|
چرا فيلم هاى پر خرج درگيشه نمى فروشند
توهم بزرگ
|
|
|
سى سال پس از آنكه فيلم آرواره ها مفهوم جديدى براى فيلمهاى پرفروش در گيشه (Blockbusters) به وجود آورد، اين روزها شاهد مرگ اين دست فيلمها هستيم. آيا ذائقه تماشاگران عوض شده يا اينكه واقعيت هاى موجود جهان علاقه به فيلمهاى پرخرج را از بين برده و يا اصلاً اينكه تلويزيون ها اين روزها برنامه هاى بهترى دارند. بررسى اين نكته زمانى ضرورت بيشترى پيدا مى كند كه توجه كنيد يكى از تنها فيلمهاى موفق تابستان امسال مستندى درباره پنگوئن ها بود. اين فيلم كه توسط كارگردان فرانسوى لوك ژاكه با هزينه ۸ ميليون دلارى ساخته شد، داستان سفر ۷۰ مايلى پنگوئن ها است. اين فيلم كه تا به حال ۴۵ ميليون دلار فروخته پس از فارنهايت ۹/۱۱ پرفروش ترين فيلم مستند تمام دوران شد. اما همه مثل لوك ژاكه در اين تابستان خوشحال نبودند. والتر پاركز تهيه كننده فيلم ۱۲۰ ميليون دلارى جزيره به كارگردانى مايكل بى به شبكه اى بى سى گفت: من در ۲۵ سال فعاليت حرفه اى هيچ گاه تابستانى را به خاطر نمى آورم كه به اندازه امسال بى اعتمادى به فيلمهاى اكران شده در آن وجود داشته باشد. فيلم جزيره در هفته اول اكران خود فقط ۱۲ ميليون دلار فروش داشت. تلفات بعدى تابستان قسمت دوم فيلم تريپل ايكس بود كه فقط ۱۳ ميليون دلار در هفته اول فروخت و فيلم ملكوت آسمان رايدلى اسكات با هزينه ۱۳۰ ميليون دلار هم فقط ۱۹ ميليون دلار در اولين هفته اكران فروش كرد. درآمد استوديوها نيز به همين ترتيب كاهش يافت تا تابستان ۲۰۰۵ بدترين تابستان ۸ سال اخير باشد. رسانه ها ونشريات مختلف نيز عكس العملهاى متفاوتى به اين روند داشتند. لس آنجلس تايمز در پايان ماه جولاى در مقاله اى متذكر شد كه گيشه سينماها تنها تا حدى ضعيف شده است و روزنامه سالى ليك تريبون نوشت: صد سال است كه مردم به سينما مى روند ولى آيا صد سال بعدى هم وجود خواهد داشت. نشريه ال اى ويكلى نيز به روى جلد مجله تصويرى از قايق تايتانيك در حال غرق شدن و پسر بچه اى را به چاپ رساند كه در يك سالن خالى سينما خوابش برده بود و نوشت: پايان؟ چرا تعداد تماشاگران روبه كاهش است؟ آسوشيتدپرس نيز ستارگان سينما را مقصر دانست كه با حرفها و كارهاى خود فيلمهايشان را تحت تأثير قرار مى دهند و اين اشاره اى به درگيرى راسل كرودر هتل در زمان اكران فيلم آقاى سيندرلا بود. برخى ديگر نيز به تغييرات ايجاد شده توسط دى وى دى در بازار سينما و كاهش فاصله عرضه دى وى دى و اكران سينمايى اشاره داشتند كه در حال حاضر حدود ۳ تا ۴ ماه است و باعث مى شود تا تماشاگران بيشتر به دنبال تماشاى فيلمها در منازلشان باشند تا اينكه در اكران سينمايى آن را ببينند و از طرفى فيلمهاى پرخرج نيز فرصت كمترى براى جذب تماشاچى خواهند داشت. بيل مكانيك تهيه كننده فيلم ژانر وحشت آب تيره به كارگردانى والتر سالاس با بازى جنيفر كانلى مى گويد: همه مشغول انجام يك فرمول ثابت هستند و تمام انرژى خود را به روى اين فيلمهاى پرخرج مى گذارند در شرايطى كه نبايستى هميشه نوع خاصى از فيلمها را توليد كرد و نمى توان ۱۲ فيلم پرخرج در ظرف يك سال داشت چون ايده تازه براى تغذيه اين تعداد فيلم وجود ندارد و بودجه يكصد ميليون دلارى كه زمانى سقف آرزوى يك كارگردان بود اكنون به حداقل شرايط استاندارد در هاليوود بدل شده. و گرچه تعداد فيلمهاى پرخرج افزايش يافته، تعداد تماشاچى آنها ثابت است و همين قضيه سبب اين مى شود كه تعداد زيادى فيلم ۱۵۰ ميليون دلارى براى يك تعداد خاص از تماشاگران مبارزه كنند. رايدلى اسكات كارگردان باسابقه انگليسى هم كه فيلم ملكوت آسمان او با عدم استقبال در تابستان مواجه شد مى گويد: ما از ازدياد فيلمها ضربه خورديم. بازار فيلم با عرضه فراوان مواجه است ولى تقاضاى منطقى براى آنها وجود ندارد. از طرفى رؤساى استوديوها هم سفارش فيلمهاى بزرگترى مى دهند كه لزوماً فيلمهاى بهترى نيستند و من شخصاً بسيارى از آنها را نمى توانم تماشا كنم و قطعاً موفقيت فيلمى مثل رژه پنگوئن ها پس از مستندهاى ديگرى چون فارنهايت ۹/۱۱ يك ضرب شست قوى براى قهرمانان كتابهاى كميك و فيلمهاى آنهاست و در شرايطى كه اكثر استوديوهاى فيلمسازى فقط به دنبال رؤياهاى ديجيتالى هستند، عطش تماشاگران براى حقيقت بايد به شيوه اى ديگر رفع شود و به اين دليل است كه فيلم من موفق نمى شود اما پنگوئن ها همچنان رژه مى روند. تنها فيلمهاى موفق تابستان امسال به كارگردانانى تعلق دارد كه حدود ۳۰ سال پيش اين موج تازه را به وجود آوردند. فيلم جنگهاى ستاره اى ،۳ انتقام سيت از جورج لوكاس فروش ۳۷۸ ميليون دلارى داشت و جنگ دنياها از استيون اسپيلبرگ نيز ۲۲۸ ميليون دلار فروخت. هر دو فيلم داستان تيره اى داشتند و در جريان اصلى سينما چندان فيلمهاى قابل قبولى به نظر نمى رسيدند. استيون اسپيلبرگ در مورد اين شرايط تازه مى گويد: زمانه عوض شده، زمانى با فرود اولين هواپيماى نسل ۷۴۷ بويينگ در فرودگاه لس آنجلس همه تصور مى كردند كه پرواز در آسمان بزرگترين ماجراجويى زندگى آنها مى تواند باشد ولى اين روزها حتى كسى به اين هواپيماها نگاه هم نمى كند. اين قضيه در مورد فيلمهاى پرفروش هاليوودى نيز وجود دارد. اگر قرار مى شد كه هر سه سال يكبار يك فيلم پرخرج ساخته شود، شرايط بسيار بهترى بود تا اينكه اكنون هر سه هفته يك بار فيلم پرخرج اكران مى شود و هر كدام از استوديوهاى فيلمسازى وظيفه خود مى دانند كه چنين فيلمهايى را بسازند و به عنوان فيلمهايى كه بايد آنها را تماشا كرد، برايشان بازاريابى كنند. اين قضيه يك توهم بزرگ را براى تماشاچى، كارگردان و حتى خود مديران استوديوها به وجود مى آورد مبنى بر اينكه فيلم بسيار خوب است و مى تواند هزينه هايش را جبران كند ولى نه تنها نتيجه كار چنين نيست بلكه اگر به تماشاچى در جاى ديگرى قول نمايش اثرى داده شود كه تا به حال تجربه اش نكرده، آن را باور نكرده و به سينما نخواهد آمد. تا اواخر اگوست فقط سه فيلم فروش بالاى دويست ميليون دلار داشتند و اين فاجعه بزرگى براى استوديوها بود همان طور كه پيتر چرنين رئيس استوديو فاكس قرن بيستم گفت: اگر تمام گزارشات نشريات را باور كنيم. ما درگير يك فاجعه عظيم هستيم. هر ساله عادت كرده بوديم كه داستانهايى را در مطبوعات در مورد مرگ هاليوود و بيكار شدن عده اى را بخوانيم. اكثر اين داستانها غلو شده بودند ولى امسال به نظر مى رسد كه همه چيز حقيقت دارد. اما از نقطه نظر تاريخى، شرايط موجود امسال يك واقعيت تاريخى را به اثبات رساند كه تماشاگران سينما در دهه هاى اخير كاهش چشمگيرى داشته اند. در سال ۱۹۴۸ ، ۶۵ درصد جمعيت آمريكا به سينماها مى رفتند ولى در سال ۲۰۰۴ اين رقم به تنها ۱۰ درصد رسيده است. زمانى كه فيلم بر باد رفته در سال ۱۹۳۹ اكران شد، ۹۰ ميليون آمريكايى هر هفته به سينما مى رفتند و در سال ۱۹۴۷ فروش فيلمها در گيشه ۹۵ درصد درآمد يك استوديو سينمايى را تشكيل مى داد ولى اكنون اين مقدار به ۲۰ درصد رسيده است. تاريخچه هاليوود در دهه هاى اخير همواره مملو از منازعه و برخورد با انواع وسايل تفريحى خانگى بوده است. بيل مكانيك در اين زمينه مى افزايد: زمانى كه بر باد رفته اكران شد، شرايط به مراتب كنترل شده تر بود و سينما ۹۰ درصد تفريح مردم بود ولى اكنون شايد ۱۵ درصد تفريح مردم را تشكيل دهد و باقى به ساير فعاليت هاى تفريحى و رسانه ها تعلق دارد رسانه هايى چون ماهواره، موسيقى و اينترنت و مهمتر از همه سريالهاى تلويزيونى. بزرگترين رقباى فيلمهاى پرخرج امروزى سريالهايى چون خانواده سوپرانو و يا گمشده هستند. جورج لوكاس نيز در اين باره معتقد است: نبرد سينما با سريالهاى تلويزيونى اكنون به تمام جهان منتقل شده است و مردم كه خواهان تماشاى فيلم باشند تنها به سينما نمى روند. زمانى فيلمهايى مثل جنگ هاى ستاره اى و يا آرواره ها به هاليوود راه جديدى را نشان داد كه به وسيله آن ميليونها تماشاچى نوجوان را به سينماها كشاند ولى هاليوود بهاى سنگينى براى اين قضيه پرداخت و تمامى اصول اقتصادى استوديوها اكنون بر همين روند بنا شده است و بايستى سالانه يك يا دو فيلم پرخرج به گيشه عرضه كنند كه قطعاً پرفروش باشد. در سال ۱۹۸۰ زمانى كه اكثر مديران استوديوها نگران همه گير شدن ويدئو بودند، ديويد تامسون اشاره كرد كه يك بحران تازه در سينماى آمريكا در حال شكل گيرى است و پل شريدر فيلمنامه نويس در سال ۱۹۸۱ گفت كه ما از يك صنعت مرده حمايت مى كنيم. اما شايد رابرت رانتيز تهيه كننده نظر بهترى داشت كه در سال ۱۹۸۵ متذكر شد: كسانى كه با فيلمهاى پرخرج روزگار مى گذرانند، بايد در انتظار مرگشان به وسيله همين فيلمها باشند و پنج سال پس از آن نيز فبرى كاتزنبرگ گفت: اگر ما همين روند را ادامه دهيم، تنها گور خودمان را خواهيم كند و راه نجات فقط تجديدنظر در سيستم عرضه فيلمهاى پرفروش و خروج از اين سيستم است. اما چرا چنين چيزى رخ نداده؟ پاسخ آن ساده است به اين دليل كه هميشه اتفاقى در آخرين دقايق باعث نجات همگان شده است كه از آن جمله گسترش تكنولوژى ديجيتال در اوايل دهه ،۱۹۹۰ گسترش بازار جهانى فيلم و عرضه دى وى دى از سال ۱۹۹۶ بوده است. دى وى دى برخلاف ويدئو ارزان قيمت است و سود فراوانى دارد و عرضه دى وى دى در سه ماهه اول ۲۰۰۵ بالغ بر ۱/۲۹ ميليارد دلار بود، كه رشدى ۲۸ درصدى را نشان مى دهد و در واقع استوديوها از محل فروش دى وى دى ۵ برابر بيشتر از اكران سينمايى سود مى كنند. از طرفى بنابه آمار اعلام شده، مخاطبان دى وى دى كاملاً با مخاطبان سالن هاى سينما تفاوت دارند و معدل سنى آنها بالاتر است و به اين دليل است كه فيلمهاى ژانر وحشت و كمدى ها در نسخه دى وى دى موفق تر هستند. بنابراين شايد دى وى دى بهترين راه خروج از بن بست براى صنعت سينما باشد چون براى مثال فيلم وى فقط ۷۵ ميليون دلار در سينماها فروش داشت ولى به روى دى وى دى ۱۲۰ ميليون دلار فروش كرد. اسپيلبرگ نيز به اين روند مسالمت آميز همزيستى دى وى دى و سينما اميدوار است و مى گويد: تلويزيون هنوز توان كنار زدن سينما را ندارد چون هميشه استقبال فراوانى از گونه هاى مختلف سرگرمى هاى تفريحى وجود دارد و سينما در بين آنها جايگاه مناسبى دارد و به عقيده من اين گونه هاى مختلف مى توانند در كنار يكديگر رقابت خوبى داشته باشند.
|