سه شنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۴ -
Tue, Nov 1, 2005
ديپلماتيك
۳۲۹۸
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
جنبش اعتصابى در اروپا
دو اعتصاب عظيم و سراسرى در فرانسه و بلژيك، بزرگترين رويداد جنبش اعتراضى در اروپاى واحد در چندروز گذشته بود. وسعت اعتصابات و تظاهرات ۴اكتبر در فرانسه از جنبش اعتصابى بزرگ ۱۰مارس امسال فراتر رفت. جنبشى كه در زمان خود همه ركوردها را از نظر وسعت و ميزان شركت كنندگان پشت سر گذاشته بود. در فاصله ۱۰مارس تا ۴اكتبر، حادثه بزرگ رأى منفى مردم فرانسه به اروپاى نئوليبرال رخ داد كه همه داده هاى سياسى را در اروپا به هم ريخت. حضور متحد همه سنديكاهاى كارگرى، كشيده شدن اعتصاب به بخش خصوصى، حمايت سه چهارم مردم فرانسه از آن، حضور بيش از يك ميليون نفر در تظاهرات سراسر اين كشور، همه از وضع نوينى در فرانسه حكايت مى كند كه بايد بازتاب آن را در انتخابات آينده رياست جمهورى شاهد بود. جنبش اعتراضى فرانسه، همانگونه كه بر تحولات انتخاباتى و حكومتى در خود اين كشور تأثيرگذار شده است، سمت و سوى رويدادهاى اروپا را نيز تحت تأثير خود قرار داد. رأى منفى به قانون اساسى اروپا در هلند تنها بازتاب اروپايى جنبش اعتراضى فرانسه نبود. اعتصاب بزرگ در بلژيك نيز همان مقدار تحت تأثير و ادامه جنبشى است كه از فرانسه آغاز شده است كه پيروزى چپ در انتخابات نروژ متأثر از آن بود. حتى در كشور آلمان نيز، با آنكه سوسيال دموكراسى اين كشور كاملاً به راست چرخيده، بخش معترض و چپ آن توانست خود را از زير بار اين گرايش به راست بيرون بكشد و با هويت و استقلال چپ در انتخابات اخير اين كشور از صندوقهاى رأى بيرون آمد و در پارلمان آينده آلمان حضور يافت؛ حضورى با ۴۵نماينده و نزديك به ۹درصد رأى. آراى حزب چپ نوين در انتخابات آلمان، نظم سنتى دو ائتلافى احزاب راست و سوسيال دموكرات و حزب سبزهاى اين كشور را به هم ريخت.
آلمان، حتى با سقوط دولت آينده آن در دامان اتحاد مطلق با انگلستان و آمريكا نيز نمى تواند مصون از اعتراضات و اعتصابات جنبش اعتراضى و متمايل به خواستهاى دموكراتيك مردم اروپا باقى بماند. به همين دليل است كه مى توان در انتظار فرا رسيدن دورانى تازه از مبارزه در سراسر اروپا بود. در هر حال، به دنبال اعتصاب در فرانسه، «ژاك شيراك» رئيس جمهورى فرانسه در تلويزيون حاضر شد و از «بى توجهى نهادهاى اروپايى به مسائل اجتماعى» انتقاد كرد. «دومينيك دوويلپن» نخست وزير نيز اعلام كرد: «پيام مردم را شنيده است.»
آيا نخست وزير فرانسه راست مى گويد؟ و يا انتقاد رئيس جمهورى فرانسه فراتر از يك مانور و فرافكنى است؟ به هر جهت، آينده پاسخ همه سؤالات را خواهد داد.
تلاش مسكو براى تثبيت اوضاع در قفقاز شمالى
فاجعه خونين «نالچيك» ، برآشفتگى نخبگان سياسى روسيه را به همراه داشته است. اين فاجعه از نظر تعداد كشته ها و زخمى ها كه در اثر حمله گروه بزرگ شبه نظاميان به شهر به جاى مانده است، با فاجعه اول سپتامبر ،۲۰۰۴ «بسلان» در اوستياى شمالى مقايسه مى شود. در نتيجه ، زنجيره ملال انگيزى از ارزيابى ها در مورد اتفاقاتى كه از ۱۳ تا ۱۴ اكتبر در منطقه كاباردينا - بالكاريا روى داده است، به وجودمى آيد.
از جمله : « اگر يورش هاى گسترده شبه نظاميان با اين تعداد سرباز دراين منطقه ادامه داشته باشد، پس سيستم امنيتى تدافعى بيمار و ناتوان است.» نمايندگان پارلمان دوما از جمله نمايندگان جمهوريهاى شمال قفقاز و بسيارى از سياست شناسان هم به همين نتيجه گيرى  رسيده اند . براى نمونه به نظرات برخى از آنان اشاره مى شود:
«گنادى گودكوف» ، عضو كميته امنيتى پارلمان دوماى دولتى و عضو فراكسيون «روسيه واحد» مى گويد:«بياييد اشتباهات سيستم را در كار مراجع انتظامى خودمان برطرف كنيم. فساد و رشوه خوارى دليل اول آن است».
زاروبى ناخوشف ، نمايندگان پارلمان دوماى دولتى از منطقه كاباردينا - بالكاريا و عضو فراكسيون «روسيه واحد» مى گويد:«برخى از اعضاى گروه جماعت (سازمان افراط گراى وهابى ) قبلاً توسط نهادهاى انتظامى دستگير مى شدند. ولى بعد آنها را آزاد مى كردند... معلوم است كه اين كار در قبال پول صورت مى گرفته است.»
«الكساندر شاراوين» ، رئيس مؤسسه تحليل سياسى و نظامى ، و عضو آكادمى علوم نظامى مى گويد:«ميزان رشوه خوارى در شمال قفقاز به قدرى است كه هيچ ساختار حكومتى نمى تواند آن را از ميان بردارد. ايجاد يك مركز تحت عنوان «نهاد فرماندار كل » در اين منطقه بد نخواهد بود، لااقل تا هنگامى كه هنوز اوضاع صلح آميز برقرار نشده است.»
«ويكتور ايليوخين» عضو كميته امنيت پارلمان دوماى دولتى مى گويد:«هدف شورش و ناآرامى كه در نالچيك رخ داد، تصاحب قدرت بود. در وضعيتى كه قفقاز شمالى عملاً از روسيه جدا مى شود، نبايد دست روى دست گذاشت. بايد سرويس هاى ويژه و سيستم حكومتى را تقويت كرد».
ولى ارزيابى هاى كلى از اوضاع شمال قفقاز اساساً بامنطق علت و معلول (كه فوقاً اشاره شد) فرق مى كند. در همان حال ، بسيارى سياستمداران از جمله غربى ها به خاطر مى آوردند كه «ولاديمير پوتين» رئيس جمهورى روسيه دقيقاً بعداز فاجعه بسلان، ايجاد ستون به اصطلاح «عمودى حكومت» (تشكيلات حكومتى از بالا به پايين نه به صورت موازى) را شروع كرد كه مكانيسم انتصاب فرمانداران نماد كليدى آن به حساب مى آيد. نتيجه گيرى به اين شكل است كه : حمله به نالچيك به منزله آخرين دليل براى اثبات بى تأثيرى اقدامات كرملين پس از حادثه بسلان بود. بعضى افراد دوآتشه در دم پيشنهاد كردند كه قبل از ايجاد نوعى «خلافت اسلامى »، امكان خودمختارى به قفقاز شمالى داده شود. مطلب اين است كه وهابى ها به تجزيه طلبان چچن كه از مدتها پيش، يعنى از سال ۱۹۹۶ به اين طرف به دنبال اين جمهورى بوده اند تا آن را از درون منفجر كنند طى اين ده سال به چه چيزى دست يافته اند؟
در همين حال نمايندگان پارلمان و عمدتاً اعضاى فراكسيون هاى مخالف از مسؤولين وزارتخانه ها و نهادهاى امنيتى تدافعى دعوت كرده اند كه در باره كاستى ها و ناموفقيتهاى كارى خود گزارش دهند. همانطور كه قبلاً هم چنين بوده است، سرزنش در مورد «بى صلاحيتى » و فقدان سياست تام ملى در شمال قفقاز به طور قطع بسيار زياد خواهد بود. اما روشن است كه با تنبيه وزيران اوضاع اساساً بهتر نخواهد شد. ريشه مشكل در توانايى حكومت فدرال براى تحت كنترل گرفتن گروه بندى هاى محلى است. خود همين سيستم خاص، بسته و خانوادگى در جمهورى هاى شمال قفقاز ، سدى براى برقرارى نظم ابتدايى متمدن در منطقه شده است.
در همين تابستان گذشته، جرايد، مطالبى را با اقتباس از گزارش «دميترى كوزاك» نماينده مختار رئيس جمهور در حوزه جنوبى فدرال منتشر كردند كه براساس نتايج شش ماه فعاليت وى در اين سمت جهت ارائه به رئيس جمهور تهيه و تنظيم شده بود. در گزارش نماينده مختار رئيس جمهور در مورد اوضاع منطقه آمده است كه : «جمعيت هاى تشكيل شده در ساختارهاى حكومتى ، منابع سياسى و اقتصادى را در انحصار خود قرار داده اند. پست هاى مديريتى نهادهاى حكومتى در همه جمهورى هاى شمال قفقاز و بزرگترين اعضاى اقتصادى را اشخاصى اشغال كرده اندكه روابط خويشاوندى با هم دارند. در نتيجه ، سيستم مقاومت و مقابله، تخريب شده كه همين موضوع باعث ترويج فساد و رشوه خوارى است. خودسرى و بيدادگرى حكومتها، نوعى بى علاقگى و تفاوتى اجتماعى را نزد عده زيادى از مردم به وجود آورده است. حكومت در بسيارى از اعضاى فدراسيون تكيه گاه اساسى ندارد. » طبق اعلام منابع خبرى ، چنين نتيجه گيرى  هاى تيره و تاريك توسط يكى از نمايندگان سياسى معتمد ولاديمير پوتين انجام شده است. چندى بعد، رئيس جمهور روسيه با رهبران جمهورى هاى شمال قفقاز جلسه اى داشت كه در آن عبارات «دسته بندى گرايى» و «فساد و رشوه خوارى» نيز آشكارا در جلوى دوربين هاى تلويزيونى بيان شد.
منبع: خبرگزارى ريانووستى (۲۲ اكتبر ۲۰۰۵)
ترجمه : شهلا محمدى جاهدى
معجزه گردر قلعه اصلاحات ژاپن
234345.jpg
ترجمه هرمز برادران
مصاحبه زير حاصل گفت وگوى «روبرت توماسون» سردبير روزنامه انگليسى «تايمز» با «جونيچيرو كوايزومى» نخست وزير ژاپن است. در اين گفت وگو كه در محل سكونت كوايزومى در «توكيو» صورت گرفته، نخست وزير ژاپن در بخش اصلى صحبت هايش عمدتاً به مسأله بحث برانگيز خصوصى سازى پست در ژاپن پرداخته و ضمن ناميدن آن به عنوان «قلعه اصلاحات» ابراز اميدوارى كرده است كه با تحقق خصوصى سازى پست اين كشور، يك معجزه سياسى را براى ژاپن به ارمغان آورد.
وى همچنين از برخى مسائل سياسى مهم ديگر و نيز گوشه اى از مسائل حاشيه اى زندگى اش سخن گفته است.
شما اخيراً به يك پيروزى فوق العاده دست يافتيد. به طور حتم،  با چنين پيروزى قاطعى، شما بيش از يك تابستان ديگر بر سر قدرت خواهيد بود.
البته هيچ كسى پيش بينى نمى كرد كه چنين پيروزى مهمى به دست آيد. با اين حال، همانطور كه بارها گفته ام،  يك سال آينده از قدرت كنار مى روم. بنابراين بايد تمام امور را به بهترين وجه انجام دهم و در سپتامبر سال آينده بازنشسته شوم.
آيا احساس نمى كنيد كه وظيفه خطيرى براى ايجاد تغييرات و تحولات داريد و طى يك سال انجام همه كارهاى ضرورى، دشوار است؟
بله همين طور است. اما چيزى كه مى خواهم بگويم، در مورد هر نخست وزيرى صدق مى كند و آن اينكه، كارهاى نخست وزير هيچ وقت پايانى ندارد،  اما معتقدم كه طى دوره باقى مانده مى توانم كارهاى لازم را به طور كامل انجام دهم.
همواره گفته ام كه مهم ترين اولويت من و اصلى ترين هدف دولتم خصوصى سازى پست ژاپن بوده است. من آن را قلعه اصلاحات ناميده ام. اگر اين امر محقق شود، يك معجزه سياسى خواهد بود. از ظاهر امر پيداست كه اين معجزه بزودى روى خواهد داد.
تصور مى كنم هنگامى كه بر سر كار آمدم و لزوم خصوصى سازى خدمات پستى را اعلام كردم - كه البته خصوصى سازى خواهد شد - بسيارى از مردم نسبت به آن ترديد كردند. درك اين ترديد دشوار نيست، زيرا نه تنها احزاب مخالف، بلكه اعضاى احزاب حاكم نيز با آن به مخالفت برخاستند. جاى تعجب نيست اگر در كشورى دموكراتيك، مردم به امكان تحقق چنين امرى ترديد كنند.
طى تجارب ۳۰ ساله ام از حضور در سياست، به خوبى دريافته ام كه گاهى لحظه اى فرامى رسد كه مخالفان يك طرح يا قانون،  به ناگاه، به حمايت از آن برمى خيزند و اين يك پديده سياسى است. بدون ترديد، اين لحظه در ژاپن فرارسيده است. زيرا پيشنهاد خصوصى سازى پست در ۸ اوت در پارلمان ژاپن به خاك سپرده شد، اما برخلاف انتظار همگان اكنون احيا شده است.
آيا به جايگاهتان در تاريخ واقف هستيد؟
با توجه به موضوع انحلال مجلس سفلى؛ تصور نمى كنم كه در گذشته موردى وجود داشته باشد كه در پى عدم تصويب يك طرح در مجلس مشاوران (مجلس عليا)، مجلس نمايندگان (مجلس سفلى) منحل شده باشد. شايد از اين منظر بتوان،  آن را يك انحلال تاريخى خواند.
همچنين به اعتقاد من، اين امرى غيرمعمول است كه مخالفان يك طرح، بلافاصله به موافقان همان طرح مبدل شوند. بنابراين شايد از اين نظر بتوان گفت كه اين پديده اى است كه در تاريخ ثبت خواهد شد و نام كوايزومى به عنوان نخست وزير وقت در كنار آن نقش خواهد بست.
آيا اصلاحات پستى بيش از آنكه اجرايى باشد، يك مسأله نمادين نيست؟
تصور مى كنم كه اين يك تصوير پيچيده است. بخش عمده آن به دليل ستايش ها و تمجيدهايى است كه به خاطر سوابقم طى ۴ سال گذشته صورت گرفته است و بخش ديگرى نيز به دليل حمايت مردمى از اصلاحات صورت گرفته تا به امروز و حمايت ها از خصوصى سازى پست است. به نظر من، اين دو مورد درهم تنيده شده اند.
شيوه هايى كه براى بهبودى ژاپن از ركود اقتصادى اعمال كرده ام، اختلاف نظرهايى را با حزب حاكم به وجود آورده است. براى نمونه مى توان به شيوه هاى حذف وام هاى غيرضرورى در سيستم بانكى و كاهش هزينه هاى امور عمومى به هنگام ركود اشاره كرد.
اين امرى كاملاً طبيعى است كه اگر فردى رئيس حزب ليبرال دموكرات و نخست وزير ژاپن شد، با حمايت قاطع و قوى حزب حاكم به آن جايگاه رسيده است. من با وجود اختلاف ديدگاههايى كه در طيف هاى مختلف حزب حاكم وجود داشت،  به نخست وزيرى رسيدم. از اين لحاظ، به نظر مى رسد كه من يك نخست وزير غيرمعمولى هستم.
در واقع، كسان زيادى در غرب، اروپا و آمريكا بودند كه مى پرسيدند «آيا اين دموكراسى است؟» هنگامى كه فردى نخست وزير و رئيس حزب مى شود،  بايد براى تصدى آن پست يا رسيدن به آن جايگاه، از حمايت قوى اعضاى حزب خود برخوردار باشد. آنها مى گفتند كه لابد يك جاى كار ايراد دارد،  زيرا او در راه رسيدن به مقام نخست وزيرى نه تنها با اپوزيسيون، بلكه با حزب حاكم نيز مبارزه كرده است.
كسانى هستند كه با من مخالفند. رهبران حزب حاكم من را يك ديكتاتور، و هيلتر مى نامند. اين مسأله كمى عجيب است، زيرا من براى اين پست انتخاب شده ام،  يعنى پس از انتخابات، پست نخست وزيرى را عهده دار شده ام.
در جريان مبارزات انتخاباتى به مردم اعلام كردم آن دسته از اعضاى مجلس مشاوران كه با طرح اصلاح پست مخالف هستند، بر اين باورند كه مردم ژاپن نيز با آن موافق نيستند و به همين دليل است كه آنان با خصوصى سازى پست مخالفت مى كنند. به آنها گفتم: «اگر اجازه بدهيد كه پيروز شوم،  يقيناً اعضاى مجلس مشاوران خواهند فهميد كه مردم ژاپن با اين طرح موافق هستند. بنابراين تغيير موضع خواهند داد. پس اجازه بدهيد پيروز اين انتخابات باشم». سرانجام در پايان انتخابات، مخالفان در مجلس عليا با سرعت خيره كنند اى تغيير موضع دادند.
اين انتخابات به منزله درخواستى از مردم ژاپن بود كه استدلالات و نتايج پارلمان را كنار بگذارند و همين گونه نيز شد. بنابراين به اعتقاد من، از اين جهت، اين يك انتخابات تاريخى بود.
اگر در ژوئن آينده در نظرسنجى مشخص شد كه مثلاً ۸۰ درصد مردم خواهان ماندن شما هستند، آيا اين در خواست را ناديده مى گيريد؟
امكان ندارد كه نظرسنجى ها نشان دهد كه ۷۰ يا ۸۰ درصد مردم خواهان تداوم حضور من باشند.
اگر اكثريت قابل توجهى چنين خواسته اى داشته باشند،  آيا در مورد آن فكر خواهيد كرد؟
تصور نمى كنم دليلى وجود داشته باشد كه به چنين چيزى فكر كنم، زيرا انتخابات رياست حزب ليبرال دموكرات در ماه سپتامبر صورت مى گيرد و به طور حتم،  تا ماه ژوئن، نامزدهاى جديد مبارزات انتخاباتى خود را آغاز كرده اند.
آيا احتمال مى دهيد كه نخست وزير آينده يك زن باشد؟
تصور نمى كنم كه در آينده نزديك، زنى شرايط لازم براى تصدى پست نخست وزيرى را بيابد.
به نظر شما، چند نامزد احتمالى براى تصدى اين پست وجود خواهد داشت؟
حدود ۴ يا ۵ نفر.
ژاپن به خاطر جنگ جهانى دوم عذرخواهى كرده است، اما در نزد برخى از مردمان خارجى گويى كه ژاپن هرگز عذرخواهى نكرده است. به نظر شما، آيا برگزارى برخى مراسم در ژاپن، موضع رسمى اين كشور در قبال جنگ جهانى دوم را براى مردم دنيا نمايان خواهد كرد؟
به ياد ندارم كه مراسمى در اين باره برگزار شده باشد، اما بر اين باورم كه اگر مردم خط سير ژاپن طى ۶۰ سال گذشته، يعنى از زمان پايان جنگ جهانى دوم تاكنون را در نظر آورند، درخواهند يافت كه اين كشور از اين بابت پشيمان است.
تصور مى كنم شما به روابط ژاپن با چين و جمهورى كره اشاره داريد. واقعيت اين است كه در همه زمينه ها و بيش از پيش با اين ۲ كشور روابط روبه گسترش برقرار شده است. ظاهراً اين بنابه دلايل سياسى است كه چين با ديدارهاى من از معبد «ياسوكونى» مخالفت مى كند.
دلايل سياسى داخلى يا خارجى؟
دلايل داخلى. علاوه بر اين، تصور مى كنم كه چين از افزايش نفوذ سياسى ژاپن ناخرسند است. براى نمونه، آنان با عضويت دائم ژاپن در شوراى امنيت مخالفند،  زيرا مى خواهند كه نفوذ ژاپن در عرصه بين المللى را كنترل كنند.
چرا درباره نيات تان از رفتن به معبد ياسوكونى روشنگرى نمى كنيد؟
واقعيت اين است كه چينى ها از افكار و انديشه هاى من آگاهند. به طور قطع، از نيات من نيز اطلاع دارند،  اما در عين حال، بايد ملاحظه ديدگاههاى ديگران را هم كرد. بنابراين به نظر من اين مسأله را نبايد عمومى كرد بايد همواره روابط با ساير كشورها را مدنظر داشت.
ظاهراً مردم ژاپن گاهى اوقات،  ناسيوناليسم را با گسترش هويت ملى پس از جنگ اشتباه مى گيرند. آيا اين مسأله شما را نگران مى كند؟
بى شك، اين سوء تفاهم نادرست است، زيرا آن چيزى كه شما مى بينيد،  به هيچ وجه ناسيوناليسم نيست. مردم ژاپن عميقاً درباره گذشته انديشيده اند. آنها از بابت جنگ جهانى دوم متأسف و نادم هستند و بيش از هر ملت ديگرى متقاعد شده اند كه هرگز نبايد جنگ كرد. آنان بيش از هر چيز ديگرى دوستدار صلح هستند.
آيا اقتصاد رسماً بهبود يافته است؟
دوره بهبودى فعلى طولانى تر از هر دوره ديگرى در گذشته بوده است، اما هنوز بر تورم فايق نيامده ايم. تا زمانى كه رسماً تورم را كنترل نكنيم، نمى توانيم بهبودى رسمى اقتصادى را اعلام كنيم.
دفعه پيش كه با شما ديدار كردم، گفتيد كه در شبانه روز ۴ يا ۵ ساعت مى خوابيد. آيا پس از انتخابات بيشتر مى خوابيد يا خواب راحت ترى داريد؟
زمان خواب تغيير چندانى نكرده، اما نسبت به زمان انتخابات خواب عميق ترى دارم يا كمتر از خواب مى پرم.
پس از بازنشستگى، تصميم داريد چه كار كنيد. باغبانى يا گوش دادن به موسيقى؟
هنوز به آن مرحله نرسيده ام كه در اين باره فكر كنم. تنها چيزى كه مى توانم بگويم، اين است كه مايلم در دوره باقيمانده نخست وزيرى ام تا سپتامبر بهترين تلاش هايم را به كار گيرم. يقيناً بعد از بازنشستگى، كارهاى زيادى براى انجام دادن پيدا خواهم كرد.
فعلاً كه از موسيقى لذت مى برم،  آن هم موقع خواب و با استفاده از سى دى.
پس از پايان دوره نخست وزيرى، به جاى تماشاى نسخه هاى دى وى دى فيلم ها،  به كنسرت و سينما مى روم. تا زمانى كه نخست وزير هستم، هر كارى كه انجام مى دهم، رسمى است. هنگامى كه ديگر نخست وزير نيستيد، راههاى زيادى براى سرگرم كردن خودتان خواهيد داشت.
در حال حاضر، چه كتابى را مطالعه مى كنيد؟
كتابى راجع به تاريخ ژاپن در دوره جنگ سالاران، يعنى حدود ۴۰۰ سال پيش.
آيا درآن، درسهايى براى امروز هست؟
چيزهاى زيادى در خشونت و سختى ها مى آموزم، چيزهايى درباره زندگى خشن يك جنگ سالار سامورايى. چنين آدمهايى هر روز با مرگ مواجه بوده اند. اين كتاب درسهاى زيادى براى آموختن دارد.
برخى ها مى گويند كه حزب كارگر انگليس شبيه حزب ليبرال دموكرات ژاپن است،  زيرا مخالفت هاى اصلى از دولت از بطن خود حزب كارگر مى آيد. آيا به اين نكته توجه كرده ايد؟
به نظر من در ژاپن، حزب حاكم، حزب حاكم است و اپوزيسيون، اپوزيسيون.
كار دشوارى كه دولت من با آن مواجه بوده، آن است كه مجبور شده است آن دسته از اعضاى حاكم را كه از ته قلب با سياست هاى من مخالف بوده اند، به پذيرش و حمايت از سياست هايم وادارد. من انرژى زيادى را براى تغيير نظرات اين افراد صرف كرده ام،  زيرا كوايزومى رئيس حزب و نخست وزير است و نيز اينكه، مردم ژاپن از خصوصى سازى پست حمايت مى كنند. بخش دشوار كار، همين بوده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |