|
گفت وگو با امير سرتيپ دوم احمد كريمى از ستاد مشترك ارتش جمهورى اسلامى ايران
جنگ تحميلى، درس خودباورى
|
|
|
در پس اين خيابانهاى دود و غبار گرفته و كوچه پس كوچه هاى پر از ترافيك و مشغله هاى حاصل از زندگى ماشينى بشر امروز، اگر با چشم تيزبين و دقت نظر بنگريم، به مردانى برمى خوريم كه روزگارى دست از تمامى زيبايى هاى دنيا و حب مال و عيال و فرزند شستند و با تمامى توان گام در طريق ملكوتى رهبر و مقتداى خويش نهادند و لحظه اى درنگ برخود جايز نشمردند و دست خشم ملت غيور ايران از آستين اين عزيزان بيرون آمد و در برابر دشمن تا دندان مسلح، كه پشتيبانى مالى و تجهيزاتى دنياى استكبار را به همراه داشت، ساليان متمادى ايستادند و در اين راه از تن دادن به هيچ مهلكه اى نهراسيدند تا يك وجب از خاك ميهن خويش را زير چكمه هاى دژخيمان بعثى نبينند. فرصت را غنيمت شمرديم تا پاى صحبت امير سرتيپ دوم ستاد احمد كريمى بنشينيم و با خاطرات ايشان لحظاتى به آن روزهاى حماسه و خون و دفاع سفر كنيم. امير به عنوان اولين سؤال جنابعالى جنگ تحميلى با چه هدفى از سوى صدام و حاميان وى آغاز شد و چه هدفى را از اين تهاجم دنبال مى كردند و هدف نهايى آنان چه بود؟ - در بدو سخن درود مى فرستيم به روان پاك امام خمينى (ره) و شهداى گرانقدر هشت سال دفاع مقدس كه قهرمانان واقعى صحنه هاى دفاع مقدس هستند كه هر چه داريم از آزادگى و آزادمردى و بزرگوارى و شجاعت و درايت و ايثارگرى آنان است. با توجه به قدرت نظامى و ژئوپولتيكى ايران و ذخاير عظيم خدادادى در اين سرزمين مقدس، نه تنها عراق بلكه چشم طمع همه قدرتها را به دنبال دارد و به دنبال اختلافاتى كه با عراق در مسأله اروند رود داشتيم، و چند جاى ديگر مناطق مرزى مانند ميمك و خان ليلى در قصر شيرين مورد ادعاى او بود و از آن مى ترسيد كه ما به او حمله كنيم و او ازطرفى داعيه رهبرى جهان عرب و تبديل شدن به ژاندارم منطقه را داشت و به دنبال موقعيت خود در بين كشورهاى عربى بود و بدين وسيله مى خواست زهرچشمى از آنها بگيرد و از سوى ديگر مى خواست كه با توجه به ذخاير نفتى استان خوزستان اين استان زرخيز را از ايران جدا كند و با تصرف و الحاق خوزستان بدون دغدغه به آبهاى گرم آزاد از طريق دريا دست پيدا كند و با توجه به نوپا بودن انقلاب اسلامى ما نه تنها عراق بلكه كليه ايادى استعمار نگران بودند و درواقع او را وادار كردند و يا به عبارتى دست آمريكا از آستين صدام درآمد. نقش ارتش در جلوگيرى از پيشروى، متوقف كردن و سپس به عقب راندن نيروهاى دشمن چه بود؟ - با توجه به نوپا بودن انقلاب ما نه تنها از خارج دشمن داشتيم بلكه هنوز ما مشكلات داخلى نيز داشتيم و در كردستان، گنبد و ... با دشمنان داخلى و عمال رژيم گذشته و ضدانقلابيون مسلح درگير بوديم و با توجه به اينكه تنها نيروى سازمان يافته و آموزش ديده ارتش بود، با فرماندهان مخلص خود كه نمايندگان حضرت امام بودند وارد عمل شد و توانست تا حدى اين حملات را خنثى كند و وارد يك صحنه نبرد قطعى شود. در بدو امر كه از زمين، هوا و دريا به ما حمله شد بايد به هر طريق ممكن جلوى نيروهاى دشمن را سد مى كرديم تا به هدف نهايى آنها كه فتح تهران بود نرسند و ارتش با كمك نيروهاى بومى مناطق و تمامى تجهيزات و امكانات وارد عمل شد و در جبهه يكهزارو۵۰۰ كيلومترى غرب و جنوب و برخى از شمال غرب در كمتر از شش روز جلوى دشمن را سد كرد و نگذاشت كه دشمن به شهرهاى بزرگ و مناطق حساس و حياتى ما برسد. نقش ارتش در آفندها و پدافندهاى مؤثر در دستيابى به پيروزى هاى بزرگ در جنگ چه بود؟ - تنها نيروى سازمان يافته آن زمان، على رغم تمامى مشكلاتى كه داشت ارتش بود و با شش لشكر كه سه لشكر در داخل و سه لشكر در خط مقدم درگير بودند وارد عمل شد و نيروى دريايى ما نيز در اولين ساعتهاى جنگ وارد عمل شد و توانست با يك تك جانانه و تعيين كننده اسكله هاى نفتى الأميه و البكر كه در نقاط شمالى خليج فارس واقع بودند را بگيرد و درواقع شريان حياتى اقتصاد عراق كه متكى به صدور نفت بود را قطع كند و يك سكوى ديده بانى در شمال خليج فارس به دست آورد و تا پايان جنگ اجازه صدور يك قطره نفت را به عراق نداد و اقتصاد عراق را در پشتيبانى از جنگ فلج كرد. تيزپروازان نيروى هوايى در روز دوم جنگ كه موشك بارانهاى شديد دشمن در جاى جاى ميهن عزيزمان در حال اجرا بود و كليه حركات و فعاليتهاى ما را تحت الشعاع قرار داده و مشكلات عديده اى را براى ما به وجود آورده بود، با يك طرح ريزى دقيق و حساب شده با ۱۴۰ فروند هواپيما به عراق حمله كرد و سيستم رادارى و پدافندى و فرودگاه هاى دشمن را در همان لحظات اول از بين برد و در بخش زمينى نيز با پشتيبانى نيروى هوايى اولين حركت ارتش فتح سوسنگرد وسپس فتح دهلاويه و عمليات بزرگ طريق القدس در منطقه بستان بود كه علاوه بر روحيه دادن به ما، نيروهاى ما به خودباورى رسيدند و فهميدند كه با همين سه لشكر و كمك نيروهاى سپاه كه تازه تأسيس شده بود و بسيج مردمى مى توانند جلوى ۱۲ لشكر مكانيزه دشمن بايستند و از تركيب مقدس ارتش و سپاه عملياتهاى بزرگى نظير فتح المبين، بيت المقدس - كربلاها و والفجرها اجرا شد و ضايعات بسيارى به دشمن وارد شد و خواسته مسؤولين نظام مقدس جمهورى اسلامى و حضرت امام (ره) محقق شد و در اين عملياتها بيش از ۳۰هزار نيروى دشمن به اسارت ما درآمد و شايد همين تعداد نيز كشته شدند و هزاران تانك، توپ و نفربر به دست رزمندگان اسلام افتاد. جنگ تحميلى چه دستاوردهايى براى ارتش ما داشت و چه درسهايى از آن گرفتيم؟ - دستاوردهاى زيادى داشت. اولين دستاورد خودباورى بود. پس از يكى دو عمليات پى برديم كه اگر خود را باور كنيم و توانايى خود را بشناسيم مى توانيم جلوى دشمن بايستيم و به كليه دشمنان فهمانديم كه با آرمان مقدس يك ملت نمى توانند مبارزه كنند و ما در راه آرمان خود از همه چيز مى گذريم وبايد در برآوردهاى خودشان اين مسأله را مد نظر داشته باشند كه ما براى آرمانمان مى جنگيم و اين جنگ خللى در دستيابى ما به هدف ايجاد نخواهد كرد. دومين دستاورد ما خوداتكايى بود وقتى كه در حصر اقتصادى قرار گرفتيم، بيدار شديم و در تمامى بخشها بخصوص صنعت به پويايى رسيديم و كليه سيستم هاى پيچيده تسليحات را ساختيم و با ساخت قطعاتى كه نياز به تعمير پيدا مى كرد به همه ثابت كرديم كه مى توانيم. سومين دستاورد ما اين بود كه نقاط ضعف و قوت خود را شناختيم و با برطرف كردن ضعفهاى خود در اين مسير نيز توانايى هاى زيادى به دست آورديم. ما از قدرت الهى ملت و رهبر خود آگاه بوديم ولى آنها روى اين مسائل حسابى باز نكرده بودند و امروزه خودكفايى در بسيارى از زمينه ها را مرهون جنگ هستيم. نقش رهبرى مدبرانه حضرت امام(ره) در پيروزى هاى رزمندگان اسلام چه بود؟ - در هر نظامى اگر رهبر قوى و دقيق عمل كند و بتواند از امكانات موجود به نحو احسن استفاده كند موفقيت را در پى خواهد داشت حال با توجه به اينكه رهبر عظيم الشأن ما يك عالم جامع الشرايط و ولى فقيه بودند و الهى رهبرى مى كردند و فرمان مى دادند و با سخنرانى هاى دلنشين كه چون از دل برمى آمد بر دلها مى نشست رهبرى پيامبرگونه اى داشتند، نسبت به مردم و مسأله جنگ و هر جا فرماندهان ما به بن بستى مى خوردند به محضر ايشان مى رفتند و كسب فيض مى نمودند از دم مسيحايى ايشان و با روحيه اى مضاعف به جبهه برمى گشتند و مشكلات را از سر راه برمى داشتند و حضرت امام يك رهبر فرزانه مدير و مدبر بود كه نه تنها جنگ و كشور ما را بلكه ايشان دنيا را مديريت و رهبرى نمودند چرا كه ما فقط با عراق نمى جنگيديم. با حدود چهل و دو سه كشور در جنگ بوديم و علاوه بر آن تحريم هاى اقتصادى و تسليحاتى را برما تحميل كرده بودند و در عوض دشمن ما را در همه زمينه ها پشتيبانى مى كردند و نتيجه رهبرى مدبرانه امام را بعد از جنگ نيز شاهد بوديم كه با نامه آن حضرت، بلوك شرق از هم پاشيد و در عملياتها نيز ديديم كه در عمليات ثامن الائمه ايشان دستور دادند كه حصر آبادان بايد شكسته شود و رزمندگان به اين فرمان امام حركت كردند و آبادان را از دشمن پس گرفتند. چرا ارتش عراق با حاميانش نتوانست مواضع استراتژيك ، نظامى يا سياسى مهمى را در خاك ايران به دست آورد؟ اولاً نظام ما يك نظام الهى بود و رهبر ما يك رهبر دينى بودو با دست توانمند مردم اين انقلاب به پيروزى رسيده بود و جملگى براى دفاع از آن آماده بودند و واژه شهادت در بطن مردم شكوفايى و تجلى خود را داشت و مردم حضور در جبهه را يك تكليف الهى مى دانستندو با حضور مردم در كنار ارتش و سپاه و انگيزه الهى آنان بر عده وعده دشمن پيروز شدند و ثابت كردند كه انگيزه مهمتر است از عده و عده. انگيزه ما خروج دشمن متجاوز از كشورمان بود لذا وقتى كه دشمن را بيرون كرديم به كشورگشايى و فتح شهرهاى دشمن نپرداختيم و به فرمان امام وارد خاك دشمن نشديم و اكنون نيز همان انگيزه در مردم ما و نيروهاى مسلح ما وجود دارد و حرف خود را در جهان مى زند. نقش ستاد مشترك در ايجاد هماهنگى بين سه نيروى ارتش چه بود؟ نقش اتصال سه نيروى ارتش به هم و اتصال ارتش با سپاه و بسيج به عهده ستاد مشترك ارتش بود كه با حضور در مناطق و برآوردهاى خود از منطقه عمليات از نظر اطلاعاتى و عملياتى را انجام مى دادند و كار تلفيق دستورات عملياتى نيروها را انجام مى دادند نهايتاً در حملات نقش هماهنگ كننده و هدايت كننده را ايفا مى كرد. نقش ارتش در نشان دادن توان دفاعى ايران به دشمن متجاوز و حاميان او چيست؟ نقش و پيام ارتش در اين جنگ درسى بود براى دشمنان وآنانى كه از خارج از مرزها پيگير مسائل جنگ بودند كه با ايران وارد جنگ نشوند و بعداز جنگ نيز با تجديد سازمان و تجهيزات خود در ارتش و تقويت نقاط قوت و برطرف نمودن نقاط ضعف خود كوشيديم كه همواره به عنوان يك نيروى بازدارنده در برابر دشمنان و آنهايى كه در ظاهر با ما دست دوستى داده اند ولى عملاً متحد دشمنان ما و بخصوص آمريكا هستند به شمار آييم و همواره بر قدرت دفاعى خود بيفزاييم و آموزشهاى متناسب با زمان را فرا گرفته ايم كه براى رويارويى با يك دشمن قدار با توان بالقوه اى كه دارد لازم است و در متون آموزشى و تاكتيكى خود و در اقداماتى كه براى آماده شدن براى يك جنگ همه جانبه و ترفيع توان رزمى خود تجديد نظر كرديم و با ترفندها و تاكتيك هايى كه براى رويارويى با يك دشمن قوى متناسب مى باشد در يكى دو سال گذشته رزمايشهاى خوبى را با پيش بينى يك جنگ نامتقارن در سه نيروى ارتش نيروها را آماده كرديم تا در برابر تهديدات خارجى پاسخ دندان شكن تر از قبل بدهيم و همواره درپى پيشرفت دانش رزمى و نظامى خود هستيم. ارتش در طول دوران دفاع مقدس چندعمليات را طرح ريزى و اجرا كرد و مهمترين عملياتى كه منجر به پيروزيهاى بزرگ شد چه بود؟ در طول دوران دفاع مقدس در بعضى عملياتها دفاع كرديم كه اين سدكردن جلو نيروهاى دشمن و پدافند مؤثر از بسيارى عملياتها قويتر بود و انرژى بيشترى صرف شد. در بعضى جاها ضربات زيادى با گشتيهاى رزمى خود بر دشمن وارد كرديم و حدود ۲۱۶ عمليات كوچك و بزرگ، گسترده و نيمه گسترده را اجرا كرديم كه ۱۴۸ عمليات مربوط به نيروى زمينى قهرمان و ۶۸ عمليات نيز توسط نيروى دريايى انجام شد و نيروى هوايى نيز در تمامى اين عملياتها نقش پشتيبان را ايفا مى نمود. ضمن اينكه عزيزان نيروى هوايى در پدافند هوايى و رادارهاى منطقه در طول جنگ و عملياتهاى برون مرزى قوى نقش بسيار مهمى را ايفا كردند و شهيدانى همچون شهيد دوران، كشورى ،... اين عملياتها را طرح ريزى و اجرا كردند. چه طرحهايى را براى دستيابى به دانش پيشرفته دفاعى و استفاده در امور عملياتى ارتش به كار بسته ايد؟ ما همواره سعى كرده ايم با دانش روز جلو برويم و وسايل بسيار پيچيده اى داريم كه نيازمند تخصص و دانش روز مى باشد. بايستى اين دانش را كاركنان ارتش فرا مى گرفتند و ما در دانشگاههاى ارتش اين دانشها را نشر مى دهيم و به دانشجويان مى آموزيم و كاركنان را به دانش روز مزين كرديم و آنها اين دانشها و تخصصها را در يگانها به همرزمان خود مى آموزند و همواره در بالابردن سطح علمى خودو انطباق آن با استانداردهاى روز دنيا تلاش مى كنيم. ميزان همكارى و هماهنگى ارتش و ساير قواى مسلح در دوران جنگ در چه سطحى بود؟ حضرت امام (ره) هميشه درس اتحاد و برادرى به ما مى داد و ما به فرمايشات ايشان عمل مى كرديم و با پشتيبانى فرماندهان ارتش و بخصوص سپهبد شهيد صياد شيرازى با سپاه و بسيج تركيب شده بوديم و قدرت بى نظيرى را تشكيل داده بوديم. و اگر فتح الفتوحى داشتيم در سايه اين برادرى و همدلى بود وهمه با هم اين فتوحات را به دست آورديم و همواره يد واحده در پاسدارى از ارزشهاى انقلاب اسلامى خواهيم بود.
|