پنجشنبه ۲۸ مهر ۱۳۸۴ -
Thu, Oct 20, 2005
فرهنگ و پايدارى
۳۲۸۷
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
خرمشهر، شهرى به وسعت تاريخ
232773.jpg
خرمشهر، شهرى كه طى سال هاى دفاع در برابر تجاوز شاهد حماسه ها، دلاورى ها، رشادت ها و افتخارآفرينى هاى فراوانى از سوى زنان و مردان اين مرز و بوم بوده است. خرمشهر، شهرى كه نامش با تاريخ جنگ تحميلى گره اى ناگسستنى خورده و خاطرات بى شمارى از روزهاى تلخ تصرف و روزهاى شيرين آزادى از چنگ دشمن بعثى، در سينه خود دارد. به ياد داشته باشيم اگر امروز در نقشه جغرافيايى كشورمان، شهرى به نام خرمشهر وجود دارد، نتيجه خون هاى بسيارى است كه براى دفاع از كيان كشور ريخته شده است. خرمشهر تنها شهر مهم ايران بود كه دشمن در طول جنگ آن هم براى تنها ۲ سال به دست آورد. دفاع جانانه فرزندان دلير ايران زمين در كليه مناطق مورد تجاوز به ويژه خرمشهر، در آغاز كار حمله عراق سبب شد تا روحيه ارتش عراق كه تصور مى كرد براى تفريح به ايران آمده! به شدت تضعيف شود. درود فراوان بر غيرت ملتى كه مردانه جنگيد.
مقدمه
حمله سراسرى ارتش عراق با ۱۲ لشكر مجهز و آماده در پناه حمايت ۳۲۰ هواپيما به ايران در تاريخ ۱۳۵۹‎/۶‎/۳۱ در حالى آغاز شد كه كشور دچار بحران هاى سياسى و اقتصادى گوناگونى بود ارتش ايران به سبب تصفيه هاى بزرگ ابتداى انقلاب و تضعيف به وسيله برخى گروه هاى سياسى به ويژه چپگراها با شعار «ايران بدون ارتش» و نيز شعارهايى از جمله «ارتش بى طبقه» و از همه مهم تر به دليل مواردى كه در زير فهرست شده است، تقريباً ناتوان از ورود به جنگى تمام عيار بود:
۱- اعدام ، فرار و يا اخراج فرماندهان رده بالاى ارتش پس از وقوع انقلاب، ۲- انحلال پاره اى از قسمت ها و واحدهاى نظامى ارتش، ۳- اخراج مستشاران نظامى غربى از مراكز نظامى ايران، ۴- كاهش بودجه بخش نظامى كشور، ۵- ديدگاه برخى از دولتمردان و روشنفكران مبنى بر عدم لزوم ارتش، ۶- لغو قراردادهاى نظامى به ويژه در زمينه تجهيزات و ادوات نظامى، ۷- نفوذ گروهك ها و ساير دست هاى پنهان در زمينه برهم زدن نظام ارتش كه آن روزها با شعار ايجاد ارتش بى طبقه همراه بود (حتى برخى تندروها فرياد انحلال ارتش را سر داده بودند).
۸- پيدايش نوعى جو فكرى منفى و بدبينى در ميان ملت نسبت به ارتشيان به ويژه نيروى زمينى، چرا كه پس از حادثه ۱۷ شهريور ۱۳۵۷ ميدان ژاله، حضور ارتشيان و اعلام حكومت نظامى در بيشتر شهرهاى ايران تا بهمن ۵۷ علنى شده بود، ۹- طرح فروش تجهيزات مدرن نظامى موجود از قبيل ناوها و ناوچه هاى نيروى دريايى و هواپيماهاى جنگى پيشرفته نظير F14.
ژنرال صدام حسين رئيس جمهور سابق عراق شب ۱۳۵۹‎/۶‎/۲۶ ضمن يك سخنرانى با اعلام نكات زير در عراق به ايران اعلان جنگ نمود:
۱- قرارداد ۱۹۷۵ الجزاير مردود است، ۲- كليه آبراه شط العرب (اروند رود) جزو آب هاى ساحلى عراق است، ۳- آنچه كه برابر قرارداد الجزاير بايد به ايران واگذار شود نخواهيم داد و آنچه كه بايد مى گرفتيم به زور خواهيم گرفت.
البته دلايل و شواهد زيادى به ويژه از سخنرانى ها و مصاحبه هاى مقامات طراز اول رژيم سابق عراق وجود دارد كه جنگ تحميلى و تجاوز به خاك ايران فقط به منظور زير پا گذاشتن قرارداد الجزاير نبوده، بلكه سردمداران سابق عراق در پى دستيابى به اهداف توسعه طلبانه خود در منطقه و جهان عرب بودند و با قصد و نيت تجزيه ايران كه همواره در اذهان سران آن كشور و سران برخى از كشورهاى عرب وجود داشته و نيز دشمنى ديرينه با ايرانيان و همچنين به منظور ابراز وجود اعراب به ويژه پس از شكست هاى سنگينى كه در نبرد با اسرائيل متحمل شده بودند موقعيت را مناسب يافته و حمله نظامى خود را آغاز كردند.
بدين ترتيب سردمداران رژيم بعث، دو كشور را درگير جنگى نابرابر كردند. جنگ با تجاوز عراق به استان هاى غربى و جنوب غربى در ابعاد وسيع آغاز شد و يكى از اهداف صدام تصرف خوزستان (استان جديد عربستان!!) بود به طورى كه در بسيارى از نقشه هاى تهيه شده از سوى آن رژيم نام شهرهاى خوزستان نيز جابه جا شده بود. از جمله خرمشهر، «المحمره» و اهواز نيز «الاحواز» ناميده شده بود. صدام حسين اين چهره افراطى پان عربيسم حدود ۳۰۰ ميليون دلار را طى ۴۰سال درميان برخى روزنامه نگاران و دانشگاههاى اروپا خرج كرد تا جغرافياى بخش هايى از ايران و خليج فارس را تغيير دهد. بدين ترتيب حاكمان سابق عراق اميدوار بودند در برابر همسايه اى كه پس از انقلاب ۱۹۷۹ در عرصه جهانى منزوى شده بود به پيروزى برق آسايى دست يابند، ولى بسيج ملى مردم قهرمان ايران با همبستگى تمام مسؤولان كشور به همراه دلاورى ها و رشادت هاى جان بركفان ارتش و سپاه و نيروهاى مردمى رؤياى آنها را به كابوسى تلخ تبديل كرد.
با وجود تمام مسائلى كه براى كاركنان رده بالاى ارتش پس از انقلاب به وجود آمد، با اين حال با توجه به آموزشهاى لازم و كافى و سرمايه گذارى هايى كه بر روى ارتش به عمل آمده بود، افرادى همچون كشورى، صيادشيرازى، ظهيرنژاد، شيرودى، بابايى، اردستانى، دوران و... نه تنها سازمان رزم ارتش را حفظ كرده بودند، بلكه به آموزش و انتقال تجربيات نظامى به برادران بسيج و سپاه نيز مبادرت ورزيدند.
آغاز حمله زمينى عراق و روزهاى ايثار و مقاومت در خرمشهر
به دنبال شليك يك گلوله تانك تى - ۷۲ در پادگان بعقوبه در ساعت ۱۱ روز ۳۱ شهريورماه ۱۳۵۹ به وسيله صدام حسين به سوى مرزهاى ايران و به دنبال حملات هوايى به شهرهاى داخلى و مرزى جمهورى اسلامى، تلاش همه جانبه نيروى زمينى عراق نيز آغاز شد و مواضع نظامى و تأسيسات غيرنظامى ايران در نزديكى مرز، زير آتش سنگين نيروهاى عراقى قرار گرفت. ساعاتى بعد، پس از اجراى آتش سنگين در مناطق مرزى مهران و بستان حركت لشكرهاى عراقى به طرف مرز آغاز شد.
مهرماه ۵۹ يادآور روزهاى تلخ تبديل شدن بندر زيباى خرمشهر به خونين شهر بود. به هر حال با تمام رشادتها و پايمردى ها، خرمشهر پس از ۳۵روز مقاومت جانانه سقوط كرد و روزهاى سخت انتظار ۱۹ماهه براى بازپس گيرى آن فرارسيد.
حملات توپخانه اى و هوايى ارتش عراق با شدت و مداومت به ويژه بر روى شهرهاى مختلف خوزستان، به منظور نابودسازى تأسيسات نظامى و غيرنظامى و تسهيل تصرف انجام مى گرفت، اين در حالى بود كه ۹لشكر از ۱۲ لشكر مجهز عراق پيشروى خود را به منظور اشغال خاك ايران از جبهه غرب و جنوب غرب به سرعت ادامه مى دادند. از جنبه تبليغاتى نيز يك فرستنده راديويى به نام جبهه آزاديبخش خوزستان از طرف عراق آغاز به كار كرد. اين راديو پيوسته از مردم خوزستان مى خواست كه به نيروهاى عراقى بپيوندند.
بررسى وضعيت نيروهاى عراقى و ايرانى در منطقه عملياتى
ارتش متجاوز عراق در آغاز نبرد (در منطقه شرق بصره و خرمشهر) لشكرهاى ۳ زرهى و ۵مكانيزه را با عناصر تقويتى از لشكر ۱۱ پياده و يگان هاى مستقر در شرق بصره وارد عمل كرد كه لشكر ۳ زرهى با نيروهاى تقويتى در محور «تنومه - شلمچه - خرمشهر و آبادان» پيشروى كرد و پس از مواجه شدن با مقاومت دليرانه مردم و رزمندگان ايرانى در آن منطقه، نيروهاى ديگرى را براى تقويت اين منطقه گسيل داشت كه از جمله اين واحدها تيپ ۳۳ نيروى مخصوص بود واين تيپ در نبردهاى خيابانى خرمشهر نقش فعالى ايفا كرد.در برابر اين نيروى بزرگ دشمن، جمع كل نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران در منطقه عملياتى غرب خرمشهر و كرانه شمالى اروندرود و جزيره آبادان در جبهه اى به عرض بيش از يك صد كيلومتر بود. بدين ترتيب جمع كل استعداد رزمى يگان هاى يادشده، كمتر از يك تيپ مكانيزه ارتش عراق بود، زيرا گردان ۲۳۲ تانك كه قدرت مهم اين يگانها بود كمتر از ۶۰درصد استعداد رزمى خود را داشت و از ۵۳ دستگاه تانك سازمانى آن ، فقط ۳۲ دستگاه حاضر به كار بودو از نظر پرسنلى استعداد رزمى اين گردان كمتر از ۵۰درصد بود و گردان ۱۶۵ مكانيزه و ۱۵۱ دژ نيز در همين شرايط بودند. در ضمن پاسگاههاى ژاندارمرى نيز فاقد سلاح هاى سنگين بودند. پايگاه دريايى خرمشهر فاقد نيروى رزمنده كافى براى مقابله با تهديد زمينى ارتش عراق بود و رزمندگان سپاه پاسداران و نيروهاى مردمى نيز پيش از آغاز جنگ چندان قابل ملاحظه نبود و در هرپاسگاه مرزى حدود ۱۰ نفر مستقر بودند و با توجه به اينكه تعداد پاسگاههاى مرزى غرب خرمشهر و جزيره مينو كمتر از ۱۰ پايگاه بود، تعداد اين نيروها حدود ۱۰۰ نفر مى شد كه تنها به جنگ افزارهاى سبك و تعداد محدودى آر.پى.جى ۷ و تفنگ ۱۰۶ميليمترى دريافتى از گردان دژ مسلح بودند. مقايسه توان رزمى ارتش عراق در برابر نيروهاى رزمنده ايرانى حاكى از برترى ۴ به ۱ بود و طبق اصول برآوردهاى نظامى ، هر نيروى مكانيزه و زرهى حمله ور با چنين برترى نسبى در زمين باز و بدون موانع طبيعى و مصنوعى بايستى بتواند بيش از ۵ كيلومتر در ساعت پيشروى كند و درواقع در آغاز عمليات استفاده از موقعيت را انجام دهد؛ بدين ترتيب ارتش عراق مى بايست ظرف چندساعت به حاشيه خرمشهر مى رسيد و حداكثر ظرف چند روز شهر را اشغال مى كرد. برهمين مبنا بود كه صدام حسين و طراحان نظامى ارتش عراق مدت زمان دستيابى به هدف هاى اصلى در خوزستان را ۳ تا ۷ روز پيش بينى و برآورد كرده بودند، اما به دليل ۵ نكته اى كه در ابتداى نوشتار بدانهااشاره شد چنين برآوردى تحقق نيافت و نيروهاى عراقى تامدت ۱۰ روز نتوانستند به حاشيه خارجى خرمشهر برسند و نبرد خرمشهر نيز بيش از يك ماه طول كشيد و سرانجام نيز ارتش متجاوز عراق دردسترسى به هدف نهايى خود در اين منطقه كه اشغال جزيره آبادان و تهديد بنادر ماهشهر و امام خمينى بود به كلى ناموفق و ناكام ماند.
واقع امر اين بود كه افرادى از ميان مسؤولان جنگ و برخى ديگر از ساير مسؤولان مملكتى ، قدرت برتر عراق را احساس نكرده بودند و تصور مى كردندكه يگان هاى مستقر در جنوب مى توانند از عهده تهاجم ارتش عراق برآيند و بنابراين فشارهايى مبنى بر حمله متقابل به ارتش عراق صورت مى گرفت كه در چندمورد، حملات با شكست مواجه شد. اين درحالى بود كه بر دوش فرماندهان ارتش سنگينى مى كرد.
فشار شديد منطقه نبرد، تحمل تلفات، نرسيدن نيروهاى كمكى ، توان رزمى برتر دشمن و كمبود پرسنل متخصص و حساس ستادى و فرماندهى باوجود تمام مشكلات ، رشادت هاى كليه رزمندگان ارتشى ، سپاهى ، مردمى حركت شتابان ارتش متجاوز را كند كرد و با اينكه هزاران كيلومتر مربع از خاك ايران به اشغال متجاوزان درآمد، درايت و انديشمندى فرماندهان نظامى ، توجيه مقامات مملكتى و هماهنگى هرچه بيشتر ارتش و سپاه، فرصت لازم براى تدارك و سازماندهى نيرو، آمادگى ، طرح ريزى و در نهايت اجراى عمليات هاى آفندى به منظور بازپس گيرى مناطق اشغالى و در هم كوبيدن ماشين جنگ عراق طى سالهاى بعد بويژه سالهاى سرنوشت ساز ۶۰ و ۶۱ و ۶۲ فراهم آمد كه از جمله مهمترين آنها، عمليات بيت المقدس بود.
عمليات بيت المقدس (باز پس گيرى خرمشهر)
عمليات بازپس گيرى خرمشهر با نام بيت المقدس كه از تاريخ دهم ارديبهشت ۱۳۶۱ به مدت ۲۶ روز در جنوب غربى اهواز انجام گرفت يكى از درخشانترين كارنامه هاى عملياتى نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران عليه ارتش عراق به شمار مى رود كه افزون بر پايان دادن به ۱۹ ماه اشغال نظامى قسمتى از حساسترين نقاط خوزستان، ضربه اى قاطع به نيروهاى عراقى و توان و ميل جنگجويى آنان وارد آورد. بى دليل نبود كه بيست روز پس از پايان اين عمليات ، صدام حسين تحت تأثير ضربه كمرشكنى كه اين شكست برارتش وى وارد كرده و همچنين به جهت بيم از آسيب پذيرى بيشتر در مقابل تهاجمات گسترده تر نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران، در پوشش شعار صلح طلبى و لزوم آمادگى براى نبرد با اسرائيل به مناسبت اشغال جنوب لبنان در آستانه تشكيل كنفرانس سران كشورهاى غيرمتعهد ، به صورت يك طرفه اعلام آتش بس داد و دست به عقب نشينى عمومى از ساير مناطق اشغالى زد و شكست خفت بار خود و بويژه از دست دادن خرمشهر را ، يك عقب نشينى تاكتيكى عنوان كرد. جالب اينجاست كه صدام پس از بازپس گيرى خرمشهر از شدت ناراحتى بسيارى از افسران و فرماندهان عالى رتبه ارتش عراق را اعدام يا مجازات كرد.
اجراى عمليات بيت المقدس با مساحت ۶هزار كيلومترمربع، از نظر وسعت در طول جنگ تحميلى نظير نداشت. همچنين گذراندن ۲۶ روز عملياتى زير حملات مكرر و پاتك هاى سنگين و متعدد دشمن درمراحل مختلف و دفع دليرانه آنها،نشاندهنده قصد قطعى و اراده استوار براى كسب پيروزى و تأمين هدف ها و بويژه آزادسازى خرمشهر بود.
از نكات برجسته و استثنايى عمليات، طرح ريزى و اجراى عمليات عبور از رودخانه كارون بود كه يكى از مشكل ترين و پيچيده ترين عمليات رزمى است چرا كه چه از نظر طرح ريزى، چه از نظر اجرا و چه از نظر نياز به تداركات ويژگى هاى خاصى داشت. بويژه آنكه عبور از رودخانه در مقياس وسيع حدود ۵ لشگر و با وجود محدوديت ها و كمبود تجهيزات متداول درارتش هاى جهان مشكل مى نمود. به هرحال در سايه عزم راسخ فرزندان غيور اين آب و خاك عمليات بيت المقدس با موفقيت به انجام رسيد.
دراين عمليات بزرگ افزون بر انهدام و به غنيمت گرفته شدن انواع ادوات جنگى، حدود ۱۹ هزارنفر از نيروهاى عراقى به اسارت درآمدند و بيش از ۱۶ هزارنفر كشته و زخمى شدند و دست كم دو لشكر پياده و زرهى عراق منهدم شد.
نيروى هوايى ارتش در حماسه بازپس گيرى خرمشهر
بى شك يكى از بزرگترين افتخارات نيروى هوايى ارتش مربوط به عمليات بازپس گيرى خرمشهر مى شود. نيروى هوايى به منظور تسريع در هماهنگى هاى موردنياز و پشتيبانى هوايى از عمليات ها، ستاد ويژه عمليات جنوب را در دزفول تشكيل داد. اين نيرو براى پشتيبانى هوايى از عمليات بيت المقدس طرح شبح ۳را تهيه كرد كه براساس آن براى عمليات هاى آفندى ۲۰ سورتى و براى وضعيت هاى پدافندى ۸ سورتى پرواز پشتيبانى نزديك هوايى پيش بينى شده بود. (هربار برخاستن و نشستن هواپيما يا بالگرد را سورتى گويند).
دوهفته پيش از آغاز عمليات، نيروى هوايى فعاليت هاى شناسايى و عكسبردارى از منطقه را شروع و تا ده روز پس از پايان عمليات و آزادسازى خرمشهر ادامه داد.
خلبانان شجاع و كاركنان فنى و عملياتى و ستادى نيروى هوايى با ۸۹۰ سورتى پوشش هوايى، ۸۷ سورتى پشتيبانى نزديك هوايى و ۲۲ سورتى عكاسى و ۸۴۷ سورتى ترابرى هوايى و حمل صدها نفر مجروح و با مصرف حدود ۴۸ هزار پوند مهمات در پيروزى رزمندگان طى عمليات، نقش ارزنده اى ايفا كردند. همچنين سيستم پدافند موشكى اين نيرو به همراه ساير يگان هاى پدافند هوايى حدود ۶۰ فروند از هواپيماهاى عراقى را سرنگون كردند.
توپخانه صحرايى
عمليات قرارگاههاى سه گانه با آتش ۳ توپخانه لشكرى و ۲ گروه توپخانه كه شامل ۲۹ گردان توپخانه صحرايى با كاليبرهاى مختلف مى شدند پشتيبانى مى شد. اين تعداد گردان داراى دست كم ۵۰۰ قبضه توپ بودند كه همزمان برروى نيروهاى عراقى آتش مى گشودند. توپخانه نيروى زمينى ارتش به استثناى گردان هاى سبك ۱۰۵ ميليمترى، كم و بيش با كمبود مهمات مواجه بودند و باتوجه به ازدياد مصرف مهمات، جايگزينى سريع آن مشكل و در تدارك مهمات مصرفى محدوديت وجودداشت، بنابراين تلاش مى شد كه از مصرف بى رويه مهمات جلوگيرى به عمل آيد.
با اين حال با وجود محدوديت نسبى مهمات و نيازمندى هاى تعميراتى، به ويژه درجنگ افزارهاى پيشرفته اى مانند توپ هاى ۱۵۵ ، ۱۷۵ و ۲۰۳ ميليمترى خودكششى، يگان هاى توپخانه نيروى زمينى ارتش در اين عمليات نيز مانند هميشه كارايى و آمادگى رزمى خود را به نحو احسن نشان دادند.
هوانيروز
تيزپروازان هوانيروز با انجام ۳۱۵۲ ساعت پرواز و تخليه چندين هزار مجروح و جابه جايى ۷۰۰۰ نفر نيرو و با پشتيبانى آتش از يگان هاى رزمى و حمل آماد و انجام پروازهاى شناسايى در عمليات بازپس گيرى خرمشهر شركت كردند. دراين عمليات، هوانيروز افزون بر از دست دادن چندين فروند بالگرد چندين نفر از كاركنان خود را ازدست داد.
يگان هاى مهندسى
با توجه به وسعت منطقه نبرد و نياز به گذر از رودخانه كارون و استحكامات و موانع و مواضع پدافندى دشمن، اجراى عمليات بيت المقدس نياز به تهيه و تدارك وسايل سنگين مهندسى داشت تا از چنين عمليات گسترده اى به نحو مطلوب پشتيبانى به عمل آيد.
احداث جاده متناسب با پيشروى يگان ها و تعمير و نگهدارى از وسايل و تجهيزات مهمترين مسائل موجودبود.
برابر طرح مهندسى تهيه شده، از ماشين آلات سنگين راهسازى كه درحدود ۳۰۰ دستگاه بود، ۲۱۰ دستگاه در پشتيبانى قرارگاههاى فتح و نصر و ۹۰ دستگاه در پشتيبانى قرارگاه قدس قرارگرفت. تا آن زمان وسايل موجود براى گذر از رودخانه منحصر به هفت دستگاه پل شناور از نوع PMP و يك دستگاه پل M-۴-T-۶ بود. براى گذر نيروها از رودخانه كارون آن هم در وسعتى كه در نظر گرفته شده بود حداكثر امكان روانه كردن ۵ دستگاه پل شناور و قراردادن يك دستگاه در احتياط پيش بينى شده بود.
از آنجايى كه اين تعداد پل جوابگوى گذراندن نيرويى به استعداد ۵لشكر از رودخانه را نداشت و نيروها به تجهيزات بيشترى براى گذر از رودخانه نياز داشتند و همچنين با توجه به محدوديت زمانى براى خريد و تجهيز پل هاى بيشتر، نيروى دريايى ارتش ۳۰۰ دستگاه قايق هجومى و تعدادى غواص دراختيار قرارگاه كربلا قرارداد. البته سوار و پياده كردن نيروها از اين قايق ها نيازمند به تمرين و آموزش داشت كه اين كار بى درنگ و با سرعت آغاز شد.
همچنين پل هاى شناور PMP نياز به تعميرات فراوان و بويژه جوشكارى داشت كه اين كار به وسيله تعميركاران ايثارگر جهادسازندگى و با صرف تلاش فراوان در مدت زمان كوتاهى انجام شد.
همچنين براى گذر يگان ها از كارون و استقرار پل هاى شناور ۵ محل شناسايى و انتخاب گرديد كه به نام شهيدان بهشتى، رجايى، فلاحى، نامجو و كلاهدوز نامگذارى شدند. از مناطق مذكور، ۳ محل به قرارگاه فتح و دو محل به قرارگاه نصر اختصاص داده شد.
برابر طرح تهيه شده براى گذر از رودخانه، محل نصب پل ها به گونه اى انتخاب شد كه ضمن داشتن تأمين كافى دربرابر بمباران هاى هوايى و آتش توپخانه دشمن و تسهيل گذر يگان ها، موجب غافلگيرشدن نيروهاى عراقى شود. زيرا مكان هاى غيرمتعارف و عريض تر رودخانه براى نصب انتخاب شد.
پشتيبانى خدمات رزمى
دراين عمليات نيز مانند ساير عمليات هاى مشترك ارتش و سپاه، امور لجستيكى يا پشتيبانى خدمات رزمى برخلاف پشتيبانى هاى رزمى حالت اشتراك را نداشت و دراين زمينه هريك از اين دو نيرو تقريباً به طور مستقل عمل نمودند و تابع مقدورات، سازمان ها، ضوابط و روش هاى خاص لجستيكى خود بودند.
لازم به ذكر است كه كمك هاى مردمى، جهادسازندگى، امكانات و مقدورات سازمان ها و نهادها و ارگان هاى دولتى در پشتيبانى نيروهاى رزمى بسيار مؤثر بود. همچنين هوانيروز و ترابرى نيروى هوايى ارتش در انتقال مجروحان به پشت جبهه و بيمارستانهاى شهرهاى مختلف كشور بسيار چشمگير بود.
بررسى وضعيت نيروهاى عراقى و ايرانى در منطقه عملياتى بيت المقدس
يگان هاى متجاوز ارتش عراق در منطقه عملياتى بيت المقدس عمدتاً شامل لشكرهاى ۶ و ۹ و ۳ و زرهى، ۵ مكانيزه، ۱۱ و ۱۵ پياده و تعدادى تيپ زرهى، مكانيزه و پياده مستقل يا مأمور از لشگرهاى ديگر و همچنين يگان هاى ارتش خلق (جيش الشعبى) بود كه اين واحدهاى نظامى مناطق زير را پوشش داده بودند:
از جنوب رودخانه نيسان، غرب هويزه و جفير،
جنوب كرخه كور، جنوب غربى اهواز، (از هويژه تا مناطق جنوب پادگان حميد)،
جفير،غرب كارون (منطقه عمومى خرمشهر - شلمچه)
غرب جاده اهواز خرمشهر (از مناطق جنوبى جفير تا شمال شلمچه) و كرانه جنوبى اروند از فاو تا جنوب بصره.
روش دفاعى دشمن عبارت بود از اتكا به مانع عمده رودخانه كارون در جنوب و شرق كه با استفاده از يك خاكريز بسيار مستحكم كاملاً چسبيده به كناره رودخانه و احداث خاكريزهاى متعدد بلند و تقويت شده در زمين هاى باز شمال و غرب اين شهر تقويت شده بود و مين گذارى هاى گسترده درون محوطه هاى تسطيح شده و سنگربندى درون خيابانها و ساختمانهاى باقى مانده و ايجاد خاكريز در داخل شهر، آن را به صورتى دورادور و در رده هاى متعدد به گونه اى سازمان داده بود كه تسخير شهر را امرى غيرممكن و يا حداقل بسيار دشوار و خونين جلوه گر مى ساخت.
در خارج از محدوده شهرى، در شرق و شمال آن و تا مسافتى نزديك ۱۰ كيلومتر، خاكريزهاى متعدد شمالى - جنوبى و شرقى - غربى براى جلوگيرى از نزديك شدن نيروهاى تك ور به سمت خرمشهر ايجاد كرده و موانع ضد هوابرد و ضد هلى برن را عليه فرود احتمالى نيروهاى چترباز و هلى برن نيروهاى ايرانى در مناطق اطراف شهر كه امكان اجراى چنين عملياتى را داشت سازمان داده بود.
ارتش عراق همچنين در اين منطقه و در امتداد خط مرز بين المللى، خاكريز بلندى احداث كرده و قادر بود با بازكردن سدهاى موجود روى رودخانه هاى دجله و فرات و ازدياد حجم آب شط العرب و استفاده از كانال هاى مصنوعى موجود، چه در شرق بصره و چه در جنوب هورالعظيم در مناطق مختلف و بسيار وسيعى از شرق بصره، ايجاد آب گرفتگى كرده و پدافند از بصره را به اين روش آسان و در مقابل فضاى مانورى معابر و مسيرهاى پيشروى نيروهاى ايرانى را در شرق بصره محدود يا مسدود كند.
يگان هاى ارتش جمهورى اسلامى ايران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامى با بهره گيرى از تجربيات عمليات هاى ثامن الائمه، طريق القدس و فتح المبين، همراه يكديگر در عمليات آزادسازى خرمشهر شركت نمودند و ادغام اين نيروها سبب افزايش توان رزمى آنها شد وسرانجام حماسه بازپس گيرى خرمشهر را رقم زد.
يگان هاى ارتش و سپاه و نيروهاى بسيج مردمى در سه قرارگاه مشترك با فرماندهى مشترك ساماندهى شدند:
قرارگاه قدس،
قرارگاه فتح و
قرارگاه نصر
ارتش جمهورى اسلامى ايران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامى نيرويى به استعداد ۱۹۵ گردان را در عمليات بازپس گيرى خرمشهر وارد عمل كردند كه از اين تعداد ۶۱ گردان مربوط به نيروى زمينى ارتش و ۱۳۴ گردان متعلق به سپاه پاسداران و نيروهاى بسيج بود و بدين ترتيب يك توان رزمى نسبى ۲ به ۱ به وجود آمد.
راهكار انتخاب شده به وسيله قواى مسلح جمهورى اسلامى كه نه تنها براى فرماندهى نظامى عراق، بلكه براى بسيارى از كارشناسان نظامى غيرقابل پيش بينى بود عبارت بود از:
«تك به دشمن با گذر از رودخانه كارون و تأمين سرپل و استقرار نيروى كافى در غرب رودخانه و ادامه بى درنگ عمليات به منظور نابودسازى دشمن و آزادسازى خرمشهر و ساير مناطق اشغالى غرب كارون»
بدين ترتيب طى تصميم اتخاذ شده عبور از رودخانه برعهده دو قرارگاه فتح و نصر (تلاش اصلى) و درگير نگه داشتن دشمن در ساحل جنوبى كرخه كور و نيسان با قرارگاه قدس (تلاش پشتيبانى) گذارده شد. خلاصه عمليات بدين ترتيب بود كه قرارگاههاى نصر وفتح پس از عبور از كارون و تأمين سرپل، به سمت خط مرز پيشروى كرده و پس از رسيدن به مرز در داخل مناطق محوله خود، تك را به سمت بصره تا كرانه رودخانه اروند ادامه مى دهند و قرارگاه قدس، با درگير نگاه داشتن دشمن، مانع از اين خواهد شد كه دشمن از اين منطقه برداشت نيرو كرده و عليه تلاش اصلى وارد عمل كند.
نتايج كوبنده عمليات بيت المقدس به همراه ضايعات و خساراتى كه طى نبردهاى ثامن الائمه، طريق التقدس و فتح المبين به عراق وارده شده بود موجب گرديد تا توانمندى ارتش عراق به شدت كاهش يابد و او را از حالت آفندى به حالت پدافندى درآورد. آثار عمليات بازپس گيرى خرمشهر در كاهش توان رزمى ارتش عراق به حدى بود كه متجاوز از ادامه اشغال برخى مناطق خوددارى كرد و از ترس انهدام كامل نيروهايش، آنان را به خط مرز عقب كشيد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |