يكشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۴ -
Sun, Oct 16, 2005
مهرگان
۳۲۸۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
درباره ابو محمد عسكرخانى
چالش و سازش!
- ابو محمد عسكرخانى، استاد دانشگاه،  متولد ،۱۳۳۰ قزوين.
- اخذ مدرك ليسانس ادبيات انگليسى از مدرسه عالى پارس در سال ۱۳۵۶.
- اخذ مدرك فوق ليسانس روابط بين الملل از دانشگاه آمريكايى وبستر در هلند، ۱۹۸۶.
- اخذ مدرك دكتراى حقوق بين الملل از دانشگاه خرونينگن هلند، ۱۹۸۹.
- اخذ مدرك دكتراى روابط بين الملل از دانشگاه كوئينز كانادا، ۱۹۹۵.
- استاديار دانشكده روابط بين الملل وزارت امور خارجه، ۷۹-۱۳۷۴.
- استاديار دانشگاه كوئينز كانادا، ۹۵-۱۹۸۹.
- استاديار دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران از سال ۱۳۷۵ تاكنون.
- مدير مطالعات منطقه اى دانشكده روابط بين الملل وزارت امور خارجه، ۷۷-۱۳۷۶.
- مدير مطالعات آمريكا و اروپاى مركز تحقيقات استراتژيك، ۷۸-۱۳۷۶.
- سردبير و عضو هيأت علمى ۲ نشريه بين المللى.
- تأليف ۲۰ مقاله علمى و كتاب رژيم هاى بين المللى.
232302.jpg
يوسف ناصرى: از نوادگان عسكرخان يكى از فرماندهان عالى رتبه نادرشاه است و زمانى هم كه شاه مقتدر افشارى در تبريز اقامت داشت، قصبه اى در حوالى اروميه را به خاطر موفقيت هاى سردارش در لشكركشى هاى متعدد به او اعطا مى كند كه هم اينك نيز به نام عسكرخان شناخته مى شود. بعد از جابه جايى مركز از تبريز به قزوين، عسكرخان هم به قزوين مى آيد.
ابومحمد عسكرخانى متولد ۱۳۳۰ روستاى شيزر افشاريه قزوين است. در زبان زرتشتى، شيزر به معنى حق تعالى است. شيزر به عنوان يكى از قديمى ترين روستاهاى ايران محسوب مى شود و قبرستان زرتشتيان آنجا هنوز پابرجاست و تپه بزرگ روستا آثار باستانى زيادى را در دل خود حفظ كرده است.
ابومحمد پدر ملاكش را در سه سالگى از دست مى دهد. پدرى كه اهل مطالعه بوده و در زمينه ادبيات و زبان عرب در حوزه هاى علميه كربلا، مشهد و قزوين تحصيل كرده بود.
او تحصيلات ابتدايى را تا كلاس چهارم به روستاى حسن آباد مى رفته كه تا روستاى شيزر ۶-۵ كيلومتر فاصله دارد و از آن پس هم با مادرش به قزوين مهاجرت مى كند.
چند حادثه پياپى باعث مى شود كه عسكرخانى مزه فقر را بچشد؛ فوت پدر، غارت اموال شان توسط اربابان بزرگتر، زلزله ۱۳۴۱ و تقسيم اراضى اوايل دهه ۱۳۴۰ و اينگونه است كه او به عنوان تنها پسر خانواده و فرزند چهارم با مادرش به منزل شخصى اش كه در قزوين داشته اند نقل مكان مى كنند. رفت و آمد توريست هاى غربى، شاگرد كلاس پنجم را وسوسه مى كند كه زبان انگليسى را فرابگيرد و كار فراگيرى زبان او به گونه اى رونق مى گيرد كه در زمان تحصيل در سيكل اول متوسطه (راهنمايى) به دانش آموزان مقطع شبانه سيكل دوم (دبيرستان) زبان ياد مى داده و به تدريج بر علاقه مندان كلاسهاى او افزوده شده بود.
او در فراگيرى زبان حتى پا را فراتر از اين مى نهد و همان زمان به فرودگاه مهرآباد مى آمده تا جهانگردان را قانع كند تا راهنماى آنها باشد. راهنمايى او به صورت رايگان بوده و در عوض از طريق تدريس در كلاس كسب درآمد كرده بود.
«وقتى كه مى خواستم سيكل اول را تمام كنم كلاسهاى من پرطرفدار بود». ديپلمش را در سال ۱۳۵۰ از گروه فرهنگ جاويدان مى گيرد؛ ديپلم رياضى. بعد از سه سال دوندگى بالاخره در سال ۱۳۵۳ معافيت تكفل مى گيرد و به سربازى هم نمى رود.
در سال ۱۳۵۳ به مدرسه عالى پارس راه مى يابد. مدرسه اى كه اكثر استادان آن آمريكايى بوده اند. دوره ليسانس خود را در رشته ادبيات انگليسى از اين مدرسه عالى در سال ۱۳۵۶ به پايان مى رساند. يكى از استادان برجسته او در اين مقطع، دكتر ميتال (Mithal) بوده كه مدرك دكتراى شكسپيرشناسى را از دانشگاه كنت دريافت كرده بود. از آن زمان به بعد هم در مؤسسات فرهنگى البرز، نگين، كوروش كبير و اميركبير به تدريس زبان مشغول بوده است.
بعد از انقلاب هم مدتى به عنوان مترجم و ويراستار به استخدام اداره كل مطبوعات و رسانه هاى خارجى وزارت ارشاد درمى آيد و بعداً هم با آغاز جنگ ۸ ساله در اداره خبرنگارى وزارت ارشاد، خبرنگاران خارجى را به مناطق جنگى برده است.
در سال ۱۳۶۲ نهاد نخست وزيرى اعلانى مى دهد مبنى بر اينكه كسانى كه به متون حقوقى آشنايى دارند در قضيه دعاوى ايران و آمريكا به استخدام اين نهاد درمى آيند. در آزمونهاى اوليه موفقيت كسب مى كند و بالاخره عازم لاهه هلند مى شود و قريب ۴ هزار پرونده را به اتفاق ديگران ترجمه و به دادگاه تقديم مى كنند تا دادگاه جلسه استماع تشكيل دهد و رأى صادر كند.
جلسات اين دادگاه در اين زمينه بعد از گذشت ۲۵ سال هنوز ادامه دارد. در سال ۱۹۸۴ موفق مى شود به دانشگاه آمريكايى وبستر (Webster) كه يكى از شعباتش در هلند بوده راه يابد و در رشته روابط بين الملل ادامه تحصيل دهد.
او تحقيق در مورد پايان نامه اش - فدراسيون آلمان - را از سال ۱۹۸۵ شروع مى كند و بالاخره به اين نتيجه مى رسد كه آلمان غربى و آلمان شرقى بعد از چندين دهه جدايى مجدداً متحد خواهند شد.
232239.jpg
او اعتقاد داشته كه فرهنگ آلمان يك فرهنگ همگرا است و ملت آلمان ملتى يكپارچه و شكاف ملت -  دولت هم در آن سامان وجود ندارد. در سال ۱۹۸۶ فارغ التحصيل مى شود. سپس در دانشگاه هلندى خرونينگن (Groningen) در رشته حقوق بين الملل با گرايش روابط بين الملل در مقطع دكترا مشغول تحصيل مى گردد.
تزى انتخاب مى كند با عنوان «حقوق بين الملل تحريم هاى اقتصادى آمريكا عليه ايران».
او تحريم هاى اقتصادى آمريكا عليه ايران را به دسته اوليه، ثانويه و ثالثه تقسيم مى كند. معتقد است كه هر كشورى حق دارد كشور يا كشورهاى ديگر را تحريم اقتصادى كند و عملش هم مشروع و قانونى است. اما يك كشور نمى تواند، كشور يا شركت ديگرى را به خاطر داشتن مناسبات اقتصادى با كشورى كه خودش تحريم اقتصادى كرده، مورد مجازات قرار بدهد. تحريم وتنبيه كشور و يا شركتى اينچنينى را تحريم از نوع دوم و سوم مى داند و مى گويد آمريكا در تحريم هاى ثانويه و ثالثه عليه ايران موفقيت حاصل نخواهد كرد و اقدام اش نيز غيرقانونى است.
استاد برجسته او در هلند دكتر سى جى ليتو (Sigilito) بوده كه به مدت ۱۲ سال زبان لاتين خوانده و سنگين ترين متون حقوقى يك قرن قبل را به كلاس مى آورد و عسكرخانى با توجه به آشنايى اش به متون حقوقى مى توانسته به تفسير آن متون بپردازد و در كلاس درس، خودى نشان دهد.
در سال ۱۹۸۹ از دانشگاه كوئينز (Queenشs) كانادا پيشنهادى دريافت مى كند كه در آنجا هم دكترايى بگيرد در رشته روابط بين الملل و هم مشغول تحقيق و تدريس شود.
او به علت تسلطى كه در دعاوى ايران و آمريكا كسب كرده بود تصميم مى گيرد به تئوريزه كردن اين دعاوى همت بگمارد. تزش را با عنوان «سيطره، چالش و سازش» انتخاب مى كند.
او معتقد است كه سيطره آمريكا در ديوان لاهه وجود دارد و حتى داوران را آمريكا تعيين مى كند و آنها هم به نفع آمريكا رأى مى دهند. سپس ايران نحوه قضاوت دادگاه را به چالش مى كشد ولى در نهايت در دعواى حقوقى دو كشور سازش صورت مى گيرد. در سال ۱۹۹۵ دكتراى خود را از اين دانشگاه دريافت مى كند. در همان سالها خواهان عدم تمديد معاهده منع كامل آزمايشات هسته اى (NPT) توسط ايران مى شود. «استادان برجسته اى كه در كانادا بر من تأثير زيادى گذاشتند، يكى چارلز پنت لند (Charles Pentland) استاد رژيم هاى بين المللى بود و ديگرى هم ديويد كاكس (David Cox) استاد درس خلع سلاح. كاكس چون خودش درگير مذاكرات خلع سلاح و كنترل تسليحاتى آمريكا، كانادا و روسيه بود،  اداره كلاس اش را به من واگذار مى كرد».
ظاهراً عسكرخانى اولين استاد ايرانى است كه تئورى رژيم هاى بين المللى را در ايران ترويج داده و تا به حال ۱۰۰ پايان نامه در اين خصوص راهنمايى كرده است.
تئورى رژيم ها مى گويد در دنيا رژيم هاى متعددى شكل مى گيرند ولى صاحبان قدرت جهانى قوانين و مقررات اين رژيم ها را تهيه مى كنند و كشورهاى ضعيف نقشى ندارند.
«جديدترين رژيمى كه دارد شكل مى گيرد رژيم هوا - فضا است كه ايران مطالعه خاصى در اين زمينه انجام نداده است».
اين تئورى را پنت لند و استاد ديگرى به نام ارنست هس (Ernest Hass) ارائه داده اند. عسكرخانى معتقد است كه ايران بايد به رژيم امنيت توجه داشته باشد و يكپارچگى و امنيت خود را حفظ كند و اين كار را از طريق توجه به ۴ پارامتر عملى مى داند: ۱- مطالعات استراتژيك شامل تسليحات و سخت افزار، ۲- روش نرم افزارى يعنى اقتصاد سياسى و تقويت اقتصاد داخلى ايران، ۳- فرهنگ سازى در داخل ايران و ۴- تقويت همكارى با سازمان ها و نهادهاى بين المللى.
مى گويد با دانشجويان دوره فوق ليسانس براساس تشويق آنها رفتار مى كند ولى با دانشجويان دكترا بايد سختگيرى كرد.
«به طور كلى معتقدم كه تنبيه كارساز نيست و دانشجو را نمى شود به زور و با فلك به سوى درس و مطالعه سوق داد».
او سردبير و عضو كميته علمى نشريه بين المللى «International Journal of Nuclear Law» است و در نشريه «Atoms for Peace» كه سردبير آن هانس بليكس (بازرس معروف تسليحات اتمى) است، يكى از اعضاى هيأت علمى اش مى باشد.
او به ادبيات كلاسيك ايران و از جمله آثار شاعرانى همچون سعدى، خاقانى، عطار، ناصرخسرو و فردوسى علاقه خاصى دارد. «سعدى خيلى روابط بين المللى است و يا فردوسى؛ اصلاً هسته اصلى روابط بين الملل جنگ است و كسى مثل فردوسى نتوانسته اين قضيه را جا بيندازد».
اعتقاد دارد كه دانشگاههاى كانادا و ايالات متحده نسبت به دانشگاههاى اروپايى بسيار علمى تر هستند. چرا كه تاريخ گرايى اروپايى ها را ندارند و از اين رو دانشگاههاى اروپايى را در مقابل همتايان آمريكاى شمالى اش مانند كودكستان در برابر دبيرستان مى داند. «من تحولات كنگره آمريكا را نسبت به افغانستان دنبال مى كردم. وقتى سال ۷۴ به ايران آمدم، آقاى بروجردى مسؤول ستاد اجرايى تحولات افغانستان بود. در نشستى با حضور ۸۰-۷۰ نفر از استادان خارجى، ايشان به ما گفتند كه پروژه هاى فرهنگى خود را در مورد افغانستان ارائه بدهيد و مشغول به كار شويد. من گفتم الآن بايد پروژه ما امنيتى باشد و نه فرهنگى؛ چرا كه دوره فرهنگ سازى در آنجا تمام شده و الآن آمريكايى ها در حال آمدن به افغانستان هستند».
يك سال و نيم بعد از آن نشست،  آقاى بروجردى در حضور رئيس دفترش به عسكرخانى مى گويد آيا حاضرى راجع به مباحث امنيتى افغانستان كار بكنى و عسكرخانى گفته الآن كار از كار گذشته و حداكثر ظرف مدت ۶ ماه، طالبان افغانستان را خواهد گرفت.
بعد از گذشت دو ماه، افغانستان توسط طالبان تسخير مى شود. همچنين ۱۱ ماه قبل از حادثه ۱۱ سپتامبر، يكى از نمايندگان كنگره آمريكا با ارائه لايحه اى به كنگره گفته بود دولت طالبان، دولتى تروريستى است و بايد سرنگون شود.
عسكرخانى با توجه به چنين شواهد و بحث هايى در يكى از برنامه هاى تلويزيونى ايران ادعا مى كند كه آمريكا به افغانستان حمله خواهد كرد و حتى نوع بمب ها و موشك هايى كه به كار گرفته خواهند شد را اعلام كرده و گفته با توجه به وضعيت جغرافيايى افغانستان، هواپيماهاى B52 به كار گرفته خواهند شد.
در قضيه حمله به عراق هم پيش بينى كرده بود حمله به عراق از طريق مناطق جنوبى (و نه مناطق شمالى) صورت خواهد گرفت و براساس دكترين RMA يا انقلاب در امور نظامى آزادسازى عراق به سرعت انجام خواهد شد. او جلد دوم كتاب رژيم هاى بين المللى را هم در دست انتشار دارد و در سال ۱۳۸۲ دبير كل شوراى روابط خارجى مؤسسه ابرار معاصر بوده است و هم اكنون در دانشگاهها به ارائه درسهاى تئورى هاى روابط بين الملل، سازمان ملل متحد و امنيت بين المللى مى پردازد. عسكرخانى با سوز و صميميت خاصى اينگونه به صحبت هايش خاتمه مى دهد:
«آرمانم در بعد شخصى اين است كه به درجه كمال انسانيت برسم و در بعد بين المللى اين است كه بتوانيم صلح را در دنيا به ارمغان بياوريم و باعث صلح و ثبات در دنيا باشيم».


|   شناسنامه   |   آرشيو   |