چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۴ -
Wed, Nov 2, 2005
ماجرا
۳۲۹۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
داستان زندگى
مديركل مبارزه با جرايم اقتصادى ناجاخبرداد
داستان زندگى
عشق يك طرفه
234549.jpg
پاسخ كارشناسى

يارى به ديگران براى متحقق كردن ظرفيتهاى نهفته آنان امرى پسنديده و انسانى است اما نبايد منجر به اين توقع شود كه: «چون من براى تو خدمتى انجام داده ام، پس تو بايد در خدمت من باشى.» يارى به ديگران زمانى ارزش بيشترى مى يابد كه بى چشمداشت پاداش انجام شود. اگر به پرنده پر و بال شكسته اى كمك كرديم تا سالم شود، بايد از توانايى او براى پرواز دوباره خوشحال باشيم نه آنكه متوقع باشيم از آن پس در قفس نزد ما بماند. اندوه وحزن ناشى از فقدان محبوب و معشوق، قابل فهم و طبيعى است اما اگر شديد يا طولانى شد نابهنجار است و حكايت از زمينه پيشين آسيب شناسى روانى مى كند. زمانى كه كسى را دوست داريم او را بخشى از خويش مى كنيم. چون او را از دست دهيم مانند آن است كه بخشى از وجود خود را از دست داده باشيم. در ساز و كار دفاعى همانندسازى، فرد به گونه اى ناخودآگاه خويشتن را با محبوب همانند مى كند تا آنجا كه ديدگاههاى او را هم نسبت به خويش اخذ مى كند. اگر محبوب، فرد را دوست بدارد اين فرد هم خويشتن را دوست خواهد داشت. اگر محبوب از او بدش بيايد اين فرد هم از خويشتن بدش خواهد آمد. حال اگر محبوب، آن فرد را ترك كند، اين ترك به صورت بد آمدن وبى ارزش شمردن تلقى مى شود. بنابراين آن فرد هم اين ديدگاهها را نسبت به خويش اخذ مى كند كه: «من خود را دوست ندارم»، يا: «از خودم بدم مى آيد»، يا: «من بى ارزش هستم.» گاهى ريشه اينگونه آسيب شناسى روانى به دوران كودكى بازمى گردد. فردى كه در آغاز كودكى دچار جدايى از مادر شده احساس مى كند كه مادر او را طرد كرده است. در نتيجه نسبت به مادر خشمگين مى شود. اما چون خشم به مادر عاطفه اى ناپذيرفتنى است به سرعت آن را واپس مى زند و به ناخودآگاه مى فرستد و به عنوان كيفر خشم به مادر، احساس گناه مى كند. در عين حال چون حس مى كند مادر او را ترك كرده زيرا او را دوست نداشته است، احساس بى ارزشى مى كند. اين عواطف منفى به تدريج به ناخودآگاه سپرده مى  شود و ظاهراً فراموش مى گردد. اما اگر اين كودك در بزرگسالى از سوى افراد شاخص زندگى خويش - براى نمونه، نامزد - ترك شود همان احساس خشم، گناه، نامطلوب بودن و بى ارزش بودن دوباره در او زنده مى شود و اينها همه نشانه هاى افسردگى است. اينكه فرد در برابر ناكامى ها چه واكنشى نشان دهد به زمينه ژنتيك، يادگيرى و تقليد، عوامل ناخودآگاه و حتى عوامل محيطى مانند گرما، سر و صدا و ازدحام بستگى دارد. اما انسان اسير چشم بسته عواملى نيست كه خارج از اراده وى سبب رفتارهاى ناگزير در او شوند. انسان داراى شناخت است. انسان مى تواند بينديشد و سازنده ترين راه را بيابد. اما اكنون جوان دل افسرده اين ماجرا چه بايد بكند؟ او نخست بايد به تصميم يك انسان بالغ و عاقل براى ازدواج بر پايه انديشه و عاطفه اش، احترام بگذارد. هر اندازه هم او به كسى علاقه مند باشد حق ندارد به جاى او بينديشد يا تصميم بگيرد و از اينكه مطلوب وى براى همسرى نبوده است نبايد شگفت زده و ناراضى شود. اگر وى به آن دختر واقعاً محبتى دارد اكنون بهتر است بكوشد او در زندگى زناشويى با مردى كه برگزيده است خوشبخت شود و او را چون خواهر و شوهرش را چون برادر بداند. و ديگر آنكه به اين جنبه مثبت موضوع هم بينديشد كه مى تواند وقت و نيروى خويش را به آزادى و آسودگى صرف پيشرفت تحصيلى، شغلى و اجتماعى كند. شايد با پيشرفت بيشتر، دلخواه خود را در چيزى ديگر و كسى ديگر بيابد. بسيارى از پيشرفتهاى فردى يا تاريخى و اجتماعى نوع انسان در اثر والايش انگيزه هاى ابتدايى تر به دست آمده است، يا آنگونه كه دانته شاعر ايتاليايى به زيبايى بيان كرده است: «اگر لبان بوسه خواه هر عاشق، بيدرنگ با بوسه معشوق بسته مى شد آنگاه هيچ دهانى به سرودن ترانه هاى عاشقانه گشوده نمى شد.» بسا كه تلخكامى شكست در عشق خاكى، انسان را با شيرينى عشق آسمانى آشنا كرده است. حافظ، گوته و بتهوون تنها نمونه هايى معدود از اينگونه انسانها هستند. و آخرين پيام به جوان افسرده دل اين ماجرا اين است كه «يقين داشته باشيد اگر از روى حكمت درى بر شما بسته شد، درهاى بيشمار از رحمت بر شما گشوده است.»

شهاب طبق روال هميشگى از صبح زود بعد از نماز ديگر نمى خوابيد، نيم ساعتى مطالعه مى كرد و بعد هم به طرف دانشگاه راه مى افتاد. رفتن به دانشگاه به او حسى از نشاط مى داد. از اينكه تلاشهايش به نتيجه رسيده و به دانشگاه راه يافته بود، هيچ غم و غصه اى نداشت. خوشحال بود كه بالاخره از اين راه به آرزوهايش مى رسد. يكى، دو ترم كه درس خوانده بود، به فكر افتاده بود تا از وقت خودش بيشتر استفاده كند. خودش خوب مى دانست كه هزينه دانشگاه به خانواده اش فشار مى آورد. با اينكه پدرش هيچ حرفى نمى زد ولى براى پرداخت هزينه هاى پسر دانشجويش ساعات بيشترى كار مى كرد.
- بابا خسته اى؟
پدر به چهره شهاب نگاه كرده و لبخند زده بود.
- درس و دانشگاه چطور است؟
شهاب سرش را زير انداخته بود.
- خوب است پدر.
با اينكه پدرش مى خواست حرفهاى شهاب را نشنود ولى بالاخره حرفش را زده بود.
- بابا جان چند دقيقه به حرفهايم گوش كن. بگذار با زدن حرفهايم احساس راحتى كنم. پدر سكوت كرده بود.
- بابا به جاى اينكه شما تا اين موقع شب روى ماشين كار كنيد تا هزينه هاى اضافى تحصيل مرا در دانشگاه بدهيد، خودم اين كار را مى كنم.
- تو بهتر است درس ات را بخوانى.
- پدر تمام شبانه روز كه نمى شود درس خواند. خب آدم چند ساعت هم كار كند برايش خوب است تازه مگر من تنها بچه شما هستم، بچه هاى ديگرتان و مامان هم حق دارند كه شما را در شبانه روز چند ساعت ببينند. شهاب به هزار فلاكت پدرش را راضى كرده بود تا به او اجازه بدهد كه روى ماشين شان كار كند. از روز بعد بود كه از دانشگاه به سرعت خودش را به خانه رسانده بود، ماشين پدرش را برداشته بود و شروع به كار كرده بود. روزها مى گذشت، او درست چهار ماه بود كه روى ماشين كار مى كرد. هر چند مسافركشى خسته اش مى كرد ولى خوشحال بود كه مى تواند به خانواده اش كمك كند. باران به شدت مى باريد. برف  پاك كن ماشين به سرعت حركت مى كرد تا قطرات باران را از روى شيشه كنار بزند. شهاب چشمش به دخترى افتاد كه كنار خيابان ايستاده بود. آهسته ترمز كرد. دختر سوار شد.
- خيلى متشكرم.
از آينه به او نگاه كرد. مسير را از او پرسيد. از رفتار دختر معلوم بود كه دخترى نجيب است. به خيابانى كه دختر گفته بود رسيد.
- چون باران تند است بگوييد خانه تان كجاست تا شما را برسانم. دختر بعد از عذرخواهى آدرس را گفته بود و شهاب او را جلوى در خانه شان پياده كرده بود. وقتى دختر كرايه داده بود، او نتوانسته بود آن را بگيرد. انگار آشوبى در وجودش برپا شده بود. از آن روز به بعد براى مسافركشى به خيابانى مى رفت كه خانه دختر در آنجا بود. شايد يك بار ديگر او را مى ديد خودش هم نمى دانست چطور شده كه دلش اسير آن دختر شده است. بعد از سه هفته وقتى ديده بود كه دختر كنار خيابان منتظر ماشين است، بلافاصله جلوى او توقف كرده بود. چند ماه از آشنايى اش با فهيمه مى گذشت. فهيمه آنطور كه خودش گفته بود ديپلم داشت و به دنبال كار مناسبى مى گشت.
- چرا درس ات را ادامه نمى دهى؟
شهاب آنقدر گفته بود. آنقدر فهيمه را تشويق كرده بود كه فهيمه كتابها را برداشته بود و براى دانشگاه شروع به درس خواندن كرده بود. شهاب هر روز عصر دنبال فهيمه مى رفت و او را از كلاس كنكور به خانه مى رساند. وقتى فهيمه در دانشگاه قبول شد، شهاب با مادرش به خواستگارى رفته بودند. شهاب و فهيمه نامزد كردندو تصميم گرفتندكه تا وقتى كه درس فهيمه تمام شودازدواج نكنند. شهاب بعد از اينكه درس و دانشگاه اش تمام شد شروع به كار كرده بود. هر روز كه مى گذشت بيشتر از قبل به فهيمه وابسته مى شد او تمام تلاش اش را مى كرد تا بلكه شرايط بهترى را براى زندگى مشتركش با فهيمه تدارك ببيند. فهميه درسش را چند هفته اى بود كه تمام كرده بود. چند ماهى بود كه سركار مى رفت تا بتواند در تهيه جهيزيه به خانواده اش كمك كند.
شهاب از اينكه درس فهيمه تمام شده بود، احساس خوشحالى مى كرد. مى توانست بيشتر او را ببيند و با او حرف بزند ولى احساس مبهمى در وجودش پيدا شده بود. رفتار نامزدش نسبت به او تغيير كرده بود. انگار ابهامى به وجود آمده بود.
- چى شده؟
- هيچى!
- يعنى من بعد از چند سال زندگى نمى توانم بفهمم تو رفتارت عوض شده است؟ فهيمه حرف در حرف انداخته بود. شهاب ديگر مى خواست هر چه سريعتر زنش را به خانه ببرد و زندگى شان را آغاز كنند ولى فهيمه طفره مى رفت. خانواده اش هم همينطور تا اينكه او تصميم گرفت به محل كار نامزدش برود. در چند ساعتى كه آنجا مانده بود خيلى چيزها دستگيرش شده بود. باورش نمى شد. فهيمه مى خواست با مديرعامل ازدواج كند.
- يعنى چه؟ من و تو چند سال است كه با هم نامزديم.
- ولى زندگى او بهتر است او وضع مالى خوبى ...
- پس عشق و محبت و احساس تو نسبت به من در اين سالها دروغ بود؟ فهيمه عذرخواهى كرده بود. شهاب فراموش كرده بود. دوباره زندگى انگار روى خوبش را به او نشان مى داد. مدتى گذشت دوباره بى وفايى فهيمه شروع شده بود. اين بار شهاب به سختى بيمار شده بود. بر اثر فشارى كه به او آمده بود سكته كرده و گوشه بيمارستان افتاده بود. فهيمه به ديدنش آمده بود و قول داده بود اما...
شهاب به خودش و به بخت سياهش فكر مى كرد. نمى تواست جز به فهيمه به هيچ دختر ديگرى فكر كند. او باز هم با وجود تمام اين بى وفايى ها فهيمه را دوست داشت. احساس مى كرد جز در كنار او در كنار هيچ دختر ديگرى خوشبخت نمى شود.
مديركل مبارزه با جرايم اقتصادى ناجاخبرداد
كشف ۲۱ ميليون ليتر
سوخت قاچاق
مديركل مبارزه با جرايم اقتصادى ناجا از افزايش ۱۳۶ درصدى كشف سوخت و فراورده هاى نفتى در كشور خبرداد و تصريح كرد: طى شش ماه اول امسال ۲۱ ميليون ليتر مواد سوختى توسط مأموران مبارزه با قاچاق كالا و ارز كشف شده است. سرهنگ « محمدرضا مقيمى» مدير كل مبارزه با جرايم اقتصادى ناجا ضمن اعلام اين مطلب، كنترل دقيق مبادى رسمى ورودى كشور توسط مأموران نيروى انتظامى را از جمله عوامل اصلى كاهش كشفيات ذكر كرد.
مشروبات الكلى
مديركل مبارزه با جرايم اقتصادى ناجا از كشف ۲ ميليون بطرى و قوطى مشروبات الكلى طى شش ماه اول سال جارى خبر داد و افزود: استان هاى آذربايجان غربى، كردستان، سيستان و بلوچستان و هرمزگان بيشترين كشفيات مشروبات الكلى را به خود اختصاص داده اند. وى در خصوص افزايش كشفيات مشروبات الكلى در استان هاى جنوبى كشور اظهارداشت: از چندى پيش مطلع شديم كشورهاى حاشيه خليج فارس قصد دارند از طريق استان هاى ساحلى به قاچاق مشروبات الكلى بپردازند . بنابراين اقدامات پيشگيرى در اين استان ها را تشديد كرديم و از اين استان ها خواسته شد تا به صورت جدى با اين پديده شوم مقابله كنند. سرهنگ مقيمى با اشاره به سخنان مقام معظم رهبرى در خصوص تشديد مجازات قاچاقچيان و خودروهاى حامل مشروبات الكلى خاطر نشان كرد: اين موضوع از سوى حوزه قضايى و مجلس شوراى اسلامى در حال پيگيرى است و اگر تدبير مقام معظم رهبرى به قانون تبديل شود در آينده با كاهش ورود مشروبات الكلى در كشور روبرو مى شويم.
تجهيزات ماهوراه
مديركل مبارزه با جرايم اقتصادى ناجا گفت: طى شش ماهه اول سال جارى نزديك به ۱۵ هزار عدد ديش قاچاق كشف شده است كه نسبت به مدت مشابه سال قبل ۲۰۷ درصد افزايش يافته است. سرهنگ مقيمى از كشف بالغ بر ۲۶ هزار دستگاه ريسيور قاچاق خبرداد و افزود: اين كشفيات نسبت به مدت مشابه سال قبل ۳۲ درصد افزايش داشته است. وى به افزايش ۶۸ درصدى كشفيات ال. ان. بى اشاره كرد و گفت: طى اين مدت ۴۷ هزار عدد ال. ان. بى قاچاق كشف و ضبط شده است. مديركل مبارزه با جرايم اقتصادى ناجا خاطر نشان كرد: از ميان استان هاى كشور استان بوشهر در كشف ريسيور و ال. ان. بى و استان خوزستان در كشف ديش بالاترين ميزان كشفيات را به خود اختصاص داده اند.
سرهنگ مقيمى مبادى تهيه قاچاق تجهيزات ماهواره اى را كشورهاى حوزه خليج فارس ذكر كرد.
وى با بيان اينكه منتظر اصلاح و ابلاغ قانون تجهيزات ماهواره اى هستيم، اظهارداشت: با اصلاح اين قانون فعاليت هاى زيربنايى خوبى در زمينه مقابله با قاچاق تجهيرات ماهوراه اى انجام خواهد شد.
سيگار
سرهنگ مقيمى به كشف هشت ميليون پاكت سيگار طى شش ماهه اول سال جارى اشاره كرد وگفت: اين كشفيات نسبت به مدت مشابه سال قبل ۷۹ درصد كاهش داشته است.
چاى
وى افزود: طى اين مدت ۸۱۵ هزار كيلو گرم چاى كشف شده است كه نسبت به مدت مشابه سال قبل از كاهش ۳۰ درصدى برخوردار بوده است.
قاچاق دارو
سرهنگ مقيمى با اشاره به افزايش ۳۳ درصدى كشفيات دارو در مقايسه با سال گذشته اظهارداشت: طى اين مدت مأموران مبارزه با قاچاق كالا و ارز بالغ بر پنج ميليون و ۶۰۰ هزار دارو كشف كرده اند كه اين كشفيات شامل داروى انسانى و دامى مى شود. مديركل مبارزه با جرايم اقتصادى ناجا خاطر نشان كرد: طى اين مدت سه ميليون و ۱۵ هزارو ۵۶۷ كيلوگرم كود شيميايى كشف شده است كه نسبت به مدت مشابه خود در سال گذشته ۱۹۰ درصد افزايش داشته است. سرهنگ مقيمى از افزايش ۴۴ درصدى كشفيات لوازم صوتى و تصويرى نسبت به مدت مشابه سال گذشته خبر داد. وى خاطر نشان كرد: طى اين مدت ۹۰۰ خودرو قاچاق كشف شده است كه نسبت به مدت مشابه سال قبل ۵۴ درصد افزايش داشته است. سرهنگ مقيمى به افزايش ۱۹۵ درصدى كشفيات ميراث فرهنگى طى شش ماهه اول سال جارى اشاره كرد.
لوازم آرايشى و بهداشتى
وى از افزايش ۷۷ درصدى كشفيات لوازم آرايشى و بهداشتى طى شش ماهه اول سال جارى خبرداد و افزود: طى اين مدت نزديك به ۱۲ ميليون و ۵۰۰ هزارقلم انواع لوازم آرايشى و بهداشتى كشف و ضبط شده است. مديركل مبارزه با جرايم اقتصادى ناجا به راه اندازى دو دستگاه ايكس رى در ايست و بازرسى بندر عباس در ايام نوروز و در خروجى شهر ميانه حد فاصل ميانه و زنجان در شهريور ماه سال جارى اشاره كرد.
راه اندازى دستگاه ايكس رى و سايت رادارى ساحلى
وى هدف از راه اندازى اين دودستگاه ايكس رى را كنترل خودروهاى ترانزيت و پيشگيرى از حمل و نقل قاچاق كالا و ورود به عمق كشور ذكر كرد. مديركل مبارزه با جرايم اقتصادى ناجا از راه اندازى سايت رادارى ساحلى در چهار استان جنوبى كشور خبر داد. سرهنگ مقيمى هدايت عمليات كشف به سوى تمركز عمليات مبارزه با قاچاق كالا در مرزها و استان هاى مرزى كشور را از مهمترين اقدامات شش ماهه اول سال جارى ذكر كرد. مديركل مبارزه با جرايم اقتصادى ناجا پيشگيرى و مبارزه با ورود و خروج قاچاق كالا در نوار مرزى، جداسازى قاچاقچيان از مردم و همچنين كاهش تبعات منفى امنيتى در برخوردهاى انتظامى را از ديگر اقدامات اين اداره كل دانست.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |