چهارشنبه ۴ آبان ۱۳۸۴ -
Wed, Oct 26, 2005
ماجرا
۳۲۹۲
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
در جست و جوى داغ ترين نقاط جرم
در جست و جوى داغ ترين نقاط جرم
جاى خالى «مرفولوژى شهرى» در برنامه ريزى هاى انتظامى
كارشناسان علت افزايش بزهكارى را معلول ۳ عامل تراكم جمعيت، تفكيك و جدايى بين ساكنان شهر و بى نام و نشانى مردمان شهرنشين مى دانند. بر اين اساس امروزه با توجه به رشد روزافزون جنايت و جرم، فرمولوژى شهرى و طراحى محيطى نقشى بسزا و ابزارى كارآمد در جلوگيرى از وقوع جرم بويژه در فضاهاى غيرقابل دفاع شهرى دارد.
به گزارش ايسنا برنامه ريزان شهرى تأكيد مى كنند كه با توجه به مرفولوژى شهرى مى توان ضمن بررسى فرايند شكل گيرى شهر، به عوامل محيطى مرتبط و مؤثر بر پيشگيرى از جرم پرداخت و علاوه بر مشخص كردن نواحى جرم زا در شهرها به تأثير نقش تراكم در شهرها و نحوه توزيع نقاط داغ جرم و عوامل مؤثر بر آنها نيز توجه داشت.
مسأله ديگرى كه امروز ثابت شده، آن است كه مؤثرترين طرح ها و اقدامات، آنهايى هستند كه با طبيعت و محيط هماهنگى دارند. بر همين اساس در بسيارى از موارد، برنامه ريزان در حيرتند كه چرا عليرغم ميل شان در درازمدت پاره اى از طرحهاى اجرا شده محيطى، خسارتهايى را در پى دارد. حادثه خاك سفيد و اخيراً پاكدشت در اين مورد مى توانند نمونه هاى خوبى را عرضه كنند؛ زيرا شرايط خاص محيطى و ژئومورفيك اين دو منطقه باعث شده بود كه اولاً اين مناطق براى وقوع برخى جرايم بيشتر مستعد باشند و ثانياً پيگيرى و حل مسأله پيچيده تر شود.
عبادى نژاد، كارشناس انتظامى در اين باره تصريح مى كند: در فرايند تصميم گيرى و تنظيم طرحها بايد ابتكارهاى فردى و شخصى را به سياستهاى عمومى و جامع تبديل كرد؛ به عبارتى براى پرهيز از اشتباهات بايد از كليه متخصصان ذيربط ، از جمله ژئومورفولوژيست ها هم كمك گرفت. به گفته وى در بررسى تاريخى حوادث و سوانح طبيعى همانند زمين لرزه ها ، لغزش ها ، سيل و حوادث انسانى همچون : جنگ، انقلاب، شورش و ... مى توان مشاهده كرد كه همواره از نيروى پليس انتظارهاى فراوانى جهت پاسخگويى به جامعه وجود داشته است و همين توقع عمومى ايجاب مى كند كه اين نيرو با دقت بيشترى به اين فرايندها و مطالعه آنها بپردازد و در اين راستا دانش ژئومورفولوژى كمكهاى بسيارى در شناخت مكانيسم رخدادهاى طبيعى و انسانى مى تواند ارائه كند.
وى معتقد است: در ميان عوامل شناخته شده مرتبط با جرم و جنايت يكى از موارد بسيار مهم، محل هاى شناخته شده جرم خيز است. حتى مى توان گفت كه مجرمان نيز براى ارتكاب به جرم به دنبال بهترين مكانها هستند. به عنوان مثال مسلماً قاچاق مواد مخدر در مرزهاى شرق كشور و راه حمل آن، تا حدود خيلى زيادى بستگى به شرايط توپوگرافى و مرفولوژى اين مناطق دارد كه قاچاقچيان با شناخت و بهره گيرى از آنها به عمل خبيثانه خويش مى پردازند. در چنين شرايطى كه باندهاى قاچاق و مواد مخدر و كالا و همچنين سارقان حرفه اى با شناخت شرايط مرفولوژى محيط اقدام به ايجاد ناامنى مى كنند، زيبنده است نيروى انتظامى در راستاى وظيفه برقرارى امنيت و برخورد قاطع با مظاهر ناامنى، از محيط و محل مأموريت خود شناختى همه جانبه و ديدگاهى مناسب نسبت به اين شرايط ، داشته باشند. وى در ادامه با اشاره به اين نكته كه برنامه ريزى، اساساً به توسعه فيزيكى و استفاده از زمين مربوط مى شود و بنابراين، بديهى است كه اطلاعات مربوط به ژئومورفولوژى و ساير علوم زمين مى تواند عنصر مهمى در تنظيم طرحها و سياست هاى برنامه ريزى و نيز در ارزيابى تقاضاهاى خصوصى باشد، تأكيد مى كند: وقوع نسبتاً زياد و رايج پديده هايى مثل زمين لغزه (لغزش) كه توسعه را تحت الشعاع قرار مى دهد و يا خود ممكن است بر اثر مهندسى نامناسب ايجاد شود، نشان مى دهد كه فرايندهاى دامنه اى (كه پايدارى زمين را متأثر مى سازند) در بعضى تصميم گيرى هاى مربوط به توسعه و برنامه ريزى، مورد توجه قرار نگرفته اند. همچنين پديده هايى مثل زمين لرزه، سيل و .... كه معمولاً موجب خسارات فراوان مى شوند، نيازمند طرحهايى جهت به حداقل رساندن مصايب هستند كه نقش داده هاى مكانى و ژئومورفيك و نيز نقش نيروهاى انتظامى به عنوان نيروهاى امداد رسان در اين برنامه ها حايز اهميت زياد است.
عبادى نژادتأكيد مى كند كه بايد توجه داشت اين گونه نهادها حتى قبل از وقوع چنين حوادثى مى توانند از طريق اعمال نظر كارشناسى در طرحهاى مزبور نقش مشخص تر و فعالترى داشته باشند؛ به عنوان مثال نيروى انتظامى در زمان احداث مجتمع هاى مسكونى ، ادارى ، راههاى ارتباطى و ... با كمك گرفتن از كارشناسان ژئومورفولوژى و با توجه به اهداف مورد نظر مى تواند پيشنهادهايى را براى انتخاب بهترين مكان احداث ساختمانها و راههاى دسترسى مناسب در مواقع ضرورى ارائه كند. اين كارشناس خاطرنشان مى كند : براى درك بهتر ضرورت چنين كاربردى ابتدا بايد فرايندهاى ژئومورفيك كه به نحوى مخالف جهت رفاه عمومى است ، شناسايى شوند و مورد قضاوت سياستگذاران در سطوح بالاى تصميم گيرى قرار گيرند. همچنين از طريق گسترش ارزش هاى صاحبان حرفه ها و متقاضيان يا مصرف كنندگان برنامه ها، تضادها و تعارض ها را به حداقل ممكن كاهش داد.
عبادى نژاد تصريح مى كند: به طور كلى عدم اطلاع از دانش ژئومورفولوژى و برنامه ريزى هاى فضاى سرزمينى تا حدودى باعث نافرجام ماندن برنامه و نرسيدن به مرحله مطلوب از پيش تعيين شده خواهد شد. اين كه در برنامه ريزى ها از چنين دانشى استفاده شده يا نه، نشان دهنده ميزان كفايت برنامه ريزان و برنامه آنهاست. براى مثال احداث ساختمانها و بناها بر روى خطوط گسل و شكستگى ها بدون توجه به عوارض جانبى آنها و با ناديده گرفتن خطرات احتمالى كه توسط علومى همانند ژئومورفولوژى هشدار داده مى شود؛ نشانه عدم آگاهى و رفتن به استقبال خطر است. مسلماً از آن جايى كه نيروى انتظامى يكى از برنامه ريزان محيطى و فضايى تلقى مى شوند كه اتفاقاً نقش محسوس تر و عينى تر را بازى مى كنند بايد توجه بيشترى به اين گونه علوم پايه كرد تا سطح اعتماد عمومى و نگرش مثبت به آنها افزايش يابد.
اين كارشناس در تأييد اهميت موضوع فوق ، مى افزايد: مسأله پاسخگويى به مردم و تأمين رفاه عمومى و عدالت اجتماعى نيز داراى زمينه محيطى است كه ضرورت توجه به اين علم را بيشتر مى كند. مسلماً بستر اجراى تمامى تصميمات امنيتى ، اجتماعى ، اقتصادى و ... محيط طبيعى، شرايط خاص اقليمى و ژئومورفيك مناطق مختلف است كه بايد با دقت بيشترى به شناخت آنها همت گمارد.
به گزارش ايسنا وى براى برنامه ريزى جامع و دسترسى به نتايج قابل قبول پيشنهاد مى كند كه زمينه مناسب براى مشاركت و مشاوره اين گروه از دانشمندان در تصميم گيرى هاى انتظامى ايجاد و به مسائل و بسترهاى محيطى در برنامه ريزى هاى انتظامى توجه همه جانبه شده و در حل مسائل به طور صحيح و بجا به كار گرفته شوند. متخصصان اين علم در رده هاى تخصصى ناجا مثل مرزبانى ، راهور، انتظامى و .... استخدام و بستر تحقيقاتى و پژوهشى مناسب براى گروههاى علمى مختلف از جمله ژئومورفولوژيست ها فراهم و در اين ميان راهكارهاى مناسبى در حل مسائل و رخدادها ارائه شوند.
محكوميت هاى پى در پى طلاق يا زندگى؟
233490.jpg
گروه حوادث، كرج - خبرنگار «ايران»: يك زن كه از محكوميت هاى پى در پى شوهرش خسته شده بود با مراجعه به دادگاه خانواده كرج درخواست طلاق كرد.
تصميم زن به ادامه زندگى مشترك با شوهرش زمانى كه مرد قول داد ديگر مرتكب خلاقى نشود باعث تعجب قاضى دادگاه و حاضران شد.
بنا به اين گزارش يك زن با مراجعه به شعبه هفدهم مجتمع قضايى خانواده كرج با ارائه دادخواستى به خاطر محكوميت هاى بيش از حد شوهرش تقاضاى طلاق كرد. اين زن كه كارمند يك شركت است وقتى در برابر ميز قاضى اكبر طالبى رئيس شعبه هفده قرار گرفت گفت: ۱۲ سال پيش همسرم در نانوايى شاطر بود. او تصميم به ازدواج مى گيرد و به دوستانش سفارش مى كند تا دختر نجيبى را به او معرفى كنند. با معرفى يكى از دوستانش او به خواستگارى ام آمد و با مهريه ۹۰۰ هزار تومانى به عقد هم درآمديم.در مدت ۴ ماه كه با هم نامزد بوديم متوجه رفيق بازى هاى بى اندازه شوهرم شدم. اما مادرش گفت به همين خاطر برايش زن گرفتم تا دست از رفقايش بردارد. يك سال بعد دخترم به دنيا آمد. اما هيچ تغييرى در رفتارهاى شوهرم پيش نيامد. پس ازآن متوجه اعتياد شوهرم شدم. ديگر پولى كه به خانه مى آورد بسيار كم شده بود تا اينكه وقتى دخترم دو ساله شد همسرم به خاطر استعمال مواد به شلاق و زندان محكوم شد. زندگى به من و دخترم سخت مى گذشت. اميد داشتم وقتى همسرم از زندان بيرون بيايد جبران كند اما همسرم بعد از آزادى علاوه بر استعمال مواد به كار خريد و فروش مواد روى آورده بود. ديگر كمتر حضور او را در خانه حس مى كرديم. او دائماً دستگير مى شد و به خاطر استعمال و تهيه و نگهدارى ترياك و هروئين هر بار به شلاق، زندان، اقامت اجبارى در اردوگاه كار و جريمه نقدى محكوم مى شد. فكر كردم چون در شهرستان و محيط و فضايى بسته سكونت داريم برايش ترك دوستان و دست كشيدن از مواد مشكل است. به همين خاطر در حالى كه مادرم هم فوت كرده بود از شوهرم خواستم نقل مكان كنيم شايد بتوانيم زندگى آرام و ساده اى را تشكيل دهيم. همسرم به دنبال كار راهى تهران شد. اما ۹ ماه از او خبرى نشد. همه جا را به دنبال او گشتم تا اينكه متوجه شدم به خاطر فروش مواد مخدر در يكى از زندان هاى كرج بازداشت شده است و پس از تحمل دوره محكوميتش بايستى ۵۰ هزار تومان جريمه نيز بپردازد. با هزار بدبختى ۵۰ هزار تومان را تهيه كردم. اسباب و اثاثيه   مان را هم جمع كرديم و راهى كرج شديم. در كرج خانه اى اجاره كردم و با پرداخت جريمه شوهرم آزاد شد، اما به زندگى برنگشت. يك سال با دخترم كه حالا ۱۲ ساله شده است به تنهايى در خانه اجاره اى زندگى كرديم. در اين مدت خانواده شوهرم به ما سر مى زدند. من هم با كار كردن در يك شركت عهده دار مخارج زندگى شدم، به اين اميد كه همسرم به زندگى برگردد و خانواده ما از هم نپاشد اما پس از يك سال بى توجهى او تصميم به طلاق گرفتم. چرا كه من در طول ۱۲ سال زندگى مشترك شايد ۵ سال هم شوهرم را نديده ام. او يا در زندان بود و يا در شهرستان ها به دنبال كارگرى يا شاطرى نانوايى بود. هر چند هر چه كار مى كرد دست ما را نمى گرفت اما لااقل خرج خودش را در مى آورد. من هم با كار شبانه روزى لوازم زندگى خريده ام تا زندگى ام از زندگى ديگران چيزى كمتر نداشته باشد و جواب زندگى را با تلاشم داده ام اما انتظار داشتم وقتى به دنبال شوهرم به كرج كشيده شدم حداقل او با حضورش در خانه به من و دخترم دلگرمى مى داد نه اينكه در اين شهر باشد اما خانه ما را بى مرد بگذارد و يك سال تمام من در انتظار بازگشت او به خانه بمانم و حالا چون از او نااميد شده ام انتظار دارم علاوه بر صدور حكم طلاق با توجه به اعتياد همسرم و شدت علاقه دخترم به من حضانت او هم به من سپرده شود.
قاضى اكبر طالبى رئيس شعبه ۱۷ خانواده كرج با شنيدن ادعاهاى مطرح شده از سوى اين زن ضمن احضار همسرش دستور داد تا سوابق كيفرى مرد بررسى شود.
بررسى ها حاكى از آن بود كه اين مرد ۳۰ ساله داراى ۷ فقره سابقه محكوميت در يكى از شهرستان ها بوده كه پس از عزيمت به كرج نيز به اعمال خلافكارانه خود ادامه داده است.
با تعيين وقت رسيدگى به پرونده، زوج جوان در دادگاه حاضر شدند. وقتى قاضى علت رفتارهاى مرد را از او پرسيد گفت: من بيش از ۱۰ بار ترك اعتياد كرده ام اما هر بهانه كوچكى باز مرا به سمت مواد مى كشيد و در حين كشيدن مواد به زن و بچه فكر نمى كردم. يعنى خيالم راحت بود.
زنم نجيب و زحمتكش بود و به خوبى دخترم را تربيت مى كرد. رابطه اش با خانواده ام هم خوب بود و نگرانى نداشتم اما اين يك سال كه از او دور بودم سال سختى بود. ديگر مثل گذشته ها فكر نمى كنم و دلم مى خواهد زندگى نويى را شروع كنم. در حال حاضر ۳ ماه است ترك كرده ام و از همسرم انتظار دارم فرصت ديگرى به من بدهد. زنم در تمام اين سال ها با صبرو گذشت و نجابت نگذاشته است زندگى مان از هم بپاشد و دخترم آواره شود. من در اين يك سال وقتى زندگى ديگر معتادان را ديده ام كه همسرانشان آنها را ترك كرده اند و فرزندانشان به بهزيستى سپرده شده  اند تازه قدر زنم را فهميدم. او نه تنها نگذاشت خانواده ما بپاشد بلكه در خيلى موارد جريمه  هاى نقدى مرا پرداخت مى كرد تا خانه اش بى مرد نباشد. او هيچ وقت به من بى احترامى نكرد و هميشه با تمام خستگى هايش در خانه چشم به راه من بود.
من زمانى كه به خواستگارى همسرم رفتم ۱۸ سال داشتم. با ديدن او احساس كردم او مى تواند مرا خوشبخت كند و من هم او را. البته در مورد او درست فكر كردم اما در مورد خودم نه! زن وقتى ابراز پشيمانى همسرش از رفتارهاى گذشته اش و درخواست خانواده همسرش براى فرصتى دوباره را شنيد گفت: به نظر من طلاق پايان مشكلات نيست، بلكه شروع آسيب هاى جديد به من، همسرم و فرزندم است. دخترم بزرگ شده و من اين نگرانى را در خودم مى بينم كه نتوانم او را بدون پدر در جامعه رها كنم و حالا كه شوهرم پشيمان زانو زده است از خشم خدا مى ترسم. اعتقاد دارم دل شوهرم را شاد كنم خدا دلم را شاد مى كند.
همه حاضران در دادگاه و قاضى تعجب كردند وقتى كه زن چادرش را مرتب كرد، به شوهرش لبخند زد و صورتجلسه دادگاه را امضا كرد.
قاضى اكبر طالبى رئيس شعبه ۱۷ دادگاه خانواده كرج حكم داد: با عنايت به تعهد زوج به ترك اعتياد و استرداد دادخواست توسط زوجه مستنداً به بند ب ماده ۱۰۷ قانون آيين دادرسى مدنى قرار رد درخواست طلاق صادر شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |