پنجشنبه ۵ آبان ۱۳۸۴ -
Thu, Oct 27, 2005
گزارش
۳۲۹۳
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
وكيل در محاكم
با نگاهى اجمالى به تاريخ دفاع و تاريخچه حضور افرادى به عنوان مدافع اشخاص در محاكم در طول تاريخ بشرى و اصولاً تبيين و تشكيل نهاد وكالت و وكيل در دستگاه قضا مشهود مى گردد كه مقوله اى به نام وكيل مدافع و امرى به نام دفاع از اشخاص سابقه اى طولانى داشته است. در زمان روم باستان تبلور دفاع مشهود است، اشخاصى همچون ايزه، دومستن، سيسرون و يا روبسپير از نام آوران اين عرصه بوده اند و شرح مدافعات و سخنوريهاى آنها در تاريخ ثبت و ضبط است تا اينكه در امپراتورى گال ها «فرانسه قديم» اشخاصى به نام «بارو» وكيل مدافع، شهرت يافتند و نهادى و شغلى رسمى يافتند حال پس از گذشت قرنها و سپرى فرازها و نشيب هاى فراوان و جورهاى بيشمارى كه بر اين اشخاص و اين حرفه گذشته است، با نهادى تحت عنوان كانون وكلاى دادگسترى مواجهيم و قوانينى كه به امر وكالت و حضور وكيل اختصاص داده شده اند.
در اين عرصه با مواد ۱۸۵ لغايت ۱۸۷ از قانون آيين دادرسى كيفرى و ۳۱ الى ۴۷ از قانون آيين دادرسى مدنى و قانون استقلال كانون وكلاى دادگسترى مصوب ۱۳۳۳ و قانون نحوه اخذ پروانه وكالت مصوب ۱۳۷۶ و بخشنامه اخير رياست محترم قوه قضاييه مبنى بر حضور اجبارى وكيل در دعاوى حقوقى روبرو هستيم.
همان طور كه در ما نحن فيه گذشت قانونگذار طى مفادى از بحث وكالت و حضور وكيل مدافع در محاكم و دعاوى سخن به ميان آورده است اما در لابه لاى اين مواد با ماده ۱۲۸ از قانون آيين دادرسى كيفرى روبرو مى شويم كه اشعار مى دارد: متهم مى تواند يك نفر وكيل همراه خود داشته باشد، وكيل متهم مى تواند «بدون مداخله» در امر تحقيق پس از خاتمه تحقيقات مطالبى را كه براى كشف حقيقت و دفاع از متهم يا اجراى قوانين لازم بداند به قاضى اعلام نمايد ولى آخر، تبصره ماده مى گويد: در مواردى كه موضوع جنبه محرمانه دارد يا حضور غير متهم به تشخيص قاضى موجب فساد گردد و همچنين در خصوص جرائم عليه امنيت كشور حضور وكيل در مرحله تحقيق با اجازه دادگاه خواهد بود.
حال چگونه است كه در مرحله تحقيقات كه پايه و بن و اساس يك پرونده و يك دعوى را تشكيل مى دهد و همان دستمايه صدور رأى بدوى خواهد بود و حتى در هنگام تجديدنظر خواهى و فرجام خواهى نيز در ابرام رأى اصدارى محققاً مؤثر خواهد بود. و چنين است كه اينگونه حقوق اشخاص به واسطه عدم امكان ابرازنظر در جهت سير و ديدگاه امر تحقيق به واسطه خاموشى وكيل حذف مى گردد و اشخاص را از والاترين مظهر عدل و عدالتخواهى كه همانا دفاع مؤثر از خود مى باشد نفى مى نمايد و گونه اى با وكلاى محترم برخورد مى نمايد كه افرادى مضر براى امر تحقيق خواهند بود و تافته جدا بافته اند. مگر نه آن است كه وكيل مددگر قاضى است و چه بسيار محاكم تشكيل شدند كه بدون نظرات ابرازى وكلاى مدافع به حقيقت دست نيازيده اند و چه بسيار اشخاصى بوده اند كه با مدد از ذهن پرتراوش و كاوشگر وكيل خود از بند تهمت و از دار غير حق رهيده اند، حال چگونه است كه در مرحله اى اينچنين سرنوشت ساز و مهم براى طرفين دعوى و هم پرونده تحت بررسى اينگونه محروميتى مشمول حال وكلا گرديده و آن هم مبسوط گذاشته اند،  به گونه اى كه هر يك با سليقه اى خاص با اين ماده مواجه شده و آن را اعمال مى نمايند. و چه بسيار جلسات تحقيقى كه به وجهه و مقام وكلا اجحاف شده است و آنها را در هاله اى از دود و ابهام در پرونده قرار داده اند و آنان را به گونه اى مورد سوء ظن قرار داده اند و از انعقاد كلامى كه در امر تحقيق مى توانسته مددگر افشاى حقايق گردد محرومشان ساخته اند. هر آنچه در فوق گذشت نشانه اى از عدم توجه به اين ماده و مضرات و معايبى است كه توليد مى نمايد. با توجه به حسن ظن اخير مراجع قانونگذارى و مقامات بلندپايه قضايى بر لزوم حضور وكلا در محاكم و استمداد از آنها در دعوى، اميد است تا با اصلاح اين ماده بر روند روبه رشد و مثبت خود نسبت به وكلا و بهبود وضع رسيدگى محاكم بيفزايد.
مهدى مقيمى هنجنى
جزيره هميشه مهجور
233598.jpg
كوروش پيرايش
جزيره خارك كه تاريخى ترين جزيره خليج فارس است در حدود ۵۷ كيلومترى شمال غرب بوشهر و ۳۰ كيلومترى بندر ريگ واقع شده است. طول جزيره (شمالى - جنوبى) حدود ۸ كيلومتر و قسمت پهن تر آن در شمال به عرض حدود ۴ كيلومتر است.
در آخرين روزهاى اسفند ماه ۱۳۸۳ دانش آموزان دختر مدرسه ارشاد خارك در يك اردوى آموزشى كه در منطقه تاريخى جزيره بود به صورت اتفاقى با سنگى روبرو شدند كه داراى خطى بسيار شبيه به خطوط عيلامى بود. اين مسأله توسط معلمان مدرسه مذكور به بخشدارى خارك اعلام شد تا در نهايت مقدمات لازم براى بررسى اين سنگ تاريخى توسط اداره ميراث فرهنگى بوشهر فراهم آيد. خطوط ميخى عيلامى كشف شده در منطقه سه تانكه جزيره خارك كه در سه سطر در ابعادى حدود ۳۰ سانتيمتر در۲۰ سانتيمتر بر روى قطعه سنگى از سنگ هاى فسيلى جزيره كنده شده است نشان از گستره قلمرو عيلاميان در خليج فارس دارد. اين سنگ نوشته كه با گذشت چند هزار سال هنوز قابل رؤيت و خواندن است مى توانست در روزهاى ابتداى سال ۱۳۸۴ مورد بررسى و كنكاش بيشتر قرار گيرد، با گذشت نزديك به دو ماه از شناسايى به حال خود رها شده است. هر چند كه يافتن آن در ايام فوق باعث گرديده اطراف سنگ حاوى اين نقوش كه قسمتى از كف زمين سنگى منطقه است توسط عده اى از بوميان به صورت غيركارشناسانه خالى گردد تا امكان ديدن آن بهتر مهيا شود. در حالى كه فعاليت هاى خاكبردارى در داخل محوطه تاريخى در نزديكى سنگ كشف شده احتمالاً آثار ديگرى را نيز نابود كرده است. همچنين در منطقه فوق كه در گستره سنگى و مرتفع تر جزيره واقع شده آثارى از اتاق هايى كنده شده در دل سنگ ديده مى شود كه بررسى باستان شناسى بيشتر مى تواند پرده از راز حضور عيلاميان در جزيره خارك بردارد.
عيلامى ها كه اقوام باستانى ايران بودند و پايتخت آنها شوش بود گستره قلمرو آن ها از جنوب غرب ايران كنونى تا استان فارس بوده است به طورى كه تا همين اواخر در منطقه تاريخى خارك در انتهاى بقعه امامزاده مير محمد آثارى از سنگ هاى تراشيده شده منظم ديده مى شد كه نشان دهنده حضور معبد يا زيگوراتى عيلامى در خارك بود.
در كتيبه هاى قديم آشورى به كرات اشاره به جزيره اى شده است به نام «نى دوك كى» - (Niduk ki) به زبان اكدى يا ديلمون Dilmun به زبان آشورى كه امروز به گمانى جزيره خارك است. نخستين كتيبه اى كه اشاره به اين جزيره مى كند لوحه اى است مربوط به شرح كارهاى سارگن پادشاه آشور (۲۸۷۲ پيش از ميلاد) كه در آن وى به درياى سفلى (يعنى خليج فارس) رسيد و جزيره «نى دوك كى» و بندر ديگر را متصرف گرديد. با توجه به اين كه عيلاميان توسط آشورى ها منقرض گشتند مى توان تصور كرد كه جزيره خارك از مراكز مهم اين دوران در آب هاى خليج فارس بوده است. هر چند هنوز آثارى در ارتباط به دوره هخامنشى در خارك ديده نشده است ولى نمى توان از اهميت تاريخى اين جزيره در دوره مذكور چشم پوشى كرد.
گيرشمن باستان شناس فرانسوى معتقد است: «... به طورى كه از حفريات برمى آيد در قرن چهارم ميلادى معبد (عيلامى) ويران شد و برخرابه هاى آن آتشكده اى زرتشتى بنابر مذهب رسمى ايران ساسانى ساخته شد. سكه هاى هرمز پادشاه ساسانى (يافت شده در خارك) كه در آغاز قرن چهارم ميلادى سلطنت مى كرد تاريخ احتمالى بناى آتشكده را نشان مى دهد...»
به عبارتى در دوره ساسانى آتشكده اى در خارك بنا مى گردد كه هنوز آثارى از ستون هاى آن در كنار بقعه ميرمحمد ديده مى شود. ازجمله آثار ديگر خارك كه بسيار مهم است وجود دخمه هاى سنگى و استودان هاى كنده شده در سنگ است كه دو نمونه از اين آرامگاه ها از شهرت جهانى برخوردارند. هرتسفلد باستانشناس معروف درباره مقابر مزبور مى نويسد: «اين خرابه ها ابتدا به وسيله «كارستن نيبور» در سال ۱۷۶۰ ميلادى وصف شده است اما كسى توجهى به توصيفات او نكرد. در حدود شصت گور داخل سنگ هاى مرجانى جزيره كنده شده است كه غالب آنها در اثر كند و كاوها از بين رفته است. اغلب آنها ساده و بى تزئين است اما....» دو آرامگاه سنگى كه به شيوه مقابر پالميرى شهر پالمير (تدمر) در سوريه ساخته شده اند داراى ظرافت قابل توجهى هستند. اين مقابر داراى جرزبندى و طاقچه هاى سنگى زيبايى است كه قبورى را به صورت چند طبقه در ديوارهاى اطراف خود جاى داده است. در روبروى مدخل آرامگاه نقش برجسته بسيار محوى وجود دارد كه مى توان در آن تصوير شخصى را ديد كه بر تختى تكيه زده و گويا جامى به يك دست خود دارد. متأسفانه به دليل سستى سنگ هايى كه نقوش و قبور در داخل آن كنده شده است امكان مشاهده تاريخ يا نوشته اى كه زمان و يا نام اشخاص مدفون را معرفى كند وجود ندارد. به اين جهت با فرسايش فضاى نيمه پايينى آرامگاه و خالى شدن زيرسنگ هاى پيرامونى، ستون هايى سيمانى در زير آثار قرار گرفته تا از ريزش احتمالى سقف و بدنه آرامگاه جلوگيرى نمايد. هرچند با توجه به ارزش آرامگاه مزبور شايسته بود مرمتى متناسب با الگوى بنا صورت بپذيرد. اگر چه تزئينات ورودى آرامگاه در حواشى درگاه هايش معمارى دوره هلنى يونان را به ياد مى آورد، اما جزئيات نقش ها غيريونانى بوده و شباهت هايى را با بناهاى دوره ساسانى در فيروزآباد دارد. اين شباهت ها اين آثار را به قرن سوم ميلادى منسوب مى كند و اين تاريخ به وسيله طرح و نقشه ورودى بنا نيز تأييد مى شود. دخمه دوم نيز كه داراى تزئينات قابل توجهى در سطح بيرونى است از نظر معمارى بسيار شبيه دخمه يا آرامگاه پالميرى نخستين است. به روايتى اين گور دخمه ها مى توانسته به بازرگانان شهر پالمير در سوريه كه تجارت دريايى داشته اند تعلق داشته باشد ولى با توجه به حضور دولت هاى قدرتمند اشكانى و ساسانى احتمال ساخت چنين مقابرى كه مى توانسته زمان گير و نشان از حضورى بلند مدت در جزيره داشته باشد كمرنگ است. عده اى ديگر با توجه به قرارگيرى آثار كليساى مسيحيان نسطورى در جزيره خارك دخمه هاى فوق را متعلق به دوره ساسانى مى دانند مضافاً بر اين كه دخمه هاى ديگر كنده شده در سنگ كاملاً به استودان هاى (محل قرارى استخوان ها متوفى) دوره ساسانى شباهت دارد كه نمونه هاى منحصر بفردى از آن در بندر باستانى سيراف (بندر كنونى طاهرى در استان بوشهر) و غارهاى چهلخانه شهر باستانى تَوِج (در بخش سعدآباد استان بوشهر) ديده مى شود.
در قسمت غربى جزيره خارك بقاياى يك كليسا و صومعه اى متعلق به نسطوريان كه مسيحيان ايرانى دوره ساسانى بودند وجود دارد كه نشان از زندگى جمعيت بزرگى از آنان در جزيره است. در سده سوم ميلادى مركز مهم مسيحيان ايران، شهر «ريواردشير» در حدود ۱۰ كيلومترى بوشهر بود كه با كشتى بيش از ۳ تا ۴ ساعت با خارك فاصله نداشت.
در جزيره خارك بقعه اى داراى يك گنبد هرمى شكل مضرس و يك گنبد كوچك مدور وجود دارد كه بقعه امامزاده ميرمحمد ناميده مى شود. مردم بومى خارك بر اين باورند كه اين بقعه بنا بر كتيبه موجود در آن به سال ۷۳۸ه.ق مدفن محمد حنفى فرزند حضرت اميرالمؤمنين(ع) است. درون فضاى گنبد مضرس مزين به ازاره اى از كاشى هاى ستاره اى و هشت ضلعى عهد ايلخانيان بوده كه اكنون تنها تعداد محدودى از آن باقى مانده است. فضاى زير گنبد اصلى صحن مسجدى را مى ماند كه با دربى كوچكتر و ظريفتر به صحن حرم متصل مى گردد. به اعتقادى با توجه به نوع معمارى حرم بزرگ و وجود چهار درب در اطراف، بناى فوق آتشكده دوره ساسانى بوده كه با اندك تغييراتى به صحن مسجد تبديل شده است. حرم كه بنايى چهارگوش و با سقفى كوتاه تر است گنبدى نيم دايره را بر روى خود جاى داده كه بر روى ضريح امامزاده در وسط صحن سايه افكنده است. سال ۷۳۸ و ۷۴۰ه.ق نوشته شده بر روى كتيبه هاى ديوار مقارن با دوران حكمرانى «قطب الدين تهمتن» از پادشاهان هرمز (از دست نشانده هاى اتابكان فارس) است كه جزيره خارك و ديگر جزاير خليج فارس و درياى عمان را تحت فرمانروايى خود كرده بود.
از آثار ديگر خارك مى توان از باقى مانده قلعه پرتغالى ها و هلندى ها نام برد. تجار هلندى كه در سال ۱۶۲۳ ميلادى روابط تجارى خود را با ايران شروع كرده بودند پس از قتل نادر ايران را ترك كردند و بصره را مركز تجارت خود قرار دادند، اما پس از مدتى در اثر دسيسه رقباى انگليسى و به منظور نزديكى بيشتر با دهانه خليج فارس، تأسيسات تجارى خود را به خارك منتقل كردند و در عين حال از پرداخت اجاره بهاى خارك به ميرمهنا حاكم بندر ريگ و جزيره خارك خوددارى نمودند. ميرمهنا در سال ۱۷۵۶ ميلادى به تأسيسات هلندى ها حمله برده دژ آنها را تسخير كرد و آنها را از جزيره بيرون راند، ولى به اين سبب كه در دفعات متعدد بناى سركشى و تمرد از دستورات كريم خان زند را گذاشت و مدتى آرامش خليج فارس را برهم زد، كريم خان او را شكست داد و جزيره خارك و بندر ريگ را تصرف كرد.
جزيره خارك با وجود تمام آثار تاريخى باارزشى كه دارد مى تواند به عنوان يك جاذبه گردشگرى در استان بوشهر مطرح گردد. هر چند وجود تأسيسات نفتى مانع از عبور و مرور هر بازديد كننده اى به جزيره است و در حال حاضر تنها افرادى مى توانند در جزيره عبور و مرور كنند كه يا ساكن جزيره خارك بوده يا موفق به دريافت مجوز از فرماندارى استان بوشهر شوند. در حالى كه جزيره خارك حتى يك نفر مراقب آثار تاريخى نداشته و مسؤولان ميراث فرهنگى استان بوشهر آنچنان كه بايد خارك را شايسته داشتن دفترى براى محافظت آثار ندانسته اند و اين بى توجهى و نيز بازسازى و گسترش تأسيسات نفتى و صنايع مختلف در جزيره خارك روزبه روز به محو تاريخ پنهان خارك كمك مى كند. اين بى توجهى به زيربناهاى فرهنگى و گردشگرى تا بدانجا بوده كه مديركل محيط زيست استان بوشهر در ابتداى سال جارى خبر از انقراض نسل آهوان جزيره خارك كه به عنوان يك بانك ژنى جانورى منحصر به فرد هستند توسط فعاليت واحدهاى صنعتى در جزيره خارك و شكار آهوان توسط افراد سودجو كه افراد شاغل در اين واحدها هستند مى دهد. شايد خارك طلسم شده است تا ابد دُر يتيم خليج فارس باقى بماند.
تهيه شده در گروه حاميان
ميراث فرهنگى اروين
معرفى نشريات
حافظ
نوزدهمين شماره حافظ، ماهنامه پژوهشى، ادبى، تاريخى، حقوقى و سياسى با مدير مسؤولى و سردبيرى سيدحسن امين منتشر شد.
در اين شماره مى خوانيد: تاج نامه، از مهرگان و حديث مهر تا آئين قالى شويان مشهد اردهال، جشن مهرگان، سالگرد سهراب: اشتراك اساطير در اشعار سهراب سپهرى، تبديل گاه شمارى شمسى به شاهنشاهى، حافظ و حماسه ملى ايران، طنز حافظ و تأثر حافظ از امير معزى، حافظ و عرصه شطرنج، راز و رمز برترى حافظ، انديشه دينى حافظ، يادى از سواران رفته، شمس العرفا، حقوق بشر، حقوق اقليت ها: مطالعه موردى اديان و مذاهب، دموكراسى راه حل نيست: خاطرات من از بازرگان (دكتر على محمد ايزدى) ، اسناد حاكميت ايران بر جزاير تنب و ابوموسى ، نقد فهرست مقالات حافظ شناسى و...
اقتصاد ايران
هشتادمين شماره اقتصاد ايران، ماهنامه اقتصادى و مالى بين الملل به سردبيرى ومدير مسؤولى دكتر حيدر پوريان منتشر شد. در اين شماره مى خوانيد: نوشداروى بهره ورى، انگيزش و تشويق، رشد منفى بهره ورى در ايران، از انسان هاى بهره ور تا كار ارزشى ، به سوى رشد بهره ورى ، كارنامه شركت هاى ايرانى، به دنبال تعالى سازمانى بنگاه هاى ايرانى هستيم، تعهدات ۴۰ ميليارد دلارى، كودكان كارگر، عكس العمل هاى هسته اى، انتخاب دفتر نمونه، صادرات كشور نفتى، اقتصاد ايران از زبان وزير در آمريكا، مرگ دايناسورها، اقتصادهاى شاد، جهانى شدن زمين، فساد در سازمان ملل، چشم انداز محبوبيت دكتر احمدى نژاد، كاهش رشد تقاضاى جهانى نفت، اقتصاد يهود، كنيساهاى تهران، اقليت ۲۵ هزار نفرى، در انتظار كيفيت، دعوت ايران به سازمان همكارى هاى شانگهاى، دوئل رأى اعتماد، ايران واردات گندم از روسيه را ممنوع كرد، كسرى بودجه ۱۰۰ هزار ميليارد ريالى دولت و...
Revue De Teheran
 نخستين شماره دو هفته نامه «Revue De Teheran »پس از ۲۶ سال وقفه در چاپ با مدير مسؤولى محمد جواد محمدى در مؤسسه اطلاعات به چاپ رسيد. اين نشريه از سال ۱۳۱۳ در مؤسسه اطلاعات كار خود را با انتشار روزنامه ژورنال دو تهران آغاز كرد كه انتشار اين روزنامه پس از انقلاب متوقف شد. در اين شماره مى خوانيد: احمدى نژاد در نيويورك، احمدى نژاد - پوتين: روابط بين ايران و روسيه ، معادن طلا در ايران، درباره رومن رولان، فردوسى ، حافظ اساطير ايرانى ، ناپلئون در ايران، ابيانه: روستاى تاريخى ايران و...
دكترين بوش
و دموكراسى در جهان عرب
233613.jpg
*محمود منشى پورى ـ ترجمه: احمد تقى زاده
آيا شعار تقويت دموكراسى ازسوى دولت بوش همانند يك بازى جديد با حقه اى قديمى است؟ و يا تلاشى صادقانه براى تقويت وضعيت دموكراسى و حقوق بشر در جهان عرب است كه به منظور مبارزه با تروريسم نوپا صورت مى گيرد؟ شكى نيست كه تروريسم در شرايطى رشد مى يابد كه فرصت مشاركت دموكراتيك در آنها وجودندارد. به هردليل توسل ايالات متحده به دموكراسى به عنوان شيوه اى براى مبارزه عليه تروريسم، واكنشهاى مختلفى را درخاورميانه برانگيخته است. از يك طرف حمايت ناموزون ايالات متحده از اسرائيل، حمله آمريكا به عراق و بدرفتارى با زندانيان ابوغريب و گوانتانامو، همگى احساسات ملى بسيارى از اعراب را برانگيخته است؛ آنها دموكراسى را بدين دليل نمى پذيرند كه آن را ترفندى جديد براى به دست گرفتن ذخاير عظيم نفتى منطقه مى دانند. ازطرف ديگر، مردم عرب به علت شرايط خفقانى كه براى سالها تحت آن زندگى كرده از اين طرح استقبال كرده اند، مردم عادى خاورميانه هيچگاه به اندازه حال حاضر براى پرداختن به اصلاحات آمادگى نداشته اند. مشروعيت مداخلات آمريكا در ديگر مناطق دنيا به نام تقويت دموكراسى يا مبارزه با تهديد كمونيست در دوران پس از جنگ جهانى دوم در هر حالتى قابل ترديد است، براى مثال مى توان به برخى از مداخلات ايالات متحده در قرن بيستم و اوايل قرن بيست و يكم اشاره كرد: ايران، كره، گواتمالا، كوبا، لائوس، ويتنام، كامبوج، گرانادا، ليبى، السالوادور، نيكاراگوا، پاناما، سومالى، سودان، يوگسلاوى، افغانستان و عراق. واقعيت اين است كه صرف به كارگيرى لفظى، دموكراسى نمى تواند به تحول دموكراتيك باثبات منتهى شود. باتوجه به محيط پيچيده سياسى و تاريخى منطقه، مسائل زيادى در مورد شيوه و ماهيت اصلاحات وجوددارد. از لحاظ تاريخى، مداخله آمريكا در مسائل و درگيريهاى داخلى منطقه از دهه ۱۹۴۰ بر تقويت ثبات مبتنى بوده است، درحالى كه نقض حقوق بشر در نظامهاى غير دموكراتيك دولتهايى كه ايالات متحده از آنها بهره مى برد، ناديده گرفته شده است. اين سياست كه مشخصه آن عدم انسجام و تناقض بود حمايت تعداد اندكى از دوستان ايالات متحده را به همراه داشته است. به ويژه پس ازتجاوز و اشغال عراق، رفته رفته احساس ناتوانى، تحقير و سرخوردگى بيشتر خاورميانه را دربرمى گيرد. مداخله ايالات متحده در قضيه عراق ممكن است سقوط اين كشور به جنگ داخلى را تسهيل كند كه اين مسأله پيامدهاى وخيمى را براى منطقه درپى خواهدداشت. دكترين تقويت دموكراسى ايالات متحده درخاورميانه در سخنرانى بوش در بيستمين سالگرد تأسيس «بنيادملى دموكراسى» (۶ نوامبر ۲۰۰۳) در واشنگتن مطرح شد. او اشاره كرد كه: «شصت سال توجيه كشورهاى غربى و انطباق خود با فقدان آزادى در خاورميانه نمى تواند ما را مصون كند، زيرا در درازمدت ثبات را نمى توان به قيمت ازدست رفتن آزادى به دست آورد. تا آن زمان كه خاورميانه مكانى باشدكه آزادى در آن رشد نمى كند ، همچنان به عنوان نقطه اى براى صدور ركود، انزجار و خشونت باقى خواهدماند، با گسترش تسليحات كه خود مى تواند لطمه هاى فاجعه آميزى را براى كشور ما و دوستانمان به بار آورد، پذيرش وضعيت موجود بى احتياطى محض خواهدبود.»
بوش در جاى ديگرى از صحبت خود پيشنهاد كرد كه اشغال و سپس بازسازى آلمان و ژاپن ازسوى نيروهاى متفقين مى تواند الگوى مناسبى براى طرح خاورميانه بزرگ فراهم آورد. او اظهارداشت: «پس از شكست دشمنان، ما از خود ارتشهاى اشغالگر به جا نگذاشتيم بلكه ما قانون اساسى و پارلمان به جا گذاشتيم. ما فضايى از امنيت را ايجاد كرديم كه در قالب آن رهبران محلى مسؤول و اصلاح طلب، بتوانند نهادهاى پايدار آزادى را بسازند. در جوامعى كه روزگارى فاشيسم و نظامى گيرى را توليدمى كرد، آزادى سكنى گزيده است.» بوش به طور ضمنى بيان كرد به شيوه مشابه و ازطريق اشغال گسترده خاورميانه، مى توان آزادى به شيوه آمريكايى را نهادينه كرد. بايد توجه داشت كه روند ظهور دموكراسى دراين دو كشور قبل از ورود نيروهاى آمريكايى به خاك آنها بعد از جنگ جهانى دوم، بسيار پيچيده بوده است. صاحبنظران معتقدند كه قبل از آغاز جنگ جهانى دوم هم آلمان و هم ژاپن، كشورهايى بسيار صنعتى با ميزان رشد اقتصادى و سرانه توليد ناخالص ملى بسيار بالا بوده اند. هردو كشور به نسبت از لحاظ قوميتى به نسبت يكدست بودند و حس انسجام اجتماعى و هويت ملى در بين مردم آنها بسيار بالا بود. صاحبنظران عنوان مى كنند كه هردو كشور آلمان و ژاپن پس از جنگ جهانى دوم بدون آنكه خدشه اى به زيرساختارهاى جامعه مدنى خود وارد كنند به تقويت نيروى پليس و نظام قضايى خود پرداختند. امروزه، چنين شرايطى درجهان عرب حاكم نيست. در بسيارى از كشورهاى عربى امكانپذيرترين و منسجم ترين نيروهاى مخالف همان گروههاى اسلام سياسى هستند. اكنون اسلام گرايان در انتخابات كشورهاى متعدد همانند بحرين، عراق، اردن، لبنان، كويت، مراكش، فلسطين، يمن، بنگلادش، مالزى، پاكستان و اندونزى شركت مى كنند. با اين حال حمله آمريكا به عراق تمايل عمومى نسبت به تندروهاى ضددموكراسى مانند القاعده و ديگر گروههاى جهادى سلفى را تشدد ساخته است. كشمكش طولانى مدت اعراب و اسرائيل و همچنين ورود گسترده كمكهاى نظامى به اين منطقه از جمله موانع ديرپا برمسير ايجاد دموكراسى و توسعه سياسى محسوب شود. موضوعى كه اكنون دولت بوش بايد درمورد آن تصميم بگيرد اين است كه چگونه مى تواند درمنطقه اى كه پيشينه حقوق بشرى روشنى ندارد به ايجاد نهادها و تقويت تلاشهاى مربوط به توسعه دموكراسى بپردازد؟ هيچكدام از كشورهاى عربى خاورميانه و شمال آفريقا با حدود ۳۰۰ ميليون نفر جمعيت، كشورى آزاد محسوب نمى شوند.
در بيشتر كشورهاى عربى انتخابات آزاد وجود ندارد. رژيمهاى مستحكم و غيردموكراتيك منطقه چندين آشوب سياسى را ازسرگذرانده اند. ميزان توسعه و قدرت اقتصادى آنها با يكديگر متفاوت است. برخى ازاين كشورها ازطريق وابستگى به نفت يا رانت امنيتى حاصل از درآمدهاى خود سرپا مانده اند. بنابراين مى توان آنها را دولتهاى رانت خوار ناميد. (الجزاير، بحرين، عراق، كويت، ليبى، امان، قطر، عربستان سعودى، تونس و امارات متحده عربى)، ديگر كشورها هم به كمكهاى خارجى وابسته اند (مصر، اردن و يمن)، بى گمان درآمدهاى نفتى تأثيرى منفى براين كشورها گذاشته است و آنها در قبال فشار افكار و خواسته هاى عمومى پاسخگو نيستند. به علاوه، سياستهاى انگليس و فرانسه موجب عدم ايجاد معنى درستى از حق تعيين سرنوشت برخى از كشورها مانند فلسطين، مصر، الجزاير، عراق و سوريه شده است. دولت بوش از زمان حملات تروريستى ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به ايالات متحده، پيامهاى متفاوتى را به سعوديها ارسال كرده اند. از يك طرف آنها معتقدند كه عربستان سعودى براى سركوب تندروهاى اسلامى اقدامات لازم را به عمل نياورده است.
ازطرف ديگر وزيرامورخارجه آمريكا، كاندوليزا رايس از مسؤولان سعودى به دليل برگزارى انتخابات شهردارى و «برداشتن گامهاى اوليه براى شفافيت بيشتر» تمجيد مى كند. با اين حال او محروم بودن زنان از حق رأى و دستگيرى مخالفان آرام را محكوم كرد. به هرحال واشنگتن تمايلى براى اعمال فشار بيش ازاندازه مشخص به خاندان پادشاهى سعودى را ندارد. زيرا بيم آن مى رود كه دولت سعودى در قبال جنبشهاى اسلام گراى مخالف، آسيب پذير باشد. به علاوه، سعوديها نقش سازنده اى در تعيين توليد و قيمت نفت، تقويت روند صلح اعراب و اسرائيل و پيشبرد بازسازى عراق دارند. دولت بوش اجازه داده است تا جنگ عليه تروريسم، موجب تضعيف تقويت دموكراسى در برخى از كشورهاى مهم مانند عربستان و كويت شود. ايالات متحده در قبال مصر نيز سياستى مشابه عربستان را به كار گرفته است. رايس از محمد حسنى مبارك، رئيس جمهور مصر به دليل برداشتن گامهاى اوليه و اميدواركننده براى تقويت دموكراسى در اين كشور قدردانى كرده است، اما تأكيدكرد كه انتخابات مصر ازجمله انتخابات پارلمانى بايد با معيارهاى عينى خاص هر انتخابات آزاد - ازجمله آزادى گردهمايى، آزادى بيان و مطبوعات - مطابقت داشته باشد.
با اين حال وى از ملاقات با سران سازمان اسلامگرا و غيرقانونى اخوان المسلمين كه گمان مى رفت در بين گروههاى مخالف از محبوبيت زيادى برخوردار باشند، سرباز زد. با توجه به نقش مصر در پيمان صلح بين مصر و اسرائيل و نقش بسزاى آن در حل و فصل مناقشه اسرائيل و فلسطينيان، دولت بوش در اعمال فشار به مبارك براى دموكراتيزه كردن نظام سياسى مصر احتياط زيادى را به عمل مى آورد. در حالى كه دولت بوش از دولتهاى مصر و عربستان مى خواهد تا بر دموكراسى پافشارى كنند، اما تسليحات و سرمايه نيز دراختيار آنها قرارمى دهد زيرا آنها را به عنوان همپيمانان خود در مبارزه عليه تروريسم قلمداد مى كند و وجود آنها را براى ثبات منطقه بسيارمهم مى داند. قضيه اسامه بن لادن بسيار آموزنده است: او تاوان پيروزى آمريكا بر شوروى در افغانستان بود. مجاهدين طى دهه ۱۹۸۰ با پشتيبانى فعال «سيا» و سازمان اطلاعات پاكستان (ISI)، نقش مهمى را دراخراج نيروهاى شوروى از افغانستان ايفا كردند. به قدرت رسيدن طالبان در افغانستان در اواسط دهه ۱۹۹۰ ازطرف سازمان اطلاعات پاكستان امكانپذير شد كه خود آن زير نفوذ سيا قرارداشت، اقدامات طالبان در آن زمان كاملاً در راستاى منافع ژئواستراتژيك آمريكا بود.
اعمال فشار براى انجام اصلاحات درمورد عربستان، مصر، بحرين و فلسطين فارغ از خطر نيست. عربستان سعودى نمونه خاصى است، زيرا رژيم آن ويژگيهاى يك نظام خودكامه سنتى را با قدرت مدرن اقتصادى يك دولت رانتخوار تركيب كرده است كه خود آن دولت با جنبش اسلامى مخالف داخلى مواجه است. در كويت آزادى مطبوعات كاملاً رعايت مى شود، اما احزاب سياسى رسمى در كشور وجودندارد. در بحرين نيز زنان براى نخستين بار در سال ۲۰۰۳ حق رأى پيدا كرده اند. مشخصه سياست لبنان نيز همچنان درگيرى هاى قومى و رقابتهاى قبيله اى است. گروه مخالف ضد سورى به رهبرى سعد حريرى - پسر نخست وزير مقتول سابق لبنان يعنى رفيق حريرى - توانست با كسب ۷۲ كرسى از ۱۲۸ كرسى پارلمان، اكثريت را به دست آورد، اما بدون وجود تعداد مشخصى از مسيحيان در گروه خود بعيد به نظر مى رسد كه حزب پيروز بتواند رأى لازم براى بركنارى رئيس جمهور مدافع سوريه يعنى اميل لحود را به دست بياورد. زيرا هر مذهبى امتياز قانونى كاملاً مشخصى دارد. همچنين اين احتمال وجوددارد كه پست رياست مجلس كه هم اكنون يك شيعه، كانديداى آن است دوباره به نبيه برى - هم پيمان ديگر سوريه - برسد. انتخابات در لبنان نه تنها به تقويت دموكراسى نينجاميد بلكه اختلافات فرقه اى پنهانى را آشكار كرد كه براى مدتها مشخصه سياست لبنان تحت اشغال سوريه بود. واقعيت اين است كه سوريها همچنان قدرت زيادى را در لبنان در دست دارند. درواقع اگر دولت جديد بخواهد بر روابط چند دهه اى بين لبنان و دمشق فشار بيشترى وارد كند، آنها مى توانند دشواريهاى زيادى را براى لبنان به وجود آورند. به علاوه ممكن است منافع متضاد آمريكا موجب زيرپا گذاشتن ملاحظات دموكراتيك شود، زيرا درجهان عرب تعهد گسترده اى نسبت به دولت قوى وجوددارد. آيا در سالهاى آتى اعمال فشار براى ايجاد دموكراسى بتدريج ظاهر مى شود و به عنوان ركن معتبر سياست خارجى آمريكا درنظر گرفته خواهدشد؟ تا آن زمان كه انتخابات آزاد منجر به پيروزى انتخاباتى احزاب اسلامى مخالف حضور نظامى آمريكا و سياستهاى آن درمنطقه شود، بى ترديد پاسخ منفى خواهدبود. انتخابات واقعاً آزاد و منصفانه احتمالاً دولتهايى را به قدرت خواهدرساند كه نسبت به سياستهاى اسرائيل در قبال فلسطينيان، سياست آمريكا در منطقه و بويژه حمله آمريكا به عراق انتقادى تر از قبل خواهندبود و احتمالاً نفت را در مسيرهايى مصرف خواهندكرد كه با منافع آمريكا در منطقه تضاد خواهدداشت. بيشتر صاحبنظران دراين مسأله هم عقيده اند كه پايان مخاصمات فلسطينيان و اسرائيل به طور مستقيم با اعمال فشار براى آزادى بيشتر همراه خواهدبود. تقويت اصلاحات داخلى در منطقه مستلزم آن است كه به مسائل ساختارى پرداخته شود. ايجاد دموكراسى از بيرون و با اعمال فشار، احتمالاً باعث ايجاد مقاومت و واكنش ازسوى رژيمهاى سياسى و هواداران سنت فرهنگى و اسلامى خواهدشد. تحول سياسى و اقتصادى، كند و غيرمنسجم خواهدبود، اما اگر به شكل صحيح آن به كار رود آنگاه ديدگاه مبارزه با تروريسم ازطريق نهادينه سازى دموكراسى امكانپذير خواهدبود. اين موضوع درصورتى به وقوع مى پيوندد كه تقويت دموكراسى به نام مبارزه با تروريسم با سياست كلى ايالات متحده در اين برهه تاريخى تلاقى پيداكند. با اين حال مشكل اصلى اين است كه ايالات متحده همچنان براى تقويت دموكراسى درجهان عرب از معيارهاى دوگانه استفاده مى كند. بنابراين كاملاً بعيد به نظرمى رسدكه دولت بوش و دكترين آن طرح نوينى را دراين منطقه ارائه كنند. جاى هيچگونه تعجب نيست كه در دوران پس از جنگ سرد، ايالات متحده قربانى پيروزيهاى خود در دوران پس از جنگ جهانى دوم شده است. ديگر بهانه خاصى (مانند اتحاد جماهير شوروى يا تهديد كمونيسم) وجودندارد كه بتوان نقض حقوق بشر و فقدان دموكراسى در جهان عرب را به آن نسبت داد.
* استاد علوم سياسى دانشگاه كويينيپياك آمريكا


|   شناسنامه   |   آرشيو   |