چهارشنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۴ -
Wed, Oct 12, 2005
مهرگان
۳۲۷۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
درباره حميد احمدى
منافع ملى
- حميد احمدى، استاد دانشگاه و نويسنده، متولد ۱۳۳۶ مشهد.
- اخذ ديپلم ادبى از دبيرستان حاج تقى آقا بزرگ مشهد، ۱۳۵۶.
- اخذ مدرك ليسانس علوم سياسى از دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران، ۱۳۶۳.
- اخذ مدرك فوق ليسانس علوم سياسى از دانشگاه تهران، ۱۳۶۷.
- اخذ مدرك دكتراى سياست مقايسه اى و روابط بين الملل ازدانشگاه كارلتون كانادا، ۱۳۷۴.
- عضو هيأت علمى (مربى) دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران، ۱۳۶۷ به بعد.
- استاديار دانشگاه تهران، ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۸.
- دانشيار دانشگاه تهران از ۱۳۷۸ تاكنون.
- محقق ارشد مركز مطالعات خاورميانه از سال ۱۳۷۵ تاكنون.
- مسؤول مسائل خاورميانه سرويس خارجى روزنامه كيهان، ۶۹-۱۳۶۰.
- تأليف مقالات متعدد و تأليف كتابهاى «قوميت و قوم گرايى»، «اسناد كودتاى ۲۸ مرداد»، «ايران، هويت، قوميت و مليت» (مشترك)، «سيا و جعل اسناد»، «جنبش هاى اسلامى در جهان»، «پيامبر و فرعون»، «ريشه هاى بحران در خاورميانه»، «مسأله اعراب و خاورميانه»
231681.jpg
و ترجمه: «جنگ مخفى در لائوس»، «تجديد حيات سياى اسلام»، «ناسيوناليسم، سوسياليسم و كمونيسم در جهان»، «تاريخ انقلاب فلسطين»، «شريعتى در جهان»، «فراسوى مرزها»، «پان تركيسم»، «مهاجمان سرحد»
امروزه اگر كسى بخواهد در مورد قوميت و قوم گرايى در ايران تحقيق كند اولين مطالب موثقى كه خواهد خواند مطالب و مباحث دكتر حميد احمدى است و تمركز او بر اين حوزه تحقيقى، منجر به اين شده كه يافته ها و تحقيقات او در مورد مسائل داخلى به نوعى حالت مرجع به خود بگيرد. حميد احمدى متولد ۱۳۳۶ مشهد است. او سال اول دبستان را در مدرسه رهنما سپرى مى كند و سپس به دبستان هاى سجاديه و كاظميه مى رود و تحصيلات دوره ابتدايى را تداوم مى بخشد.
در آن دوره فردى به نام حاجى عابدزاده از فعالان انجمن پيروان قرآن در مشهد، دوازده مدرسه را به نام دوازده معصوم تأسيس مى كند و احمدى هم در دو مدرسه از اين مدارس ۱۲ گانه مشغول علم آموزى مى شود.
پس از اتمام دوره ۶ ساله ابتدايى به دبيرستان راه پيدا مى كند. دوره سه ساله اول را در دبيرستان عارف و سپس خسروى مشهد مى گذراند و براى ادامه تحصيل دررشته ادبى وارد دبيرستان حاج تقى آقابزرگ مى شود و درسال ۱۳۵۶ ديپلم ادبى را اخذ مى كند و به لحاظ نمره در سطح استان خراسان در رشته ادبى شاگرد اول مى شود و درميان دانش آموزانى كه در آزمون ورودى دانشكده حقوق و علوم سياسى تهران در آن سال شركت كرده بودند باز از نظر نمره، به رتبه اولى نائل مى شود.
در دوران دبيرستان ابتدا رمانهاى پليسى مانند آثار پرويز قاضى سعيد را مى خوانده، سپس به رمانهاى تاريخى علاقه پيدا مى كند و در سالهاى آخر دبيرستان هم در فاز مطالعه شعر و ادب كلاسيك و معاصر ايران قرار مى گيرد. علاقه گسترده او به كتاب خواندن در سال دوم دبيرستان باعث مردودى او مى شود و گاه كتابهايى را در مقابل هر شب يك يا دو قران اجاره مى داده به ديگران دانش آموزان.
در اين دوره هم به اشعار حافظ و خيام تعلق خاطرنشان مى دهد. از آن جهت خيام كه او نگاه جسورانه و شجاعانه اى به خلقت، اين جهان و آن جهان داشته و حافظ هم به خاطر جنبه هاى والاى شعرى اش، حميد احمدى را مجذوب خود كرده بود.
به آثار دو شاعر معاصر هم كه به شدت مخالف هم بوده اند علاقه نشان مى دهد: حميدى شيرازى و احمد شاملو و برخى از اشعار فريدون مشيرى، شعر عصيان فروغ فرخزاد و شعر عقاب پرويز ناتل خانلرى را مى پسنديد.
در پاييز سال ۱۳۵۶ براى تحصيل در دانشگاه تهران به پايتخت مى  آيد؛ در همان سالهاى بحرانى و پرآشوب پرتب و تاب. دانشجويان امتحانات ترم اول را تحريم مى كنند و احمدى و ديگران هم تحت فشار گروههاى چپگرا امتحانات ترم دوم سال ۱۳۵۶ را نيز تحريم مى كنند و در آن سال فقط ۱۵ واحدى درسى را مى گذراند.
با وقوع انقلاب و سپس انقلاب فرهنگى فعاليت دانشگاه تداوم نيافت و تا زمان بازگشايى دانشگاهها، او نتوانست واحدهاى درسى ديگرش را بگذراند.
با توجه به آشنايى و تسلط نسبى او به زبان انگليسى به كار ترجمه و سپس نوشتن روى مى آورد و كتاب «جنگ مخفى در لائوس» را در همان دوره دانشجويى به عنوان اولين كتابش ترجمه و چاپ مى كند و به طور مكرر آثار ديگرى را در همين دوران ترجمه مى كند و به دست انتشار مى سپارد. حدود ۶ ماه نيز مسؤول جذب نيرو براى هيأت ۷نفرى واگذارى زمين در مشهد بوده؛ برنامه اى كه اراضى را بين دهقانان تقسيم مى كرده. با شروع جنگ هم، سلسله مقالاتى پيرامون وحدت عربى و حزب بعث عراق چاپ مى كند.
در مهرماه ۱۳۵۹ تا يك سال بعد در دبيرستان نظام مافى تهران دبير زبان انگليسى مى شود و پس از مدتى كه به ناچار به تنبيه بدنى شديد يكى از دانش آموزان اقدام مى كند كم كم متوجه مى شود كه كار تدريس در آن دبيرستان كه در جنوب پايتخت بوده با روحيه او سازگار نيست.
«خلج» نامى كه مدير مدرسه بوده به او پيشنهاد مى كند به روزنامه كيهان برود و در آنجا مشغول باشد. خلج به او گفته بود شما محقق هستيد و اينجا به درد شما نمى خورد. به مؤسسه كيهان مى رود و با شوراى سردبيرى وقت كيهان و منجمله شمس الواعظين و عطريانفر صحبت مى كند و ملك مدنى هم كه بعدها شهردار تهران شد در قسمت ادارى آنجا مشغول به كار بوده و با توجه به مطالعات و فعاليت هاى حميد احمدى، تصويب مى شود كه مسؤوليت مسائل خاورميانه اى سرويس خارجى كيهان به او سپرده شود. همكارى او با روزنامه كيهان تا سال ۱۳۶۹ ادامه مى يابد.
در اين دوره، چند كتاب و از جمله كتاب «ايران روايتى كه ناگفته ماند» و «تروريسم صهيونيستى در فلسطين اشغالى» را ترجمه و چاپ مى كند.
در سال ۱۳۶۳ در آزمون ورودى فوق ليسانس دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران موفقيت كسب مى كند ولى دانشگاه تا سال ۱۳۶۵ به طور رسمى هيچ درسى را ارائه نمى دهد.
231708.jpg
در اين دوران فترت دانشگاه، احمدى با گروه علوم سياسى شوراى انقلاب فرهنگى همكارى مى كند. بعد از گشايش دانشگاه مشخص مى شود كه دكتر عباس ميلانى و دكتر حميد عنايت از استادان برجسته علوم سياسى دانشكده براى تدريس ناچاراً به خارج از كشور رفته اند. پايان نامه احمدى با عنوان «ريشه هاى بحران در خاورميانه» زيرنظر دكتر شيخ الاسلامى تهيه مى شود و از مشاوره مرحوم دكتر مقتدر و دكتر سيدحسين سيف زاده بهره مند مى شود. دفاعيه احمدى از پايان نامه اش در حال و هواى تحيرآميزى صورت مى گيرد، چرا كه بعد از ده سال - از سال ۵۷ تا ۱۳۶۷ - اولين بار بوده دانشجويى از پايان نامه اش دفاع كند و به اين صورت اتاق شوراى دانشكده و بيرون محوطه آن لبريز از دانشجويان بوده كه مى خواسته اند ببينند نحوه دفاع كردن از پايان نامه چگونه است.
حميد احمدى در پايان نامه اش به بررسى تاريخى كشمكش اعراب و اسرائيل مى پردازد و ناسيوناليسم عرب و ناسيوناليسم يهود را مورد تحليل قرار مى دهد و علل و عوامل بين المللى شدن بحران فلسطين را بررسى مى كند. او اسناد مرتبط با بحث را براى اولين بار در مباحثش مى گنجاند؛ اسنادى از قرن نوزدهم تا سال ۱۹۴۸ ترجمه و بعدها هم در كتابى با همين عنوان به چاپ مى رسد و كتاب «ريشه هاى بحران...» توسط برخى استادان مثل عبدالهادى حايرى آن را در رشته تاريخ دانشكده ادبيات مشهد تدريس مى كرده.
در دوره فوق ليسانس، درسى را با دكتر حسين بشيريه مى گذراند؛ درس آمريكاى لاتين و احمدى متوجه مى شود كه اين استاد با ديگران فرق مى كند و استادى است كه مسائل را تحليل مى كند.
در مقطع فوق ليسانس، دروس انديشه و متدولوژى و فلسفه علم را با دكتر رضوى مى گذراند. با دكتر ممتاز، درس تحولات نوين در حقوق بين الملل را.
در سال ۱۳۶۷ فارغ التحصيل مى شود و كار تدريس در همان دانشكده را آغاز مى كند و در امتحان بورس اعزام به خارج هم موفقيت كسب مى كند و در سال ۱۳۶۸ عازم كانادا مى شود.
عنوان تز او «قوميت و قوم گرايى» است. در زمان تحصيل احمدى در دانشگاه كارلتون كانادا كه فروپاشى شوروى كمونيستى هم رخ داده بود، او درمى يابد كه بعضى از جمهورى تازه تأسيس قفقاز جنوبى تحركاتى قومى را آغاز كرده اند و سايت هاى اينترنتى ابتدايى آن زمان عليه همبستگى ملى ايران مطالبى نشر مى داده اند كه با مصالح ملى ايران ارتباط پيدا مى كرده و از اين رو او به تحقيق در اين حوزه روى مى آورد.
روش تدريس در كانادا به صورت ارائه درس و كنفرانس است و به اعتقاد احمدى با اين روش بنيان پژوهشى را فراگرفته است.
در كانادا (سال ۱۹۹۲) ماشين تويوتا مدل ۱۹۸۶ دست دومى با قيمت حدود يك ميليون تومان (با ارزش امروز) خريدارى مى كند؛ در زمانى كه فشارهاى ناشى از درس و تحقيق كاهش يافته بود و با خيالى آسوده به مسافرت مى رفته.
به حضور و غياب دانشجويانش اهميت مى دهد ولى عمدتاً تلاش مى كند دانشجويانش را تشويق كند كه با جزئيات بحث آشنا شوند.
«نگرانى عمده من بيشتر حول منافع ملى و وحدت كشور است. ما الان در موقعيت ناآرامى به سر مى بريم و چالشهاى نگران كننده اى با نظام بين الملل داريم. برخى هم مى خواهند برخى مباحث مانند موضوع قوميت ها را ساده سازى كنند. من اميدوارم همه ما به مليت و منافع ملى توجه كنيم تا بتوانيم آينده بهترى براى كشور رقم بزنيم». اعتقاد دارد كه با متمركز شدنش بر مباحثى قومى و قوميتى كوشيده به روشن سازى مسائلى بپردازد كه مبتلا به جامعه ما است و در نهايت مى خواهد به گونه اى عمل كند كه به نحو احسن و به سهم خودش منافع ملى كشورمان را تا حد امكان تأمين كند.
كتابى در مورد لبنان و كتابى ديگر در مورد روابط ايران و عربستان سعودى آماده چاپ دارد كه در آن به تحليل اسنادى پرداخته. سلسله مقالاتى در زمينه جنبش هاى اسلامى معاصر و بحثهاى قومى و ملى آماده چاپ دارد و با ابراز اميدوارى مى گويد همه ما به كشور علاقه منديم و من از اين قاعده مستثنى نيستم و سعى هم مى كنم دانشجويان را بسيار بيشتر با مقوله هاى مرتبط با منافع ملى آشنا كنم و آگاهى بيشترى هم كسب كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |