چنگيز محمودزاده
اتاق، همان اتاق قديمى است با يك ميز كنفرانس بزرگ و يك ميز براى رئيس موزه هنرهاى معاصر تهران كه در طول سالهاى اخير، رئيس مركز هنرهاى تجسمى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى آن سمت را نيز برعهده مى گرفتند.عبدالمجيد حسينى راد كه درسالهاى اخير هنگام ورود به اين اتاق يكى از صندلى هاى ميز كنفرانس را براى نشستن انتخاب مى كرد حال از پشت ميز ديگر بلند مى شود و براى انجام مصاحبه يكى از صندلى هاى ميز كنفرانس را انتخاب مى كند.دكتر عبدالمجيد حسينى راد، استاد دانشگاه پيش از پذيرفتن رياست مركز هنرهاى تجسمى وزارت ارشاد و موزه هنرهاى معاصر تهران نيز با مراكز هنرى از قبيل مركز هنرهاى تجسمى، موزه هنرهاى معاصر، فرهنگستان هنر و حوزه هنرى در دوره هاى مختلف همكارى نزديك داشت. با او درباره برنامه هايى كه از اين پس در مركز هنرهاى تجسمى اجرا خواهد شد و ديدگاههايى كه نسبت به وضعيت اين عرصه هنرى در كشور دارد، گفت وگو كرديم كه پيش رو داريد:
با وجود آنكه شما از مدت ها پيش در مركز هنرهاى تجسمى وزارت ارشاد، فرهنگستان هنر و حوزه هنرى حضور داشتيد، با تعيين شما به عنوان رئيس مركز هنرهاى تجسمى اولين سؤالى كه پيش مى آيد؛ اين است؛ چه تغييرى در مديريت هنرهاى تجسمى كشور روى خواهد داد؟
شما مستقيم سر اصل مطلب رفتيد. مركز هنرهاى تجسمى، مسؤول ترين بخش در مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى است كه سعى مى كند زمينه هاى گسترش و تعالى هنر در داخل را به وجود بياورد و از هنرمندان حمايت كند و در عين حال تلاش كند تا جريان هنرى كشور را در خارج از كشور نيز به نمايش بگذارد. ضمن اينكه سعى مى كند از آنچه در خارج از كشور اتفاق مى افتد به عنوان رويدادهايى كه مى توانند در تعالى هنر ما تأثيرگذار و مؤثر باشند، بخشهايى را به جامعه هنرى ايران انتقال دهد. به همين دليل فكر مى كنم نقش بسيار حساس، پيچيده و ظريفى دارد و به يك برنامه ريزى خيلى منظم، دقيق و هدفمندى محتاج است. مركز هنرهاى تجسمى در طى چند سال اخير، متأسفانه تلاش قابل توجهى به عنوان مركز هنرهاى تجسمى نداشت. بيشتر نقش موزه هنرهاى معاصر چشمگير بود و شايد در نماى اول اتفاقات هنرى در داخل كشور و خارج از ايران، موزه هنرهاى معاصر بود كه ديده مى شد. درحالى كه موزه از قابليت هاى ملى و بين المللى برخوردار است و يك شخصيت شناخته شده دارد كه بايد از اين ويژگى براى تعميم و تعميق هنر معاصر ايران استفاده شود. در عين حال بايد نقش خود را به عنوان يك موزه هنر معاصر نيز ايفا بكند. در سالهاى گذشته، موزه علاوه بر نقش خود، درگير يك سرى اتفاق هاى هنرى هم بود كه بيشتر به مركز هنرهاى تجسمى مربوط مى شود. ما در آينده سعى خواهيم كرد وظايف مركز در جايگاه خود اتفاق بيفتد و در عين حال بتواند به عنوان حامى هنر ملى و زمينه ساز هنر ملى در سطح كشور، گسترش پيدا كند. موزه هم بايد در جايگاه خود بتواند با فارق شدن از فعاليت هايى كه به مركز مربوط مى شود، فضاى بيشترى براى فعاليت هاى خودش پيدا كند. بخشهاى حمايتى ديگر نيز كه تحت عنوان مؤسسه توسعه هنرهاى تجسمى معرفى شده بود و هم اكنون نيز فعال است از حالت مؤسسه اى كه صرفاً كار حسابدارى مركز هنرهاى تجسمى و موزه هنرهاى معاصر را انجام مى داد، خارج شود و بتواند براى عنوانى كه دارد تلاش كند و زمينه هاى توسعه و گسترش هنرهاى تجسمى كشور راپديد بياورد. اين سه مجموعه در كنار هم كار خواهند كرد ضمن اينكه تلاش مى كنيم تعامل بيشترى را با ديگر مراكز هنرى در ايران برقرار كنيم تا از كارهاى موازى و احياناً متداخل و احياناً سدكننده سير تحولات هنر در كشور بتوانيم پرهيز كنيم.
منظورتان چه مراكزى است؟ مثلاً فرهنگستان هنر، حوزه هنرى يا نگارخانه هاى خصوصى؟
نگارخانه هاى خصوصى چندان قدرت ندارند اما در كشور ما چندين مركز وجود دارد. مثل فرهنگستان هنر كه يك مركز مقتدر است كه فضاى نمايشگاهى عظيمى در اختيار دارد و اميدواريم توسعه بيشترى هم پيدا كند. در عين حال دوسالانه هاى هنرى مهمى مانند دوسالانه نقاشى و پوستر جهان اسلام را برگزار مى كند و به عنوان قطبى از فعاليت هاى هنرى ايران در تعامل با كشورهاى ديگر مطرح است. همايش هاى مهمى مثل كمال الدين بهزاد و سلطان محمد را نيز در تجربه كارى خود دارد. از سوى ديگر حوزه هنرى قسمت ديگرى از كار را پوشش مى دهد كه يك بخش از هنر معاصر ما را نمايندگى مى كند كه منتسب است به هنر انقلاب و جايگاه و ارزشهاى خاص خود را دارد. همچنين فعاليت حوزه هنرى در شهرستانها گسترده تر است. در عين حال فرهنگسراها را داريم كه فرهنگسراى نياوران مهمترين آنهاست و مى تواند در كنار اين مراكز نقش خود را ايفا كند. به اين ترتيب در واقع مى خواهيم، تعاملى با اين مراكز مختلف داشته باشيم كه از امكانات، توانايى حرفه اى و تخصص لازم برخوردارند تا در كنار يكديگر در مسير بهبود شرايط جامعه هنرى ايران پيش برويم. ضمن اينكه اين همكارى براى فعاليت هاى خارج از كشور ما نيز مى تواند مؤثر باشد و به جاى آنكه چنين رويدادهايى به طور متفرق انجام شوند، مى توانند شكلى متمركزتر پيدا كنند. همين طور سعى خواهيم كرد با سازمانهايى كه مى توانند در رويدادهاى خارج از كشور ما را يارى كنند؛ مثل سازمان ارتباطات اسلامى، همكارى نزديكترى داشته باشيم. ضمن اينكه در طول اين سالها در سطح كشور و شهرستان ها فعاليت چشمگيرى نداشتيم و بيشتر فعاليت ها در تهران متمركز شده بود. اين فعاليت ها را مى خواهيم در تمام كشور انجام دهيم تا حق هنرمندان شهرستانى نيز ادا شود.
علاوه بر آن به نظر من بخش هاى شهرى هر شهرستان يا شهرى مى توانند به ما يارى برسانند. مثل شهردارى ها كه وظايفى در ارتباط با سرويس دهى به بخشى از شهروندان دارند كه هنرمند هستند. همانطور كه شهردارى تهران اين اقدام را انجام داد و خانه هنرمندان را براى سرويس دهى به هنرمندان بنا كرد. اما فكر مى كنم با توجه به گسترش تعداد هنرمندان و فعاليت هاى آنان، بخش بسيار كوچكى است و جاى آن را دارد كه با مساعدت دوستان ما در شهردارى و شوراى شهر تهران و ديگر شهرها با يك تعامل مثبت و گسترده تر، سرويس دهى به شهروندان هنرمند را افزايش دهيم و آنچنان كه شايسته اين بخش از جامعه است، اقدام كنيم.
شما به مؤسسه توسعه هنرهاى تجسمى اشاره كرديد كه تا پيش از اين به گفته خودتان نقش حسابدارى مركز هنرهاى تجسمى و موزه را داشت يا ممكن بود فقط در ابتداى كتابها و كاتالوگ نمايشگاههايى كه چاپ مى شد، نام اين مؤسسه را ببينيم. چه راهكار عملى براى فعال شدن اين مؤسسه وجود دارد و چه تعريفى از چارچوب هاى فعاليت آن مشخص شده است كه چنين توسعه اى را امكانپذير مى كند؟
مؤسسه توسعه هنرهاى تجسمى از چنين استقلالى برخوردار است و در چارچوب استقلال خود مى تواند به فعاليت بپردازد. در عين اينكه در كنار مركز هنرهاى تجسمى و موزه هنرهاى معاصر قرار دارد و به آنها كمك مى كند. يك بخش از فعاليت هاى آن به همان بحث انتشارات بازمى گردد كه به آن اشاره كرديد. اما تاكنون انتشارات به عهده موزه بود و مؤسسه توسعه منابع مالى آن را فراهم مى كرد. درحالى كه مؤسسه بايد اين نقش را به شكل چشمگيرتر، فعالانه تر و خلاقانه تر دنبال كند. حتى به دنبال يك بخش پژوهشى هم براى انتشارات باشد.
در اساسنامه اين مؤسسه، تمام فعاليت هاى انتشاراتى و پژوهشى ذكرشده است. مؤسسه مى تواند براى سامان دهى به وضعيت اقتصاد هنر فعاليت چشمگيرى داشته باشد و اتفاق هاى پراكنده يا برپايى اكسپو را سامان دهى و حمايت كند و در عين حال نمايشگاههايى براى فروش آثار هنرى را به شكل سالانه يا فصلى شكل بدهد. ضمن اينكه بايد ارتباطات خود را با خارج از كشور نيز فعال تر كند تا آثار هنرمندان ايرانى به بازارهاى جهانى راه پيداكنند.
اينها كارهايى است كه چون متأسفانه نگارخانه هاى كشور از قدرت كمى برخوردارند، قادر به انجام آنها نيستند و نمى توان از آنها توقع داشت؛ بلكه مؤسسه بايد به آنها كمك كند تا اين نقش را برعهده بگيرند.
ضمن اينكه در كنار اين فعاليت ها، بحث حمايت از انجمن ها، گروههاى هنرى و هنرمندان مستقل وجوددارد كه مؤسسه مى تواند از آنها نيز حمايت كند.
در بخش آموزش نيز همينطور. مؤسسه در سالهاى گذشته دراين زمينه كارى انجام نداد غير از آنكه در برخى شهرهاى بزرگ سعى كرد فعاليت هايى را انجام دهد كه متأسفانه نتيجه اى نداشتند. اگر برنامه ريزى صحيحى براى گسترش آموزش هنر در مؤسسه شكل بگيرد، مى تواند در كنار مركز هنرهاى تجسمى، آموزش هنر را هم سامان دهى كند و هم تعميق ببخشد.
درعين حال شايد كمى بلندپروازى باشد اما فكرمى كنم در كشورهاى همجوار نيز باتوجه به پتانسيلى كه ازطرف هنرمند، امكانات آموزشى و شناختى كه هنرمندان ما در حيطه آموزش دارند، مؤسسه مى تواند اين نقش را در اين كشورها نيز گسترش دهد. چرا كه اين كشورها ازنظر آموزش، فقير و واردكننده هستند.
بنابراين در چشم انداز ابتدايى، كارهاى بسيارى را مى بينيم كه برروى زمين مانده و عملاً نه وظيفه موزه هنرهاى معاصر و نه در حيطه و توانايى مركز هنرهاى تجسمى است. مؤسسه چون مى تواند به عنوان يك بخش خصوصى نيز فعاليت كند، دستش بازتر است.
شما در حال حاضر سرپرستى موزه هنرهاى معاصر را نيز مانند مديريت هاى گذشته برعهده داريد؟
بله.
آيا از نظر چارت سازمانى وقتى فردى رياست مركز هنرهاى تجسمى را برعهده بگيرد، سرپرست موزه نيز مى شود يا مى توان آن را به فرد ديگرى واگذاركرد؟
مى شود آن را به فرد ديگرى واگذاركرد.
باتوجه به مسأله اى كه خودتان نيز به آن اشاره كرديد و در دوره گذشته شاهد آن بوديم كه به دليل يكى بودن مديريت مركز هنرهاى تجسمى و موزه هنرهاى معاصر، تمام فعاليت ها به نام موزه انجام مى شد، چرا شما سرپرستى موزه را به فرد ديگرى واگذارنكرديد؟
بخشى از مسأله اى كه به آن اشاره كرديد به مديريت واحد مركز و موزه بازمى گردد. ولى درعين حال يك مديريت متمركز مى تواند به جهت گيرى فعاليت هاى آنها كمك كند و در كنار هم قراردهد. هماهنگى هاى لازم دراين راه را يك مديريت متمركز مى تواند انجام دهد. ضمن اينكه موزه به طور كلى دركنار مركز هنرهاى تجسمى است.
البته مى تواند مديريت مستقلى داشته باشد اما در سال هاى پس ازانقلاب مديريت هردو آنها را معمولاً يك نفر برعهده مى گرفت. الآن هم فكر مى كنم باتوجه به همين هدف، مركز هنرهاى تجسمى و موزه هنرهاى معاصر را يك نفر اداره مى كند. ضمن آنكه مى توان با اختياركردن يك قائم مقام از بار مديريتى سنگين آنها كاست تا هريك از اين مراكز فعاليت هاى خود را بهتر انجام دهند. اما به نظر مى رسد مشكل اصلى، اين نيست.
منظورتان مسأله زيرسايه هم قرارگرفتن اين دو نهاد است؟
بله. به نظر من مشكل اصلى از عدم برنامه ريزى دقيق براى هر يك از اين دو مركز مهم ناشى مى شود. در واقع به دلايل مختلفى كه فرصت بحث درباره آنها نيست، برنامه ريزى منسجم، پايدار و هدفمندى براى اين دو بخش نداشتيم. به همين دليل برخى از مباحث با هم خلط مى شوند. سامان دهى درونى ساختار مركز و موزه كه وظيفه ابتدايى ما براى شروع كار است به همين دليل انجام مى شود. ما الآن داريم اين ساماندهى را انجام مى دهيم و تلاش مى كنيم كه موزه و مركز، هركدام كارخودشان را انجام دهند.
اجازه بدهيد در ادامه گفت وگو كمى درباره مسائل به طور جزئى تر صحبت كنيم. اولين بحث به دوسالانه ها بازمى گردد. آيا در شيوه برپايى دوسالانه هاى هنرى كشور تجديدنظرى انجام خواهدشد تا چنين رويدادهايى حداقل ازنظر زمانى، معناى حقيقى خود را داشته باشند؟ ازسوى ديگر در جريان برپايى هريك از اين دوسالانه گروهى موافق و مخالف وجوددارند كه اين دو دستگى بر برگزارى دوسالانه ها تأثير منفى دارد آيا دراين روند، تحولى روى خواهدداد؟
روند گسترش دوسالانه ها در سال هاى گذشته بسيارزياد بود و الآن دوسالانه هاى متعددى مثل كاريكاتور، نقاشى، گرافيك، نگارگرى و... داريم. اين دوسالانه هاى متعدد اگر با يك برنامه ريزى دقيق و هدفمند هدايت شوند خوب است و مى تواند به گسترش هنر در كشور ما كمك كند.
همين دوسالانه هايى كه با تأخير برگزارمى شوند نيز دراين امر بسيار مؤثر بودند. اما شايد لازم باشد يك نگاه اصلاح گرانه به اين دوسالانه ها داشته باشيم. به نظرمن اين دوسالانه ها مى توانند يك دبيرخانه دائمى و مشترك داشته باشند.
چنين دبيرخانه اى مى تواند در برنامه ريزى صحيح آنها، هدايت درست و فارغ از مسائل گروهى و جناحى براى مديريت مناسب دوسالانه ها اقدام بكند. تاكنون چنين دبيرخانه اى وجودنداشت.
منظور اين است كه يك دبيرخانه واحد براى تمام دوسالانه ها شكل بگيرد؟
بله. يك دبيرخانه واحد و مشترك.
دراين صورت از تمام رشته هاى هنرى، هنرمندانى در آن حضور خواهندداشت؟
بله. اگر اين دبيرخانه كه درصدد شكل دادن به آن هستيم به وجود بيايد از نقش انجمن ها و گروههاى هنرى كاسته نخواهدشد بلكه از نيروهايى كه آنها در اين راه صرف مى كنند با برنامه ريزى و مديريت بهترى استفاده خواهدشد تا كيفيت برگزارى دوسالانه ها رشدكند و از مسائل انتقادبرانگيزى كه هميشه مطرح مى شود تا حدامكان پيشگيرى كنيم.
ضمن اينكه به نظر من به هرحال بايد از برپايى اين دوسالانه ها به نتيجه اى برسيم. به آن نتيجه و هدفى كه وجوددارد در طول اين سالها به شكل هدفمندى به آن توجه نشد. استراتژى بهره بردارى از دوسالانه ها درهمان دبيرخانه اى كه گفتم دنبال مى شود.
همچنين مى بايد تحولات هنرى كه در دوسالانه هاى كشور ارائه مى شود درخارج از كشور نيز نمود پيداكند.
اگر برگزارى دوسالانه ها با هدف مشخصى پيش بروند مى توانيم از نتايج آن در تعامل با كشورهاى ديگر به نحومطلوبى استفاده كنيم و چهره تحولات هنرى خود را درخارج از كشور ارائه كنيم. همچنين بايد اين تعاملات را درداخل كشور نيز تقويت كنيم و دورنماى برپايى دوسالانه اى منطقه اى در ايران را در ذهن داشته باشيم.
هدف و نتيجه اى كه انتظار داريد از دوسالانه ها به دست بيايد و به آن اشاره كرديد از نظر خودتان چيست؟
اولين هدف، شناسايى استعداد هنرمندان جوان تر است.هدف ديگر نيز شناسايى بهترين اثر هنرى هر رشته هنرى در طول دوسال است.
دركنار اينها با شناسايى استعداد جوان و بررسى آثار مى توان براى پيشبرد هنر در دوسال بعدى برنامه ريزى كرد.دراين صورت شاهد شكل گيرى هنرى با انسجام و هدفمندى بيشتر و يكدست تر ازنظر تحول سبكى و دوره اى خواهيم بود.
باتوجه به دبيرخانه دائمى كه به آن اشاره كرديد آيا امكان برپايى يك دوسالانه واحد هنرهاى تجسمى در كشور وجوددارد؟ باتوجه به اينكه اولين دوسالانه هنرى كشور كه در سال ۱۳۳۷ برگزارشد نيز چنين بود؟
بله. اين امر امكانپذير است و در بسيارى از كشورهاى ديگر شاهد آن هستيم. شايد يكى از دلايلى كه تاكنون چنين دوسالانه اى نداشتيم به مشكلات جمع كردن هنرمندان رشته هاى مختلف بازمى گردد. ازنظر امكانات برگزارى و حجم عظيم چنين رويدادى، مشكلات بسيارى وجوددارد.
آيا درموزه هنرهاى معاصر تهران همچنان به روى دوسالانه هاى هنرى بسته خواهدماند و سياستگذارى مديريت قبلى ادامه پيدامى كند؟
به نظر من اين تصميم گيرى، صحيح بود. چرا كه موزه بايد به فعاليت هاى موزه اى خود بپردازد. يكى از دلايل اصلى برپايى دوسالانه ها در موزه اين بود كه در سالهاى پس از انقلاب، موزه هنوز شخصيت موزه اى خود را پيدا نكرده بود. در عين حال فضاى كافى براى برپايى چنين دوسالانه هايى وجود نداشت. خوشبختانه در حال حاضر فضاهاى نمايشگاهى ديگرى نيز به وجود آمده است. به خصوص با گسترشى كه فرهنگستان هنر پيدا كرده و اجازه داده دوسالانه ها در آن برگزار شوند.
اما در هرحال آن فضاى نمايشگاهى در اختيار فرهنگستان هنر است و هر وقت كه بخواهدمى تواند آن را به هردوسالانه اى بدهد يا ندهد. فكر نمى كنيد بايد طرحى براى فراهم كردن فضاى نمايشگاهى ويژه اى براى دوسالانه ها در نظر گرفته شود؟
چنين طرحى وجود دارد و در كنار موزه هنرهاى معاصر فضايى براى آن در نظر گرفته شده بود اما به دليل مشكلاتى كه در سال هاى گذشته پيش آمد، اين طرح عملى نشد. يكى از برنامه هاى من اين است كه با حمايت وزارتخانه هاى فرهنگ ، كار و امور اجتماعى و سازمان هاى مرتبط مثل شهردارى تهران و فرهنگستان هنر اين كار عملى شود و بتوانيم اين فضا را احياكنيم. فكر مى كنم طرح جامع آن نيز وجود داشته باشد. مسكوت ماندن آن تاكنون به دليل وجود بازارچه فعلى دراين محل بود. اميدوارم اين درك درست و منطقى شكل بگيرد كه فضاى هنرى به چنين فضايى احتياج دارد و براى جابه جايى بازارچه تدبيرى انديشيده شود. ما اين برنامه را دنبال مى كنيم. اما درباره آن مشكلى كه در رابطه با فضاى فرهنگستان هنر گفتيد بايد بگويم فرهنگستان همچنان مشغول توسعه آن فضا است و در آينده امكانات بيشترى هم براى سرويس دادن به دوسالانه ها، هم براى كمك به ما و هم براى اجراى برنامه هاى خود خواهد داشت. همانطور كه گفتم ما سعى خواهيم كرد با مراكز ديگر تعامل برقرار كنيم و از توانايى هاى آن ها در كنار هم استفاده كنيم. در همين راستا، جلسه اى با مهندس ميرحسين موسوى داشتيم كه محور اصلى صحبتهايمان همين تعامل بود و وقتى بحث برپايى دوسالانه ها مطرح شد نيز ايشان گفتند كه از هيچ مساعدتى دريغ نخواهندكرد. ما اميدوار هستيم بتوانيم از اين امكانات استفاده كنيم.
براى مثال دوسالانه نگارگرى كه بنا بود در فرهنگستان هنر برگزار شود اما به دليل فعاليتهاى فرهنگستان اين امكان را نيافت، مى تواند از فضاى فرهنگستان استفاده كند؟
فكر مى كنم اين اتفاق بيفتد. اما بايد اين واقعيت را نيز در نظر بگيريم كه فرهنگستان هم براى خودش برنامه هايى دارد.
مسأله همين است.
بايد بتوانيم برنامه هاى خود را با فرهنگستان هماهنگ كنيم و اگر اين هماهنگى انجام شود، مشكلى وجود نخواهد داشت.
بحث ديگر به برپايى اكسپو باز مى گردد. سرنوشت اكسپوى تهران چه خواهدشد؟
اكسپوى تهران با كمى ها، كاستى ها و مشكلاتى در سال گذشته شروع شد. دست اندركاران اصلى اكسپو ، شورايى بود كه از مديران نگارخانه ها تشكيل شد اما باوجود اين شورا بازهم مشكلات ، ناهماهنگى ها و اعتراض هايى وجود داشت. در بين نگارخانه داران اين مسأله وجود دارد كه هنوز به اتحاد و انسجام لازم دست پيدا نكرده اند. يك بخش از وظايف ما به عنوان مركز هنرهاى تجسمى و مؤسسه توسعه هنرهاى تجسمى نيز به اين امر باز مى گردد كه به آنها در تشكيل يك انجمن صنفى كمك كنيم. با شكل گرفتن اين انجمن، همه چيز قانونمند خواهد شد و اين ناهماهنگى ها كمتر روى خواهد داد. سعى ما اين است كه از تشكيل انجمن صنفى نگارخانه دارها حمايت كنيم تا در واقع به نفع خودشان و جامعه هنرى فعاليت كنند. در كنار اين اقدامات، بايد اقتصاد هنر نيز ساماندهى شود. اگر اكسپو با برنامه ريزى درست و هماهنگى برپا شود مى تواند به پويايى اقتصاد هنر كمك كند. اكسپو نبايد رها شود بلكه بايد تا زمان لازم از آن حمايت كنيم تا بتواند مستقل شود. نگارخانه داران و هنرمندان نيز بايد اين هدف را داشته باشند كه روزى خودشان اين نمايشگاه فروش را برگزار كنند و به هيچ مركز دولتى اتكا نداشته باشند؛ چرا كه وقتى كارى، اقتصادى است و سود مالى دارد به طور منطقى بايد بتواند هزينه هاى خود را بدهد در حالى كه بسيارى از هزينه هاى اكسپو را مركز هنرهاى تجسمى و مؤسسه توسعه هنرهاى تجسمى تقبل كرده بود از كرايه محل نمايشگاه تا تبليغات و كاتالوگ اكسپو همه از سوى اين نهادها انجام شد.امسال متأسفانه هنوز اين اتفاق نيفتاده. گروهى از نگارخانه داران كه سال گذشته اكسپو را برگزار كردند هنوز مراجعه اى نداشتند و با گروهى كه براى امسال انتخاب شدند نيز ارتباطى برقرار نشده است. البته نشست هاى پراكنده اى با صاحبان نگارخانه ها داشتيم . از جمله با گروهى كه تحت عنوان تعاونى نگارخانه داران تشكيل شده و جلسه اى را با نمايندگان آنهابرگزار كرديم. در آن جلسه قرار شد براى ساماندهى اكسپو،نشستى با تمامى صاحبان نگارخانه ها برگزار شود كه اميدواريم اين جلسه تا پايان ماه مبارك رمضان شكل بگيرد.
ادامه دارد