پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۴ -
Thu, Oct 13, 2005
حوادث
۳۲۸۰
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
۳۲ دليل كارآگاه براى پرونده جنايى
۳۲ دليل كارآگاه براى پرونده جنايى
مرگ به خاطر
عشق به زندگى
231861.jpg
گروه حوادث: تيم جنايى آگاهى كل ناجا با ۳۲ دليل علمى و پليسى پرده از مرگ اسرارآميز زنى در ميان شعله هاى آتش برداشت و آن را مرگى خودخواسته دانست.اين اقدام تخصصى در حالى صورت گرفت كه بررسى هاى كارشناسانه در صحنه آتش سوزى مرگبار تصورى مبنى بر توطئه قتل خانوادگى را پيش روى پليس شهرستان اقليد شيراز قرار داده بود.بنا به اين گزارش، اوايل ارديبهشت ماه سال ،۸۲ زنى جوان به نام «مرضيه» كه با حالت قهر خانه شوهرش را در اقليد ترك كرده بود، دچار حادثه مرموزى شد و از پاى درآمد.

يك روز صبح، «مرضيه» با وجود مخالفت هاى مادرش با حالتى پريشان خانه پدرى را ترك كرد تابه خانه خودش برود، ساعاتى نگذشته بود كه با انفجارهاى مهيب كپسول هاى گاز و آتش هولناك، اين زن ميان شعله هاى مرگ گرفتار شد.وقتى مأموران آتش نشانى توانستند شعله هاى آتش را مهار كنند، پيكر سوخته زن جوان در گوشه اى ازخانه بيرون كشيده شد و از آنجا كه «مرضيه» و شوهرش از مدت ها پيش دچار اختلاف شديدى بودند، پدر وى با احتمال اينكه دخترش در جريان يك نقشه شوم به قتل رسيده است نزد قاضى نورالدينى از شعبه يكم دادگسترى شهرستان اقليد خواستار شناسايى عاملان جنايت شد.اين مرد به قاضى نورالدينى گفت: «مرضيه» ۱۵ساله بود كه با دامادم ازدواج كرد، آنان با عشق و علاقه با هم زندگى مى كردند، وضعيت مالى مناسبى داشتند و با به دنيا آمدن نوه ام شيرينى زندگى شان صد چندان شده بود تا اينكه از مدتى پيش مسأله اى مرموز در زندگى آنان به وجود آمد و اختلاف شديدى بين آن دو پيش آمد.وى افزود: روز قبل از حادثه «مرضيه» پس از ۱۱سال زندگى با شوهرش به حالت قهر خانه اش را ترك كرد اما وقتى صبح روز جنايت شنيد شوهرش ساعت ۱۳ظهر مى خواهد با تنها گذاشتن او به خارج از كشور برود و ديگر بازنگردد تصميم گرفت به خانه برگشته و از بر باد رفتن زندگى اش جلوگيرى كند.مادر «مرضيه» خيلى اصرار كرد كه مانع از رفتن او به خانه شوهرش شود ولى «مرضيه» مى خواست شوهرش را به زندگى بازگرداند. وقتى رفت و از او خبرى نشد خيلى سعى كرديم با خانه او تماس بگيريم اما كسى جواب نمى داد تا اينكه با نگرانى پسرم را به در خانه اش فرستاديم، وقتى بازگشت شنيديم «مرضيه» با آتش گرفتن خانه اش به قتل رسيده است.
< چرا قتل؟!
قاضى پرونده با توجه به ادعاهاى پدر «مرضيه» دستور ويژه اى صادر كرد تا متخصصان پزشكى قانونى شيراز و بازرسان و كارشناسان آتش نشانى به اقدامات جنايى دست بزنند و پرده از جزئيات مرگ زن جوان در ميان شعله هاى آتش بردارند. از سوى ديگر، كارآگاهان جنايى شهرستان اقليد نيز به تحقيقات گسترده اى پرداختند و پى بردند شوهر «مرضيه» تصميم داشت به خاطر اختلافى كه برادر كوچكتر خودش به وجود آورده بود و بين «مرضيه» و برادر شوهرش ماجراهايى رخ داده بود براى هميشه اين زن جوان را از زندگى اش حذف كند و حاضر نبود به زندگى با «مرضيه» ادامه دهد.متخصصان آتش نشانى پس از بازديد از خانه آتش در گزارشى به رئيس پليس اقليد در دو بندتخصصى نظريه اى صادر كردند كه نشان مى داد «مرضيه» به قتل رسيده است.به نظر اين كارشناسان به دليل عدم اطلاع عوامل مرتبط شده با صحنه وقوع حادثه، تغييراتى در صحنه به وجود آمده كه جهت هرگونه بررسى كارشناسى حائز اهميت بود و آثار بر جاى مانده از صحنه آتش سوزى با هم از ديدگاه كارشناسى همخوانى فنى نداشته است.همچنين با توجه به شرايط صحنه تمامى آتش محدوده با يكديگر مرتبط نبوده و در فاصله زمانى كم، كانون آتش در چند نقطه شناسايى شده است.در ادامه اين نظريه، كارشناسان آثار تخريبى ديواره اى در آشپزخانه يا اتاق را جدا تشخيص دادند و بين آن و آتش سوزى اصلى ارتباطى ندانستند و اعلام كردند كه شكستگى شيشه ها در همكف و طبقات ساختمان به صورت عمدى - توسط عامل يا عوامل - انجام شده و در اثر بازتاب حرارتى ناشى از آتش سوزى نبوده است.بازرسان آتش نشانى قرار گرفتن سيلندرهاى گاز را اقدامى براى گمراه كردن مسير بررسى هاى كارشناسان دانسته اند كه بعد از اجراى نقشه اصلى براى ايجاد انفجار و تخريب در مراحل بعدى از آن استفاده شده بود.آثار حريق نيز هيچ شرايط همخوان فنى و كارشناسى ندارد زيرا با توجه به ميزان متلاشى شدن جسد و نوع سوختن آن بايستى از موجودى محل آتش سوزى هيچگونه آثارى جز مصالح اوليه ساختمانى باقى نمانده باشد.اين بازرسان، تأكيد كردند كه جسد «مرضيه» دوبار به آتش كشيده شده است كه در مرحله نخست در خارج از محل كشف جسد به وسيله مواد تندسوز و پايدار و در مرحله بعدى به وسيله مواد تركيبى كندسوز مثل گازوئيل به آتش كشيده شده است.در اين نظريه كارشناسى، آتش نشانان فرضيه اى براى چگونگى حادثه مطرح كردند كه در آن «مرضيه» وقتى براى پايان دادن به اختلاف خانوادگى از در اصلى خانه وارد آن شده بود او چادر خود را به مقدارى نفت آلوده مى كند و آن را در بيرون از خانه كه آلاچيق واقع شده و در كنار ساختمان آويزان مى كند يا اينكه «مرضيه» وقتى وارد ساختمان مى شود با گروهى كه داخل آن بودند درگير مى شود و به اقدام خودكشى تهديد مى كند اما دست به چنين كارى نمى زند چرا كه قادر به چنين اقدام خودخواسته اى نبود.
بازرسان آتش نشانى در آخرين فرضيه خود اعلام كردند كه «مرضيه» در داخل ساختمان برخورد فيزيكى داشته است كه عاملان حادثه او را در خارج از ساختمان با استفاده از موادى از مشتقات هيدروكربن هاى تندسوز و مواد خورنده به آتش مى كشند و با غيرقابل شناسايى شدن جسد او را به داخل ساختمان مى برند و با ريختن و پاشيدن مواد اشتعالى و همچنين ساختن صحنه اى كه در آن از سيلندرهاى گاز آماده آتش سوزى و تخريب بود به نوعى تصويرى از خفه سوزى و ايجاد دوده سنگين به وجود مى آورند و در آخرين مراحل عملياتى و طراحى صحنه عاملان حادثه با انجام طرح هماهنگ شده، محل و صحنه ساختگى را ترك مى كنند اما باز بودن چنددر و وجود دريچه، تصاعدات گازى ناشى از باز بودن سيلندرها را به خارج ساختمان هدايت مى كند و عدم وجود شعله مناسب براى ايجاد ارتباط با تصاعدات گازى و انفجار طرح عمليات را عقيم مى سازد.قاضى نورالدينى كه چنين نظريه كارشناسى را در اختيار داشت براى اطمينان يافتن از وقوع جنايت كه «مرضيه» قربانى تلخ آن بود از پزشكى قانونى نيز خواست علت مرگ را روشن سازد. كارشناسان پزشكى قانونى شيراز نيز با اشاره به اينكه جسد به شدت دچار سوختگى شده است و هيچ ضرب و جرحى روى اندام هاى جسد سوخته «مرضيه» قابل تشخيص نيست، علت مرگ را سوختگى و عوارض ناشى از آن تعيين كردند.بدين ترتيب، شوهر «مرضيه» كه با برادر كوچكتر خود و همسرش اختلاف شديدى داشت و با اين دلايل علمى جز او كسى نمى توانست قاتل همسرش باشد، بازداشت شد و تحت تحقيق پليسى و قضايى قرار گرفت.
< يك راز تلخ
شوهر مرضيه، در بازجويى ها هرگونه دخالت در مرگ همسرش يا آتش سوزى خانه خود را نپذيرفت و با ارائه مستنداتى راز تلخ علت خواسته اش براى جدايى از مرضيه ۲۶ ساله را فاش كرد.وقتى پليس و دادگاه در برابر سكوت اصرارى اين مرد قرار گرفتند و پى بردند او انگيزه اى قوى براى جدايى از همسر مهربانش را داشته است خود را در برابر يك معماى پيچيده ديدند كه گره هاى كور بسيارى در آن بود.از سويى، نظريات كارشناسانه «مرضيه» را قربانى يك جنايت مى شناخت، از سويى تحقيقات نشان مى داد «مرضيه » بسيار دلسوز زندگى شان بود و شوهرش انگيزه اى قوى براى قتل او داشت و از سوى ديگر وى توانسته بود آنان را متقاعد كند كه قاتل نيست و حتى نمى تواند براى قتل «مرضيه» آدمكش اجير كرده باشد.
< يك مأموريت ويژه
قاضى نورالدينى وقتى در بن بست تحقيقاتى گرفتار شد براى بازشدن گره كور اين ماجراى اسرارآميز ، پرونده را براى بررسى ويژه در اختيار مجتمع امور جنايى تهران قرار داد و با دستور قاضى جواد اسماعيلى تيمى از مأموران اداره ويژه قتل آگاهى كل ناجا وارد عمل شدند.اين مأموريت ويژه ، تيم جنايى آگاهى كل ناجا را بر آن داشت تا با اعزام به شهرستان اقليد شيراز با لحظه به لحظه حادثه همراه شوند.كارآگاهان تهرانى درنخستين اقدام خواستار رفع ابهاماتى در نظريه بازرسان آتش نشانى شدند و فرضيه هاى آنان را خارج از محدوده وظايف آنان دانستند و اين در حالى بود كه عمدى بودن حادثه حتمى به نظر مى رسيد و تحقيقات پليسى نيز مهر تأييدى بر آن زده بود.بدين ترتيب، قرار شدتا متخصصان پزشكى قانونى تهران به بررسى هاى كارشناسانه دست بزنند تا علت اصلى مرگ مرضيه روشن شود و اين در حالى بود كه كارآگاهان تهران در تحقيق از خانواده «مرضيه» و مقايسه ادعاهاى آنان با چگونگى حادثه به ابهامات بسيارى برخورده بودند.
< 32 دليل پليسى
پزشكى قانونى تهران ، نخستين دليل پليسى و علمى براى عدم پذيرش همه نظريات كارشناسانه گذشته از سوى بازرسان آتش نشانى را در اختيار كارآگاهان قرار داد.آنان با اشاره به اينكه در حنجره «مرضيه» دود ناشى از آتش سوزى به دست آمده بود ، علت مرگ را خفگى ناشى از استشمام دود مونواكسيد كربن دانستند.با اين يافته تازه علمى ، پليس دريافت بازرسان آتش نشانى در اينكه مرضيه، ابتدا در خارج از ساختمان سوزانده شده سپس به داخل ساختمان انتقال يافته و در صحنه ساختگى خفه سوزى قرار گرفته است ، يك اشتباه بزرگ است و «مرضيه» وقتى خانه آتش گرفته بود زنده بود و در ميان شعله هاى آتش نفس مى كشيد.در شاخه ديگرى ، كارآگاهان به ساعات ضدونقيضى برخوردند كه از خروج «مرضيه» از خانه پدرى و وقوع حادثه برمى گشت ، مسير اين دو خانه را در ساعات مختلف پرترافيك و كم ترافيك بررسى كردند و پى بردند ابهاماتى در ادعاهاى مطرح شده در پرونده وجود دارد.اين در حالى بود كه تيم جنايى آگاهى كل ناجا پى برده بود برخلاف ادعاهاى خانواده مرضيه ، دقايقى بعد از آتش سوزى برادر مرضيه نخستين كسى بودكه جنازه وى را ديده بود و اين پسر بعد از سكوتى طولانى اعتراف كرد كه دقايقى بعداز خارج شدن مرضيه از خانه پدر با اصرار مادرش سراغ وى رفته بود. پس برخلاف نظريات كارشناسى ، قاتل يا عاملان جنايت زمانى كافى نداشته اند كه دور از ديده هاى برادر مرضيه وبا خونسردى به اجراى سناريوى چنين جنايت تلخى كه آنى نبود و زمان زيادى نياز داشت دست بزنند.كارآگاهان در بررسى شيشه شكسته ساختمان كه نه براثر آتش سوزى بلكه با فشار عوامل خارجى و ضربه زدن رخ داده بود فاش كردندكه مرضيه ، وقتى خانه پدرش را ترك مى كرد هيچ كليدى براى بازكردن قفل در خانه شوهرش در اختيار نداشت و خودش با شكستن شيشه پنجره اى توانسته راهى براى ورود به خانه اش پيدا كند و همه اين جريانات در حالى رخ مى دهد كه مادر مرضيه، نگران او بود و حتى با تأكيد براينكه مى ترسد دخترش كارى دست خودش بدهد پسرش را روانه خانه دامادش مى كند.درتحقيقات جنايى اى كه در چند شاخه متفاوت صورت گرفت تيم جنايى آگاهى كل ناجا به اعترافاتى در ميان آشنايان نزديك مرضيه و شوهر وى دست يافتند و به انگيزه اصلى اصرار اين مرد زندانى براى طلاق دادن قربانى حادثه پى بردند و با رسيدن به اينكه مرضيه ، چندسال پيش نيز به خاطر مسائل پيش آمده بين او و برادر شوهرش با خوردن قرص دست به خودكشى زده است به جمع آورى دلايل قانع كننده ترى براى ابهام زدايى از خودكشى مرضيه ، در ميان شعله هاى آتش پرداختند.وقتى ۳۲ دليل علمى و پليسى اين تيم پليسى روى ميز قاضى قرار گرفت و تحقيقات ثابت كرد «مرضيه» خودكشى كرده است، شوهر وى از اتهام قتل تبرئه شد و يكى از معماهاى پيچيده جنايى ايران حل شد.
دخترجوان قربانى دوئل۲ رقيب
231828.jpg
گروه حوادث: يك دانشجوى جوان وقتى شنيد آشناى قديمى نامزدش، دست از سر او بر نمى دارد، نقشه جنايتى شوم را طراحى كرد.اين پسر در داخل خودروى ب. ام. و پدر نامزدش به سمت دختر جوان و مزاحم او حمله كرد و نامزدش را به قتل رساند.
بنا به اين گزارش، ساعت ۲۱ شامگاه سه شنبه ۱۹ مهرماه سال جارى رهگذران در سردار جنگل خودروى ب. ام. و شيرى رنگى را ديدند كه دخترى پشت فرمان، با حركات مارپيچ در حركت بود.
اين خودرو براى وارد شدن به بزرگراه همت داخل كوچه اى فرعى پيچيد و در بن بست لادن با برخورد با نرده هاى انتهاى كوچه از حركت ايستاد.
دقايقى نگذشته بود كه مردى با لباس خون آلود از خودروى ب. ام. و بيرون پريد و فريادزنان خبر از به قتل رسيدن نامزدش و يك جوان آشنا داد و اين درحالى بود كه پسرى جوان در صندلى جلوى خودرو ناله مى كرد.
وقتى مأموران گشت كلانترى ۱۴۰ باغ فيض در ماجراى مرموز اين حادثه قرار گرفتند در بن بست لادن پاى در صحنه جنايت قرار دادند و با يك قتل پيچيده مواجه شدند.دختر ۲۳ ساله اى به نام «مريم ابوالفضلى» كه دانشجوى رشته زبان آلمانى بود، با اصابت دو ضربه عمقى چاقو به ناحيه پشت و كمرش به قتل رسيده بود و جوانى كه خود را «رسول» معرفى مى كرد، به خاطر وارد آمدن ضربات چاقو به چشم راست و گردنش نيمه جان بود.با انتقال «رسول» به بيمارستان شريعتى تيم پزشكى براى تخليه چشم وى و جلوگيرى از مرگ اين پسر به خاطر جراحات عميق گردنش وارد عمل شدند و نامزد ۲۵ ساله «مريم» كه «على» نام دارد، با توجه به مرموز بودن حركاتش بازداشت شد.اين پسر ابتدا ادعا كرد كه از سوى گروهى مورد حمله قرار گرفته اند كه نامزدش و پسر آشنا هدف ضربات چاقو قرار گرفته اند، اما وقتى مشخص شد «رسول» در راه انتقال به بيمارستان ادعا كرده است قاتل «مريم» نامزد وى است، به ناچار ادعاهاى تازه اى را پيش روى كارآگاهان قرار داد.«على» در بازجويى از سوى بازپرس اصغرزاده رئيس شعبه دوم دادسراى امور جنايى تهران و مأموران اداره ۱۰ پليس آگاهى تهران ادعا كرد كه عامل اصلى قتل نامزدش همان پسرى است كه به بيمارستان انتقال يافته است.وى گفت: «از دو سال پيش با «مريم» آشنا شدم و با ابراز علاقه به وى خواستم همسرم شود تا اينكه از ۶ ماه پيش با آگاهى خانواده هايمان نامزد كرديم و از آن به بعد به خانه نامزدم رفت و آمد زيادى داشتم.»
اين پسر افزود: «مدتى پيش از «مريم» شنيدم پسرى جوان كه از سالها پيش او را مى شناسد، با وجود اطلاع از نامزدى ما دست از مزاحمتهاى پى در پى بر نمى دارد. قرار شد با «رسول» قرار ملاقات بگذاريم.
ساعتى قبل از حادثه «مريم» درحالى كه خودروى ب. ام. و پدرش را همراه داشت و من در صندلى عقب نشسته بودم، به گيشا رفتيم و «رسول» را سوار كرديم، اين پسر تا در صندلى جلو نشست، خواست با نامزدم شوخى كند كه با اعتراض من مواجه شد.»
تنها مظنون اين جنايت ادامه داد: «رسول» وقتى شنيد من نامزد «مريم» هستم، به مسخره كردن من پرداخت و همين كار او باعث شد بين من و «رسول» درگيرى به وجود آيد. قرار بود من در فضاى آرامى از «رسول» بخواهم پايش را از زندگى ام بيرون بكشد، اما او با چاقويى كه همراهش بود، خواست ضرباتى به من بزند.
توانستم دستش را بگيرم، بين ما كش و قوسى درگرفت كه ضرباتى به «مريم» اصابت كرد، نمى دانستم او به قتل رسيده است، مى خواستم خودم را نجات دهم كه اين چاقو به چشم و گردن «رسول» نيز اضابت كرد و با برخورد ب. ام. و به نرده از حركت افتاد.
با اين ادعا، مشخص شد كه هيچ كس جز اين دو پسر و دختر جوان در صحنه جنايت حضور نداشتند و چون نوع ضربات چاقو به گونه اى بود كه نشان مى داد كسى كه در صندلى عقب نشسته است، با چاقو دو سرنشين جلوى خودرو را مورد حمله قرار داده، كارآگاهان جنايى در نخستين روز تحقيق «على» را عامل قتل نامزدش شناختند. عامل جنايت در آخرين مرحله بازجويى با پذيرفتن اقدام جنايتكارانه ادعا كرد كه داخل خودرو تصميمى ناگهانى گرفته و خواسته با قتل نامزدش و آشناى قديمى او به آسودگى خاطر برسد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |