گروه فرهنگ وهنر ـ محمد حقيقت: در جشنواره كن ۲۰۰۵ يكى از سه فيلمى كه شانس دريافت نخل طلا را داشت، فيلم درخشان «پنهان» آخرين ساخته مايكل هانكه بود. اين فيلم در جدول ارزش گذارى همه منتقدان در رأس جدول قرار داشت و حالا در ۱۲۰ سينماى فرانسه به روى پرده رفته است.
هانكه فيلمساز اتريشى با فيلمهاى اوليه خود در بخش ۱۵ روز كارگردانان جشنواره كن درخشيد و پس از چندين سال حضور در جشنواره امسال جايزه بهترين كارگردانى و جايزه منتقدان بين المللى كن را دريافت كرد. او خالق فيلمهايى همچون زن پيانيست، Funny Games و... است. در جشنواره امسال كن طى آخرين جلسه هيأت داوران امير كوستوريكا اصرار داشت كه «گلهاى شكسته» ساخته جيم جارموش جايزه نخل طلا را دريافت كند و عده اى از داوران از جمله آنيس واردا اصرار زيادى بر فيلم مايكل هانكه داشتند اما سرانجام جايزه بزرگ به فيلم «فرزند» ساخته برادران داردن اهدا شد.
«پنهان» داستان زندگى مردى متأهل است كه يك برنامه تلويزيونى را اجرا مى كند، او يك روز فيلمى ويدئويى از شخصى ناشناس دريافت مى كند كه به شكل مخفيانه از زندگى او تهيه كرده اند. او براى يافتن فرستنده فيلم تلاش مضاعفى را آغاز مى كند و درمى يابد در كودكى اش به برادر ناتنى اش - كه از يك خانواده الجزايرى است - ظلم كرده است و... دانيل اوتوى و ژوليت بينوش بازيگران فيلم «پنهان» هستند.
\ آقاى هانكه، در جشنواره كن ، تا آخرين لحظه فيلم شما «پنهان» به عنوان برنده نخل طلا درباره اش صحبت مى شد، آيا امروز از وضع پيش آمده (نبردن نخل) ناراحت نيستيد؟
> چيزهاى گوناگونى در زندگى هست كه آدم از به دست نياوردن آن دلخور مى شود. فيلمهاى زيادى هم قبلاً بودند كه بسيار محبوب بوده اند اما نخل طلا نگرفته اند. طبيعتاً اگر نخل طلا را به دست مى آوردم خوشحال مى شدم و حالا هم كه جايزه بهترين كارگردانى را گرفتم ناراضى نيستم. مهم اين است كه فيلم پنهان در طول جشنواره بسيار خوب تحويل گرفته شد و از نظر بين المللى فروش بسيار خوب و عكس العمل خوب نزد خريداران داشت. اين نكته حتى در آمريكا تأثير گذاشت. در آنجا هيچگاه فيلمهاى من چندان تحويل گرفته نشده و يادمان باشد كه دراين كشور حضور سينماى غيرآمريكايى بر پرده بسيار سخت است. فيلم پنهان امروز به ۵۰ كشور فروخته شده است.
\ چرا در اين فيلم به دنبال مسأله احساس گناه كردن فرانسويان درباره مستعمره كردن الجزايرى ها رفته ايد؟
> تاريخ را مى خواهم بررسى كنم و آن را به هم بزنم. اين مسأله را دوست دارم. در اتريش نيز در فيلمهايم چنين كرده ام. چيزهاى بسيارى در اين احساس گناه كردن فردى وجود دارد كه در نهايت به احساس گناه ملى تبديل مى شود و همه را در بر مى گيرد. مسائل اين گونه وجود دارند. ۵۰ سال پيش فرانسوى ها در الجزاير درست رفتار نكردند و بسيارى از مردم فرانسه اين نكته را فراموش نكرده اند. در اتريش نيز در طول جنگ دوم جهانى هيچكس نازى نبود، بلكه همه قربانى اين مسأله بودند. اين ناديده گرفتن و به روى خود نياوردن ها مرا به طغيان وا مى دارد.
\ ايده اصلى فيلم پنهان از كجا آمد؟
> دردرجه اول دلم مى خواست با دانيل اوتوى (هنرپيشه مشهور فرانسوى) كار كنم. در او يك راز خاصى مى بينم. برخى از هنرپيشه ها همه چيز خود را رو مى كنند و در اختيار شما مى گذارند اما او مثل ژان لوئى تر نتينان چيزهايى را در خود نگاه مى دارد و مخفى مى كند. از طرفى مايل بودم به ريشه «احساس گناه كردن» كه به دوران كودكى بر مى گردد ، بپردازم. وقتى كه مثلاً در پنج سالگى كارى احمقانه كرده ايم.
در اين فيلم اين مرد كه در كودكى دچار چنين كار احمقانه اى شده است و در بزرگى سعى در فراموش كردن آن كرده، سعى كردم كه دوباره به او يادآورى كنم و ببينم چگونه با اين مسأله برخورد مى كند. آيا سعى مى كند همچنان اين نكته را به فراموشى بسپارد يا اينكه عكس العملى در برابر آن از خود بروز مى دهد.
ايده هاى اوليه سناريو را از يك فيلم مستند كه در ماه اكتبر ۱۹۶۱ توسط FLN (گروه الجزايرى ها كه بر ضد دولت فرانسه شورش كردند و به انقلاب الجزاير منتهى شد) الهام گرفتم. يك تظاهراتى در آن موقع در پاريس شد و فيلمى مستند از آن ساختند كه الهام بخش كار من شد.
\ فرم فيلم شما بسيار ويژه است
> مى خواستم كه تماشاگر دگرگون شود. بين دوربين ابژكتيف و سوبژكتيف ، تماشاگر در نوسان است. جايى مى رسد كه نمى دانم كجا قرار گرفته ايم. همه فيلم با دوربين HD گرفته شد. نوع تصاوير چنان شده كه آدم دائم شك مى كند كه آيا داستان واقعى است يا نه. يك اتفاق نيست كه بعد از جنگ دوم جهانى بسيارى از نويسندگان آلمانى رومان نويسى و داستان پردازى را رها كردند. آنها در مقابل داستان پردازى بسيار محتاط شدند، در برابر اينكه به شكل زيبا داستانى را تعريف كنند دچار ترديد شدند. نمى خواستند با كلمات و تصاوير به رؤيا پردازى بپردازند. آنچه مرا همواره جذب كرده چه در كتابها ، فيلمها، تابلوها و... همين نكته دگرگون كردن است.
\ شما به تلويزيون نقشى فكاهى مى دهيد، چرا؟
> حدود بيست سال در تلويزيون كار مى كردم و برنامه هايى درست مى كردم كه شما در فيلم پنهان مى بينيد. برنامه هايى آن را روشنفكرانه خطاب مى كنند. اما بايد بگويم كه روشنفكرى نمى تواند ضلالت را حمايت كند.
\ آخرين سكانس فيلم، پايان باز حساب مى شود در اين مورد چه فكر مى كنيد؟
> هركسى مى تواند برداشت خودش را بكند. اما در جشنواره كن نيمى از تماشاگران هيچ چيزى در آن نديدند. اگر در آن چيزى ببينم برداشت هاى گوناگون مى توان كرد. ديالوگ هاى اين صحنه را حساب شده نوشتم و درست قبل از فيلمبردارى آن را تمام كردم. مى دانم كه پرسوناژها چه چيزى به همديگر مى گويند. چه جسمى به پلان خواهد داد، ولى چيزى درباره آن نمى گويم.