|
|
|
زنان رئيس جمهور
|
|
|
|
|
|
نخستين فضانورد زن سياه پوست
|
|
|
|
|
روزنامه نگار محبوب و متعهد
«او همه ركوردها را شكسته است» اين جمله اى بود كه در صفحه اول روزنامه نيويورك ورلد نوشته شده بود. اين روزنامه نوشت كه چگونه ستاره روزنامه نگارانش، نلى بلاى (اليزابت كوچران) دور دنيا را در زمانى كمتر از قهرمان خيالى داستانهاى دور دنيا در ۸۰ روز ژول ورن فلليس فاگ، طى كرده است. او در ۷۲ روز به دور دنيا سفر كرده بود. شهرت نلى بلاى بيشتر براى سفر با دوچرخه به دور دنيا در ۷۲ روز است. او توانست ركورد ۸۰ روزه قهرمان داستان تخيلى (دور دنيا در ۸۰ روز) ژول ورن را بشكند. او پيش از آنكه سفرش را شروع كند، يك خبرنگار موفق بود كه براى روزنامه نيويورك ورلد كار مى كرد. «نلى» با نوشتن نامه اى به سردبير «پيترزبرو ديپس بچ» كار خود را آغاز نمود. ابتدا او نام مستعار «نلى بلى» كه برگرفته از شخصيت آوازهاى استفان فوستر بود را براى خود انتخاب كرد. او مطالبى راجع به شرايط كار و زندگى در پيترزبورو نوشت. در سالهاى ۱۸۸۶ و ۱۸۸۷ او به مناطق مختلف شهر مكزيكو سفر كرد و از شرايط وحشتناك زندگى فقرا و فساد نيروهاى دولتى در اين شهر مطالبى نوشت. مقالات وى تحت عنوان ۶ ماه در مكزيكو به چاپ رسيد. او در سال ۱۸۸۷ شهر پيترزبورو را به مقصد نيويورك ترك كرد و در روزنامه نيويورك ورلد شروع به كار كرد. او مدتى را در يك تيمارستان گذراند و راجع به شرايط ناگوار بيماران روانى در آنجا مقالاتى نوشت. مقالات وى سبب شد در مورد مؤسسه فوق تحقيقات وسيعى انجام گيرد. پس از آن بود كه وى به عنوان يكى از متعهدترين روزنامه نگارانى كه افتضاحات جامعه را علنى مى كند، مشهور شد. اين روزنامه نگار محبوب و متعهد ۲۷ ژانويه سال ۱۹۲۲ چشم از جهان فرو بست.
|
|
|
|
|
زنان رئيس جمهور
آگاتا باربارا زنى با اراده آهنين
|
|
|
منبع: اينترنت برگردان:معصومه پيروزبخت آگاتا باربارا در ۱۱ مارس سال ۱۹۲۳ در شهر زابر متولد شد. او بزرگترين دختر و دومين فرزند از ۹ فرزند ژوزف و آنتونيا بود. باربارا تحصيلات خود را در دبيرستان شهر والتا به پايان رساند و سپس به عنوان آموزگار شروع به كار كرد. او هنگام جنگ جهانى دوم به سياست علاقه مند و در نهايت در سال ۱۹۴۶ وارد دنياى سياست شد و به عضويت حزب كارگر مالتا درآمد. در سال ۱۹۴۷ در اولين انتخاباتى كه براساس قانون اساسى جديد آن كشور برگزار شد، شركت كرد و به عنوان نخستين زن نماينده ، پاى در مجلس مالتا گذاشت. او در تمامى انتخابات بعدى مجلس نيز شركت كرده و پيروز شد و تا زمانى كه در سال ۱۹۸۲ به عنوان رئيس جمهورى مالتا انتخاب شد، تنها نماينده زن در مجلس مالتا بود. هنگام تشكيل دومين دولت در سال ۱۹۵۵ از طرف حزب كارگر براى تصدى پست وزارت آموزش و فرهنگ انتخاب شد و به همين جهت عنوان نخستين زن وزير درمالتا را براى خود كسب كرد. باربارا پس از رسيدن به مقام وزارت، خيلى زود پروژه آموزش تمام وقت واجبارى براى همه افراد تا سن ۱۴ سالگى را به تصويب رساند و به منظور اجراى سريع اين پروژه بزرگ دستور ساخت مدارس متعدد در سراسر مالتا را صادر كرد. خودش مديريت اجرايى اين دستور را به عهده گرفت ودر مدت كوتاهى در سراسر جزاير مالتا بيش ۴۴ مدرسه ساخته شد. از طرفى انجام اين پروژه ، نياز به استخدام و آموزش آموزگاران جديد داشت، به همين جهت براى آموزش آموزگاران مرد كالج جديدى تأسيس شد كه بعدها آموزگاران زن نيز در اين كالج شروع به تحصيل كردند. طرح آموزش رايگان و اجبارى براى افراد ۵ تا ۱۴ ساله در سپتامبر سال ۱۹۵۵ يعنى ۵ ماه پس از انتخاب باربارا به عنوان وزير آموزش و پرورش به اجرا درآمد. اهميت اين اصلاحات آموزشى در اين است كه با اجراى پروژه يا طرح آموزش رايگان، اجبارى و تمام وقت امكان آموزش كسانى را فراهم كرد كه به سختى مى توانستند امكاناتى براى آموزش و پرورش فرزندانشان فراهم كنند. به عنوان بخشى از اين اصلاحات مهم ، كتاب هاى درسى و دفتر، به انضمام خدمات پزشكى و سرويس رفت وآمد رايگان در اختيار دانش آموزان قرار گرفت. شهريه اى كه دانشجويان تربيت معلم ملزم به پرداخت آن بودند، حذف و مقرر شد به منظور كمك به والدين دانش آموزان و دانشجويان سالانه مبلغى به عنوان پول تو جيبى به آنان پرداخت شود. نخستين مدرسه ويژه نابينايان، ناشنوايان و معلولان ذهنى در سال ۱۹۵۶ افتتاح شد. تا سال ۱۹۵۵ افراد معلول را در خانه مخفى مى كردند. طورى كه اين افراد هرگز در اجتماع ظاهر نمى شدند. بنابراين با سرشمارى ، تعداد افراد معلول مشخص شد و مراكزى ويژه اين افراد گشايش يافت. كاملترين بخش اصلاحات آموزشى كه توسط باربارا ارائه شد، اصلاح شيوه آموزش بود. تا آن زمان به دخترانى كه دوره دبيرستان را به اتمام مى رساندند مباحث مختلف درسى از جمله علوم آموزشى داده نمى شد. باربارا كه خود از اين تبعيض لطمه زيادى خورده بود، به سرعت دستور اصلاح نظام آموزشى را صادر كرد و سبب شد تمام مواد درسى آموزشى به پسران، به دختران نيز آموزش داده شود. باربارا بين سالهاى ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۴ از جمله رهبران استقلال طلب مالتابود. او به سراسر اروپا و حتى سازمان ملل در نيويورك رفت و براى كسب استقلال مالتا تلاش و تبليغ فراوانى كرد. در ۲۸ آوريل سال ۱۹۵۸ به دنبال تظاهرات اعتراض آميز عليه اشغال مالتا توسط انگلستان كه وى يكى از رهبران آن بود، از طرف دادگاه تحت نظارت انگليس به زندان محكوم شد. وى بين سالهاى ۱۹۵۸ تا ۱۹۷۱ مسؤوليت مديريت انتشار كتاب ها وروزنامه حزب را به عهده داشت. او از ابتداى زندگى سياسى اش ، يكى از اعضاى كميته اجرايى حزب و بنيانگذار جنبش سياسى زنان مالتا بود. باربارا در طول ۳۵ سال حضور بى وقفه در مجلس، تنها زن حاضر در مجلسى بود كه به طور سنتى ، به مردان اختصاص داشت. در سال ۱۹۷۱ ، زمانى كه حزب كارگر در انتخابات عمومى اكثريت آرا را به دست آورد، باربارا براى بار دوم وزير فرهنگ و آموزش شد. اين بار نيز باربارا اصلاحات جديدى در نظام آموزشى به وجود آورد كه مهمترين بخش آن، افزايش سن پايان آموزش به ۱۶سال است. او در كنار اين اصلاحات روش جديد آموزش فنى در تجارت را ارائه كرد. به همين جهت تعدادى مدرسه بازرگانى در «مالتا» و «گازو» گشايش يافت كه انواع مهارت ها و هنرها را به دختران و پسران آموزش مى داد. در سال ۱۹۷۳ مدارس موسيقى وتئاتر و انستيتو تكنولوژى الكترونيك نيز در مالتا گشايش يافت. تغييرات بسيارى در دانشگاه به وجود آمد كه مى توان به حذف شهريه و مباحث دينى به عنوان يكى از موضوع هاى امتحان ورودى دانشگاه نام برد. باربارا به عنوان رئيس دانشگاه مالتا و برحسب موقعيت و مقام خود، به آموزش عمومى علاقه فراوان داشت و از علاقه او به ترويج آموزش علمى - فنى شناختى هرگز كاسته نشد. در سال ۱۹۷۴ به او عنوان وزير كار ، فرهنگ و رفاه اجتماعى داده شد. باربارا در سمت جديد نيز، با همان انرژى و توان دوران خدمتش به عنوان وزير آموزش، شروع به كار كرد وبراى زنان قوانين جديد، ۴۵ ساعت كار در هفته، مرخصى زايمان با حقوق، بيمه بيكارى، پاداش ساليانه، كمك هزينه اولاد، حقوق بازنشستگى به ميزان دو سوم حقوق دوران خدمت، حقوق مساوى با مردانى كه وظايف شغلى مشابه دارند، و ساير تسهيلات اجتماعى كه سبب بهبود زندگى اجتماعى مردم مالتا شد ، مقرر كرد. اين اصلاحات كه با توانايى و دقت طرح ريزى شده بود اهميت زيادى داشت و زمانى كه مالتا از نظر توان بالقوه صنعتى توسعه پيدا كرد توانست با بخش خصوصى همراهى كند. باربارا بين سالهاى ۱۹۷۴ تا ۱۹۸۱ به سختى كار كرد و در ايجاد رابطه هماهنگ بين كارفرما و كارگر موفقيت زيادى كسب كرد و همزمان نيز تلاش خود براى بهبود حقوق و شرايط كارى كارگران ادامه داد. در اين زمان شمار عده بيكاران به حداقل ممكن ، يعنى ۲ درصد نيروى كار رسيد. وى در چند كنفرانس سازمان بين المللى كار كه در ژنو برگزار شد، مسائل مربوط به كارگر و استخدام در مالتا را بيان كرد. اختصاص وقت باربارا به وظايف مربوطه، سبب نشد وى از ايجاد اصلاحات و تغييرات در زمينه فرهنگى مالتا غافل شود. در دوره مسؤوليت وى به عنوان وزير فرهنگ چند موزه ملى در مالتا گشايش يافت كه عبارتند از موزه هاى باستان شناسى ، تاريخ ملى، هنرهاى زيبا، فرهنگ قومى، تاريخ سياسى در مالتا، گازو و ... بين سالهاى ۱۹۷۱ تا ۱۹۸۱ به دفعات مختلف و كوتاه مدت جانشينى نخست وزير را به عهده گرفت. پس از انتخابات سال ۱۹۸۱ و هنگام گشايش مجلس در ۱۶ فوريه ۱۹۸۲ باربارا به عنوان رئيس دولت يا رئيس جمهور نقش مهم و فعالى در امور داخلى و ملى ايفا كرد. او در طول دوره سياسى زندگيش با سفر به كشورهاى مختلف سعى داشت در زمينه روابط بين الملل ، روابط دوستانه اى با ساير كشورها وبرمبناى احترام متقابل برقرار كند. باربارا در كنار همه مسؤوليت ها، از زمان انتخاب به عنوان رئيس جمهور، نقش مهمى در امور خيريه داخلى و بين المللى ايفا كرد. او رياست كميته ملى جمع آورى سرمايه براى بنياد خيريه مالتا را به عهده داشت. طى سه سال گذشته از طريق اين بنياد هزاران پوند كمك هاى نقدى و غيرنقدى به خانواده هاى نيازمند و معلولان و كودكان بى سرپناه فرستاده شد. كميته ديگرى نيز زيرنظر و تحت رياست وى براى ارسال كمك به مردم اتيوپى و سودان تشكيل شد كه مقادير زيادى دارو، وسايل بهداشتى، چادر و ساير مايحتاج اين افراد به هر دو كشور ارسال شد. باربارا در طول دوره سياسى زندگى، مورد تحسين دولت واحترام رقباى سياسى قرار گرفت. تجربيات عظيم وى در بخش هاى مختلف زندگى عمومى، او را در بسيارى از كشورها، سياست مدارى عالى مقام جلوه داد. تلاش هاى وى در ايجاد ارتباطات دوستانه بين المللى سبب شد وى بالاترين جوايز بين المللى كشورهاى مختلف از جمله جمهورى بلغارستان، جمهورى دموكراتيك كره و جمهورى اسلامى پاكستان را دريافت كند. وى از طرف دانشگاه پكن به درجه دكتراى افتخارى در فلسفه آموزش و پرورش نايل شد و بسيارى از مؤسسات آموزشى، علمى، فرهنگى در سراسر دنيا نيز از وى قدردانى كرده اند. آگاتا باربارا در ۴ فوريه سال ۲۰۰۲ ميلادى چشم از جهان فرو بست.
|
|
|
|
|
طلاق ، درگيردوماده قانونى
|
|
|
دكتر حميديان فرق خواسته و درخواست در امر طلاق: طبق قانون مدنى ايران طلاق يا به خواسته مرد است و يا به درخواست زن، معنى و مفهوم طلاق به خواسته مرد اين است كه مرد طبق ماده ۱۱۳۳ قانون مدنى هروقت بخواهد مى تواند همسرش را طلاق دهد حتى اگر تقصيرى متوجه همسر او نباشد و دست دادگاهها نيز در رد خواسته مرد بسته است زيرا بحث طلاق به خواسته مرد مطرح است نه بحث درخواست طلاق توسط مرد و وظيفه دادگاهها در قبول خواسته مرد يك وظيفه تكليفى است و بدون آنكه وارد رسيدگى ماهيتى گردند بايد به خواسته مرد گردن نهاده و حكم طلاق را صادر نمايند. در صورتيكه در رسيدگى ماهيتى دادگاهها مى توانند امرى را با بررسى قانونى خود بپذيرند و يا آن را رد نمايند. درحالى كه در طلاق مربوط به زنان، طلاق به درخواست زنان مطرح است. در اينجا قانونگذار به دادگاهها اجازه رسيدگى ماهيتى داده و دادگاهها مى توانند در خواست زن را پس از بررسيهاى لازم پذيرفته و يا آن را رد نمايند. هرچند كه مرد مصر بر طلاق قبل ازجارى شدن صيغه طلاق بايد كليه حقوق شرعى و قانونى مانند مهريه، نفقه، جهيزيه و درصورتى كه طلاق به تقصير زن نباشد اجرة المثل او را بپردازد و سپس صيغه طلاق را صادر نمايد. اما پرداخت اين حقوق كه وصول آنان توسط زنان با هزاران مشكل و اكثراً توسط قوه قهريه يعنى رأى دادگاهها عملى مى شود براى زخمهاى ناشى از طلاق مرهمى نخواهدبود. لذا به همين دليل است كه قريب ۸۰ درصد طلاقهاى صادره از دادگاههاى كشور طلاق خلعى است وطلاق خلعى به اين معنى است كه مرد حاضر به پرداخت حقوق شرعى و قانونى زن نبوده و زنان با بذل تمام يا قسمتى از اين حق از دادگاهها تقاضاى طلاق خلعى مى نمايند. تأثير ماده ۱۱۳۳ قانون مدنى بر عملكرد داوران: طبق ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب ۲۸ آبان ماه ۱۳۷۱ مجمع تشخيص مصلحت نظام زوجهايى كه قصد طلاق و جدايى از يكديگر را دارند، بايد جهت رسيدگى به اختلاف خود به دادگاه خانواده مراجعه و اقامه دعوى نمايند. چنانچه اختلاف فيمابين ازطريق دادگاه و حكمين از دوطرف كه برگزيده دادگاهند حل و فصل نگرديده، دادگاه گواهى عدم امكان سازش را صادر مى نمايد، فلسفه ارجاع به داورى بدين دليل است كه شيوه هاى حل اختلاف غيرقضايى همواره موفق و تذكرات اخلاقى و روانشناسانه اثرش بيشتر از الزامات سخت قانونى بوده است. طبق تبصره يك همين قانون نحوه دعوت از حكمين (داوران) و بررسى صلاحيت آنان طبق آيين نامه اى كه توسط وزير دادگسترى تهيه و به تصويب رئيس محترم قوه قضاييه رسيده است تعيين گرديده است. طبقه تبصره ماده ۱ آيين نامه اجرايى، داورى در اين قانون را تابع شرايط مندرج در قانون آيين دادرسى مدنى ندانسته و همانطوريكه قرآن كريم فرموده است و «ان خفتم شقاق بينهما فابعثوا حكماً من اهله و حكماً من اهلها» يعنى يك داور ازطرف مرد و يك داور ازطرف زن تعيين خواهدشد زيرا بستگان و اقربا به دليل شناخت از روحيات و خصوصيات اخلاقى فرزندان خود و اينكه نهايتاً بارجدايى آنها بر دوش خسته آنها خواهدبود دلسوزى بيشترى براى آينده آنان خواهندداشت. درصورتى كه دسترسى به اقارب مقدور نباشد و يا اقارب از پذيرش داورى استنكاف نمايند هريك از زوجين مى توانند داور خود را ازبين افراد ديگرى كه واجد شرايط و صلاحيت هستند تعيين و معرفى نمايند و درصورت امتناع و يا عدم توانايى در معرفى داور ظرف بيست روز دادگاه رأساً از بين افراد واجدشرايط مبادرت به تعيين داور يا داوران خواهدنمود. شرايط داوران: ۱- مسلمان ۲- آشنايى نسبى به مسائل شرعى، خانوادگى و اجتماعى ۳- حداقل چهل سال تمام ۴- متأهل و معتمد ۵- عدم اشتهار به فسق و فساد پس ازمعرفى و انتخاب داوران دادگاه بلافاصله جلسه توجيهى تشكيل و وظيفه داوران را به آنان گوشزد و ارشادات لازم را خواهدنمود و داوران منتخب يا منصوب مكلفند با تشكيل حداقل دو جلسه با حضور زوجين در رفع اختلاف و اصلاح ذات البين اهتمام نموده و نهايتاً نظر خود را بر امكان يا عدم امكان سازش درمهلت مقرر تعيين شده به دادگاه تسليم نمايند. تشريفاتى بودن ماده ۷ آيين نامه در طلاق به خواسته مرد: درماده ۷ آيين نامه اجرايى تبصره يك ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق آمده است كه داوران بايد نظر خود را بر امكان يا عدم امكان سازش فيمابين زوجين درمهلت تعيين شده به دادگاه اعلام نمايند. در اينجا اين پرسش كليدى مطرح است كه در صورتى كه داوران در نظر نهايى خود امكان سازش فيمابين زوجين را اعلام نمايند. آيا دادگاه مى تواند على رغم اصرار مرد بر طلاق نظر داوران را لحاظ نموده و خواسته مرد را رد نمايد در پاسخ بايد گفت سايه سنگين ماده ۱۱۳۳ قانون مدنى بر رأى دادگاه سايه افكنده و هرگز چنين اجازه اى را به آنها نخواهدداد. لذا مسأله ارجاع به داورى و اخذنظر داوران كه براى دادگاهها يك وظيفه تكميلى است دست دادگاهها را بسته و آنها را دراحقاق حقوق زنان با يك چالش جدى روبه رو ساخته است هرچند كه برداشت نويسنده اين سطور ازماده واحده چيز ديگرى است. زيرا ماده واحده مى گويد: از تاريخ تصويب اين قانون زوجهايى كه قصد طلاق و جدايى دارند بايستى جهت رسيدگى به اختلاف به دادگاه خانواده مراجعه و اقامه دعوى نمايند: كه باتوجه به كلمات استخدام شده و بارحقوقى آنان امرى كه ماهيت رسيدگى دارد مى تواند رد يا ابرام گردد و متن واحده صريحاً كلمه «رسيدگى به اختلافات» را به كار برده است. علاوه بر اين در ماده ۷ آيين نامه اجرايى تبصره يك ماده واحده صحبت از امكان سازش در نظريه داوران آمده است كه درجاى خود حائزاهميت است. در حالى كه رويه عملى دادگاهها به تجويز ماده ۱۱۳۳ قانون مدنى برخلاف آن مى باشد و دادگاهها وظيفه دارند على رغم نظر خويش و على رغم نظر داورانى كه در گزارش داورى خود امكان سازش و ادامه زندگى زوجين را اعلام نمودند عمل نموده و باتوجه به خواسته مرد حكم طلاق را صادر نمايند. اما همين امر ممكن است در قضيه طلاق به درخواست زن به ضرر زن تمام گردد و باتوجه به اجازه اى كه از مفهوم مخالف ماده ۱۱۳۳ قانون مدنى به دادگاهها داده شده است دادگاهها به استنادنظر داوران كه امكان سازش و ادامه زندگى را در نظر داورى خود اعلام نمودند در خواست زن دائر بر تقاضاى طلاق را رد نمايند. نتيجه اى كه از ارجاع داورى در امر طلاق به خواسته مرد خواهيم گرفت اين است كه ارجاع به داورى و ارائه نظرات داوران يك امر تشريفاتى بيش نخواهدبود و هيچگونه اثرى بر عملكرد دادگاهها يا اقدام زوج نخواهدگذاشت و اين چيزى است كه با توجه به روح حاكم بر ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق هرگز قابليت دفاع نداشته و شايسته بازنگرى است تا دست دادگاهها در اينگونه موارد بازگردد و بتوانند در رابطه با طلاق به خواسته مرد نيز وارد رسيدگى ماهيتى شده و اجازه ندهند زنى كه هيچگونه تقصيرى نداشته و گناهى متوجه او نيست به ورطه حوادث و تندباد ناشى از طلاق كشانده شود و به تبع آن جامعه نيز دچار مسائل آسيبى ناشى ازتكثير سلولهاى ناسالم ناشى از طلاق در رابطه با زنان و فرزندان بعد از طلاق گردد. *مديركل پيگيرى طرحها و برنامه ها و هماهنگى امور استانها و سازمانهاى وابسته
|
|
|
|
|
نخستين فضانورد زن سياه پوست
بخشى از كهكشان هستم
|
|
|
فضانوردان از ابتدا يك فضانورد به دنيا نمى آيند. آنها مانند ساير افراد به مدرسه مى روند و علم روزهاى مخصوص فضانوردى را مى گذرانند. حس كنجكاوى و انرژى مضاعف دكتر «مى جيمسون» او را به سمت آموختن بيشتر در مورد فضا و فضانوردى سوق داد. در زمان مدرسه او به كلاس هاى متعددى مى رفت مانند كلاس رقص و غيره و عادت داشت به كتابخانه برود. او جزو انجمن مدرسه بود. اومى دانست كه فضانورد بودن احتياج به شجاعت و دليرى دارد به همين دليل از همان آغاز كودكى و جوانى سعى كرد بر ترس خود غلبه كند. «مى جيمسون» نخستين زن فضانورد سياهپوست: سال ،۱۹۶۱ اولين روز مدرسه بود. «مى جيمسون» Mae Jemison ۵ ساله كه در كلاس پيش دبستانى مدرسه بود مى توانست با اطمينان و به راحتى كتاب بخواند و هنگامى كه معلمش از او سؤال كرد كه مى خواهد در آينده چه شغلى داشته باشد او به سرعت جواب داد: يك دانشمند. معلمش با تعجب به او نگاه كرد زيرا تا به آن روز زنان زيادى بودند كه مى خواستند دانشمند شوند ولى در بين آنها نمى توانستيد دانشمند زنى را پيدا كنيد كه سياهپوست باشد. اما اين اولين و تنها انتخاب «مى» بود كه هيچگاه تغيير نكرد. عشق و علاقه «مى» براى كسب علم باعث مى شد كه او به طرف كتابخانه كشيده شود تا بتواند هر روز اطلاعات و دانش تازه اى را بياموزد. از ابتدا او از خواندن كتاب هاى تخيلى لذت مى برد و به تدريج به طرف كتاب هايى در مورد كهكشان ها و آسمان كشيده شد و شروع به خواندن اين كتاب ها كرد. هنگامى كه او در كلاس ششم تحصيل مى كرد كتاب هاى معروف نويسنده اى به نام مارلن لى اينگل مانند «شكاف زمان» و بازوى ستاره دريايى را مطالعه كرد. به دو دليل او به طرف اين نوع كتاب ها كشيده مى شد. اول اينكه تمام قهرمانان اين داستان ها زنان بودند وهمچنين محور اصلى داستان در مورد زنان دانشمند بود. ديگر خواندن كتاب ها «مى» را راضى نمى كرد او دانش آموزى بسيار فعال و طالب يادگيرى بيشترى بود. هنگامى كه مى ۱۲ سال داشت يك روز در نزديكى محل سكونت او جمعى از سياهپوستان براى برخوردارى از حق مدنى خود و اينكه چرا بايد اين حق در آمريكا پايمال شود تظاهرات كرده بودند و آنها در جلوى چشمان «مى» در حال زد و خورد با گروه گارد امنيتى بودند در اين زمان بود كه مى فكركرد كه هميشه به خاطر داشته باشد كه او نيز مانند گارد امنيتى جزيى از اين مملكت است و هيچ تفاوتى نمى بايست بين آنها و سفيدپوستان وجود داشته باشد. هنگامى كه او وارد كالج شد در رشته علوم اجتماعى و فيزيك تحصيل كرد و خيلى سريع توانست به دو زبان روسى و آفريقايى صحبت كند. او به رشته مهندسى شيمى و مطالعات در مورد كشور آفريقا نيز گرايش داشته و در اين زمينه ها تحصيلات خود را به پايان رساند. بعد از به پايان رساندن كالج او يك دوره ۴ ساله را گذراند و موفق شد كه يك پزشك بشود. در سال ۱۹۸۷ او در برنامه هاى فضايى ناسا پذيرفته شد و به اين طريق توانست به ناسا راه پيدا كند. او در تگزاس آموزش ديد و ياد گرفت كه چگونه بايد در فضا كنكاش و جست وجو كرد و براى سفر به فضا در ليست انتظار رفت و هنگامى كه در سال ۱۹۹۲ سفينه «ايندوور» Endeavour به سمت مدار دور زمين پرتاب شد او اولين زن سياهپوست آفريقايى - آمريكايى بود كه دور مدار زمين دور زد. او از درون سفينه پايين را نگاه كرد و شيكاگو را ديد. كتابخانه را به ياد آورد پروژه هاى علمى را كه ساعت ها و روزها روى آنها كار مى كرد و تمامى دورانى را كه براى رسيدن به اين لحظه به خاطرش تلاش كرده بود از جلوى چشمان او گذشت. «من هميشه احساس مى كردم كه به اينجا تعلق دارم. فقط در اينجاست كه احساس امنيت و آرامش مى كنم و آن به اين دليل است كه من بخشى از اين كهكشان هستم. دقيقاً شبيه به ستاره ها، سياره ها، ستاره هاى دنباله دار، شهاب سنگ ها و سحاب ها.»
مهسا مقدمى
|
|
|
|