|
شهر نامطلوب ناامن، آلوده، پرترافيك و...
تهران كلافى سردرگم
|
|
|
اميد حاتمى «تهران در ميان ده شهر نامطلوب جهان براى زندگى قرار گرفت»، «تهران ناامن ترين شهر ايران است»، «تهران شلوغ ترين شهر ايران است»، «آلودگى و ترافيك تهران به مرز بحران رسيد» و... اين اخبار و دهها خبر ديگر، مربوط به تهران است؛ مركز يك كشور كهن با تمدنى ديرپا، پايتخت يكى از مهمترين كشورهاى خاورميانه و... اينجا تهران است؛ بايد حداقل استانداردهاى يك شهر را داشته باشد، امكان عبور و مرور آسان، هويت معمارى، پاكيزگى، فضاى سبز مناسب، امنيت شهروندان و... اما داستان چيز ديگرى است، دانسته ها و شواهد از شرايط ديگرى خبر مى دهد. آلودگى، ترافيك، مديريت هاى مختلف، مشكلات شهروندان، فضاى عمومى، سيماى شهرى و... تهران را به يك كلاف سردرگم تبديل كرده است. *** شهر بارزترين نمود تمايل و نياز بشر به حيات مدنى و زندگى اجتماعى است. حياتى كه از مجموعه برخوردها و روابط رودرروى مردم با محيط عينى پيرامون، با خود و ديگران شكل مى گيرد، حياتى كه سبب مى شود شهر چون موجودى زنده در گفت وگويى چند سويه با ساكنان و بينندگانش قرار گيرد. اصولاً شهرى زنده است كه تجربه ها و انباشت هاى فرهنگى و اجتماعى ساكنانش، موقعيت ها و مكان هايى براى تجلى بيابند؛ در اين موقعيت ها و مكان هاست كه احساس و ادراك شهرى شكل مى گيرد، ملاقات ها صورت مى پذيرند، واقعه ها و حادثه ها رخ مى دهند و شهروند در يك زمان ايفاگر نقش بازيگر و تماشاگر مى شود. *** دويست سال پيش كه آقامحمد خان قاجار تصميم اوليه شاه اسماعيل را براى پايتخت شدن تهران به مرحله اجرا درآورد، اين منطقه قصبه سرسبز وخوش و آب و هوايى بود كه به خاطر چنارهاى بسيار بلند و هميشه پربرگ و بارش به آن قصبه چنارستان ها مى گفتند... اما تهران امروز چندان شباهتى به آن قصبه خوش آب و رنگ ندارد و براساس نتايج كارشناسى به عمل آمده در بيش از ۲۰۰ روز از ايام سال، غلظت ذرات معلق در هواى اين شهر آنچنان بالاست كه گستره ديد كامل را به كمتر از پانصد متر كاهش مى دهد. اين روزها ترافيك تهران، تبديل به مسأله اى آزاردهنده شده كه در تمام سطح شهر گسترده شده است. حدود نيمى از شش ميليون خودرو كشور در تهران تردد مى كند و با آنكه شبكه بزرگراهى گسترده اى شهر را پوشش مى دهد، در بسيارى مواقع در همين بزرگراهها، راه بندان هايى ايجاد مى شود كه ساعت ها طول مى كشد تا گره آن باز شود. محسن انصارى معاون راهنمايى و رانندگى نيروى انتظامى مى گويد: «روزانه هزار و صد و پنجاه و پنج خودرو وارد تهران مى شود كه با احتساب ۴۹ متر مربع سطح براى تردد هر خودرو، تهران نيازمند ۱۵۰ميليون متر مربع سطح سواره رو است. در حالى كه فعلاً تنها ۵۰ ميليون متر مربع سطح سواره رو وجود دارد.» اين سخنان نشان مى دهد، مشكل شهرى مثل تهران و اكثر شهرهاى بزرگ ايران، ضعف سيستم حمل و نقل عمومى، نظير مترو، اتوبوس و تاكسى و... است. براى همين بيشتر مردم ترجيح مى دهند از وسيله نقليه شخصى استفاده كنند. هم اكنون مترو تهران ۶۵ كيلومتر طول دارد و تنها قادر به جابه جايى نزديك به ۸۰۰ هزار نفر در روز است، در حالى كه آمار نشان مى دهد ، روزانه بيش از ۱۲ ميليون سفر درون شهرى در تهران انجام مى شود. حمل و نقل تهران را بيش از ۵۵۰۰ اتوبوس و ۵۰ هزار تاكسى و حدود ۸۰هزار مسافركش شخصى بر عهده دارند اما اين تعداد وسايل نقليه عمومى توان پاسخگويى به اين حجم از مسافر را ندارند. در بررسى كيفيت هاى مطلوب يك شهر براى زندگى، ميزان دسترسى به امكانات بهداشتى، ترافيك، امكانات رفت و آمد و حمل و نقل، ميزان آلودگى و... مورد بررسى قرار مى گيرد و تهران شهرى است كه با مجموعه اى از اين مشكلات دست و پنجه نرم مى كند. *** فضاها و عرصه هاى عمومى يكى از عناصر ضرورى و اساسى زندگى روزمره شهرى و مهمترين بخش شهرها به شمار مى روند. در چنين عرصه هايى انواع فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى، اقتصادى و سياسى جريان مى يابد و بيشترين تماس، ارتباط و تعامل ميان انسان ها رخ مى دهد. اين عرصه ها تمام بخش هاى بافت شهرى را كه مردم به آن دسترسى فيزيكى و بصرى دارند، دربرمى گيرد. حقيقت اين است كه مردم، شهر را از طريق كالبد فيزيكى نمايان آن، نماهاى ساختمان هايش و هماهنگى آنها با يكديگر ، راههاى شهرى و مسيرهاى عبورى سواره و پياده آن، گره هاى شهرى همچون ميدان ها، فضاهاى عمومى و باز شهرى، فلكه ها، چهارراه ها، سه راهى ها و... لبه هاى شهرى مانند پيوستگى يا انقطاع پوستر ها و بدنه هاى اطراف راهها، ميدان ها يا مكان هاى تجمع شهرى عمومى و... نشانه هاى شهرى همچون بناهاى يادمانى، مجسمه ها، آب نماها، ساختمان هاى شاخص، فضاهاى سبز و... مى شناسند. بنابراين، شهرى زشت يا زيبا، جذاب يا غيردلنشين جلوه مى كند، كه «سيماى شهر» ويژگى هايى را داشته باشد كه مردم آن را زيبا و جذاب بدانند. اما شهر تهران، سيماى نامطلوبى دارد و شهروندان نسبت به شهرشان احساس مسؤوليت چندانى ندارند. *** در دنياى امروز يكى از اصلى ترين معيارهاى توسعه پايدار ملى، ميزان توسعه يافتگى شهرهاست كه به اعتقاد صاحبنظران تنها طريق دستيابى به توسعه متوازن و پايدار شهرى، اصلاح و ارتقاى ساختار نظام مديريت شهرى است. دكتر سيمين حناچى، مديركل دفتر عمران و توسعه شهرى سازمان شهردارى ها و دهداريها مى گويد: «ساماندهى مديريتى شهرهاى ايران از حداقل ساختارهاى نظام مند متناسب با نيازهاى امروزى شهرها برخوردارند.» او مى گويد: مديريت شهرى نوعى نظام ادارى است كه از مجموعه اجزاى زنده اى كه در شهر حضور و يا با هم تعامل دارند، تشكيل مى شود. اين اجزا شامل افراد و يا شكل هايى است كه به اشكال مختلف دولتى يا غيردولتى در شهر ايجاد شده اند و با يكديگر در ارتباط هستند. اين در حالى است كه در تهران، حدود ۲۵ نهاد رسمى در اداره امور شهرهاى كشور دخالت دارند كه با كمترين هماهنگى و روابط افقى لازم فعاليت مى كنند. در اين ميان شهردارى يكى از اين ۲۵ نهاد است كه حداقل اختيارات لازم را دارد. دكتر حناچى مى گويد: «بحث مديريت واحد شهرى با هدف تحقق مديريت يكپارچه شهرى در برنامه سوم و چهارم توسعه مطرح شده است كه اين مديريت واحد تنها به شهردارى ها محدود نشده و به عنوان ابزارى براى شكل گيرى و تقويت نظام واقعى مديريت شهرى در ايران مطرح است كه براساس آن شهردارى ها به كانون اصلى مديريت شهرى تبديل و در نهايت مديريت واحد شهرى تحت سياست ها و نظارت شوراهاى اسلامى شهر قرار مى گيرند. حناچى خاطرنشان مى كند: شوراى عالى ادارى كشور در سال ۱۳۸۲ در تحقق ماده ۱۳۶ برنامه سوم توسعه كشور ۵ وظيفه را از وزارتخانه هاى فرهنگ و ارشاد اسلامى، جهاد كشاورزى و بهداشت گرفت و به صورت قطعى به شهردارى ها واگذار كرد كه شامل ايجاد و اداره امور كتابخانه هاى عمومى، سينماها و سالن هاى نمايش، تأسيس دفاتر و مؤسسات گردشگرى، ايجاد و اداره مجتمع هاى توريستى، خدماتى، اقامتى و پذيرايى، واگذارى امر حفاظت، احيا و توسعه منابع طبيعى، ايجاد و نگهدارى و بهره بردارى پارك هاى جنگلى و ساخت، تجهيز، نگهدارى و اداره مركز بهداشتى و درمانى شهرى هستند. وى ادامه مى دهد: در حال حاضر براساس مصوبه شوراى عالى ادارى كشور ۲۳ وظيفه در اولويت واگذارى به شهردارى ها قرار دارد كه به اعتقاد من با توجه به شروع برنامه چهارم توسعه ضرورى است، در جهت ايجاد مديريت واحد شهرى، واگذارى تهيه طرح هاى توسعه شهرى، مديريت زمين شهرى و ساخت مسكن ارزان قيمت در اولويت واگذارى به شهرداريها قرار گيرد. از سوى ديگر، در دو سال اخير طرح مجموعه شهرى تهران به تصويب شوراى عالى شهرسازى و معمارى ايران رسيد كه هنوز به تصويب نهايى نرسيده است و خود اين نيز موجب افزايش مشكلات شهر تهران شده است. مشكل ديگر شهر تهران،تغيير و تحول پى در پى مديران است. به طورى كه با تغيير و تحولات مديريت شهرى بسيارى از اقداماتى كه هزينه هاى مالى و انسانى زيادى صرف آن شده، عقيم مى ماند. دكتر «سپيده شفايى» كارشناس امور شهرى در خصوص مشكلات ناشى از ضعف مديريت شهرى مى گويد: وضعيت نامناسب حمل و نقل عمومى، ترافيك، پايين بودن سطح خدمات شهرى و مهمتر از همه «فقدان عرصه عمومى» در شهر از بزرگترين مصاديق نبود مديريت واحد شهرى در تهران است به گونه اى كه شهر جايى براى استراحت مردم ندارد و شهروندان به حضور در منازل و محيط كار محدود شده اند. *** در فرهنگ جامعه ما، فرهنگ جامعه اى كه تازه رو به شهرنشينى به شيوه هاى امروزى نهاده و در آغاز اين راه است، چنين باب شده كه شهرنشينى را نه چون پديده اى لازم در روند تكامل جامعه، بلكه رخدادى ناگوار كه مى توان از آن پرهيز كرد، بپندارند. اين بينش بيان وارونه آن چيزى است كه مشكلات و عوارض شهرنشينى و زندگى شهرى نام گرفته وبه اين سبب وارونه است كه شهرنشينى را سبب ساز همه مشكلات مى پندارند. به هر رو، اين واقعيت را نمى توان ناديده گرفت كه ضعف برنامه ريزى شهرى و آينده نگرى و مديريت شهرى، فاصله زياد ميان انتظارات و امكانات موجود، افزايش شمار بيكاران شهرى، ساختار كهنه و قديمى شهر در برابر انتظارها و معيارها، خيابانها و گذرگاههاى كم ظرفيت، باريك، غيرمجهز و... تراكم جمعيت، صنعتى شدن، كاهش عواطف اجتماعى، حاشيه نشينى و تضاد سنت و تجدد سبب شده است، تهران به «كلافى سردرگم» تبديل شود. اكنون كالبد تهران نيازمند دميدن روحى تازه است، روحى كه مديريت جديد شهر تهران با حمايت مديريت سابق شهردارى كه اكنون بر مسند بالاترين مقام اجرايى نشسته، مى تواند اين كلاف سردرگم را باز كند.
|