چهارشنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۴ -
Wed, Oct 19, 2005
حوادث
۳۲۸۶
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
قضات شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران بررسى كردند
بازپرس جنايى تحقيقات را آغاز كرد
قضات شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران بررسى كردند
شليك ۷ گلوله در جنايت فشم
232758.jpg
گروه حوادث: زوج جوانى كه دو پسر آشنا را با كشاندن به منطقه كوهستانى فشم به گلوله بسته اند در دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه شدند. اين زوج جنايتكار، سحرگاه جمعه دوم مرداد ماه سال ۸۳ با شليك هفت گلوله دو دوست را در حوالى خانه هاى جاده اى جاده زايگان به قتل رساندند.
ساعت ۱۰  صبح ديروز - سه شنبه ۲۶ مهرماه سال جارى - قاضى عزيز محمدى- رئيس شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران - و چهار قاضى مستشار- فراهانى، باقرى، رحيمى، معتمدى- به جلسه رسيدگى به اتهامات زوج جنايتكار رسميت دادند. وقتى «احمد» كه تير انداز جنايت فشم شناخته شده است پشت تريبون دفاع ايستاد گفت: «از همان ابتداى زندگى مان پى برده بودم كه «الهه» مزاحمى دارد، احساسم اين بود كه حتماً پسرى قبل از من در زندگى اش بوده باشد براى رهايى از اين جهنم خانه مان را عوض كردم. وى افزود: «الهه» همه چيز را به من گفت، اما قانع نشده بودم از همسرم خواستم با «مسعود» تماس بگيرد و بخواهد براى گردش به فشم برويم، ساعت ۱۲ نيمه شب بود كه با تلفن كارتى به «مسعود» زنگ زديم و او را به تهرانپارس دعوت كرديم، در آنجا وقتى «مسعود» و «مجيد» آمدند قرار شد به فشم و ويلاى يكى از بستگانم برويم، پذيرفتند، «مسعود» سوار خودروى ما شد و دوستش پشت سرمان مى آمد در آنجا وقتى ديديم ويلاى دايى ام پر ازميهمان است «مسعود » گفت كه جايى را مى شناسد و همه به كنار رودخانه رفتيم. مى خواستيم آتش و زغال درست كنيم من چون مى دانستم «مجيد» همه رازهاى دوستش را مى داند و از سويى مى خواستم ببينم اگر «الهه» و «مسعود» تنها باشند در چه حدى با هم رابطه دوستى دارند، و اگر مى دانستم رابطه شان خيلى صميمى است «الهه» را هم مى كشتم، «مجيد» را سوار خودرو كردم تا براى پيدا كردن هيزم به جاى ديگرى برويم، وقتى از همسرم و «مسعود» دور شديم درجاى خلوتى توقف كردم و اسلحه را روى كمرش گذاشتم و خواستم بگويد «الهه» و «مسعود» تا چه ميزان با هم رابطه دارند او من را به تمسخر گرفت، هر دو مقتول مى دانستند من شوهر «الهه» هستم اما تصور اشتباهى از شخصيت من داشتند، وقتى «مجيد» پشت به من در حال پياده شدن بود از روى عصبانيت گلوله اى به سرش شليك كردم، روى زمين افتاد، بالاى سرش رفتم و گلوله ديگرى به گلويش زدم. عامل جنايت فشم گفت: «به سراغ مسعود و الهه برگشتم آن دو نشسته بودند و با هم حرف مى زدند. وقتى «مسعود» سراغ دوستش را گرفت با خونسردى گفتم كه او را كشته ام بعد اسلحه را به سمت «مسعود» گرفتم و ۵ گلوله شليك كردم، «الهه» وحشت كرده بود و به گريه افتاد و پرسيد چرا آن دو را كشته اى؟! خواستم حرفى نزند و تهديدش كردم كارى نكند كه او را هم بكشم، وقتى به خانه مان رفتيم قرار شد به تلفن جواب ندهيم و مى خواستيم با آماده شدن گذرنامه هايمان از كشور خارج شويم اما دستگير شديم». «الهه» كه به اتهام معاونت در قتل در زندان است با چادر آبى زندان در جايگاه ايستاد و گفت: «من بخاطر اختلافى كه با «احمد» داشتم دادخواست طلاق توافقى دادم كه در همين مدت رابطه دوستى من و «مسعود» بيشتر شد و «مجيد» هميشه همراهمان بود.» وى افزود: «وقتى به سرزندگى ام برگشتم بارها اصرار كردم از زندگى ام بيرون رود اما نمى پذيرفت، هر كارى مى خواست با يستى انجام مى داد و جرأت مخالفت نداشتم تا اينكه يكبار وقتى دير به خانه برگشتم «احمد» فهميد و به ناچار همه چيز را به او گفتم. من نمى دانستم «احمد» مى خواهد آنان را به قتل برساند وقتى با مجيد رفت و تنها برگشت باز نمى دانستم چه كرده تا اينكه خودش گفت «مجيد» را كشته است.»
بازپرس جنايى تحقيقات را آغاز كرد
۱۰ دستور براى پرونده شليك شتابزده
232755.jpg
گروه حوادث - بازپرس ويژه قتل دادسراى جنايى تهران با صدور ۱۰ دستور قضايى خواستار پيگيرى پرونده شليك شتابزده پليس در خيابان «دلگشا» شد. اين دستورات قضايى در حالى صادر مى شود كه پرونده حادثه ۴۸ ساعت پس از وقوع تيراندازى منجر به مرگ پسر جوان براى بررسى به دادسراى جنايى آورده شده است. در جريان اين حادثه كه ۱۶ و ۴۵ دقيقه عصر روز شنبه ۲۳ مهر ماه سال جارى در جنوب شرق تهران رخ داد، در اثر تيراندازى يك افسر گشت پليس كلانترى ۱۳۲ نبرد پسر جوانى به نام سيدمصطفى جعفرى از پاى درآمد. ظهر روز دوشنبه در حالى كه ۴۸ ساعت از مرگ پسر جوان مى گذشت، پرونده اين حادثه براى بررسى به شعبه چهارم بازپرسى دادسراى جنايى انتقال داده شد. اين اقدام پليس در حالى صورت مى گرفت كه بازپرس «هنرمند» دريافت هيچ گونه گزارشى از وقوع اين حادثه را تا آن زمان تأييد نكرده بود.
از سوى ديگر پس از اينكه سرانجام پليس اجازه حمل جسد «سيدمصطفى» را به پزشكى قانونى صادر كرد، پزشكان متخصص اين سازمان در جريان راديوگرافى متوجه شدند كه گلوله ها در داخل بدن قربانى حادثه باقى مانده است و قرار است تا روز بعد با كالبدشكافى گلوله ها را خارج كرده و در اختيار كارشناسان اسلحه شناسى قرار دهند. انتظار مى رود با بررسى گلوله ها و مشخص كردن اينكه تيراندازى به سوى قربانى حادثه از چه فاصله اى انجام گرفته است، بسيارى از نكات مبهم پرونده روشن شود. به گفته يك مقام آگاه در دادسراى جنايى تهران، چون افسر پليس تيرانداز به هنگام گشتزنى مرتكب اين اقدام شده به عنوان ضابط دادگسترى محسوب نشده و گشتزنى از وظايف ۲۲گانه او محسوب مى شود. بنابراين پرونده پس از انجام كارهاى مقدماتى با اعلام رأى عدم صلاحيت به دادسراى نظامى ارجاع مى شود. در همين راستا مصطفايى، وكيل مدافع اولياى دم طى تماس با گروه حوادث روزنامه «ايران»، درباره اطلاعيه مركز اطلاع رسانى ناجا گفت: من صراحتاً آن را تكذيب مى كنم. اولاً در ساعت ۱۶ و ۲۷ دقيقه روز حادثه طى اعلام به مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ درباره روزه خوارى، خودروى سيدمصطفى متوقف مى شود، هيچ بازرسى از خودرو صورت نمى گيرد. طبق مطالب مندرج در پرونده تنها ادعاى ضارب - مأمور پليس - كشف يك سانت «كراك» بوده است، در حالى كه هيچ گونه مواد مخدرى ضميمه پرونده نبوده و اين ادعا به خودى خود بى اساس مى شود. وكيل مقتول در ادامه گفت: از طرف ديگر سرباز همراه ضارب نيز نزد بازپرس هنرمند منكر هرگونه كشف مواد مخدرى از داخل اتومبيل شده است. وى ادامه داد: بنا بر اظهارات ضارب و گزارش ارائه شده از سوى وى، سيدمصطفى از ضارب خواسته تا مدارك خود را ارائه دهد، ولى مأمور مورد نظر استنكاف كرده و بحث بين مأمور و مرحوم درگرفته است. اشخاص حاضر در صحنه و حتى سرباز همراه ضارب هم گواهى داده اند تنها سر اسلحه در دستان مرحوم بوده و مأمور همراه با باتوم به دستان وى زده و اسلحه از دستان وى خارج شده است. اين وكيل درباره اظهارنظر پليس در مورد اينكه پليس تيرانداز تمامى ضوابط به كارگيرى سلاح را رعايت كرده، گفت: اظهار نظر در اين باره صرفاً در صلاحيت مرجع قضايى صالح است و مرجع انتظامى حق اظهار نظر در اين باره و دخالت در امور ماهيتى موضوع ندارد.
> تحقيقات خبرنگار حوادث
در همين راستا خبرنگار ما با حضور در محل حادثه با شاهدان عينى حادثه نيز گفت وگو كرده است. يك زن كه از پنجره آشپزخانه شان شاهد وقوع حادثه تيراندازى بوده در اين باره گفت: پنجره آشپزخانه ما مشرف به خيابان است. در حال كار در آشپزخانه بودم كه صداى آژير را شنيدم. بلافاصله خودم را پشت پنجره رساندم. يك خودرو رنجروور قرمز رنگ در مقابل خانه ما توقف كرده بود. خودروى پيكان پليس هم در فاصله اى كم با آن ايستاده بود. يك مأمور پليس بسرعت از پيكان پياده شده و با اسلحه اش به سمت راننده رنجروور شليك كرد. لحظه اى بعد پسر جوان بى حال روى زمين افتاد و گفت خانه ما همين اطراف است. يك نفر پدر و مادرم را خبر كند و بعد از حال رفت. مرد جوانى كه به هنگام وقوع تيراندازى در فاصله اى كمتر از ۱۰ متر با محل حادثه كنار ديوار در مقابل در خانه شان ايستاده بود نيز در اين باره به خبرنگار ما گفت: خودروى رنجروور بسرعت از پيچ خيابان شهيد خالقى از جنوب به شمال وارد كوچه ما شد. در فاصله اى اندك از او يك خودروى پيكان گشت پليس نيز آمد. رنجروور در فاصله ۵۰ مترى تا مدرسه دخترانه شهيد باهنر وقتى چند خودرو را ديد كه وسط خيابان پارك شده و به انتظار آمدن دانش آموزان خود هستند، توقف كرد. در اين لحظه مأمور گشت پليس با تپانچه اش گلوله اى به لاستيك عقب سمت شاگرد رنجروور شليك كرد. پسر جوانى كه راننده اين خودرو بود با عصبانيت پياده شد. او در حالى كه فرياد مى زد مگر من چه كار كرده ام كه به طرفم شليك مى كنيد؟ قدمى به طرف مأمور پليس برداشت. در همين حين چند حرف ركيك به مأموران گفت. افسر گشت كه به نظر ستوان بود، در حالى كه اسلحه را به طرف او نشانه رفته بود، به او نزديك شد. جر و بحث بين آنها بالا گرفت. در يك لحظه پسر جوان تپانچه مأمور پليس را قاپيد و افسر پليس بلافاصله با پاشيدن اسپرى اشك آور به صورت او، فوراً اسلحه را پس گرفت. جوان راننده كه هر لحظه بر عصبانيتش افزوده مى شد، به طرف شمال كوچه شروع به دويدن كرد، هنوز دو قدم دور نشده بود كه مأمور پليس گلوله اى به پاى او شليك كرد. جوان راننده بدون اعتنا سعى كرد بگريزد و به فرار ادامه دهد، افسر پليس بار ديگر شليك كرد. اين شليك ها دو بار ديگر نيز تكرار شد.
پسر جوان كه شلوار لى آبى رنگى به تن داشت، روى زمين افتاد. او دچار خونريزى شديدى شده بود. مأمور پليس و سرباز همراهش از اين حادثه شوكه شده بودند. دو نفر از اهالى محل، جوان مجروح را به گوشه كوچه كشاندند. افسر پليس گشت از ما خواست تا تلفنى به او بدهيم كه بتواند با رئيس كلانترى تماس بگيرد. من او را به حياط خانه مان بردم، تلفن را روى ايوان آوردم، چون او وارد خانه نشد، به كلانترى تلفن زد. شنيدم كه مى گفت جناب سرهنگ من در اتوبان آهنگ به يك خودرو مظنون شده و دستور ايست دادم، ولى او فرار كرد. از آنجا تا خيابان خالقى، چند تير هوايى شليك كردم تا اينكه او متوقف شد. او به من فحش داد، سه تا ۴ گلوله به او زدم. وقتى صحبت هاى او تمام شد و خانه ما را ترك كرد، ديدم تعداد زيادى خودرو گشت پليس به كوچه ما آمده است. لحظاتى بعد وقتى ديديم رنگ چهره پسر جوان كاملاً زرد شده و خون زيادى از او رفته بود، او را داخل خودروى گشت پليس گذاشتيم و سرباز راننده او را برد. خودروى رنجروور در حالى كه باد لاستيك عقبش به خاطر اصابت گلوله خالى شده بود، تا ساعت ها بعد از تيراندازى در همانجا مانده بود و سرانجام با كمك اهالى محل، لاستيك خودرو عوض شده و رنجروور توسط پليس به پاركينگ انتقال داده شد. در همين راستا تعداد ديگرى از شاهدان مى گويند: تيراندازى به سمت پسر جوان هنگامى صورت گرفت كه وى پشت فرمان اتومبيل خود نشسته بود. به گفته اين شاهدان، افسر پليس پس از توقف رنجروور از سمت شيشه شاگرد خودرو به طرف جوان راننده تيراندازى كرده و او را هدف قرار داده است. به نظر مى رسد براى روشن شدن واقعيت ماجرا، بايد به انتظار بررسى ها و تحقيقات كارشناسان نشست تا آنان پس از انجام تحقيقات تكميلى نظريات خود را در اين باره اعلام كنند.
بازجويى از ۳ هوو به خاطر قتل شوهرشان
گروه حوادث: سه هوو در ماجراى قتل شوهر ۴۵ ساله شان تحت تجسس هاى جنايى و پليسى قرار خواهند گرفت. اين جنايت، ساعت يك بامداد ديروز - سه شنبه ۲۶ مهرماه سال جارى - با پيدا شدن جسد خون آلود مردى در شهرك آزادى فاش شد.
بنابر اين گزارش، وقتى مأموران پليس در محل پيدا شدن جسد مرد ۴۵ ساله حاضر شدند در تحقيقات خود پى بردند كه قربانى مردى به نام «محمدعلى بخشى» است و خانه اى در آن كوچه دارد. با شناسايى شدن هويت قربانى، كارآگاهان به بازجويى از همسر وى پرداختند و پى بردند اين زن جوان همسر سوم «محمدعلى» است و شب جنايت قربانى در خانه وى بوده است. زن جوان به كارآگاهان جنايى گفت: «شوهرم در خانه بود كه براى بردن آشغال ها به سر كوچه بيرون رفت، ثانيه هايى نگذشته بود كه «محمدعلى» زنگ زد و خواست پول بيندازم تا سيگار بخرد ديگر خبرى از او نشد تا اينكه شنيدم به قتل رسيده است.» با اين ادعاها، پليس به بررسى هاى گسترده اى پرداخت و از همسايگان قربانى شنيد كه آنان تردد مشكوك موتوسيكلتى را در آنجا ديده اند، حتى يكى از شاهدان ادعا كرد كه مرد موتورسوار «محمدعلى» را به اسم صدا زده است و با سوار كردن او از آنجا دور شده اند. در شاخه ديگرى از تجسس ها مشخص شد كه «محمدعلى» با سه هوو زندگى مى كرد.

> كارنامه مرموز

مأموران در صحنه پيدا شدن جسد وقتى ديدند قربانى با اصابت ضربات چاقو به گردن و سينه از پاى درآمده است به كارنامه قديمى پسرى برخوردند كه تجسس ها نشان مى داد متعلق به پسر بزرگ «محمدعلى» است. بدين ترتيب، پسر «محمدعلى» تحت تحقيق گرفته شد و كارآگاهان دريافتند وى كه در صحنه جنايت هم حضور نداشت، آن شب در خانه يكى از دوستانش ميهمان بوده و از ماجراى قتل پدرش باخبر نبود.
حادثه ها
تصادف عمدى زن جوان با خودروهاى گرانقيمت
زنى كه در پى ايجاد تصادفات عمدى با ماشين هاى گرانقيمت با صاحبان اين خودروها رابطه برقرار كرده و از آنها اخاذى مى كرد، دستگير شد. به گزارش ايسنا، داديار دادسراى جنايى گفت: اين زن ۳۵ ساله با استفاده از اتومبيل ماتيز خود در خيابان هاى شمال شهر و رفت و آمد در اين مناطق، پس از انتخاب طعمه هاى خود از ميان مردان سوار بر اتومبيل هاى گرانقيمت در فرصت مناسب با ايجاد تصادف عمدى، اقدام به برقرارى ارتباط با اين افراد مى كرد. اين زن هنگام اجراى آخرين صحنه تصادف عمدى دستگير و پس از بازجويى به بيش از ۲۰ مورد كلاهبردارى با اين شيوه اعتراف كرد.
دختر عاشق، خانواده اش را در خواب به آتش كشيد
دخترى در مشهد به دليل مخالفت خانواده اش با ازدواج او پدر و مادرش را هنگامى كه در خواب بودند به آتش كشيد. به گزارش فارس، زن و مرد ميانسالى در پانزدهم تيرماه سال جارى به علت سوختگى شديد به بيمارستان امام رضاى مشهد اعزام شدند. تلاش پزشكان به جايى نرسيد و زن ۴۵ ساله بر اثر شدت سوختگى جان خود را از دست داد. و دختر فرارى اين خانواده مقصر شناخته شد.
دو خواهر در بندرانزلى دست به خودكشى زدند
دو خواهر با انگيزه اى مرموز به صورت همزمان در بندرانزلى با خوردن قرص اقدام به خودكشى كردند. يك منبع مطلع در فرماندارى بندر انزلى در اين باره گفت: يك دختر ۳۲ ساله كه تحصيلكرده رشته پزشكى بود به اتفاق خواهر ۳۱ ساله اش طى هفته جارى شب هنگام با خوردن قرص دست به خودكشى زدند. دو سال قبل نيز برادر اين دو كه يكى از پزشكان شهر انزلى بود دست به خودكشى زد و جان باخت.
تولد ۲ نوزاد دختر به هم چسبيده در شيرازـ
خبرنگار «ايران»:
دو نوزاد دوقلو كه از ناحيه سينه و حفره شكمى به هم چسبيده اند در بيمارستان مسلمين شيراز به دنيا آمدند. اين دو قلوها كه در ساعت ۱۱ روز دوشنبه ۲۵ مهرماه به دنيا آمدند داراى دو سر و گردن مجزا، و دو قلب جداگانه هستند اما ساير اعضاى حفره شكمى آنها از جمله كبد، روده ها، معده، ريه و شانه در آنها مشترك بوده و كليه هاى آنها نيز بر روى يكديگر قرار گرفته است. هر دو اين نوزادان، دختر بوده و چهار دست و سه پا دارند. اين دو قلوهاى عجيب الخلقه در اولين زايمان يك مادر ۲۲ ساله، پس از طى ۹ ماه دوران باردارى و به شيوه سزارين متولد شده اند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |