چهارشنبه ۴ آبان ۱۳۸۴ -
Wed, Oct 26, 2005
مهرگان
۳۲۹۲
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
درباره مهدى طالب
تحقيق در اجتماع ايرانى
- مهدى طالب، جامعه شناس و استاد دانشگاه، متولد ۱۳۲۴ نهاوند.
- اخذ مدرك ديپلم رياضى در سال ۱۳۴۳.
- اخذ مدرك ليسانس علوم اجتماعى از مؤسسه تحقيقات اجتماعى دانشگاه تهران، ۱۳۴۷.
- اخذ مدرك فوق ليسانس روستاشناسى از دانشگاه دانيل فوشه فرانسه.
- اخذ مدرك فوق ليسانس جامعه شناسى از دانشگاه ميرال فرانسه.
- اخذ مدرك دكتراى جامعه شناسى با گرايش روستايى از دانشگاه ميرال فرانسه.
- استاديار دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران، ۱۳۵۷.
- دانشيار دانشگاه تهران
- استاد دانشگاه تهران
- عضو هيأت علمى دانشكده كشاورزى همدان از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۳.
- عضو شوراى عالى الگوى مصرف كشور، عضو هيأت امناى پژوهشكده سوانح طبيعى ايران، عضو شوراى مشورتى مشاركتى روستاييان در بهره بردارى از منابع آب.
- معاون آموزشى دانشكده علوم از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۲ و از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۰.
233580.jpg
- مدير گروه آموزشى تعاون رفاه اجتماعى در ۸ دوره و به مدت ۱۶ سال.
- رئيس مؤسسه تحقيقات تعاونى در سالهاى ۷۷-۱۳۷۶.
- مشاور اجتماعى وزير مسكن و شهرسازى در سالهاى ۷۶-۱۳۷۲.
تأليف مقالات علمى متعدد و تأليف كتاب هاى:
۱- كتاب تأمين اجتماعى، ۲- كتاب مديريت روستايى در ايران، ۳- روش تحقيق در علوم اجتماعى، ۴- چگونگى انجام مطالعات اجتماعى، ۵- جامعه شناسى اعتبارات روستايى در ايران، ۶- اصول و انديشه هاى تعاونى، ۷- شيوه هاى علمى مطالعات اجتماعى، ۸- جامعه شناسى روستايى با تكيه بر ابعاد توسعه و تغييرات اجتماعى.
جامعه شناسى واقعگرا و عملگرا است. جامعه شناسى و جامعه شناس نبايد به يك حزب يا گروه سياسى تعلق خاطر داشته باشد، بلكه اين تعلق بايد به جامعه باشد.
مهدى طالب، جامعه شناس عملگراى ايرانى متولد ۱۳۲۴ نهاوند است. تحصيلاتش را در مقاطع تحصيلى ابتدايى و دبيرستان در زادگاهش تا كلاس يازدهم دنبال مى كند و براى ادامه تحصيل و اخذ مدرك ديپلم به تهران مهاجرت مى كند و در سال ۱۳۴۳ ديپلمه رياضى مى شود.
كوچكى جثه او موجب مى شده كه بچه آرام و ساكتى باشد و در ميان دانش آموزان تهرانى آن دبيرستان با معدل ۱۶‎/۲۵ شاگرد اول شود و در منطقه مروى هم كلاً شاگرد دوم شود. او قبلاً در امتحانات نهايى ششم دبستان در سطح شهر نهاوند هم از نظر نمره مقام دوم را كسب كرده بود. به ياد دارد كه معلم رياضى دوره سيكل اول متوسطه كه جديداً تحصيلات خود را به پايان رسانده و براى تدريس به زادگاهش برگشته بود در برگه امتحانى، سؤالى را به اشتباه طرح كرده بود و وقتى مهدى طالب چند بار به او مراجعه مى كند و مى گويد اين سؤال اشتباه است و بايد اصلاح شود، همان معلم سيلى محكمى به صورت شاگردش مى زند.
«تا آخر جلسه گريه كردم ولى بعداً نمره ام ۲۰ شد. معلم ما فهميده بود كه سؤالش غلط بوده ولى به هر حال اول مرا پيش بچه ها شرمنده كرد و بعداً هم عذرخواهى نكرد. او با آن نوع نمره دادن به من خواسته بود جبران مافات كند. اخيراً در يك مجله اى آن موضوع را مطرح كردم و همان معلم كه در يك مؤسسه فعال آموزشى كنكور كار مى كند بعد از چند دهه چنان اتفاقى را نفى كرده بود».
معلم ديگرى به اسم «پاچنارى» داشته كه هر زمان او پاى تخته سياه بوده و دانش آموزان در كلاس سر و صدا مى كرده اند،  بدون نگاه كردن به پشت سر، به طرف بچه ها گچ پرتاب مى كرده و از اين طريق مى خواسته كه ساكت باشند و از شانس بد مهدى طالب، چند گچ پرتابى به سر و صورت اش مى خورد.
مهدى طالب مى گويد يك بار به سرعت جواب مسأله اى را به دست آورده و وقتى همان معلم،  برگه اش را ديده دست نوازش بر سر شاگردش كشيده است و شاگرد هم مى گويد در آن لحظه من غرق در شادى شدم.
از صالحى معلم ادبياتش در تهران هم ياد مى گويد. معلمى كه وقتى طالب به همراه مادرش به بارگاه حضرت عبدالعظيم مى رود مى بيند معلم كفشدار آنجا است و بدون تزلزل و خجل شدن، شاگردش را با گرمى و محبت صدا مى زند و احوالش را مى پرسد. معلمى ديگر به نام نعمت صالحى داشته كه شاگردش را به وادى روزنامه ديوارى تهيه كردن كشانده است و حتى كار به جايى مى رسد كه او به همراه چند نفر ديگر پنجشنبه ها و جمعه ها نه تنها براى مدرسه خودشان كه براى چند مدرسه ديگر كاغذ ديوارى تهيه مى كنند.
«اين معلم شوق نوشتن و شايد آنچه كه باعث شد به جامعه شناسى علاقه مند شوم را در من به وجود آورد».
233478.jpg
او كه در زمان تحصيلش در تهران در منزل يكى از بستگانش در نزديك مدرسه يعنى در منطقه ميدان قيام اقامت داشته به علت ضعف در درس زبان انگليسى، در كنكور عمومى دانشگاه تهران كه شامل دروس زبان فارسى، معلومات عمومى و زبان انگليسى بود توفيقى كسب نمى كند.
با اتمام تحصيل در دوره دبيرستان و اخذ ديپلم، پدر كاسب اش در نهاوند از او مى خواسته به نهاوند برگردد.
«چون مغازه را من اداره مى كردم. حتى مدتها بعد از آمدن من به تهران، پدرم از طريق نامه از من حساب و كتاب مشتريان را مى پرسيد. مهدى طالب كه مايل نبوده به نهاوند برگردد و به كار مغازه دارى بپردازد، به طور اتفاقى آگهى پذيرش دانشجوى مؤسسه تحقيقات اجتماعى ايران را مى بيند كه از روى معدل و نه با امتحان ورودى دانشجو مى پذيرفته. چهل نفر از ميان متقاضيان برگزيده مى شوند و يكى از آنها مهدى طالب بوده است و به اين صورت او به نهاوند مراجعه نمى كند ولى به هر حال، مغضوب پدر مى شود و ديگر برايش پولى ارسال نمى شود.
حدود ۶ ماه گيج و مبهوت بوده و درسهايى مانند فلسفه مى خوانده كه با روحيه او سازگار نبوده اند. اما نحوه عمل استادانى همچون دكتر غلامحسين صديقى پدر جامعه شناسى ايران و آشنايى پيدا كردن به حوزه كارى جامعه شناسى، به رشته اش علاقه مند مى شود و حتى در سال بعد هم كه در كنكور بازرگانى پذيرفته مى شود، تغيير رشته نمى دهد و تحصيلات را در همان رشته ادامه مى دهد.
«من معتقدم كسانى كه پايه تجربى يا رياضى دارند اگر به رشته جامعه شناسى بيايند نسبت به ديگر دانشجويان موفق تر خواهند بود. چون چنين اشخاصى از منطق علمى پيروى مى كنند».
بعد از چند ماه تحصيل در رشته جامعه شناسى، در بخش تحقيقات روستايى همان مؤسسه مشغول به كار مى شود ولى حقوق نقدى به او نمى داده اند. در عوض مى توانسته نشريات مؤسسه را دريافت كند و در ضمن اخلاق فروش آن نشريات را هم نداشته است و در چنين وضعى به كارهايى از قبيل حروفچينى در چاپخانه تهران مصور روى آورده و يا كارهايى كه نياز به تخصص خاصى نداشته روى آورده و از قبل حقوق دريافتى، زندگى ساده اى را تجربه مى كرده و تا ماهها بعد همچنان مغضوب پدر باقى مى ماند.
در سال ۱۳۵۳ به عنوان كارشناس تحقيق موضوعى به استخدام رسمى مؤسسه درمى آيد و مدتى بعد و براى ۲ سال به مأموريت تحصيلى در فرانسه اعزام مى شود و قبل از عزيمت به فرانسه در انجمن ايران و فرانسه در كلاسهاى زبان فرانسه شركت كرده است.
دو سال هم مرخصى بدون حقوق مى گيرد و بعد از اتمام تحصيل در رشته جامعه شناسى به كشور بازمى گردد.
عنوان پايان نامه اول فوق ليسانس او «جامعه شناسى روستاشناسى» بوده و منابع معيشت سه روستاى ايرانى را در سه نقطه كشور و از جمله در نيشابور و خلخال كه در ايران با كمك پروفسور ژاپنى به نام موريو انو (Morio-ONO) انجام داده كامل كرده و ارائه مى كند. پايان نامه دومش در مورد تغييرات اجتماعى روستاى ابراهيم آباد نيشابور ظرف ۱۰ سال بوده است كه تحقيقات ابتدايى آن توسط او و پروفسور انو كه در ايران فرصت مطالعاتى اش را مى گذرانده انجام شده بود و مهدى طالب تغييرات ده سال بعد آن روستا را يعنى در سالهاى پس از اصلاحات ارضى مورد مقايسه قرار مى دهد.
«تمام ساختارهاى سنتى روستا ظرف ۱۰ سال به سرعت از بين رفته بود. قبلاً مردم در يك قلعه زندگى مى كردند ولى با شروع اصلاحات، مردم در زمين هاى زراعى خانه ساخته بودند، هماهنگى و يگانگى بين افراد به هم خورده بود و برخى از زارعين با نفوذ كه احياناً با شهر ارتباط داشتند و يا با نيروهاى دولتى در ارتباط بودند، خرده بورژوازى روستا را شكل داده بودند و بنابراين هدف اصلاحات كه ايجاد برابرى و يكسانى افراد بود تحقق پيدا نكرد».
از استادان شاخص اش در فرانسه به نام لودور (Ledreau) اشاره مى كند. زمانى به فرانسه مى رود كه چند سالى از شورش دانشجويى ۱۹۶۸ فرانسه گذشته بوده و دانشجويان ايرانى و از جمله حسن حبيبى به شدت مشغول فعاليت هاى سياسى بوده اند و زمانى هم كه طالب در دانشگاه ميرال درس مى خوانده از شهر تولوز به پاريس مى آمده تا از وقايع سياسى جديد باخبر شود.
او معتقد است كه به اصطلاح «كتابى» درس نمى دهد و از استادانى هم كه صرفاً به طرح نظريات مختلف جامعه شناسان دنيا اقدام مى كنند و آن نظريه ها را به دانشجويان ايرانى و بدون تحليل خاصى از شرايط جامعه ما ارائه مى دهند گلايه دارد و مى گويد: «انگار برخى از استادان دانشگاههاى ما، غلام حلقه به گوش برخى جامعه شناسان معروف دنيا هستند».
به اين باور دارد كه ما براى بررسى اوضاع جامعه، در ابتدا بايد واقعيات و ريشه هاى مشكلات اجتماعى را بشناسيم و ضمن در نظر گرفتن نظريه هاى مرسوم دنياى كنونى، نظريه جديدى متناسب با جامعه ايران بسازيم. اين جامعه شناس مى گويد وقتى تاريخ و سرگذشت كشور را مطالعه مى كنم از اينكه در قرون اخير به جامعه ظلم و ستم شده و خصوصاً برخى از افراد داخلى هم در اين زمينه نقش داشته اند ناراحت مى شوم. مى گويد: «قبل از اينكه با هر خارجى بجنگم، از اين نوع افراد متنفر مى شوم كه دست در دست عامل خارجى گذاشته و به جامعه ظلم و ستم كرده اند».
طالب با صراحت مى گويد انتخاب كشور همانند انتخاب پدر و مادر دست آدم نيست و علاقه به وطن هم يك امر عمومى است. او با بيان اينكه ممكن است علاقه اش نسبت به بسيارى ديگر از هموطنانش به كشور بيشتر باشد، مى افزايد:
« من فكر مى كنم هيچ انسانى نيست كه به وطنش علاقه مند نباشد. چون بالاخره انسان بايد يك شناسنامه داشته باشد و نشان بدهد به جايى تعلق خاصى دارد. من هم به كشورم عشق مى ورزم و دوستش دارم».
او در مطلبى كه با عنوان «چرا جامعه شناسى در ايران پرت است؟» توصيه به جامعه شناسان جوان دارد و مى نويسد: «توصيه اى دارم به جامعه شناسان جوان كه واقع بين باشيد و با جامعه زندگى كنيد. زبان آنها [مردم] را بفهميد. نظرات آنها را به سخره نگيريد. يا دم از دموكراسى نزنيد. زمان و موقعيت فرهنگى جامعه خودتان را خوب بشناسيد ياد بگيريد به زبان مردم حرف بزنيد. با آنها دمخور باشيد. اگر قصد ناجى گرى را داريد لااقل اول خود شنا ياد بگيريد. مگر مى شود مثلاً غريق را با مشت زد بعد او را نجات داد؟»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |