دوشنبه ۲ آبان ۱۳۸۴ -
Mon, Oct 24, 2005
زنان
۳۲۹۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
گفت وگو با صديقه حنانى استاددانشگاه
ليلة  القدر در نگاه علامه طباطبايى
مهم ترين مناسبت ماه مبارك رمضان، شب قدر است كه همواره مورد توجه مؤمنين بوده و خواهد بود. آنچه در پيش روى داريد بحثى پيرامون شب قدر بر اساس نظرات مرحوم علامه طباطبايى رحمةالله در تفسير شريف الميزان است كه در دو سوره « قدر» و «دخان » مطرح گرديده است.
* شب قدر يعنى چه؟
مراد از قدر، تقدير و اندازه گيرى است و شب قدر شب اندازه گيرى است و خداوند متعال دراين شب حوادث يك سال را تقدير مى كند و زندگى، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و امورى ازاين قبيل را دراين شب مقدر مى گرداند.
* شب قدر كدام شب است؟
در قرآن كريم آيه اى كه به صراحت  بيان كند شب قدر چه شبى است ديده نمى شود. ولى از جمع بندى چند آيه از قرآن كريم مى توان فهميد كه شب قدر يكى از شب هاى ماه مبارك رمضان است. قرآن كريم از يك سو مى فرمايد: « انا انزلناه فى ليله مباركة .»( دخان ‎/ ۳ ) اين آيه گوياى اين مطلب است كه قرآن يكپارچه در يك شب مبارك نازل شده است و از سوى ديگر مى فرمايد: «شهررمضان الذى انزل فيه القرآن .»( بقره ‎/ ۱۸۵) و گوياى اين است كه تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است. و در سوره قدر مى فرمايد: «انا انزلناه فى ليلة القدر.» (قدر۱‎/) از مجموع اين آيات استفاده مى شود كه قرآن كريم در يك شب مبارك در ماه رمضان كه همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما اين كه كدام يك از شب هاى ماه رمضان شب قدر است، در قرآن كريم چيزى برآن دلالت ندارد. و تنها از راه اخبار مى توان آن شب را معين كرد.
در بعضى از روايات منقول از ائمه اطهار عليهم السلام شب قدر مردد بين نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم ماه رمضان است و در برخى ديگر از آنها مردد بين شب بيست و يكم و بيست و سوم و در روايات ديگرى متعين در شب بيست و سوم است.(۱) وعدم تعين يك شب به جهت تعظيم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نكنند.
پس از ديدگاه روايات ائمه اهل بيت عليهم السلام شب قدر از شب هاى ماه رمضان و يكى از سه شب نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم است. اما روايات منقول از طرق اهل سنت  به طورعجيبى با هم اختلاف داشته و قابل جمع نيستند ولى معروف بين اهل سنت اين است كه شب بيست و هفتم ماه رمضان شب قدر است(۲) و در آن شب قرآن نازل شده است.
* تكرار شب قدر درهر سال
شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و سالى كه قرآن درآن نازل شد نيست  بلكه با تكرار سالها، آن شب نيز تكرار مى شود. يعنى درهر ماه رمضان شب قدرى است كه درآن شب امور سال آينده تقدير مى شود. دليل براين امر اين است كه:
اولاً: نزول قرآن به طور يكپارچه در يكى از شب هاى قدر چهارده قرن گذشته ممكن است ولى تعيين حوادث تمامى قرون گذشته و آينده درآن شب بى  معنى است.
ثانياً: كلمه «يفرق » در آيه شريفه «فيها يفرق كل امر حكيم .» (دخان ‎/ ۶ ) در سوره دخان به خاطر مضارع بودنش، استمرار را مى رساند و نيز كلمه «تنزل » درآيه كريمه «تنزل الملئكة والروح فيها باذن ربهم من كل امر» (قدر ‎/ ۴ ) به دليل مضارع بودنش دلالت  بر استمرار دارد.
ثالثاًً: از ظاهر جمله « شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن .»( بقره ‎/ ۱۸۵ ) چنين برمى آيد كه مادامى كه ماه رمضان تكرار مى شود آن شب نيز تكرار مى شود. پس شب قدر منحصر در يك شب نيست  بلكه درهر سال در ماه رمضان تكرار مى شود.
در اين خصوص در تفسير برهان از شيخ طوسى از ابوذر روايت  شده كه گفت: به رسول خدا (ص) عرض كردم يا رسول الله آيا شب قدر شبى است كه درعهد انبيا بوده و امر به آنان نازل مى شده و چون از دنيا مى رفتند نزول امر درآن شب تعطيل مى شده است؟ فرمود: « نه بلكه شب قدر تا قيامت هست. » (۳)
* عظمت  شب قدر
در سوره قدر مى خوانيم: «انا انزلناه فى ليلة القدر وما ادريك ما ليله القدر ليلة القدر خير من الف شهر.» خداوند متعال براى بيان عظمت  شب قدر با اين كه ممكن بود بفرمايد: «وما ادريك ما هى هى خير من الف شهر» يعنى با اين كه مى توانست در آيه دوم و سوم به جاى كلمه «ليلة القدر» ضمير بياورد، خود كلمه را آورد تا بر عظمت اين شب دلالت كند. و با آيه « ليلة القدر خير من الف شهر» عظمت اين شب را بيان كرد به اين كه اين شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن اين شب از هزار ماه، بهتر بودن از حيث فضيلت عبادت است. چه اين كه مناسب با غرض قرآن نيز چنين است. چون همه عنايت قرآن دراين است كه مردم را به خدا نزديك و به وسيله عبادت زنده كند. و احيا يا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.
از امام صادق عليه السلام سؤال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ ( با اين كه در آن هزار ماه درهر دوازده ماهش يك شب قدر است).
حضرت فرمود: « عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت درهزار ماهى كه در آن شب قدر نباشد.»(۴)
وقايع شب قدر
الف- نزول قرآن.
ظاهر آيه شريفه « انا انزلناه فى ليلة القدر» اين است كه همه قرآن در شب قدر نازل شده است و چون تعبير به انزال كرده كه ظهور در يكپارچگى و دفعى بودن دارد نه تنزيل، كه ظاهر در نزول تدريجى است.
قرآن كريم به دو گونه نازل شده است:
۱- نزول يكباره در يك شب معين.
۲- نزول تدريجى در طول بيست و سه سال نبوت پيامبر اكرم (ص).
آياتى چون «قرانا فرقناه لتقراه على الناس على مكث ونزلناه تنزيلا.» (اسراء ‎/ ۱۰۶ ) نزول تدريجى قرآن را بيان مى كند.
در نزول دفعى (و يكپارچه)، قرآن كريم كه مركب از سوره ها و آيات است  يك دفعه نازل نشده است  بلكه به صورت اجمال همه قرآن نازل شده است چون آياتى كه درباره وقايع شخصى و حوادث جزيى نازل شده ارتباط كامل با زمان و مكان و اشخاص و احوال خاصه اى دارد كه درباره آن اشخاص و آن احوال و درآن زمان و مكان نازل شده و معلوم است كه چنين آياتى درست در نمى آيد مگر اين كه زمان و مكانش و واقعه اى كه درباره اش نازل شده رخ دهد به طورى كه اگر از آن زمان ها و مكان ها و وقايع خاصه صرف نظر شود و فرض شود كه قرآن يك باره نازل شده، قهرا موارد آن آيات حذف مى شود و ديگر بر آنها تطبيق نمى كنند، پس قرآن به همين هيأت كه هست دوبار نازل نشده بلكه بين دو نزول قرآن فرق است و فرق آن در اجمال و تفصيل است. همان اجمال و تفصيلى كه درآيه شريفه «كتاب احكمت آياته ثم فصلت من لدن حكيم خبير.»( هود ‎/ ۱) به آن اشاره شده است. و در شب قدر قرآن كريم به صورت اجمال و يكپارچه بر پيامبر اكرم (ص) نازل شد و در طول بيست و سه سال به تفصيل و به تدريج و آيه به آيه نازل گرديد.
ب- تقدير امور.
خداوند متعال در شب قدر حوادث يك سال آينده را از قبيل مرگ و زندگى، وسعت  يا تنگى روزى، سعادت و شقاوت، خير و شر، طاعت و معصيت و... تقدير مى كند.
در آيه شريفه «انا انزلناه فى ليلة القدر»( قدر ‎/ ۱ ) كلمه «قدر» دلالت  بر تقدير و اندازه گيرى دارد و آيه شريفه «فيها يفرق كل امر حكيم. » (دخان ‎/ ۶ ) كه در وصف شب قدر نازل شده است  بر تقدير دلالت مى كند. چون كلمه «فرق » به معناى جدا سازى و مشخص كردن دو چيز از يكديگر است. و فرق هر امر حكيم جز اين معنا ندارد كه آن امر و آن واقعه اى كه بايد رخ دهد را با تقدير و اندازه گيرى مشخص سازند. امور به حسب قضاى الهى داراى دو مرحله اند، يكى اجمال و ابهام و ديگرى تفصيل. و شب قدر به طورى كه از آيه «فيها يفرق كل امر حكيم. » برمى آيد شبى است كه امور از مرحله اجمال و ابهام به مرحله فرق و تفصيل بيرون مى آيند.
ج- نزول ملائكة و روح.
بر اساس آيه شريفه « تنزل الملئكه والروح فيها باذن ربهم من كل امر.»(قدر ‎/ ۴) ملائكه و روح در اين شب به اذن پروردگارشان نازل مى شوند. مراد از روح، آن روحى است كه از عالم امر است و خداى متعال درباره اش فرموده است « قل الروح من امر ربى .» (اسراء ‎/ ۸۵ ) دراين كه مراد از امر چيست؟ بحث هاى مفصلى در تفسير شريف الميزان آمده است كه به جهت اختصار مبحث  به دو روايت در مورد نزول ملائكه و اين كه روح چيست  بسنده مى شود.
۱- پيامبر اكرم (ص) فرمود: وقتى شب قدر مى شود ملائكه اى كه ساكن در «سدرة المنتهى » هستند و جبرئيل يكى از ايشان است نازل مى شوند در حالى كه جبرئيل به اتفاق سايرين پرچم هايى را به همراه دارند.
يك پرچم بالاى قبر من، و يكى بر بالاى بيت المقدس و پرچمى در مسجد الحرام و پرچمى بر طورسينا نصب مى كنند و هيچ مؤمن و مؤمنه اى دراين نقاط نمى ماند مگر آن كه جبرئيل به او سلام مى كند، مگر كسى كه دائم الخمر و يا معتاد به خوردن گوشت  خوك و يا زعفران ماليدن به بدن خود باشد.(۵)
۲- از امام صادق عليه السلام در مورد روح سؤال شد. حضرت فرمودند: روح از جبرئيل بزرگتر است و جبرئيل از سنخ ملائكه است و روح ازآن سنخ نيست. مگر نمى بينى خداى تعالى فرموده: «تنزل الملئكة والروح » پس معلوم مى شود روح غير از ملائكه است.(۶)
د- سلام و امنيت.
قرآن كريم در بيان اين ويژگى شب قدر مى فرمايد: «سلام هى حتى مطلع الفجر.»( قدر ‎/ ۵ ) كلمه سلام و سلامت  به معناى عارى بودن از آفات ظاهرى و باطنى است. و جمله «سلام هى » اشاره به اين مطلب دارد كه عنايت الهى تعلق گرفته است  به اين كه رحمتش شامل همه آن بندگان بشود كه به سوى او روى مى آورند و نيز به اين كه در خصوص شب قدر باب عذابش بسته باشد. به اين معنا كه عذابى جديد نفرستد. و لازمه اين معنا اين است كه دراين شب كيد شيطان ها هم مؤثر واقع نشود چنانكه در بعضى از روايات نيز به اين معنا اشاره شده است.
البته بعضى از مفسرين گفته  اند: مراد از كلمه «سلام » اين است كه در شب قدر ملائكه از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند، سلام مى دهند.
پى  نوشت ها:
۱- مجمع البيان، ج ،۱۰ ص ۵۱۹.
۲- تفسير الدرالمنثور، ج ۶.
۳- تفسير البرهان، ج ،۴ ص ،۴۸۸ ح ۲۶.
۴- فروع كافى، ج ،۴ ص ،۱۵۷ ح ۴.
۵- مجمع البيان، ج ،۱۰ ص ۵۲۰.
۶- تفسير برهان، ج ،۴ ص ،۴۸۱ ح ۱.
گفت وگو با صديقه حنانى استاددانشگاه
حجاب
زيباترين انتخاب من بود
233403.jpg
* فاطمه مصطفوى
استاد دانشگاه مدرس رشته اتاق عمل. خواهر شهيد. دبير شوراى فرهنگى دانشكده و مسؤول بسيج كاركنان دانشكده پيراپزشكى دانشگاه علوم پزشكى ايران، «صديقه حنانى» ۴۵ ساله است و از دوران دانشجويى با حزب جمهورى همكارى داشته و تحت تعليم شهيد بهشتى بوده است.
او از فضاى خانواده اى آزاد انديش، دوران دانشجويى، فعاليت هاى سياسى، گروهكهاى ضد انقلاب وخاطرات سالهاى پايانى دهه ۵۰  مى گويد:
*  چندمين فرزند خانواده هستيد؟
-  من اولين فرزند خانواده هستم و يك برادر و خواهر داشتم. برادرم به شهادت رسيده است.
*  دوران تحصيلاتتان را چگونه گذرانديد؟
-  پدرم در دانشگاه تهران تحصيل مى كرد، در رشته «معقول و منقول» آن روز. كه حالا الهيات گفته مى شود.
همين رشته را هم در دبيرستان تدريس مى كرد. از آنجا كه پدر بزرگم ارتشى و ساكن قزوين و مادرم تك فرزند بود ما به قزوين منتقل شديم و پدرم رئيس فرهنگ قزوين شد. من تا دوم دبيرستان قزوين بودم و بعد به دليل انتقال پدرم به فرهنگ (آموزش و پرورش) گرگان بقيه تحصيلاتم را در گرگان گذراندم. البته سال آخر دبيرستان بودم كه (در بحبوحه انقلاب) به تهران آمديم. چون خانواده ام دوست داشتند من ديپلم را در تهران بگيرم.
*  فضاى خانوادگى سنتى داشتيد يا درخانواده اى «نوين» زندگى مى كرديد؟
- مادرم خانه دار و زنى بسيار مؤمن بود. سال ۵۶ پدر و مادرم به كربلا رفتند. در خانواده ما هميشه نوعى آزادمنشى وجود داشت. ما خواهر و برادرها هيچوقت محدود نبوديم. هميشه راه انتخاب برايمان باز بود و براى انتخابمان ارزش خاصى قائل بودند.
در منطقه هم در اكثر مجالس مذهبى شركت مى كرديم. ولى تا سال ۵۵ با حجاب نبودم. البته تلويزيون در خانه نداشتيم چون پدرم آن را «علم شيطان» مى دانست.
*  چطور شد با حجاب شديد؟
-  ماههاى رمضان در جلسات مقابله قرآن شركت مى كردم و علاقه داشتم در اين ماه با حجاب باشم. طورى چادر سرم مى كردم كه همه دوستانم فكر مى كردند واقعاً با حجاب هستم. آنچه باعث زنده شدن من شد كتابهاى «دكتر شريعتى» بود.
پدرم هم به من توصيه خواندن «مثنوى» مى كرد. اصولاً اهل كتاب و مطالعه بودم. پدرم مى گفت: مثنوى انسان را رشد مى دهد.
در همين جلسات مقابله قرآن با دانشجويى آشنا شدم كه كتابهاى دكتر شريعتى را به من معرفى كرد. مدتها با هم مباحثه و جلسه داشتيم و اين كتابها اثر خاصى روى من گذاشت، وقتى كتابها را خواندم ديدم با آموزه هاى دينى قبليم تفاوت دارد. كسى هم در خانه ما درگير مسائل سياسى نبود و من تمام سؤالاتم را با اين دانشجو در ميان مى گذاشتم. اين دانشجو، حرفها، حركات و حجابش روند زندگى مرا تغيير داد و براى اولين بار در سال ۵۵ روسرى را بطور جدى و به عنوان حجاب سرم كردم.
*  برخوردهاى بعد از حجابتان يادتان هست؟
-  مدتها با خودم در كشاكش و هميشه منتظر اتفاقى براى با حجاب شدن بودم. بعد از آن در هر مجلسى مى رفتم همه به من نگاه مى كردند و مى گفتند روسرى را بردار. من در اين شرايط كاملاً با جديت و قاطعانه برخورد كردم و همه كسانى كه معترض بودند سكوت كردند. حجاب، انتخابى با تمام عشق قلبى و زيباترين خواسته و انتخابم در زندگى بود.
*  پس دوران جوانى را با آزادى و انتخاب گذرانديد...
- بله، خانواده ما، خانواده اى معتقد بود. شبهاى احيا هميشه در خانه مجلس داشتيم و در شهر اين مجلس ما معروف بود. در تمام سالها هم لحظه تحويل سال را در قم مى گذرانديم. پدرم به اين سفر خيلى اعتقاد داشت و بعد از آن به مسافرت دور ايران مى رفتيم.
در خانواده خيلى آزاد و راحت بوديم و هميشه به گردش، تفريح و شادى مشغول. هيچ محدوديتى در خانه نداشتيم و من با آنكه بى حجاب بودم؛ ولى هيچ خلأ روحى و عاطفى احساس نمى كردم. از نظر محبت خانوادگى و ارزش گذارى به ذهنيت ها و تفكراتمان پدر و مادر مارا تأمين مى كردند و هميشه مورد توجه قرار مى گرفتيم و هيچوقت در مقابل خواسته هايمان «نه» نمى آوردند.
اين بود كه هيچ گرايشى به «آرايش» و يا ارتباط با «پسران» نداشتم.
*  دوران انقلاب را چطور مى گذرانديد؟
من، خواهرم و دو دختر خاله ام بشدت تحت تأثير كتابهاى شريعتى قرار گرفتيم، اين كتابها ما را با ديد جديدى از اسلام آشنا كرد. ما چهار نفر در جريان راهپيماييهاى انقلاب به رشت رفته بوديم و شعارهاى تهران را به آنجا برديم. اين شعارها را شبانه مى نوشتيم و تكثير و دوگروه ۲۲ نفره را رهبرى مى كرديم. ما شعار مى داديم، و مردم رشت شعار تهران را تكرار مى كردند.
* شعارتهران با لهجه گيلكى جور در مى آمد؟
- بله، بالاخره سازگار شد.
* چه سالى وارد دانشگاه شديد؟
-  سال ۵۸ وارد مدرسه عالى پرستارى زينب شدم. شش ماه از شروع تحصيلم گذشته بود كه انقلاب فرهنگى و دانشگاه تعطيل شد.
*  بعد از تعطيلى دانشگاه فعاليتهاى دينى و سياسى را چطور ادامه داديد؟
- من عضو و نماينده حزب جمهورى در دانشگاه بودم. ما هفت نفر مؤسس انجمن اسلامى بوديم و هر يك كارى را برعهده گرفته بوديم.
*  شما هم در جريان انقلاب فرهنگى حضور داشتيد؟
-  در كلاس ما، ستون بندى خاصى براساس طرفداران منافقين، چريكهاى فدايى و اعضاى انجمن اسلامى وجود داشت. هنوز هم همه بى حجاب بودند. ما با بچه هاى انجمن جلساتى داشتيم كه روى تك تك اساتيد و دانشجويان مطالعه مى كرديم. يكى از كسانيكه در اثر فعاليت اين گروه پاكسازى شد، رئيس دانشكده بود.
*  معيار پاكسازى اساتيد چه بود؟
-  معيارهاى زيادى داشتيم ولى دو اصل مهم: ۱-  قبول نداشتن نظام و ۲-  فساد اخلاق بود. البته از نظر فساد اخلاق تعداد كمى پاكسازى شدند.
*  همه اعضاى گروهكها را اخراج كرديد؟
-  نه فقط آنهايى كه پرونده بمب سازى يا (موارد مشابهى) داشتند رفتند و بقيه تا آخر بى فعاليت ماندند ولى فدائيها را اخراج كرديم.
* واكنشى نشان ندادند؟
-  نه، ما خيلى هم قدرتمند شده بوديم.
*  خانواده چه نظرى داشتند؟
-  پدرم مى گفت در اين فعاليتها خدا را در نظر بگيريد.
* حواستان بود كه خدا را در نظر بگيريد؟
-  ما در جمع خودمان (در همان گروههاى حزب) مرتب بحث مى كرديم. صحبت هاى اميرالمؤمنين(ع) را پيش مى آورديم.
 شهيد بهشتى مى گفتند: حكم الهى بايد اجرا شود. اين فضابايد اصلاح شود. قضيه فقط بى حجابى نبود. گروههاى ماركسيست از مدتها پيش اسلحه وارد دانشگاه و پنهان كرده بودند براى عملياتى وسيع و سرنگونى نظام.
شهيد بهشتى مى گفتند: فكر نكنيد اين توطئه را ما فهميديم. به ما فهماندند چه اتفاقى دارد مى افتد. (يعنى اقدام الهى بود).
* چه كسى متوجه اين توطئه شد؟
- بيشتر در دانشگاه تهران لو رفته بود. چيزهايى هم مى ديديم. نشانه هايى مشهود بود ولى فكر نمى كرديم تا اين حد ريشه دار باشد.
گروهى از بچه هاى انجمن در ميان فدائيها نفوذ كردند و آنها توانستند توطئه را كشف كنند.
*  اين نفوذ، فكر چه كسى بود؟
-  اعضاى انجمن اسلامى دانشگاه تهران در حزب از حركتهايى كه ديده بودند شكايت كردند كه به نظر مى رسد اين فدائيها براى سرنگونى نظام دارند برنامه ريزى مى كنند شهيد ديالمه هم با ۴-۳ نفر از بچه هاى دانشكده فنى صحبت و اين پيشنهاد را مطرح كرده بودند.
بعد از قائله كردستان و آمل اينها نگران و دقيق شده بودند، مى گفتند ديده بوديم انواع اسلحه و وسايل نظامى وارد دانشكده مى شد.
و زمان بنى صدر هم هنوز اين سلاحها كشف نشده بود. روز ۱۴ اسفند كه بنى صدر در دانشگاه تهران سخنرانى مى كرد، گروهكى ها كه نمى شد تشخيص داد فدائيند با مجاهد
( منافقين) عده اى از دانشجويان را از بالاى ديوارها به پايين پرت مى كردند. جلوى چشم خودم ديدم دانشجويى را هل دادند به پايين ديوار پرت شد و در جا از بين رفت.
بنى صدر مى ديد دخترانى را كه چاقو خورده بودند و هيچ عكس العملى نشان نمى داد.
جلسات ماهانه اى كه به دعوت خود شهيد بهشتى تشكيل مى شد روى شناخت سياسى و معنوى ما كار مى كردند و راهكارهاى مؤثرى مطرح مى شد. ما هنوز خودمان را نشناخته بوديم و در اين جلسات خيلى آگاهانه روى ما كار مى شد.
*  تا چه زمانى با حزب ارتباطتان حفظ شد؟
-  تازمان انحلال حزب. بعد از شهادت دكتر بهشتى رابطه مان خيلى قويتر و نزديكتر شد، اگر شهيد بهشتى مى ماند، قوام انقلاب خيلى بيشتر مى شد. او آگاهى زيادى داشت و ادله قوى مى آورد. مرحوم بهشتى بازوى امام بود. و دشمنان هم دقيقاً فهميده بودند كجا را بايد بمب بگذارند.
*  شهادت دكتر بهشتى چه ضربه اى به كشور زد؟
-  روند انقلاب و بخصوص روند مديريت انقلاب را خيلى كند كرد. او در سطوح مديريتى شناخت و تسلط قوى اى داشت و اگر آنچه را در اين سطوح مطرح كرده بود اجرا مى شد خيلى بهتر از اين پيش مى رفت. بهشتى عجيب پابند امام(ره) بود و ادله اى مى آورد كه جاى هيچ پاسخى را باقى نمى گذاشت.
آن قدرت روحى امام و ايستادگى قدرتمندانه ايشان بود كه انقلاب را پس از اين ضربه حفظ كرد.
*  با همسر شهيد بهشتى هم رابطه داريد؟
-  خانم بهشتى شخصى بسيار بسيار متين است. با همان روش و بينش شهيد بهشتى. در رحلت امام وقتى به خانه ايشان رفتيم خانم شهيد بهشتى و شهيد مطهرى هم نشسته بودند، متانت، آرامش و منششان براى آرام كردن بيت امام خيلى مؤثر بود.
در هر حال كسوت زيباى شهادت برازنده آن شهيد بود و خدا مى خواست تمام سلولهاى او را براى خودش بگيرد.
عبادت زهرا (س) در شبهاى قدر
233409.jpg
قال على(ع): و كانت فاطمه(س) لاتدع احدا من اهلها ينام تلك اليلة القدر-وتدا وبهم بقلة الطعام و تتاهب لها من النهار و تقول: محروم من حرم خيرها.

دعائم الاسلام، ج ۱: ۲۸۲.
حضرت على(ع) فرمود: فاطمه (س) نمى گذاشت كسى از اهل خانه در شبهاى قدر به خواب رود به آنان غذاى كم مى داد و از روز قبل براى احياى شب قدر آماده مى شد و مى فرمود: محروم كسى است كه از بركات اين شب محروم باشد.

قال ابوعبدالله الصادق(ع):
كان لامى فاطمة صلاة تصليها علمها جبرئيل، ركعتان تقرء فى الاولى: الحمد مرة و: انا انزلنا فى ليلة القدر، ماة مرة و فى الثانية: الحمد مرة و ماة و مرة: قل هوالله احد، فاذا سلمت سبحت تسبيح الطاهرة عليها السلام.
جمال الاسبوع: ۱۷۳.

امام صادق(ع) فرمود:
مادرم فاطمه(س) همواره دو ركعت نماز را مى خواند كه جبرئيل به او آموخته بود، در ركعت اول آن پس از حمد صد بار سوره قدر و در ركعت دوم پس از حمد صدربار سوره توحيد را مى خوانى، و پس از سلام نماز تسبيحات حضرتش را نيز مى گويى.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |