|
۵ مأمور متخلف در برابر بازپرس دادسراى نظامى تهران قرار گرفتند
تقدير يكى از فرماندهان نيروى انتظامى از گزارش گروه حوادث روزنامه ايران
|
|
|
|
|
|
با سپردن وثيقه ۵۰ ميليون تومانى انجام شد
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
۵ مأمور متخلف در برابر بازپرس دادسراى نظامى تهران قرار گرفتند
اعتراف به چگونگى تهاجم در لويزان
تقدير يكى از فرماندهان نيروى انتظامى از گزارش گروه حوادث روزنامه ايران
|
|
|
گروه حوادث: بازجويى هاى قضايى از عاملان تهاجم مرموز در جنگل لويزان از سوى بازپرس شعبه چهارم دادسراى نظامى تهران آغاز شد. در جريان اين اقدامات قضايى ۵ مأمور متخلف ضمن به گردن گرفتن ماجراى ربودن يك پسر دانشجو و كشاندن او به منطقه جنگلى لويزان جزئيات اين حادثه را فاش كردند. اين ۵ مأمور متخلف با اقدام بموقع پليس بازداشت شده اند. در همين ارتباط يكى از فرماندهان نيروى انتظامى از چاپ گزارش اين حادثه در روزنامه ايران تقدير كرد. بنابه اين گزارش، در اين جلسه چهار تن از مأموران كه همراه متهم رديف اول پرونده در اين ماجرا بوده اند، تحت تحقيق قرار گرفتند. آنان مدعى شدند كه به دليل اينكه متهم رديف اول پرونده افسر مافوق خودروى گشت آنان بوده تنها به دليل عدم سرپيچى از دستور او، وى را در اين كار يارى رسانده اند. بنابه گفته اين متهمان ساعت ۱۹ شب اكيپ گشت آنان شامل يك موتوسيكلت و يك خودروى ون مشكى با ۵ مأمور با گرفتن حكم گشت مقر خود را ترك كردند. افسر ارشد گشت به تيم همراه خود گفته كه منطقه گشتى آنان در هفت حوض است. بنابراين تيم مأموران يگان ويژه به اين منطقه مى روند. يكى از مأموران گشت با اشاره به اينكه مسؤول گشت ما را چند ساعتى در منطقه گرداند و با ادعاى اينكه در اين منطقه قرار است معامله مواد مخدر رخ دهد، خواست كمين كنيم. وقتى پسر جوانى از داخل كوچه اى بيرون آمد، او با گفتن اينكه متهم همين پسر است، خواست او را بازداشت كنيم. او را سوار ون مشكى رنگ كرديم. سرتيم ما گفت اين متهم با سه تن از دوستانش در اتوبان شهيد بابايى قرار دارد. مى خواهند سه كيلو مواد مخدر را معامله كنند. او را به منطقه برديم. خودرو را در حاشيه اتوبان پارك كرديم. سه نفرى متهم را داخل منطقه جنگلى لويزان برديم. در آنجا سرتيم ما گفت شما برويد من حرف آخر را به او بزنم. ما رفتيم. او دير كرد وقتى برگشتيم كسى آنجا نبود او گفت متهم فرار كرد. مدارك شناسايى و موبايلش دست او بود. وقتى سوار شديم او گفت منطقه گشتى ما عوض شده و بايد به حوالى ميدان شوش برويم. با پايان يافتن زمان گشت وقتى به مقرمان برگشتيم، ماجرا را براى فرمانده يگان گزارش كرديم. پس از اين اظهارات متهم رديف اول كه ستوان دوم است در برابر بازپرس پرونده قرار گرفته و تمامى اتهامات را به گردن گرفت و مدعى شد به تنهايى مرتكب اين جرم شده است. وى انگيزه خود از اين كار را انتقامگيرى به خاطر مسائل و اتفاقات شخصى عنوان كرد. در همين ارتباط «رضا يعقوبى» دانشجوى ۲۲ ساله نيز درباره چگونگى وقوع حادثه و اظهاراتش به بازپرس گفت: وقتى براى رفتن به كتابخانه بيرون آمدم، آنها مرا به بهانه مواد مخدر سوار كردند. در بين راه وقتى متوجه نيت آنها شدم وقتى خودرو در پشت ترافيك چهارراهى توقف كرده بود، سرم را بلند كرده و شروع به داد و فرياد كردم. از مردم كمك مى خواستم در عرض چند ثانيه جمعيت زيادى دور ما جمع شدند ولى مأموران رباينده من با ارائه مداركى خود را پليس معرفى كرده و ادعا كردند من به جرم حمل مواد مخدر بازداشت شده ام. آنها وقتى مرا به منطقه جنگلى لويزان كشاندند، پس از كتك زدن، سرتيم گروه به همراهانش گفت برگردند داخل خودرو، سپس مرا به چند متر آن طرفتر داخل جنگل برد. چاقوى ضامن دارى از جيبش بيرون كشيد. ابتدا چند ضربه به طرفين گردنم زد سپس با دست چپش موهايم را گرفت و با چاقو به پشت گردنم كشيد. بى حال روى زمين افتادم. او با تصور اينكه من مرده ام رفت. ۱۰ دقيقه بعد از رفتن آنها به هر زحمتى بود خودم را به كنار اتوبان رساندم، در آنجا مأموران راهنمايى و رانندگى مرا ديده و پليس ۱۱۰ و اورژانس را در جريان قرار دادند. به گزارش خبرنگار ما، پسر دانشجو صبح ديروز پس از بهبود نسبى حالش با حضور در محل وقوع حادثه جزئيات اين حادثه را شرح داد. وى هنگامى كه در حال تشريح صحنه چاقو خوردن به گردنش بود، گفت: در آن لحظه فكر كردم ديگر كارم تمام است و خودم را براى مرگ آماده كردم.
|
|
|
|
|
شوخى دردسرساز سه دانشجو
گروه حوادث: مرد در حالى كه در جاده كناره در حال رانندگى بود، به خودروى پرايد مشكى رنگى كه با سرعت جلوتر از خودرو او در حال حركت بود، مشكوك شد. مرد به سرعت خود اضافه كرد و با ديدن دستى كه از صندوق عقب خودروى پرايد بيرون افتاده بود بلافاصله با پليس ۱۱۰ تماس گرفت. مرد به سرعت شماره خودرو پرايد را به پليس اعلام كرد و گفت: يك پرايد مشكى رنگ كه چهار سرنشين دارد، به سرعت در جاده كناره در حال حركت است در حالى كه دستى از صندوق عقب بيرون افتاده است، فكر مى كنم قتلى روى داده باشد. مرد راننده كه به عنوان شاهد با پليس تماس گرفته بود، به تعقيب خودرو پرايد ادامه داد. او مى ترسيد كه مبادا پرايد را گم كند، دلش مى خواست هنگام دستگيرى سرنشينان پرايد به راز جنايت پى برد. اين مرد وقتى ديد راننده پرايد بدون توجه به علائم راهنمايى و رانندگى تابلوها به سرعت خود افزوده است، دوباره با پليس تماس گرفت. پليس با تماس اين فرد بلافاصله ابتداى ورودى شهر لاهيجان موفق به متوقف كردن خودرو پرايد شد. سرنشينان خودرو مورد بازجويى قرار گرفتند. راننده كه از ديدن پليس شوكه شده بود گفت: من راننده هستم و اين سه پسر جوان به عنوان مسافر سوار خودرو من شده اند تا آن ها را به رشت ببرم. پليس وقتى به بازرسى صندوق عقب خودرو پرداخت با يك دست پلاستيكى روبرو شد كه ميان در صندوق عقب تعبيه شده بود. سرنشينان خودروى پرايد دستگير شده و در بازجويى يكى از سه جوان گفت: وقتى براى افطار بعد از اذان راننده خودرو اش را متوقف كرد و به قهوه خانه رفت به فكرمان رسيد براى شوخى اين دست پلاستيكى را در صندوق عقب جاسازى كنيم وقتى راننده آمد آنقدر سرگرم صحبت شده بوديم كه دست پلاستيكى را از ياد برديم و وقتى خودروى گشت پليس را ديديم يك دفعه متوجه كارى كه كرده بوديم شديم. به دستور رئيس شعبه ۲ دادگاه شهرستان لنگرود سه جوان با قرار وثيقه آزاد شدند. سرهنگ كارگرنيا - رئيس نيروى انتظامى شهرستان لنگرود- در اين رابطه گفت: تعامل مردم با پليس بسيار خوب است و اين احساس مسؤوليت باعث برقرارى نظم بيشتر در جامعه مى شود. وى گفت: در اين حادثه نيز شهروندى به خاطر احساس مسؤوليت با پليس تماس گرفته بود ولى پس از دستگيرى سرنشينان پرايد و روشن شدن حقيقت از آن جا كه اين نوع حركت ها به هر دليل و بهانه اى كه باشد موجب رعب و وحشت ميان خانواده ها مى شود با آن ها برخورد قانونى خواهد شد.
|
|
|
|
|
با سپردن وثيقه ۵۰ ميليون تومانى انجام شد
آزادى همسر مقتول جنايت زنانه از زندان
گروه حوادث: عامل افشاى راز جنايت زنانه در شهرك شهيد محلاتى تهران با سپردن وثيقه سنگين ۵۰ ميليون تومانى از زندان آزاد شد. همسر مقتول كه خود نيز متهم شناخته شده بود پس از ۱۰۰ روز سكوت مرموز در بازجويى هاى پليسى و قضايى ماجراى قتل همسرش از سوى دوزن آشنا و دو آدمكش اجير شده را فاش كرد. بنا به اين گزارش؛ ساعت ۱۰ صبح ديروز- سه شنبه ۱۰ آبانماه سال جارى- همسر قربانى جنايت شهرك شهيد محلاتى در شعبه هفتم دادسراى امور جنايى تهران روبروى بازپرس حسينى ايستاد و از خود دفاع كرد. اين زن كه چادر آبى زندان به سر داشت در آخرين بازجويى در مرحله بازپرسى گفت: «من هيچ اطلاعى از چگونگى به قتل رسيدن «مرتضى» نداشتم وقتى دربازداشت بودم پس از ۴۵ روز با «معصومه» وگريه هاى او روبرو شدم و در اين حالت بود كه در جريان چگونگى قتل شوهرم قرار گرفته و بلافاصله نزد مأموران آگاهى حدسيات خود را و اطلاعات تازه ام را كه باعث افشاى راز جنايت شده است بيان كرده ام.» همسر مقتول ادامه داد: «اينكه متهمان ادعا كرده اند قبل از جنايت به من گفته اند شوهرم به آنان تعرض كرده است دروغ است.» بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، بازپرس حسينى با توجه به تبرئه اين زن از اتهامات آمريت ، مباشرت و معاونت در قتل شوهرش قرار بازداشت موقت وى را فك كرد و او را با اتهام اختفاى ادله جرم و حمل سلاح غير مجاز و پس از سپرده شدن وثيقه سنگين ۵۰ ميليون تومانى تا روز محاكمه در دادگاه جزايى عمومى تهران از زندان آزاد كرد.
|
|
|
|
|
روند قضايى صدور حكم اعدام «شهلا»
|
|
|
گروه حوادث: وكيل مدافع «شهلا» در نامه اى به رئيس قوه قضاييه خواستار رسيدگى به ابهامات در پرونده قتل همسر «ناصر محمدخانى» شد. اين اقدام پس از قطعى شدن حكم قصاص نفس - اعدام - براى «شهلا» كه تحقيقات پليسى و قضايى وى را تنها مجرم در قتل «لاله سحرخيزان» شناخته است، صورت گرفت. بنا به اين گزارش، پرونده جنايت جنجالى اى كه روز ۱۷ مهرماه سال ۸۱ در خيابان گل نبى تهران رخ داد و در آن همسر «ناصر محمدخانى» به قتل رسيد، از نخستين روز جنايت تا قطعى شدن حكم «شهلا» توسط ۱۲ قاضى تحت بررسى قرار گرفت. قاضى جعفرزاده در دادگاه بدوى همراه مأموران پليس جنايى تهران به پيگيرى ماجراى اين جنايت پرداخت و با به دست آوردن مداركى كه نشان مى داد همسر صيغه اى «ناصر» عامل جنايت است، به صدور قرار بازداشت موقت دست زد. با اعتراض «شهلا» و وكيل وى به اين قرار بازداشت موقت، پرونده در اختيار سه تن از قضات دادگاه تجديد نظر استان تهران قرار گرفت كه آنان با اكثريت آرا، گناهكار بودن «شهلا» را تأييد كردند و صدور قرار بازداشت موقت را درست تشخيص دادند. با اين اقدام قضايى كه از سوى چهار قاضى صورت گرفته بود، «شهلا» در بازداشت ماند تا اينكه با اعتراف به جنايت و بازسازى صحنه قتل «لاله» از سوى قاضى جعفرزاده محاكمه و به قصاص نفس - اعدام - محكوم شد. اين رأى دادگاه بدوى مورد اعتراض «شهلا» و وكيل خرمشاهى قرار گرفت و سه تن از قضات عاليرتبه شعبه ۲۶ ديوان عالى كشور به بررسى تخصصى اين رأى پرداختند كه دو تن از اين قضات رأى صادره را تأييد و يكى از آنان اين رأى و پرونده را قابل بررسى دانست و در نهايت با اكثريت آرا رأى قصاص شهلا در شعبه ۲۶ ديوان تأييد شد. با تأييد اين حكم، وكيل خرمشاهى خواستار رسيدگى به پرونده در هيأت تشخيص ديوان عالى كشور شد كه اين بار ۵ تن از قضات عاليرتبه شعبه ۱۵ هيأت تشخيص به بررسى ماجراى اين جنايت پرداختند و چهار تن از قضات رأى قصاص نفس - اعدام - «شهلا» را تأييد و يكى از آنان، اين رأى و پرونده را قابل بررسى دانست و در نهايت با اكثريت آرا مجازات مرگ «شهلا» قطعى شد. بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، پس از اينكه هفت تن از قضات دادگاه بدوى، ديوان عالى كشور و هيأت تشخيص ديوان نظر به قصاص نفس - اعدام - شهلا داده اند و تنها دو تن از قضات اين رأى را نقض كرده اند، وكيل خرمشاهى خواستار اعمال ماده ۲ از سوى رئيس قوه قضاييه شده است.
|
|
|
|
|
ارتباط اينترنتى و دادخواست طلاق
زنى جوان با مراجعه به دادگاه خانواده از ارتباط اينترنتى همسرش شكايت و درخواست طلاق كرد. اين زن كه علت كار خود را ارتباط هاى اينترنتى همسرش عنوان مى كرد گفت: من و شوهرم از طريق اينترنت با يكديگر آشنا شديم و پس از چند جلسه ديدار حضورى ازدواج كرديم. ما هميشه به خاطر برقرارى ارتباط اينترنتى شوهرم پس از ازدواج اختلاف داشتيم چرا كه او هميشه وقت و بى وقت به چت كردن باتعدادى دختر كه دوست اينترنتى اش بودندمى پرداخت و هر گاه كه با اعتراض من روبرو مى شد عنوان مى كرد كه به اين كار عادت كرده و نمى تواند دست از اين كار بردارد. اين زن عنوان كرد: يك شب منزل مادرم مهمان بوديم. شوهرم با بهانه هاى مختلف شب را خانه ماند و من در منزل مادرم شب را سپرى كردم. درست ساعت ۱۱ شب بود كه يادم آمد بايد مطلبى را به او بگويم. براى همين به او تلفن كردم اما تلفن مشغول بود و اين روند تا دو ساعت ديگر نيز ادامه داشت. حدس زدم كه در حال چت كردن است. براى همين آژانس گرفته و به خانه رفتم. درست زمانى بالاى سرش رسيدم كه داشت با يك دختر كه عكسش از طريق اينترنت گوشه مانيتور خودنمايى مى كرد مباحثه عاشقانه مى نمود. ديگر تحمل نكردم و مانيتور را از روى ميز به زمين انداختم و اين مقدمه اى بود براى درگيرى و مشاجره چند ساعته و حالا هم به دادگاه آمده ام تا تكليف خود را روشن كنم.
|
|
|
|
|
دادخواست طلاق از شوهر ايدزى
زنى با مراجعه به دادگاه به خاطر ارتباط نامشروع همسرش و بيمارى ايدز او دادخواست طلاق داد. اين زن هيچ چيز نمى گفت، فقط طلاق مى خواست. او براى دومين بار در محضر قاضى حاضر شده بوداما اين بار قصد داشت هرگز از طلاق منصرف نشود. اين زن گفت پس از يك سال بازگشت به خانه فهميدم كه شوهرم با زنى رابطه پنهانى داشت تا اينكه بيمارى عفونى حادى درشوهرم به وجود آمد و پس از آزمايش هاى پزشكى معلوم شد كه به ايدز دچار شده است. اين مسأله تصميم مرا براى جدايى بيشتر كرد و امروز براى دومين بار به دادگاه آمده ام تا طلاق بگيرم.
|
|
|
|
|
الاغ، هديه تولد زن سياستمدار آمريكايى
يكى از زنان فعال در عرصه سياست آمريكا به مناسبت روز تولدش هديه عجيبى دريافت كرد. به گزارش «آسوشيتدپرس»، «هايدى هيت كمپ» يكى از فعالان سياسى و طرفدار حزب دموكرات آمريكا در پنجاهمين سالگرد تولدش يك الاغ از طرف برادرش هديه گرفت. او وقتى صبح از خواب بيدار مى شود مى بيند كه حيوان در حياط خانه اش مشغول قدم زدن است. به گفته هيت كمپ حيوان رفتار زشتى ازخود نشان نداده است مگر اين كه هنگام عبور قطار از ايستگاه نزديك خانه بشدت سر و صدا مى كند.
|
|
|
|
|
اعتراف به جنايت در جشن تولد
گروه حوادث: عاملان تيراندازى مرگبار در يك جشن تولد خانوادگى پس از گذشت ۱۰ روز لب به اعتراف گشودند. در اين جنايت كه نيمه شب جمعه ۳۰ مهرماه سال جارى در خيابان صفى عليشاه رخ داد، مرد جوانى به نام على سائى تبار با اصابت گلوله از پاى درآمد و سه جوان ديگر نيز بشدت مجروح شدند. بامداد روز جمعه ۳۰ مهرماه مأموران كلانترى ۱۰۹ بهارستان با دريافت گزارشى از پليس ۱۱۰ مبنى بر درگيرى مسلحانه در خيابان صفى عليشاه بلافاصله در محل حاضر شدند و پس از حضور مأموران اداره ۱۰ پليس آگاهى تهران و بازپرس حسينى تحقيقات خود را آغاز كردند و در كمتر از ۱۰ روز با دلايل علمى پدر و پسر صاحبخانه ناچار به اعتراف به اين شليك مرگبار كردند. به گزارش خبرنگار ما، با اعترافات اين پدر و پسر، بازپرس حسينى از شعبه هفتم دادسراى امور جنايى تهران با صدور قرار بازداشت موقت آنها را در اختيار پليس آگاهى تهران قرار داد.
|
|
|
|