|
پليس فاش كرد
|
|
|
|
پيچيدگى در پرونده دوئل خونين داخل ب ام و
|
|
|
|
از سوى هيأت قضايى دادگاه كيفرى استان تهران برگزار شد
|
|
|
|
|
|
|
پليس فاش كرد
شگرد ۸ مأمور قلابى براى سرقت
گروه حوادث - هشت مأمور قلابى كه سوار بر خودروهاى گران قيمت به بازرسى بدنى از طعمه هاى خود دست مى زدند و پول هايشان را مى دزديدند، بازداشت شدند. اين ۸ مرد پس از دزديدن ۲۰ ميليون تومان يكى از طعمه هايشان و مخابره شدن گزارش هاى مشابه از اخاذى مأموران قلابى توسط مأموران پايگاه دوم پليس آگاهى تهران تحت تعقيب گرفته شدند.بنا به اين گزارش، تجسس هاى پليسى نشان داده است كه اعضاى باند مأموران قلابى سوار بر پژو سياه رنگ، پرشيا، پژو ۲۰۶ و پيكان هاى سفيد رنگ در قالب مأموران انتظامى مواد مخدر به بازرسى بدنى از طعمه هايشان دست مى زدند و به صورت غيرمحسوس سرقت مى كردند.كارآگاهان در كمتر از ۱۲ ساعت به هشت عمليات جداگانه پرداختند و توانستند مأموران قلابى را بازداشت كنند.پليس از مردم خواسته است در صورت گرفتار شدن در دام اين مأموران قلابى، براى مواجهه حضورى به پايگاه دوم پليس آگاهى واقع در خيابان زنجان شمالى مراجعه كنند.
|
|
|
|
|
پيچيدگى در پرونده دوئل خونين داخل ب ام و
۲رقيب قتل «مريم» را نپذيرفتند
|
|
|
گروه حوادث - جزئيات تازه اى از توطئه شوم پسر جوانى براى از ميان برداشتن يك رقيب عشقى در جريان بازجويى هاى قضايى فاش شد. در جريان اين تصميم هولناك، دانشجوى جوانى پس از كشاندن رقيب عشقى اش به داخل خودروى ب.ام.و دختر مورد علاقه خود، او را با ضربات كارد مورد حمله قرار داد.در حالى كه طى درگيرى دو رقيب عشقى، دختر جوان مورد اصابت دو ضربه كارد قرار گرفته و پس از انتقال به بيمارستان جان سپرده است، هنوز هيچ يك از دو دانشجوى جوان اين جنايت را به گردن نگرفته اند.در جلسات بازجويى پليسى «على» - متهم بازداشت شده - ادعا كرده است «رسول» - جوان مجروح - دختر مورد علاقه او را به قتل رسانده است. اين در حالى است كه «رسول» هنوز به طور دقيق از سوى مأموران تحت بازجويى قرار نگرفته و در بيمارستان بسترى است.بنا به اين گزارش، ساعت ۲۱ شامگاه سه شنبه ۱۹ مهر ماه سال جارى هنگامى كه دختر جوانى پس از انتقال به بيمارستان جان سپرد، به دستور بازپرس اصغرزاده، از شعبه دوم دادسراى جنايى تهران اكيپى از مأموران پليس آگاهى تحقيق در اين باره را در دستور كار خود قرار دادند.بر اساس بررسى هاى مأموران، هر سه جوان درگير در اين ماجرا دانشجويان دانشگاه تهران بودند. «على» متهم اصلى پرونده در حالى خود را نامزد قربانى جوان حادثه معرفى كرده و مدعى است «مريم» با ضربات كارد «رسول» به قتل رسيده است كه هيچ مدركى درباره وجود نسبتى بين خود و مريم ارائه نداده است.متهم در بازجويى هاى انجام گرفته ادعا كرده بود كارد مورد استفاده قرار گرفته در ماجراى قتل، متعلق به «رسول» بوده، ولى تحقيقات پليسى و قضايى على را متهم مى كندكه با نقشه قبلى و براى از ميان برداشتن رقيب عشقى اش كارد بلند را در زير صندلى خودروى دختر مورد علاقه اش پنهان كرده بود. بر اساس فرضيات بازپرس چون جراحت هاى وارد به قربانى حادثه از پشت سر وارد شده بود و على - متهم بازداشت شده - بر اساس اعترافات خودش در صندلى عقب نشسته بود، پس «رسول» كه در صندلى كنارى نشسته بود نمى توانست وارد آورنده ضربات مرگ آور باشد.از سوى ديگر در دستان مجروح حادثه - رسول - برش هاى عميقى ديده مى شود و نشانگر آن است كه او هنگامى كه با ضربات كارد مهاجم پشت سرى خود روبرو شده، با گرفتن تيغه كارد سعى كرده مقاومت كند. اين در حالى است كه در دستان متهم هيچ جراحتى ديده نمى شود.و سرانجام اينكه بررسى هاى دقيق خودرويى كه قتل در آن رخ داده بود و همچنين بررسى جسد قربانى حادثه، بيانگر آن است كه او نيز از ناحيه پشت سر و گردن هدف حمله قرار گرفته است. در حالى كه تمامى مدارك و تحقيقات پليس و بازپرس پرونده «على» را عامل قتل «مريم» معرفى مى كند، او صبح روز گذشته با حضور در شعبه دوم بازپرسى منكر وارد آوردن هرگونه ضربه اى به دختر مورد علاقه اش شد. وى در اين باره گفت: با «مريم» اسفند ماه سال گذشته آشنا شدم. او از همكلاسى هاى ما در دانشگاه بود. از زمانى كه با من دوست شد، عهد كرديم كه با هم ازدواج كنيم. آشنايى ما در خانه يكى از دوستانمان اتفاق افتاد. من عاشق او شده بودم. او هم مرا خيلى دوست داشت، مدتى قبل حتى خانواده ام را براى خواستگارى آوردم.چند روز قبل از حادثه وقتى به خانه برگشتيم، برادر «مريم» گفت پسر جوانى به نام «رسول» با خانه شان تماس گرفته است. «مريم» از شنيدن نام «رسول» ناراحت شد. مدام گريه مى كرد. تصميم گرفتيم او را ادب كنيم، حتى اگر شد بكشيم. وقتى مريم تعريف كرد كه چگونه اين جوان او را فريب داده است، عصبانى شدم. روز حادثه مريم با رسول تماس گرفت. در حوالى گيشا قرار گذاشتيم. با خودروى ب.ام.و مريم سر قرار رفتيم. از خودرو پياده شدم، او را سوار كرديم. لحظاتى بعد از حركت خودرو او حرف هايى به نامزدم زد كه عصبانى شدم. با كارد به او از پشت حمله كردم. وقتى دو ضربه به سر و صورت «رسول» زدم، او با دستانش كارد را گرفت. با هم درگير شديم، او مرا به جلو كشاند و در يك لحظه كارد با فشار دستان او به «مريم» اصابت كرد. او فرياد زد، سوختم. با عجله «رسول» را از خودرو به بيرون پرتاب كرديم و خودمان به حركت ادامه داديم. لحظاتى بعد او نتوانست ادامه دهد و خودرو را متوقف كرد.
|
|
|
|
|
از سوى هيأت قضايى دادگاه كيفرى استان تهران برگزار شد
جلسه رسيدگى به اتهام يك قاضى
گروه حوادث: جلسه رسيدگى به ماجراى شليك مرگبار قاضى ۳۶ ساله اى به مهاجم خشمگين در دادگاه كيفرى استان تهران برگزار شد. در اين محاكمه جنايى كه خبرنگاران اجازه حضور نداشتند، قاضى جوان در برابر هيأت قضايى ادعاهاى دوستان قربانى را به دور از واقعيت دانست و ادعا كرد از روى ناچارى و در دفاع از خود و اعضاى خانواده اش، پسر خشمگين را هدف گلوله قرار داده است. بنا به اين گزارش، روز ۱۴ فروردين ماه سال جارى در تنكابن پسر ۲۵ ساله اى با اصابت گلوله از پاى درآمد و قاضى دادگسترى شهرستان رودسر، عامل تيراندازى مرگبار شناخته شد.اين قاضى در بازجويى هاى قضايى و پليسى ادعا كرد كه وقتى همراه خانواده اش در حال بازگشت به قائمشهر بود، با سه سرنشين خودرويى كه راه خروج او از پمپ بنزين را سد كرده بودند، درگير شده و براى رهايى از دست آنان ابتدا اسپرى اشك آور به چشمان قربانى پاشيده است.كارآگاهان در تجسس هاى خود پى بردند كه اين قاضى كه سوار بر پرايدش از صحنه درگيرى گريخته بود، پشت چراغ قرمزى از سوى سه سرنشين مورد حمله قرار گرفته و براى دفاع از خود و اعضاى خانواده اش ابتدا به تيراندازى هوايى، سپس در جريان درگيرى با چكاندن ماشه اسلحه اش، مهاجم جوان را هدف گلوله قرار داده است.پرونده اين قاضى و مهاجم خشمگين پس از اينكه رئيس قوه قضاييه با مطالعه جزئيات آن و پس از بررسى دقيق مدارك اقدام قاضى را دفاع مشروع دانست و نامه اى به مقام رسيدگى كننده به اين پرونده نوشت در اختيار شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران قرار داده شد. < در دادگاه ساعت ۹ صبح ديروز - شنبه ۲۳ مهرماه سال جارى - پنج قاضى شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى به بررسى ويژه اين پرونده جنايى پرداختند.در اين جلسه دادگاه دو تن از دوستان قربانى حادثه وقتى در جايگاه قرار گرفتند، با اشاره به درگيرى بين خودشان با قاضى جوان ادعا كردند كه مقتول هيچ چاقويى در دست نداشت و تخريب روى كاپوت خودروى پرايد عامل حادثه و شكستگى شيشه آن به دست قربانى نبود.در برابر اين ادعاها، قاضى جوان در جايگاه دفاع به بيان جزئيات حادثه پرداخت و با تأكيد بر اينكه مقتول با چاقو و عربده كشى به سمت خودروى او حمله كرده است، ادعا كرد ابتدا تيرهاى هوايى شليك كرده و چهارمين گلوله به سر قربانى اصابت كرده است.در اين جلسه محاكمه كه به مدت چهار ساعت طول كشيد، چند شاهد ديگر حادثه، همسر قاضى جوان و وكلاى مدافع سعى در اثبات ادعاهاى خود كردند.بنا به گزارش خبرنگار ما، هيأت قضايى قرار است به شور بنشيند و ضمن تطبيق ادعاهايى كه در جلسه محاكمه مطرح شد، با تحقيقات و مدارك پرونده، تصميم گيرى كرده و حكم را صادر كنند.
|
|
|
|
|
عشق خونين دخترخشمگين به خواستگار جوان
|
|
|
گروه حوادث: يك دختر جوان خواستگار خود را با ضربات كارد از پاى درآورد.حمله مرگبار اين دختر دانشجو به پسر مورد علاقه اش هنگامى صورت گرفت كه احساس كرد او ديگر علاقه اى به ازدواج با وى ندارد. اين حادثه ساعت ۲۱ و ۴۵ دقيقه نيمه شب پنجشنبه ۲۱ مهرماه سال جارى در جنوب تهران رخ داد.بنا به اين گزارش، ۷ ساعت تلاش تيم پزشكى بيمارستان لقمان هم نتوانست خواستگار جوان را به زندگى برگرداند. او درحالى كه ساعتها با مرگ جدال داشت، سرانجام تسليم شده و روى تخت بيمارستان جان سپرد.پزشكان تيم جراحى بيمارستان كه علت مرگ پسر جوان را ناشى از خونريزى هاى شديد محل اصابت ضربات كارد تشخيص داده بودند، مأموران كلانترى ۱۱۲ ابوسعيد را در جريان ماجرا قرار دادند.دقايقى بعد اكيپى از مأموران با حضور در بيمارستان تحقيق در اين باره را در دستور كار خود قرار دادند. وقتى آنان دريافتند عامل قتل دختر جوانى است كه به همراه مرد ديگرى پيكر مجروح را به بيمارستان انتقال داده است، او را بازداشت كرده و بازپرس ويژه قتل دادسراى جنايى تهران را در جريان قرار دادند.لحظاتى بعد بازپرس هنرمند از شعبه چهارم دادسراى جنايى تهران در معيت سرگرد صديق از اداره ۱۰ آگاهى خود را به محل حادثه رسانده و تحقيق در اين باره را آغاز كردند.در جريان تحقيقات انجام گرفته مشخص شد كه قربانى ۲۵ ساله حادثه «مجيد» نام داشته و با اصابت چند ضربه كارد از سوى «سميه» - دختر مورد علاقه اش - در داخل يك خودروى پيكان سفيد در خيابان مخصوص از پاى درآمده است.با انتقال متهم ۲۴ ساله به اداره آگاهى، بازجويى از وى درباره علت و چگونگى وقوع جنايت آغاز شد.وى درحالى كه بشدت اشك مى ريخت، در اين باره ادعا كرد؛ من و «مجيد» از ۲ سال قبل با هم آشنا شده بوديم. از همان روزها او وعده داده بود با هم ازدواج خواهيم كرد. حتى مقدار زيادى از جهيزيه ام را خانواده ام تهيه كرده بودند.روزهاى خوبى داشتيم تا اينكه از مدتى قبل به طور ناگهانى رفتارها و برخوردهايش تغيير پيدا كرد. در پرس و جوهايم متوجه شدم او به دختر ديگرى علاقه مند شده و ديگر از من خوشش نمى آيد. وقتى او خود اين قضيه را منكر شد، عصبانى شده و مدتى با او قهر كردم. ولى وقتى به اتفاقاتى كه بين من و او افتاده بود، فكر كردم، از ترس آبرويم بار ديگر تصميم گرفتم با او آشتى كرده و مقدمات عقدمان را فراهم كنيم.او در يك شركت كار مى كرد، صبح روز حادثه به او زنگ زده و خواستم جايى قرار بگذاريم تا با هم صحبتى داشته باشيم. سر ساعت ۹ شب بود كه به اتفاق دامادمان به محل قرار رفتيم. من و مجيد در صندلى عقب خودروى پيكان دامادمان نشستيم. از خيابان قلمستان تا خيابان مخصوص مشغول صحبت كردن بوديم، ولى ناگهان جر و بحث بين ما درگرفت. در اين لحظه با كاردى كه داخل كيفم پنهان كرده بودم، چند ضربه به او زدم، بعد پشيمان شده و سعى كردم او را به بيمارستان برسانم، ولى بى فايده بود.وقتى داماد جوان اين متهم نيز در بازجويى هاى انجام گرفته اظهارات را تأييد كرد، به دستور بازپرس هنرمند، متهم تا انجام تحقيقات تكميلى با صدور قرار بازداشت موقت به زندان فرستاده شد.
|
|
|
|