|
چالش هاى امنيتى در شرق آسيا
ترجمه: محمد رسول الماسيه اشاره بخش روابط بين الملل دانشگاه «رن مين» پكن اخيراً سمينارى با عنوان «همكاريهاى شرق آسيا» برگزار كرد كه اساتيد دانشگاهى و صاحبنظران چينى به بيان ديدگاههاى خود در اين عرصه پرداخته بودند. گزارشى از اين سمينار در روزنامه «چاينا ديلى» درج شد كه ترجمه آن از نظر خوانندگان گرامى مى گذرد. هيچ بحثى نيست كه «شرق آسيا» مترادف «شكوفايى رشد اقتصادى» شده است. اين منطقه، جايگاه شمارى از كشورهايى است كه اقتصادى به شدت در حال رشد دارند. كشورهاى آسيايى هم اكنون برنامه هايى را براى مشاركت اقتصادى دو جانبه يا چند جانبه طراحى مى كنند. رشد سريع و توان اقتصادى، اين منطقه متزلزل را در صحنه جهانى كانون توجه قرار داده است كه گروههاى زيادى از سرمايه گذاران و تجار قدرتمند را به خود جلب مى كند. اما شرق آسيا، راه درازى در پيش رو دارد كه از چالش هاى امنيتى موجود رهايى يابد. در وراى ظاهر سعادتمند و كامياب، شمارى از تهديدات امنيتى وجود دارد كه به خاطر ريشه هاى پيچيده اگر به خوبى مديريت نشود و به طور مؤثر كنترل نشود، مى تواند رشد اقتصادى را متوقف كند. كارشناسان و متخصصان و انديشمندان در منطقه هرگز از تلاش براى طراحى چارچوب مؤثر و ماندگار امنيتى براى همه شرق آسيا دست برنداشته اند. امروز، تئورى هاى «صلح تحميلى» و «صلح موازنه اى» فاقد اعتبار شده اند. متخصصان آگاهند كه تمهيدات امنيتى ايده آل، بايد همه اعضاى منطقه را در يك گروه قرار دهد و امنيت پايدار تنها از طريق «همكارى» به دست مى آيد. آنها به خوبى آگاهند كه ايجاد پل بين اعضاى متفاوت براى ايجاد نقشه راه امنيتى، آنچنان كه در مناطق ديگر جهان مانند اروپا طراحى شده، چقدر دشوار است. «ليم شيائو گوانگ» يكى از محققان مركز مطالعات استراتژيك بين المللى وابسته به حزب مركزى در جلسه اى با عنوان همكاريهاى شرق آسيا كه از سوى بخش روابط بين الملل دانشگاه «رن مين» چين تشكيل شده بود، اظهار داشت: «كشورهاى شرق آسيا به خاطر تفاوتهاى عميق در تاريخ، آداب و سنن، سيستم سياسى، ايدئولوژى و فرهنگ برداشت هاى متفاوتى از منافع ملى دارند و لذا در اين منطقه ايده هاى متفاوتى در مورد خط مشى هاى استراتژى ملى و نظم منطقه اى وجود دارد. اين وضعيت، روابط بين دولتها را در منطقه متنوع و پيچيده و گاهى بى ثابت مى كند و مانع مى شود كه اعضا براى كنترل يا آرام كردن و يا از بين بردن بى ثباتى تلاش كنند.» كشورهاى خارج از منطقه مانند آمريكا، منافع وسيعى در اين منطقه دارند و لذا عميقاً در تنظيم قدرت در منطقه دخيل هستند. منطقه همچنين گرفتار اختلافات مرزى و همچنين منازعات بر سر منابع طبيعى بين كشورهاى مختلف است. اختلاف بين چين و ژاپن، دو قدرت صاحب نفوذ آسيايى بر سر مالكيت جزاير «ديائو يو» و تعيين حدود مرزى در شرق درياى چين و مناقشات مرزى بين ژاپن و روسيه و كره جنوبى هيچ نشانه اى از فروكشى ندارد و اين كشورها، مواضع غيرمصالحه جويانه اى اتخاذ كرده اند. بحران هسته اى در شبه جزيره كره و مسأله تايوان، كه در هر دو، قدرت هاى صاحب نفوذ منطقه اى و خارج از منطقه دخالت دارند، همواره به عنوان دو عامل مهم تأثيرگذار در امنيت و ثبات منطقه ذكر شده اند. ميزان سرعت توسعه در شرق آسيا، تغييراتى در توزيع قدرت ايجاد كرده و باعث شده است از سوى كشورهايى كه تلاش كرده اند براى مدت زيادى تفوق منطقه اى داشته باشند، به عنوان بحران منطقه اى قلمداد شود. «ليانگ يون شيانگ» استاد بخش مطالعات بين الملل دانشگاه پكن اظهار داشت: «هرچند، تاكنون بحران هاى بالقوبه به درگيرى هاى بالفعل منجر نشده اند، اما اگر به خوبى مديريت نشوند، همانند بمب هاى ساعتى، هر آن ممكن است به درگيرى و مقابله و حتى جنگ تبديل شوند. تاكنون كنترل مؤثر اين بحران ها درچارچوب امنيتى جارى در شرق آسيا مشكل بوده است.» او اضافه كرد: «آمريكا و چين دو بازيگر اصلى در ساختار امنيتى شرق آسيا هستند كه زمينه همكارى ميان آنها در مواقع بحرانى وجود دارد.» ايالات متحده، هرچند، هويت آسيايى ندارد، اما مدتهاست شرق آسيا را منطقه كليدى گره خورده با منافع خود مى شناسد و لذا همواره موقعيت سياسى، اقتصادى و امنيتى آنجا را تحت نظر دارد. واشنگتن همواره بر هر اقدامى از سوى هر كدام از كشورها كه ممكن است به محدود كردن نفوذ او منجر شود، هشيارانه توجه دارد، ايالات متحده، اتحاد خود را با هم پيمانانش در آسيا مانند ژاپن، كره جنوبى و فيليپين مستحكم تر كرده است. «منگ هانگ شنگ» استاد مؤسسه مطالعات استراتژيك بين المللى وابسته به حزب كمونيست نيز بيان داشت: «استراتژى ايالات متحده در شرق آسيا از پايان جنگ سرد، حفظ موقعيت برتر خود در جهت گيرى هاى سياسى و امنيتى و جلوگيرى از پيدايش نيروى جديدى كه احتمالاً واشنگتن را به چالش بكشد و تهديد موقعيت برترش باشد، بوده است.» او همچنين گفت: «ايالات متحده هم زمان مى خواهد سرعت قطار رشد اقتصادى را در شرق آسيا كاهش دهد و حداكثر منافع اقتصادى خود را در منطقه تأمين كند.» پروفسور ليانگ در بخشى از صحبت هايش گفته بود: «عوامل داخلى نيز در روند همكارى امنيتى مارپيچى شرق آسيا سهيم بوده اند. فقدان يك مكانيسم امنيتى مؤثر و الزام آور منطقه را در مسير نزاع و درگيرى قرار داده هرچند همكارى هاى اقتصادى جدى وجود داشته است.» تنها راه براى كشورهاى شرق آسيا براى غلبه بر بحران بالقوه آن است كه ساختار امنيتى جارى را به روز كنند و چارچوب امنيتى چند جانبه اى طراحى كنند. براى اين منظور، همه كشورها بايد ذهنيت جنگ سرد را كنار بگذارند و هيچ كشور ديگرى را دشمن تصور نكنند و بر مبناى آن، توسعه قدرت نظامى خود را توجيه نمايند. «وانگ شين كو» استاد بخش روابط بين الملل دانشگاه رن مين گفت: «گفت وگوى امنيتى مستمر در سطح برابر تنها راه ايجاد مكانيسم امنيتى چندجانبه است.» پايان
|