چهارشنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۴ -
Wed, Oct 12, 2005
بين الملل
۳۲۷۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
وزير امور اطلاع رسانى سوريه اعلام كرد
خوددارى «رايس»
لابى ارامنه آمريكا در نامه اى درخواست كرد:
پس از ۳ سال وقفه
گفت وگو با «نوام چامسكى» منتقد و انديشمند آمريكايى
دولت آمريكا و رسانه ها
نوشته: احمد عمرو
برگردان: پوراندخت مجلسى

«سازمان سيا همه افراد كليدى را در رسانه هاى مهم در اختيار دارد» - «ويليام كلبى» رئيس سابق سيا
گروه نو محافظه كار و لابى اسرائيل، عامل هاى مؤثرى در تعيين چارچوب سياست خارجى آمريكا در مورد خاورميانه اند. ساير گروه هايى كه تأثير قابل توجه برابرى در طرح مسير جنگ داشته اند، عبارتند از عربستان سعودى و افرادى مشخص در صنايع نظامى. ولى تنها نو محافظه كاران براى تحقق بخشيدن به يك تبليغات وسيع بريا قبولاندن جنگ به نيروهاى رسانه اى دسترسى دارند.
در حال حاضر، مقايسه عراق با ويتنام بازى مورد علاقه افراد خارج از گود شده است. به اين دليل كه تاريخ به ندرت تكرار مى شود. چنين مقايسه اى كاملاً بى معنى است. پى آمدهاى غير قابل پيش بينى رويداد ناگوار عراق به اندازه كافى اثبات اين امر است كه عامل هاى بسيار متفاوت در بافت تار و پود زمينه رويدادهاى انسانى دخيلند، بويژه در زمان جنگ.
از بسيارى جهات، درگيرى عراق منحصر به فرد است. به دلايلى شگفت، اين جنگ كثيف آواى ضد جنگ اندكى را برانگيخته است. حتى سرودهاى جنبش دوران ويتنام از راديو و تلويزيون رخت بر بسته كه اين امر بسيار شگفت انگيز است. وقتى مى بينيد كه تظاهرات ضد جنگ در جهان حتى پيش از اين كه گلوله اى شليك شود، انجام گرفت، ولى وقتى جنگ و خونريزى شروع شد، اين جنبش به خانه ها محدود شد و پس از اين كه به وسيله يك مشت خبرنگار و گوينده خبر راديو و تلويزيون، جنگ افروز به شدت ضربه خورد، با بسته شدن دوربين ها، نقش كم رنگى پيدا كرد.
در زمان جنگ ويتنام، در «سايگون» سربازان آمريكايى و مشاوران غيرنظامى به آسانى با مردم ويتنام گرم مى گرفتند و به اصطلاح با آنها قاطى مى شدند، ولى در عراق، تنها جايى كه آمريكايى ها مى توانند بدون خطر پرسه بزنند و بگردند، منطقه سبز است؛ مكانى كه كارمندان سازمان هاى دولتى، روزنامه نگاران و افسران ارتش در مورد آنچه پشت ديوارهاى داراى استحكامات سنگين آن مى گذرد، داستان هايى تخيلى مى بافند.
۲۸ ماه پس از اشغال بغداد، آمريكاييان جرأت نمى كنند به آن سوى اين منطقه شاداب و دلنشين بروند و نظرى به كشت و كشتار و آشفتگى هايى كه خارج از اين مكان محصور جزيره مانند وجود دارد، بيندازند.
اگر تنها يك تفاوت عظيم بين اين دو جنگ وجود داشته باشد، نقش رسانه ها در تبليغ و كمك به توجيه تهاجم به عراق و هماهنگى پوشش خبرى با دولت بوش است. در نتيجه سانسور خبرى پنتاگون، ما اكنون بسيار اندك از آن چه هر روز در عراق مى گذرد، مى دانيم. روزنامه نگاران منصوب نظاميان با جنگ عراق همراهى مى كنند و اين نظر را پذيرفته اند كه افشاگرى هاى بيش از حد در جنگ و برخورد ويتنام به شكست آمريكا كمك كرد. سلطان هاى رسانه اى نه تنها ديدن رويدادهاى تكان دهنده را از مردم دريغ كرده اند، بلكه مانع از افشاى پى آمدهاى سياسى اين تهاجم شده اند.
چرا محاكمه صدام به صورت مخفيانه انجام مى گيرد؟ آيا اين نگرانى وجود دارد كه صدام فاش كند كه همدستان بى چون و چراى او در واشنگتن به او چراغ سبز نشان دادند كه به ايران حمله كند و وقتى او عليه كردها سلاح شيميايى به كار برد، هيچ صدايى از آنها برنخواست؟
در اين ميان، تابوت هاى نظامى آمريكايى نيمه هاى شب براى مراسم تدفين سريع و دور از چشم هاى كنجكاو مردم به آمريكا وارد مى شوند و ما به ندرت تصوير ۱۴ هزار تفنگدار و سربازان جوان زخمى را مى بينيم و يا اطلاعات به درد خورى در مورد شدت آسيب ها و چگونگى مراقبت از آنها به دست مى آوريم. تعداد تلفات عراقى ها چه نظامى و چه غير نظامى هم جزو اسرار است. جان چند بى گناه از بين رفته و چند بدن كه به وسيله بمب هاى خوشه اى تكه پاره شده است، به عنوان تلفات جنبى برچسب زده شده و مدفون شده است؟ آيا اين تهاجم انگليسى - آمريكايى، غيرنظاميان بيشترى را كشته است تا افراد شورشى را؟
بدون هيچ تصويرى و يا آمار دقيقى، ما با يك جنگ دور دست باقى مانده ايم كه خود را در زندگى روزانه مان وارد كرده است. در جنگ ويتنام رسانه ها هميشه با پنتاگون در يك بستر نبودند و بيش از تنها چند روزنامه نويس فاصله حرفه اى مناسبى را با زمامداران حفظ كردند در نتيجه، مردم تصويرى كم و بيش واقعى از آنچه در ويتنام مى گذشت، داشتند. حتى با تكنولوژى نسبتاً ابتدايى در آن زمان سرانجام آنچه واقعاً در جريان بود، گفته مى شد. گزارش هاى دست اول روزنامه نگاران مستقل به وسيله كسانى كه خود در جنگل هاى جنوب شرقى آسيا در جنگ و در خونريزى ها شركت داشتند، تأييد مى شد و به اين ترتيب، اطلاعات غلط حساب شده دولتى را بر ملا مى كردند. نقش رسانه ها در عراق كاملاً با نقش آنها در ويتنام تفاوت دارد. البته درست است كه آمريكايى متوسط در مورد جنگ در عراق چيز زيادى نمى داند، ولى شكى وجود ندارد كه دست هايى كه بر دروغ و كلك هاى مربوط به سلاح كشتار جمعى و شكست هاى بعدى اطلاعاتى پرده كشيده اند، دچار شكست شده اند.
به موازات تلخ تر و ناگوارتر شدن درگيرى ها در عراق، اربابان رسانه اى آن را از صفحات اول روزنامه ها بيرون كشيدند و برخلاف ويتنام، در مورد عراق، تنها سر و صداى بسيار ضعيفى وجود دارد. خيابان ها از تظاهرات ضد جنگ خالى است و هيچ كس نداى ضد جنگ سر نمى دهد و به جز در مورد سربازان و خانواده هاى آنها، كشتار در بين النهرين دور از چشم و دور از ذهن است.
پس از اين كه «ديويد كى» از جست وجوى خود براى سلاح هاى كشتار جمعى در عراق دست خالى برگشت، يك بازرس اتمى سازمان ملل متحد اتهامات سنگينى را در واشنگتن مطرح كرد. «ديويد آلبرايت» اصرار داشت كه مسؤولان رده بالا از ماه مه ۲۰۰۳ مى دانستند كه سلاح هاى كشتار جمعى هرگز در عراق پيدا نخواهد شد. آلبرايت ادعا مى كند تنها كسانى كه اين حقيقت را نمى داسنتند، مردم بودند. بنابر اين پرسشى كه در اين ساعت مطرح است، اين كه مردم واشنگتن امروز چه مى دانند؟ آنها مى دانند كه مسؤولان به كمك هم پالكى هاى شان در رسانه ها، نظير «جوديت ميلر» - خبرنگار «نيويورك تايمز» كه حاضر نشد منبع اطلاعاتى خود را در مورد وجود سلاح هاى كشتار جمعى در عراق فاش كند و به اين دليل محكوم شد- به آنها در مورد سلاح هاى كشتار جمعى دروغ گفته اند. آنها مى دانند كه اين امر به خاطر كوتاهى و قصور سرويس هاى اطلاعاتى نيست و اين كه «جوزف ويلسون» به خاطر برملا كردن اين مطلب مجازات شد. مردم همچنين مى دانند كه مسؤولان و شريكان رسانه اى آنها به چرخاندن واقعيت ها در مورد عراق ادامه مى دهند. در واشنگتن، همه از راز كوچك و پليد جوديت ميلر باخبرند. ميلر يك تبليغاتچى ارشد نومحافظه كار است. اگر او سقوط كند، به تنهايى سقوط نخواهد كرد بلكه نيويورك تايمز و مسؤولان آن را هم با خود به زير خواهد كشيد.
رابطه صميمانه جوديت ميلر با «احمد چلبى»، «پل وولفوويتس»، «داگلاس فيث»، «آيپك» (كميته امور عام مربوط به امريكا و اسرائيل) و سازمان نومحافظه كار تحقيقاتى «آمريكن انترپرايز»، همه جزيى از اسناد ملى است.
ميلر كار خود را با دفتر طرح هاى ويژه در پنتاگون هماهنگ كرده است؛ تشكيلاتى كه به وسيله وولفوويتس و فيث برپا شده - و با زد و بند با سازمان اطلاعاتى كار مى كند تا شاهد و مدرك براى توجيه جنگ بسازد. جوديت ميلر به اصل پنجم قانون اساسى آمريكا متوسل شده است - كه براساس آن شخص مى تواند در دادگاه از اظهاراتى كه منجر به متهم شدن خود او شود، خوددارى كند- تا از اعتراف به نقش برجسته اى كه در ارائه سلاح هاى فريب جمعى مردم آمريكا داشته است، اجتناب كند.
درگذشت رهبر استقلال اوگاندا
«ميلتون اوبوته» رئيس جمهورسابق و رهبر استقلال اوگاندا از انگليس،روز دوشنبه در سن۸۰ سالگى در آفريقاى جنوبى درگذشت.
به گزارش ايرنا به نقل از بى بى سى، وى در زامبيا زندگى مى كرد، اما به علت بيمارى كليه،دربيمارستانى در«ژوهانسبورگ» آفريقاى جنوبى بسترى شده بود. اوبوته درسال ،۱۹۶۲ استقلال اوگاندا را از انگليس به دست آورد، اما ۹ سال بعد دولت وى توسط كودتاى «عيدى امين» سقوط كرد.
وى درسال۱۹۸۰بارديگر در اوگاندا به قدرت رسيد، اما بازهم دولتش سرنگون شد و او درسال ۱۹۸۵ به زامبيا گريخت و تازمان بيمارى به حال تبعيد دراين كشور به سر برد.
وزير امور اطلاع رسانى سوريه اعلام كرد
تماس هاى سوريه
و آمريكا در مورد مسائل منطقه
«مهدى دخل الله» وزير اطلاع رسانى سوريه ديروز از وجود تماسهايى ميان كشورش و آمريكا پرده برداشت.
به گزارش ايرنا، وى در مصاحبه با روزنامه «الحيات» گفت: سوريه و آمريكا درباره مسائل متعدد منطقه از جمله مسأله عراق، رايزنى مى كنند. او با تأكيد اين كه كشورش در پى زد و بند با آمريكا نيست، افزود: كشورهايى كه در مظان اتهامند، به طور معمول اقدام به زد وبند مى كند، در حالى كه سوريه كاملاً بى گناه است.
وزير اطلاع رسانى سوريه خاطرنشان كرد: دمشق بر ضرورت برقرارى امنيت و آرامش در عراق تأكيد دارد، زيرا همسو با منافع سوريه است، همچنان كه منافع سوريه در گرو حل بحران مرزى با عراق است. اين مقام بلندپايه سوريه در عين حال گفت: آمريكا براى ادامه فشارهاى خود عليه سوريه، تمايلى به حل و فصل مشكلات ندارد. به گفته وزير اطلاع رسانى سوريه، اين كشور بنا دارد، بزودى سفير خود را به عراق اعزام كند.
خوددارى «رايس»
از تأييد گزارش حمله آمريكا به سوريه
وزير امور خارجه آمريكا از تأييدگزارشى مبنى براينكه وى درنشست اخير مقامات ارشد دولت «جورج بوش» با حمله نظامى به سوريه مخالفت كرد ،خوددارى ورزيد .
به گزارش خبرگزارى مهر به نقل از خبرگزارى فرانسه، «كاندوليسا رايس » گفت : من درباره كنكاش و ژرف انديشى داخلى در دولت (آمريكا) اظهارنظر نمى كنم . وى افزود: هر چيزى را كه مى خوانيد، باور نكنيد .
هفته نامه «نيوزويك» روز يكشنبه در سرمقاله خود گزارش داد كه آمريكا درباره آغاز حملات نظامى به داخل سوريه براى از بين بردن اردوگاه هايى كه توسط شورشيان براى حمله عليه نظاميان آمريكايى در عراق مورد استفاده قرار مى گيرد، گفت وگوهايى را انجام داده اند.
اين نشريه به نقل از منابع دولتى ناشناس خاطر نشان كرد كه رايس با اين عقيده در نشست مقامات ارشد آمريكايى كه اول اكتبر برگزار شد، مخالفت كرد .
> آمريكا درصدد تخريب روسيه نيست
«كاندوليزا رايس» وزير امور خارجه آمريكا كه به آسياى مركزى عزيمت كرده است، اعلام كرد: واشنگتن درصدد تخريب چهره روسيه نيست.
به گزارش خبرگزارى مهر به نقل از روزنامه «نيويورك تايمز»، وى كه براى نخستين گام از سفر خود به آسياى مركزى، ابتدا به قرقيزستان سفر كرده است، اظهار داشت: تمايل آمريكا براى ارتقاى روابطمان در آسياى مركزى براى رويارويى با هيچ كشورى نيست و تلاش مى كند در اين منطقه دموكراسى برقرار نمايد.
او با بيان اينكه آمريكا مى خواهد كشورهاى آسياى مركزى رابطه خوبى با روسيه داشته باشند، خاطرنشان كرد: البته كشورهاى آسياى مركزى ارتباطات خوبى به ويژه در زمينه اقتصادى با روسيه دارند، اما لازم است كه همكارى هاى خود را با اين كشور افزايش دهند. همچنين رايس از رئيس جمهورى قزاقستان خواست انتخاباتى دموكراتيك در اين كشور برگزار كند.
معاون نخست وزير سوريه: آمريكا به بشاراسد ويزا نداد
گروه بين الملل- «بشار اسد» به خاطر عدم دريافت ويزا از آمريكا نتوانست در نشست سران كشورها در سازمان ملل متحد شركت كند.
به گزارش روزنامه «زمان» تركيه، «داردارى» معاون نخست وزير سوريه با اشاره به اينكه گفته مى شد علت لغو سفر اسد به آمريكا، رد ديدارهاى درخواستى وى از سوى رهبران برخى كشورها بود، اظهار داشت: «تمام بهانه هاى ذكر شده در مورد حضور نيافتن بشار اسد در نشست سازمان ملل متحد نادرست است و رئيس جمهورى سوريه به اين دليل كه از آمريكا ويزا دريافت نكرد، نتوانست در اين اجلاس شركت كند. وى افزود: آمريكا با اين كار خلاف حقوق بين الملل عمل كرد و مانع حضور رئيس جمهورى يك كشور در اجلاس بين المللى شد.
«مركل» خواستار احياى مناسبات دو سوى آتلانتيك است
231669.jpg
گروه بين الملل: آلمان بزودى شاهد اولين صدراعظم خود «آنگلا مركل» رهبر حزب دموكرات مسيحى خواهد بود، اما مسأله تقسيم وزارتخانه ها بين دو حزب تشكيل دهنده ائتلاف بزرگ باعث بروز نگرانى هايى در بين مقامات ارشد دو حزب شده است.
به گزارش راديو صداى آلمان، آنگلا مركل اگرچه توانسته است در نبرد شخصى خود با «گرهارد شرودر» صدراعظم فعلى پيروز از ميدان بيرون آيد، اما وى براى اين پيروزى هزينه گزافى پرداخته است. توافق دو حزب بزرگ آلمان اگرچه به بن بست سياسى اين كشور پايان داد، اما اين ائتلاف را در موقعيتى شكننده و به نفع سوسيال دموكرات ها قرارداده است. طبق اين توافق دموكرات مسيحى ها شش وزارتخانه و سوسيال دموكرات ها ۸ وزارتخانه در اختيار خواهند داشت. مذاكرات دو حزب بر سر سياست هاى دولت آتى تا چند هفته ادامه خواهد داشت و تحليلگران بر اين باورند كه اين مذاكرات به علت اختلاف ديدگاه هاى طرفين به طول خواهد كشيد. توافق دو حزب با انتقاداتى از هر دو حزب مواجه شده است. برخى سياستمداران عالى رتبه حزب محافظه  كار از اين توافق انتقاد كرده اند. آنها از اين موضوع هراس دارند كه اين ائتلاف بى ثبات باشد و دوام چندانى نداشته باشد. «فرانتس مونتفرينگ» رئيس حزب سوسيال دموكرات آلمان نيز هشدار داد كه آنگلا مركل وظيفه سياستگذارى را ندارد و در صورت ايفاى چنين نقشى توسط وى، اين ائتلاف به پايان راه خود خواهد رسيد.
«ادموند اشتويبر» متحد باواريايى مركل نيز گفته است كه قدرت سياستگذارى صدراعظم بسيار محدود خواهد بود. «گوئيدو وستروله» رئيس حزب دموكرات هاى آزاد نيز در واكنش به تشكيل ائتلاف بزرگ گفت: حزب وى از موضع مخالف وارد عمل مى شود. وى افزود: ما از امروز مخالف دولت ائتلافى هستيم واز برخورد محافظه كاران نااميد شده ايم. در همين حال، آنگلا مركل صدراعظم آينده آلمان در اولين اظهارنظرهاى خود پس از تشكيل دولت ائتلافى با مهم شمردن روابط كشورش با آمريكا، بازسازى اين روابط را يك وظيفه مهم خواند و آن را به نفع آلمان دانست. اين اظهارنظر مركل در حالى صورت مى گيرد كه وزارت خارجه آلمان در دولت جديد با حزب سوسيال دموكرات ها است. مركل در اين رابطه گفت: وى مطمئن است مى تواند با سوسيال دموكرات ها بر سر مسائل سياست خارجى به توافق برسد. مركل افزود: ما خواهان رابطه خوب با آمريكا بدون لطمه زدن به روابط با روسيه هستيم. اگرچه مركل نسبت به توافق بر سر مسائل سياست خارجى با سوسيال دموكرات ها خوش بين است، اما به طور قطع وى با مشكلاتى مواجه خواهد شد كه مهمترين آنها ورود تركيه به اتحاديه اروپا و روند پناهندگى است. او بارها با عضويت كامل تركيه در اتحاديه اروپا مخالفت كرده است و تنها نوعى شراكت را به آنكارا پيشنهاد مى كند. در هر صورت سياست خارجى در دولت آتى، محل بروز اختلافات ميان دو حزب تشكيل دهنده ائتلاف خواهد بود. برخى تحليلگران مى گويند به  رغم آنكه سوسيال دموكرات ها وزارت امور خارجه را در اختيار خواهند داشت، اما آنها توان تأثير گذارى كمترى بر سياست خارجى كشور خواهند داشت.
۱۶۰ نفر در ۳ انفجار «تلعفر» و «بغداد» كشته و زخمى شدند
گروه بين الملل: در حالى كه تنها ۳ روز به برگزارى همه پرسى قانون اساسى عراق باقى مانده است، انفجار بمب در نقاط مختلف اين كشور ادامه دارد.
خبرگزارى فرانسه ديروز گزارش داد: وقوع سه انفجار در «تلعفر» و «بغداد» دست كم ۱۶۰ كشته و زخمى برجاى گذاشت. به گفته پليس عراق، اولين انفجار ديروز در تلعفر واقع در شمال غربى اين كشور رخ داد. حوالى ظهر ديروز خودرويى بمب گذارى شده در بازار پرازدحام همين شهر منفجر شد كه به كشته شدن ۳۰ نفر انجاميد. در اين حادثه، بيش از ۴۵ نفر نيز زخمى شدند.
يكى از مقامات پليس اين شهر اظهار داشت كه بمب جاى گذارى شده در اتومبيل، از راه دور منفجر شد و در هنگام وقوع انفجار هيچ نيروى نظامى عراقى يا آمريكايى در محل حضور نداشته اند.
دومين انفجار اما در منطقه «المعامريه» بغداد رخ داد. بر اساس اين خبر، شخصى در حالى كه نيروهاى امنيتى عراق را هدف قرار داده بود، اتومبيل پر از مواد منفجره اش را به سوى ايستگاه اين نيروها راند كه در اثر انفجار آن بيش از ۲۵ نفر كشته و ۱۰ نفر زخمى شدند.
انفجار سوم نيز در بغداد به وقوع پيوست. بمبى كه در نزديكى ايست بازرسى در اين شهر منفجر شد، ۹ كشته و ۱۱ زخمى برجاى گذاشت. اين انفجار نيز كه انتحارى بود در منطقه «الدوره» در جنوب غربى بغداد و در مسير گشتى هاى پليس عراق رخ داد.
اين در حالى است كه خبرگزارى فرانسه گزارش داد: يك منبع از وزارت كشور عراق اعلام كرد كه دو پليس كه سوار تاكسى بودند نيز در الدوره به ضرب گلوله كشته شدند.
سخنگوى نيروهاى پليس استان «بابل» هم اعلام كرد: ترور «سعد ابوكلل» استاندار نجف كه با انفجار يك بمب در مسير بازگشت وى از بغداد به نجف صورت گرفت، ناكام ماند، ولى رئيس پليس نجف در اثر اين انفجار كشته و دو تن از محافظانش زخمى شدند.
صدام هم مى تواند در همه پرسى شركت كند
كميسيون انتخابات عراق اعلام كرد:  هزاران زندانى كه در زندان اين كشور به سر مى برند، از جمله صدام، مى توانند در همه پرسى قانون اساسى اين كشور كه روز شنبه برگزار مى شود، شركت كنند.
به گزارش ايسنا به نقل از خبرگزارى رويترز، جزئيات منتشر شده از نحوه و شرايط برگزارى همه پرسى قانون اساسى عراق، اين توهم را ايجاد كرده بود كه احتمالاً دادن رأى «آرى» يا «نه» صدام و مشاورانش به قانون اساسى بعيد خواهد بود. در اين قانون به خصوص فعاليت هاى حزب بعث صدام ممنوع اعلام شده است.
مقام هاى كميسيون انتخابات عراق مى گويند، صندوق هاى اخذ رأى به زندان هاى «ابوغريب» و ديگر بازداشت گاه هاى عراق كه حدود ۱۰ هزار زندانى عراقى را در خود جاى داده اند، فرستاده خواهد شد. «عادل اسلامى»، از اعضاى برجسته  كميسيون انتخاباتى عراق، در يك كنفرانس خبرى اظهار داشت: تمامى زندانيان محكوم نشده حق حضور در همه پرسى را دارند و مى توانند روز پنجشنبه (فردا)، دو روز قبل از برگزارى همه پرسى، آراى خود را به صندوق ها بيندازند.
«فريد ايار»، سخنگوى كميسيون عالى انتخابات عراق نيز در پاسخ به اين سؤال كه آيا صدام نيز اجازه  شركت در همه پرسى را خواهد داشت يا خير، گفت: من نمى دانم او الان در كجا زندانى است؛ اما اگر در ابوغريب يا يكى از بازداشت گاه هاى سراسر كشور باشد مى تواند رأى دهد. اما سخنگوى ارتش آمريكا از هر گونه اظهار نظر در اين رابطه خوددارى كرد.
فرانسويان به منتخبان سياسى بى اعتمادند
براساس آخرين نظرسنجى انجام شده در فرانسه۷۶ درصد مردم فرانسه به منتخبان سياسى خود بى اعتمادند و ۷۸درصد آنها بر اين باورند كه آنها از مسائل و مشكلات مردم بى خبر هستند.
همين نظرسنجى كه موضوع نخست بسيارى از رسانه هاى فرانسوى را تشكيل مى دهد، حاكى است كه ۷۱درصد مردم فرانسه، تصوير تاريكى از منتخبان سياسى خود دارند. اين در حالى است كه پرستاران با ۹۷درصد بهترين تصوير و اساتيد و آموزگاران با ۸۳درصد و خبرنگاران با ۶۵درصد به ترتيب در جايگاه هاى بعدى قرار دارند.
اين نظرسنجى كه توسط مؤسسه نظرسنجى «ث.اس.آ»، انجام گرفته، همچنين حاكى است كه از نظر فرانسويان، دولتمردان و سياستمداران اين كشور، افرادى باهوشند، اما ۸۵درصد مردم معتقدند كه آنها بيش از هر چيز به فكر آينده كارى خود هستند و در اين ارتباط، ۶۲درصد معتقدند كه آنها از زندگى واقعى مردم به دورند و حتى ۴۹درصد فرانسوى بر اين باورند كه فساد آنها را فرا گرفته است. در اين ميان، تنها ۱۹درصد مردم گفته اند كه منتخبان سياسى آنها به فكر مشكلات مردم هستند.
در خصوص اعتماد مردم به منتخبان سياسى خود نيز تنها يك درصد مردم فرانسه اعلام كرده اند كه به دولتمردان خود اعتماد زيادى دارند و ۲۲درصد نيز گفته اند تا حدى بدانها اعتماد دارند.
براساس نتايج نظرسنجى ياد شده، فرانسويان در مورد حضور زنان و جوانان نيز خواستار مشاركت بيشتر اين دسته در صحنه سياسى شده اند، به گونه اى كه ۸۹درصد مردم موافق حضور بيشتر زنان، ۸۴درصد موافق حضور بيشتر جوانان و ۵۵درصد موافق حضور بيشتر خارجى تبارها در عرصه سياسى و امور كشور هستند.
برخى از ناظران مسائل داخلى فرانسه با اشاره به نتايج اين نظرسنجى بر اين باورند كه اين آمار و ارقام تا حدى بسيارى گوياى وجود شكاف ميان مردم و دولتمردان آنهاست. همين امر بيانگر علت عدم مشاركت مردم در بسيارى از انتخابات و بالا بودن ميزان امتناع مردم است.
لابى ارامنه آمريكا در نامه اى درخواست كرد:
رايس با شناسايى قتل عام ارامنه از سوى واشنگتن مخالفت نكند
گروه بين الملل - لابى ارامنه آمريكا از «كاندوليزا رايس»، وزير خارجه اين كشور خواست تا با شناسايى كشتار ارامنه توسط حكومت عثمانى در سال ۱۹۱۵ به عنوان قتل عام مخالفت نكند.
به گزارش شبكه خبرى «سى.ان.ان.ترك»، رئيس كميته ملى ارامنه آمريكا طى نامه اى به رايس اظهار داشت كه مخالفت كاخ سفيد با به رسميت شناختن لفظ قتل عام براى كشتار ارامنه توسط عثمانى، از نظر اخلاقى، دموكراتيك و استراتژيك، درست نيست.
«كن خاچيكيان» در اين نامه گفت كه ارامنه آمريكا و ارمنستان از مخالفت هاى رايس با اين موضوع كه در جهت تبليغات منفى و انگارگرايانه تركيه است، ناراضى هستند.
استقرار دهها افسر اسرائيلى در شمال عراق
منابع آگاه فاش كردند: دهها افسر بلندپايه ارتش و نيروهاى امنيتى رژيم اشغالگر قدس وارد شمال عراق شده اند تا در اردوگاه هاى آموزشى و دفاتر امنيتى و نمايندگى و پايگاه هاى جاسوسى اسرائيل در اين منطقه فعاليت كنند.
به گزارش خبرگزارى مهر، نشريه «المنار» به نقل از آنچه منابع آگاه خود ناميد، افزود: رئيس پايگاه جاسوسى اسرائيل «موساد»درعراق ، براى بدست گرفتن مسؤوليت بالاترى در سازمان موساد در چارچوب تغييرات گسترده اى كه رئيس اين سازمان پس از انتقادهاى شديد از وى انجام داد، به «تل آويو» بازگشت . اين منابع همچنين فاش كردند دفاتر موساد درعراق براى جذب مزدوران بيشترى كه در راستاى منافع اين سازمان جاسوسى فعاليت كنند، اقدام مى نمايند تا آنها را به منظور انجام عمليات هاى تروريستى كه با نيروهاى آمريكايى درمورد آن به توافق رسيدند،اين افراد را به كشورهاى همسايه عراق اعزام كند.
اين منابع در ادامه مدعى شدند: موساد دفاترجاسوسى درداخل ارگان هاى نظامى وغير نظامى و احزاب كرد داير كرده است كه مأموريت هايى براى اين سازمان جاسوسى درعراق و كشورهاى همسايه انجام مى دهند. المنار همچنين نوشت : موساد، منطقه اى را درشمال كردستان عراق به عنوان مقر فعاليت هاى جاسوسى گسترده خود در اين كشور و كشورهاى همسايه برگزيد كه ۸۹ عضو اين سازمان آن را اداره مى كنند واين افراد بر صدها عنصرى كه بويژه پس از سرنگونى رژيم صدام جذب اين سازمان شده اند، نظارت مى كنند.
به نوشته المنار، اين پايگاه از حمايت آمريكا برخوردار است و رهبران كردستان نيز از آن حمايت مى كنند و گاهى اين احزاب و شبه نظاميان پيشمرگ حتى مأموريت هايى را به نفع سازمان موساد اسرائيل انجام مى دهند ، موساد عناصر پيشمرگ را از هنگامى كه اسرائيل دراين منطقه رخنه ونفوذ كرد، آموزش مى داده است . اين خبرها در حالى اعلام مى شود كه مقامات عراقى هرگونه فعاليت رژيم صهيونيستى را در كشورشان تكذيب كرده اند.
پس از ۳ سال وقفه
مذاكرات استراتژيك آمريكا و اسرائيل
ازسر گرفته مى شود
«سيلوان شالوم» وزير خارجه اسرائيل گفت: آمريكا مذاكرات استراتژيك  خود را با اسرائيل پس از سه سال از سر مى گيرد.
به گزارش ايسنا به نقل از روزنامه  «هاآرتص»، قرار است، اولين دور از اين مذاكرات در هفته  دوم ماه نوامبر برگزار شود. گروه اسرائيل در اين مذاكرات از سوى «تزاچى هانگبى»، نماينده  دولت در دفتر آريل شارون، نخست وزير اسرائيل و ران پراسور، مديركل وزارت امور خارجه  اين رژيم هماهنگ مى شود و گروه آمريكايى نيز زير نظر «نيكولاس برنز»، معاون وزير امور خارجه آمريكا در امور سياسى فعاليت خواهد كرد.
در اين ارتباط يك منبع سياسى در سرزمين هاى اشغالى اعلام كرد، آمريكا ظاهراً با ازسرگيرى اين مذاكرات به دنبال طرح عقب نشينى از غزه و پايان بحران ميان اسرائيل و آمريكا در خصوص فروش تسليحاتى اسرائيل به چين توافق كرده است. اين بحران تعويق چندين گردهمايى امنيتى و همكارى استراتژيك را به دنبال داشته است.
حكم دستگيرى «حازم شعلان» از سوى دولت عراق
يك مقام عالى رتبه عراقى در سازمان مبارزه با فساد دولتى اين كشورديروز گفت: مقامات عراق براى ۲۳نفر از مسؤولان از جمله «حازم الشعلان» وزير سابق دفاع عراق به دليل اختلاس بيش از يك ميليارد دلار حكم دستگيرى صادر كرده اند.
به گزارش ايرنا، قاضى «راضى حمزه الراضى»كميسيونر عراقى در رابطه مبارزه با فساد دولتى به خبرگزارى فرانسه گفت: « ما براى ۲۳ مقام عالى رتبه وزارت دفاع از جمله وزير سابق اين وزارت خانه حكم دستگيرى صادر كرده ايم.»   «على علاوى» وزير دارايى عراق ماه گذشته ادعا كرد در دوران تصدى دولت« اياد علاوى» نخست وزير سابق عراق كه مورد حمايت آمريكا بود، يك ميليارد دلار از خزانه وزارت دفاع غارت شده است.   شعلان، كه به گفته راضى، گمان مى رود اكنون در لندن باشد، اين اتهامات را رد كرده است.
راضى افزود: مقامات عراقى براى دستگيرى بسيارى از اين مظنونان كه گمان مى رود در خارج از عراق باشند، با پليس بين المللى همكارى مى كنند. وى گفت: چنانچه اين افراد در خارج از عراق باشند پليس بين المللى بايد آنان را به عراق باز گرداند.
همپيمانى علاوى و كردها براى انتخابات آتى عراق
«اياد علاوى» نخست وزير سابق و عضو مجمع ملى عراق با كردهاى عراق در مورد همپيمانى در انتخابات آتى عراق كه قرار است ۱۵ دسامبر آينده برگزار شود، به توافق اوليه رسيده است.
به گزارش ايرنا، منابع مطبوعاتى كويت ديروز به نقل از منابع نزديك به علاوى اعلام كردند: علاوى عقيده دارد همپيمانى گروه ليبرال وى با كردها كه در صدد تشكيل دولت اسلامى شبيه طالبان در عراق نيستند، آسانتر است.
اين منابع افزودند: علاوى معتقد است مشاركت بعثى هايى كه در جنايت صدام شريك نبودند در امور سياسى عراق، مانعى ندارد. علاوى كه در ديدار روز دوشنبه اش از كويت، با شيخ «صباح الاحمدالجابر الصباح» نخست وزير اين كشور ديدار و در مورد آخرين تحولات عراق گفت وگو كرد ضمن انتقاد از ديدار هيأت اتحاديه عرب از عراق به منظور انجام آشتى ملى ميان گروه هاى سياسى عراق گفت: اين ديدار خيلى دير صورت گرفته است.
در تله انفجارى طالبان ۱۸پليس افغان كشته شدند
سخنگوى دولت افغانستان اعلام كرد: ۱۸پليس افغانى، در تله انفجارى شبه نظاميان طالبان در ولايت «هلمند» كشته شدند.
به گزارش خبرگزارى مهر به نقل از رويترز، «محمد يوسف استانيزى»، سخنگوى وزارت كشور افغانستان اظهار داشت: اين انفجار، در منطقه رجيستان استان «هلمند»، واقع در جنوب افغانستان روى داد و در پى آن، يك درگيرى نيز به وقوع پيوست. وى افزود: در نتيجه اين انفجار يا درگيرى، ۱۸پليس كشته وچهارنفر ديگر مجروح شدند.
آغاز تمرين نظامى روسيه و هند
گروه بين الملل - تمرين مشترك نيروهاى روسيه و هند تحت عنوان «يندرا -۲۰۰۵» ديروز آغاز شد.
به گزارش خبرگزارى روسيه، ژنرال الكساندر كالماكوف، فرمانده نيروهاى هوايى روسيه كه چندى پيش براى شركت در اين تمرين وارد هند شد، اعلام كرد كه تمرين مشترك نيروهاى روسى و هندى داراى جنبه ضدتروريستى هستند. بنابرگفته اين فرمانده روسى، مرحله نهايى تمرين مشترك نيروهاى روسيه و هند در تاريخ ۱۸-۱۶ اكتبر سال جارى برگزار خواهد شد. الكساندر كالماكوف خاطرنشان كرد كه اين تمرين به صورت همزمان درايالت راجستان و همچنين در خليج بنگال هند برگزار خواهد شد.
تصويب لايحه خصوصى سازى خدمات پستى در مجلس قانونگذارى ژاپن
گروه بين الملل - مجلس قانونگذارى ژاپن، لايحه خصوصى سازى خدمات پستى را تصويب كردو اصلاحاتى را كه مردم در انتخابات عمومى يك ماه پيش از آن پشتيبانى كردند، مورد تأييد قرار داد.
به گفته راديو آمريكا، قانونگذاران ژاپنى با ۳۳۸ رأى در برابر ۱۳۸ ، لوايح اصلاحات را تصويب كردند. انتظار مى رود مجلس عالى ژاپن نيز تا روز يكشنبه اصلاحات را تصويب كند. طبق اين لايحه، خدمات پستى، بيمه و پس انداز تفكيك مى شوند و تا سال ۲۰۱۷ به فروش مى رسند. اصلاحات پستى در مركز دستور كار «جونچيرو كوايزومى» بوده است.
هملت قرن بيستم و رنسانس در جهان عرب
ترجمه: پريسا رضايى

مصاحبه اى كه در ذيل از نظر خوانندگان گرامى مى گذرد، گفت وگوى روزنامه «فوى تسورشر» چاپ سوئيس با «صادق العزم» انديشمند سورى درباره جهان عرب است. متن اين گفت وگو در پى مى آيد:
* جناب العزم، شما زمانى اعراب را «هملت قرن بيستم» مى خوانديد. منظورتان از اين اصطلاح چه بود؟
- منظورم اين بود كه اعراب از زمان «رنسانس عربى» در قرن نوزدهم در حد فاصل ميان سنت و تجدد، اسلام و انديشه غيردينى در حال نوسان بوده اند. ما بعد از ۱۵۰ سال هنوز نتوانسته ايم تصميم بگيريم كه چه راهى را مى خواهيم برويم! و اين درام كه اروپا چند سده پيش پشت سرگذاشته است، از يك تراژدى به تراژدى ديگر مى انجامد، درست مانند آنچه درباره «هملت» صادق است.
* ظاهراً شما گرايش عميقى به استناد به آثار ادبى بزرگ جهان داريد. شما به تازگى، طالبان و سوءقصدكنندگان انتحارى را «فرانكنشتاين»هاى ابداع شده به دست غرب ناميده ايد. براى اعراب در قرن بيست ويكم چه نقشى در نظر گرفته ايد؟
- هنوز در اين مورد فكرى نكرده ام... خب، طبيعى است كه «فاوست» بالاخره زمانى وارد صحنه خواهد شد. هميشه مى شود روى او حساب كرد. اما حتى نقش «دن كيشوت» هم ناممكن نيست.
* شما در كتاب خود تحت عنوان «انتقاد از خود پس ازناكامى» كه در سال ۱۹۶۸ نوشته شد و توجه بسيارى را به خود جلب كرد، بشدت از جهان عرب، اقتدارگرايى حاكم بر آن، جزميت دينى و نقش زنان انتقاد كرديد. بسيارى از انتقادات شما در اين كتاب مى تواند از آخرين نسخه «گزارش توسعه انسانى اعراب» نيز سر برآورده باشد. چطور ممكن است در عرض ۳۵ سال هيچ چيز عوض نشده باشد؟
- اگر به من باشد، نمى گويم كه هيچ چيز عوض نشده است. براى نمونه اين روزها، تعداد دخترانى كه به مدرسه مى روند و همچنين تعداد زنانى كه تحصيلات مناسبى داشته اند و از نظر شغلى نيز موفق بوده اند، به نحو رضايت بخشى افزايش داشته است. اما هيچ يك از اين تحولات باعث نشده است كه «توده اى انتقادى» شكل بگيرد كه بتواند جوامع عربى را به سطحى جديد و نو بكشاند. اگر همچنين كارى انجام شده، به صورت استثنا يا كارهايى ناتمام بوده است. بنابراين در سطح كلان، حق با شماست، چندان چيزى عوض نشده است. اما در سطح خرد، در خود جوامع، پيشرفت هايى حاصل شده است.
* سهم غرب در نابسامانى ها تا چه حد است؟در عقايد عمومى حاكم بر جهان عربى، بحران خاورميانه و اشغال عراق، اغلب انگيزه همه نابسامانى ها شناخته مى شود.
-به نظر من استعمار، چپاول امپرياليستى و مسأله فلسطين از سوى رژيم هاى عرب دستمايه قرار مى گيرد تا بتواند خود را حفظ كنند، همچنان به روش هاى سركوبگرايانه خود ادامه دهند و ثروت هاى جهان عربى را به يغما ببرند. در اين ميان آنان فقط تا آن حد به امور مردم مى رسند كه كار به قيام نكشد. البته حكومت هاى غربى اغلب اين سياست كج انديشانه را دست كم مى گيرند، زيرا اين سياست در خدمت منافع ملى آنان است. به رغم آن، نمى خواهم بگويم كه نفوذ غرب به كل منفى است، بلكه اين كه سران حكومتى ما از آن سوءاستفاده كرده اند. دراين مورد، من كوچك ترين شكى ندارم. البته اين امر بدان معنا نيست كه حل بحران فلسطين به كمك ايالات متحده آمريكا اوضاع را به طور كلى آرام نخواهد كرد.
* در اين ميان به نظر مى رسد كه پيشرفت هاى كوچكى حاصل شده است. براى نمونه، برگزارى انتخابات محلى در عربستان سعودى يا در مصر. آيا اينها عواقب مستقيم جنگ عراق و سياست آمريكايى «دموكراسى سازى بيگانه» هستند؟
-كاتاليزاتورهاى مستقيم، بدون شك سرنگونى رژيم عراق و اوضاع سياست جهانى بعد از يازدهم سپتامبر بود. اما اگر بخواهيم آن را به عنوان تنها عامل در نظر بگيريم، وضعيت را دست كم گرفته ايم؛ رژيم هاى عربى در مقابل مجموعه اى از تنش هاى داخلى قرار گرفته اند. آنان نمى توانند جوامع خود را ديگر آن گونه كه پيش از اين به آن عادت داشتند، مديريت كنند. خلق و خوى عمومى در ميان اعراب، احساسى از ركود، تحريم شدگى و فقدان جهت گيرى است.
* آيا اوضاع براى روشنفكران خطرناك تر نشده است؟ بويژه با نگاهى به همچنين كشورهاى منطقه بايد اعتراف كرد كه نهاد دينى محافظه كارانه در طول سال ها ضعيف تر نشده است.
- با در نظر داشتن اينكه نهاد مذهبى بسيار قدرتمند است، اينكه يك اسلام گرايى مبارزه طلبانه وجود دارد و اينكه مراكز مهم جوامع ما به طور كلى به سمت راست گرايش پيدا كرده اند، بايد گفت كه تعداد منتقدان در جهان عربى كه تحت تعقيب قرار گرفته يا به قتل سيده اند، در واقع به نسبت كم است. اين تعداد كمتر از تعداد آنانى است كه در جريان تعقيب هاى حكومتى در عذاب بوده اند. به نظرم، اين موضوع به آنجا مربوط مى شود كه اعراب در مقابل اسلام احساس مسؤوليت مى كنند و از اين رو در بسيارى از مسائل ميانه روتر از ديگر مسلمانان هستند. رابطه اى كه اينان با اسلام دارند، تا حدودى مانند رابطه ايتاليايى ها با كاتوليسيسم است.
*حال و هواى حاكم ميان همكاران شما در دمشق چهار سال پس از «بهار دمشق» كه دوره كوتاهى از گشايش در سوريه بود، چگونه است؟ مراوده با رژيم بشار اسد اين روزها چه شكلى دارد؟
اگر آدم در دمشق يا آلپو زندگى كند بايد طبيعتاً با نظام همكارى داشته باشد؛ اما همه اينها صرفاً بر پايه و اساسى از مقتضيات عملى و تفاهم ها صورت مى گيرد. در داخل، قشر روشنفكر از مدت ها پيش خود را از حزب حاكم و نظام دور نگه داشته است و كسانى هم كه اين كار را نكرده باشند، مورد احترام نيستند. غافلگيرى بزرگ و خوشايند در خلال «بهار دمشق» براى من اين بود كه به رغم دستگاه سانسورى كه چهل سال دوام يافته بود، روشنفكران سورى يكباره همگى در اين برهه حضور يافته بودند: آنان مقالات و تجزيه و تحليل هايى درجه يك ارائه مى دادند كه نشان مى داد به دقت خبر دارند كه در جهان چه مى گذرد. در اين ميان بديهى است كه نبايد تأثير ايستگاه هاى ماهواره اى تلويزيونى را دست كم گرفت. اين تلويزيون ها نظام سانسور در جهان عربى را به كل عقيم گذاشته اند. سانسور به زباله دان تاريخ پيوسته است و ديكتاتورها هم اين را خوب مى دانند.
* آيا رسانه هاى جديد نقش روشنفكران در جوامع عربى را نيز دگرگون كرده اند؟
- آنچه بيشتر تغيير يافته، نه نقش اين روشنفكران، بلكه بيشتر از آن دسترسى به پيام هاى اين عده بوده است. روشنفكران از اين مجمع گفت وگو بهره  مى برند. آنان از اين فرصت استفاده مى كنند تا به ۵۰ يا ۶۰ ميليون مخاطب در سراسر جهان دسترسى بيابند.
*شما يك بار درباره آن صحبت كرديد كه در تاريخ اسلامى همواره يك «آرى تاريخى» به تحولات و پيشرفت وجود داشته است كه البته ابتدا مى بايست عليه «خير جزمى» دين حرف خود را پيش مى برد. اين مجادله اين روزها در چه مرحله اى قرار دارد؟
- من به طور كلى معتقدم كه اين امر براى جهان عربى روشن است كه نمى تواند از «آرى تاريخى» بگذرد. حتى سعودى ها با برگزارى انتخابات محلى شان اين نكته را به رسميت شناخته اند. نشانه اى ديگر از اينكه اين «آرى تاريخى» قدرت فراوانى دارد و ديگر نمى توان آن را ناديده گرفت، واكنش بنيادگرايان است. اين عده عليه اين امر مى جنگند، زيرا آن را به نوعى آخرين نبرد مى دانند. آنها معتقدند كه اگر در اين جدل بازنده شوند، ديگر كار تمام است.
* بهترين كارى كه غرب مى تواند در چنين وضعيتى انجام دهد، چيست؟
- دو چيز: اول، كمك به حل بحران فلسطين و دوم، كمك به آرام شدن عراق و كارآمد ساختن دولت آن، حتى اگر در سطح حداقل باشد. زيرا اگر عراق سرپاى خود بايستد، مى تواند در حكم يك الگو باشد. اين دو نكته، وظايف سنگينى هستند كه ما پيش رو داريم. اما اگر بخواهم صادقانه صحبت كرده باشم بايد بگويم كه من بدبين هستم، بويژه درباره آن چه به فلسطين مربوط مى شود. به تصور من در اين قضيه هنوز راهى بس طولانى در پيش داريم.
گفت وگو با «نوام چامسكى» منتقد و انديشمند آمريكايى
تبارشناسى تروريسم
در سياستهاى آمريكايى
سامى صبورى
231762.jpg
يكى از منتقدان جدى و سرسخت سياستهاى آمريكايى «نوام چامسكى» است كه شايد بتوان گفت هر دو طيف سياسى ايالات متحده از انتقادات او در امان نبوده اند. آنگونه كه كريستوفر هيتچنز (نگاه كنيد به روزنامه ايران ۸۴‎/۷‎/۲ ص۱۴) گفته بود، او بر آن است كه چپ و راست سياسى آمريكا (دموكراتها و جمهوريخواهان) دو روى يك سكه و در نهايت يك جريان هستند و اينطور نيست كه اگر حزب مقابل جمهوريخواهان در مسند تصميم گيرى قرار مى گرفت، سياستهايى همچون حمله به عراق و... اتخاذ نمى كرد.
او در مقابل اين سياستها، كشورهايى را كه دولتمردان آمريكا و جورج بوش از آن به عنوان محورهاى شرارت نام برده اند، كشورهايى مى داند كه تن به تصميم هاى آمريكا نداده و زير بار سياستهاى آن نمى روند. دامنه انتقادات چامسكى تا اروپا و فرانسه امتداد دارد و معتقد است كه فرانسه در قبال مرگ حداقل نيمى از آنانى كه طى ده سال اخير در الجزاير جان باخته اند، مسؤول است...
«نوام چامسكى» در سال۱۹۲۸ در شهر فيلا دلفيا در ايالت پنسيلوانيا و در يك خانواده مهاجر از يهوديان روسيه متولد شد. او در دانشگاه در رشته هاى زبان شناسى، رياضيات و فلسفه تحصيل كرد و در رشته زبان شناسى به درجه دكترى دست يافت. از اين زمان به بعد، او براى دانشجويان مؤسسه تكنولوژى ماساچوست (MIT) كه يكى از برجسته ترين مراكز آموزشى آمريكا بود، تدريس مى كرد. چامسكى، يكى از مهمترين زبان شناسان معاصر و يكى از انديشمندانى است كه بيشترين تأثير را در زبان شناسى نوين بر جاى گذاشته و نظريات او در اين باره به وفور در علوم مخابرات و كامپيوتر كاربرد يافته است. با اين حال، اين بعد عملى، مهمترين بعد چامسكى به شمار نمى آيد بلكه اين بعد از او مهم است كه به عنوان يكى از مهمترين «بريده»ها در ايالات متحده آمريكا مطرح است كه برخى از او به عنوان يك فرد يهودى كه از خود متنفر است ياد كرده و پايگاه خبرى «CNN»او را مهمترين منتقد سياستهاى آمريكايى ناميده است.
«چامسكى» در جريان يك نظرسنجى فرهنگى در ايالات متحده به عنوان يكى از سه شخصيت فرهنگى قرن حاضر انتخاب شده است. آنچه در پى مى آيد، پاسخ او به سؤالهايى است كه افكار و عقايدش را در خصوص مهمترين مسائل سياسى جهان و اتفاقات پيرامونى مى كاود و او با صراحت و بدون ملاحظات سياسى ديدگاههايش را بيان مى كند.
آقاى چامسكى! نظريات و ديدگاههاى شما از چند دهه پيش تاكنون در بسيارى از كشورها شناخته شده و مورد احترام است اما خودتان در خصوص تأثير ديدگاهها و نظريات تان در سياستهاى ايالات متحده چه نظرى داريد و چه اندازه آن را در اين سياستها تأثيرگذار مى دانيد؟
نهادها و سازمانهاى دولتى آمريكا با هم متفاوت هستند و من اعضا و كاركنان آنها را از خوانندگان خود نمى دانم بلكه خوانندگان آرا و نظريات من جزيى از يك حركت مردمى جهانى و تأثيرگذار هستند كه من خود جزئى از آن حركت هستم و البته اين تأثيرگذارى به خاطر من نيست، بلكه اين تأثيرگذارى از آن جهت است كه حركتهاى مردمى امروزه متحول شده و با نگاهى به تاريخ اين حركتها، مشخص مى شود كه اثر بسيار بزرگى بر مجموعه انتخابها و تصميمات حكومت مردان و دولتمردان داشته است. به همين منوال و به صورت غيرمستقيم ما نيز تأثيرگذار هستيم.
ايالات متحده آمريكا در خصوص جنگ عراق سابقه خطرناكى در آغاز آنچه كه حمله پيشگيرانه گفته مى شود، از خود بر جاى گذاشته است، شما فكر مى كنيد كه اين حمله يك ابزار قانونى براى مقابله با تهديدات جهانى امروز پس از حادثه ۱۱سپتامبر سال۲۰۰۱ است؟
اساساً ايالات متحده آمريكا درباره اين اقدام خود درعراق سابقه خوبى از خود بر جاى نگذاشته است و اساس حمله پيشگيرانه از لحاظ تاريخى جريان جديدى نيست. اين واژه و عبارت پيوسته توجيه و پوششى براى تجاوز بوده و هر متجاوزى كه در دنيا دست به تجاوز زده، از اين عبارت و توجيه استفاده كرده است.
هيتلر هم از اين زاويه وديدگاه به لهستان حمله كرد و ادعا كرد كه در اين كشور خطرى احتمالى نهفته است كه آلمان بايد از خود دفاع كند. اين عبارت را در خصوص آلمانى ها هم نبايد خيلى جدى گرفت همانطور كه ما درباره آمريكايى ها در عراق چنين اظهارات و عباراتى را جدى نمى گيريم.
من معتقدم كه حمله آمريكا به عراق يك تجاوز آشكار است كه هيچ گونه خطر و تهديدى در پشت آن قرار ندارد؛ بلكه يك نقض بين المللى و جنايتى است كه ايالات متحده به دليل قدرت خود مرتكب آن شده است و هر جنايتى كه از اين تجاوز به وجود آيد، از تبعات آن خواهد بود.
ايالات متحده آمريكا به دليل قدرت گسترده خود سابقه جديدى را ارائه كرده كه اين روش پيوسته از سوى قدرتهاى بزرگ به كار برده شده است، همانگونه كه كشورهاى مورد حمايت قدرتهاى بزرگ نيز از اين روش بهره بردارى كرده اند. به طور مثال اگر كشورى مثل ايران بخواهد كه به خاطر مقابله با سلاحهاى هسته اى اسرائيل و موشكهاى آن كه تهديدى براى ايران به شمار مى آيد، دست به يك حمله پيشگيرانه بزند، آيا اين اقدام ايران را ما قانونى برمى شماريم؟ قطعاً نه. زيرا كشور مبادرت كننده به اين حمله پيشگيرانه (يعنى ايران) از موافقت و تأييد ما برخوردار نيست. اما اگر قضيه عكس اين باشد و اسرائيل تحت همين عنوان حمله پيشگيرانه بخواهد ايران را مورد تاخت و تاز خود قرار دهد، خواهيم گفت بله اين اقدام اسرائيل بنا به يك دليل ساده كه همان برخوردارى از حمايت و تأييد ماست، قانونى است.
ايران و تعدادى از ديگر كشورها به عنوان -كشورهاى محور شرارت- ناميده شده اند. آيا شما اعتقاد داريد كه اين كشورها در واقع تهديدى براى ايالات متحده به شمار مى آيند يا اينكه اين نامگذارى براى ساختن يك دشمن به خاطر اهداف ديگرى صورت گرفته است؟
از نظر ايالات متحده آمريكا، كشورهاى محور شرارت، كشورهايى هستند كه تحت فرمان آن نبوده و از سياستهاى آن پيروى نمى كنند. تاريخ كوبا در برهه كنونى بيشترين ناهمخوانى را با اين نامگذارى دارد. آيا واقعاً كوبا خطرى براى ايالات متحده است؟ يا اساساً در هيچ برهه زمانى خطرى براى آن به شمار مى آمده است؟
تنها كشورى كه به عنوان كشور محور شرارت واقعى به شمار مى آمد و از حكومت ساقط شد، عراق و حكومت صدام حسين در دوره رياست جمهورى رونالد ريگان بود كه بيشترين كمكها و سلاح هاى جنگى براى جنگ با جمهورى اسلامى ايران را افرادى در اختيار آن مى گذاشتندكه هم اكنون مهمترين پست ها و سمت هاى دولت جورج بوش را عهده دار هستند.
من معتقدم كه اين گونه طبقه بندى دولت ها هيچ چيزى جز يك عمليات پروپاگندا نيست كه از سوى دولت آمريكا به اجرا در مى آيد.
تروريسم از نظر شما چگونه تعريف مى شود؟
من از ۲۰ سال پيش تاكنون درباره تروريست نوشته ام و از زمان ريگان تا دولت هاى پس از او به ويژه بوش پسر، جنگ با تروريسم محور اصلى سياست هاى خارجى آمريكا بوده است. رونالد ريگان در زمان خود اين تعريف را از تروريسم داشت كه «بربريت دوره نوين، تخريب تمدن بشرى را هدف قرار داده است». و اين همان زبانى است كه تاكنون به كار گرفته شده است.
اما تعريف تروريسم از منظر قانون ايالات متحده آمريكا كه در يكى از منابع ارتش آمريكا هم ذكر شده، همان تعريف قانون رسمى بريتانيا است كه مى گويد: «تروريسم به معناى تهديد با به كارگيرى خشونت عليه شهروندان بخاطر اهداف سياسى يا دينى و يا ديگر اهداف است».
به نظر من اين تعريف خوبى است و من هم شخصاً به آن رجوع مى كنم. اما واقعيت اين است كه اين تعريف ها كاربرد ندارد و از آن استفاده نمى شود. ايالات متحده آمريكا اگر بخواهد اين تعريف رسمى را از تروريسم به دست بدهد، خود و سياست هاى خارجى اش را مبتنى بر اجراى عمليات تروريستى خواهد يافت.
به همين دليل است كه آمريكا به تلاش هايى براى تغيير تعريف اين واژه و اصطلاح پناه مى برد و به همراه دولت هاى هم پيمان خود دست به اقداماتى مى زند كه از آن به عنوان برخورد با تروريسم (Counterterrorism)  نام برده مى شود؛ اما اين كارها و اقدامات آنها در باطن و سرشت خود تروريستى به شمار مى آيند.
به همين جهت معتقدم كه تعريف هاى رسمى و دولتى از تروريسم مهم نيست چرا كه عملاً قابل تطبيق بر آن نيست.
چه تلاش هاى بسيارى كه آمريكايى ها و دولتمردان آمريكايى به كار گرفته اند تا تعريف جديد خود از تروريسم را به رخ جهانيان بكشانند و اين تعريف جديد جلب نظر كند و آن تعريفى كه نمى پسندند، كاملاً از نظرها دور شود. از اين منظر و ديدگاه من هيچ مشكلى با تعريف رسمى آمريكا يا بريتانيا از واژه و اصطلاح تروريسم ندارم.
ديدگاه شما درباره اين كه برخى بر اين باورند آنچه امروزه در حال وقوع است، چهره اى از جنگ تمدن هاست، چيست؟
بله، گروه هايى وجود دارند كه مى خواهند آنچه كه به عنوان «جنگ و درگيرى تمدن ها» از آن ياد مى شود را خلق كنند و بيافرينند؛ در حالى كه من تأكيد دارم اسامه بن لادن در اين درگيرى و جنگ برنده خواهد بود.
برنامه ريزى سياسى دولت بوش با جديت سعى مى كنند كه اين جنگ تمدن ها را صورت عينى ببخشند. اگر شما نظرى داشته باشيد به زبان سياسى اين دو گروه، تشابه زيادى را در به كارگيرى عبارت هايى مثل خير عليه شر و ايستادن در خط خدا و تكيه بر آن در هر دو گروه بوش و بن لادن مشاهده مى كنيد، لذا طرفين علاقه مند هستند كه اين جنگ تمدن ها را به وجود آورند اما اين بازتاب واقعيت نيست.
231651.jpg
در دهه۸۰ دولت ريگان به جنگ با تروريسم برخاسته بود.البته آن زمان چيزى به عنوان تروريسم اسلامى مطرح نبود، بلكه تروريسم كاتويك در كشورهاى ميانى قاره آمريكا بود كه به صورت مستقل و دور از سياست هاى آمريكا به استقلال دست يافته بودند. در آن زمان هنگامى كه رهبران دينى كاتوليك حقوق هموطنان فقير از قشر كارگر و كشاورز را به جاى روش هاى تاريخى آمريكا در خدمت رسانى به طبقات غنى و تأمين منابع آنان، مطالبه كردند، آمريكا دست به حمله اى تحت عنوان «جنگ عليه تروريسم» زد.
سال ۱۹۵۸ هم سال بسيار پراهميتى در سياست هاى جهانى بود كه آيزنهاور رئيس جمهور وقت آمريكا سه بحران اصلى در جهان را مشخص كرد كه نخستين آن اندونزى، دومى شمال آفريقا و سومى خاورميانه بود. تمامى اين كشورها و مناطق در داشتن منابع نفتى و اينكه كشورهايى اسلامى به شمار مى آمدند، مشترك بودند. اندونزى و مصر دو دولت سكولار بودند اما ايالات متحده از عربستان سعودى كه از بابت بنيادگرايى و افراطى بودن پيشقدم و درصدر جدول اين كشورها قرار داشت، برعليه مصر كه در خط اول رهبرى دولتهاى سكولار در بين كشورهاى عربى قرار داشت، حمايت مى كرد.
آيا اين رويكرد به دليل جنگ تمدن ها بود؟
نخير اين رويكرد به خاطر خدمت به منافع آمريكا مطابق نظر دولتمردان آن زمان آمريكا بود.
دولت آمريكا از فردى مثل «ساهورتو» ديكتاتور حمايت كرد كه حداقل يك ميليون اندونزيايى را قتل عام كرد.
در شكل سوم (بحران استقلال الجزاير) ، فرانسه به ايجاد يك دستگاه اطلاعاتى گسترده و قوى در الجزاير و در برابر استقلال آن اقدام كرد و اين به دليل آن بود كه نيروهاى فرانسه از الجزاير به بيرون رانده شده بودند. نيروهاى اطلاعاتى فرانسه در ده سال گذشته نيمى از كشتارهايى را كه در الجزاير اتفاق افتاده، مرتكب شده اند.
اين مثال ها دليلى بر جنگ تمدن ها نيست بلكه دليلى بر اتخاذ روش هايى از سوى قدرت هاى بزرگ است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |