|
گفت وگو با عبدالمجيد حسينى راد رئيس مركز هنرهاى تجسمى وزارت ارشاد
تمام آثار هنرى، حق نمايش دارند
بخش دوم و پايانى
|
|
|
چنگيز محمودزاده بخش اول گفت و گو با عبدالمجيد حسينى راد ، رئيس مركز هنرهاى تجسمى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى روز گذشته منتشر شد. در بخش اول اين گفت و گو تحولات مركز هنرهاى تجسمى روند برپايى دوسالانه هاى هنرى كشور و برپايى اكسپوى تهران مورد بررسى قرار گرفت. در ادامه، دنباله صحبت هاى مطرح شده درباره اكسپو تهران ، گنجينه موزه هنرهاى معاصر تهران و سفر هنرمندان به دو سالانه ونيز را مى خوانيد: چه برنامه اى داريد كه مشكلات سال گذشته اكسپو تهران پيش نيايد و مجبور نشويد آثار فروخته شده را پس بگيريد و به هنرمندان باز گردانيد؟ اين مسأله در برنامه ريزى اكسپو بايد رفع شود. اگر اين مسأله كه وزارتخانه ها و سازمان هاى دولتى مى توانند نيم تا يك درصد از بودجه هاى عمرانى خود را صرف خريد آثار هنرى كنند، پيش از برپايى اكسپو با اين نهادها درميان بگذاريم و آنها را براى خريد آثار متقاعد كنيم ديگر هنگام برپايى اكسپو با اين مشكل مواجه نخواهيم شد كه نهادى يك اثر را بخرد و بعد آن را بازگرداند و بگويد اين اثر را دوست ندارم. علاوه برآن، اكسپو به يك كار كارشناسى دقيق احتياج دارد تا فردى كه از اكسپو خريد مى كند بعداً به اين فكر نيفتد كه ضرر كرده است و اثر هنرى خريدارى شده ، ارزش هزينه پرداختى آن را ندارد. اگر هماهنگى هايى از قبل انجام شود به نظر من ديگر اين اتفاق ها روى نخواهد دادو خريداران به كار كارشناسى اعتماد مى كنند. اگر بخواهيد به اكسپوى گذشته نگاه كنيد آيا آن را تجربه اى موفق مى دانيد؟ به نظر من يك تجربه اوليه است نه يك تجربه موفق. يك تجربه اوليه كه مى توانست موفق تر از اين برگزار شود. هر تجربه اى در ابتدا، كمى ها و كاستى هايى دارد. اجازه بدهيد كمى هم درباره گنجينه موزه هنرهاى معاصر تهران صحبت كنيم كه هم اكنون نمايشگاهى از آثار خارجى آن برپاست. شما سال گذشته در يك گفت و گو از طرح تعويض آثار غيرقابل نمايش گنجينه با آثارى كه در اختيار كشورهاى ديگر است حمايت كرده بوديد. آيا همچنان اين عقيده را داريد و آيا قصد داريد اين تفكر را عملى كنيد؟ ما آثار غيرقابل نمايش زيادى نداريم. همان تعداد محدودى كه وجود دارد. وقتى اين آثار قابل نمايش و عرضه به جامعه هنرى نيست، شايد نگهدارى صرف آنها، لطماتى به اين آثار بزند. به نظر من هر اثر هنرى حق دارد به نمايش گذاشته شود و اينكه اثرى در مجموعه ماوجود دارد و نمى توانيم آن را نمايش دهيم در وهله اول ، مشكلى است كه ما براى آن اثر به وجود آورديم. اما اگر جامعه و رويدادهاى هنرى را به شكل جهانى ببينيم ممكن است محلى براى ارائه و به نمايش گذاشتن تعداد محدودى از آثار نداشته باشيم. اما اين آثار حق به نمايش درآمدن دارند پس بهتر است ما اين امكان را به وجود بياوريم. فراهم كردن اين امكان به معنى ناديده گرفتن ارزش اين آثار نيست بلكه به اين معنى است كه به دليل ارزش اين آثار به دنبال نمايش آنها هستيم. چند سال پيش اتفاقى روى داد و تابلويى از گنجينه موزه با بخشى از شاهنامه طهماسبى تعويض شد كه مى توانستيم آن را به نمايش بگذاريم و بخشى از فرهنگ افتخارآفرين ما محسوب مى شود. اگر ما اين امكان را داشته باشيم كه آثار غيرقابل نمايش را با آثار قابل نمايش تعويض كنيم و گنجينه هنرى خودمان در خارج از كشور را به مام ميهن بازگردانيم به نظر من اتفاق مثبتى است. در اين صورت، آثار غيرقابل نمايشى كه در اختيار داريم نيز در كشورهاى ديگر امكان ارائه پيدا مى كنند. اما اگر بخواهيم اين آثار را به حراج بگذاريم، كار پسنديده اى نيست. چرا به اين مسأله از اين منظر نگاه نكنيم كه با حفظ اين آثار ، ارزش آنها با گذشت زمان افزايش پيدا مى كند و در عين حال مى توانيم آنها را به نمايشگاههاى خارج از كشور قرض دهيم تا امكان نمايش پيدا كنند؟ به چند دليل با اين ديدگاه موافق نيستم. اول اينكه آثارى كه معاوضه مى كنيم نيز داراى ارزش بيشترى مى شوند. مثلاً از ارزش شاهنامه طهماسبى كه كاسته نشده و حتى افزايش قيمت هم پيدا كرده است. از نظر قرض دادن هم بايد بدانيد كه وقتى اثرى را قرض مى دهيم هيچ سود مالى عايد ما نمى شود. از سوى ديگر در قبال اين آثارى كه قرض داديم تاكنون هيچ اثرى را قرض نگرفتيم. يعنى از اين نظر متضرر شديم. پس قرض دادن ما فقط يك سرويس دادن بود. ضمن اينكه نمايشگاههايى كه خارج از كشور برگزار مى شوند، موردى هستند و خيلى كم امكان دارد كه نمايشگاهى بخواهد آن آثار را از ما قرض كند. اگر به آثارى كه در اين مدت قرض داده شدند دقت كنيد، مى بينيد كه فقط يكى دو اثر از تابلوهاى غيرقابل نمايش در كشور به نمايشگاههاى خارجى قرض داده شدند و بيشتر از آنها، آثار قابل نمايش را قرض داديم. منطق يك اثر هنرى به نمايش گذاشته شدن آن و ايجاد تعامل با مخاطبان است. اگر ما براى اثر هنرى ارزش ذاتى قائل هستيم بايد به دنبال ارائه آنها باشيم. آيا مانند سال هاى گذشته، آثار موجود در گنجينه موزه باز هم به كشورهاى خارجى قرض داده خواهند شد؟ صددرصد. ما به دنبال اين تعامل هستيم و سعى مى كنيم اتفاقى كه تاكنون روى نداده، يعنى قرض گرفتن آثارى از كشورهاى خارجى نيز اتفاق بيفتد. اين رويكرد را به ويژه در آثار هنرى با ارزش خودمان دنبال خواهيم كرد كه در اختيار كشورهاى ديگر است و تاكنون در كشور به نمايش گذاشته نشدند. در حالى كه تاكنون، چندين بار آثار موجود در كشور براى نمايش به ديگر كشورها فرستاده شدند. آخرين آنها هم مجموعه موزه ملى بود. ما بايد به دنبال رفع اين مشكل باشيم. يعنى تعامل خود را طورى شكل دهيم كه هم آثار گذشته خودمان را به كشور بياوريم و هم آثارى كه متعلق به هنر جهانى است در ايران نمايش دهيم. شما در ابتداى همايش «جنبش هنرمندان» كه مدتى پيش برگزار شد اظهار اميدوارى كرديد كه آثار تازه اى را به گنجينه موزه هنرهاى معاصر اضافه كنيد تا جاى خالى آثار باارزش پر شود. همان طور كه مى دانيد در دوره گذشته نيز صحبت هايى در اين باره شد اما به نتيجه عملى نرسيد. آيا فكر مى كنيد شما بتوانيد اين كار را انجام دهيد؟ به نظر من امكان پذير است اما امكان آن به خيلى چيزها بستگى دارد. مسأله همان خيلى چيزهاست كه آيا اجازه مى دهد اين كار امكان پذير شود يا خير؟ امكان پذير است. ما گنجينه اى داريم كه ارزش خاصى دارد. همين امروز بسيارى از دانشجويان رشته هاى هنرى براى ديدن آثار برجسته هنر جهان بايد آنها را در كتاب ها ببينند و اگر از امكانات خاصى برخوردار باشند به كشورهاى ديگر مى روند تا آثار را ببينند كه تعداد بسيار محدودى هستند. اما خيلى ها حتى از امكان ديدن آثار در كتاب ها نيز برخوردار نيستند؛ چرا كه اين كتاب ها نيز قيمت زيادى دارند. بنابراين بحث قرض گرفتن و قرض دادن آثار، بخشى از اين مسأله را مى تواند حل كند. اما واقعيت اين است كه آثار موجود در گنجينه از يك دوره تاريخى متوقف شده است و ما ادامه آن سير هنرى را در مجموعه خود نداريم. ضمن اينكه هنر در همه ابعاد روابط اجتماعى، سياسى، فرهنگى و تاريخى بين كشورها مى تواند تأثير بگذارد. فكر مى كنم اين همه برنامه ريزى كه بر روى بخش گردشگرى داريم با توجه به گنجينه هاى آثار هنرى ما مى تواند رشد پيدا كند. فكر مى كنيد چند درصد از افرادى كه مثلاً به فرانسه سفر مى كنند براى ديدن چيزى غير از آثار هنرى موجود در موزه هاى اين كشور به فرانسه مى روند؟ شايد ۹۰درصد از اين افراد، بازديد از موزه هاى فرانسه را در برنامه خود مى گنجانند. يعنى اين آثار هنرى مى توانند به بخشى از جاذبه هاى گردشگرى تبديل شوند كه با تكميل مجموعه ارزشمند موزه مى توان اين جاذبه را افزايش داد. بايد به حلقه هاى مفقوده در اين مجموعه كه حدود يك قرن از جريان هنرى غرب را دربرمى گيرد و آثارى كه از هنرمندان سرشناس كم داريم توجه شود. همچنين از ۱۹۷۰ به بعد تا سالهاى اخير، آثارى در مجموعه نداريم. مشكل اصلى در اين راه، تأمين منابع مالى است. اگر اين مشكل رفع شود از نظر تفكر موجود براى تكميل گنجينه مشكلى نداريم. درباره مسأله مادى هم فكر مى كنم بخش كوچكى از آن را مى توان با همان بحث يك درصد حل كرد. يعنى امكان خريد آثار هنرى سازمان ها و نهادهاى دولتى را مى توان گسترده كرد و صرفاً اين نيست كه يك اكسپو بگذاريم به همه بگوييم نقاشى كنيد و بعد آن آثار را بخريم. بايد به جايى برسيم كه اين آثار خريدارى شده داراى يكسرى ارزشهاى ماندگار باشند كه در سطح ملى و جهانى تأثيرگذار باشند. اگر اين خريد يك درصدى اجبارى شود، سالانه بيش از ۲۰ميليارد تومان مى توانيم براى آثار هنرى هزينه كنيم. حتى اگر بخشى از اين يك درصد را نيز در نظر بگيريم، سالانه حداقل يك يا دو اثر مى توانيم بخريم. سفر هنرمندان به دوسالانه ونيز بسيار بحث برانگيز شد. شما در آن زمان عضو شوراى بين الملل موزه بوديد؟ بله. در آن زمان مطرح شد كه ارسال هنرمندان براى شركت در دوسالانه ونيز و همچنين بازديد گروهى هنرمندان از آن دوسالانه براساس تصميم شوراى بين الملى انجام شد. از سوى ديگر دست اندركاران دوسالانه كاريكاتور اين بحث را مطرح مى كردند كه برپايى اين دوسالانه داشت فداى سفر هنرمندان به ونيز مى شد. من نمى دانم شما چه صحبتى با دست اندركاران دوسالانه كاريكاتور داشتيد. آنها اين بحث را مطرح كردند كه براى سفر هنرمندان هزينه اى صرف شده اما هزينه برپايى دوسالانه معلق مانده است كه البته اين دو بحث نيز از هم مستقل بودند يعنى اگر آن بودجه اى كه براى سفر هنرمندان در نظر گرفته شده بود نيز صرف آن كار نمى شد به دوسالانه كاريكاتور اختصاص پيدا نمى كرد. چرا كه بودجه اى ارزى بود كه از معاونت هنرى ارشاد تأمين شد و نه از سوى مركز هنرهاى تجسمى. در حالى كه بودجه دوسالانه كاريكاتور را مركز هنرهاى تجسمى مى بايست متقبل شود. اما وقتى اين دو بحث در كنار هم قرار مى گيرند، مسائل ريز آن ديده نمى شود. واقعيت اين است كه مركز هنرهاى تجسمى در طول نيمه اول سال، بودجه كامل خود را نتوانست جذب كند. به دليل مشكلاتى كه وجود داشت و در بخش هاى ديگر مثل مركز هنرهاى نمايشى و مركز موسيقى نيز ديده شد. به همين دليل معاونت هنرى سعى كرد مشكلات آنها را نيز رفع كند. ضمن آنكه از ميزان بودجه تخصيصى، بخشى از آن توسط سازمان برنامه و بودجه لحاظ نشد. اين مشكلات بودجه اى، بخش مهمى از فعاليت هاى مركز هنرهاى تجسمى و موزه هنرهاى معاصر را در طول اين شش ماه با مشكل مواجه كرد. ما هنوز هم با آن درگير هستيم. مثلاً براى برپايى دوسالانه سفال و سراميك كه برپايى آن در بهمن ماه تصويب شده است، پولى براى هزينه كردن نداريم. يا دوسالانه گرافيك كه به شكل بين المللى در اوايل سال آينده برگزار خواهد شد. مقدمات اين دوسالانه ها بايد از الآن آغاز شود كه هزينه دارد. براى برپايى دوسالانه نقاشى هم احتمالاً دچار مشكل خواهيم شد. البته با صحبتهايى كه با معاونت هنرى و مشاور وزير داشتم، تقاضا كردم براى رفع بخشى از مشكلات فعلى كه البته مربوط به گذشته است به ما كمك كنند تا بتوانيم برنامه هاى آتى خود را با دلگرمى بيشتر شروع كنيم. قول هاى مساعدى به ما داده شده است و اميدوار هستم ظرف دو، سه هفته آينده حداقل بخشى از اين مشكلات مرتفع شوند.
|