سه شنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۴ -
Tue, Nov 8, 2005
مهرگان
۳۳۰۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
درباره جليل دوستخواه
رهيافتى نوبه زرتشت
- جليل دوستخواه
شاهنامه پژوه و پژوهشگر ايران باستان
متولد ۱۳۱۲ اصفهان
- دكتراى زبان و ادبيات فارسى از دانشگاه تهران ۱۳۴۴
- همكارى با لغت نامه دهخدا و تأليف و تدوين حرف «ر» لغت نامه
- همكارى با ابراهيم پورداوود اوستاشناس مشهور و نگارش گزينه اى از گزارش اوستا
- تدريس و پژوهش در دانشگاه هاى مختلف كشور ۶۹-۴۷
- همكارى با دانشنامه ايرانيكا در نيويورك به عنوان ويراستار
- تأسيس كانون پژوهش هاى ايران شناختى در استراليا
- برخى از آثار تأليفى وى عبارتند از : «برگزيده شعرهاى پانزده شاعر هيماليا»،« اردو؛ زبان پاكستان و هندوستان»، «آيين ها و افسانه هاى ايران و چين باستان»، «پژوهشى معناشناختى در ساخت آفرينش و رستاخيز »، كهن ترين سرودها و متن ها
234957.jpg
احمد جلالى فراهانى : جليل دوستخواه نيازى به معرفى ندارد. كتابها و مقاله هايش بهترين و گوياترين معرف اوست. آشنايان به فرهنگ ايران و ادب فارسى از پژوهش هاى ژرف و گسترده اش در متون كهن شناخت كافى دارند. جليل دوستخواه از شاهنامه شناسان بنام جهان است و افزون برمطالعات گسترده و تأليفات شايسته اى كه در شاهنامه فردوسى انجام داده، گزارش و پژوهشى نيز با عنوان «اوستا، كهن ترين سروده هاى ايرانيان» در دو جلد به چاپ رسانده كه يكى از مهمترين منابع در مطالعات اوستاشناسى و از بهترين تحقيقات در اين زمينه است.
از او اخيراً نيز كتابى با عنوان «رهيافتى به گاهان زرتشت و متن هاى نواوستايى» به چاپ رسيده است و انتشارات ققنوس در تهران ، ۱۱۰۰ نسخه از اين كتاب ۷۳۸ صفحه اى را به بازار كتاب عرضه كرده است.
دوستخواه متولد سال ۱۳۱۲ اصفهان است و در ۱۹ سالگى به عنوان «معلم روستا» در روستاهاى مختلف كشور به تدريس و تحقيق مشغول بود و در سال ۱۳۳۳ به دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تهران راه يافت و از همين دانشگاه در سال ۱۳۴۴ موفق به دريافت دكترا در رشته زبان و ادبيات پارسى شد. او بين سالهاى ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۲ با فرهنگ فارسى معين و لغت نامه دهخدا همكارى داشت و به دعوت محمد معين ۳ سال تمام در مؤسسه دهخدا حرف «ر» را به همراه ماده هاى ادبى فرهنگ فارسى دراين لغت نامه به انجام رساند و از سال ۱۳۴۰ به دعوت «ابراهيم پورداوود» كه خود از محققان و مبرزان بنام اوستاشناسى بود در تدوين و تبيين «سنت اوستاشناسى» مشغول شد و كتاب گزارش «اوستا» او نيز محصول همين همكارى است. در فاصله سال ۱۳۴۳ تا ۱۳۶۴ كتاب «اوستا نامه مينويى آيين زرتشت» اش ۶ بار به چاپ رسيد.
دوستخواه دكترايش با عنوان «آيين پهلوانى در ايران باستان» است كه خود يكى از مهمترين منابع مطالعه در مورد تاريخ و ايران باستان محسوب مى شود. او بين سالهاى ۱۳۴۷ تا ۱۳۶۹ در دانشگاههاى مختلف كشور به تدريس اشتغال داشت و در سالهاى ۱۳۷۲ و ۷۳ به دعوت احسان يارشاطر به عنوان ويراستار دانشنامه «ايرانيكا» به نيويورك رفت و پس از آن نيز با نوشتن مقاله و نقد، همكارى خود را با اين دانشنامه پى گرفت. او از سال ۱۳۶۹ به استراليا رفته است و در آنجا رحل اقامت گزيده و كانون پژوهش هاى ايران شناختى را در اين كشور بنيان نهاده است. از او تاكنون كتاب هايى چون «برگزيده شعرهاى پانزده شاعر هيماليا» «اردو؛ زبان پاكستان و هندوستان» ، «آيين ها و افسانه هاى ايران و چين باستان »، «پژوهشى معنا شناختى در ساخت آفرينش و رستاخيز»، «كهن ترين سرودها و متن هاى ايرانى اوستا» و ... به چاپ رسيده است.
آخرين كتاب او هم در حقيقت برگردان پارسى كتاب « خواننده اوستا» «نوشته هانس راشليت» دانشمند آلمانى است كه براى نخستين بار در سال ۱۹۱۱ به زبان انگليسى در شهر استراسبورگ فرانسه انتشار يافت. نويسنده در پيشگفتار خود اشاره دارد كه آنچه دراين مجموعه درج شده «بخش  هايى از مجموعه برجاى مانده نامبردار به اوستا را در برمى گيرد كه براى زبان شناسان و تاريخ نگاران اهميت بسيار دارد. متن هاى آورده شده در اين پژوهش، بر پايه درون مايه هاى آنها گروه بندى شده و در هرگروه ، متن هاى آسان تر پيشتر آمده اند.» دوستخواه نيز در يادداشت كوتاهى كه در ابتداى كتاب به چاپ رسانده به اين موضوع اشاره دارد كه «كار دشوار و ناهموارگاهان پژوهى و اوستا شناسى دانشگاهى از سده شانزدهم ميلادى با رويكرد پاره اى پژوهشگران اروپايى به فرهنگ باستانى و كيش كهن ايرانيان آغاز شد و به ويژه از سده هجدهم بدين سو گسترش و ژرفاى بيشترى يافت.»
دوستخواه مى گويد: «گاهان پژوهى و اوستاشناسى از سده هفدهم ميلادى در دانشگاهها و پژوهشگاههاى كشورهاى باخترى شناخته شد و از آن زمان، شمار روزافزونى از دانشوران غربى به پژوهش در اين رشته پرداختند و كارهاى ارزشمندى منتشر كردند و كتاب كنونى يكى از همين پژوهش هاست كه دانشمند آلمانى «هانس راشليت » آن را به درخواست انجمن پارسيان هندوستان نوشت و در سال ۱۹۱۱ ميلادى( نزديك به يك سده پيش از اين ) در استراسبورگ منتشر كرد و سپس در سال ۱۹۶۸در برلين باز چاپ شد. گفتنى است كه ساليان درازى پيش از اين يك چاپ عكسى با شمارگان ۷۰۰نسخه نيز از روى متن اصلى كتاب از سوى كتابخانه «طهورى» منتشر گرديد كه با پذيره دوستداران فرهنگ باستانى ايران روبه رو و ناياب شد. «راشليت » دراين كتاب - كه متنى دانشگاهى و درسى براى گاهان پژوهى و اوستاشناسى به شمار مى آيد - همه دستاوردهاى دانشمندان نامدار سه سده پيش از خود را پشتوانه كار قرار داده و كارهاى ارزنده بزرگانى چون بارتوموله ، گيگر ، گلدمز، هوشمان، جكسن، يوستى و ديگران را رهنمون پژوهش و روشنگرى خودشناخته و اثر خويش را ميانجى و پل پيوند خواننده با كارهاى بزرگ و بنيادين آن كوشندگان كرده است. از اين رو مى توان اين پژوهش را پايه و كليدى براى هر خواننده جويا در اين رشته به شمار آورد.»
از نگرانى ها و دغدغه هاى اصلى جليل دوستخواه مى توان به گمنامى و فراگير نشدن نام و ياد فردوسى در ميان ايرانيان امروز اشاره كرد. او مى گويد: «جاى بسى دريغ است كه از زندگى شخصى حكيم ابوالقاسم فردوسى سراينده شاهنامه و آفريدگار ساختار كنونى حماسه ملى ايران _ كه اكنون افزون بر يك هزاره از روزگار او مى گذرد _ آگاهى هاى فراگير و روشنگر و رهنمونى نداريم. تنها از راه باريك بينى در پاره اى از رويكردها و اشاره هاى برخى از هم روزگارانش و يا نزديكان به دوره او و نيز آنچه خود وى در پيوندگاههاى ميان داستانهاى سروده اش در بيان حال و درد دل و نمايش چگونگى گذران زندگى خويش آورده است. مى توانيم چهره اى نه چندان دقيق از وى و نمودارى نارسا از زندگينامه اش در ذهن خود بازسازيم.
بيشتر آنچه تاريخ نگاران و تذكره نويسان سده هاى پس از فردوسى درباره زندگى او و پيوندهاى وى با هم روزگارانش نوشته اند، پايه و بنياد پژوهشى درست و استوارى ندارد و از گونه افسانه پردازى هايى است كه نمونه هاى فراوان آنها را در سرتاسر تاريخ فرهنگ و ادب ما درباره بزرگان و نام آوران مى توان يافت. انبوه اين افسانه ها با شرح حال راستين و پذيرفتنى شاعر، ديگرگونگى و فاصله بسيار دارد. امروزه نيز با همه كوشش هاى فردوسى شناسان و شاهنامه پژوهان و روشمندى نسبى جستارها و بررسى شاهان، به سبب در دست نبودن خاستگاه ها و پشتوانه هاى بسنده، رسيدن به برآيندى سزاوار در اين راستا كارى است بس دشوار. هم از اين روست كه بيشتر پژوهندگان، به حق بر اين باورند كه در اين زمينه بايد سخت با پروا و احتياط سخن گفت و از هرگونه خيال پردازى پرهيز كرد.
آنچه امروز مى دانيم و _ كم و بيش _ بر رسيده و پژوهيده و پذيرفتنى است، اين است كه فردوسى در يكى از سالهاى دهه دوم سده چهارم هجرى خورشيدى در خانواده اى «دهقان» در روستاى «پاژ» (پاز‎/ باز‎/ فاز) از بخش «كابران» (طبران) شهر «توس» (طوس) زاده شد. از اشاره هاى خود شاعر و نوشته هاى كسانى چون «نظامى عروضى» برمى آيد كه خانواده فردوسى، همچون ديگر خاندان هاى دهقان در آن زمان، داراى ثروت و مكنت و آب و زمين كشاورزى بوده و مى توانسته اند از راه درآمد زمين هاى خود، در آسودگى و كامروايى نسبى به سر برند.
234951.jpg
او ادامه مى دهد: «از چگونگى آموزش و پرورش و بالندگى انديشگى و فرهنگى فردوسى در روزگار كودكى و جوانى، هيچ گونه آگاهى به ما نرسيده است. اما با رويكرد به بازتاب انديشه، خردورزى، هنر، فرهنگ و زبان آورى والاى شاعر در آفرينش اثر والا و شگرفى همچون شاهنامه و با به ديده گرفتن اين آگاهى كه در آن روزگار، كار آموزش و پرورش، بيشتر در خانواده هاى توانگر و در آن ميان دهقانان _ كه پاسداران نهادهاى فرهنگى ايران بودند _ رواج داشت، مى توانيم بدين برآيند منطقى و باور كردنى برسيم كه دوران كودكى و جوانى چنين بزرگمردى در چنان خانواده گشاده دست و بهروز و فضاى فرهنگ پرورى، به بيهودگى نگذشته و او با رهنمونى استادان و پرورشگرانى فرهيخته و دلسوز به كار آموزش و پرورش فرهنگى و ادبى و هنرى سرگرم بوده است. هنگامى كه در سال ۳۵۹ ه.خ دقيقى سراينده هزار بيت گشتاسب نامه، در رويدادى كشته شد، فردوسى سى و نه يا چهل سال داشت و بى گمان تا آن زمان آزمون هايى را در كار حماسه سرايى و ساختار هنرى بخشيدن به روايت هاى پهلوانى ديرينه از سر گذرانده و به احتمال زياد، نخستين نگارش برخى از داستان ها را به پايان رسانده بود. او با دريافت ويژگى ها و تنش هاى زمانه، ضرورت تدوين بى درنگ حماسه ملى و احراز هويت قومى و فرهنگى و زبانى ايرانيان را به خوبى احساس مى كرد و تشخيص مى داد و شايستگى و توانايى لازم براى بر دوش گرفتن بار امانتى چنين بزرگ و سنگين را در خود مى ديد. از اين رو كار ناتمام مانده شاعر پيشگام خود را بر دست گرفت و اين راه دشوار و سنگلاخ را تا پايان پيمود و بار را به شايستگى به منزل رساند.»
دوستخواه همواره دل نگران مرگ اساطير ايرانى و ايران باستان در ذهن ايرانيان امروز است و با اين همه اميدوارى اش از گسترش و افزايش پژوهش هاى ايران شناختى موجب مى شود كه در جايى بنويسد: «در روزگار ما كه پژوهش هاى ايران شناختى در ايران و جهان از ژرفا و گستردگى بى سابقه و چشمگيرى برخوردار شده است، مى توان با كليد _ واژه هاى گشاينده ترى به سراغ گنج شايگان باستانى رفت و به درستى به سرچشمه ها راه يافت و سيراب شد. يكى از رهنمون ترين كليد _ واژه ها در اين جستار و رازگشايى تركيب _ واژه پهلوى فرشكرد است كه اصل اوستايى آن Frasho _Keretay بوده. اين همگرد از «فرش» به معنى «نو، تازه» (هم ريشه با Fresh در انگليسى) و «كرد» به مفهوم «كردن، به انجام رسانيدن» ساخته شده است و بر روى هم، معناى «نو كردن گيتى و زندگى» از آن اراده مى شود كه برپايه اسطوره كهن و مكاشفه آينده و رستاخيز جهان (يا _ به تعبير عربى غربى آن _ Apocalypse) در واپسين هزاره هاى دوازده گانه از «زمان گرانمند» گيتى (زمان محدود، زمانى كه روزگارى به پايان خواهد رسيد) و در پى فرجامين تازش اهريمن و كارگزارانش به جهان نيكى و راستى و پاكى، در نبردى به سردارى سوشيانت (اسوشيانس) _ رهاننده اى كه نويد داده شده است، روزى پديدار خواهد شد و جهان را به نيكى بازخواهد گردانيد _ و همچنين با پيكار و دليرمردى پهلوانان و شهرياران جاودانه، به انجام خواهد رسيد و جهان و مردمان از همه آشوب ها و گزندها و تباهكارى هاى اهريمنى خواهند آسود و «روز و روزگار بهى» - كه هزاره ها «گم گشته در سرشت شبى سرد» بود _ پديدار خواهد شد.
اما نياكان ما در گذرگاه زمان و در فرايند ساختاريابى زندگى اجتماعى و فرهنگى شان، تنها چشم به راه آينده و برآورده شدن آرزوى سوزان فرارسيدن پايان هزاره ها و زمان گرانمند و پديدارى و خيزش رهايى بخش سوشيانت و جاودانگان همگام و ياورش نماندند و بن مايه اسطوره و گوهر آرمان خواهى رستاخيزجويانه را از آرمانشهر دور و دست نيافتنى به گستره زندگى گيتيانه و اكنونى خويش آوردند و شكوه اسطوره و آرمان نوجويى و نوسازى را گام به گام بازجستند و در روند سامان بخشى به آيين هاى نوروزى بازساختند.»
جليل دوستخواه چنان كه در آغاز آمد نيازى به معرفى ندارد. دلسوزى و اشتياق او كه حالا در آستانه ۷۲ سالگى همچنان شور و شوق ايران و ايران پژوهى دارد و نگران شناخت و شناساندن ايران باستان به جهان و ايرانيان امروز است و اين يعنى بازشناسى و يادآورى ريشه هاى هويتى كه تمام ما ايرانيان به آن افتخار مى كنيم.
ى ايران اوستا»، «رهيافتى به گاهان زرتشت و متن هاى نواوستايى » (ترجمه) و ...


|   شناسنامه   |   آرشيو   |