|
|
|
عمليات شيخ فضل الله نورى
|
|
|
تاريخ عمليات: ۲۵ ارديبهشت ماه سال ۱۳۶۰ منطقه عملياتى: شمال آبادان ميزان پيشروى: ۲ كيلومتر خسارات و تلفات وارده به دشمن: ۱۰۰ نفر كشته، ۷۰ نفر اسير، ۱۵ دستگاه تانك ونفربرمنهدم يا به غنيمت گرفته شده. طرح اين عمليات با همكارى برادران سپاه، ارتش و جهاد براى به تصرف درآوردن تپه هاى ديده بانى «مدن» كه در مقابل رودخانه بهمن شير (نهر مدن) قرار داشت تهيه شد. زيرا دشمن توسط گروهان هاى كماندويى خود از اين تپه ها نه تنها براى ديدبانى استفاده مى كرد، بلكه توانسته بود راه تداركاتى نيروهاى ما را به صورت شبانه روزى قطع و ناامن كند قبل از اينكه عمليات به طور رسمى شروع شود برادران جهاد سازندگى با انجام يك سرى فعاليت هاى مهندسى، زمينه را براى انجام عمليات نهايى آماده كردند. احداث ۳ كيلومتر خاكريز براى محاسبه هاى تپه هاى مدن و ساخت ۱ دهنه پل بشكه اى برروى رودخانه بهمن شير تداركات مورد نياز واحدهاى عمل كننده، ۵۰۰ متر جاده در سمت شمال آبادان، ۲ كيلومتر جاده در شرق بهمن شير كه با امكانات و تجهيزات ناچيزى آماده شد، از جمله آن فعاليتها است. سرانجام پس از تكميل فعاليت هاى فوق الذكر، عمليات در تاريخ ۲۵ ارديبهشت ،۱۳۶۰ ساعت ۹ شب به فرماندهى شهيد رضا مؤذنى آغاز شد. در اين عمليات نيروهاى سپاه و ارتش به طور هماهنگ و در كنار يكديگر عمل مى كردند و قرار براين بود كه به محض تصرف نخستين تپه، فرياد «الله اكبر» به عنوان رمز پيروزى بلند شود تا برادران سنگرساز بى سنگر جهادسازندگى را وارد صحنه كارزار كنند. حدود نيم ساعت پس از آغاز عمليات، صداى نخستين تكبير به عنوان فتح نخستين تپه بلند شد و اين سبب شد تا جهادگران عمليات خود را آغاز كنند. آنان توانستند تا ساعت ۴:۳۰ صبح زير رگبار و آتش دشمن، ۴ كيلومتر خاكريز را با ارتفاع ۳ متر بسازند و به خاكريزهاى نيروهاى خودى وصل كنند. رأس ساعت ۵ صبح دشمن با ۵۰ دستگاه تانك و نفربر ضد حمله خود را شروع كرد و بسرعت به طرف تپه ها حركت كرد؛ ولى ناگهان در روبه روى خود ديوار خاكى جديدى مشاهده كرد و مجبور به توقف شد. رزمندگان اسلام كه آر پى جى به دست در پشت خاكريز كمين كرده و آماده مقابله با ضدحمله دشمن بودند، از فاصله ۱۰ مترى تعدادى از تانك هاى دشمن را منهدم ساختند و بقيه نيروهاى مهاجم را هم مجبور به فرار كردند. به اين ترتيب، دشمن به علت از دست دادن تپه هاى ديده بانى مدن بالاجبار به جاده ماهشهر - آبادان عقب نشينى كرد. لازم به يادآورى است كه برادران جهاد سازندگى علاوه بر شركت مستقيم در عمليات چه از نظر رزمى، چه مهندسى، تداركات عمليات، مانند مهمات رسانى و آبرسانى را نيز برعهده داشتند و همچنين پس از عمليات بلافاصله سنگرسازان بى سنگر توانستند خاكريز جديدى را كه ساخته بودند با ۳ راه مختلف خاكى به جاده شنى متصل كنند و با ساخت ۲ خاكريز ديگر در پشت خاكريز اصلى ميزان حجم آتش دشمن را بر روى رزمندگان كم كنند.
فتح المبين؛ جهادى ديگر
پس از عمليات پيروزمندانه طريق القدس و آزادسازى شهر تاريخى بستان، فرماندهان رزمى و مهندسان جنگ تجربيات گرانبهايى كسب كردند. و تصميم بر اين شد تا عمليات بعدى در غرب دزفول انجام شود. بدين ترتيب، عمليات فتح المبين آغاز شد. در اين نبرد گسترده ستادهاى پشتيبانى و مهندسى رزمى جنگ جهاد سازندگى استان هاى فارس، اصفهان، بوشهر، تهران، خوزستان، خراسان، سمنان، نجف آباد، يزد و لرستان با يارى پنج هزار و ۵۴۵ نفر از جهادگران غيرتمند و ايثارگر توانستند فعاليت هاى بسيار گسترده و معجزه آسايى در روند اين عمليات انجام دهند. نقش اساسى و تعيين كننده اى در به دست آوردن پيروزى هاى آنان داشت. واحدهاى مهندسى به علت نداشتن زمان مناسب و كافى توانستند با برنامه ريزى و اجراى طرح هاى گسترده و بيشترى خدمات را به نيروهاى رزمنده برسانند. مسؤوليت مهندسى رزمى نيز در اين هجوم طى نامه اى كتبى به طور رسمى به ستاد پشتيبانى و مهندسى جنگ جهاد سازندگى واگذار شده بود. همانگونه كه اشاره شد، در اين عمليات تعداد ۱۰ ستاد نيروى مهندسى رزمى جهاد سازندگى فعاليت داشتند كه هر كدام با استعداد يك لشكر رزمى، وارد عمل شده بودند. دشمن در غرب رودخانه كرخه، با احداث كانال ها و ميدان هاى متعدد مين و استحكامات دفاعى، خود را براى مقابله با هرگونه عمليات از جانب سپاهيان اسلام آماده ساخته بود. در دو جناح راست و چپ نيروهاى دشمن نيز سلسله ارتفاعاتى بود كه از سوى شرق و غرب تا ارتفاعات «پاعلم»، «دال پرى» و «تى شكن» امتداد داشت. دشمن، به سبب وجود تپه ها و دره هاى صخره اى مرتفع بخصوص در منطقه «دال پرى» اجازه هيچ گونه تهاجمى را به نيروهاى ايرانى نمى داد؛ و مراكز فرماندهى و يگان هاى نظامى خود را در «عين خوش» مستقر ساخته بود. در جناح جنوبى نيز نيروهاى دشمن متكى به ارتفاعات «ميش داغ» و تپه هاى رملى پشت آن بودند؛ به همين سبب، هرگونه عمليات نفوذى از اين محور براى نيروهاى ما ناممكن شده بود. جهاد سازندگى از ابتداى تجاوز ارتش بعث عراق، به خاك ميهن اسلامى، تمام نيروهاى خود را براى پشتيبانى از نيروهاى مسلح بسيج ساخته بود و به مرور زمان با كسب تجارب مفيد دوشادوش برادران رزمنده خود براى بيرون راندن مزدوران تجاوزگر تلاش مى كرد. جبهه هاى جنوب كشور براى پشتيبانى همه جانبه از سپاهان اسلام، بويژه به منظور انجام عمليات مهندسى به پنج منطقه تقسيم شد و در هر منطقه، ستاد پشتيبانى و مهندسى جنگ يكى از استان هاى كشور، مستقر گرديد. هر ستاد وظيفه داشت كه امور مربوط به مهندسى جبهه، فعاليت هاى فرهنگى، عمرانى، امدادى و درمانى مورد نياز جبهه ها را انجام دهد. در عمليات فتح المبين جهاد سازندگى توانست شبكه عظيم راه سازى به طول بيش از ۲۰۰ كيلومتر از «پاعلم»، «دال پرى» و «تى شكن» در دل ارتفاعات ميان دره ها و رودها احداث كند. هم چنين بيش از ۷۰ دهنه پل بسازد. از طرفى نيز اين شبكه عظيم راه سازى، امكان ترابرى و نفوذ نيروهاى اسلام را به پشت خطوط مقدم دشمن و بلندى هاى مشرف به مركز فرماندهى آنان، ممكن مى ساخت و باعث مى شد كه نيروهاى دشمن نتوانند تردد كنند و اطلاعات نظامى را رد و بدل سازند. يكى از مهم ترين جاده هاى احداث شده توسط جهاد سازندگى نجف آباد، در منطقه عملياتى فتح المبين، جاده بود كه از منطقه «دال پرى» آبدانان (استان ايلام) تا نزديكى چاهه هاى نفت ادامه داشت. طول اين جاده ۳۰ كيلومتر بود و به صورت مخفيانه براى فراهم كردن مقدمات عمليات فتح المبين در مدت ۳ ماه با تلاش و كوشش ۵۰۰ تن از جهادگران ايثارگر ساخته شد و نقش ارزشمندى در عمليات داشت. جهادگران در اين عمليات توانستند در مدت زمان كمتر از يك ماه جاده مهم ديگرى را هم بسازند كه با آن مى توانستند به پشت نيروها و خطوط مقدم دشمن راه پيدا كنند. اين جاده ۲۰ كيلومتر طول داشت و در شرايط بسيار دشوارى ساخته شد به طورى كه مسير آن از دل كوه ها و ارتفاعات پوشيده از سنگ (منطقه ميش داغ) مى گذشت. همچنين براى ايجاد ارتباط بين نيروهاى خودى كه در جبهه خودى كه از دال پرى و دشت عباس تا محور كرخه تا شوش جاده هاى ديگرى توسط ستادهاى مهندسى - رزمى جنگ جهاد كشيده شد. جاده هاى عاشورا، نجف، كربلا و... جهادگران توانستند با پيشروى نيروهاى رزمى در آن عمليات، در مناطق تازه آزاد شده ۴۹۲ كيلومتر خاكريز بسازند. بيان اين اقدامات، تنها گوشه هايى از تلاش هاى جهادگران پرتوان در عمليات فتح المبين است. قسمت اعظم اين عملكردها به پيش از عمليات مربوط مى شود. بسيارى از اين خاكريزها در تاريكى شب و زير آتش دشمن ساخته شد و رزمندگان در حين عمليات در پناه آنها مستقر شدند. علاوه بر عملكرد مهندسى - رزمى، جهادگران در امر تداركات، پشتيبانى، امدادرسانى، بهدارى و... نيز فعاليت مى كردند. آنها در زمينه نقل و انتقالات نيروهاى رزمى و مهمات و تداركات موردنياز رزمندگان و جابه جايى اسرا، مجروحان و شهيدان به پشت جبهه نيز فعاليت مى كردند. فضاى جبهه ها به گونه اى بود كه امكان تربيت و فرهنگ سازى براى نيروهاى تازه رسيده محسوب مى شد كه يكى از اين نيروها حاج احمد فراتى بود كه خاطره اى را از قرارگاه هاى مهندسى - رزمى جهاد در عمليات فتح المبين ذكر مى كند: قبل از عمليات فتح المبين بود كه كار اعزامم درست شد و از جهاد برگه مأموريتم را گرفتم. قرار بود هر طور كه شده خودم را به پادگان حميديه برسانم. تا اهواز را با قطار رفتم و از اهواز به بعد هم ماشينى گير آوردم و بالاخره رسيدم. دلم گرفته بود. حسابى احساس «غريبى» مى كردم. فكر مى كردم يك ماهى بگذرد تا بتوانم با افراد آشنا بشوم. ولى همه حسابهايم غلط از آب در آمد؛ چون در لحظه ورود بچه هاى جهاد چنان با محبت با من برخورد كردند كه انگار صد سال است مرا مى شناسند. كمى كه از رسيدنم گذشت سراغ مسؤول را گرفتم. مسؤول جهاد برادر حسن بيگى بود كه گفتند چون امشب عمليات داريم براى هماهنگى رفته است. فكر مى كردم براى ديدن حسن بيگى بايد كلى در نوبت بمانم اما باز هم تصورات من غلط از آب درآمد چون هنگامى كه ديدمش، چنان با من ساده برخورد كرد كه فكر كردم يكى از بچه هاى جهاد است. وقتى برگه مأموريتم را نشانش دادم قرار شد من راننده وانت تويوتا بشوم و نيروها را حمل كنم. در تمام طول جبهه دوستى و محبت خاصى حاكم بود. رده بالا و پايين، نيروى ساده و مسؤول در كنار هم سر يك سفره مى نشستند. با هم از يك غذا مى خوردند ولى بين بچه هاى جهاد، غذا خوردن لذت خاصى داشت. هيچ كس آنجا بيكار نبود. بارها ديده بودم كه چه طور فلان مسؤول پابه پاى ما كار مى كند. در آنجا صحبت ساعت كار و شيفت نبود و وقتى احياناً خواب مى مانديم بيدارمان نمى كردند. شهيد محمدتقى رضوى، معروف به سيد جبهه ها يكى از آن چهره هاى برجسته جهاد بود كه حضور فعال وى در طى عمليات هاى متفاوت به چشم مى خورد. حضورش در جبهه باعث تغيير روند عمليات ها مى شد. عمليات فتح المبين آغاز فعاليت وى بود ولى به خاطر استعدادهاى ذاتى خويش نقش ارزنده اى از خود در اين عمليات بر جاى گذارد. در عمليات فتح المبين تيم قوى مهندسى جهاد به سرپرستى محمدتقى رضوى توانست با وجود موانع و مشكلات بسيار، نزديك به ۲۰۰ كيلومتر در منطقه عشق آباد جاده بسازد و با شكافتن تيپ هاى «زليجان» نيروهاى رزمى به توپخانه دشمن دست پيدا كنند. اين همه مسير نبود مگر با اراده و عزم آهنين شهيد رضوى و ديگر همرزمانش كه با توكل به خداى سبحان زحمات فراوانى را متحمل شدند و شاهد پيروزى را در آغوش گرفتند. در مسير عشق آباد به خاطر وجود كوه هاى تپه چشمه كه دشمن با دلگرمى به آنها، فكر نفوذ نيروهاى حزب الله را نمى كرد، تيم مهندسى جنگ جهاد براى عبور از آن مكان دل به اراده محمدتقى رضوى سپرده بود. آنان توانستند با كمك خداوند و مجاهدت هاى وى از آن جاده عبور كنند و در بزرگترين سايت هوايى منطقه مستقر شوند. شهيد رضوى در كنار سايت پيام بود كه جمعبندى تمام عمليات فتح المبين را از سوى رهبرش شنيد و گفت: «خدايا تو را شكر كه اين بنده گناهكارت در عملياتى شركت داشت كه فتح الفتوح بود». شهيد رضوى عمليات به عمليات پيش رفت و نقطه به نقطه جبهه هاى جنگ را در نورديد. پدرش كه همچون كوهى استوار از رانندگى آمبولانس هاى حمل مجروحان حضورش را در جبهه آغاز كرده بود و تا پايان راه از هيچ تلاشى فروگذار نكرد نيز در اين راه لحظه اى او را تنها نگذاشت.
|
|
|
|
|