سه شنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۴ -
Tue, Nov 8, 2005
ماجرا
۳۳۰۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
زندگى هميشه وفق مراد نيست...
دست هاى چروكيده اش نشان از روزهاى سخت زندگى گذشته داشت. حكايت سال ها فقر و ناكامى، زندگى در روستا و كار در مزرعه...
در نگاهش خستگى روزهاى بى كسى و بدبختى موج مى زد و در كلامش افسردگى و افسوس سال هاى جوانى هدر رفته...
وقتى همسرش بيمار شد و از رنج بى پولى جان باخت، او تنها فرزندش را به دوش گرفت و به تهران آمد. با كمك يكى از آشنايان در يك كارگاه «ريسندگى» كار پيدا كرده بود...
روزها كار... شب ها بچه دارى ... ديگر داشت ثمره عمرش بزرگ مى شد... وقت ازدواجش مى رسيد... دخترش جوان بود ...
«شراره» كه ازدواج كرد، خيالش راحت شد... دامادش خوب بود و مهربان... با خودش مى گفت: «دخترم سر و سامان گرفت... خدا را شكر!»
اما تصادفى نابهنگام « امير» دامادش را به كما برد و سه روز بعد، مراسم عزادارى خيلى مختصر بود...
مى گفت: دوباره روز از نو، روزى از نو... وضع بدتر شد... دخترم از نظر روحى و عاطفى افسرده شد... حالا ديگر « شراره » دو تا بچه هم داشت...
« شراره» مى گفت: «... وقتى «امير» تصادف كرد من حامله بودم .با اين حال در كنار مادرم به سختى كار مى كردم. ولى زمانى كه دو تا بچه هايم به دنيا آمدند، من ديگر نتوانستم كار بكنم... مخارجمان آنقدر زياد شده بود كه حقوق مادرم كفاف نمى داد...».
اوضاع به همين منوال بود تا اينكه «شراره» براى بار دوم ازدواج كرد. اما اين بار همسرش برخلاف «امير» مهربان و خوب نبود، بلكه آدمى بود لجباز و متعصب كه به قول «شراره» بهانه گير هم بود...
«سر هر چيزى بهانه مى گرفت... وقتى مى آمد به خانه، انگار «عزرائيل» آمده... اگر صدا از كسى يا چيزى بلند مى شد، داد و بيداد راه مى انداخت... كافى بود غذا كمى «ته» مى گرفت يا شور و بى نمك مى شد... واويلا... بد اخلاق بود... دست بزن داشت... سر هر مسأله كوچكى دعوا راه مى انداخت... هميشه طعنه مى زد كه «من شماها را از بدبختى نجات دادم... سر و سامانتان دادم...»
- علت آمدنش به دادگاه و درخواست طلاقش را مى پرسم كه با خجالت پاسخ مى دهد:
... شوهرم مرد خانواده نيست... به جاى زن، «برده» مى خواد... جلوى فاميل خودش آنقدر من را كوچيك مى كنه كه دلم مى خواد بزنم توى دهنش... وقتى مى خواد بره به مادرش سر بزنه... مارو هم مى بره... مادرم هفته ها تنها مى مونه ... من جز اون كسى رو ندارم... دلم نمى خواد ازش جدا بشم...
مادرش مى گويد: ... مردى كه دست بزن داشته باشه، مرد نيست... مهرش حلال جونش آزاد...
« شراره» گفت: ... اول راضى نمى شد طلاقم بده... اما وقتى بهش گفتم اگه طلاقم نده خودكشى مى كنم... راضى شد ولى گفت يه ريال هم بهم نمى ده...
- چرا سعى نكرديد به مركز مشاوره مراجعه كنيد؟
«... اون !؟... اى آقا كجاى كارى؟... اون خودشو عقل كل مى دونه... ميگه اين ها همه مزخرفه... مى گه تو خونه حرف مرد حرف اول و آخره... حاليش نمى شه كه...»
- قانون چى مى گه؟
«... قاضى حق رو به اون مى ده... چون من طلاق مى خوام... بايد مهرم رو ببخشم يا اينكه بسوزم و بسازم... آخه اينم شد زندگى؟...»
خب وقتى شما رو مى زد ازش شكايت نمى كرديد؟
«... چند بار شكايت كرديم، هر دفعه مياد تو كلانترى و دادگاه مثل بچه يتيم ها مى شه...اما وقتى پاش مى رسه به خونه يادش ميره چطور التماس مى كرد كه از «خر شيطون» پايين بيام...»
با خود مى انديشم آيا راه حل قانونى براى چنين مشكلاتى وجود دارد؟ چرا... حتماً دارد.
رابطه محروميت اجتماعى و ارتكاب جرم
234954.jpg
جرم، پديده اى اجتماعى است و مجرمان نه به علت ويژگى هاى فطرى و وراثتى، بلكه اغلب در روند قرارگيرى در شرايط محيطى جرم خيز دست به ارتكاب جرم مى زنند.
به گزارش ايسنا، به اعتقاد كارشناسان، فقر ، بيكارى، نوع تربيت خانوادگى، محيط زندگى نامناسب و... از زمينه هاى اصلى شكل گيرى رفتارهاى مجرمانه در جامعه است.
اگرچه به باور برخى از مسؤولان،  پايين بودن هزينه هاى ارتكاب جرم يكى از علل رشد جرائم است، اما برخى كارشناسان اجتماعى هم معتقدند بدون از بين بردن مؤلفه هاى جرمزا، تشديد مجازات ها تأثير محسوسى در كاهش جرم نخواهد داشت و اين رويكرد هم، در شرايطى كه سخن از مجازات جايگزين مى رود ، مشكلات خاص خود را خواهد داشت. بنابراين محروميت از حقوق اجتماعى به علت شرايط خاص اجتماعى و اقتصادى كشور پاسخگوى افزايش جرايم نيست و به علت تفاوت هاى ساختارى نظام اقتصادى، سياسى و اجتماعى ايران با كشورهاى پيشرفته نمى توان اين تجربه را در كشور پياده كرد. «سعيد مدنى» پژوهشگر مسائل اجتماعى در تشريح ساز و كارهاى بروز جرم در جامعه مى گويد: در سالهاى اخير نرخ بروز مشكلات اجتماعى در كشور افزايش يافته است.
وى مشكلات اجتماعى را مجموعه اى از اجزاى اجتماعى تعريف مى كند كه از نظر نظام ارزشى جامعه غيرقابل قبول است و ادامه مى دهد: انحرافات اجتماعى نيز به آن دسته از مشكلات اجتماعى مى گويند كه سلامت فردى و اجتماعى شهروندان را تحت الشعاع قرار مى دهد و جرائم نيز آن دسته از مشكلات اجتماعى اند كه از نظر قوانين رايج، غيرقانونى و مشمول مجازات مى شوند.
وى مى افزايد: در طول دو دهه اخير و مشخصاً از آغاز دهه ۷۰ به اين سو، ميزان جرائم و مشكلات اجتماعى روند رو به رشدى داشته است كه اين روند در مقاطعى كند بوده و بعد سرعت بيشترى يافته است.
مدنى در خصوص علت افزايش آمار جرم در جوامع مى گويد: مجموعه اى از عوامل سياسى، اجتماعى و فرهنگى در تشديد جرم نقش دارند، به عنوان مثال در كشور ما پس از اجراى سياست تعديل اقتصادى، به علت افزايش فقر و نابرابرى ناشى از آن نرخ، شيوع جرائم و مشكلات اجتماعى افزايش يافت. بنابراين به طور كلى رابطه و همبستگى بالايى بين سياست هاى اقتصادى و ميزان شيوع جرائم و مشكلات اجتماعى وجود دارد و از طرفى در دو دهه گذشته تغييرات اجتماعى عميقى در كشور رخ داده است. وى ادامه مى دهد: در مجموع و به طور كلى ميزان شيوع مشكلات اجتماعى و جرائم با نوع واكنش شهروندان به آنها در ارتباط است و در جوامع مختلف زمانى كه جامعه در شرايط ناگوارى قرار مى گيرد شهروندان احساس نوعى ناكامى مى كنند و افراد واكنش هاى پرخاشگرانه از خود بروز مى دهند.
مدنى در خصوص ايده اى كه پايين بودن هزينه ارتكاب جرم را از علل اصلى افزايش ميزان وقوع جرم در جامعه مى داند، مى گويد: علل و عوامل بروز جرم بسيار متعدد هستند و اين نوع نگاه به مسائل نوعى ساده انگاشتن موضوع و بسيار تك بعدى است .
به اعتقاد وى تجارب گذشته نشان داده كه اين رويكرد نه تنها نتيجه اى در بر ندارد بلكه باعث تشديد جرم مى شود.
وى ادامه مى دهد: به عنوان مثال در خصوص مبارزه با اعتياد مسؤولان رويكرد جرم انگارانه داشته اند و تصور مى شد كه با تشديد مجازات مى توان مسأله اعتياد را حل كرد اما تجربه نشان داد كه اين رويكرد نتيجه اى در بر نداشته و تنها باعث مخفى شدن موضوع و تشديد آن در سالهاى اخير شده است.
مدنى تصريح مى كند: رويكردهاى جرم انگارانه كه نه براى تحليل و ريشه يابى بلكه براى برخورد با مشكلات پيشنهاد مى شود، از نگاه اجتماعى بسيار ناكارآمد است. در اين ميان اگرچه برخورد حقوقى و قضايى متعادل براى برخورد با جرائم و ايجاد نظم اجتماعى لازم است اما نكته مهم آن است كه عدم تعادل اين اثرگذارى را از بين مى برد.
اين پژوهشگر اجتماعى در خصوص راهكارهاى مؤثر مبارزه با جرائم مى گويد: حل وضعيت موجود مستلزم برنامه ريزى جامعى است كه بيش از حقوقى و قضايى بودن، حل مشكلات اقتصادى، سياسى و فرهنگى جامعه را مدنظر قرار مى دهد.
وى معتقد است در گذشته و تا چند سال پيش نظام حقوقى كشور ايستا و بسته بود و در برخورد با مجرمان فقط مجازاتهاى محدودى چون زندان به عنوان مجازات رايج مورد استفاده قرار مى گرفت كه اين مسأله ضررهاى جبران ناپذيرى را به دنبال داشت تا جايى كه موجب شد با افزايش تعداد زندانيان بيش از ظرفيت هاى موجود زندانها به مراكزى براى آموزش و تشديد جرم تبديل شوند كه خوشبختانه اين مسأله امروز اصلاح و رويكردهاى جديدى جايگزين شده است. مدنى در خصوص تجارب كشورهاى توسعه يافته در اين زمينه به ايسنا مى گويد: در كشورهاى پيشرفته با نظام هاى حقوقى پويا و متحول راهكارهاى بسيار متعددى براى مجازات پيش بينى شده است و هدف اصلى از اعمال مجازات اصلاح مجرمان است و روشهاى متعدد جايگزين زندان اعمال مى شود.
وى ادامه مى دهد: به عنوان مثال مجازاتهايى چون اجبار به ماندن در خانه براى مدت زمان مشخص وجود دارد و فرد مجرم به جاى حبس در زندان موظف است در خانه بماند. همچنين محكوميت به ارائه برخى از خدمات اجتماعى را ارائه مى كنند كه اين مكانيسم ها از تجمع افراد مجرم در زندان جلوگيرى مى كند و به اين صورت از عواقب بسيار سوء زندان به ويژه بر روى كسانى كه براى اولين بار به زندان مى روند جلوگيرى مى شود.
دكتر «امان الله قرايى مقدم» آسيب شناس اجتماعى نيز درخصوص علل افزايش آمار جرم در جامعه به فقر اقتصادى فزاينده، اشاره كرده و آن را علت اصلى شيوع برخى جرائم در دهه اخير مى داند. به اعتقاد وى همچنين شيوه هاى غلط تربيتى در اين زمينه مؤثر است و عملكرد خانواده ها نقش زيادى در پرورش افراد به عنوان مجرم و بزهكار دارد ، به گونه اى كه نوع نامناسب برخورد والدين با فرزندان، پرورش انسانهايى تندخو و پرخاشگر را به دنبال داشته است و تك سرپرستى و بى سرپرستى هم نقش اصلى را در اين زمينه داشته است.
اين جامعه شناس ادامه مى دهد: وسايل ارتباط جمعى نيز در تشديد رفتارهاى مجرمانه مؤثرند و امروزه برخى شبكه هاى ماهواره اى با تبليغات و تلقينات خاص و جهت دار نقش مهمى در الگوگيرى منفى جوانان و بروز رفتارهاى مجرمانه ايفا مى كنند.
وى ادامه مى دهد: بافت محيطى محلات نيز از علل بروز جرم محسوب مى شود، به عنوان مثال در اطراف راه آهن و ترمينال جنوب و مناطق پر رفت و آمد به علت پايين بودن كنترل اجتماعى، آمار جرم بالاتر از ديگر نقاط است و همچنين در شهرهاى مهاجرپذير كه بافت منسجم اجتماعى وجود ندارد، زمينه هاى بروز جرم بيشتر است.
قرايى مقدم با بيان اين كه روند فزاينده مهاجرت و حاشيه نشينى از ديگر علل تشديد وقوع جرم در سالهاى اخير است تصريح مى كند: در حال حاضر در حدود ۲‎/۵ تا ۳ ميليون نفر حاشيه نشين در شهرهاى بزرگ و مشخصاً حدود ۱‎/۵ ميليون نفر حاشيه نشين در تهران به سر مى برند كه در اين مناطق به علت تفاوت هاى فرهنگى، فرو ريختگى ارزشى و ناشناخته بودن ساكنان، نيروى خود كنترلى افراد تضعيف شده و زمينه هاى بروز جرم افزايش مى يابد.
وى ادامه مى دهد: برخى مشكلات موجود در مدارس نيز در بروز رفتارهاى مجرمانه مؤثرند. امروزه بين عملكرد خانواده ها و مدارس تضاد وجود دارد و اولياى مدارس و خانواده ها هيچ گونه هماهنگى با يكديگر ندارند.
از سويى ديگر در برخى شيوه هاى مديريتى كشور مشكلاتى وجود دارد و سخنان عده اى از مسؤولان با عملكردشان متعارض است. اين مسأله موجب دلسردى شهروندان شده و رويگردانى و عدم پايبندى آنها به برخى از اصول و ارزشهاى حاكم را به دنبال خواهد داشت. اين آسيب شناس اجتماعى با تأكيد بر اصلاح قوانين و استفاده از مجازات هاى جايگزين مى گويد: در كشورهاى پيشرفته در برخورد با مجرمان از قوانين جابره و ترميمى و مجازاتهايى چون محكوميت به پرداخت خسارت و انجام امور عام المنفعه استفاده مى شود و به همين دليل در كشورهايى چون سوئد و سوئيس به علت تأمين اجتماعى فراگير افراد بسيار كمى مرتكب جرم مى شوند.
قرايى مقدم نيز معتقد است در جامعه ايران كه زمينه هاى اجتماعى بروز جرم وجود دارد پايين بودن هزينه ارتكاب جرم و ميزان مجازاتها تأثير بسيار كمى در افزايش جرائم دارد و با توجه به آنكه فرد مجرم يك بيمار اجتماعى است اگر زمينه هاى اصلى ارتكاب جرم از بين نرود هيچ قانونى نمى تواند از بروز جرم جلوگيرى كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |