پنجشنبه ۵ آبان ۱۳۸۴ -
Thu, Oct 27, 2005
گفت و گو
۳۲۹۳
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
گفت وگو با عبدالمجيد حسينى راد رئيس مركز هنرهاى
تجسمى وزارت ارشاد
بخش دوم و پايانى
نشانه اى از حقيقت
سيد محمد مهدى حسينى
گوهرها از عهد باستان به دليل اعتقاد مردم آن دوران به خواص ويژه خرافاتى و شايد ماوراءالطبيعه اين اجسام همواره مورد توجه بوده اند . انسان عهد باستان باور داشت اين جسم زيبا ويا هنر خلاقه طبيعت در درون خود خواصى پنهانى دارد كه انسانها را به سمت خود مى كشد . همين كشش باعث شد بسيارى از اديان باستانى به دنياى اوهام و غير واقعى روى آورند. اين اديان گوهرها را در راه منافع دينى خود مورد استفاده قرار مى دادند. هنوز هم وقتى انسانى در مقابل يك گوهر و يا بلور زيبا و خوشرنگ و شفاف قرار مى گيرد حيران از اين است كه چه نيرويى اين سنگ را به اين اندازه زيبا آفريده است . يك بلور زيبا درون خود عناصرى دارد كه بر زيبايى آن مى افزايد.
در حقيقت عنصر اصلى كه باعث اين پديده ها مى شود ، همان نور است كه زندگى بدون آن ممكن نيست . از آنجا كه نور زيبايى را به گوهر يا كانى مى دهد، زياد دور از شگفتى نخواهد بود كه انسانهاى دوران گذشته نور را پرستش مى كردند و لذا پيدايش برخى خرافات در مورد گوهرها نيز سرچشمه اى از نور دارد . به جرأت مى توان گفت بيشتر افرادى كه با خود گوهر حمل مى كنند ، بدون آگاهى از اين مطلب از اين تصور انسانى پيروى مى كنند ، چون براى آنها خواص نورى و خرافاتى نسبت به ارزش مادى گوهر ، اهميت بيشترى دارد. حتى به تازگى در اروپا و آمريكا كتابهاى بى شمارى چاپ شده كه پر از پديده هاى خرافاتى گوهرها و سنگهاست در حالى كه علم ارزشى براى اين مطالب قائل نيست .
(فرهنگ گوهرشناسى ، ديباچه)
گوهر واژه اى فارسى برابر با جوهر و جواهر است كه به سنگهاى گرانبها يا قيمتى يا احجار كريمه اطلاق مى شود و به نامهاى سنگ هاى زينتى، تزئينى ، آذينى ، پيرايه اى و احجام نفيسه هم آمده است .
بعضى از نگين ها را اثر و خاصيتى است كه نمى توان آن را انكار نمود، چنانكه فردى را نزد حاكمى به سبب جرمى مى بردند حضرت صادق (عليه السلام) فرمود كه انگشترى عقيق به او برسانند، انگشترى به او رساندند و مكروهى به او نرسيد . يا شخصى را از برابر حضرت امام محمد باقر (ع) گذرانيدند تازيانه بسيار بر او زده بودند . حضرت فرمود: انگشتر عقيق او كجاست، اگر با او مى بود تازيانه نمى خورد . يا آنكه كسى نزد حضرت خاتم (ص) آمد و شكوه نمود كه دزد در راه اموال مرا ربود، حضرت فرمود: چرا انگشتر عقيق در دست نداشتى كه آن از هر بدى آدمى را نگاه مى دارد .
سنگهاى با ارزش فراوانند و در بين اين هزارها سنگ گران قيمت پيامبران و ائمه اطهار (ع) تنها بر چند سنگ صحه گذاشته اند اما نه به خاطر آنكه اثرى جادويى دارند، بلكه آن نگين هرچه باشد برگزيده شده و براى دارنده آن اثراتى از جمله فتح مهمات و دفع بليات و غيره دارد و اثرات آنها ذاتى نيست و از جانب خداى تعالى است . پس اگر كسى اثر آنچه را كه همراه خود مى دارد ، ذاتى و مستقل بداند به خداى يگانه شرك ورزيده است . ضمن آنكه استفاده بعضى از انگشترها مثل طلا براى مردان و انگشتر آهنى و مسى و نگين راه راه بر زنان و مردان را ممنوع كرده اند .
در تفسير قمى جلد دوم از امام صادق (ع) روايت شده است: همه ملك سليمان را خداوند در انگشتر او قرار داده بود، هرگاه سليمان آن در دست مى گذاشت تمامى جن و انس و شياطين و همه پرندگان و وحوش به نزد وى حاضر گشته و از او اطاعت مى كردند . باد مأمور حمل تخت او بود و همه شياطين و انسانها و پرندگان و چهار پايانى كه تحت اوامرش بودند همگى آنها را جابه جا مى نمود.
سليمان به هنگام رفتن به بيت الخلا، انگشترش را در اختيار برخى از خدمتكارانش قرار مى داد. روزى شيطان آمد و خادم او را گول زد و انگشتر را از او ستاند و آن را در دست نهاد ، نتيجه آن شد كه تمام شياطين و جن و انس و پرندگان و وحوش مسخر او گشتند و آن حضرت در جست و جوى انگشتر شد ولى آن را نيافت .
سرانجام شيطان ترسيد كه مردم متوجه حيله او شوند آن را به دريا انداخت . خداى - عزوجل - ماهى را مأمور به بلعيدن آن انگشتر نمود ، بنى اسرائيل چهل روز در جست و جوى حضرت سليمان بودند و از آن طرف سليمان در ساحل دريا به دنبال انگشتر بود و با گريه و زارى به سوى خداى تبارك و تعالى استغفار مى نمود و از اين اتفاق به جانب خدا توبه مى كرد . پس از چهل روز به صيادى رسيد كه ماهى صيد مى كرد ، حضرت سليمان به او كمك نمود . آن صياد پس از صيد ، يك ماهى به سليمان داد ، او شكم ماهى را شكافت انگشتر خود را در آن ديد و انگشتر را به دست كرد و شياطين و جن و انس و پرندگان و وحوش در برابرش خضوع كردند و پادشاهى او به همان حالت اول بازگشت و حضرت ، آن شيطان (كه انگشتر را ربوده بود) به همراه لشگرى كه همراه او بودند به وسيله اسماء الهى حبس نمود و عده اى را در دل دريا و بعضى را در ميان سنگ و صخره ها زندانى نمود و آن شياطين تا روز قيامت زندانى و معذب هستند .
از قديم الايام به فوائد سنگها و جواهرات و نيز به خواص مغناطيسى و درمانى آنها توجه داشته و در طب سنتى از آن بهره مى جستند.
گاهى شنيده مى شود فلانى با داشتن يك انگشتر خير و بركات فراوانى يافته و كارها مطابق ميل او پيش مى رود و ديگرى انگشترى دارد ولى هيچ كاربردى برايش ندارد. اين به جهت آن است كه بايد در انتخاب نوع نگين دقت لازم به عمل آيد و نگينى انتخاب شود كه با طبع و مزاج شخص موافق باشد و براى انتخاب جواهر موافق با مزاج و طبع هر شخس دو راه وجود دارد:
راه اول: توجه به روز تولد است . مثلاً اگر شخصى روز پنجشنبه تولد يافته، روز پنجشنبه به ستاره مشترى تعلق دارد، براى او سنگهايى كه متعلق به مشترى و موافق با آن است تجويز مى شود .
راه دوم: به ماه و برج تولد فرد توجه مى شود . سنگهاى موافق طبق ماه تولد اشخاص به عبارت زير است:
آداب انگشترى در روايات اسلامى:
نگين عقيق
الف) ايمنى دهنده در سفرها بوده و آدمى را از بدى ها حفظ مى كند(۱)
ب) با خير و نيكى روبه رو مى كند(۲)
ج) غم و غصه را رفع مى كند(۳)
ه) فقر را از بين مى برد(۵) و باعث گشايش رزق مى شود(۶)
و) كارها را به نيكى و خوبى تمام مى كند(۷)
ز) موجب اجابت دعا(۸) و برآورده شدن هر حاجتى مى شود(۹)
ح) موجب بركت و باعث ايمنى از بلا مى شود(۱۰)
ط) ايمنى از پادشاه ظالم(۱۱)
ى) همراه داشتن آن به هنگام نماز معادل هزار ركعت است(۱۲)
حضرت محمد (صلى الله عليه و آله) فرمودند: (يا على) همانا عقيق اولين كوهى است كه به ربوبيت خداى متعال و نبوت من و وصى بودن تو و امامت فرزندانت و اختصاص داشتن بهشت به پيروان تو و اختصاص آتش به دشمنان تو شهادت داده است.
انگشتر شرف شمس
شرف شمس در نوزده درجه حمل است و اين حروف عاليات كه هفت و سيزده اند، به همين اسم شريف شرف شمس شهرت دارد، برنگين انگشترى نقش كنند كه صورت صحيح آن اين است:

و اگر به اين اشكال ديده شود صحيح نيست و صورت صحيح آن همان است كه ذكر شد.
همگى آن را اسم اعظم دانسته اند و خاتم آن را كه اولين كلمه است، خاتم سليمانى گفته اندو آن را به عوالم خمسه كه حضرت خمس در اصطلاح عارفان است تفسير كرده اند و در صفحه ۹۲ و ۹۳ و ۲۲۲ و ۲۲۳ حظ و لذ در تأثير از جعفر خابيه امام صادق از اميرالمؤمنين عليهاالسلام امورى را برشمارد و انتساب آنها را به تورات و انجيل و قرآن ذكر كرده است و نيز بونى در كتاب شمس معارف كبرى جلد اول اوفاقى بسيار در خواص آن آورده است كه «ضحكه للمغفل و عبره للمحصل».
نگين فيروزه
الف) باعث بى نيازى و دورى فقر مى گردد.(۱۳)
ب) جهت ايجاد فرزند مؤثر است. (۱۴)
ج) در استجابت دعا مؤثر است.(۱۵)
د) عامل فتح و پيروزى است. (۱۶)
هـ) دور گرداننده دردها از ديدگان است.(۱۷)
و) موجب گشايش سينه مى گردد.(۱۸)
ز) قوت دل را زيادمى كند. (۱۹)
ح) باعث برآورده شدن حاجات مى شود.(۲۰)
يكى از خادمان امام هادى (عليه السلام) از آن حضرت جهت زيارت على بن موسى الرضا اجازه سفر به سرزمين توس گرفت. حضرت به او فرمودند: انگشترى با نگين عقيق زرد به همراه داشته باش كه بر روى آن حك شده باشد «ماشاءالله لاقوه الا بالله استغفرالله» و بر آن سوى نگين «محمد و على» حك كن.
خادم مى گويد: از نزد امام بيرون شدم و انگشترى را طبق دستور امام تهيه كردم و مجدداً براى خداحافظى به حضور امام رفتم. فرمودند: انگشترى ديگر با نگين فيروزه بايد همراهت نمايى كه در بين توس و نيشابور شيرى با تو روبه رو مى شود و قافله را از راه رفتن بازمى دارد، به سوى آن شير رفته و انگشتر را نشانش مى دهى، به او بگومولاى من مى گويد از راه كنار برو. بعد اضافه كرد، بايد نقش روى انگشتر (الملك لله» و سمت ديگر آن «الملك لله الواحد القهار» باشد كه انگشتر حضرت على (عليه السلام) اين نقش را داشته است. كه آن سپرى در برابر درندگان و عامل پيروزى در جنگهاست.
نگين ياقوت
الف) باعث از بين رفتن فقر مى شود.(۲۱)
ب) دارنده آن نجابت و بزرگى مى يابد.(۲۲)
ج) پريشانى را زايل مى كند.(۲۳)
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) خطاب به امام حسين (عليه السلام) فرمودند:
فرزندم، انگشتر ياقوت و عقيق به دست كن كه فرخنده و مبارك است و هرگاه كسى به آنها نگاه كند نور صورتش زياد مى شود و يك ركعت نماز با آن دو، برابر با هفتاد ركعت نماز بدون آنهاست...
نگين زمرد
الف) سبب آسانى كارهاست.(۲۴)
ب) زايل كننده فقر است. (۲۵)
ج) فقر را به توانگرى مبدل مى كند.(۲۶)
از امام رضا (عليه السلام) درباره نگينى كه از سنگ زمرد ساخته مى شود، پرسيدند؟
امام فرمود: اشكالى ندارد اما به هنگام طهارت گرفتن (استنجار) آن را از دست درآورند.
نگين جزع يمانى
حضرت على (ع) فرمود: «انگشتر جزع يمانى در دست كنيد كه رد نمى كند مگر متمردان شياطين را»
نگين سنگ زمزم:
حسين بن عبدالله از امام على نقى (ع) سؤال كرد: «آيا خوب است از سنگ ريزه اى كه از چاه زمزم بيرون آرند، انگشترى سازند؟
فرمودند: بلى ، اما چون خواهد استنجاء كند، از دست بيرون آورد.»
نگين حديد چينى :
الف ) جهت نيرومندى نيك است . (۲۷)
ب ) باعث دورى اجانين و شياطين مى شود. (۲۸)
ج ) از شر هر موجودى در امان مى دارد.(۲۹)
د ) اثر چشم بد را از بين مى برد. (۳۰)
ه- ) باعث آسانى وضع حمل مى شود. (۳۱)
البته اين انگشتر به هيچ وجه به زنان باردار توصيه نمى شود چون براى جنين خطر دارد.
ژ ) براى اجابت حاجات دشوار نيك است . (۳۲)
ز ) باعث ايمنى از ترس مى شود . (۳۳)
ح ) همراه داشتن آن به هنگام نماز مكروه است (۳۴)
انگشتر در دست راست يا چپ:
از امام كاظم (ع) سؤال شد آيا انگشتر را بايد در دست راست كرد؟ فرمودند: هرطور كه مى خواهى، دست راست باشد يا چپ.
رسول خدا فرمود: يا على !انگشتر در دست راست كن كه اين عمل فضيلتى است از سوى خداى - عزوجل - براى آفريدگان مقربش.
ابوالعلاء از امام صادق (ع) در باره انگشتر به دست راست كردن سؤال كرد و گفت: من ديده ام بنى هاشم انگشترهاى خود را در دست راست مى نهند.
حضرت فرمود: پدرم امام محمدباقر (ع) در دست چپ انگشتر مى گذاشت و او (پدرم) افضل بنى هاشم و فقيه ترين آنها بود.
امام حسن عسكرى (ع) در سال دويست و شصت قمرى خطاب به شيعيان فرمودند: تاكنون امر ما اين بود كه انگشترتان را به دست راست بگذاريد. اين در حالى بود كه ما (اهل بيت) در ميان شما حاضر بوديم ولى اكنون امر مى كنيم انگشترى را به دست چپ كنيد به جهت آنكه ما از ميان شما غائب مى شويم تا زمانى كه پروردگار امرما و امر شما را ظاهر كند همانا اين بهترين دليل براى شما در ولايت ما اهل بيت است. همان لحظه شيعيان در حضور امام انگشترهاى خود را از دست بيرون كرده و در دست چپ شان قرار دادند و حضرت به آنان فرمودند: اين قضيه را براى شيعيان ما نقل كنيد.
رسول اكرم مى فرمايد: امتم را از دست كردن انگشتر در انگشت سبابه و وسط نهى مى كنم و در روايتى ديگر اين عمل (انگشتر در انگشت سبابه و وسط نمودن) را از افعال قوم لوط دانسته اند.

پى نوشت ها:
(۱ ۸، ، ۱۱ ، ۱۲ ، ۱۳) امام جعفر صادق (ع)
(۲و۳و۵و۷و۱۵و۲۵) رسول خدا (ص)
(۴ ۶، ، ۱۴ ، ۲۳ ، ۲۴ ، ۲۶) امام رضا (ع)
(۹) امام سجاد (ع)
(۱۰ ، ۲۲ ، ۲۷ ) حضرت على (ع)
(۱۶) امام هادى (ع)
( ۱۷ ، ۱۸ ، ۱۹ ، ۲۰ ، ۲۱) امام صادق (ع)
( ۲۸ ) باقرين (ع)
(۲۹ ، ۳۰ ، ۳۱ ، ۳۲ ، ۳۳ ) امام صادق (ع)
( ۳۴ ) حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف
منابع و مآخذ : الكافى ، تهذيب الاحكام ، وسايل الشيعه، مكارم الاخلاق ، امامى شيخ طوسى ، عيون اخبار الرضا، حليه المتقين، هزار و يك نكته.
گفت وگو با عبدالمجيد حسينى راد رئيس مركز هنرهاى
تجسمى وزارت ارشاد
تمام آثار هنرى، حق نمايش دارند
بخش دوم و پايانى
233607.jpg
چنگيز محمودزاده
بخش اول گفت و گو با عبدالمجيد حسينى راد ، رئيس مركز هنرهاى تجسمى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى روز گذشته منتشر شد. در بخش اول اين گفت و گو تحولات مركز هنرهاى تجسمى روند برپايى دوسالانه هاى هنرى كشور و برپايى اكسپوى تهران مورد بررسى قرار گرفت. در ادامه، دنباله صحبت هاى مطرح شده درباره اكسپو تهران ، گنجينه موزه هنرهاى معاصر تهران و سفر هنرمندان به دو سالانه ونيز را مى خوانيد:
چه برنامه اى داريد كه مشكلات سال گذشته اكسپو تهران پيش نيايد و مجبور نشويد آثار فروخته شده را پس بگيريد و به هنرمندان باز گردانيد؟
اين مسأله در برنامه ريزى اكسپو بايد رفع شود. اگر اين مسأله كه وزارتخانه ها و سازمان هاى دولتى مى توانند نيم تا يك درصد از بودجه هاى عمرانى خود را صرف خريد آثار هنرى كنند، پيش از برپايى اكسپو با اين نهادها درميان بگذاريم و آنها را براى خريد آثار متقاعد كنيم ديگر هنگام برپايى اكسپو با اين مشكل مواجه نخواهيم شد كه نهادى يك اثر را بخرد و بعد آن را بازگرداند و بگويد اين اثر را دوست ندارم. علاوه برآن، اكسپو به يك كار كارشناسى دقيق احتياج دارد تا فردى كه از اكسپو خريد مى كند بعداً به اين فكر نيفتد كه ضرر كرده است و اثر هنرى خريدارى شده ، ارزش هزينه پرداختى آن را ندارد. اگر هماهنگى هايى از قبل انجام شود به نظر من ديگر اين اتفاق ها روى نخواهد دادو خريداران به كار كارشناسى اعتماد مى كنند.
اگر بخواهيد به اكسپوى گذشته نگاه كنيد آيا آن را تجربه اى موفق مى دانيد؟
به نظر من يك تجربه اوليه است نه يك تجربه موفق. يك تجربه اوليه كه مى توانست موفق تر از اين برگزار شود. هر تجربه اى در ابتدا، كمى ها و كاستى هايى دارد.
اجازه بدهيد كمى هم درباره گنجينه موزه هنرهاى معاصر تهران صحبت كنيم كه هم اكنون نمايشگاهى از آثار خارجى آن برپاست.
شما سال گذشته در يك گفت و گو از طرح تعويض آثار غيرقابل نمايش گنجينه با آثارى كه در اختيار كشورهاى ديگر است حمايت كرده بوديد. آيا همچنان اين عقيده را داريد و آيا قصد داريد اين تفكر را عملى كنيد؟
ما آثار غيرقابل نمايش زيادى نداريم.
همان تعداد محدودى كه وجود دارد.
وقتى اين آثار قابل نمايش و عرضه به جامعه هنرى نيست، شايد نگهدارى صرف آنها، لطماتى به اين آثار بزند. به نظر من هر اثر هنرى حق دارد به نمايش گذاشته شود و اينكه اثرى در مجموعه ماوجود دارد و نمى توانيم آن را نمايش دهيم در وهله اول ، مشكلى است كه ما براى آن اثر به وجود آورديم. اما اگر جامعه و رويدادهاى هنرى را به شكل جهانى ببينيم ممكن است محلى براى ارائه و به نمايش گذاشتن تعداد محدودى از آثار نداشته باشيم. اما اين آثار حق به نمايش درآمدن دارند پس بهتر است ما اين امكان را به وجود بياوريم. فراهم كردن اين امكان به معنى ناديده گرفتن ارزش اين آثار نيست بلكه به اين معنى است كه به دليل ارزش اين آثار به دنبال نمايش آنها هستيم. چند سال پيش اتفاقى روى داد و تابلويى از گنجينه موزه با بخشى از شاهنامه طهماسبى تعويض شد كه مى توانستيم آن را به نمايش بگذاريم و بخشى از فرهنگ افتخارآفرين ما محسوب مى شود. اگر ما اين امكان را داشته باشيم كه آثار غيرقابل نمايش را با آثار قابل نمايش تعويض كنيم و گنجينه هنرى خودمان در خارج از كشور را به مام ميهن بازگردانيم به نظر من اتفاق مثبتى است. در اين صورت، آثار غيرقابل نمايشى كه در اختيار داريم نيز در كشورهاى ديگر امكان ارائه پيدا مى كنند. اما اگر بخواهيم اين آثار را به حراج بگذاريم، كار پسنديده اى نيست.
چرا به اين مسأله از اين منظر نگاه نكنيم كه با حفظ اين آثار ، ارزش آنها با گذشت زمان افزايش پيدا مى كند و در عين حال مى توانيم آنها را به نمايشگاههاى خارج از كشور قرض دهيم تا امكان نمايش پيدا كنند؟
به چند دليل با اين ديدگاه موافق نيستم. اول اينكه آثارى كه معاوضه مى كنيم نيز داراى ارزش بيشترى مى شوند. مثلاً از ارزش شاهنامه طهماسبى كه كاسته نشده و حتى افزايش قيمت هم پيدا كرده است. از نظر قرض دادن هم بايد بدانيد كه وقتى اثرى را قرض مى دهيم هيچ سود مالى عايد ما نمى شود. از سوى ديگر در قبال اين آثارى كه قرض داديم تاكنون هيچ اثرى را قرض نگرفتيم. يعنى از اين نظر متضرر شديم. پس قرض دادن ما فقط يك سرويس دادن بود. ضمن اينكه نمايشگاههايى كه خارج از كشور برگزار مى شوند، موردى هستند و خيلى كم امكان دارد كه نمايشگاهى بخواهد آن آثار را از ما قرض كند. اگر به آثارى كه در اين مدت قرض داده شدند دقت كنيد، مى بينيد كه فقط يكى دو اثر از تابلوهاى غيرقابل نمايش در كشور به نمايشگاههاى خارجى قرض داده شدند و بيشتر از آنها، آثار قابل نمايش را قرض داديم. منطق يك اثر هنرى به نمايش گذاشته شدن آن و ايجاد تعامل با مخاطبان است. اگر ما براى اثر هنرى ارزش ذاتى قائل هستيم بايد به دنبال ارائه آنها باشيم.
آيا مانند سال هاى گذشته، آثار موجود در گنجينه موزه باز هم به كشورهاى خارجى قرض داده خواهند شد؟
صددرصد. ما به دنبال اين تعامل هستيم و سعى مى كنيم اتفاقى كه تاكنون روى نداده، يعنى قرض گرفتن آثارى از كشورهاى خارجى نيز اتفاق بيفتد. اين رويكرد را به ويژه در آثار هنرى با ارزش خودمان دنبال خواهيم كرد كه در اختيار كشورهاى ديگر است و تاكنون در كشور به نمايش گذاشته نشدند. در حالى كه تاكنون، چندين بار آثار موجود در كشور براى نمايش به ديگر كشورها فرستاده شدند. آخرين آنها هم مجموعه موزه ملى بود. ما بايد به دنبال رفع اين مشكل باشيم. يعنى تعامل خود را طورى شكل دهيم كه هم آثار گذشته خودمان را به كشور بياوريم و هم آثارى كه متعلق به هنر جهانى است در ايران نمايش دهيم.
شما در ابتداى همايش «جنبش هنرمندان» كه مدتى پيش برگزار شد اظهار اميدوارى كرديد كه آثار تازه اى را به گنجينه موزه هنرهاى معاصر اضافه كنيد تا جاى خالى آثار باارزش پر شود. همان طور كه مى دانيد در دوره گذشته نيز صحبت هايى در اين باره شد اما به نتيجه عملى نرسيد. آيا فكر مى كنيد شما بتوانيد اين كار را انجام دهيد؟
به نظر من امكان پذير است اما امكان آن به خيلى چيزها بستگى دارد.
مسأله همان خيلى چيزهاست كه آيا اجازه مى دهد اين كار امكان پذير شود يا خير؟
امكان پذير است. ما گنجينه اى داريم كه ارزش خاصى دارد.
همين امروز بسيارى از دانشجويان رشته هاى هنرى براى ديدن آثار برجسته هنر جهان بايد آنها را در كتاب ها ببينند و اگر از امكانات خاصى برخوردار باشند به كشورهاى ديگر مى روند تا آثار را ببينند كه تعداد بسيار محدودى هستند. اما خيلى ها حتى از امكان ديدن آثار در كتاب ها نيز برخوردار نيستند؛ چرا كه اين كتاب ها نيز قيمت زيادى دارند. بنابراين بحث قرض گرفتن و قرض دادن آثار، بخشى از اين مسأله را مى تواند حل كند. اما واقعيت اين است كه آثار موجود در گنجينه از يك دوره تاريخى متوقف شده است و ما ادامه آن سير هنرى را در مجموعه خود نداريم. ضمن اينكه هنر در همه ابعاد روابط اجتماعى، سياسى، فرهنگى و تاريخى بين كشورها مى تواند تأثير بگذارد. فكر مى كنم اين همه برنامه ريزى كه بر روى بخش گردشگرى داريم با توجه به گنجينه هاى آثار هنرى ما مى تواند رشد پيدا كند. فكر مى كنيد چند درصد از افرادى كه مثلاً به فرانسه سفر مى كنند براى ديدن چيزى غير از آثار هنرى موجود در موزه هاى اين كشور به فرانسه مى روند؟ شايد ۹۰درصد از اين افراد، بازديد از موزه هاى فرانسه را در برنامه خود مى گنجانند. يعنى اين آثار هنرى مى توانند به بخشى از جاذبه هاى گردشگرى تبديل شوند كه با تكميل مجموعه ارزشمند موزه مى توان اين جاذبه را افزايش داد. بايد به حلقه هاى مفقوده در اين مجموعه كه حدود يك قرن از جريان هنرى غرب را دربرمى گيرد و آثارى كه از هنرمندان سرشناس كم داريم توجه شود. همچنين از ۱۹۷۰ به بعد تا سالهاى اخير، آثارى در مجموعه نداريم. مشكل اصلى در اين راه، تأمين منابع مالى است. اگر اين مشكل رفع شود از نظر تفكر موجود براى تكميل گنجينه مشكلى نداريم. درباره مسأله مادى هم فكر مى كنم بخش كوچكى از آن را مى توان با همان بحث يك درصد حل كرد. يعنى امكان خريد آثار هنرى سازمان ها و نهادهاى دولتى را مى توان گسترده كرد و صرفاً اين نيست كه يك اكسپو بگذاريم به همه بگوييم نقاشى كنيد و بعد آن آثار را بخريم. بايد به جايى برسيم كه اين آثار خريدارى شده داراى يكسرى ارزشهاى ماندگار باشند كه در سطح ملى و جهانى تأثيرگذار باشند. اگر اين خريد يك درصدى اجبارى شود، سالانه بيش از ۲۰ميليارد تومان مى توانيم براى آثار هنرى هزينه كنيم. حتى اگر بخشى از اين يك درصد را نيز در نظر بگيريم، سالانه حداقل يك يا دو اثر مى توانيم بخريم.
سفر هنرمندان به دوسالانه ونيز بسيار بحث برانگيز شد. شما در آن زمان عضو شوراى بين الملل موزه بوديد؟
بله.
در آن زمان مطرح شد كه ارسال هنرمندان براى شركت در دوسالانه ونيز و همچنين بازديد گروهى هنرمندان از آن دوسالانه براساس تصميم شوراى بين الملى انجام شد. از سوى ديگر دست اندركاران دوسالانه كاريكاتور اين بحث را مطرح مى كردند كه برپايى اين دوسالانه داشت فداى سفر هنرمندان به ونيز مى شد.
من نمى دانم شما چه صحبتى با دست اندركاران دوسالانه كاريكاتور داشتيد. آنها اين بحث را مطرح كردند كه براى سفر هنرمندان هزينه اى صرف شده اما هزينه برپايى دوسالانه معلق مانده است كه البته اين دو بحث نيز از هم مستقل بودند يعنى اگر آن بودجه اى كه براى سفر هنرمندان در نظر گرفته شده بود نيز صرف آن كار نمى شد به دوسالانه كاريكاتور اختصاص پيدا نمى كرد. چرا كه بودجه اى ارزى بود كه از معاونت هنرى ارشاد تأمين شد و نه از سوى مركز هنرهاى تجسمى. در حالى كه بودجه دوسالانه كاريكاتور را مركز هنرهاى تجسمى مى بايست متقبل شود. اما وقتى اين دو بحث در كنار هم قرار مى گيرند، مسائل ريز آن ديده نمى شود. واقعيت اين است كه مركز هنرهاى تجسمى در طول نيمه اول سال، بودجه كامل خود را نتوانست جذب كند. به دليل مشكلاتى كه وجود داشت و در بخش هاى ديگر مثل مركز هنرهاى نمايشى و مركز موسيقى نيز ديده شد. به همين دليل معاونت هنرى سعى كرد مشكلات آنها را نيز رفع كند. ضمن آنكه از ميزان بودجه تخصيصى، بخشى از آن توسط سازمان برنامه و بودجه لحاظ نشد. اين مشكلات بودجه اى، بخش مهمى از فعاليت هاى مركز هنرهاى تجسمى و موزه هنرهاى معاصر را در طول اين شش ماه با مشكل مواجه كرد. ما هنوز هم با آن درگير هستيم. مثلاً براى برپايى دوسالانه سفال و سراميك كه برپايى آن در بهمن ماه تصويب شده است، پولى براى هزينه كردن نداريم. يا دوسالانه گرافيك كه به شكل بين المللى در اوايل سال آينده برگزار خواهد شد. مقدمات اين دوسالانه ها بايد از الآن آغاز شود كه هزينه دارد. براى برپايى دوسالانه نقاشى هم احتمالاً دچار مشكل خواهيم شد. البته با صحبتهايى كه با معاونت هنرى و مشاور وزير داشتم، تقاضا كردم براى رفع بخشى از مشكلات فعلى كه البته مربوط به گذشته است به ما كمك كنند تا بتوانيم برنامه هاى آتى خود را با دلگرمى بيشتر شروع كنيم. قول هاى مساعدى به ما داده شده است و اميدوار هستم ظرف دو، سه هفته آينده حداقل بخشى از اين مشكلات مرتفع شوند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |