چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۴ -
Wed, Nov 2, 2005
زنان
۳۲۹۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
در بررسى چالشهاى زنان كشور مطرح شد:
بررسى توسعه جنسيتى درايران
234492.jpg
ايران در شاخص توسعه جنسيتى در ميان ۱۴۰ كشور دنيا در رتبه ۷۸ قرار دارد.
به گزارش ايسنا، دكتر ژاله شادى طلب با بيان اين كه در قانون اساسى كشور «عدالت اجتماعى» براى تمامى شهروندان بدون در نظر گرفتن سن، جنس و قوميت به صراحت بيان شده است، تصريح كرد: عدالت جنسيتى در زير چتر عدالت اجتماعى، براى كل جامعه مطرح است و از نگاه جنسيتى برابرى فرصت ها براى همه افراد فارغ از سن، جنس و قوميت به معناى عدالت جنسيتى است.
وى با اشاره به پررنگ شدن نقش مادرى و همسرى زنان، تصريح كرد: على رغم همه اهميت اين موضوع، نقش زنان در فعاليت هاى اقتصادى كمرنگ و با تقسيم شغل ها به زنانه و مردانه دامنه انتخاب شغل براى آنها محدود شد.
اين پژوهشگر مسائل زنان تصريح كرد: زنان در عرصه مشاركت سياسى تنها رأى دهندگان فعالى بودند كه اجازه داشتند رأى دهند و البته اجازه داشتند كه انتخاب شوند، ولى كسى نيست كه به آنها رأى دهد.
شادى طلب يادآور شد: كشور در اين دوران از توقف زنان در مديريت خانه راضى بود، البته آموزش نقطه قوت اين دوران را تشكيل مى داد، چرا كه گسترش آموزش ابتدايى در سال هاى اول انقلاب بتدريج دختران را به آموزش عالى سوق داد.
به گفته وى هرچند كه دختران با آموزش عالى شانس اشتغال بيشترى پيدا مى كنند، اما بيكارى دختران با تحصيلات عالى و متوسطه در شرايط كنونى جامعه بسيار جدى است، چنانچه نرخ بيكارى دختران با تحصيلات عالى در جامعه شهرى ۲۸ درصد و نرخ بيكارى دختران با تحصيلات متوسطه در كل كشور حدود ۵۰ درصد است، البته اين آمار تنها مربوط به دخترانى است كه اجازه اشتغال دارند.
به گزارش خبرگزارى دانشجويان ايران اين جامعه شناس خاطرنشان كرد: بررسى نرخ مشاركت زنان در اشتغال كشور طى سال هاى ۱۳۴۵ تا ۱۳۸۰ از ۱۲‎/۶ به ۹ درصد كاهش و مجدداً هم اكنون به حدود ۱۴ و در خوشبينانه ترين برآورد به ۱۵ درصد رسيده است.
وى افزود: بيشترين افت نرخ مشاركت زنان در اشتغال در سال ۶۵ مربوط به بخش صنعت است، چنانچه در طول سالهاى ۵۷ تا ۶۵ ، هر سال ۲۴ هزار زن از بخش صنعت اخراج شدند، اين درحاليست كه صنعت بخش پيشرو اقتصاد كشورهاست و خروج نيروى عظيم در رشد اقتصادى كشور و وضعيت كنونى زنان مؤثر بوده است.
شادى طلب نرخ مشاركت زنان در اشتغال را يكى از جنبه هاى عدالت جنسيتى در كشور دانست و گفت: چه تفاوتى ميان زنان و مردان به لحاظ سواد به عنوان عاملى براى آماده كردن آنها براى اشتغال است، در حالى كه ميان زنان شاغل، افراد تحصيلكرده بيشتر وجود دارند، اما نقش كليدى در تصميم گيرى به عنوان افراد تحصيلكرده به آنها واگذار نشده است.
وى خاطرنشان كرد: سهم زنان در مديريت بخش دولتى در ۴۰ سال اخير بدون تغيير همچنان ۲‎/۸ درصد است، بنابراين تحصيلات تأثيرى براى حضور زنان در تصميم گيرى نداشته است.
به گزارش ايسنا، اين جامعه شناس و پژوهشگر مسائل زنان اظهار داشت: معيارهاى استخدامى نابرابر براى زنان نسبت به مردان وجود دارد و دستمزد نابرابر به ازاى كار يكسان در بخش كشاورزى به وضوح مشاهده مى شود كه اين مسأله در ساير بخش هاى اشتغال نيز وجود دارد، گرچه براساس قانون دستمزد برابر، در مقابل كار مساوى بايد پرداخت ها مساوى باشد، ولى زنان و مردان با هم به طور مساوى شروع مى كنند ولى سرعت رشد و كسب امتيازات آنها با يكديگر مساوى نيست.
به گفته وى دامنه انتخاب شغل زنان بين ۸ تا ۱۰ شغل محصور مانده است؛ در حالى كه دامنه فعاليت مردان ۳۷ است.
شادى طلب با اشاره به فرصت هاى نابرابر براى آموزش هاى فنى و حرفه اى بين زنان و مردان در كسب مهارت هاى شغلى گفت: دسترسى زنان به منابع توليدى نيز به دليل قوانين و ساختار فرهنگى جامعه نابرابر است، همچنين مشاركت نابرابر در تصميم گيرى و امكان نابرابر در ارتقاى شغلى ميان زنان و مردان وجود دارد.
اين جامعه شناس با اشاره به رابطه بين حضور زنان در بازار كار و تصميم گيرى و توسعه يافتگى كشورها، گفت: در موارد ديگر از تصميم گيرى نيز، زنان حضور ندارند، چنانچه تعداد كرسى هاى مجلس در اختيار زنان بين يك تا ۴‎/۱ درصد است، يعنى ۹۶ درصد نمايندگان كشور را مردان تشكيل مى دهند و هر گاه پرسشى در خصوص برقرارى عدالت در اين زمينه مطرح شد، عده اى از اصلاح طلبان اعتراض كردند كه زنان نبايد سهم خواهى كنند در حالى كه به عنوان نيمى از جمعيت كشور حق سهم خواهى دارند.
وى با بيان اين كه نابرابرى ها و بى عدالتى ها در مورد زنان به فضاى عمومى محدود نمى شود، گفت: بررسى كم وزنى كودكان زير ۵ سال كشور نشان مى دهد كه در تمام استان ها دختران بيش از پسران دچار كم وزنى هستند، چنانچه در استان مركزى مناطق شهرى و روستايى ۱۱ درصد پسران و ۱۸ درصد دختران و در استان سيستان و بلوچستان ۱۸ درصد پسران و ۳۱ درصد دختران شهرى و ۳۰‎/۹ درصد پسران و ۴۷ درصد دختران روستايى از كم وزنى رنج مى برند.
شادى طلب خاطرنشان كرد: ۴۰ درصد زايمان هاى استان هاى شرقى كشور به كمك فرد دوره نديده انجام مى گيرد، يعنى زنان براى نقشى كه براى آنها تعريف شده است نيز از بهداشت و درمان كامل برخوردار نيستند.
وى با اشاره به معضل ازدواج هاى شرعى ثبت نشده در كشور گفت: ازدواج هاى شرعى و ثبت نشده در شناسنامه به خصوص در استان هاى مرزى پديده اى است با پيامدهاى اجتماعى ناگوار كه سلامت اجتماعى كشور را به خطر مى اندازد و نتيجه آن وجود هزاران كودك بدون شناسنامه استان سيستان و بلوچستان است كه از تحصيل محروم مانده اند.
اين پژوهشگر مسائل زنان در ادامه گفت: حدود ۹ درصد خانوار هاى كشور زن سرپرست هستند كه تراكم معنى دارى در شرق كشور دارند و ۳۷ درصد آنها جزو فقيرترين فقرا بوده و در دو دهك پايين درآمدى قرار دارند.
شادى طلب همچنين با اشاره به نتايج طرح ملى بررسى خشونت خانگى عليه زنان گفت: ۶۶ درصد زنان در خانواده هاى كشور خشونت خانگى را تجربه كرده اند.
وى با بيان اين كه در ۶۴ درصد خانواده هايى كه زنان خشونت را تجربه مى كنند، ازدواج تحميلى بوده است، افزود: فشارهاى روحى و روانى عليه زنان در خانواده ها ۲۱ درصد، تحقير ۱۸ درصد، منت گذاشتن مداوم بابت تأمين معاش ۱۸ درصد و ممانعت از اشتغال ۱۷ درصد بوده است.
در بررسى چالشهاى زنان كشور مطرح شد:
دختر تحصيل را مى خواهد چه كند؟!
234495.jpg
طبق داده هاى يونيسف ۶۰ درصد ۱۱۰ ميليون كودك ۶ تا ۱۱ ساله محروم از مدرسه در جهان دختر هستند.
طبق آمار صندوق كودكان سازمان ملل (يونيسف) ۶۵ ميليون دختر در سراسر جهان از آموزش و تحصيل محرومند كه اين موضوع خط فقر مفرط، مرگ در دوران كودكى، ايدز و همچنين خطر انتقال به نسل آينده را افزايش مى دهد؛ اين در حاليست كه اگر يك دختر بدون آگاهى بزرگ شود و اطلاعاتى از مهارت هاى زندگى نداشته باشد، خطرات بيشترى او را نسبت به همتاهاى تحصيلكرده اش تهديد مى كند و اين دختر، ناقل اين خطرات به نسل هاى آينده نيز خواهد بود.
مريم شربتدار قدس، مدير كل دفتر امور بانوان وزارت آموزش و پرورش با اشاره به زمينه هاى فرهنگى، اقتصادى و ضعف دولتها در رساندن امكانات آموزشى به كودكان در محروميت از تحصيل دختران مى گويد: به نظر مى رسد عمده دليل محروميت از تحصيل دختران مشكلات اقتصادى خانواده ها باشد، از اين رو وزارت آموزش و پرورش در اين زمينه طرح آموزش از راه دور را براى اين كودكان در نظر گرفته تا شايد از نظر اقتصادى و فرهنگى برخى مشكلاتشان حل شود.
اين اظهارات در حاليست كه به گفته محققان بزرگترين مانع تحصيل دختران در كشورهاى مختلف شهريه هاى مدارس است. زمانى كه خانواده مجبور به پرداخت شهريه براى آموزش فرزندانش باشد، ترجيح مى دهد كه پسران خود را به مدرسه بفرستد و از تحصيل دختران صرف نظر كند؛ هر چند كه فى نفسه نمى خواهد مانع رفتن دخترانش به مدرسه شود.
پيرانى، مشاور امور بانوان وزير آموزش و پرورش در سيستان و بلوچستان با اشاره به فراهم بودن بازار كار در كشورهاى حوزه خليج فارس بيان مى كند: گاهى اوقات پدر خانواده براى كار به اين كشورها مى رود و خانواده وى در كشور رها مى شود؛ در نتيجه مشكلات فراوانى براى زنان به عنوان سرپرست خانواده و كودكان آنها ايجاد مى شود، بنابراين چندان رغبتى براى ادامه تحصيل به دليل مشكلات ايجاد شده از خود نشان نمى دهند.
شربتدار قدس با بيان اين كه در برخى مناطق، دورى از تحصيل تنها دامنگير دختران نبوده و حتى پسران نيز از تحصيل محروم هستند تصريح مى كند: زمانى كه مسأله اقتصادى ،در محروميت از تحصيل مطرح مى شود پسران را هم درگير مى كند، به گونه اى كه خانواده ها ترجيح مى دهند پسرانشان به سمت مشاغلى مثل كشاورزى بروند و حتى در برخى استان ها با روى آوردن به سوى كارهاى خلاف تحصيل را رها مى كنند.
به گفته وى بعد اقتصادى محروميت از تحصيل در استان هاى محروم كشور بيشتر به چشم مى خورد كه طبيعتاً ناشى از فرهنگ غلط و فقر فرهنگى موجود در اين استان هاست كه پدران آنها نيز با آن دست به گريبان بوده اند و آنها فكرمى كنند كه تحصيل مانع از درآمدزايى آنها مى شود.
على رغم امكانات لازم براى پوشش تحصيلى دانش آموزان در برخى مناطق روستايى محروم، خانواده ها به دليل فقر فرهنگى حاضر به ادامه تحصيل فرزندان خود نيستند.
مريم شربتدار قدس عمده دلايل فرهنگى محروميت از تحصيل دختران را ازدواج در سنين پايين، وجود نگرش هايى مبنى بر اين كه دختر آموزش را مى خواهد چه كند؟ مى داند و اظهار مى كند: محروميت از تحصيل در استان هايى مانند سيستان و بلوچستان، خراسان جنوبى، و استان هاى محروم بيشتر ديده مى شود.
پيرانى نيز تعصبات قومى، ضعف فرهنگى، ازدواج دختران در سنين پايين، پراكندگى روستاها و به حد نصاب نرسيدن دانش آموزان براى تشكيل كلاس، عدم آگاهى و فقر فرهنگى، كمبود و نبود مدارس راهنمايى دخترانه در محل، نبود نيروى متخصص زن در مدارس راهنمايى دخترانه، مخالفت والدين، آمار كم دانش آموزان و عدم امكان افتتاح آموزشگاه، نبود وسيله نقليه و صعب العبور بودن جاده ها در مناطق روستايى، بعد مسافت روستاها تا محل تحصيل را از ديگر عوامل محروميت از تحصيل خواند.
وى با بيان اين كه در حال حاضر برخى از نگرش هاى خانواده ها درباره تحصيل فرزندان خود و بويژه دخترانشان تغيير كرده مى گويد: در سال هاى گذشته ما با اجبار و خواهش و تمنا از خانواده ها مى خواستيم كه دانش آموزان دختر خود را وارد مدرسه كنند، اما آنها بويژه از مقطع ابتدايى به بعد تمايل چندانى براى ادامه تحصيل دخترانشان نداشتند.
مشاور وزير آموزش و پرورش در سيستان و بلوچستان خاطر نشان مى كند: اگر در جايى مدارس دخترانه نبود خانواده ها مايل نبودند دختر خود را از منطقه اى به منطقه ديگر با اين دليل كه ضرورتى براى ادامه تحصيل دختر وجود ندارد بفرستند، از سوى ديگر ازدواج زودرس نيز باعث محروميت از تحصيل دختران مى شد.
شربتدار قدس مشاور وزير آموزش و پرورش وجود تفكراتى مانند اين كه دختر بايد بيشتر در خانه بنشيند چرا كه با بيرون رفتن، چشم و گوشش باز مى شود را از ديگر دلايل فرهنگى دخيل در محروميت از تحصيل مى داند و به خبرگزارى دانشجويان ايران مى گويد: زمانى كه تحصيل براى پسران مطرح مى شود خانواده آنها آن را راهى براى درآمدزايى مى دانند اما در قبال دختر بيان مى كنند كه آنها تحصيل را مى خواهند چه كنند، دختر ازدواج مى كند و كنج خانه مى نشيند.
وى با اشاره به اجرايى شدن اين باورهاى فرهنگى غلط در برخى از روستاهاى كشور تصريح مى كند: اجراى اين باورها به محروميت از تحصيل دختران دامن مى زند.
مشاور وزير آموزش و پرورش ادامه مى دهد: متأسفانه ما در ميان برخى از مسؤولين نيز با اين امر اما با شكلى متفاوت روبرو هستيم؛ چرا كه محروميت از تحصيل براى دختران ديگر بسيار قديمى شده و در حال حاضر صحبت از اين است كه آموزش و تحصيل براى همه باشد اما خطر در جاى ديگرى احساس مى شود، مواردى ديده مى شود كه القائاتى مبنى بر اين كه «چه كسى گفته زنان وارد جامعه شوند» ديده مى شود.
به گفته وى اين دسته از افراد تحصيل زنان را مى پذيرند و معتقدند كه اگر مادر باسواد باشد در تربيت فرزندان هم مؤثر خواهد بود، اما تا همين مرحله قانع هستند؛ به عبارتى ديگر، آنها با تحصيل موافق ولى با مشاركت زنان مخالفند كه اين مسأله از همان فقر فرهنگى در ميان برخى مسؤولين ناشى مى شود كه به ما نشان مى دهد ما نبايد به دنبال اين مسأله تنها در دورافتاده ترين روستاها باشيم.
قدس با اشاره به ضرورت تغيير نگرش در برخى مسؤولين به بحث افزايش حضور دختران در دانشگاهها اشاره مى كند و ادامه مى دهد: جنجالى كه به دليل ورود بيشتر دختران به دانشگاهها راه افتاد و طرح مسائلى از قبيل اين كه پسران ديگر با دختران تحصيلكرده ازدواج نمى كنند و آسمان و ريسمان هايى كه در اين زمينه بافته شد ناشى از اين باورهاست.
مدير كل دفتر امور بانوان وزارت آموزش و پرورش خاطر نشان مى كند: حال اگرتعداد دختران در دانشگاهها بيشتر باشند چرا ما نمى آييم ريشه يابى كنيم كه پسران به چه دليل كمتر سراغ تحصيل مى روند و ترجيح مى دهند تحصيل را رها كرده و وارد بازار كار شوند؛ از اين روبرخى به جاى ريشه يابى اين قضيه سريع نگران شدند كه چرا دختران بيشتر وارد دانشگاه شده اند.
به گفته وى ايجاد چنين مباحثى خاص اقشار محروم نيست چرا كه آنها را مى توان طى يك يا دو جلسه توجيه كرد و با اقدامات فرهنگى به تشريح لزوم تحصيل دختران پرداخت؛ چرا كه اگر مشكلات اقتصادى آنها بر طرف شود سريع آن را مى پذيرند اما نگرانى  در جاى ديگر است.
شربتدار قدس معتقد است كه وجود تفكراتى كه موجب محروميت از تحصيل دختران مى شود باعث انتقال همين شيوه تربيت و نگرش به نسل بعدى توسط همين دختران مى شود، اين در حاليست كه نمى توان منكر تأثير آموزش و تحصيل حتى براى كسى كه مى خواهد كنج خانه بنشيند در تربيت نسل بعدى باشيم.
وى كمترين فايده تحصيل در ميان دختران را عدم ممانعت از تحصيل فرزندان خود مى داند و اظهارمى كند: اين در حاليست كه اهميت دانش تنها براى دختران نبوده و نمى توان آن را خاص آنها كرد، اما به دليل اين كه محروميت بيشتر در ميان دختران در تاريخ قديمى كشور ديده شده تأكيد بيشترى بر روى دختران مى شود در غير اين صورت كسب دانش براى همه لازم است.
در اين زمينه پيرانى مشاور وزير آموزش و پرورش در استان سيستان و بلوچستان بيان مى كند: آسيب هاى ناشى از محروميت از تحصيل در درازمدت خود را نشان مى دهد؛ به گونه اى كه تحقيقات نيز نشان مى دهد از نظر روحى -  روانى كودكانى كه شرايط ادامه تحصيل برايشان فراهم نبوده اكثراً دچار افسردگى شده اند و از نظر روحى -  روانى،  موقعيت اجتماعى، شغلى و آسيب هايى آنها را تهديد مى كند.
«نارنجى»
234486.jpg
رنگى خودمانى

نارنجى از جمله رنگهاى گرم و لطيف محسوب مى شود و در دنيا هر كشور و قومى از اين رنگ برداشتهاى متفاوتى دارند. در كشور هلند رنگ نارنجى به عنوان افتخار و عزت ملى محسوب مى شود، در كشورهاى آسيايى اين رنگ، رنگى مقدس است كه فقط براى شال هاى راهبان بودايى استفاده مى شود و در كشور آمريكا اولين نكته در مورد رنگ نارنجى جشنهاى هالووين است كه رنگ نارنجى در تمام نقاط به چشم مى خورد. پيش تر رنگ نارنجى تنها در جشنهاى هالووين معنا پيدا مى كرد اما اخيراً رنگ نارنجى در كشور آمريكا معنا و مفهوم احساسى و روحى، روانى خاصى براى مردم اين كشور پيدا كرده است اما در گذشته اين نوع رنگ را مى توانستيد در ادويه جات مختلف مانند پاپه يكا،  سينابار و در مخلوط ادويه جات ديد.
در آمريكا رنگ نارنجى به مفهوم ارزان و قابل دسترس معنى مى شد و در بعضى مواقع معنى گستاخى و بى پروايى مى داد و به همين علت استفاده از اين رنگ براى محصولات مختلف مانند يك حربه گول زننده استفاده مى شد. اين سؤال پيش مى آيد كه چگونه واكنش ها نسبت به رنگ نارنجى توسعه پيدا كرد؟ پاسخ به اين سؤال مثال بسيار خوبى است كه نشان مى دهد در آن زمان تا چه حد فرهنگ پاپ روى عقايد و تفكرات مردم تأثير داشت و به آنها سمت و سوى مشخصى مى داد. در سالهاى ۵۰ و ۶۰ يك هتل به نام هووارد جانسون در كنار بزرگراه ساخته شد و داراى سقف نارنجى بزرگى بود كه به رانندگان دقيقاً معناى سهل الوصول را مى داد اين مبنا با گذشت زمان از سهل الوصول به ارزان تغيير پيدا كرد و متأسفانه اين تصور تا به امروز در ذهنها باقى مانده است. بعد از مدتى رنگهاى سبز كم رنگ و زرد ليمويى كه جزو خانواده نارنجى محسوب مى شدند در وسائل تفريحى متفاوت با اتومبيل ها و لوازم الكترونيكى ديده شد و باعث شد تا رنگ نارنجى بيشتر پذيرفته شود. رنگ نارنجى داراى تنوع رنگ زيادى است و اين رنگ به عنوان رنگى گرم و گيرا شناخته شده است و مخصوصاً براى تبليغات بسيار استفاده مى شود به ويژه زمانى كه كالايى تازه وارد بازار مى شود براى تبليغ در مورد اين كالاى خاص از رنگ نارنجى استفاده مى شود. در مورد رنگ مبلمان خانه استفاده از نارنجى و رنگهاى خانواده آن بسيار مورد علاقه و فراگير است. هنوز رنگ تند و غليظ نارنجى كه مايل به قرمز است و يا نارنجى مايل به زرد كه شما مى توانيد در ادويه هاى مختلف ببينيد جزو رنگهاى زنده محسوب مى شوند و به صورت مداوم مورد استفاده قرار مى گيرند و از اين تن هاى تغيير يافته رنگ نارنجى در كشورهاى مذهبى بسيار استفاده مى شود بخصوص در مراسم مذهبى و آداب و رسوم خاص آنها كه به نظر آنها اين رنگ الهام گرفته شده از دل و قلب است. هنوز رنگهاى روشن خانواده نارنجى مورد استفاده قرار مى گيرد به ويژه در رنگ آميزى هاى عجيب و غريب كه تحت تأثير و برگرفته از مشرق زمين است و بدين ترتيب گوناگونى و طيف وسيعى از رنگهاى خانواده نارنجى توسط عامه مردم به صورت وسيعى پذيرفته شده است. تن هاى رنگ نارنجى گرم، آرام بخش، خودمانى، دنج، انرژى زا، با ارزش و مفرح است. رنگ نارنجى رنگى تكان دهنده و مرتبط با سلامتى و قدرت حيات و همچنين نشان دهنده اشتياق، شوق و خوش بينى است.
رنگ نارنجى رنگى بسيار خوشايند براى راهرو ورودى خانه محسوب مى شود زيرا حس خوش آمدگويى و مهمان نوازى را به فردى كه وارد مى شود القاء مى كند اما به دليل اينكه رنگى بسيار تند است ممكن است شما تصور كنيد كه اين رنگ خيره كننده و در ذوق زننده است. رنگ نارنجى براى اتاقهايى كه به سمت شمال هستند و احتياج به گرما دارند بسيار مناسب است و همچنين در جاهايى كه احتياج است ارتباطات و گفت وشنود در آنجا زياد باشد رنگ مناسبى محسوب مى شود.
مهسا مقدمى


|   شناسنامه   |   آرشيو   |