|
گفت و گو با هوگو چاوز رئيس جمهور ونزوئلا
پاسخ به يك تهديد
|
|
|
«هوگو چاوز» رئيس جمهورى ونزوئلا، در اولين مصاحبه اش با رسانه هاى گروهى آمريكا از زمانى كه كشيش «پت رابرتسون» خواهان قتل او شد، به «تد كاپل» در بخش خبرى «اى.بى.سى» (ABC NEWS)، گفت كه او در مورد نقشه ايالات متحده براى حمله به ونزوئلا مداركى در دست دارد. آنچه در ذيل مى آيد متن اين مصاحبه است كه در نيويورك انجام شد. كمى از خود براى من بگوييد، زيرا بيشتر آمريكاييان چيز زيادى درباره شمانمى دانند. كمى درباره خودتان، جوانى تان و وقتى كه مرد جوانى بوديد، بگوييد. خوش آمديد و سلام به همه مردمى كه الآن اين برنامه را نگاه مى كنند و آنهايى كه به آن گوش مى دهند. من فرزند دهقانى از سرزمين هاى جنوب ونزوئلا بودم، از خانواده اى بسيار فقير. من در يك خانه چوبى (از چوب خرما) با كف خاكى بزرگ شدم. بعدها، ما، من و برادرهايم، شانس آورديم و توانستيم تحصيل كنيم. پدر و مادر من هر دو آموزگار بودند. آنها همواره بر اهميت تحصيل به ما تأكيد مى كردند. اما، در شهر ما از هر صد كودك، ۹۹نفر امكان تحصيل نداشتند. در آنجا فقر بود و دهقانان فقيرتر از همه. بعدها، ورزشكار جوانى شدم. به دوستى از سانفرانسيسكو مى گفتم كه بزرگترين آرزويم اين است كه يكى از قهرمانان بيس بال «غولهاى سانفرانسيسكو» بشوم. خيلى بيس بال بازى مى كردم و به آن عشق مى ورزيدم. نقاشى مى كردم و دلم مى خواست نقاش بشوم. آواز مى خواندم. هنوز هم گاهى مى خوانم. هنوز هم گاهى نقاشى مى كنم و هنوز كمى بيس بال بازى مى كنم. بعدها، در ۱۶سالگى سرباز شدم. سرباز شدم، نه براى اينكه از ابتدا استعدادنظامى داشتم، بلكه به اين خاطر كه به جز بيس بال، سربازى تنها راهى بود كه يك جوان، فرزندى از طبقه فقير مى توانست به مركز كشور راه يابد. اما به ارتش علاقه مند شدم. يك سرباز وطن پرست شدم و اين دقيقاً آن چيزى است كه الآن هستم: يك سرباز وطن پرست. من خوانده ام كه شما بعدها كشف كرديد كه پدربزرگ يا پدر پدربزرگ شما يك چريك بوده است. درست است؟ اين به خيلى قبل، يعنى يكصدسال پيش برمى گردد. بله، او پدر بزرگ من بود.اما نكته اينجاست كه وقتى من كودك بودم، داستانهاى زيادى از مادربزرگ و مادر مادربزرگم مى شنيدم. شما با داستانهاى مادربزرگها آشناييد. وقتى بچه بودم، شنيدم كه پدر بزرگ قاتلى داشتم و اين در ذهن من ماند.ولى بعدها، وقتى كه مرد بزرگى شدم و تاريخ سرزمين پدرى ام را مطالعه كردم، تاريخى كه از قرن بيستم شروع مى شود، به اين حقيقت دست يافتم كه او قاتل نبود، بلكه يك چريك بود. او از آخرين كسانى بود كه همچنان ركاب مى زد. اين در زمان «پانچو ويلا» بود. اين، زمان «اميليانوزاپاتا» بود. زمان «سن دينو» بود. او يكى از آن آخرين سواركارانى بود كه با امپرياليسم سرشاخ شد. پدر پدربزرگ من يكى از آنها بود. من حقيقت را كشف كردم. شما مردى عاشق زبان و ادبيات هستيد. شما مردى هستيد آشنا با كلمات فراوان. اجازه دهيد شما را امتحان كنم. به من سه كلمه بگوييد كه بتواند شما را توصيف كند. يك «سرباز». كلمه «ميهن پرست» را هم اضافه مى كنم و بعد كلمه «انقلابى» را. يك انقلابى بايد عليه چيزى انقلاب كند. انقلاب شما عليه چيست؟ من سالهاست كه عليه زشتى، عليه بى عدالتى، عليه نابرابرى، عليه فساد، عليه استثمار انسان مبارزه مى كنم. يكى از بزرگترين شورشيانى كه واقعاً مورد ستايش من است، مسيح است. او يك شورشى بود. بالاخره او به صليب كشيده شد. او شورشى بزرگى بود. او عليه قدرت حاكم سركوبگر طغيان كرد. طغيان يعنى همين. يعنى طغيانى كه از عشق به انسان سرچشمه مى گيرد. در حقيقت، اين انگيزه واقعى است، انگيزه عشق، عشق به همه انسانها، به هر زن، هر كودك، هر مرد و هر برادر. من شما را يك برادر مى دانم. من شما را بالاتر يا پايين تر نمى بينم. فيلمبردار شما، عكاس شما، با شما برابر هستند. مردان و زنانى كه شما را تماشا مى كنند، آنها كه ما را تماشا مى كنند، همه برابر هستند. آنها برادران واقعى هستند. من به چيزى كه شما مى گوييد ارج مى گذارم، اما در ذهن من اين درك هست كه شما همان احساس و عشق من را نسبت به دولت ايالات متحده نداريد. بله. تفاوتهاى عميقى وجود دارد. تفاوتهاى عميق با اين دولت، بويژه از زمانى كه آقاى بوش به قدرت رسيده است، ما - ونزوئلا - هدف خصومت دائمى بوده ايم، عليه ما و عليه شخص من. هيچ احترامى براى حق حاكميت و رئيس دولت ونزوئلا قائل نبوده اند. از طرف ديگر، بايد خاطرنشان كنم كه ديشب، همينجا، من با گروهى از جمهوريخواهان و دموكراتها ديدار داشتم و فردا با گروهى ديگر ديدار خواهم داشت. «جسى جكسون» اخيراً در ونزوئلا بود و فردا او را خواهم ديد. امروز صبح «دنى گرور» را ديدم. ما دوستان خوبى هستيم. من به آنها گفتم و به همه مى گويم كه تفاوت زيادى با كلينتون وجود دارد. من با پرزيدنت كلينتون حداقل سه بار نشست داشتم، همانطورى كه الآن با شما نشسته ام. كوچكترين نشانه بى احترامى از هيچ طرف وجود نداشت. اما، اين دولت همه موازين دموكراسى و احترام متقابل را زير پا گذاشته است. كودتا عليه ونزوئلا در واشنگتن طراحى شد. دستور قتل من داده شد و اين دستور همين اخيراً داده شده است. كشيش پت رابرتسون، كه از نزديكان رئيس جمهور است، درخواست نابودى فيزيكى مرا كرد، يعنى خواستار قتل من شد. البته مسيح توصيه مى كند كه وقتى كسى يك سيلى به صورت تو زد، طرف ديگر صورت خود را در مقابل او بگير. هر دو طرف صورت ما سرخ و آبى شده براى اينكه ما بارها صورت خود را از اين طرف به آن طرف گردانده ايم. اما ما هرگز استقلال خود را تسليم نخواهيم كرد. در اينجا بايد بگويم كه ما مى خواهيم با مردم آمريكا، مستقل از دولت آنها، دوست باشيم. ممكن است كمى شوكه شويد، اما اين كلمات خود شماست. شما به پرزيدنت بوش اهانت كرديد. من خيلى چيزها درباره او گفته ام. نمى دانم كه واقعاً اين كلمه را استفاده كرده ام يا نه. ولى من واقعاً با او سخت بوده ام. در عين حال، من هميشه به مسائل با همان زبانى پاسخ مى دهم كه در مورد من به كار گرفته مى شود. من «يك خطر» خوانده شدم، «يك خطر براى قاره». در مورد من گفته شد كه به تروريست ها پناه مى دهم. گزارش هاى رسمى از طرف وزارت خارجه آمريكا منتشر شده است. وزير خارجه آمريكا به آمريكاى جنوبى رفته و در ملأعام گفته است كه من بايد منزوى شوم؛ كه من يك خطر هستم؛ كه من مى خواهم از نفت براى خرابكارى در نظم آمريكاى لاتين استفاده كنم و وزراى خارجه كشورهاى ديگر گفته اند كه من همدست قاچاقچيان موادمخدر هستم... اينها يك سرى از دروغ ها و برخوردهاى خصمانه است كه من بعضى اوقات به آنها پاسخ مى دهم و برخى مواقع هم صدايم بلند مى شود. ما منتظر علايم و نشانه ها مى شويم و به علايم و نشانه هايى كه از واشنگتن دريافت مى كنيم پاسخ مى دهيم. بنابراين شما هيچ علامت و نشانه اى دريافت نكرده ايد - اخيراً هيچ نشانه مثبتى دريافت نكرده ايد؟ علائم واقعاً خوب؟ نه. شما مى دانيد الآن تيم پزشكى من كجا هستند؟ در هواپيماى رياست جمهورى، ۲۰۰كيلومترى اينجا. دولت ايالات متحده در تخلف از قوانين آمريكا و معاهدات بين المللى، از ورود پزشكان من به نيويورك جلوگيرى كرد. رئيس ستاد ارتش من و گارد امنيتى من كجا هستند؟ در هواپيما. آنها دو روز است كه در هواپيما زندانى هستند و نمى توانند از آن خارج شوند. اينها نشانه هايى است كه ما دريافت مى كنيم. ديروز گزارشى را منتشر كرده اند كه مى گويد ونزوئلا در مبارزه عليه مواد مخدر همكارى نمى كند. اين كاملاً نادرست است ما امسال ركورد ضبط كوكائين در مبارزه عليه قاچاق موادمخدر را شكستيم. اينها خصومت هاى بى جايى هستندكه با ما مى شود و اينها علامت ها و نشانه هاى بدى است كه دريافت مى كنيم. يكى از رابطين من در محافل اطلاعاتى آمريكا به من گفته است كه شما به اعضاى القاعده و اعضاى گروههاى تروريستى ديگر اجازه مى دهيد كه در ونزوئلا فعاليت كنند. اين حقيقت ندارد؟ مطلقاً نادرست است. يكبار هم يك نفر همين را درباره بن لادن گفت. آيا هرگز كسى گفته كه بن لادن ممكن است در ونزوئلا باشد؟ تا آنجا كه اطلاع دارم، نه. شايد هم دروغ ها هنوز به آن حد نرسيده اند. اما اينها بخشى از دروغ هايى است كه پخش مى شوند. به هر حال، همه اينها مطلقاً نادرست است. اما اينها بخشى از مجموعه شايعات در اين زمينه هستند كه حتى قتل مرا توجيه مى كند... اخيراً پت رابرتسون و يك مأمور سابق سيا اضافه كرده اند كه تا به حال بايد مرا كشته باشند، براى اينكه من يك خطر هستم، چون بايد خطرها را از بين برد، بايد آنها را محو كرد، بايد آنها را كشت. اين گفته ها، هر تعرضى را عليه ما توجيه مى كنند. اين حرف احمقانه اى بود و پت رابرتسون هم بعداً قبول كرد كه حرف احمقانه اى بوده است و البته هيچ كس در دولت گفته او را تأييد نكرد. چرا شما حرفى را كه يك شهروند عادى مى زند و مى تواند احمقانه هم باشد، به دولت آمريكا نسبت مى دهيد؟ خب، به اين مسأله توجه كنيد. دولت ايالات متحده مى بايست واژه تروريست را كه رابرتسون به كار برد، رد مى كرد و هنوز هم بايد بكند. دولت ايالات متحده به قوانين ملى و بين المللى بى توجه است، چون خواستار قتل رئيس يك دولت شدن، طبق قوانين بين المللى، تروريسم است. بنابراين اين آقا، رابرتسون، بايد به وسيله دولت ايالات متحده بازداشت شود... (سكوت). بدين ترتيب به تروريستها پناه داده مى شود. اما اين فقط رابرتسون نيست. كانالهاى تلويزيونى كه در فلوريدا وجود دارند، آدمهاى مختلف، از جمله تروريست هاى ونزوئلايى كه در كودتا شركت داشتند و اكنون اينجا در ايالات متحده آزادانه زندگى مى كنند، درخواست مرگ مرا كرده اند و دولت اين كشور هيچ كارى نمى كند. بنابراين آنها دارند به تروريست ها پناه مى دهند، مستقل از اينكه رابرتسون (غيرقابل تشخيص در نوار صدا) از نظر شخصيتى است. اما اين مسأله اساسى نيست. مسأله اساسى اين است كه او در تلويزيون، در مقابل ميليونها انسان، قتل مرا توجيه مى كند. و بعداً مى گويد كه نه، منظورش كشتن من نبوده بلكه دزيدن من بوده است. اما همين هم تروريسم است. اگر كسى به سابقه شما نگاه كند به آسانى مى تواند به اين نتيجه برسد كه شما مى خواهيد ايالات متحده را زيرفشار بگذاريد.شما در گذشته از قطع نفت به ايالات متحده صحبت كرده ايد. شما توافق نامه جديد با چين امضا كرده ايد. شما از هند ديدار كرده ايد. اين احساس وجود دارد كه شما مى كوشيد آمريكا را به زانو درآوريد. بسيار دشوار است كه كسى يك امپراتورى را به زانو درآورد. قصد من اين نيست. اين كاملاً بى تناسب است. چيزى كه ما به راستى مى خواهيم انجام دهيم اين است هر دوى ما روى پاى خودمان بايستيم يا هر دوى ما بنشينيم. يا ، اگر ما زانو مى زنيم، هر دوى ما زانو بزنيم. اين مى شود دعا كردن - دعا كردن، همانطور كه ما مسيحى ها دعا مى كنيم. حال، به موضوع نفت بپردازيم. اجازه بدهيد روشن كنم، دلم مى خواهد اين را براى مردم ايالات متحده روشن كنم. مردم ايالات متحده بايد بدانند كه ما صاحب يك شركت بزرگ نفتى در خاك آمريكا هستيم كه داراى هشت پالايشگاه عمده است. اين شركت نزديك۱۰ ميليارد دلار ارزش دارد. ما يكى از بزرگترين سرمايه گذاران در آمريكاى لاتين هستيم. فكر مى كنم كه ايالات متحده بزرگترين سرمايه گذار در آمريكاى لاتين است. ما براى بيش از دو هزار آمريكايى و اعضاى خانواده شان كار و زندگى فراهم مى كنيم. ما به دولت ايالات متحده ماليات مى پردازيم. ما با شهردارى هاى زيادى در«هوتسون» همكارى داريم. نكته اى هم در مورد«كاترينا» تراژدى وحشتناكى كه آمريكا در آن زندگى مى كند. من از روز اول دستور دادم تا يك گروه - گروه هماهنگى براى حمايت از ارسال كمك - به يكى از جاهايى كه ما پالايشگاه داريم، فرستاده شود. ما كمك كرده ايم و حتى انسان ها را نجات داده ايم. در عمل، هيچ كس در ايالات متحده نمى داند كه ما ميليون ها دلار به دولت ايالتى لوييزيانا، به صليب سرخ لوييزيانا، كمك كرده ايم. ما در حال حاضر از بيش از پنج هزار قربانى كاترينا پرستارى مى كنيم و تصميم داريم براى مواردى سوخت مجانى و براى مواردى ديگر سوخت با تخفيف ، براى مناطق فقرنشين فراهم كنيم. با نيواورلئان و اطراف آن شروع مى كنيم. مردم ايالات متحده بايد اين را بدانند. تنها دفعه اى كه من گفتم، ما به آمريكا نفت نخواهيم داد، تهديد نبود. بلكه پاسخ به يك تهديد بود، تهديد اشغال ونزوئلا. ما مداركى به دست آورده ايم كه حاكى از يك كار از روى حماقت، يعنى حمله به ونزوئلا است. من گفتم در صورت چنين كارى ... اجازه بدهيد حرف شما را در اينجا قطع كنم. ... نفتى در كار نخواهد بود. شما مى گوييد كه نقشه حمله را كشف كرده ايد يا «اگر» نقشه اى كشف كنيد؟ من دارم به شما مى گويم من مداركى دارم كه نشان مى دهد نقشه هايى براى اشغال ونزوئلا وجوددارد. به علاوه، ما مداركى داريم كه نشان مى دهد قرار است چند بمب افكن در روز حمله بر فراز ونزوئلا پرواز كنند، چند رزمناو و چند ناو هواپيما بر اخيراً هم يك ناو هواپيما بر به «كوراكائو» رفت. اين يك دروغ است. آنها عمليات انجام دادند. آنها مانور دادند وهمه اينها مستند است. نام اين برنامه «بالبوا» است، كه در آن ونزوئلا به عنوان يك هدف در نظر گرفته شده است. و در برابر اين سناريو، من گفتم كه اگر اين اتفاق بيفتد. آمريكا بايد ۱/۵ ميليون بشكه نفت را فراموش كند، براى اينكه در هفت سالى كه من در قدرت بوده ام حتى يك روز نبوده است كه براى سرنگون كردن ما تلاش نشده باشد. سعى كردند مرا با كودتا سرنگون كنند سعى كردند با خرابكارى در نفت اين كار را بكنند... و همه اينها با حمايت واشنگتن انجام گرفت... آقاى رئيس جمهور، اگر اجازه بدهيد، شما مى گوييد كه سند اين نقشه را داريد. آيا مى توانيد آن مدارك را در دسترس من قرار دهيد؟ نمى توانم همه را بفرستم، اما مى توان اطمينان دهم كه بخشى از آنها را براى شما بفرستم. خواهش مى كنم. من مى توانم نقشه ها و همه چيز را براى شما بفرستم و شما مى توانيد آنها را به شهروندان آمريكايى نشان دهيد. چيزى كه من نمى توانم به خاطر حفظ منابع به شما بگويم.اين است كه ما آنها را چگونه از طريق ركن اطلاعات ارتش به دست آورده ايم. اما هيچ كس نمى تواند آنها را انكار كند، براى اينكه نقشه بالبوا (غيرقابل تشخيص در نوار) . ما طرح مقابله با نقشه بالبوا را تدارك مى بينيم. بايدگفت اگر دولت ايالات متحده سعى كند كه نقشه احمقانه به ما را عملى كند، با يك جنگ صدساله مواجه خواهد بود. ما آماده ايم. آنها قادر نخواهند بود ونزوئلا را كنترل كنند همانطور كه نتوانسته اند عراق را كنترل كنند. احساس من اين است كه جنبش مقاومتى در نقاط ديگر اين قاره به وجود خواهد آمد. نفت هم مى تواند به بشكه اى صد يا صد و بيست دلار برسد وبسيارى چيزيهاى ديگر. آيا علت اين را كه چرا مردم فكر مى كنند شما با دولت ايالات متحده دوست نيستيد، درك مى كنيد؟ در ميان دوستان نزديك شماكوبا، سوريه، ليبى هستند.اينها همه كشورهايى هستند كه ايالات متحده آنها را تروريست مى شناسد. خب كوبا بسيار فراتر از يك دوست است. مردم كوبا و رهبر آن «فيدل كاسترو» بسيار بيشتر از يك دوست هستند. ما در مبارزه اى همراه هستيم كه در برنامه هاى هر يك از دو كشور تعريف مى شود و در پيوندهاى تاريخى ما ريشه دارد. كوبا هدف حمله وتعرض ايالات متحده است و اين مسأله بيش از چهل سال است كه ادامه دارد.يك محاصره اقتصادى غير انسانى، يك محاصره غيرقابل توجيه. سازمان ملل از تكرار صدور بيانيه براى پايان بخشيدن به آن از سوى ايالات متحده ديگر خسته شده است. با اين وجود اين، محاصره بى جا ، غيرعادلانه ،محكوم و خودسرانه همچنان ادامه دارد. طرف مورد حمله كوباست. ما برادر كوبا هستيم. ما، همچنين دوست قذافى هستيم. ما بخشى از كشورهاى توليد كننده نفت هستيم. امروز صبح من با رئيس جمهور ايران ملاقات كردم. ما اعضاى اوپك هستيم. و همچنين، من به «لولا» بسيار نزديك هستم. من دوست بسيار خوب نخست وزير جامائيكا هستم. من با نمايندگان كنگره آمريكا كه ديشب به اينجا آمدند، بسيار نزديك هستم. «دلاهانت» از ماساچوست «برتون» يك جمهوريخواه، دوستان خوب من دوستان زيادى (غيرقابل تشخيص در نوار) دارم. شما نمى توانيد بگوييد - هيچكس نمى تواند بگويد - كه ونزوئلا كشورى است كه دست به تعرض عليه ايالات متحده مى زند يا دشمن ايالات متحده است، براى اينكه ونزوئلا روابط نزديكى با (غيرقابل تشخيص در نوار) در جهان دارد. ما روابط علنى با چين (غيرقابل تشخيص در نوار) داريم. با كلمبيا روابط بسيار خوبى داريم. ما روابط خوبى با همه داريم. تنهاكشور، تنها دولت روى زمين كه ما نمى توانيم با آن روابط خوب داشته باشيم، دولت آقاى بوش است. تنها نمونه (غيرقابل تشخيص در نوار) است. ما دوست پادشاه اسپانيا هستيم. به اصطلاح مردم ونزوئلا او آدم خوبى است. پادشاه مالزى (غيرقابل تشخيص درنوار) امير قطر برادر من است. من در سراسر دنيا دوستانى دارم، پادشاهان ، شاهزاده ها، رؤساى جمهور، نخست وزيران . واشنگتن تنها جايى است كه روابط تأثيرى ندارند. اگر ايالات متحده ونزوئلا را اشغال نكند، آيا مردم آمريكا مى توانند اميدوار باشند كه ونزوئلا به تأمين نفت به همان اندازه سابق ادامه خواهد داد؟ البته. اجازه بدهيد من چيزى فراتر از آن بگويم. اگرشما به من يك نقشه بدهيد، من به شما خيلى سريع و ساده نشان خواهم داد. بيشتر كمپانى هاى آمريكايى در ونزوئلا كار مى كنند. شورون تگزاكو، اكسان موبايل و... و آنها دارند نفت توليد مى كنند. بگذاريد بگويم كه من به طور مكرر با مديران، اعضاى هيأت مديره ورهبران آن ملاقات دارم. اخيراً مدير بين المللى شورون پيش من آمد واعلام كرد كه مى خواهد پنج ميليارد دلارديگر در ونزوئلا سرمايه گذارى كند.آنها به تازگى امتياز گاز شورون تگزاكو را به دست آوردند. شركتهاى آمريكايى دارند برنامه هاى خود را براى سرمايه گذارى بيشتر در نفت و گاز ونزوئلا توسعه مى دهند. بايد اين موضوع را بگويم كه شما يك سيلى به صورت ما مى زنيد و من تلاش مى كنم با كمك كردن به شما پاسخ دهم. براى من مهم نيست. ما اينكار را براى دولت شما نمى كنيم. ما اين را براى مردم ايالات متحده مى كنيم. من اينطور پاسخ مى دهم. ما هيچ نقشه اى براى تغيير برنامه تأمين نفت ايالات متحده نداريم. به علاوه مى گويم كه ونزوئلا بزرگترين و مهمترين ذخاير نفتى دنيا را دارد. آيا شما مى دانيد كه چقدر از ذخيره نفتى ايالات متحده باقى مانده است؟ به دشوارى حدود ۲۰ ميليارد بشكه ، با مصرف روزانه ۲۰ ميليون بشكه. ونزوئلا ۳۰۰ ميليارد بشكه ذخيره دارد. از نظر اهميت ، ما دومين ذخيره گاز را در اين قاره يا دنيا داريم. حالا ما مى توانيم اين نفت وگاز را با ايالات متحده و البته با كشورهاى كارائيب تقسيم كنيم. همينطور با چين، همينطور با هند، همينطور با آرژانتين و برزيل. چيزى كه من بايد تأكيد كنم. اين كه ما آماده ايم تأمين نفت ايالات متحده را براى ۱۵۰ سال آينده تضمين كنيم... آقاى رئيس جمهور، بااين نتيجه گيرى ، اجازه دهيد كه از شما تشكر كنم. شما وقت خود را بسيار سخاوتمندانه در اختيارما گذاشتيد و بسيار گفت وگوى لذت بخشى بود. از شما بسيار ممنونم. اجازه دهيد من هم از شما تشكر كنم. دلم مى خواهد به شما درود بفرستم و آرزو كنم كه بتوانيد به ونزوئلا بياييد . اجازه دهيد شما را دعوت كنم و اجازه دهيد به تمام مردم ايالات متحده درود بفرستم. ما مردم ايالات متحده را دوست داريم و خواست ما اين است كه دنيايى صلح آميز داشته باشيم. خداوند اين خواست را برآورده كند.
|