برقرارى آزادى و دموكراسى در آن.
پس از آن در مقام طول اين ديدار، وقت ما با توجيه تراشى هاى مقامات به هدر رفت و من در نهايت خطاب به آنها گفتم:  شايد من يك مادر داغديده باشم، اما هرگز يك احمق نخواهم بود. من از زمان آغاز جنگ از اين قبيل شعارها بسيار شنيده بودم. بنابراين تنها مى خواستم رئيس جمهور را ببينم. آنها نيز تنها ادعا كردند كه سخنان من را به گوش رئيس جمهور خواهند رساند. جورج بوش تصور مى كرد كه با فرستادن مقامات ارشد دولت خود مى تواند من را متقاعد كند و به اين اعتراضات پايان دهد.
* بيش از يك سال است كه من سخنان شما را در قالب مقالات متعدد در اينترنت مى بينم. دستاورد اين حركات چه بوده است؟
- فكر مى كنم همين اقدامات، من را بسيار مشهور كرد. البته شهرت جهانى من بسيار ناگهانى رخ داد. زمانى كه مادر من سكته كرد، فرزندانم در اروپا در حال گذراندن تعطيلات خود بودند من و همسرم تصميم گرفتيم اين موضوع را به آن ها نگوييم، اما آنها از طريق تلويزيون از اين موضوع اطلاع يافتند. اين اتفاقات نه تنها توجه جهانى را به سمت ما جلب كرد، بلكه باعث افزايش حساسيت رسانه ها نيز شد. شعار و هدف من از ابتدا تاكنون هيچ تغييرى نكرده است. من در كنفرانس هاى بسيارى حضور يافتم و صحبت كردم، اما سخن من همواره يكى بوده است.
* فكر نمى كنيد كه رسانه ها سخنان شما را سانسور كردند و برخى از رك گويى هاى شما را هرگز بيان نكردند؟
- حقيقت اين است كه خداوند همواره كسانى را كه به صراحت سخن مى گويند و يا حقيقت را بيان مى كنند، دوست داشته است.
* آيا علاقه داريد اندكى درخصوص واژه هايى كه به كار مى بريد، مانند جنايت جنگى، كه براى آمريكايى ها بيگانه است، اندكى صحبت كنيد.
- اين عبارت در كنوانسيون ژنو آمده است. هيچ شكى وجود ندارد كه آمريكا مرتكب جنايت جنگى شده است. اين واژه، كلمه اى است كه يا سفيد است و يا سياه و حد متوسطى براى آن وجود ندارد. در خصوص اين قبيل واژه ها تنها يك سؤال وجود دارد:  آيا شما به سر آن سرباز شليك كرده ايد يا خير؟ به محض اين كه پاسخ «بله» باشد، قضيه كاملاً تمام شده است. اين يك جنايت است و براساس قوانين آورده شده در كنوانسيون ژنو، يك جنايت جنگى محسوب مى شود.
جورج دبليو بوش يك تروريست واقعى است. تعريف شخصى وى از تروريست، فردى است كه انسان هاى بى گناه را به خاك و خون بكشد. اين تعريف دقيقاً مطابق با شخصيت وى است.
تاكنون بيش از صد هزار عراقى بى گناه جان خود را از دست دادند البته تعداد افغانى هايى را كه قربانى اين طمع بوش شدند نيز نبايد فراموش كرد.
* اندكى درخصوص پسرتان صحبت كنيد؟
- او پسر بسيار آرامى بود. هرگز عصبانى نمى شد. او فرزند بزرگ من بود و من فرصت بسيارى را صرف تعليم و تربيت وى كرده بودم. او هرگز براى هيچ كس دردسر درست نمى كرد.
* چه شد كه به ارتش پيوست؟
- وى ابتدا با يكى از افرادى كه سربازان داوطلب را تشويق به حضور در جنگ مى كرد، ملاقات كرد. وعده هاى بسيارى به وى داده شد كه به هيچ كدام عمل هم نشد. خوب به ياد دارم كه مه سال ۲۰۰۰ بود و نه يازدهم سپتامبر. جورج بوش حتى پيش از آن كه به عنوان رئيس جمهور برگزيده شود، آرزوى حمله به عراق را در سر داشت.
آن ها به پسرم وعده ۲۰ هزار دلار پول نقد و يك لب تاب را داده بودند كه هيچ كدام از آنها عملى نشد.
* آيا هرگز درخصوص جنگ عراق با وى صحبت كرديد؟
- بله هيچ كدام از اعضاى خانواده من با اين جنگ موافق نبودند. آخرين بارى كه با وى صحبت كردم، گفت: كاش مى توانستم به عراق نروم، اما اين وظيفه من است و بايد به آن عمل كنم. او همواره فكر مى كرد كه حضورش در عراق باعث ايجاد امنيت در كشورش مى شود، اما او هرگز نفهميد كه هيچ ارتباطى ميان اين دو وجود ندارد.
منبع: خبرگزارى آفتاب به نقل از سايت اينترنتى «زدنت»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |