چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۴ -
Wed, Nov 9, 2005
فرهنگ و هنر
۳۳۰۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
ماجرا
به بهانه سى و پنجمين دوره جشنواره سراسرى فيلم رشد
سينماى آموزشى
و فرصت هاى پيش رو
235089.jpg
پيمان شوقى
سينما از بدو ورودش به ايران، كاركرد خبرى و آموزشى داشته است. مواجهه مردمان سنتى با تصاويرى كه آنان را از دنياى آرام و بى دغدغه پيرامون جدا كرده و بى واسطه به قلب جهانى متفاوت مى انداختند يكى از فصول مهم گذار جامعه ايرانى از دوران ما قبل صنعتى به دنياى نو به شمار مى آيد و صرفنظر از وجوه دراماتيكش، ارزش هاى شناخت شناسانه بسيار دارد. دست به كار شدن نسبتاً سريع تكنسين هاى جوان براى كشف و مهار اين انرژى افسار گسيخته و استفاده از آن براى خلق تصاوير بومى صفحات جذاب زيادى را در آغاز تاريخ سينماى اين مرز و بوم آفريده است و بسيج امكانات دولتى در اولين سالهاى استقرار پس از جنگ جهانگير دوم، براى توسعه منابع مادى و انسانى اين شاخه سينمايى نشان از اهميت به رخ كشنده صنعت تصوير در كاربردهاى تبليغاتى، خبرى و آموزشى است.
بخش مهمى از برنامه ترويج كمك هاى خارجى براى توسعه مبادى مصرف كالاهاى عمرانى (بازارهاى فروش تازه) از قبيل ماشين آلات كشاورزى، كاركرد سموم دفع آفات نباتى، وسايل بهداشتى شخصى و امثال آنها با استفاده وسيع و همه جانبه از فيلم هاى آموزشى كه در سالهاى دهه سى به شكلى گسترده در شهرهاى كوچك و روستاهاى دور و نزديك به اجرا درآمد و پيرو آن، بازارهاى سنتى روستايى ايران همان شد كه زنده ياد جلال در «ارزيابى شتابزده» عنوان كرده است.
با اين همه، ده پانزده سالى بايد مى گذشت تا بضاعت فيلمسازى در كشور به آن اندازه برسد كه توليد انبوه فيلم هاى آموزشى (عمدتاً با مخاطب بزرگسال) وجود جشنواره اى را اقتضا كند و حركتى فرهنگى به راه بيفتد كه خيلى زود تغيير مسير داده و با تعويض متولى برگزارى اش - از وزارت فرهنگ و هنر به وزارت آموزش و پرورش - مخاطبين جديدى با اهداف تازه اى را مدنظر قرار دهد. همان حركتى كه امروز در آستانه سى و پنجمين سال برگزارى اش به همت دفتر تكنولوژى آموزشى - شاخه اجرايى وزارت آموزش و پرورش - هستيم و مى كوشيم به يادمان بماند كه اين سابقه طولانى توقعات فراوانى را هم از آن پديد مى آورد كه مى شود جداگانه در باب آن بحث كرد. اما آنچه كه موضوع اين نوشته است، چگونگى تعامل چنين حركتى با جريان اصلى يا به اصطلاح بدنه سينماى ايران است و تلاش براى تبيين اين واقعيت كه در جهان امروز فرصت ها چندان آسان فراهم نمى شوند كه مجال از كف رفتنشان آسان باشد و براى پرهيز از تجربه هاى منفرد، دوباره كارى و موازى  كارى ها، و ارتقاى راهبردهاى اهداف استراتژيك لازم است كه تمام پتانسيل هاى موجود در هر رويداد شناخته شده ومورد استفاده قرار گيرند.
جشنواره بين المللى فيلم رشد،  فرصتى است براى همگرايى چند شاخه مرتبط در بدنه سينماى كشور به عنوان مغز، ابزار و مخاطب؛ محصولاتى كه با هر هدفى توليد شوند، بدون طى كردن پروسه ساخت و عرضه به تماشاگران، عملاً فاقد مفهوم و هويت خواهند بود.
در تمام ايام تحصيلى،  يعنى بخش عمده اى از سال، ظرفيت بزرگى از مخاطبان بالقوه محصولات فرهنگى يعنى بيش از ده ميليون دانش آموز مقاطع مختلف تحصيلى، زير مجموعه مديريت فرهنگى كلانى هستند كه در چارچوب وزارتخانه مربوطه شكل مى گيرد. اين وزارتخانه متولى كلان دو بخش مهم تربيت يعنى آموزش علوم و پرورش روان اين دانش آموزان است و بديهى است كه از انواع ابزارهاى تكنولوژيك، مثل كتابهاى هدف دار، دياگرام ها، عكس هاى دو و سه بعدى، نرم افزارهاى چند رسانه اى و انواع فيلم هاى آموزشى استفاده كند. آنچه در اين بحث مدنظر ماست توجه به كليت جامع مفهوم فيلم آموزشى است چرا كه اين عرصه گستره اى را در برمى گيرد كه يك طرف آن،  تصويربردارى تخت و تدوين شده از يك استاد و تخته سياه است و سمت ديگرش استفاده كاربردى از فيلم هاى تجارى روز براى آموزش نكات علمى يا پرورشى (به ياد بياوريم كه چنين استفاده ابزارى از فيلم هاى عامه پسند ديريست كه در غرب رواج دارد: در كلاس ها با پرداختن به خطاهاى علمى «جنگ ستارگان» فيزيك درس مى دهند و بعضى كليساها محل نمايش فيلم هاى تبليغى دينى مى شوند)
حدواسط اين نگاه، استفاده از فيلم هاى مستند علمى، حيات وحش و قوم نگارانه به عنوان مكمل كتب علوم و جغرافيا است و ايده آل، توليد فيلم هاى ويژه اى است كه مباحث درسى را به شكلى تصويرى و مطابق نيازهاى ادراكى مخاطبان خاص خود (دانش آموزان) ارائه كنند. بنابراين يكى از سياست هاى كلى و عمومى جشنواره رشد مى تواند ترويج استفاده هدفمند و برنامه ريزى شده از منابع سينمايى موجود براى رفع نيازهاى فرهنگى يا فوق برنامه زيرمجموعه خود و در كنار آن، تشويق و ترغيب توليدكنندگان سينماى ايران به تهيه فيلم هاى خاص آموزشى (مطابق نيازهاى سفارش داده شده) باشد. فراموش نكنيم كه به دلايل فراوان از جمله جمعيت زياد تحت تعليم، پراكندگى انسانى در موقعيت هاى خاص اقليمى، فقدان منابع انسانى و مادى لازم و ده ها مورد ديگر، حركت از سيستم آموزشى سنتى (كلاس درس) به سمت استفاده از فناورى هاى تكنولوژيكى جديد به شدت مقرون به صرفه است و قطعاً بخشى از اهميت جشنواره در جذب مواد تصويرى لازم و مناسب از سراسر دنياست.
در عين حال، به دليل آنكه دايره فعاليت هاى متولى جشنواره (وزارت آموزش و پرورش) صرفاً متوجه دانش آموزان نيست و طيف هاى مختلفى از بزرگسالان را نيز دربرمى گيرد كه (از والدين اطفال گرفته تا مراجعين به كلاس هاى شبانه و نيز معلمان رده هاى مختلف تحصيلى و درسى) همين كاركردهاى تصويرى ‎/ نمايشى را مى توان به طرق مختلف براى اين رده ها نيز در نظر گرفت (اتفاقاً آرشيو غنى و پربار سينماى ايران مملواز فيلم هاى داستانى كوتاه و بلندى است كه «درباره كودكان» ساخته شده اند به خوبى مى تواند در خدمت گسترش و اشاعه فرهنگ تربيتى موردنظر باشد) شايد مهم تر از آن، ارتقاى ديدگاه اين بخش از مخاطبان درباره مقوله آموزش دروسى و تربيت نسل آينده كشور باشد كه بايد بپذيريم هنوز به شدت متأثر از ديدگاه هاى سنتى است و خصوصاً با سرعت پيشرفت وسايل ارتباط جمعى و جهش رشد معرفتى نسل جديد، فاصله ميان اين دو قشر روز به روز بيشتر هم مى شود.
بنابراين اگر برگزارى و مداومت جشنواره اى مثل جشنواره بين المللى فيلم رشد را مصداق بروز اراده اى بدانيم كه معطوف به تحقق اهداف ذكر شده است،  مى توان زمينه هاى فراوانى براى تعامل آن با بدنه اصلى سينماى كشور بدانيم. تعاملى كه هر دو طرف بهره فراوانى از آن خواهند برد: طرف اول اين معادله يعنى اصلى ترين سياستگذار مبانى آموزش و تربيت در كشور، با استفاده از توليدكنندگان حرفه اى، ضريب تأثير و كيفيت محصولات تصويرى موردنياز خود را به ميزان قابل ملاحظه اى بالا مى برد و سوى ديگر معادله يعنى كانون هاى حرفه اى فيلمسازى نيز از يك طرف ظرفيت اشتغال خانواده سينما را بهبود مى بخشند و از طرف ديگر بازار تضمين شده اى براى محصولات عادى خود (فيلم هاى بلند سينمايى) پيدا مى كنند و اين حرف بارها گفته شده است كه پرفروش ترين فيلم ها در سراسر تاريخ سينماى ايران حداكثر موفق به جذب سه ميليون بيننده در سراسر كشور شده اند يعنى رقمى كه در صورت تأييد و برنامه ريزى مدون از طرف آموزش و پرورش به راحتى از طريق هدايت مخاطبان دانش آموز قابل حصول است.
همچنين مى توان سمت و سوهاى ديگرى را نيز براى استمرار اين فعاليت مشترك تعريف كرد: استفاده از فن آورى هاى پيشرفته علمى و تجربه كار با انواع نرم افزارها و سخت افزارهاى صنعتى سينما، مى تواند به مدد سرمايه گذارى هاى علمى ‎/ تحقيقاتى وزارتخانه مربوطه براى سينماى ايران محقق شود و هزينه هاى جارى آن نه تنها از صندوق بودجه تحقيقاتى كه حتى از طريق فروش توليدات آموزشى به ساير كشورها مستهلك شوند. در همين راستا، تدارك يك بازار فيلم در حاشيه جشنواره رشد و استفاده از تجارب تهيه كنندگان مستقل و دولتى در امر صادرات و فروش محصولات سينمايى دور از انتظار نيست. مجموعه اين ابزارها به اضافه دانش استفاده از آنها دستاورد مهمى براى صنعت سينماى كشور به شمار مى روند كه با اقتصاد فعلى آن قطعاً دسترسى به آنها غيرممكن است.
اما شايد بزرگترين بهره اى كه سينماى ما و خصوصاً آينده آن از اين جشنواره ببرد، در يكى از بخش هاى جنبى تحت عنوان «دانش آموزان فيلمساز» نهفته است. اين امكان كه نوجوانان با دوربين هاى خانگى و كامپيوترهاى شخصى فيلم بسازند و تجاربشان در مجموعه اى با اعتبار و اهميت جشنواره رشد، مورد عرضه و رقابت قرار گيرند، مهم ترين هديه اى است كه جشنواره و برگزار كنندگانش به خانواده سينما در ايران مى دهند. چرا كه زمينه اى مهم براى كشف و تشويق استعدادهاى فردا در اختيار آن قرار مى دهند و اين مهم در حالى كه نوجويى،  خلاقيت و كاشتن بذر اميد به آينده در مرداب روزمرگى و حساب و كتاب هاى زودگذر اميد چندانى به حيات ندارد،  فرصتى است مغتنم براى وزيدن هواى تازه و تنفس رايحه شور و اشتياق فتح قله هاى فردا.
جشنواره رشد صرفنظر از اهداف تخصصى و كاربردى اش، امكاناتى اينچنين براى تعامل و ارتقاى سينماى ايران بسيار دارد. يكى از ديگر دستاورد آن را بايد در پيشگامى متوليانش براى تمركززدايى از رويدادهاى فرهنگى و برگزار كردن دوره هاى مختلف جشنواره در استان هاى مختلف كشور ديد. به خاطر داشته باشيم كه يكى از بيمارى هاى مزمن اقتصاد سينماى ايران،  پايين رفتن استانداردهاى نمايش فيلم و به موازات آن، وفور و رواج رسانه هاى جايگزين رقيب در ايران است كه خصوصاً در استان ها و شهرستان هاى محروم بسيار چشمگير است. سالهاست كه صحبت از ساخت سالن هاى جديد و مجهز مى شود كه ظاهراً طرح آن آماده است اما بايد بخش خصوصى يا نهادهاى دولتى براى اقدام پا پيش بگذارند. اما به موازات اين طرح، هميشه هم ذكر خير سالن هاى كم و بيش مجهز ولى پراكنده اى هم بوده كه در اختيار ادارات دولتى هستند و عمدتاً براى برگزارى جلسات سخنرانى و همايش ها مورد استفاده قرار مى گيرند. با توجه به سرمايه گذارى كلان آموزش و پرورش در امر توليد و عرضه تكنولوژى هاى جديد آموزشى - كه نمونه بارز آن خريد و بازسازى سينما فلسطين تهران به عنوان مقر دائمى دبيرخانه جشنواره و يكى از سالن هاى مجهز پايتخت است - لازمه تحقق اين گرايش به گريز از مركز، در اختيار گرفتن و تجهيز موردى امكانات نمايشى استان ها،  على الخصوص ترميم سالن هاى نمايش و پروژكتورهاى سى و پنج ميليمترى يا جايگزينى شان با ويديو پروجكشن هاى جديد است و چه بهانه اى مناسب تر از برگزارى جشنواره اى در ابعاد بين المللى؟ قطعاً اختصاص بخشى از بودجه سالانه جشنواره به ساخت و تحكيم پايه هاى نمايشى در مراكز استان، اقدامى در خور و مفيد است كه حاصل آن براى خود نهاد و سينماى ايران هر دو باقى مى ماند. (يعنى ظرفيت نمايش فيلم ايرانى بهبود مى يابد و متولى امر هم صاحب درآمدزايى دائمى مى شود) و مى شود مصداق بارز خير دنيا و آخرت.
در عين حال مى توان فايده ديگرى نيز از اين گشت و گذار مترتب دانست و آن كشاندن اقشار مختلف مردم (دانش آموزان، مربيان، مديران دولتى و خانواده هايشان) به سينما و ارائه محصولات برتر و متفاوت سينمايى به آنهاست. محصولاتى كه در شرايط عادى كمتر مجال عرضه به تمام اقشار مخاطبان را پيدا مى كنند و اين خود اهميت كاركرد فرهنگى جشنواره را صدچندان مى سازد.
به رغم تمام مواردى كه در بالا ذكر شد و تلاش براى ذكر نقاط قوت و پرهيز از بزرگ نمودن كاستى ها، نمى توان از اين مهم آسان گذشت كه چرا مجموعه اهداف فرهنگى بالا در طول سال هاى اخير كمتر متحقق شده اند؟ بحث بر سر انتقاد از سياست هاى متخذه نيست چرا كه به هر حال طى دو دهه اخير، جشنواره از حالت يك رويداد داخلى و حاشيه اى بدل به رخدادى فرهنگى در ابعاد فراملى شده است. اما آنچه جاى انتقاد دارد را شايد بتوان اين گونه خلاصه كرد كه وجه آموزشى جشنواره به تدريج - و شايد حتى ناخواسته - بر جنبه پرورشى اش چربيده است. البته اثبات چنين ادعايى قطعاً نيازمند ارائه ارقام و آمار است اما نگارنده بر مبناى يافته هاى كلى و بازخوردهاى اجتماعى كه در مقوله فيلم هاى آموزشى مشاهده مى شوند دست به اين ادعا زده است: مصداق اصلى اين مورد را مى توان در سيطره نگاه علم فروشانه آموزشگاه هاى غير انتفاعى در پرمخاطب ترين آثار تصويرى آموزشى ملاحظه نمود كه هنوز بر مبناى حقنه كردن كپسول هاى فرموله به مخاطبان عمل مى كنند و از قضا هر روز هم دامنه مخاطبان خود را وسعت مى بخشند. اين در حالى است كه ليست فيلم هاى موجود در آرشيو متولى جشنواره سرگيجه آور است و با برگزارى هر دوره غنى تر هم مى شود اما هنوز سامانه اى براى عرضه يا حتى تعريف جايگاه اين آثار در مقياس وسيع براى مخاطبان ميليونى اش ديده نمى شود.
فراموش نكنيم كه «رشد» در هر حال هويت خود را از تعريف سينمايى اش مى گيرد و براى جشنواره اى با اين قدمت و اعتبار و موقعيت، تبيين جايگاهى پايين تر سياستگذارى و ترويجى كسر شأن خواهد بود.
توجه بيشتر به حوزه هاى پرورشى از طريق طرح مضامين معرفت شناختى در قالب هاى مناسب دانش آموزان، برجسته كردن جايگاه علوم انسانى و دين در ميان مضامين مندرج در فراخوان ها و دعوت از هنرمندان و متخصصان حوزه هاى گوناگون علوم براى همكارى هاى مشترك؛ و مواردى از اين دست بديهى ترين راهكارهاى خروج از وضع فعلى و تبيين جايگاه واقعى جشنواره بين المللى فيلم رشد در اذهان است. راستى چند جشنواره در دنيا سراغ داريم كه سى و پنج سال قدمت داشته باشند؟


|   شناسنامه   |   آرشيو   |