يكشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۴ -
Sun, Oct 9, 2005
تاريخ
۳۲۷۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
رويدادهاى مهم تاريخى
ازسقوط امپراتورى عثمانى تا به امروز
سقوط خروشچف
دست ناصر از كرملين كوتاه شد
گروه پژوهشهاى تاريخى
زيرنظر : محسن ميرزايى
ناكامى هاى ناصر
231243.jpg
در اين هنگام «ناصر» احساس مى كرد، شايد سرانجام مانورهاى ماهرانه اش در كنفرانس عالى سران عرب كار خود را كرده و اكنون ملك حسين پادشاه اردن رژيم جمهورى يمن رابه رسميت شناخته و عربستان سعودى هم نمى خواهد يك تنه با جمهوريخواهان يمن مبارزه كند. از نظر ناصر اين يك فرصت طلايى براى حل مسأله يمن بود. از اين رو در ملاقاتى كه او با فيصل وليعهد عربستان سعودى در روز ۹ سپتامبر ۱۹۶۴ داشت با اكراه اعلام نمود كه: «مصر قصد هيچ تجاوزى را عليه عربستان سعودى ندارد.»
ناصر برخلاف حقيقت اظهار كرد كه:
«مصر صرفاً در برابر استمداد يمن نيرو به آن كشور فرستاده است و اگر كسانى در آن سوى مرزهاى عربستان سعودى كارهايى كرده باشند به دليل تعصبات شخصى آنها بوده و به مصر ارتباطى ندارد.»
«فيصل» مى دانست كه آنچه ناصر مى گويد بخشى از يك حقيقت است نه تمام آن. فيصل به خوبى تشخيص داده بود كه هدف ناصر ايجاد يك رژيم جمهورى تحت نفوذ مصر در خاك يمن است تا برترى و نفوذ عربستان سعودى در جزيره العرب كاهش يابد و در نتيجه مقاومت هاى ناسيوناليستى مردم عدن عليه انگليسى ها تقويت شود.
بدين ترتيب حمايت فيصل از «امام بدر» شاه يمن به خاطر همين نگرانى ها بود.
هنگامى كه ناصر وفيصل براى حل مسأله يمن در نهم سپتامبر ۱۹۶۴ ملاقات كردند، دوسال از جنگ يمن مى گذشت. «امام بدر» هنوز مقاومت مى كرد در حالى كه «ژنرال سلال» رئيس جمهور يمن كه توسط چهل هزار سرباز مصرى پشتيبانى مى شد كارى از پيش نبرده بود و تلفات مصرى ها ده هزار كشته و زخمى بود.
«فيصل» در ملاقات خود با ناصر به اين نكته اشاره كرد كه برادرش «ملك سعود» بزودى از سلطنت خلع مى شود و ديگر نخواهد توانست در مذاكرات صلح يمن اخلال كند و اين خبر خوشحال كننده اى براى ناصر بود زيرا ملك سعود هميشه با ناصر سرناسازگارى داشت.
چهار روز بعد «ملك سعود» عربستان سعودى را ترك كرد و فيصل مقام سلطنت سعودى را اشغال نمود واميد توافق مصر و عربستان سعودى در مورد مسأله يمن بيشتر شد.
بدين ترتيب مذاكرات آغاز شد اما «امام بدر» راضى به هيچگونه گذشتى نبود و تصميم داشت كه كار را با ادامه جنگ يكسره كند. از اين رو در اوايل دسامبر ۱۹۶۴ در حالى كه از آتش بس موقت يك ماهى گذشته بود سپاهيان «امام بدر» بار ديگر از پناهگاه هاى كوهستانى خود به ارتش جمهورى يمن و مصرى ها يورش بردند و جنگ از سرگرفته شد و بدين ترتيب با تمام اميدهايى كه براى يك صلح واقعى مشاهده مى شد ماجراى ويتنام ناصر به پايان نرسيد و سرافكندگى نظامى مصر در يمن همچنان ادامه يافت.
افتتاح سد اسوان
درماه مه ۱۹۶۴ اولين مرحله سد عالى «اسوان» آماده بهره بردارى شد و ناصر از خروشچف دبيركل حزب كمونيست و نخست  وزير اتحاد جماهير شوروى دعوت نمود كه در مراسم افتتاح اين سد شركت كند.
اين سد عظيم كه ساختن آن از افتخارات حكومت كودتا بود و اينكه به مرحله بهره بردارى رسيده بود با كمك هاى مالى اتحاد جماهير شوروى شناخته مى شد اما مطبوعات مصر در مقالات خود ضمن تجليل از ناصر در حكومت كودتا سهم اتحاد جماهير شوروى را در ايجاد اين پرونده عظيم، كوچك و بى اهميت جلوه مى دادند و از اين هم فراتر رفته از خروشچف انتظار داشتند كه مخارج سد را به صورت كمك بلاعوض به مصر هديه كند، زياده روى در اين مورد بدان جا رسيد كه مقامات مصرى نگران شدند مبادا خروشچف آتشين مزاج ناگهان عكس العمل تندى از خود نشان دهد.
در مراسم افتتاح سد «اسوان» سرهنگ عارف رئيس جمهورى عراق هم شركت داشت، عارف يارعبدالكريم قاسم بود. اينها با هم كودتا كردند و خاندان سلطنتى را قتل عام نمودند اما عارف از دوست كودتاگر خود راضى نبود لذا در كودتايى ديگر سرلشگر عبدالكريم قاسم را دستگير نمود و قاسم بعد از محاكمه كوتاهى به دستور عارف اعدام شد و سر بريده او را در تلويزيون بغداد نشان دادند.
از آنجا كه عبدالكريم قاسم به كمونيست هاى عراقى متكى بود عارف بعد از پيروزى كودتاى دوم به شكار كمونيست ها پرداخت. از اين رو حضور چنين شخصى در كنار خروشچف خوشايند او نبود ليكن رهبر آتشين مزاج روسيه شوروى خويشتندارى كرد و با تمهيداتى كه ناصر فراهم آورده بود از جمله آزادسازى كمونيست هاى زندانى مصرى، مراسم افتتاح سد اسوان و بقيه روزهاى ديدار خروشچف از مصر به خوبى و خوشى برگزار شد.
خروشچف دو نشان عالى «فرمان لنين» و نشان قهرمانى اتحاد جماهير شوروى رابه ناصر اهدا كرد و مهم تر از همه اين كه اعلام نمود اتحاد جماهير شوروى به دومين برنامه پنج ساله توسعه صنعتى مصر مبلغ صدميليون ليره استرلينگ كمك خواهد كرد.
231255.jpg
ناصر با افتتاح سد اسوان و گرفتن صدميليون ليره استرلينگ براى دومين برنامه پنجساله خود مصر را در آستانه احراز جاى شايسته خود درعصر تكنولوژى مدرن قرار داد و علاوه بر آن از اين نكته بسيار راضى و خوشوقت بود كه به كشمكش طولانى و نامطلوب مسكو - قاهره پايان داده است.
سقوط خروشچف
براى ناصر كه بعد از چند سال كشمكش با اتحاد جماهير شوروى درجريان افتتاح سد اسوان با رهبر آن كشور به توافقات رسيده بود. سقوط خروشچف فاجعه نابهنگامى تلقى مى شد.
خروشچف مرد مقتدر اتحاد جماهير شوروى در يك خانه تكانى هيأت رئيسه اتحاد جماهير شوروى در كاخ كرملين ۵ ماه بعد از افتتاح اسوان كنار گذاشته شد. بركنارى خروشچف نه تنها ناصر بلكه جهان را در شگفتى فرو برد.
عزل خروشچف دست ناصر را از كرملين كوتاه كرد زيرا جاى او را در كرملين كسانى اشغال كرده بودند كه ناصر بدانها اعتماد نداشت يا به كلى آنها را نمى شناخت. خروشچف در طول زمامدارى خود با همه خشونت و ترشرويى خود كه در رفتار خود با قاهره نشان مى داد در كمك كردن به مصر و پشتيبانى از عبدالناصر كم ترين مسامحه اى را روانمى داشت.
ناصر از اين مى ترسيد كه رهبران جديد كرملين با او مانند خروشچف مساعدت نكنند و حتى از آن مى ترسيد كه حكومتگران جديد كرملين موافقتنامه هاى جارى را هم نپذيرند.
نگرانى ناصر بيشتر به خاطر شايعاتى بود كه گفته مى  شد: «خروشچف به خاطر دادن كمك هاى بيشتر به مصر سقوط كرده است.»
سياست خروشچف درطول دوران زمامدارى اش اين بود كه مصر را به بهاى وابسته شدن به اتحاد جماهير شوروى از غرب بى نياز كند.
او همچنان با عرضه پيشنهاداتى به كشورهاى سوريه و عراق اميدوار بود در هر جايى از جهان عرب كه ممكن باشد نفوذ شوروى را جايگزين نفوذ غرب كند.
تلاش ناصر براى رهايى از «دام» يمن
جمال عبدالناصر كه لشكركشى اش به سرزمين يمن با ناكامى هاى فراوان رو به رو شده بود در اين تدبير بود كه هر چه زودتر به وضع آبرومندانه اى نيروهاى مصرى را از يمن فراخواند، عربستان سعودى هم همين را مى خواست با اين تفاوت كه «امير فيصل» وليعهد عربستان سعودى مى خواست وضعى پيش آيد كه نيروهاى مصرى آبروباخته از يمن فرار كنند.
«فيصل» در پى اهداف دراز مدت خود با يك زد و بند محرمانه تمهيداتى فراهم آورد كه مركز «اتحاديه عرب» از قاهره به كشور ديگرى منتقل شود، به گفته خودش:
«نفوذ بى جهت مصر بر اتحاديه عرب برداشته شود»
در چنين شرايطى جمال عبدالناصر براى رهايى از دام يمن پيشنهاد كرد كه اگر عربستان سعودى و اردن هاشمى از ارسال كمكهاى مالى و تسليحاتى به نيروهاى «امام يمن» خوددارى كنند او نيز حاضر است كه نيروهاى مصر را از يمن احضار كند.
ناگفته نماند كه دولت ايالت متحده رژيم «سلال» را به طور مشروط به رسميت شناخته بودند. در اين گيرو دار به همان اندازه كه عربستان سعودى و اردن مى كوشيدند تا آنجا كه ممكن است جمهورى خواهان يمن ونيروهاى مصر را قلع و قمع كنند واشنگتن بر كوشش خود براى يافتن راه حلى مسالمت آميز مى كوشيد.
«كندى» از آن بيم داشت كه دخالت طولانى سعودى ها در يمن در كشور پادشاهى سعودى مشكلاتى پيش آورد و به منافع نفتى ايالات متحده زيان هايى وارد آيد.
در اين ميان سازمان ملل نيز براى برقرارى صلح در تلاش بود ليكن «فيصل» و «امام بدر» بيش از آن گرفتار مسائل جنگ بودند كه بتوانند به مأموريت سازمان ملل توجهى داشته باشند تا آنجا كه «اوتانت» دبير كل سازمان ملل متحد اعلام كرد كه تلاشهاى صلح جويانه اش با شكست رو به رو شده است. در اين مرحله «اتحاديه عرب» دست به كار شد، اين تلاشها نيز مؤثر نيفتاد و «امام بدر» از موضع قدرت، پيشنهادهاى اتحاديه عرب را با بى اعتنايى رد كرد.
231246.jpg
عشاير طرفدار «امام بدر» با آشنايى به جاده هاى سخت كوهستانى موقعيت دفاعى استوارى داشتند و نيروهاى مصرى و ارتش يمن براى جنگهاى عادى تعليم يافته بودند، از اين رو براى نيروهاى مصرى جنگ با دشمنى نامريى كه در دخمه ها و پناهگاههاى كوهستانى موضع گرفته بودند كار آسانى نبود.
علاوه بر اين افكار عمومى در كشورهاى غربى نيز رفته رفته پشتيبان «امام بدر» مى شد و ناصر را به خاطر تجاوز به سرزمين يمن محكوم مى كردند.
به طور كلى وضع طورى شده بود كه هر ادعايى از سوى «امام بدر» ولو اين كه مبنايى نداشته باشد توسط افكار عمومى و مطبوعات جهان پذيرفته مى شد ولى توضيحات مصر ولو اين كه عين حقيقت بود پذيرفته نمى شد.
ناصر كه مهره هاى شطرنج به اين صورت عليه او آراسته شده بود نمى دانست خود را چگونه از دام يمن رها سازد و اين در شرايطى بود كه عربستان سعودى تصميم داشت به هر قيمتى كه شده امام يمن را به تاج و تخت خويش بازگرداند.
از سوى ديگر ناكامى هاى ناصر به مسأله يمن محدود نمى شد. عبدالناصر به عنوان رهبر «ناسيوناليزم عرب» در قاهره آفريقا نيز گرفتارى هايى داشت.
درگيرى الجزاير و مراكش بر سرتصرف قسمتى هايى از صحرا و تصادم نيروهاى نظامى دوطرف و درخواست كمك «بن بلا» از مصر و كمك فورى تسليحاتى ناصر به الجزيره و خصومت «سلطان حسن» با ناصر بر اثر اين مداخله؛ از گرفتاريهاى برون مرزى ناصر به شمار رفت.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |