يكشنبه ۸ آبان ۱۳۸۴ -
Sun, Oct 30, 2005
زنان
۳۲۹۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
دوستان مشكل ساز
234114.jpg
پارسا بهنياء
فرزند شما دوست تازه اى پيدا كرده، ولى شما از او خوشتان نمى آيد. يك متخصص برجسته به شما مى گويد كه چكار كنيد.
به عنوان يك مشاور سؤالى كه بسيار از من مى پرسند در مورد دوستان بد است. والدين نوجوانان نمى دانند وقتى فزرندشان با كسى كه تربيت درستى ندارد دوست مى شود، چه بايد بكنند و چه عكس العملى داشته باشند. اما من به آنها مى گويم: خوب است كه فرزندتان با كسانى كه با او متفاوت هستند دوست شود. وقتى كودك يا نوجوان با شخصيت هاى جديد رابطه برقرار كند، افق هاى ديد او وسيع تر مى شود، ديدگاه هاى جديدى يافته و با ديگران بهتر ارتباط برقرار مى كند. مسأله اين است كه بفهميم آيا ارزش ها و طرز زندگى دوست مورد نظر واقعاً نگران كننده است يا اينكه شما زود قضاوت كرده ايد. در اينجا مراحلى وجود دارد كه طى آنها مى توانيد نگرانى خود را برطرف كنيد.
* تا جايى كه مى توانيد اطلاعات خود را افزايش دهيد: با فرزندتان در مورد دوست جديدش صحبت كنيد و از او سؤالاتى كنيد تا بفهميد چرا او را دوست دارد. مثلاً: تو و دوستت مثل اينكه زمان زيادى را با هم صرف مى كنيد. چطور و كجا همديگر را ملاقات مى كنيد؟ از او برايم بگو. آيا من تا به حال والدين او را ديده ام؟ و اگر باز هم مى خواهيد بيشتر بدانيد از معلم هاى او و والدين ديگر سؤال كنيد.
* نگرانى خود را با او در ميان بگذاريد: به جاى انتقاد مدام از دوست فرزندتان (كه معمولاً باعث متوقف شدن بحثتان مى شود) نگرانى خود را به او شرح دهيد: من متوجه شده ام كه هر گاه كنار او مى نشينى، از مدرسه با من تماس گرفته و از تو شكايت مى كنند.
* دوست بد او را بشناسيد: با دوستان جديد فرزندتان دوست شويد و وانمود كنيد كه زندگى آنها براى شما جالب است. البته زمانى كه آنها در خانه شما گردهم آيند، يخچال را پر از آب ميوه و خوراكى كنيد كه آنها بيشتر جذب شوند. با اين كار علاوه بر اينكه خيال شما نيز از بابت فرزندتان راحت است، دوستان او را نيز بيشتر مى شناسيد.
* والدين او را ببينيد: سعى كنيد مادر و پدر دوستان فرزندتان را بشناسيد. مخصوصاً او كه در موردش نگرانيد. ملاقات شخصى بهتر است، اما اگر اين كار مشكل است، مى توانيد تلفنى با آنان ارتباط برقرار كنيد. با آنها دوستانه و بى غرضانه صحبت كنيد و اصل كلام را اينگونه عنوان كنيد: بچه هاى ما وقت زيادى را با هم صرف مى كنند، بنابراين مى خواستم خودم را معرفى كرده و قوانينى را كه براى فرزندم دارم براى شما بگويم.
* فرزندتان را سرگرم كنيد. بهترين راه براى محدود كردن زمانى كه فرزندتان با دوستان نامطلوب مى گذراند، اين است كه كارهاى ديگرى براى او در نظر بگيريد. فعاليت هايى را ترتيب دهيد كه فرزندتان دوست دارد، مثلاً به او كمك كنيد كه وارد يك تيم فوتبال شده و يا نام او را در يك كلاس هنرى بنويسيد. خلاصه اينكه او را درگير برنامه هايى كنيد كه در اجتماع فعالتر باشد.
* قوانين خود را براى فرزندتان بازگو كنيد: براى جلوگيرى از نفوذ همسالان بد در او، براى او قوانين مشخصى در نظر بگيريد و اطمينان حاصل كنيد كه به همه آنها واقف است. اين قوانين را طورى ترتيب ندهيد كه در مخالفت مستقيم با دوستان باشد، بلكه آن را بازنگرى قوانين خانوادگى جلوه دهيد و او را از عواقب تخلف از اين قوانين مطلع كنيد. در اينجا چند محدوديت مناسب را براى اين گروه سنى آورده ايم: «هميشه به من تلفن كرده و بگو كجايى.» «هميشه به خانه دوستى برو كه پدر و مادرش هم در خانه هستند.» «دوست ندارم فيلم ها و سى دى هاى غيرمجاز نگاه كنى.» «هيچ وقت نبايد بدون اجازه من مكانى را ترك كرده و به جاى ديگرى بروى.»
* هميشه آماده باشيد. به او بياموزيد كه در مواقع گرفتارى چكار كند. او را مطمئن كنيد كه در اين مواقع دنبال او رفته و به او كمك مى كنيد. مى توانيد بين خودتان و او رمزى قرار دهيد كه حتى بدون جدا شدن از دوستانش از شما كمك بخواهد.
* او را زير نظر داشته باشيد. وقتى فرزندتان با دوستان بد رفت و آمد مى كند، حواستان كاملاً به او باشد. مثلاً اگر تغيير رفتارى، نمرات پايين، رفتار خشن، حالت هاى غيرمعمول يا علائم استفاده از سيگار را دارد، بدانيد كه دوستان بد تأثير خود را روى او گذاشته اند. مواظب باشيد كه او داخل كارهاى خطرناك نشود. شما بايد هر كارى كه مى توانيد انجام دهيد تا ارتباط او با آنان قطع شود. اگر لازم بود از معلم هايش، مشاور مدرسه يا يك پزشك روان شناس كمك بگيريد.
* زمان گرفتارى
يكى از بهترين روش ها براى كمك به نوجوانان اين است كه نگذاريد پس از مدرسه با دوستان تجمع كرده يا در خيابان ها پرسه بزند. طبق تحقيقات بين ساعت ۲ تا ۶ بعدازظهر بيشترين زمان خطرآفرين براى نوجوانان است. به روش هاى زير توجه كنيد تا هنگام بعدازظهر از او بيشتر مراقبت كنيد: ۱- او را در يك كلاس ورزشى ثبت نام كنيد كه پس از مدرسه به آنجا برود. ۲- با والدين دوستانش در ارتباط باشيد. ۳- اگر كارمند هستيد به او بگوييد پس از آمدن به خانه به شما اطلاع دهد و همچنين هر كجا مى خواهد برود، به شما بگويد. ۴- براى او محدوديت هايى براى جاهايى كه مى تواند يا نمى تواند برود قرار دهيد و به آنها اصرار ورزيد.
حسادت
ارمغان جوادنيا
234111.jpg
حسادت از ديرباز در ميان مردان و زنان در جوامع مختلف مشاهده شده و مى شود. شايد به نحوى اين حسادت براى رسيدن به آرزوها، مقام و منصب بوده و افراد اقدام به غيبت ، بدگويى و حسادت نسبت به اطرافيان خود مى كنند و به جاى انديشيدن به مسائل مثبت و مهم به فكر اين موضوع هستند كه خود را از نظر تحصيلى، شغلى، مادى، معنوى، اجتماعى و... برتر و بالاتر از ديگران نشان دهند، هرچند كه همين امر مى تواند تبعات منفى و مشكلاتى را براى آنها به وجود آورد. متأسفانه اين خصلت منفى از زمانى كه انسان چشم به دنياى هستى گشود و توانايى خواندن و نوشتن يافت و حتى زمانى كه دو كودك بر سر عروسكها و اسباب بازيهاى خود با هم دعوا مى كردند و توجه به يكى، ديگرى را به گريه وا مى داشت و حتى زمينه قهر كردن با والدين را به وجود مى آورد، تا به امروز كه آنها پاى به دنياى بزرگترى گذاشته اند و عقل، فهم و شعور آنها رشد يافته است، باز هم ديده مى شود.
«سارا» دانشجوى پزشكى مى گويد: متأسفانه پديده حسادت و بدگويى كردن در ميان تمام افراد خصوصاً در دانشگاهها در ميان دانشجويان دختر نيز به وفور مشاهده مى شود. در دانشگاهها دختران به دليل اينكه خود را در مقابل دختران ديگر و حتى جنس مخالف برتر و بالاتر نشان دهند، نسبت به همديگر حسادت مى ورزند، آنها حتى حاضرند براى بهتر جلوه دادن خود، عيبها و ايرادهاى دوستانشان را با وجود آشكار بودن به روى آنها نياورده و آنها را با همان ايرادها و نواقص ظاهرى نظاره گر باشند، همچنين در مورد ظواهر و زيبايى خود و عدم تأمين حس عاطفى خود بيشتر نسبت به يكديگر حسادت مى ورزند. اين درحالى است كه اين پديده در ميان پسران دانشجو در موارد تحصيلى، نحوه لباس پوشيدن و رسيدگى به ظواهر و حتى مقايسه گوشى تلفنهاى همراه به وفور ديده مى شود، اين امر مى تواند باعث بروز مسائل پيچيده در محيط خانه و تداخل هايى در ميان دوستان شود.
وى در ادامه مى گويد: همچنين هستند دخترانى كه به گفتن مسائلى كه حقيقت ندارد، يا به طور كلى شايعه پراكنى است، دست مى زنند تا شايد از اين طريق خود را بيشتر در محيط دانشگاه و در ميان همكلاسان خود جلوه دهند، اين درحالى است كه اين مسأله در ميان پسران هم مشاهده مى شود.
او مى گويد: متأسفانه زنان در به وجود آمدن اين پديده نقش مهمى را ايفا مى كنند، خودشان در تمام زمينه ها بخصوص شغلى و كارى براى اينكه كسى از خودشان بالاتر نباشد و فقط خودشان به پيشرفت برسند، به بدگويى از يكديگر مى پردازند، هرچند كه ممكن است به جايى نرسند، ولى حداقل به اين دليل كه توطئه هاى خود را علنى كرده اند و به اصطلاح پيروز شده اند، راضى و قانع مى شوند.
مينا دانشجوى مهندسى در اين زمينه معتقد است: متأسفانه پديده حسادت زمانى كه در سن ۱۸ سالگى بودم و تازه از آزمون كنكور رهايى پيدا كرده بودم، ايجاد شد و از آن زمان بود كه بيشتر با اين خصلت زشت و ناپسند آشنا شدم، بعد از كنكور براى اينكه مستقل باشم و بتوانم روى پاهاى خود بايستم، تصميم گرفتم تا در جايى مشغول به كار شوم. با توجه به اينكه از سالهاى قبل در يك مركز فرهنگى كار مى كردم، به آنجا علاقه بسيارى داشتم، به همين دليل براى كار روانه آنجا شدم.
وى مى گويد: به دليل اينكه پدرم مهندس ناظر و معمار آنجا بود، شانس بيشترى براى قبول شدن در مصاحبه اى كه قرار بود گرفته شود، داشتم، بالاخره به عنوان مربى كارآموز مشغول به كار شدم، البته حضور من به عنوان مربى كارورز نه تنها مربيان ديگر را خوشحال نكرد، بلكه انگار من جاى آنها را اشغال كرده بودم و چشم ديدن مرا نداشتند.
وى در ادامه مى گويد: به مرور زمان حرفها و نيش و كنايه هاى تلخى را از جانب مربيان و ديگر افراد مى شنيدم. متأسفانه كارهاى سبك و دور از تخصص و خارج از حيطه وظايفم را به من محول مى كردند و آموزشهاى لازم را به من ياد نمى دادند. على رغم اينكه مربى كارورز بودم، مى بايست قبل از سايرين در آنجا حضور پيدا مى كردم و در آخرين ساعات كارى آنجا را ترك مى كردم، اين درحالى است كه هيچ گونه حقوق و مزايايى از آنجا دريافت نمى كردم.
وى مى گويد: با توجه به اينكه بايد مسافت طولانى را براى رفتن به محل كارم طى مى كردم و ذوق و شوق زيادى براى كار كردن داشتم، ولى با داشتن چنين شرايطى روز به روز علاقه ام براى رفتن به آنجا كمتر مى شد تا اينكه روزى به دليل همين حسادتها و بدگويى ها از من خواسته شد كه ديگر به آنجا نروم و با اينكه دقيقاً علتش را نفهميده بودم، ولى مجبور به ترك آنجا شدم.
* «نوشين آقاجانى» دكتراى علوم ارتباطات و مدرس دانشگاه در اين زمينه معتقد است: متأسفانه اين نوع حسادتها از كودكى در ميان افراد شكل مى گيرد و به مرور زمان در بزرگسالى در مدارس، دانشگاهها و محيطهاى شغلى به دليل گسترده و آزادانه بودن روابط بيشتر به چشم مى خورد و افراد مدام به اين مسأله مى انديشند كه تنها چاره براى زندگى كردن و رسيدن به پيشرفت، «زير آب زدن» همديگر و بدگويى كردن است.
وى معتقد است: انديشه چنين مسائلى كه اگر نتوانيم كارهاى محول شده را به خوبى انجام دهيم و در آينده از رشد و پيشرفت خود نسبت به ديگران عقب مى افتيم و زندگى مان به خوبى شكل نمى گيرد، باعث مى شود تا پشت سر دوستان، همكاران و صميمى ترين افرادمان حرف بزنيم و به بدگويى كردن از آنها نزد مسؤولان، مديران و كاركنان بپردازيم.
وى معتقد است: صميميت بيش از اندازه ميان افراد خصوصاً زنان نيز از مسائلى است كه باعث پديد آمدن چنين مسأله اى مى شود، زيرا اينگونه افراد در صورتى كه ببينند صميمى ترين دوست خود به مقام و جايگاه ويژه اى رسيده و در زندگيشان تغييرات زيادى به وجود آمده است، درحالى كه آنها به چنين مقام و منزلتى نرسيده اند، مدام دست به كارهايى از قبيل غيبت، بدگويى و حسادت كردن مى زنند كه اينگونه افراد معمولاً اعتقادات و باورهاى درستى نداشته، از اعتماد به نفس كمترى برخوردارند و حتى وجدان خود را نيز زير پا مى گذارند تا به اهداف نفسانى و شيطانى خود دست يابند، نمونه بارز اين مسأله را مى توان در سريالهاى طنز تلويزيونى به وفور مشاهده كرد.
وى معتقد است: متأسفانه اين پديده در ميان زنان و مردان به نسبت مساوى وجود دارد و در تمامى خانواده ها اعم از بى سواد، تحصيلكرده، شاغل و بيكار ديده شده و هيچ تفاوتى ميان زن و مرد نمى كند و ريشه آن در تربيت خانوادگى است.
اين درحالى است كه دكتر فاطمه خجسته روانشناس معتقد است: پديده حسادت و بدگويى كردن پشت سر ديگران بيشتر در ميان قشر زن به دليل توجه بيش از حد ديگران و حساس بودن روح آنها ديده مى شود، زيرا كم ترين بى توجهى آنها را دچار عذاب روحى مى كند و براى جلوگيرى از بروز اين نوع برخوردها و بى توجهى ها هميشه سعى مى كنند تا از اين طريق بيشتر مهم و خوب جلوه كنند.
وى معتقد است: اما به دليل اينكه مردان از اين نقطه نظر حساس نبوده و بيشترين نقطه ضعف آنها در اين مسأله است كه بتوانند در جامعه مقام و منصب و جايگاه خوبى داشته باشند، به ظواهر و زيبايى خود چندان توجه نمى كنند.
وى معتقد است: در ضمن اين نكته را بايد يادآورى كرد كه در جامعه امروز بيشتر مردان به ظواهر زنان توجه مى كنند و در تمامى موارد اعم از تشكيل زندگى و همچنين در محيطهاى كارى بيشتر از روى ظاهر و قيافه زنان، آنها را براى زندگى انتخاب كنند نه از روى خصوصيات شخصى شان.
در ادامه دكتر آقاجانى مى گويد: افرادى كه بدون انديشه و تفكر مى خواهند به جايگاه بالاترى برسند و براى رسيدن، اقدام به زيرآب زدن يكديگر مى كنند، بيمار محسوب مى شوند، زيرا فقط به دنبال اين هستند كه از نظر درونى ارضا شده و پيروز شوند، حتى اگر به آن مقام يا منصب نرسند، اين افراد حتماً بايد تحت نظر روانپزشك و روانكاو قرار بگيرند تا علت آن ريشه يابى و برطرف شود.
وى معتقد است: وجود چنين پديده اى كه از آن به عنوان حسادت ياد مى شود، در جوامع غربى و شرقى متفاوت است. در جوامع شرقى به دليل اينكه افراد در سازمانها و ادارات دولتى و خصوصى ثبات شغلى نداشته و هيچ كس از فرداى خود باخبر نيست و ترس از اينكه اگر اخراج شوم و نتوانم گليم خود را از آب بيرون بكشم و رفاه نسبى براى خود و خانواده ام تهيه كنم، چه بايد كرد؟ چنين مسأله اى كه بيشتر به علت ماديات اتفاق مى افتد، به دليل محكم كردن جاى پاى خود در آن سازمان يا نهاد آنها را وادار به چنين كارى مى كند؛ اين درحاليست كه در جوامع غربى زنان و مردان به دليل ماديات دست به چنين كارهايى نمى زنند بلكه علت آن را در مشكلات روانى بايد جست وجو كرد.
وى مى گويد: متأسفانه هرچه به جلو گام برمى داريم اوضاع و شكل گيرى اين پديده بيش از پيش احساس مى شود، زيرا در كشور ايران هر روز بر مشكلات زندگى، فقر، افزايش فرزندان، درآمد كم و نامناسب افزوده مى شود و افراد براى دورى از چنين مسائلى فقط به فكر خود و زندگيشان هستند و به همين دليل دائم در حال حسادت و بدگويى نسبت به ديگران خواهند بود.
وى معتقد است: نقش دولت براى جلوگيرى از اين پديده و ايجاد كردن حداقل رفاه نسبى براى افراد جامعه اعم از زنان و مردان بسيار مهم و ضرورى است همچنين خود افراد هم باورها و اعتقادات خود را قوى و محكم كنند و اقدام به خودسازى نمايند تا مشكلات موجود در جامعه حل شود.دكتر «فاطمه خجسته» در ادامه مى گويد: برخى از اين نوع حسادتها كه كليه افراد خصوصاً زنان را وادار به تكاپو و فعاليت درجهت خودسازى و بهتر شدن مى كند، خوب است، زيرا در اصل اين نوع حسادت وجود آنها را تكان داده و در جامعه متوجه موقعيتشان مى كند و درجهت برطرف كردن نقايص خود گام برمى دارند ولى متأسفانه آن دسته از حسادتهايى كه از بعد غرور در فرد ايجاد مى شود. اين مسأله را زنده مى كند كه ظاهر خود را بهتر جلوه دهند و تلاشى درجهت رفع آن نكند. در ادامه دكتر «محسن مهدوى» روانشناس نيز در اين زمينه معتقد است: مطلوبيت و جذابيت اجتماعى جريانها است كه در جامعه ميان افراد با يكديگر و با جامعه مشاهده مى شود. در واقع افراد در آيينه اين جذابيت و مطلوبيت است كه «من» ايده ال و تصوير مناسب خود را پيدا مى كنند، اين مسأله به فرهنگ كلى و اينكه افراد بايد چه خصوصياتى داشته باشند تا به مطلوبيت و جذابيت بر سند و نيز به فرهنگ شخصى افراد برمى گردد كه چه نوع جذابيت و مطلوبيتى را طالب هستند و مى خواهند به آن دست پيدا كنند. وى معتقد است، اين مسأله در كليه افراد عادى جامعه كه داراى شخصيت نرمالى هستند صدق مى كند ولى متأسفانه عده اى از افراد از نظر مطلوبيت و جذابيت اجتماعى در سطحى پايين قرار گرفته اند، عطش پايان ناپذيرى دارند و افرادى گوشه گير و منزوى هستند.
وى مى گويد: در بخشهايى سياسى افراد سعى مى كنند تا پايگاه اجتماعى مناسبى را اشغال كنند و مطلوبيت پيدا نمايند. اين درحاليست كه اين مسأله در جوامع امروزى در بسيارى از كشورها در زنان هم كه وارد نقش هاى سياسى، مديريتى، نظارتى و دانشگاهى نيز شده اند، ديده مى شود، همچنين به دليل اينكه زنان براى دنياى خود اهميت زيادى قائل هستند به همين دليل پديده حسادت مطرح مى شود، اين پديده جريانى احساسى و عاطفى شديداً تحريك شده اى است كه به دليل احساس حقارت در زنان پديد مى آيد كه اين امر در دو حالت به صورت شديدترى صورت مى پذيرد، در مواردى كه آنها احساس كنند كه از نظر دنيايى با اشخاص همسال خود تفاوتهايى دارند و اينكه افراد مقابلشان از جذابيت و مطلوبيت بهترى در مقايسه با آنها برخوردارند كه متأسفانه اين مسأله باعث احساس حقارت در آنها مى شود درنتيجه نيروهاى تنشى موجود در وجود آنها تحريك شده و تبديل به جبهه هاى روانى مى شود به همين دليل انواع حرفها، ژستها، حركاتى از جانب آنها سرمى زند كه نشان دهند داراى جذابيت و زيبايى بيشترى نسبت به همسالان خود هستند.
234117.jpg
وى مى گويد: اين جريانها بيشتر تحت تأثير خوددوستى است درصورتى كه اين خوددوستى به حسد برسد كه مرد احساس كند كه فقط خودش زيباست و مطلوبيت اجتماعى براى او خواهد بود، جريان غيرعادى محسوب مى شود، ولى در غير اين صورت مورد قبول و توجه همگان است.
وى معتقد است: اينگونه حسادتها و جريانها در زنان به گونه اى ديگر نيز شكل مى گيرد، كه با توجه به علت شناسى و ريشه يابى صحيح و مناسب تشخيص داده مى شود، به عنوان مثال اگر دو زن كه از نظر مدرك تحصيلى، نوع رشته، مقام و منزلت در يك سطح هستند را درنظر بگيريم، در صورتى كه يكى از آنها بدون دليل از توجه و جذابيت بيشترى در مقابل ديگران برخوردار است، بلافاصله دچار جريانهاى احساسى، عاطفى، حقارت، تحقير ديگران و  عكس العمل هاى نامناسبى نسبت به فرد مقابل مى شود.
وى مى گويد: وجود حس حقارت، حسادت و تحقير كردن ديگران هيچ تفاوتى ميان زنان و مردان ندارد بلكه اين امر بستگى به اين موضوع دارد كه شخصيت افراد تا چه اندازه طالب اين است كه مورد توجه قرار بگيرد. اين پديده در مردان كه داراى نقش هاى سياسى هستند و در زنانى كه به زيبايى خود اهميت زيادى قائل هستند، به وفور يافت مى شود. همين وجود تبليغات اجتماعى اعم از واگذارى نقشها به افرادى كه شايستگى آن را دارند و ... نيز باعث به وجود آمدن مسائل روانى مانند برخوردهاى تند، كدورتها و عكس العلمل هايى از جانب طرف مقابل مى شود.
وى معتقد است: متأسفانه حسادت يك امر منفى است و افرادى كه دائماً دچار چنين صفتى مى شوند، توانايى كنترل كردن خود را نداشته و بايد به دنبال راه حل هايى براى تجزيه و تحليل شخصيتشان باشند و علل به وجود آورنده آن را از طريق تبصره روانى (تحليل روانى) مورد بررسى قرار دهند. دكتر مهدوى معتقد است: كليه افراد اعم از زن و مرد و بزرگ و كوچك در زندگى دچار احساس حقارت شده اند ولى شدت و ضعف آن در افراد مختلف متفاوت است و بستگى به عناصر سازنده شخصيتى آنها و نقشى كه در اين مجموعه بازى مى كنند، دارد. به وجود آمدن چنين پديده اى در بعضى از افراد به صورت كنترل شده و در بعضى ديگر قابل كنترل نيست.
وى در پايان مى گويد: در صورتى كه پديده حسادت باعث جنبه هاى انهدامى و پرخاشگرانه نسبت به طرف مقابل شود نوعى بيمارى روانى محسوب مى شود اما در صورتى كه جنبه ساختارى داشته باشد و اشخاص را به نقاط ضعف خود و برطرف كردن آنها آشنا سازد خوب است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |