- ابوالفضل مصفى، استاد دانشگاه و نويسنده، متولد ۱۳۰۲ تفرش.
- اخذ مدرك ديپلم ادبى از مدرسه دارالفنون، ۱۳۲۰.
- اخذ مدرك ليسانس ادبيات فارسى از دانشسراى عالى، ۱۳۲۵.
- اخذ مدرك فوق ليسانس ادبيات فارسى از دانشگاه تهران، ۱۳۳۲.
- اخذ مدرك دكتراى ادبيات فارسى از دانشگاه تهران، ۱۳۴۲.
- عضو هيأت علمى دانشگاه تبريز از سال ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۷.
- تدريس در مدارس مختلف و همچنين تدريس در دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۷۵.
- تأليف مقالات متعدد و چاپ آن در نشريات مختلف و تأليف كتابهاى:
۱- فرهنگ ده هزار واژه از ديوان حافظ
۲- با حافظ بيشتر آشنا شويم
۳- فرهنگ اساطيرى و تاريخى شاهنامه
۴- فرهنگ اصطلاحات نجومى، همراه با واژه هاى كيهانى در شعر فارسى
۵- مجموعه شعر رهاورد
۶- دفتر شعر بدرود
شايد به خاطر روحيه انزواطلبانه و درون گرايانه و يا به علت به اصطلاح شكسته نفسى و متمركز شدنش بر آثار تحقيقى و تأليفى باشد كه درجامعه ما چندان نامش شناخته شده نيست ولى آثار متعدد و گرانسنگ او مانند «فرهنگ اصطلاحات نجومى» و «فرهنگ ده هزار واژه از ديوان حافظ» گواه روشنى بر روحيه پژوهشى و كنجكاوانه او است.
ابوالفضل مصفى متولد ۱۳۰۲ تفرش است كه تحصيلات ابتدايى و دبيرستانش را در مدارس مختلف و ازجمله در دبيرستان حكيم نظامى قم (اولين دبيرستان تأسيس شده در قم) طى مى كند و ديپلمه علمى شناخته مى شود و در مدرسه دارالفنون هم مدرك ديپلم ادبى دريافت مى كند. ازجمله معلمان نامدار او بايد به نام دكتر محمودحسابى و احمدبيرشك اشاره كرد.
در سال ۱۳۲۱ موفق مى شود به دانشسراى عالى تهران راه يابد و در رشته ادبيات فارسى مشغول تحصيل گردد. دراين ايام، مطالب سياسى، اجتماعى و ادبى مختلفى از او در روزنامه هاى رايج آن روزگار به چاپ مى رسيده ازجمله در روزنامه كسرى.
در سال ۱۳۲۵ فارغ التحصيل شده و سه سال در سبزوار به تدريس ادبيات مى پردازد، سپس به قم رفته و علاوه بر اشتغال به كار تدريس، در همين شهر است كه متأهل مى شود.
در مقاطع بعدى، تحصيلاتش را در كارشناسى ارشد و دكتراى ادبيات فارسى در دانشگاه تهران ادامه مى دهد و براى تدريس در دبيرستان به قم برمى گردد و به تدريس مى پردازد و مدتى هم مدير دبيرستان صدوق و حكيم نظامى مى شود.
در ايام اقامتش در قم، اولين ماهنامه قم را باعنوان «پيكار مردان» با كمك كسانى همچون آيت الله مكارم شيرازى به چاپ مى رساند. مجله اى كه مطالب فرهنگى و اجتماعى چاپ مى كرده و پس از مدتى هم كار انتشار آن دچار توقف مى شود.
ابوالفضل مصفى رساله اش باعنوان «اختران فلكى در شعر فارسى» را زيرنظر دكتر لطفعلى صورتگر تهيه و با درجه عالى از آن دفاع كرده است.
در دوره هاى مختلف تحصيل اش در دانشگاه از محضر ادبا و شخصيت هاى مشهورى چون بديع الزمان فروزانفر، اقبال آشتيانى، ملك الشعراى بهار، محمدمعين، رشيد ياسمى و دهخدا بهره مند مى شود.
او به ياد مى آورد در جريان ملى شدن صنعت نفت و با عملى شدن فروش اوراق قرضه توسط دولت دكتر مصدق، اوراق قرضه هاى متعددى خريدارى مى كند.
او كه مدت ۱۰ سال در دانشكده افسرى هم ادبيات فارسى و منطق را درس مى داده، در سال ۱۳۴۸ به همراه خانواده عازم تبريز مى شود و كار تدريس در دانشگاه تبريز را آغاز مى كند. او كه زادگاهش در نقاط گرمسيرى ايران است و درهمان مناطق هم درس خوانده و رشد و نموداشته، به آب و هواى سردسيرى تبريز هم عادت مى كند و حتى معتقداست كه در تبريز اصلاً مريض نشده.
ازميان آثار شعراى ايرانى، علاقه و ارادت خاصى به حافظ دارد و اين علاقه و ارادت را با نوشتن كتاب هايى درمورد سروده هاى حافظ متجلى ساخته.
او اعتقاد دارد: «راز دلبستگى به ديوان خواجه شيراز، نه فقط درمعانى بكر و لطايف حكمى با كلام قرآنى و صورتگرى او در كارگاه ديده و خيال است، بلكه در موسيقى دل انگيز شعر او است و در سماع جاودانه اى كه از تلفيق حيرت آور كلمات ترتيب داده است. سماعى كه ساز عشق، در آن از همه جا خوش نواتر است.» به نظر مصفى، حافظ نمى خواهد خود را به ديگران تحميل كند و اين منتهاى فروتنى او است. و اينگونه است كه مصفى كوشيده راهى را بپيمايد و آثارى را عرضه كند تا علاقه مندان حافظ و اشعارش بتواند درك درستى از غزليات بديع او حاصل كنند؛ شاعرى كه در ميان نامداران شعر فارسى، داراى كمترين شعر است ولى با همين حدود پانصد غزل است كه او توانسته روحيه ايرانيان و خارجيانى همچون گوته آلمانى را شاداب و سرخوش سازد.
ابوالفضل مصفى در كتاب فرهنگ ده هزار واژه ازديوان حافظ موفق شده هزار كلمه و اصطلاح به كار برده شده در ديوان حافظ را در دو جلد به صورت مبسوط توضيح و تبيين كند و با در نظر گرفتن اعتبار چنين كتابهايى از او است كه مى توان مدعى آن شد مصفى يكى از حافظ شناسان عصر ما مى باشد.
ديگر كتاب ارزنده او كتاب «فرهنگ اصطلاحات...» است كه منوچهر مرتضوى درباره آن نوشته است:
«مؤلف كوشيده است تا جايى كه مقدور بوده اصطلاحات نجومى و تقويمى را كه در ادبيات ايران استعمال شده است همراه با واژه ها و استعارات و تعبيرات مربوط در شعر فارسى گردآورى بكند و فهارس متعددى كه در پايان كتاب ترتيب داده، بر ارزش فرهنگ مى افزايد و استفاده مراجعان را آسان مى سازد ولى با توجه به وسعت دامنه اصطلاحات نجومى و كثرت و تنوع استعارات و تعذر تتبع و استقصاى كامل در منابع نجومى و ديوان ها و منظومه هاى شعر فارسى، ارائه كارى بى نقص و جامع در چنين زمينه اى دشوار و پهناورى با فرصت محدود و مقدورات علمى موجود توقعى غيرمنصفانه خواهد بود.»
مرتضوى همچنين مى نويسد:
« كوشش مؤلف، مشكور و در خور تحسين است و بى ترديد فرهنگ حاضر، مطالعه كنندگان و علاقه مندان ادب فارسى و معارف ايرانى را سودمند خواهد بود.» مصفى معتقد است كه ادب فارسى و متون نظم و نثر مربوط به اين ادب صرفاً گنجينه بى انتهاى مفاهيم و ابداعات و توصيفات بى نظير در خصوص جنبه هاى زندگى نيست، بلكه در آن انعكاس دانش هاى كهن كه علم نجوم در شمار قديمى ترين آنها است، هم جاى خاص خود را دارد.
او معتقد است كه فهم بسيارى از متون فارسى كهن، بدون آشنايى قبلى با مصطلحات نجومى، به ويژه نجوم احكامى دشوار به نظر مى رسد. مصفى اعتقاد دارد اگر كتاب «اصطلاحات نجومى»اش خدمتى ولو ناچيز به فرهنگ ايران باشد، به لحاظ ابراز حق شناسى، مديون تشويق و راهنمايى كريمانه دكتر منوچهر مرتضوى و همچنين مهدى محقق، قاضى طباطبايى، دكتر امير خانى، دكتر ناصر بقايى و دكتر بهروز بوده است.
او توضيح مى دهد: «در اين فرهنگ به بهانه توضيح واژه هاى فلكى و مصطلحات نجومى در شعر، به يارى مآخذ مختلف علم هيأت و نجوم و آوردن بسيارى از كنايات و تعبيرات شاعرانه درباره آسمان و شكل كلى آن و خورشيد و ماه و ديگر اجرام ثابت و سيار و نيز ذكر موارد و اشارات مربوط به ادب عامه درباره افلاك و اختران، سعى كرده ايم علاوه بر نشان دادن وسعت تأثير اينگونه مسائل در شعر، با ذكر شواهد تا حدى نحوه رويارويى و درگيرى سخنوران را با مباحث فلكى و معتقدات نجوم حشوى و احكامى نشان دهيم.»
اگرچه كتاب «فرهنگ اصطلاحات نجومى» مى تواند به مثابه يك نوع دايرة المعارف نجومى براى فارسى زبانان باشد ولى مؤلف اعتقاد دارد كه:
«تنها ادعايى كه مى توانم بكنم اين است كه به قدر توانايى خويش كوشيده ام با رعايت امانت، فرهنگى به وجود آورم كه پژوهندگان ادب فارسى را به كار آيد و آنان را از مراجعه بسيار به مآخذ كمياب و متفرق براى دستيابى به مفاهيم واژه ها و مصطلحات نجومى تا حدى بى نياز سازد.»
مصفى كه در سفرهاى متعددش از اماكن و آثار مختلفى بازديد كرده، موزه لوور پاريس، برج ايفل و اجساد موميايى شده را ديده و برايش جالب توجه بوده اند ولى از ديدن مناطق و آثار داخل كشور هم لذت برده است و از اينكه آثار باستانى تخت جمشيد مورد تخريب و كم توجهى قرار گرفته اظهار تأسف مى كند. او علاقه زايدالوصفى به كشور دارد و با احساس خاصى بيان مى كند كه عاشق زندگى و زنده بودن است.