شنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۴ -
Sat, Oct 15, 2005
مهرگان
۳۲۸۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
فريدون مجلسى
تماشاخانه!
-فريدون مجلسى، متولد ۱۳۲۳ تهران.
-اخذ مدرك ديپلم رياضى از دبيرستان فيروز بهرام تهران، ۱۳۴۱.
-اخذ مدرك ليسانس علوم سياسى از دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران، ۱۳۴۵.
-اخذ مدرك فوق ليسانى «مشاوران ادارى» از دانشكده حقوق دانشگاه ملى، ۱۳۴۹
-اخذ مدرك فوق ليسانس علوم سياسى از دانشگاه تهران، ۱۳۵۳.
-تحصيل در مقطع دكتراى علوم سياسى در دانشگاه بروكسل.
-تأليف ۲۰ مقاله و تأليف كتاب هاى «سازمان و تشكيلات و طرز كار اتحاديه اروپايى»، «دژ»، «كارنامك شاپور اورمزد»
و ترجمه كتب متعددى همچون: «منم كلوديوس و خدايگان كلوديوس» (۲ جلد)، «قيصر و كسرى»، «يادداشت هاى دكتر فينلى»، «آخرين مرز»، «تماشاخانه»، «نقد و تفسير گرگ بيان هرمان هسه»، «آمريكايى»، «سفر گرگ»، «يوليانوس»، «بردگان مرده»، «كلئوپاترا»، «كنولپ»، «مهاجران»، «آرون بر»، «مجارى ديپلماتيك»، «صد سال بعد»، «واشنگتن دى سى»، «كالكى»، «هلنا»، «بازگشت عشق»، «تاريخ سرى»، «آب در غربان»، «كارگزارى هاى تخصصى ملل متحد»، «حضور ايران در جهان اسلام» و ترجمه به فارسى برخى مقالات در دايرة المعارف هاى دموكراسى و ناسيوناليسم.
232170.jpg
يوسف ناصرى: اگر چه امروزه خواه ناخواه به عنوان يكى از مترجمان سرشناس و نام آشناى كشورمان محسوب مى شود ولى او خود را مترجمى آماتور مى داند كه به صورت تفننى و به عنوان امرى جانبى به ترجمه روى آورده است. به هر روى، چه او خود را مترجمى آماتور بداند يا نه، آثار منتشر شده تأليفى و ترجمه اى او كه بالغ بر ۴۰ كتاب است، در معرض ديد همگان قرار دارد و مى توان به قضاوت در اين خصوص پرداخت و به تواضع و فروتنى او پى برد. فريدون مجلسى متولد ۱۳۲۳ تهران است و تحصيلات ابتدايى و دبيرستانش را در دبستان فيروزكوهى و دبيرستان فيروزبهرام تهران به پايان رسانده و ديپلم رياضى دريافت كرده است ولى تحصيلاتش را در دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران ادامه داده.
به ياد مى آورد در دوره تحصيلى ابتدايى در زمانى كه در جلسه امتحانات ثلث دوم در ۹ اسفند ۱۳۳۱ حضور داشته چه اتفاقى افتاده. در آن روز گروه شعبان جعفرى (معروف به شعبان بى مخ) و دار و دسته اش با چوب و چماق شيشه هاى درها و پنجره هاى دبستان فيروزكوهى را مى شكنند.
مجلسى از اين اتفاق به عنوان تجريه سياسى ابتدايى خود از فعالان سياسى لمپن ياد مى كند. او مى گويد در تاريخ سياسى ايران ظاهراً اين گروه ها تأثير بيشترى بر جامعه گذاشته اند تا جريانات روشنفكرى. به خاطر مى آورد در زمانى كه دولت مصدق به خاطر تحريم خريد نفت ايران توسط انگليس درتنگناى مالى قرار گرفته بود و دولت، اوراق قرضه را براى خلاصى از آن وضعيت چاپ كرد، دانش آموزان هر كدام با گرفتن پول از خانواده هايشان تا با نشان دادن غيرت و احساسات خود قرضه هاى ۱۰ تومانى را خريدارى كنند و مجلسى هم چند برگه مى خرد. معتقد است كه جو روشنفكرى آن زمان ايران بشدت چپگرا بود و تحت تأثير حزب توده و در عين حال بسيارى از عناصر فرهنگى ملت عضو آن جريان بوده و در نهايت اعضاى مترقى آن از حزب توده فاصله گرفته اند.
«ما از بچگى تحت تأثير اين تغييرات و تحولات بوديم و نسلى بوديم كه آگاهى سياسى بيشترى به ما تزريق مى شد از همان دوره نوجوانى و جوانى». خانواده مجلسى هم اهل مطالعه و كتاب خواندن بوده اند. پدرش بيشتر كتاب هاى حوزه كارى خود يعنى حقوق داشته و مادرش هم كه در سال ۱۳۱۱ ش ديپلم گرفته بوده بر فرزندش تأثير مى گذارد و او آثار زيادى از ادبيات كلاسيك ايران مانند ديوان حافظ در اختيار داشته. «حافظ و سعدى جزو قدسين ما هستند. ضمن اين كه حافظ مقام معنوى خود را دارد، سعدى مقام شامخ بزرگ ادبى، جامعه شناسى و معلم را داراست. ادبيات سرچشمه اصلى جريان فرهنگى در خانواده هاى ايرانى بوده.»
فريدون مجلسى باور دارد كه عمدتاً داراى حافظه گوشى است و در نتيجه در زمينه هاى رياضى و علوم اجتماعى جلوتر بوده و پيشرفت بيشترى داشته و لذا دروسى مثل تاريخ و جغرافيا را با يكبار شنيدن، نياز به مطالعه مجدد نداشته و مى گويد البته آنها كه داراى حافظه چشمى هستند اينگونه نيستند.
از مرحوم صدرايى مدير دبستانش صحبت مى كند و اينكه آن مدير هفته اى يك بارسخنرانى داشته و شديداً به دانش آموزان هم احترام مى گذاشته.
مجلسى مى گويد بعد از گذشت ده ها سال، وقتى دوستان دوران ابتدايى ام را مى بينم همه متفق القوليم كه صدرايى معلم بى نظيرى بوده كه با دانش آموزان مثل آدم هاى بزرگ رفتار مى كرده و نه اين كه آن ها را بچه هايى بداندكه چيزى نمى فهمند.
در دبيرستان فيروز بهرام اين شانس را داشته كه استادان برجسته دانشگاه هاى تهران در آن جا هم تدريس داشته باشند. دكتر قريب استاد مثلثات كه جزو دانشجويان اعزامى به خارج بوده، دكتر اسفند معلم فيزيك، آقاى وزير استاد ادبيات فارسى و دكتر خبره زاده معلم فارسى كه هم اينك در دانشگاه بابلسر تدريس دارد و از هم دوره هاى جلال آل احمد بوده از معلمان او بوده اند. تظاهرات فرهنگيان را كه دكتر خانعلى كشته مى شود و نهايتاً دكتر على امينى به نخست وزيرى مى رسد به ياد مى آورد كه در مراحل بعدى تظاهرات، مجلسى هم شركت مى كرده.
«اين اقدامات چون جنبه روشنفكرانه داشت در محيط هاى فرهنگى جامعه نتوانست ادامه داشته باشد و حمايت توده اى مردم را كسب كند ولى آن حركت هايى كه از لايه هاى پايين تر اجتماعى نشأت مى گرفت موفق تر بودند». عمدتاً كتاب هاى ترجمه شده قاضى را مى خوانده و به سينما هم زياد مى رفته و فيلم هاى دوبله شده هاليوودى و ايتاليايى را كه توسط پورنگ بهارلو انجام مى شده تماشا مى كرده و از اين طريق با نام هنرپيشه هاى معروف آن دوران آشنا مى شود و بعدها وقتى مجلسى به دستگاه ديپلماسى كشور مى پيوندد با بهارلو هم همكار مى شود.
232155.jpg
بعد از اخذ ديپلم، با موفقيت در آزمون دانشكده نفت آبادان، در تابستان ۱۳۴۱ عازم آن منطقه مى شود ومشغول به تحصيل در آن جا. بعد از حدود سه ماه تحصيل وقتى اسم خود را جزو قبول شده هاى دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران مى بيند، تحصيل در آبادان را رها و به تهران مى آيد. مى گويد «رشته پدرم حقوق بوده و كار اجدادم هم كه در مسير فقاهت بوده اند به نوعى حقوق بوده بنابراين من هم به اين سمت آمدم اگرچه با تحصيل در رشته مهندسى مى توانسته پول بهترى كسب كند.» گرايش به حقوق را تا حدى به جاه طلبى آن موقع خودش هم ربط مى دهد چرا كه مى گويد:
«فكر مى كردم با تحصيل در رشته حقوق به مقام و منزلت اجتماعى بهترى مى رسم». به علت اعتصابات سال قبل، دانشگاه تهران در روز ۲۰ آبان ۱۳۴۱ افتتاح مى شود ولى او بعد از طى دو سال اول دوره ليسانس كه دروس اش بين رشته هاى حقوق و علوم سياسى مشترك بوده به رشته علوم سياسى مى رود و در سال ۱۳۴۵ هم دانش آموخته اين رشته مى شود. مى گويد
« مرحوم دكتر سردارى استاد حقوق اساسى توانايى زيادى در انتقال آموخته هايش داشته است.»
بعد از فارغ التحصيل شدن به خدمت سربازى مى رود، خدمت در سازمان دفاع غيرنظامى در تهران و مجوزى هم مى گيرد كه بعد از اتمام ساعت ادارى محل خدمت (ساعت ۱۴) مى تواند در دانشگاه درس بخواند و مجلسى با اين مجوز، تحصيل در مقطع كارشناسى ارشد را به طور همزمان سپرى مى كند چرا كه كلاس هاى فوق ليسانس از ساعت ۱۵ يعنى سه بعدازظهر شروع مى شده، در دانشگاه ملى وقتى در رشته مشاوران ادارى و پايان نامه اش در مورد تشكيلات ادارى اتحاديه هاى اروپايى بوده.
وى محمد على اسلامى ندوشن را بزرگترين استاد اثرگذار خود دراين مقطع مى داند كه استاد حقوق اساسى تطبيقى بوده و از او به عنوان اديب و دانشمند كم نظيرى ياد مى كند كه باعث افتخار جامعه ادبى و روشنفكرى ايران بوده و هست. در سال هاى ۵۳-۱۳۵۲ در مقطع فوق ليسانس علوم سياسى دانشگاه تهران درس مى خواند و با موفقيت از پايان نامه اش با عنوان «سياست هاى خارجى در اتحاديه اروپايى» دفاع مى كند. در بروكسل هم در مقطع دكتراى علوم سياسى زيرنظر پروفسور ون هاون در دانشگاه بروكسل تحصيلات عالى اش را ادامه مى دهد اما با تحولات انقلاب آن را ناتمام مى گذارد و در سال ۱۳۵۹ از وزارت خارجه باز خريد مى شود. از آن زمان به بعد به كارهاى توليدى و تجارى و مديريتى روى مى آورد در دانشكده زبان و زبان شناسى دانشگاه جورج تاون آمريكا در سال هاى ۷۱-۱۹۶۹ دوره عالى زبان را طى مى كند و در دوره ۲ ترمى دانشگاه جانزهاپكينز تحت عنوان «ديپلماسى آمريكا» اندوخته هاى علمى اش را تقويت مى كند.در ترم اول دوره او با ديپلماسى آمريكا و مبانى آن آشنا شده و در ترم دوم نحوه تصميم گيرى سياسى را مى آموزد. در دوره دوم آموزش به صورت بازى هاى علمى بوده و در اين نوع آموزش، فرد در معرض تصميم گيرى قرار مى گيرد، سناريوهاى مختلف تصميم گيرى ديپلماتيك در وضعيتى فرضى و بحرانى ارائه مى شود و فرد هم به صورت فرضى مقام تصميم گيرنده يك كشور است كه بايد تصميم بگيرد.
فرزند فريدون مجلسى -شروين مجلسى- كه دكتراى حقوق بين الملل خود را از دانشگاه مك گيل كانادا گرفته، مسؤول بررسى پرونده جنجالى «نفت در برابر غذاى عراق» است. اين پرونده در كميته بازرسى وابسته به سازمان ملل متحد و زير نظر پل والكر (رئيس سابق بانك مركزى آمريكا) مورد بررسى قرار گرفته و قرار است نتيجه وقوع فساد يا عدم آن در آن پرونده تا چند وقت ديگر اعلام شود.
فريدون مجلسى چند اثر ترجمه آماده چاپ دارد: ۱- نظريه هاى جباريت ۲- زنگار بشر ۳- مبانى حقوق بشر ۴- كنام شيرها
و در حال تهيه مطالب و مستنداتى درباره خسرو انوشيروان است. چيزى شبيه كتاب «كارنامك شاپور اورمزد» كه در قالبى مانند زندگى شاپور را بيان كرده بود.
مى گويد: «عليرغم همه دسته بندى هايى كه مى شود من مملكت ام را دوست دارم و بشدت به ايران و ملت ايران علاقه مندم»
مى گويد ايران مملكتى است كه حتى اشغالگرانى هم را ايرانيزه كرده است و مكاتبه امپراتور عثمانى با جهانشاه قراقويونلو به زبان فارسى بوده است.
در پايان صحبت هايش اينگونه اظهار نظر مى كند:
«آرزوى من اين است كه مملكت آرامى در شأن اين تاريخ و مردم آن داشته باشيم. من مايلم كه مردم ما در رفاه، انضباط و آسايش بيشتر زندگى كنند و با ملت هاى ديگر هم با دوستى و احترام متقابل در تعامل باشند.»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |