ميراث فرهنگى اين روزها مورد توجه بسيارى از دولت ها قرار گرفته است زيرا منابع انرژى محدود و جذب سرمايه كارى بس دشوار شده، بنابراين جلب توجه مسافران بين المللى و جذب سرمايه آنان، بيش از پيش توجه دولتمردان را به خود جلب كرده است.
همان گونه كه از نظام عرفى جهان برمى آيد ميراث فرهنگى هم چون ديگر خدمات، نياز به معرفى و تأييد بين المللى دارد يعنى معرفى مناسب با ميزان جذب توريست رابطه مستقيم دارد. يكى از راه هاى جلب توجه مسافران به سوى يك اثر و يا حتى يك كشور، تأييد آن اثر به صورت ثبت جهانى است.
از سوى ديگر تجربه هاى اخير جهانى در زمينه ميراث فرهنگى اهميت توجه جهانى را دوچندان مى كند، تجربه هايى چون ويرانى مجسمه بودا از سوى طالبان، چپاول آثار تاريخى كشور در حال جنگ عراق و حتى بى توجهى هاى داخلى ما نسبت به حريم برخى از آثار ميراث فرهنگى. براى نمونه ميدان نقش جهان اصفهان كه برج جهان نما بدون توجه به حريم اين اثر زيباى تاريخى در چشم انداز آن سر به فلك كشيده بود، اينها همه از نمونه هايى است كه تنها راه تصحيح آن توجه بين المللى است.
گويا همه تجربه هاى اخير در زمينه ميراث فرهنگى تلخ و ناگوار نبوده است، توجه مردم آسيب ديده بم به ارگ تاريخى اين شهر، نظر دست اندركاران مسؤولان فرهنگى را به خود جلب كرده است.
دكتر «احمد جلالى» رئيس مجمع عمومى ميراث جهانى و سفير ايران در يونسكو مى گويد: «برخلاف انتظار عمومى، مردم بم كه زلزله، صدمات بسيارى را بر آنها وارد كرده بود و هنوز از ويرانى هاى خانه هاشان رنج مى برند پيش از هرچيز به بازسازى بم توجه داشتند و خواستار بازسازى كامل يا حداقل بخشى از آن بودند زيرا ارگ تاريخى بم هويت تاريخى اين شهر بود و نگاه مردم هر روز صبح قبل از هر چيز به اين ارگ تاريخى مى افتاد، آنها بيش از هر چيز به بازسازى اين ارگ تاريخى توجه داشتند و به حفاظت آن توجه مى كردند».
همان گونه كه از گفته هاى دكتر جلالى برمى آيد، شايد بيش از هر چيز اقبال عمومى نسبت به يك اثر تاريخى است كه آن را از ويرانى و تخريب نجات مى دهد و نقش فرهنگ آن قدر در توسعه برجسته است كه بدون در نظر گرفتن آن حتى نبايد به طرح هاى عمرانى جامه عمل پوشاند، گفت وگو درباره ارگ تاريخى بم و همكارى بين المللى درباره بازسازى آن زمينه اى شد براى طرح موضوع اهميت ثبت يك اثر به عنوان اثر جهانى و فعاليت هاى ايران در اين زمينه:
ثبت يك اثر به عنوان ميراث از چه زمانى آغاز شد؟
اوايل دهه هفتاد ميلادى سرآغاز ثبت آثار در كنوانسيون جهانى بود. از آغاز تصويب كنوانسيون ميراث جهانى در سال ۱۹۷۳ كار چندان سختى نبود. يك پرونده چند برگى براى معرفى اثر كافى بود تا به ثبت جهانى درآيد، ولى بعدها كه ثبت اثر جهانى اهميت ويژه اى يافت ...
از اهميت اين اثر گفتيد، يك اثر پس از ثبت جهانى چه اهميت مضاعفى مى يابد؟
هم به لحاظ شأن ملى اهميت دارد، هم اينكه ثبت جهانى معرف ريشه هاى مستحكم تمدنى يك اثر است يعنى هر قدر كشورى بيشتر اثر ثبت شده جهانى داشته باشد نشان از ريشه هاى فرهنگى غنى آن مى دهد و هم به لحاظ جاذبه توريستى! اينكه يك كشور چند اثر ثبت شده جهانى دارد در رقابت جذب توريست برد بيشترى خواهد كرد. حال ثبت اين آثار در ميراث جهانى به راحتى سابق نيست و ثبت اين آثار اكنون نياز به دلايل مستحكم و پرونده هاى قطور دارد. اكنون رقابت كشورها براى ثبت آثارشان به عنوان اثر ملى افزايش و تعداد داوطلبان نيز افزايش يافته است و به همين دليل ثبت يك اثر به عنوان ميراث جهانى سال به سال سخت تر شده و ميراث جهانى قوانين محكم ترى را براى ثبت آثار مى طلبد.
براى مثال؟
شوراى جهانى بناهاى تاريخى كار سنگين تر و دشوارترى را تعريف كردند، اكنون براى ثبت يك اثر پرونده بسيار قطورى با ساختارهاى بين المللى كه يونسكو تعيين كرده است نيز جوابگوى تمام سؤالات بين المللى نيست. بايد پرونده اى با تمام مشخصات تاريخى و عكس العمل هاى هوايى و دلايل مستدلى كه ثابت كند اثر جهانى است تشكيل شود و اين پرونده مورد شور قرار گيرد و از سه سال گذشته تاكنون نيز محدوديت هايى هم براى اين كار تعريف شده است. هر كشورى تنها حق معرفى يك اثر را دارد و تنها ۳۰ اثر معرفى شده از سوى كشورها به ثبت جهانى مى رسند.
هم اكنون حدود ۸۰۰ و اندى اثر ثبت شده در جهان وجود دارد كه تنها بخشى از آن اثر تاريخى است برخى از آنها سايت هاى فرهنگى و برخى جاذبه هاى طبيعى هستند.
و ايران از چه پتانسيلى براى ثبت آثار جهانى برخوردار است؟
ايران ما به تنهايى به همين تعداد اثر قابل ثبت جهانى دارد و براى پر كردن اين فاصله بايد شتاب وتوجه ما بسيار باشد.
مگر كشورهاى ديگر چند اثر ثبت شده جهانى دارند؟
براى مثال ايتاليا تا سال ۲۰۰۴ ، ۳۹ اثر ثبت شده جهانى دارد. آلمان ۳۷ اثر جهانى و اسپانيا چيزى در همين حدود، برزيل كه كشورى است كه تنها ۴۵۰ سال از به وجود آمدنش مى گذرد ۱۷ اثر ثبت شده دارد و ما تنها هفت اثر ثبت شده جهانى داريم!
خب گفتيد كه ايران قابليت ثبت آثار بسيارى را در گروه ميراث جهانى داراست، پس چند صد سال طول مى كشد كه ما آثار تاريخى خود را به ثبت جهانى درآوريم!
البته راه هايى هم وجود دارد كه اين روند سريع تر طى شود مثلاً اگر طبق اميدوارى هاى ما شوراى شهر اصفهان به قولش عمل كرده و ارتفاع برج جهان نماى اصفهان تعديل يابد آنگاه ما مى توانيم بازارها، منظر طبيعى زاينده رود، پل هاى تاريخى و محور چهارباغ و مسجد جامع را به عنوان زمينه نقش جهان در يك پلاك ثبت كنيم. ثبت كردن جداگانه هر كدام از اين آثار سال ها طول مى كشد، اما به دليل اهميت ميدان امام اصفهان امكان ثبت ديگر آثار نيز در يك پلاك امكان پذير است.
آيا ثبت جهانى به آثار اهميت كافى مى بخشد؟
بعضى از آثار هنگامى كه به ثبت جهانى مى رسند شناخته مى شوند، اما برخى از آثار هستند كه به آن ليست جهانى اهميت مى دهند. بسيارى از آثار فرهنگى تاريخى ايران از اين جمله اند، نقش جهان و پاسارگاد آثارى هستند كه به ليست ميراث جهانى اهميت بخشيده اند. خيلى غرورآفرين است كه بگويم وقتى پرونده پاسارگارد در چين مطرح شد و تاريخ شناس ايكوموس گزارش خود را خواند اعضاى جلسه حتى صبر نكردند كه رئيس جلسه رأى گيرى را آغاز كند. همين كه گزارش تمام شد همگى يكپارچه كف زدند و طرح پس از تكميل تصويب شد. پس از تصويب سفير هند برخاست و گفت: «به دولت ايران تبريك مى گويم، اما مى خواهم بدانم چرا دولت ايران اكنون اين اثر بزرگ را به دنيا معرفى كرده است!» و بنا به اظهار نماينده انگليس پاسارگاد كه بنابر مواد ۲ و ۵ كنوانسيون جهانى شده بود براساس ماده ۶ نيز به ثبت رسيد. براساس اين ماده آثارى كه علاوه بر ارزش هاى تاريخى، مقدس نيز هستند و ارزش معنوى نيز دارند به ثبت جهانى مى رسند،. پاسارگاد بر همين اساس ثبت جهانى شد.
مگر آثارى هستند كه ارزش تاريخى داشته باشند، اما به خاطر ارزش معنوى رد شوند؟
بله، مثل اثرى كه دومنيكن پيشنهاد كرده بود ولى كشورها اعتراض كردند اين اثر از لحاظ معمارى ارزش داشت اما مكانى بود كه در آن تجارت انحصارى شكر صادراتى دوران استعمار صورت مى گرفته است و طبق گفته سفير هند به علت مشكلاتى كه استعمار در كشورهاى استعمارزده چون هند به وجود آورده بود، ثبت جهانى اين اثر معناى تأييد كار استعمارگران را دارد. ديگر كشورها نيز از سفير هند حمايت كردند و آن اثر رد شد، اما در آثار ايرانى هيچ بحثى وجود ندارد.
در سال هاى اخير پرونده كدام يك از آثار تاريخى ايران به شوراى جهانى بناهاى تاريخى (ايكوموس) ارائه شده است؟ نتايج آن چه بوده است؟
از حدود ۷ سال پيش با همكارى سازمان ميراث فرهنگى فعاليت هاى ما در يونسكو آغاز شد. با سامان دادن به اين مجموعه براى اولين بار پس از انقلاب پرونده تخت سليمان آماده و پس از طى مراحل اوليه به ثبت جهانى رسيد. در مرحله نامزدى پاسارگاد بوديم كه حادثه بم اتفاق افتاد. در اجلاس ماه June يا July سال ۲۰۰۴ در چين پرونده پاسارگاد مطرح بود و ما در شرايط معمولى نمى توانستيم دو اثر معرفى كنيم بخصوص كه پرونده بم اصلاً در جريان نبود و اين موضوع حداقل دو سال طول مى كشيد، اما به خاطر جلب توجه جهانى شديدى كه به اين موضوع شده بود كميته جهانى با استفاده از يك ماده كنوانسيون ۱۹۷۲ به صورت استثنايى قبول كرد كه بم به صورت اضطرارى خارج از شرايط معمولى سالانه در نوبت قرار گيرد به خاطر اينكه در آن فاصله جهان متوجه اهميت بم شده بود، بم نيز ثبت جهانى شد. بنابراين در سال ۲۰۰۴ دو اثر جهانى ثبت كرديم، اما در حالت عادى رسيدگى به اين پرونده ها ۲ سال طول مى كشيد. به خاطر حالت فوق العاده بم اين مجموعه در اجلاس چين به دو عنوان ثبت شد؛ يكى «اثر جهانى» دوم «اثر جهانى در معرض خطر» كه اين بار برخلاف ميدان نقش جهان اصفهان عنوان دوم را خود ما به يونسكو پيشنهاد كرديم. براى اينكه اين اثر به خاطر عوامل طبيعى دچار مشكل شده بود. كميته ميراث جهانى نيز اين عناوين را تصويب كرد. همچنين چشم انداز فرهنگى بم به همراه ارگ بم به ثبت جهانى رسيد. قنات ها و باغات بم نيز ثبت شد و بنا بر اين ثبت، هرگاه بازسازى هاى آينده به اين منظرها صدمه وارد كند خلاف قوانين بين المللى است. اين سند علاوه بر اين لازم بود تا وجدان حساس دنيا راجع به بم زنده بماند اما چون به طور اضطرارى ثبت شد پرونده اش كامل نبود و امسال در اجلاس جولاى دورمان آمريكاى جنوبى در دستور كار قرار گرفت و كارشناسان نظر خود را در اين زمينه ارائه كردند.
آيا پيش از ثبت ارگ به عنوان اثر جهانى، عموم مردم مشكلاتى براى آن فراهم نكردند؟
خير، اتفاقى از سوى مردم براى بم نيفتاد. آن چيزى كه در بم اتفاق افتاد اين بود كه مردم ارگ تاريخى بم را به عنوان هويت خويش قلمداد مى كردند و حتى هنگام ويرانى ها و قبل از هر اقدامى در زمينه بم عموم مردم و زلزله زدگان خواستار بازسازى ارگ تاريخى بم بودند زيرا آنها هر صبح كه از خواب برمى خاستند و چشم خود را روى بم مى گشودند، نبود ارگ تاريخى براى آنها سخت بود. از سوى ديگر آنها در حفاظت ارگ تاريخى كوشيدند و برخلاف اتفاقاتى كه در برخى شهرهاى عراق و حتى داخلى افتاد براى بم نيفتاد.
اقدامات بين المللى در اين زمينه چه بود؟ چه كشورهايى بيش از همه پيش قدم شدند؟
زلزله بم در اواخر سال ۲۰۰۳ اتفاق افتاد و اعضاى يونسكو معمولاً اوايل ژانويه هر سال به مرخصى تعطيلات مى روند، اما با وجود اين يونسكو بلافاصله عكس العمل نشان داد و به معناى سمبوليك يك كمك اضطرارى به ايران فرستاد ولى بعد، سه هيأت فنى و كارشناسى از يونسكو به بم آمد و از وضعيت بم گزارش تهيه كرد. سپس سازمان ميراث با كمك يونسكو سه كارگاه آموزشى و فنى برگزار كرد و دوباره كارشناسان به بم دعوت شدند و حدود ۷۰ كارشناس به ايران آمدند و گزارش آنها اين بود كه اين اجلاس ها در سطح بالاى استاندارد بين المللى برپا شده است. به دنبال گزارش وركشاپ ها، يونسكو از كشورها خواست تا آمادگى خود را براى كمك به بم و برپايى يك كنفرانس اعلام كنند. پس از زلزله، عده اى از كشورها يك سرى كمك نقدى و كالا به بم و زلزله زدگان ارائه كردند. پيرو درخواست يونسكو ايتاليا اعلام آمادگى كرد و تصميم گيرى ها درباره چگونگى بازسازى كارشناسانه بم آغاز شد. زيرا از نظر كارشناسى عده اى معتقدند نبايد بم را بازسازى كرد. البته اين كار امكان پذير است ولى بم جديد ديگر آن بم اصلى نخواهد بود. از نظر كارشناسان اين مجموعه بايد به طرز كاملاً علمى ساخته شود. بسيارى از كشورها از طريق يونسكو كمك كردند اما دو كشورى كه پيشقدم شدند ژاپن و ايتاليا بودند.
راجع به همكارى مردم براى حفاظت از بم گفتيد، اين موضوع چه كمكى به آثار تاريخى خواهد كرد؟
حساسيت و نگاه حساس اجتماع به ميراث فرهنگى اهميت فراوانى دارد. سابق در ايران در فرهنگ عامه مردم حساسيت اجتماعى راجع به ميراث فرهنگى وجود نداشت تنها يك عده اندك اهل فرهنگ و تاريخ غصه از بين رفتن آثار تاريخى را مى خوردند. در دوره هاى رضا شاه، محمدرضا شاه و حتى دوره جمهورى اسلامى بسيارى از آثار تاريخى از بين رفت. در طرح هايى به نام توسعه در شهرى مثل خوزستان در يك محوطه ۵۰ هزار كيلومترى ۸۰۰ تپه خوزستان ظرف ۱۵ سال از بين رفته است، از اين تپه ها كه سابق بر اين در عكس هاى هوايى ديده مى شد خبرى نيست. بازارهاى بسيارى از شهرها در زمان رضاشاه و در طرح هاى توسعه آن زمان از بين رفته است. بسيارى از آثار تاريخى به خاطر خيابان كشى ها، تعريض خيابان ها و در زمان رضاشاه طرح هاى توسعه از بين رفته است. بى توجهى و عدم حساسيت ها و جنگ بسيارى از آثار تاريخى از بين رفته است. خوشبختانه بسيارى از آثار چون زير خاك مانده اند از بين نرفته اند، اما در فرهنگ اجتماعى ما هنوز نگاه به ميراث فرهنگى بسيار فانتزى است چون ميدان نقش جهان يا تخت جمشيد چون زيباست و مردم از فضاى آن خوششان مى آيد به فكر آن هستند اما تپه اى كه تل خاك است و كسى نمى داند اثر تاريخى است از بين مى رود و هنوز وقتى از كسى مى پرسيد ميراث فرهنگى چيست به ياد ساختمانى با كاشى هاى زيبا مى افتند. هنوز اين فرهنگ پيدا نشده كه ممكن است مشتى خاك هم جزو آثار تاريخى باشد. اميد داريم با تأثير ميراث جهانى نگاه ما از نگاه فانتزى خارج شود.