محمد محجوب
مهرماه حال و هواى خاص خود را دارد. شروع پاييز، آغاز مدارس و دانشگاهها براى بسيارى معنى بهارهم مى دهد! براى علاقه مندان هنر آواز و موسيقى كلاسيك ايران نيز مهر مصادف با تولد مشهورترين خواننده معاصر ايران يعنى محمدرضا شجريان است.
اول: شهرت و حضور اجتماعى يك شخص در جامعه مديون عوامل متعددى است. رسانه در اين ميان نقش مهمى بر عهده دارد. شهرت بازيگران سينما، فوتباليستها و بازيگران تلويزيون و خوانندگان موسيقى پاپ در بستر چنين رويكردى، بديهى و اجتناب ناپذير است، اما درصد فراوانى بالا در بستر جامعه براى يك خواننده آواز موسيقى كلاسيك جالب توجه است و نياز به تحليل و بررسى دارد. اما عوامل متعدد نظير شرايط موسيقى در دوران اوليه انقلاب و دهه شصت، حضور مستمر و چشمگير در بيش از سه دهه، همكارى و ارتباط مداوم با شاخص ترين اساتيد موسيقى، ويژگيها و خصوصيات فردى از جمله عواملى است كه شجريان را به يك چهره محبوب، مشهور و مردمى بدل كرده است.
دوم: توان و تسلط شجريان بر رموز و دانش آوازى در موسيقى ايران بى نظير و مثال زدنى است. او با بهره گيرى از اساتيد بزرگى نظير عبدالله دوامى و نورعلى برومهر و با دقت و پشتكار در شناخت مكاتب آوازى مختلف، به توانايى قابل توجهى در آواز دست يافته است. شايد در روزگار ما كمتركسى چون او به دانش آواز، شناخت مكاتب مختلف و توانايى ارائه آواز در سبكها و حالات مختلف دست يافته باشد. او به خوبى امكانات و نحوه ارائه هر شيوه و سبكى را شناخته و در آواز خود از آنها بهره گرفته است.
در مراحل آغازين هرچند آواز او متأثر از خوانندگان مشهور آن زمان راديو بوده است، اما به تدريج به سبكى منحصر به فرد كه به نوعى مجموع شيوه ها و سبكهاى گذشته است، دست يافته و استقلال خود را حفظ كرده است. نمونه آوازهاى ارائه شده اى نظير (نوا مركب خوانى)، آستان جانان، بيداد، نيستون آذرستون، راست پنجگاه و چشمه نوش، معماى هستى، بى تو به سر نمى شود، همايون مثنوى و دستان همه با آهنگسازى بزرگانى چون مشكاتيان و لطفى و نوازندگى آنان و ديگرانى از نسل هاى قبل يك مرجع مهم آوازى در موسيقى ايرانى محسوب مى شوند.
آوازهايى كه ويژگيها و خصوصيات جالب توجهى چه به لحاظ توان و تسلط فردى و چه به لحاظ گسترش رپرتوار آوازى موسيقى كلاسيك ايران ايفا مى كنند. خلاقيت و دانش آوازى، شناخت ادبيات و تلفيق شعر و موسيقى، ساير جنبه هاى اين استاد مسلم آواز است.
سوم: چهره ماندگار و شاخص شدن فرد در هر پديده اى به خصوصيات اجتماعى، جامعه مورد نظر و شرايط درونى - بيرونى فرد مربوط است. اما آنجا كه اين چهره اسطوره اى سايه اش را بر وجوه مختلف يك پديده مى گستراند، مى تواند نكات مثبت و منفى فراوانى را يدك كشد تا موضوعاتى مهم و قابل بررسى را پديد آورد.
شاخص شدن شجريان در آواز نيز با اين موارد روبروست. او هنر آوازخوانى را ارتقا بخشيده و ميزان علاقه مندى و توجه به اين شاخه مهم از موسيقى ايرانى را به شكلى دقيق تر و عميق تر تكامل بخشيد، با اين همه شهرت، اعتبار و ماندگارى او در آواز سبب ركود و يكسان انگارى در نسلهاى پيشين شد. تنها صداى شناخته شده، مرجع و قابل شنود در جامعه، صداى شجريان بود.
از اين رو، همگان سعى در كپى كارى نه تنها به لحاظ شيوه و سبك كه حتى در نحوه خروج صدا، تلفظ واژه ها و گاه حتى به تقليد صدا روى آوردند. اين موارد دامنه صوتى، سبكهى اجرايى و تنوع صدايى را با محدوده اى مواجه كرد تا آواز در انحصار بزرگ ترين خواننده موسيقى ايران بماند و سايرين مقلدانى بيش جلوه نكنند.
البته ديگرانى هم بوده يا هستند كه شيوه و گونه اى ديگر آواز بخوانند، اما دامنه اعتبار و اهميت شان چندان گسترش نيافت و در مورد برخى نيز شيوه آوازخوانى و توان و تسلط شان چندان چشمگير و قابل دفاع نبود كه جريانى ايجاد كند و تأثيرى در عرصه موسيقى برجاى گذارد. اشكال طرح شده از حيطه اختيار شجريان خارج است. چه حتى او ممكن است به رشد و اعتلاى آواز و ادامه تحرك و پويايى آواز در نسلهاى بعدى خود انديشيده باشد، اما به هر حال سايه او آنقدر سنگينى داشته تا همچنان به عنوان مرجع آوازى حتى به لحاظ زيباشناسى موسيقى، حضور خود را بگستراند.
چهارم: پژوهش و نگارش در حوزه آواز بسيار كم مرجع و كم حجم بوده است. لزوم توجه افزونتر در اين شاخه از موسيقى، بخصوص به واسطه معضلات و مشكلاتى كه پاره اى از آنها طرح شد، غير قابل انكار است. شجريان به عنوان يك مطلع و آگاه بر دانش آوازى با توجه به شناخت و دانشى كه از مكاتب و شيوه هاى آوازى دارد، مى تواند نسبت به گسترش شناخت سبكها و شيوه هاى آوازى سهمى افزون داشته باشد. شهرت و اعتبار او نيز در اين زمينه بسيار راهگشا است. او مى تواند از اين جنبه خود بهره جويد تا شيوه بزرگانى چون اقبال آذر، ظلى، طاهرزاده، نكيسا و سليمان اميرقاسمى هيچگاه فراموش نشود.