على رضايى
|
|
|
گروه ورزشى - باور كنيم يا نه ورزش ما با بيمارى سختى دست و پنجه نرم مى كند و هنوز به سلامت اين بيمار اطمينان و اعتماد كافى نيست. آمد و شدهاى متعدد در عرصه ورزش و در دوره هاى مختلف باعث شده است سليقه ها بر انضباطها و تشكيلات مناسب حاكم باشند. اين موضوع ورزش ما را گرفتار بيماريهاى مزمنى كرده است كه علاج آن به سادگى ممكن نيست. اين بيمارى را چه كسانى جز متوليان ورزش مى توانند مداوا كنند. وقتى فدراسيونها هنوز جايگاه خود را نمى شناسند، باشگاهها به هويت واقعى خود پى نبرده اند، ورزشكاران مابين مرحله آماتوريسم پرفسيوناليسم سرگردانند و هنوز بستر مناسبى پيدا نكرده اند و بالاخره مطبوعات ما كه سردرگم پرسش هاى بى جواب بسيارى بلاتكليف مانده اند. و در اين شرايط طرح جامع ورزش تنها اميدوارى آنهايى است كه سال هاى سال ورزش را دست به دست سليقه هاى مديران اهل و نااهل ديده اند و بيهوده نيست كه هنوز جايگاه ورزش ما در زمينه هاى فرهنگى، قهرمانى و همگانى پايه و اعتبار واقعى خود را به چنگ نياورده است و با اين حال مى پنداريم حالا كه با طرح جامع ورزش چارچوب معينى در ورزش ايجاد شده است همه آنها كه در ورزش مسؤوليتى مى پذيرند در قالب اين خط مشى ها قرار گيرند و طرح جامع را با همه پندارهاى مخالف و موافق و عيب و نقص هايش بپذيرند و اندك اندك ورزش ما را با رفع اشكالها و كاستيهايش به جايگاه و منزلت واقعى اش برسانند. حال كه در اين مقطع گذر و گذار قرار گرفته ايم و سؤال هاى زيادى است كه پاسخ آن را به درستى نشنيده ايم با يكى از مسؤولان رده اول ورزش كه از قضا خود مسؤول نوشتن طرح جامع بوده است به صحبت بنشينيم و نسبت به آنچه كه گوشه هاى آن به كميته ملى المپيك مربوط است پاسخ مناسبى بگيريم. نظارت بر كار مربيان خارجى، نظارت بر كار تيم هاى ملى، نظارت بر اعزام ورزشكاران به عرصه هاى بين المللى و بسيارى از پرسش هاى ديگرى كه در ورزش ما وجود دارد ما را بر آن داشت تا آنها را با دكتر قراخانلو رئيس كنونى كميته ملى المپيك در ميان بگذاريم.
حساسيت ها نسبت به تيم ملى فوتبال هر روز بيشتر از قبل مى شود. به نظر مى رسد شرايط و جو كنونى چندان مساعد تيمى نيست كه به جام جهانى مى رود. به عنوان يك كارشناس و مسؤول كميته ملى المپيك اوضاع را چگونه مى بينيد؟
با توجه به حساسيت امر و ضرورت موفقيت ما در جام جهانى، فضا و جو بايد بهتر از اين باشد. نوع گفتمانى كه هست از نظر تقويت روحى و فنى براى تيم ملى فايده لازم را ندارد. بنابراين بهتر است نوعى تعامل بين افكار عمومى و كارشناسان با مسؤولين تيم صورت گيرد. همه ما كمك به تيم ملى را مى خواهيم. حتى منتقدان هم مثل فدراسيون و كادر فنى پيشرفت تيم را مى خواهند. شايد با برگزارى جلسات مشورتى و گفت وگوهاى فنى بشود وضع را بهتر كرد. ديدگاههايى را منتقدان گفتند و بررسى هايى نيز صورت گرفته ولى طرح مسائل به اين شكل در رسانه ها اثر خوبى ندارد. حتى ممكن است نتيجه معكوس بدهد. البته من فكر مى كنم مسأله آنقدرها هم حساس نيست. فوتبال پرطرفدار است. اين را در همه جاى دنيا مى بينيم. وجود اين همه نقد و تحليل را نبايد غيرعادى بدانيم اما اين كار مى تواند بهتر هم باشد، با نشست هاى فنى مربى تيم با كارشناسان و مربيان ليگى.
اين پيشنهاد به كرات مطرح شده ولى برانكو زير بار نمى رود. وى انتقادها و طرح پيشنهادها را نمى پذيرد. مشكل اصلى همين است؟
او مسؤوليت فنى تيم را برعهده گرفته است. بايد بدانيم سرنوشت تيم ملى با سرنوشت برانكو گره خورده است. طبيعى است كادر فنى حداقل از لحاظ مسائل شخصى خواهان موفقيت تيم باشد. مطمئن باشيد آنچه انجام مى گيرد از روى درك و تخصص مربيان بوده است.
فكر نمى كنيد همين گره خوردن سرنوشت ايشان با نتايج تيم ملى اين شرايط را به وجود آورده است. الآن اكثر كارشناسان معتقدند تيم ملى بسيار محتاط و پايين تر از پتانسيلى كه دارد بازى مى كند. حتى رسانه هاى خارجى نيز به اين موضوع پرداخته اند؟
البته براساس مطالعات و يك سرى تحقيقاتى كه خودم هم در آن شركت داشته ام در خصوص مربيان خارجى كه به ايران آمده اند به يك نكته مهم برخورديم. مربيان يوگسلاوى سابق، به نوعى تفكرات محتاطانه دارند. اين يك نوع سبك است. بعضى از كارشناس هاى داخلى نقدهاى خوبى كرده اند. ديدم ديدگاه آنها نزديك با تحقيق ما است. در واقع اين يك سبك شناخته شده است، نمى شود به خاطر احتياط چنين سبكى را رد كرد.
لطفاً اين بار در مقام رئيس كميته ملى المپيك جواب بدهيد. آيا عملكرد و روند كنونى تيم ملى مورد قبول شماست؟
ببينيد يك راه حل ميانه مى تواند راه گشا باشد. الآن حرف بازى «زيبا» مطرح است. آن وقت ممكن است نتيجه گيرى سخت تر شود. مى ترسم دوستداران فوتبال در تيم ملى تحمل آن شرايط را نداشته باشند. حتى در ليگ مى بينيم تماشاچيان هم نتيجه گرا شده اند! بنابراين بايد به سراغ يك راه حل ميانه برويم. يعنى هم مردم اجازه بدهند كادر فنى يك مقدار از به نتيجه گرايى به بازى زيبا روى بياورد و هم مسؤول فنى تيم همان طور كه ادعا دارد نگاهى به نتيجه بيندازد.
برانكو مى گويد تيم فعلى من «زيبا» بازى مى كند. سرمربى تيم ملى هيچ وقت به اشتباهاتش اعتراف نكرده و نخواهد كرد!
اگر برانكو مى گويد بازيكنانم خوب بازى مى كنند ديگر اين را بايد به حساب درايت ايشان گذاشت. ايشان مثل يك مربى و پدر هميشه بايد از بچه هايش دفاع كند و حتى از بدترين بازيكنش به نيكى ياد نمايد.
بله و همين دفاع كردن ها باعث شده است بازيكنانى مثل نصرتى تا اين اندازه نزول كنند؟
من معتقدم اين برخوردها به خاطر دلسوزى او بوده است. مطمئن هستم در جلسات كوچكترى كه با بازيكنانش دارد نكات اصلى را گوشزد مى كند. سرمربى حتماً در گفت وگوى مستقيم با بازيكن اين تذكرات را به او مى دهد. البته اين دفاع كردن ها طبيعى هم هستند ولى اگر بخواهيم به همين راضى باشيم آن وقت بايد بگوييم زمان توقف فوتبال ما فرا رسيده است.
كميته ملى المپيك در انتخاب و بررسى عملكرد مربيان خارجى تيم هاى ملى نقش اساسى را ايفا مى كند. در برنامه هاى اين كميته برانكو در كجاى جدول قرار مى گيرد؟
اولاً استخدام كادر فنى به فدراسيون برمى گردد. كميته ملى المپيك كار خاصى انجام نمى دهد ولى در مجموع باثباتى كه وجود دارد ما مسير خوبى را طى مى كنيم. اگر آقاى برانكو انعطاف بيشترى نشان بدهد و نقطه نظرات رسانه ها و جنبه انتقادهاى سازنده را بگيرند مى توانيم گام هاى مثبت خوبى برداريم. من فكر مى كنم اين ثبات و پذيرش برانكو توسط بازيكنان نكته مهمى است و بايد اجازه بدهيم كار اصلاحات به خوبى انجام گيرد.
آيا در اين شرايط اصلاحات در كادر فنى مى تواند مثمرثمر واقع شود؟
به هر حال در اين فرصت كم باقيمانده طرح مسائل مربوط به يك مربى ديگر كم خطر نيست. اين كار ريسك بزرگى است. مربى ممكن است خوب خوب باشد يا بد بد! به هر حال انتخاب سختى است ولى مسؤولان فدراسيون به ادامه كار برانكو راضى اند.
بالاخره سريال انتخاب سرمربى تيم اميد هم تمام شد؟
انتخاب او هم مثل همه مربيان ديگر بود. اين فدراسيون بود كه نقش محورى را بر عهده داشت. ما هميشه در كنار فدراسيون ها نظر مشورتى و تكميلى مى دهيم. در مورد سيموئز هم همين طور.
وضعيت تيم اميد با بزرگسالان فرق مى كند. اينجا كميته ملى المپيك به صورت مستقيم بر اوضاع نظاره مى كند. واقعاً سيموئز همان مربى بزرگى است كه كميته ملى المپيك ماهها به دنبالش مى گشت؟
|
|
|
هميشه خواست ها به شكل ايده آل برآورده نمى شوند. ولى چند نكته مثبت در انتخاب سيموئز وجود دارد: ۱- با توجه به شناخت شخصى ام از فوتبال گفته بودم بهتر است مربيان غير يوگسلاو هم در ايران تست شوند. با جمع بندى هايى كه داشتيم مربيان برزيلى، آرژانتينى، پرتغالى و فرانسوى را در اولويت قرار داديم. سيموئز برزيلى است و ما اين موضوع را به فال نيك مى گيريم. ۲- ايشان سوابق شناخته شده اى دارند به ويژه در كار با اميدها و پايه ها، ما بايد نگاه اميدوارانه اى به تيم اميد داشته باشيم. ۳- الآن فدراسيون كادر سرپرستى و همراهى خوبى را برگزيده است. ياورى پيشكسوت و دلسوز است. وجود ايشان با توجه به تجارب گرانبهايش و نيز نوع برخوردى كه دارد مى تواند مثبت تلقى شود. آقاى جهانپور هم جزو افرادى هستند كه از بين مربيان داخلى داراى جايگاه ويژه اى هستند. نوع كارايى شان براساس برنامه ريزى خوب پيش خواهد رفت. مطمئن باشيد بدون برنامه ريزى دقيق و علمى و اصولى نمى توانيم به آنچه در نظر داريم برسيم. البته بايد اميدوار بود . از اين به بعد تا بازيهاى پكن برنامه ريزى خوب مهم است. اينها را بايد فدراسيون از سيموئز بخواهد و آن را به نقد افكار عمومى هم بگذارد. اگرچه گله كرديم زمان از دست رفته است ولى فراموش نكنيم هنوز زمان خوبى هم در پيش رو داريم. هيچ وقت نبوده است كه از ۳ سال قبل از بازى هاى المپيك مربى تيم برگزيده شود.
قبل از اينكه سيموئز انتخاب شود دستيارانش با گروهى از بازيكنان چندين جلسه تمرين را شروع كردند. البته در فوتبال ما چندان عجيب نيست با وجود اينكه خلاف همه جاى دنياست! سيموئز در انتخاب دستيارانش از اختيار كافى برخوردار خواهد بود؟
من از جزئيات خبر ندارم. شايد دستيارش برزيلى باشد، شايد هم ايرانى. مسأله دستياران ايرانى از دو جهت مهم است: ۱- آنها پلى براى ارتباط بازيكنان با مربى از يك فرهنگ و زمان ديگر هستند. ۲- مربى خارجى كه مى آيد بايد يك مربى داخلى بيايد تا در يك زمان كافى تجربيات خوب آنها را كسب كند. تا آخر عمر كه نبايد به اين خارجى ها وابسته باشيم. بهترين شكل به كارگيرى از دانش آنها همين است كه مربى داخلى را در كنارش بگذاريم.
از بحث فوتبال خارج شويم. تيم ملى بسكتبال بدون سرمربى مانده است. بوسنياك كه رفت فدراسيون حرف مربيان اوكراينى، نيجريه اى و صربستانى را وسط كشيد. كميته ملى المپيك در اين باره برنامه اى ندارد؟
بسكتبال ما تايك اندازه به مربيان خارجى وابسته است. اما نه به طور كامل. آنچه كه در اين شرايط مى تواند براى بسكتبال كمك بزرگى تلقى شود بازسازى روحى - روانى اين ورزش است تا دوباره روند حركتى آن به سمت پيشرفت به جريان بيفتد. در واقع اين يك وظيفه ملى است. در خصوص انتخاب مربى با آقاى مشحون كه عضو كميته اجرايى كميته ملى المپيك است همفكرى هايى داشته ايم و مى دانيم فدراسيون در پى اين انتخاب است.
با انتخاب مربى يوگسلاو موافقيد؟
من تخصص لازم در اين زمينه ندارم كه نظر بدهم. ولى آنها نيز جزو كشورهاى صاحب سبك هستند.
در اين باره هم در نظر گرفتن ظرافت هاى كار مهم خواهد بود. بوسنياك مربى بدى نبود ولى بسكتبال ما ديگر از چنين مربيانى چيزى ياد نمى گيرد ما مربيان باكلاس ترى مى خواهيم؟
قبول دارم. بسكتبال مربى با كلاسى مى خواهد. به نظر مى رسد از ظرفيت هاى داخل كشور خوب استفاده نمى كنيم. هوش بچه ها خوب است ولى بايد مسائلى نظير تاكتيك پذيرى و شرايط جسمانى بيشتر مورد توجه قرار گيرند. جالب اينكه به خاطر عدم توسعه لازم در بسكتبال كشور مى بينيم بازيكنان ما در سطح ملى تازه بامهارتهاى لازم آشنا مى شوند. هنوز درصد شوت ها يا پنالتى هايمان خوب نيست. ما راه درازى را طى كرديم و راه طولانى ترى پيش رويمان است. براى توسعه اين رشته بايد ايده داشته باشيم . مهم توسعه بسكتبال است. با طرحهاى خوب مى توانيم از زحماتمان نتيجه لازم را بگيريم. البته خانواده بسكتبال كاملاً مشخص اند. آدم هاى دلسوزى بر مسندكار قرار دارند.
كشتى ايران هم روزهاى پر سروصدايى را پشت سر گذاشته است. در رشته فرنگى مسير خوب را انتخاب كرده ايم و در راه پيشرفت گام برمى داريم اما در رشته آزاد سقوط چشمگيرى داشته ايم. كميته ملى المپيك دراين باره هيچ واكنشى نداشته است كه جاى تعجب دارد!
اينطور نيست . هم گزارش ناظر كميته ملى المپيك را گرفته ام وگزارشات ديگرى از سوى افرادى كه در بوداپست حضور داشتند را به دقت مطالعه كرده ام در اينجا مسأله چندبعدى است و بايد به تمامى آنها توجه شود. با اينكه بعضى ها اصرار دارند مشكل كشتى را فقط متوجه مديريت كنند من فكر مى كنم عوامل ديگرى هم درگير اين ماجرا شده است. به عنوان مثال مديريت، هوش و ذكاوت كشتى گيران ما مسأله مهمى است كه هيچ كس نمى خواهد به آن بپردازد. آيا كشتى گيران ما تمام توانايى هاى خود را به اجرا در مى آورند؟ چقدر در قدرت تصميم گيرى آنها مديريت مشاهده مى شود؟ نكته ديگر اينكه چقدر يافته هاى علمى در تمرينات كشتى موردتوجه است؟ ترديد ندارم به كارگيرى علم را همه فرياد مى زنند. شك ندارم در تمرينات كشتى ما به ويژه با تغيير سبك مشكلات علمى وجود دارد. بايد اين نقايص برطرف شوند.
خب ، اين كمبودها به مربيان ربط پيدا مى كند.
چندين مسأله ريز هم وجود دارند كه مهم هستند. به عنوان مثال بايد كادر سرپرستى قوى داشته باشيم . امروزه كشتى جزو ورزشهاى سنگين است. زمان بين وقت هاى اول ، دوم و سوم بايد با يك برنامه ريزى علمى سپرى شود. و اين برنامه مى تواند شامل ماساژ، رفع صدمات و استفاده از مكمل هاى قانونى براى جبران ذخاير و انرژى تلف شده باشد. اين برنامه ها مى تواند كمك بزرگى باشد. در بخش داخلى هم بايد بررسى هايى صورت گيرد. آياواقعاً تكيه داشتن به اين همه اعزام ها راهگشا هستند؟ يا اينكه تعداد اعزام ها را كم كنيم تا كيفيت كار بالا برود. قاعدتاً دومى راهگشاتر خواهد بود.
كمتر ديده ايم مربيان كشتى در كلاس هايى شركت كنند. اكثر مربيان ما به طور خودكار چند سال پس از بازنشستگى هدايت تيم ها را برعهده مى گيرند. فكر مى كنيد حضور مربيان خارجى مى تواند سطح كشتى ما را ارتقا دهد يا اينكه همچنان بر عقايد قبلى پافشارى كنيم و بگوييم بهترينيم؟
شايد ذكر اين مسأله براى خانواده كشتى توهين آميز و ناراحت كننده باشد. ولى دراين چند روزه چندتن از اعضاى خانواده كشتى پيشنهاد كردند نيم نگاهى به مربى خارجى بيندازيم. البته به شخصه در شرايط كنونى اين نوع تصميم ها را به صلاح نمى دانم. ما ذخاير زيادى در اين زمينه داريم كه صاحب سبك اند. ولى باور كنيم آنچه كه در كشتى داشتيم امروزه ملاك نيستند. ما سبك هايى داريم كه حالا تغيير كرده اند. بنابراين استفاده علمى از مربيانى نظير روسهاو حتى كوبايى ها مى تواند مفيد باشد. طبيعى است اگر سرنوشت كشتى را به خارجى ها بدهيم دراين زمينه مشكلاتى هم خواهيم داشت. مشكلات فرهنگى مهمترين آن است. ما نيروهاى ارزشمندو با سابقه اى داريم كه بسيار توانمند اند. ولى اگر بخواهيم آنها را دور هم جمع كنيم بيشتر به يك رؤيا مى ماند. اينها به هرشكل كنار هم قرار نمى گيرند.
كشتى جزو اميدهاى اصلى ما براى كسب مدال در دوحه و پكن است اما در سراشيبى قرار گرفته و كسى هم تلاش نمى كند جلوى سقوطش را بگيرد.
اينطور نيست . با توجه به حساسيت كشتى در كميته ملى المپيك به دور از هياهو دنبال آن هستيم. اصلاً نمى شود به سادگى از كنار اين مسائل بگذريم. در موقع مقتضى نتايج كار كارشناسان را اعلام مى كنيم. آنچه در رسانه ها مطرح مى شود تصميم نهايى نيست.
اوضاع در وزنه بردارى هم روبراه نيست. بعداز آن همه سر و صدا ايوانف را به ايران بازگرداندند حالا او همه مشكلات اخير را به گردن كميته ملى المپيك مى اندازد.
كميته ملى المپيك مظلوم واقع شده است. قدرى بى تدبيرى و بى انضباطى در برخورد ايوانف وجود داشت ولى به خاطر دلسوزيهاى او و كارجدى كه دارند آنها را ناديده گرفتيم.
اما ممكن است اين اغماض ها به ضررمان تمام شود؟
ببينيد فدراسيون و كميته ملى المپيك به برنامه هاى ايوانف اعتماد كرده است و فرماندهى فنى به ايوانف سپرده شده ، او داراى سبكى از مربيگرى است كه بر اقتدارگرى استوار است. دراين نوع سبك مربيان خواهان اختيارات كامل اند. شايد گاهى اوقات تصميمات ايشان از نظر احساسى موردقبول ما نباشد. به عنوان مثال بعضى برخوردهايى كه با وزنه برداران محبوب ما داشتند انتظاراتى را به دنبال داشت. ما صحبت هايى هم انجام داديم ولى وارد جزئيات نمى شوم. ما قانون كلى را كه رعايت سياست هاى ايوانف است درنظر مى گيريم.
نسبت به واليبال هم انتقادهايى صورت گرفته. انتظارات از اين رشته بالاست. آيا كميته ملى المپيك عملكرد مربيان تيم هاى ملى واليبال را مثبت مى داند؟
درمورد پارك كى وون ديد خوبى داريم. خودم نسبت به ايشان شناخت مشخصى دارم. ايشان ازطريق نظارت مستقيم ما آمدند. ولى درمورد جوانان بگويم فدراسيون كه منحنى پيشرفت آن سيرصعودى دارد را نبايد به خاطر يك افت كوتاه مدت زيرسؤال ببريم. فدراسيون واليبال ازنظر ما روبه پيشرفت گام برمى دارد. اين نتايج اخير هم مى تواند به خاطر جوانگرايى باشد. بهترين راه حل اين است به فدراسيون واليبال اجازه دهيم كارش را انجام دهد.
اين سياست ها را درمورد جودو هم پى مى گيريد؟
باز هم جودو را خودم پى گرفتم. هم با درخشان جلساتى برگزاركردم و هم با امينى. وقتى اين آقايان توضيح دقيق كارشناسى مى دهند، مى بينيد جودو آنقدرها افت نداشته است. دراين دوره حتى كشورهايى كه سابقه و مدال بيشترى نسبت به ما در جودو داشته اند هم سهم زيادى از مدال نبرده اند.
با اين حال در چند وزن نظير وزن پنجم و هفتم ورزشكاران مستعدى داشتيم. البته تحقيق كه كرديم متوجه شديم در دو وزن با كمبودهايى مواجهيم و اين خلأ بايد جبران شود.
خيلى ها بر اين باورند كه حضور مربيان بزرگ خارجى مى تواند جودو ما را به مراحل بالاترى برساند ولى دراين رشته هيچ تغييرى دركادر فنى شاهد نيستيم. آيا امينى از نظر فنى براى كميته ملى المپيك ايده آل ترين است؟
به آقاى امينى پيشنهاد كردم از مربيان خارجى هم استفاده كند تا با سبك هاى تمرينى و آموزشى ديگر آشنا شود. چندوقت پيش يك مربى ژاپنى را براى يك ماه آورديم. يعنى تلاش مى كند جديدترين فكرهاى علمى را به تيم انتقال دهد. ان شاءالله با تغيير شيوه هاى تمرينى به نتايج موردنظر برسيم. چندروز پيش برنامه هاى علمى فدراسيون جودو را دركميته علمى بررسى كرديم و به نكات مثبتى رسيديم.
چندوقت پيش جلالى رئيس فدراسيون دووميدانى مدعى شد درصورت تصويب بودجه ۲۰ ميلياردى براى اين فدراسيون، قول ۹ مدال را مى دهد. چنين پيشنهادهايى تا چه اندازه شانس تصويب شدن دارند؟
درمورد اينكه ايشان درست مى گويند يا نه، الآن بسيارى از فدراسيونها چنين بودجه هايى را خواستار شده اند. ولى معتقدم كارساده ديگرى مى تواند شانس مدال ما را افزايش دهد. ما اگر دو تيم بزرگسال و يك تيم را به عنوان پشتوانه در اردو داشته باشيم مى توانيم به كسب مدال اميدوارى بيشترى داشته باشيم. دو وميدانى، شنا، كشتى، واليبال و بسيارى از رشته ها مى توانند چند تيم را به صورت دايره اى تحت پوشش قراردهند. آنها تا حدودى درست مى گويند. باتوجه به اعتباراتى كه در كشور هست براى دولت و مجلس آنقدرها هم سخت نيست كه چنين بودجه هايى را به ورزش اختصاص دهند.
مربيان خارجى زيادى در تيم هاى مختلف ملى مشغول به فعاليت هستند. اينها تا چه اندازه خواسته هاى ورزش ما را برآورده مى سازند؟ آيا ملاك فقط خارجى بودنشان است كه مثل سالهاى قبل كوبايى ها در همه رشته ها به كشورمان سرازير شدند و ضررهاى فراوانى را متوجه ورزش ما كردند يا اينكه پيشينه اين مربيان موردتأييد قرارمى گيرد؟
در اين زمينه ورزشكاران وفدراسيونها هم سهم دارند. به همين دليل دراثر بخشى آنها از فدراسيونها و قهرمان ها نظرخواهى مى شود. براساس آخرين نظرسنجى كه داشتيم بيش از ۷۰ درصد از ورزشكاران ما از مربيان خارجى راضى اند. بنابراين گذشته از ضعف ها از عملكرد خارجى ها راضى هستيم. احساس مى كنيم وجود آنها در قهرمانى مؤثر بوده است.
ولى در برخى تيم ها مى بينيم مربيان كيفيت لازم را ندارند. به عنوان نمونه هنوز هم برسر پيشينه «ژورانديرو» سرمربى تيم ملى فوتسال اختلاف نظرهايى وجوددارد، يا حسن روشن مديرفنى تيم جوانان به خاطر كيفيت پايين مربى برزيلى اين تيم را رها كرد. اينها تنها دو نمونه هستند و در ساير رشته ها نيز شرايطى مشابه را مى توان پيداكرد.
ما تنگناهاى مالى داريم و به همين خاطر امكان استفاده از مربيان بهتر را نداريم. بايد با توجه به بودجه درنظرگرفته شده بهترين انتخاب ها را داشته باشيم. درموارد ديگر توان اجراى خواست هاى مربيان را نداريم. به عنوان مثال «ليندلر» مربى آلمانى دوچرخه سوارى بسيار مجرب و كارآزموده بود ولى ما نتوانستيم خواسته هاى او را برآورده كنيم. آن هم بخاطر مسائل مالى و محدوديت هايى كه دراين باره وجوددارد.
مربيانى كه به ايران مى آيند چطور از فيلتر شما عبور مى كنند؟
الآن از ۱۵ كشور مختلف در ايران مربى خارجى داريم. فدراسيونهاى ما موظف اند قبل ازاستخدام مربيان سابقه آنها را بررسى كنند. شك نكنيد درمورد تك تك اين مربيان فدراسيونها بررسى هاى لازم را انجام مى دهند. البته من فكرمى كنم بايد كانونها و نفراتى درخارج از كشور داشته باشيم تا مشاورين خوبى براى انتخاب مربى باشند. نكته ديگر اينكه بايد سريعتر يك نظام علمى و آموزشى براى ارتقاى مربيان داخلى تشكيل دهيم. تا ابد كه نمى توان به اين مربيان خارجى وابسته بود.
چندوقت پيش اعلام شد ذوالقدر، امينى و فركى بهترين مربيان ايران هستند و اين درحالى است كه امينى با جودو خوب نتيجه نگرفت و فركى فقط يك دستيار است. شما چنين انتخابى را تأييد كره ايد؟
نه. اين موضوع مورد تأييد كميته ملى المپيك نيست. اين حاصل گزارش هاى تحليلى واحد مربيان كميته بوده و بايستى مورد بررسى دقيقتر قرارگيرد.
جايگاه ورزش قهرمانى در دوره جديد سازمان كجاست؟
باتوجه به اهميتى كه مسؤولين رده بالاى كشور براى كسب جايگاههاى بين المللى قايل هستند گرفتن مدال جزو سياست هاى اين دوره است. دستيابى به اين جايگاهها باعث تشويق مردم مى شود. بالطبع مثل دوره پيش كميته ملى المپيك تلاش خود را براى آماده كردن تيم ها جزووظيفه اش مى داند. دراين زمينه نقاط مثبت زيادى وجوددارد و اميدواريهايى زنده شده است تا علاوه بر چهار پنج رشته اى كه در آن حرفهايى در سطح جهان براى گفتن داريم درچند رشته ديگر نيز بتوانيم مدال كسب كنيم. اما نكات منفى نيز هستند كه مهمترين آنها كمبود منابع مالى و نبود ارتباط سيستمى بين آموزش و پرورش و تيم هاى ملى است. ضمن اينكه ضعيف بودن بعد علمى تمرينات را نبايد فراموش كنيم.