دوشنبه ۹ آبان ۱۳۸۴ -
Mon, Oct 31, 2005
ايران اقتصادى
۳۲۹۷
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
بررسى روند فعاليت شركتهاى خارجى در ايران
نوع و نحوه فعاليت نمايندگى شركتهاى خارجى در كشورهاى در حال توسعه از ديرباز محل برخورد سياستهاى اقتصادى و سياسى بوده است. سود حاصل از اين فعاليت كه از قبل بازارهاى مصرف به دست مى آيد هم به اين چالشها دامن مى زند.
نگاه
مازاد تجارى چين امسال به ۹۰ ميليارد دلار خواهد رسيد
فارس : خبرگزارى رويترز به نقل از كارشناس وزارت بازرگانى چين گزارش داد : ميزان مازاد تجارى چين تا پايان سال ۲۰۰۵ ميلادى به بيش از ۹۰ ميليارد دلار خواهد رسيد.
به گزارش خبرگزارى فارس، لى رونگ كان در اين باره افزود : ميزان حجم مبادلات تجارى چين امسال با بيش از ۲۰ درصد افزايش به ۱‎/۴ تريليون دلار خواهد رسيد .
بر اساس اين گزارش حجم مبادلات تجارى چين امسال تا پايان سه ماه سوم از مرز يك تريليون دلار گذشت كه اين يك ركورد بى سابقه در تاريخ اقتصادى اين كشور به شمار مى رود .
وى تأكيد كرد : ميزان مبادلات تجارى خارجى چين طى هفت ماه اخير ، ماهيانه از مرز ۱۰۰ ميليارد دلار گذشته است . تا پايان ماه سپتامبر ۲۰۰۵ ميلادى نيز ميزان صادرات اين كشور به مدت ۳۹ ماه متوالى با رشدى بيش از ۲۰ درصد روبرو بوده است .
وى در ادامه تصريح كرد : چين قصد دارد ميزان واردات خود را نيز بيش از پيش كاهش دهد . ميزان واردات فولاد چين طى نه ماه نخست سال جارى ميلادى ، در مقايسه با مدت مشابه سال قبل بيش از ۳‎/۹۳ ميليون تن كاهش يافته است .
كل صادرات چين تا پايان امسال به بيش از ۷۴۶ ميليارد دلار خواهد رسيد كه نسبت به سال قبل بيش از ۲۶ درصد رشد خواهد داشت . ميزان واردات اين كشور نيز با ۱۸ درصد رشد به بيش از ۶۵۵ ميليارد دلار خواهد رسيد .
مذاكرات شوراى همكارى و اتحاديه اروپا در مورد تجارت آزاد به نتيجه نرسيد
بيست ويكمين دور مذاكرات مشترك كشورهاى عضو شوراى همكارى خليج فارس و اتحاديه اروپا براى امضاى موافقتنامه تجارت آزاد كه درپايان هفته گذشته درابوظبى برگزار شد برغم خوشبينى مقام هاى دوطرف، به نتيجه نرسيد  وحل نكات مورد اختلاف به نشست آتى در بروكسل موكول شد.
  خواسته هاى شوراى همكارى بويژه مسأله لغو ماليات برانرژى وآلومينيوم صادراتى كه همواره به عنوان عمده ترين نكته اختلاف ميان دوطرف مطرح مى شود، همچنان معلق ماند.
  اتحاديه اروپا درحال حاضر ماليات ۱۴ درصدى بر مواد سوخت و ماليات شش درصدى بر واردات آلومينيوم از كشورهاى عضو شوراى همكارى خليج فارس اعمال مى كند.
  كارشناسان اقتصادى معتقدند اعمال اين ماليات از سوى اتحاديه اروپا، كشورهاى شوراى همكارى را متحمل زيانهاى فراوانى كرده است.
  اين كارشناسان مى گويند، اقدام مذكور زيانهاى فراوانى به كشورهاى توليد كننده نفت به ويژه كشورهاى شوراى همكارى كه منبع اصلى درآمد آنها از فروش نفت است، وارد ساخته است.
  طرف اروپايى نيز در نشست ابوظبى مجدداً از شوراى همكارى خواستار اعمال لوايح وقوانين جديد مالكيت و سرمايه گذارى بويژه در بخشهاى بانكدارى، بيمه وارتباطات شد كه هيچكدام به نتيجه نرسيد.
  اتحاديه اروپا مى كوشد از طريق امضاى موافقتنامه تجارت آزاد با كشورهاى عضو شوراى همكارى علاوه بربازار كالا وسرمايه گذارى به بازار خدمات اين كشورها دسترسى يابد.
  «حمد البازعى» هماهنگ كننده مذاكرات با اتحاديه اروپا، در گفت وگو با خبرنگاران اعلام كرد: مسائل قابل توجهى در نشست ابوظبى مورد مذاكره و توافق قرار گرفت اما در عين حال برخى مسائل براى فيصله نهايى بايد به مقام هاى بلند پايه ارجاع داده شود ودر نتيجه مسائل باقى مانده در نشست آتى در نوامبر آينده در بروكسل مورد مذاكره قرار خواهد گرفت.
  انواع كالاهاى مصرفى وخدماتى بيشترين صادرات اتحاديه اروپا به كشورهاى شوراى همكارى را تشكيل مى دهد اين درحاليست كه نفت بيشترين حجم صادرات  شوراى همكارى به اتحاديه اروپا است.
  اعضاى اتحاديه اروپا دومين شريك تجارى كشورهاى شوراى همكارى خليج فارس پس از آمريكا به شمار مى روند .
 
پرواز هوايى ميان بغداد - تهران روز يكشنبه انجام مى شود
ايرنا: يك منبع آگاه روز شنبه از پرواز هوايى آزمايشى از بغداد به تهران در روز يكشنبه خبر داد.
 وى گفت: درراستاى توافقهاى اخير عراق و ايران فردا ساعت ۱۲ ظهر به وقت محلى يك فروند هواپيماى عراقى از بغداد عازم ايران شده و درساعت ۱۳ در تهران برزمين مى نشيند.
  وى افزود: اين پرواز به صورت آزمايشى بوده و انجام منظم پرواز بين بغداد و تهران از ۱۵ نوامبر (۲۴آبان ) شروع مى شود.
  در روزهاى اخير پروازهاى هوايى بين بغداد با كشورهاى مصر و لبنان شروع شده است.
بررسى روند فعاليت شركتهاى خارجى در ايران
رؤياى نيمه تمام
نوع و نحوه فعاليت نمايندگى شركتهاى خارجى در كشورهاى در حال توسعه از ديرباز محل برخورد سياستهاى اقتصادى و سياسى بوده است. سود حاصل از اين فعاليت كه از قبل بازارهاى مصرف به دست مى آيد هم به اين چالشها دامن مى زند.
براى واگذارى حق نمايندگى خود در يك شركت خارجى فعال در ايران، رقمى بالا درخواست كرده بود. مطالبه چنين رقمى موجب حيرت خيلى ها شد. خبر به سرعت بين نمايندگى شركتهاى خارجى و فعالان اقتصادى پيچيد. اولين بارى بود كه تغيير نمايندگى، به ارائه ادله منطقى و جلب رضايت نماينده اول گره خورده بود. اين جدال به وزارت بازرگانى و نهاد داورى اتاق بازرگانى هم كشيده شد. در نهايت، طى مراحلى طولانى، بر سر پرداخت رقمى پايين تر توافق صورت گرفت.
اين غائله در پى كشمكشى سخت خاتمه يافت، كشمكشى كه از مدتها قبل آغاز شد و با انتشار يك خبر جنبه علنى پيدا كرد يعنى وقتى كه گزارش كشف انبارى حاوى كالاهاى قاچاق روى آنتن هاى خبرى رفت.
محموله اى كه تحت عنوان كالاى قاچاق مكشوفه به نمايش درآمد، از توليدات همان شركت خارجى فعال در ايران بود البته در آن مقطع شايد كمتر كسى به اين فكر افتاد كه پذيرش ريسك قاچاق از بندرى با معافيت۲۰درصدى سود بازرگانى واردات، چه توجيهى دارد؟!
ولى به هر صورت با بررسى هاى دقيق، نمايندگى از اتهام واردات قاچاق تبرئه شد. به رغم اين موضوع، شركت خارجى به دنبال تغيير ضربتى نمايندگى افتاد تحت اين عنوان كه رخداد مذكور زمينه ساز بدنامى علامت تجارى معروفش شده است. از اين جا به بعد شركت خارجى بر بركنارى نمايندگى اصرار مى ورزيد و نمايندگى هم مقاومت مى كرد تا اينكه در نهايت، در قالب تفاهمى سه جانبه با شركت خارجى و متقاضى جديد اخذ نمايندگى از گردونه خارج شد. اين، اما نماى بيرونى جريانى بود كه در آشفته بازار فعاليت بى ضابطه شركتهاى خارجى در ايران تكرارپذير مى نمايد و مى تواند پشت پرده اى به اندازه كل ماجرا داشته باشد. مقاومت شركت خارجى در برابر انتقال بخشى از توليد به داخل ايران و حذف نماينده اى كه بر حقوق و خواسته هايش پافشارى مى كند، گوشه اى از اين پازل را تكميل خواهد كرد؛ پازلى كه از دهه هاى پيش فرار و قرار گرفته و تصميم سازان و تأثيرگذاران هر يك در مقاطع زمانى مختلف بسته به نوع نگاه خود با آن برخورد كرده اند.
< پيش از انقلاب
اواسط دهه ۱۳۴۰ ، تحول نيمه تمامى در اقتصاد ايران شكل مى گيرد و پى ريزى مى شود كه دستاورد اوليه آن رشد بالاى اقتصاد بدون نفت ايران بود . در اين دوران اقتصاد ايران براى اولين بار و شايد هم آخرين بار توانست بدون اتكا به درآمدهاى نفتى و حتى تأثيرپذيرى از آن بالاترين رشد اقتصادى را نه فقط در منطقه بلكه در جهان دارا باشد بخش عمده اى از سياست گذارى اقتصادى در اين دوران مديون تكنوكرات جوانى بود كه به تازگى وارد كابينه دولت وقت شده بود . او كه در رشته اقتصاد فارغ التحصيل شده و از خارج به ايران آمده بود ، «تئورى» جديدى را پى مى ريزد كه دو دهه بعد پايه«كارآمدى» كشورهاى آسياى جنوب شرقى مى شود و با آن رشد دو رقمى كه ايران در اواسط دهه ۱۳۴۰ تجربه كرده بود را در پيش مى گيرند .
اقتصاد ايران تا پيش از اين سياست گذارى جديد ، اقتصادى ضعيف و ساختار آن ناكارآمد بود ، به طورى كه حتى برنامه ريزيهاى مديران سازمان برنامه و بودجه وقت هم به دليل «ناهمساز» بودن برخى از برنامه ها با شرايط كشور نتوانسته بود اين بدن سنگين و تنبل را هم از جا بلند كند . اما برنامه ريزيهاى اين وزير جوان توانست روح تازه اى به اقتصاد كشور بدمد كه از دل آن شاكله «سرمايه دارى ملى» ريخته شود .
سال ،۱۳۴۱ سال تشكيل دولت جديد است. در ميان اعضاى دولت چهره جوانى كه سى و چندساله به نظر مى رسد ديده مى شود . او «علينقى عاليخانى» است .
عاليخانى اولين وزير امور اقتصادى كشور بود. اين وزارت از ادغام وزارتخانه هاى بازرگانى و صنايع و معادن تشكيل شده بود . به گفته خود او در هنگام ورود به اين وزارتخانه تنظيم مقررات صادرات و واردات ، سودده كردن شركتهاى دولتى و نيز تدوين سياست هاى اقتصادى براى بيرون آمدن از ركود از مهمترين كارهاى پيش رويش بود . اما شايد مهمترين اقدام عاليخانى را بتوان در ساماندهى «صنعت» و «مونتاژ» كشور دانست .
تا پيش از اقدام عاليخانى ، صنعت كشور يك صنعت مونتاژكارى بود . نظرعاليخانى در باره مونتاژ چنين بود «مونتاژ عبارت است از رويهم سوار كردن قطعات مختلف براى توليد كردن يك كالاى معين .» معضلى كه در آن موقع در اقتصاد ايران وجود داشت و عاليخانى هم به آن اشاره كرده به اين صورت بود كه صنعت وقت مونتاژ هيچ ارتباطى با كل فعاليت صنعتى كشور نداشت و «معنايش اين بود كه يك نفر انحصارى بدست بياورد و اين پول را در جيب خودش بگذارد و احياناً هم به خارج منتقل كند و هيچ نوع نيت سرمايه گذارى هم نداشته باشد .» اين از ديدگاه اقتصاددانان و سياستگذارانى كه دغدغه توسعه ايران را دارند، قابل ايراد است كما اينكه زمانى كه عاليخانى پايش را به وزارت تازه تأسيس اقتصاد گذاشت با چند مورد از اين نوع مونتاژ مواجه شدكه يكى از اين مونتاژها راديو فيليپس بود .
شركت هلندى فيليپس در ايران راديو مونتاژ مى كرد . به عبارت ديگر راديويى كه حتى سيم آن از هلند مى آمد، را سر هم و روانه بازار مى كردند . نمايندگان فيليپس تازه توقع داشتند كه مسؤولان ايرانى از آنها حمايت كنند . عاليخانى پس از انتقاد به مدير اين كارخانه و عدم استفاده از توان توليد داخلى ايران چنين نقل مى كند «مدير اين كارخانه مى گفت براى ما صرف نمى كند و دفاترش را هم نشان مى داد با چه قيمتى مواد اوليه و قطعاتش را وارد مى كند و نشان مى داد كه اين فعاليت صرف نمى كند . تنها چيزى كه فراموش كرد بگويد اين بود كه تمام قطعات را از كارخانه مادر مى خريد و كارخانه مادر هم به هر قيمتى كه دلش مى خواست قطعات را مى فروخت . بنابراين هيچ نوع رقابتى در كار نبود و اين آقاى مدير در واقع نيتش فريب ما بود .»
اين نمايى از صنعت ايران در آن زمان بود و عاليخانى به درستى گفته بود «اين مسخره است كه چنين مونتاژى را صنعت بناميم .»
وابستگى اين نوع از صنعت به مونتاژ ، كارخانجات ايران را تحت الشعاع چند چيز قرار داده بود: توليد كارخانه مادر، قيمت فروش كارخانه مادر و قدرت خريد داخل . در دهه ۱۹۶۰ ميلادى كارخانجات اروپا تحت فشار سنديكاهاى كارگرى و گرايشات چپ گرايانه قرار داشت . از اين رو در بيشتر مواقع اعتصابات كارگرى كه براى افزايش دستمزد و يا خواستهاى ديگر رخ مى داد اين كارخانجات را با تعطيلى مواجه مى ساخت كه تبع آن كاهش توليد و در نتيجه مونتاژ كمتر در كشورهاى مونتاژ كننده آن محصول بويژه ايران بود. از اين رو مديران اين كارخانجات براى جبران روزهاى تعطيلى كارخانجات و نيز افزايش دستمزد مجبور به بالا بردن قيمت محصولات توليدى خود مى شدند كه بر مونتاژ ايرانى هم اثر مى گذاشت . اما مسأله اى كه در ايران بر توليد اين نوع محصولات سايه افكنده بود «قدرت خريد داخل» بود كه افزايش نيافته بود و برآيند اين رفتار اقتصادى را مى توان در ركود حاكم بر بخش صنعت آن دوران ديد . آمارها هم بخوبى بيانگر شرايط آن دوران هستند .
براساس آمارهاى آن دوران رشد بخش صنعت از سال ۱۳۴۰ تا سال ۱۳۴۲ از رشد دو رقمى به رشد يك رقمى تنزل كرد و در سال ۱۳۴۳ به نرخ رشد ۵‎/۸ درصد رسيد . به همين خاطر مهمترين اولويت ، حذف سيستم مونتاژ از كشور بود . از اين رو ضابطه خاصى را براى توليد گذاشتند . عاليخانى در اين خصوص مى گويد «... فرض كنيد براى صنايع الكترونيك آمديم ضابطه مخصوص الكترونيك گذاشتيم . در اينجا روشن كرده بوديم كسى كه از ما پروانه مى خواهد يا آنهايى كه از اين به بعد مى خواهند فعاليت كنند ، مى بايست در مراحلى كه مشخص كرده بوديم اين جعبه را خودشان بسازند ، دستگيره ها را خودشان درست كنند ، فلان سيمها را خودشان درست كنند يا از داخل كشور بخرند ... پس از مدتى شما مى ديديد كه يك درصدى از اين كارها در داخل كشور انجام مى شود . همين كار را هم براى صنايع ديگر مثل كاميون ، اتومبيل و رشته هاى ديگر كرديم .»
234258.jpg
ضابطه گذاريهاى صنعتى مورد توجه كشورهاى ديگر هم قرار گرفت بطورى كه وابسته هاى اقتصادى كشورهاى تركيه و عراق با بدست آوردن آنها ، مسؤولان كشور خودشان را از اين ضابطه مطلع كرده و آنها هم اين ضوابط را در صنعت خود بكار گرفته بودند.
نتيجه اين كار چه بود؟ عاليخانى در اين باره مى گويد: «ما با اين كار تكليف خودمان را با صاحبان صنعت روشن كرده بوديم كه ما آن چيزى را كه از شما مى خواهيم اينها است و در اين شرايط شما مى توانيد كار بكنيد و در اين شرايط ما از شما حمايت خواهيم كرد و به شما پروانه مى دهيم كه كار بكنيد.»
رشد صنعت پس از ضابطه گذارى و اعمال آن اوج گرفت به طورى كه در سال ۱۳۴۴ اين نرخ ۱۱‎/۵ درصد ، سال ۱۳۴۵ حدود ۱۵‎/۳ درصد، سال ۱۳۴۶ حدود ۱۳‎/۳ درصد و در سال ۱۳۴۷ حدود ۱۴‎/۱ درصد بود . اين رشد حتى پس از وى نيز ادامه يافت .
اعمال اين ضوابط كه در اصل به سمت توليد داخلى كردن صنعت بود ، سياستى كه اكنون به زور در كشور اعمال مى شود ، سبب پيدايش «سرمايه دارى ملى» در كشور شد - «سرمايه دارى» كه هم سبب گسترش اشتغال در كشور شد و هم آنكه از سال ۱۳۵۲ به بعد به دليل «رونق درآمدهاى نفتى» ديگر بر آن تكيه نشد _ و همچنين باعث زنجيره اى از توسعه از صنايع ديگر در ايران شد.
درباره پيدايش «سرمايه دارى ملى» ، عاليخانى به چند مورد اشاره مى كند . خيامى ها، لاجوردى ها و ايراوانى ها از نمونه هاى پيدايش سرمايه دارى ملى هستند كه بعد از اين ضوابط گذارى صنعتى رشد كردند و توليدات آنها عملاً هم به خارج راه پيدا كرد و توانستند به بازارهاى خارجى هم دست يابند؛ بازارهايى كه دستيابى وحفظ آنها كار آسانى نيست و زمان بسيارى مى برد و بر همين اساس هم است كه شركتهاى خارجى وقتى به بازارهاى خارج از كشور خود راه مى يابند و در آنجا «جاگير» و «پاگير» مى شوند حاضر نيستند آن را به هر قيمتى از دست بدهند به ويژه وقتى كه اين بازار مانند بازار فعلى ما يك بازار مصرفى صرف باشد و شركت مربوطه هم نخواسته باشد در آنجا سرمايه گذارى كند .
نمونه اين ماجرا تنها در كشورى مثل ايران فعلى رخ نمى دهد بلكه در كشورى مانند روسيه هم مى توان آن را مشاهده كرد و مصداق آن چالش جدى اى است كه چندى پيش ميان ايران خودرو و پژو در روسيه بر سر فروش پژو ۲۰۶ روى داد . چالشى كه نزديك بود منجر به شكايت پژو فرانسه از ايران خودرو در روسيه شود و بر مبادلات ايران خودرو و پژو هم تاثير بگذارد.(۱)
با در نظر گرفتن اين چالش ها و عليرغم تازه كار بودن بخش خصوصى صنعتى ايران ، شركتهاى ايرانى توانستند به بازارهاى خارجى دست بيندازند. درباره سختى اين كار و دستيابى به بازارهاى خارجى در آن دوران عاليخانى چنين اعتقاد داشت ، اعتقادى كه به نظر مى آيد هنوز بر سر آن ايستاده است ، «واقعاً به شما بگويم ، كشورهاى پيشرفته ، نه تنها كشورهاى پيشرفته ، صاحبان صنايع در كشورهاى پيشرفته هيچ خوششان نمى آمد كه شما اين جنسها را خودتان توليد بكنيد . در چيزهاى خيلى ساده تر ما دچار مشكل شديم . ما به بانك توسعه صنعتى پروانه داده بوديم براى ساختن كارخانه شيشه ، در سالهاى اول، نمى توانست شريك خارجى يا كسى كه پروانه اين صنعت را بفروشد پيدا كند و ما هم نمى توانستيم به تنهايى اين صنعت را راه بيندازيم.... در مورد كاغذ ما از راه بانك توسعه صنعتى با چند شركت بزرگ جهان تماس گرفتيم و آنها قبول نمى كردند با ما همكارى كنند كه ما بتوانيم اين صنعت را راه بيندازيم . »
در چنين شرايطى با اعمال سياستهاى مذكور بود كه صنايع ايران در اواسط دهه ۱۳۴۰ توانستند نه فقط به انتقال تكنولوژى بلكه به يك الگوى توسعه اى هم دست يابند ، الگويى كه با رونق درآمدهاى نفتى در اوايل دهه ۱۳۵۰ نيمه تمام گذاشته شد و كشورهاى آسياى جنوب شرقى با الگو بردارى از آن توانستند راه نيمه تمام ايران را به خط پايان برسانند.
<<<
به هر ترتيب نتيجه عينى آن جهت گيرى هاى اقتصادى، شكل گيرى و پيدايش طبقه صنعتى قدرتمند در ايران بود. در ديگر سو نيز به تبع توسعه صنعتى و ارتقاى كيفى توليدات داخلى، سطح انتظارات بازار مصرف روبه افزايش گذاشت به نحوى كه بدون اعمال مكانيزم هاى كنترلى، امكان واردات با كيفيت نازل سلب شده بود.
هدايت سليقه و ذائقه مصرف كنندگان و ارتقاى نسبى توقعات آنها حاصل تقويت طبقه صنعتى در ايران بود، طبقه اى كه بالندگى آن از اواسط دهه ۱۳۵۰ روبه افول نهاد و پس از سال ۱۳۵۷ هم تقريباً از صحنه اقتصادى اجتماعى كشور حذف شد.
ازطرف ديگر شروع جنگ تحميلى و ضرورت هاى آن، اقتصاد ايران در بسترى ديگر قرار گرفت. دفاع تمام عيار از خاك كشور، بخش هاى مختلف به ويژه اقتصاد را به اين سمت سوق داد و آن را در جهت تأمين نيازهاى اوليه جنگ به خدمت گرفت. چنين وضعيتى سبب شد اقتصاد دولتى تر شود و بنيانهاى اوليه توليد كه به پشتوانه قدرت سالهاى قبل تا اواسط دهه ۱۳۶۰ هم جواب داده بودند، بالاخره از گردونه پيشرفت عقب بمانند و پس از گذشت شانزده سال، بدانجا رسند كه بازار مصرف اول منطقه (ايران) از هر شركت خارجى به سهولت و سرعت استقبال كند. بازار مصرفى كه معادل دو برابر جمعيت كشورهاى امارات متحده عربى، بحرين، كويت، قطر، عمان و عربستان جمعيت دارد.
۱ ـ روزنامه ايران ۱۶ مهرماه
اولين پرواز خارج از خانه بزرگترين هواپيماى جهان
هواپيماى غول پيكر جديد ايرباس، اى ،۳۸۰ كه تا آغاز پروازهاى تجارى اش در سال آينده بايد چند پرواز آزمايشى را پشت سر بگذارد، در اولين سفرش به فرودگاهى خارجى در فرانكفورت فرود آمد.
ايرباس اى ۳۸۰ بزرگترين هواپيماى جهان خوانده مى شود و نگين محصولات اين شركت اروپايى محسوب مى شود. قرار است اين هواپيما هشت ساعت در فرودگاه فرانكفورت محك بخورد و يكشنبه به پايگاهش در تولوز فرانسه بازخواهد گشت. حدود ده هزار نفر شاهد فرود اين هواپيما بودند ولى تخمين زده مى شود اگر بارندگى نبود، اين رقم به ۲۰ هزار نفر مى رسيد. آسمان ابرى همچنين سبب شد تشخيص اين هواپيما براى چشم غير مسلح بسيار دشوار شود. ويلهلم بندر، مدير اين فرودگاه، اعلام كرد كه به بركت اين هواپيماى جديد حدود ۱۴ هزار شغل جديد، اكثراً در فرانكفورت، ايجاد خواهد شد. لوفتانزا، بزرگترين شركت هواپيمايى آلمان سفارش ۱۵ دستگاه اى ۳۸۰ را به ايرباس داده است كه انتظار مى رود تا سال ۲۰۰۷ تحويل بگيرد. همه اين هواپيماهاى جديد از فرودگاه فرانكفورت فعاليت خواهند كرد كه بعد از هيترو، دومين فرودگاه بزرگ اروپاست. فرانكفورت به اين دليل براى اولين فرود خارج از خانه ايرباس اى ۳۸۰ انتخاب شد كه مقامات اين شهر با صرف ۱۲۰ ميليون دلار در حال بازسازى دو ترمينال فرودگاه اين شهر هستند. ايرباس اى ۳۸۰ كه وزنش به ۵۴۰ تن مى رسد، مى تواند در دو طبقه خود بين ۵۵۵ تا ۸۴۰ مسافر را حمل كند كه حدوداً ۴۰ درصد بيشتر از بوئينگ ۷۴۷ است. ايرباس اميدوار است اين سوپر جمبوجت بتواند به سلطه شركت آمريكايى بوئينگ بر بازار هواپيماهاى مسافربرى پايان دهد. اما بوئينگ درباره آينده صنعت هوانوردى نگرش متفاوتى دارد. به عقيده مديران اين شركت، در آينده مسافران به پروازهاى مستقيم با استفاده از هواپيماهاى دورپرواز علاقه نشان خواهند داد كه اندازه متوسطى دارند.
نگاه
تفاوت در اصول
منصور بيطرف
حدود ۴۰ سال پيش ، برنامه اى براى ساماندهى فعاليت شركتهاى خارجى كه در ايران محصولات خود را مونتاژ و به فروش مى رساندند به عمل آمد كه هدف آن سوق دادن شركتهاى خارجى به استفاده از «توان توليد داخل» و بهره بردارى از ظرفيت هاى بالقوه اقتصاد ايران بود . پيامد اين برنامه ريزى كه به مستندات آمار و ارقام نمى توان در نتيجه آن ترديد روا داشت «بستر سازى صنايع ايران» و تشكيل يك طبقه ناپخته از «سرمايه دارى ملى» بود . اين دو پيامد ، به ويژه پيامد اول در اقتصاد ايران پس از انقلاب ، نقش هاى بسيار مهمى را ايفا كردند . صنايع ايران ، عملاً توانستند اقتصاد نيمه جان كشور را زنده نگه دارند و سرمايه دار ناپخته ملى هم توانست خمير مايه اين اقتصاد را نگه دارد .
پروسه صنعتى ايران كه در دهه ۱۳۴۰ شكل گرفت در زمان خود از بسيارى از كشورهاى منطقه و همسان خود جلوتر بود به طورى كه سياستگذاران كشورهاى همسان و منطقه هرگز گمان نمى بردند كه روزگارى بتوانند از ايران گوى سبقت را بربايند و در صدر كشورهاى در حال توسعه قرار بگيرند . آنچه كه باعث شد اين پروسه صنعتى در حد «نوزاد» و «خام» باقى بماند ، رونق درآمدهاى نفتى و رشد قيمت هاى نفت در اوايل دهه ۱۳۵۰ و «خود باورى» بيش از اندازه مسؤولان وقت كشور بود .
اكنون ، ايران از لحاظ ظاهرى از دو منظر مشابه دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ است . از منظر اول فعاليت نمايندگى شركتهاى خارجى در ايران و از منظر دوم رونق درآمدهاى نفتى و بالا بودن قيمت هاى نفت است. اما آنچه كه اين مشابهت ها را به هم مى ريزد نوع فعاليت شركتهاى خارجى در جهان و نحوه حضور آنها در ايران است . در دهه ۱۳۴۰ شركتهاى خارجى نه آنقدر در سطح جهان گسترده بودند و نه از لحاظ مالى قدرتمند . در آن دوران حداكثر گستردگى شركتهاى خارجى در قالب «شركتهاى چند مليتى» خلاصه مى شد و ثروت آنها هم حتى جزو ۱۰۰ اقتصاد بزرگ جهان هم نبود . اما در حال حاضر حضور شركتهاى خارجى در جهان در قالب «شركتهاى فرامليتى» خلاصه شده است . اين بدين معنا است كه گستره حضور اين شركتها و فروش سهام آنها از چند ملت و كشور گذشته است . اكنون ديگر هويت شركتى مانند شل انگليسى يا هلندى نيست بلكه هويت اين شركت را به خاطر گسترده بودن سهامداران آن كه حتى مى توان در ميان آنها افراد ثروتمند جهان سومى و خاورميانه اى را هم مشاهده كرد بايد فرامليتى ديد . از سوى ديگر ، هم اكنون از ميان ۱۰۰ اقتصاد بزرگ جهان نزديك به ۴۵ تاى آن به شركتهاى فرامليتى اختصاص دارد كه بزرگى بعضى از آنها بيشتر از كشورى مانند پاكستان است . و اگر در كنار اينها اكنون سياست حاكم بر اقتصاد جهان يعنى سياست «جهانى شدن» را هم اضافه كنيم، سياستى كه در دهه ۱۳۴۰ به هيچ وجه آثارى از آن نبود، در اين صورت موضع و موضوع آن كاملاً فرق مى كند .
اكنون ايران با چالش هايى مواجه است كه در دهه ۱۳۴۰ هم اصلاً به خواب نمى ديد . از يك طرف ساختار شركتهاى خارجى تغيير كرده است و از سوى ديگر نوع نگرش آنها به ايران فرق كرده است . شركتهاى خارجى اكنون در ساختار سازمان جهانى تجارت ، سازمانى كه به يقين آنها در تكامل آن دست داشته اند ، فعاليت مى كنند و بازرگانى جهان را شكل مى دهند . اين شركتها اگر با هر مانعى كه در جهت توسعه شان باشد برخورد كنند ، از طريق اين سازمان آن را رفع و اگر هم شده آن كشور متبوع را تنبيه مى كنند . مواردى كه اصلاً در دهه ۱۳۴۰ وجود نداشت و شركتها سعى مى كردند اختلافات خود را حداكثر از طريق دولتهاى متبوع خود رفع و رجوع كنند .
بنابراين نوع برخوردى كه بايد در زمان حاضر با نمايندگى شركتهاى خارجى كرد با نوع برخوردى كه در مقطع دهه۱۳۴۰ با آنها مى كردند كاملاً فرق مى كند . اين شركتها اكنون در كشورها از قدرت بالايى در جهت سياستگذارى و سياست سازى برخوردارند ، قدرتى كه بر همه چيز و همه كس تأثير مى گذارند .


|   شناسنامه   |   آرشيو   |