پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۴ -
Thu, Oct 13, 2005
مهرگان
۳۲۸۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
درباره عبدالحسين فرزاد
دربند كردن
رنگين كمان!
عبدالحسين فرزاد
مترجم، پژوهشگر، منتقد
متولد۱۳۲۹ زاهدان
دكترى زبان و ادبيات فارسى از دانشگاه تهران
شاگردى در محضر اساتيدى چون:
دكتر عبدالحسين زرين كوب، دكتر شفيعى كدكنى، دكتر محجوب، دكتر جعفر شعار، دكتر ابوالقاسمى، دكتر مشكور و...
آثار چاپ شده كه بيش از بيست عنوان است كه برخى از آنها عبارتند از:
درباره نقد ادبى، منوچهرى، قرائت و درك مفاهيم متون عرفانى، المنهج فى الشعر
در بند كردن رنگين كمان (گزيده و ترجمه اشعار غاده  السمان)، آواى غژك (مجموعه شعر دكتر فرزاد)، شعر، زن وانقلاب (نوشته نزار قبانى)، رؤيا وكابوس
(شعر پوياى معاصر عرب)، ابديت، لحظه عشق (اشعار غاده السمان)
فلسطين وشعر نوين عرب (ترجمه - با همكارى شهره باقرى)
كتاب آماده چاپ:
غزالانى در ميان خلايق (عاشقانه هاى كلاسيك عرب)
مقالات چاپ شده بيش از صد عنوان كه برخى از آنها عبارتند از:
231831.jpg
جبران خليل جبران و سوررئاليسم عربى، گفتارى در باب هنر، پيام آور عقل و آزادگى ابوالهلاى معرى، عناصر سازنده اثر ادبى، پويايى در شعر عرب، اومانيسم ايرانى، حادثه ۱۱سپتامبر از نگاهى ديگر، كجاى جهان ايستاده ايم، عشق تنها براى آخرين معشوق است و...
زهرا طهماسبى: جهان ادبيات گستره نامحدودى است كه همچون دانه هاى زنجير با يكديگر در ارتباط است و هيچ گاه نمى توان دانه هاى زنجيرش را از هم گسست.
غرابت ونزديكى دانه هاى زنجير، سرزمين هاى ماست كه از لحاظ نزديكى فرهنگى با هم، به يكديگر متصل مى شوند.
ادبيات عرب و ايران علاوه بر ارتباطى كه در گذشته نسبت به هم داشته اند در حال حاضر هم با توجه به شرايط سياسى و اجتماعى به يكديگر بسيار نزديك هستند. اگر بخواهيم با اين تأثير و در هم آميختگى سياسى فرهنگى آشنا شويم دكتر عبدالحسين فرزاد نامى آشناست كه در شناساندن و بررسى اين مهم آثار ارزشمندى از خود به جا گذاشته است.
او معتقد است كه وقتى غاده السمان - شاعر فلسطينى - در داستانهايش از رنج لبنان و فلسطين مى گويد و نزارقبانى از دمشق سخن مى راند، هيچ احساس بيگانگى با اينها ندارد بلكه درد مشتركى را احساس مى كند كه از آمريكاى لاتين تا ويتنام، افغانستان، عراق وساير نقاط جهان، به وسيله هنرمندان متعهد، فرياد مى شود.
او با ترجمه آثار ادبى عرب خوانشى از ادبيات عرب را به مخاطبان عرضه مى كند كه در تمام سطور حضور مترجم و انسانى متعهد احساى مى شود، زيرا او انسان را موجودى سياسى مى داند كه بايد براى سرنوشت خود و همنوعانش تلاش كند و تلاش وهمت دكتر فرزاد در اين راه بسيار محترم و قابل ستودن است.
عبدالحسين فرزاد، در سال۱۳۲۹ در خانواده اى سيستانى تبار ودر زاهدان چشم به جهان گشود. از سال سوم دبستان زبان انگليسى آموخت. تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در شهرهاى زاهدان، ايرانشهر و خاش گذراند در نهايت ليسانس ادبيات فارسى را از دانشگاه تربيت معلم و فوق ليسانس را از دانشگاه شهيد بهشتى و دكترايش را در رشته ادبيات فارسى از دانشگاه تهران دريافت كرد. در دوران تحصيل از دكتر عبدالحسين زرين كوب، سخن گفتن و از دكتر شفيعى كدكنى بينش ادبى را فراگرفت. از دكتر محجوب آموخت امهات متون كلاسيك ايران و عرب را دقيق بخواند. از دكتر محجوب و دكتر جعفر شعار، شجاعت ابراز عقيده را ياد گرفت و از دكتر ابوالقاسمى آموخت فاصله ميان شاگرد و استاد را كم كند و از دكتر مشكور آموخت در برابر پژوهش علمى دچار احساسات نشود و سخنى از سرتعصب ننويسيد.
دكتر عبدالحسين فرزاد با پشتوانه درك محضر اين اساتيد و تاكنون بيش از بيست اثر ادبى منتشر كرده كه بسيارى ازآنها در زمينه ادبيات عرب است.
تاريخ ادبيات عرب، تاريخ فرهنگ و ادب عربى به عربى، المنهج فى الشعر قرائت و درك مفاهيم متون عرفانى، فلسطين و شعر نوين عرب، المعجم المفهرس لالفاظ الحاديث عن الكتب الاربعه، تاريخ ادبيات جهانى و... از جمله آثار انتشار يافته فرزاد است.
دكتر فرزاد در دانشگاههاى مختلف مشغول به تدريس در زمينه نقد ادبى است و تخصص اصلى او نقد است اما به جهت آشنايى با زبان عربى حوزه فعاليتش را گسترش داد. كار او در حوزه ادبيات و شعر معاصر عرب بر محوريت فلسطين استوار شده است وهمواره نامش در محافل آزادانديشان، با نام فلسطين همراه بود است، او با ترجمه هاى شاعرانه اش از شعر معاصر فلسطين در فراهم كردن زمينه هاى شناخت فرهنگى مظلوميت فلسطين نقش مهمى ايفا كرده و با مقالات خود در اين زمينه مخاطبان فراوانى را متوجه اين زمينه هاى فرهنگى كرده است.
فرزاد اعتقاد دارد: «آزادى، به معناى سياسى بودن است. به بيانى ديگر آنچه در امور سياسى دخالت نكند. از ديدگاهش فاقد آزادى است.»
دكتر منيره احمد سلطانى، همسر فرزاد، نيز علاوه بر تدريس در دانشگاه، مترجم و پژوهنده هم هست و از او بيش از ده اثر ادبى انتشار يافته است.
عبدالحسين فرزاد با نگاهى اومانيستى آثارى از جهان عرب را ترجمه مى كند كه در آن انسان مركز توجه است. از اين مناظر او به انسان و دردهاى انسانى بسيار احترام مى گذارد.
در حقيقت فرزاد با اتكا به انديشه هاى شاعران عرب مخصوصاًً غاده السمان زن شاعرى كه از شاعران مقاومت فلسطين محسوب مى شود، ادبيات عرب را به ادبيات ايران مى شناساند و معتقد است اشعار غاده السمان پختگى و ابعاد روشنفكرانه دارد و با خوانش اشعار او گمان مى كند فروغ فرخزاد شعر معاصر عرب را بازيافته است. اشعار غاده السمان تصويرگر سالهاى پرآشوب بيروت است كه آن را به خوبى لمس كرده و بسيارى از اشعارش تبلورى از اين تراژدى هولناك شد و البته با تصوير و ترجمه عبدالحسين فرزاد فرصتى براى بازخوانى فارسى يافته است:
مى روى تا نان بخرى
چون بازمى گردى
دندانهايت را گم كرده اى
مى روى آب بياورى
چون بازمى گردى
ترا با امعائت دار زده اند
مى روى تا سيب بخرى
چون با سيب باز مى گردى
زنت را گم مى كنى...
231843.jpg
كتاب شعر پوياى معاصر عرب، عنوان ديگرى از آثار اوست كه در اين اثر عبدالحسين فرزاد با بررسى و واكاويهاى دقيق نقش يك محقق را در شناخت و تحليل تاريخ ادبيات عرب داشته است.
در همين راستا مخاطب را با شاعرانى چون آدونيس، نزارقبانى، محمود درويش و... آشنا ساخته و معتقد است: «آدونيس، شاعر متفكر معاصر سوريه، در حوزه تاريخ و زمان و تمدن، در پى ريشه خطاى انسان است كه در كجاى اين تاريخ طولانى، انسان به خطا رفت و از جوهر شعر، كه از آن جوشان شده بود، جدا شد» كتاب ديگرى از فرزاد، نقد ادبى است.
در كتاب درباره نقد ادبى با عناوينى چون؛ ضدضد نقد، هنر چيست، ادبيات، عناصر سازنده اثر ادبى و لاكهاى نقد ادبى و... آشنا مى شويم كه اين كتاب براى دانشجويان ادبيات بسيار مفيد است و در اين كتاب فرزاد نوشته است:
«هنر آن است كه سعى دارد هويت حقيقى انسان را به او نشان دهد، نه هويت رسمى و قراردادى را كه در محدوده زبان شكل گرفته است مقصود عنصرى است كه با گامهاى سريع، فراتر از سن كاذب انسان مى تازد و در حقيقت در تاريخ سن حقيقى انسان قرار دارد، هنر واقعيت ما را كه غالباً از نظر خود ما نيز پنهان مى ماند به ما مى نماياند.»
در بخش شيوه ها ونظريه هاى نقد ادبى بهترين شيوه نقد نظر امام على درباره امروالقيس، شاعر تواناى عصر جاهلى عرب عنوان شده است. اين كتاب تاكنون چندين بار تجديد چاپ شده و بيشتر دانشجويان ادبيات از آن بهره گرفته اند.
يكى ازمهمترين نكاتى كه فرزاد در طول تدريس و زندگى به آن توجه دارد نكته اى است كه از دكتر مشكور آموخته است. وجه حقيقى شخصيت عبدالحسين فرزاد در معلمى و رابطه اش با شاگردانش است اگرچه او آثار متعددى از خود به جا گذاشته؛ اما از لحاظ معنوى نيز شاگردان بسيارى تربيت كرده وهميشه در ارتباط است وهمه آنهايى كه در كلاس درس او حاضر بوده اند بر اين عقيده گواهى مى دهند.
با اين حال شاخصه هاى عبدالحسين فرزاد را علاوه بر پل ارتباطى ميان شعر معاصر عرب و فارسى زبانان، بايد در حيطه نقد تطبيقى او دنبال كرد. او عرصه ذوق ادبى و نقد ادبى را از هم تفكيك مى كند و اعتقاد دارد «آنچه درباره اثر ادبى قضاوت مى كند ذوق است در حالى كه نقد، قضاوت نمى كند، بلكه همانند بازپرس به تهيه مدارك و تمهيدات مى  پردازد» نخستين مقالاتى كه فرزاد در حوزه نقد تطبيقى نوشته، مقايسه او ميان صادق هدايت و جبران خليل جبران و نيز نقد تطبيقى عمر خيام و ابوالعلاءمعرى بوده است.
«اگر در جامعه اى نقد از جايگاه والايى برخوردار نباشد، سوءتفاهم هاى ميان انسانها ابعاد هولناكى مى يابد و هنر و ادبيات نمى تواند در رفع اين سوءتفاهم ها كارساز باشد مرگ آنكه نقد مجال حضور بيابد و هم كرامت مخاطب و هم حقانيت هنرمند را حفظ كند.»
عبدالحسين فرزاد منزلت نقد را همانند خود هنر مى داند و معتقد است نقد حد واسط ميان هنر و هنرمند از يك سو و مخاطبان يا مردم از سوى ديگر قرار مى گيرد. او نقد را به اندازه هنر در خور يك نهاد اجتماعى مى داند كه فقدان آن به بنيان جامعه خدشه وارد مى كند. «نقد در سرراه تجربه ادبى هنرمند از جامعه و محيط او قرار دارد و يك دستش در دست هنرمند و دست ديگرش در دست مردم است.»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |