دوشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۴ -
Mon, Nov 14, 2005
فرهنگ و هنر
۳۳۰۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
به مناسبت درگذشت «سرجيو چيتى» كارگردان ايتاليايى
سكوتى ديگر در سينماى شاعرانه
235821.jpg
سامى آستان
پازولينى يكى از بزرگترين چهره هاى فرهنگى معاصر ايتالياست. كارنامه هنرى او چنان پربار است كه به آسانى نمى توان صرفاً حكم بر سينماگر بودن او داد. پازولينى شاعر، پازولينى فيلمساز، پازولينى نقاش، پازولينى نمايشنامه نويس، پازولينى رمان نويس، پازولينى متفكر و... چهره هايى است كه ما از او مى شناسيم.هنر براى او چيزى بيشتر از يك وسيله بيانى بود، او وجوه مختلف هنر را به كار مى بست تا به «انديشه ناب» برسد. به او مى گفتند «فرزند زمان خويش»، چهره اى جنجالى كه بى پرده پوشى طغيان مى كرد و تفكر محافظه كارانه جامعه ايتاليا و در سطحى ديگر، فرهنگ معاصر بشرى را به چالش مى طلبيد.سرجيوچيتى نيز با شهرتى كمتر همواره در كنار پازولينى بود. مى گويند پازولينى در صبح روز مرگش شب را درخانه دوست ديرينه سپرى كرد. هر مطلبى درباره چيتى بدون اشاره به همكارى او با پازولينى قطعاً ناقص خواهدبود. بنابرهمين اصل در مطلب زير كه به مناسبت مرگ چيتى نوشته شده به پازولينى هم اشاره مى شود.
پازولينى و آنچه به سينماى او متعلق است، همچون مرگش با ابهام و چندگانگى عجين است و شايد اين مسأله ناشى از جهان بينى جامعه وكشورى است كه پازولينى هميشه از آن گلايه داشت. اجتماع فسادزده ايتاليا، زندگى دردوران فاجعه بار پس جنگ، همگى در كنار هم دست به دست دادند تا يكى از اساتيد سينما و كسى كه تأثيرگذارترين آرا را در زمينه سينما ارائه كرده است ظهور كند، هرچند رسالت اش مدت زيادى دوام نيافت.
ديد و بصيرت شعرگونه اش در تك تك كارهاى هنرى اش ملموس است. نگره «سينماى شاعرانه» او شايد مهمترين مقاله و بيانيه مطرح شده در باب سينما باشد، او معتقدبود كه سينما تصويرنيست فنى سمعى _ بصرى است كه در آن كلمه و صدا به همان اندازه كه تصوير مقام دارد، اهميت دارند. او معتقدبود كه فيلم ساختن، شاعر بودن است و مى گويد: به نظر من سينما اساساً و طبيعتاً، شاعرانه است... چرا كه رؤياوار است، چرا كه به رؤيا نزديك است، چرا كه يك صحنه سينمايى و صحنه اى از يك خاطره يا يك رؤيا... عميقاً شاعرانه است.» (۱)
عده اى از منتقدين آرا او بويژه ناقدان نگره «سينماى شاعرانه» وى بر اين اعتقاد هستند كه خاستگاه نقطه نظر پازولينى، آرا و انديشه هاى فيلسوف ايتاليايى «بنديتوكروچه» است، بخصوص وقتى پازولينى مبحث «شهود» و «بيان» و «غيرعقلانيت» و «طبيعى بودن» را مطرح مى سازد.
با رجوع به فيلمهاى پازولينى، مى توان دريافت سير مجادله آميز فرآورده هاى عقلانيت در تاريخ، غافل از مسؤوليت خطير ايمان و الحاد، در كالبد كنش هاى اجتماعى قالب ريزى شده است؛ بازتوليد واقعيتى كه از منظر رنگها خود را به ما تحميل مى كنند.
او درصدد است تا معجزه را به تصوير بكشد، معجزه اى كه مخاطب را در برزخ ذهنى _ عينى وامى نهد و ازطريق دوربين _ سينمايى خود استنتاج ذهنى خود را به عنوان شاعر بر موقعيت اشياء با برهنه سازى و گاه پنهان كارى گوهرنشانه، پيش روى ما مى گذارد.
كنش و تنش ميان دو علقه روحى و فكرى پازولينى، ماركسيسم و كاتوليك گرايى، درعمده آثارش، پاسخى پنهان را شكل داده است، نشانه هايى كه گاه خود درحال محو و پنهان شدن هستند و از مخاطب مى خواهد تا آنها را چون گفت وگويى شاعرانه شهودكند.
تابلوهاى نقاشى اى كه پازولينى به آنها جان مى دهد، تعين ناپذيرى زندگى روحى انسان و احاطه انسان بر ناتمامى پرتنش واقعيت و ايجاد بازنمايى ذهنى ازاين واقعيت را پيش روى ما مى نهد. او جزو معدود كارگردانان تاريخ سينماست كه نقاشى ها، اشعار، نمايشنامه ها و فيلمهايش در فضايى مشابه و در جست وجوى راهى براى آشكارسازى حقيقتى فراموش شده هستند.
پازولينى از وجدان و درون مشوش قهرمانهايش، نوعى طنز و جن زدگى _ نمونه كاملاً ملموس آن نينتوداوولى ست _ پيش روى ما مى گذارد. برهنگى زبانى و رفتارى، خشونتى كه در هر سكانس حضور و غياب آنها وجوددارد، فقدان ثبات و دوام شخصيتى، كه همگى درنهايت به مجازات خود مى رسند و تقبيح مى شوند.
پازولينى چشمى تا بدان حد متمدن دارد كه با نحوى بسيارطبيعى متفاوت ترين اعصار و سبك ها را به هم پيوند مى دهد. (۲)
او معتقد است كه اتفاقات و رويدادها، چه آنان كه سالها پيش رخ داده اند و چه آنها كه درحال صورت گرفتن هستند در تلاش اند تا با ما ارتباط برقرارسازند، لذا نوعى پيچيدگى در عمده سكانس هاى فيلمهايش به چشم مى خورد.
به هرصورت به قول «سوزان سونتاگ» پازولينى، بزرگترين و جسورترين كارگردان پس از جنگ جهانى دوم است.
سرجيو چيتى
سيزدهم اكتبر امسال، سرجيو چيتى، كارگردان ايتاليايى و كسى كه به رغم ساختن چندين فيلم سينمايى و تأثير داشتن و دخيل بودن در چندين فيلم مهم تاريخ سينما، عمده شهرتش را مديون دوستى و همكارى با پازولينى و بخصوص دستيارى در چند فيلم اوست درگذشت. سرجيو چيتى كسى است كه در اولين فيلمى كه پازولينى ساخت «باج خور» (۱۹۶۱) تا آخرين فيلمش «سالويا ۱۲۰ روز سودوم» (۱۹۷۵) همراه و مشاور او بود و حتى سى سال پس از مرگ جانكاه دوستش هيچگاه از تلاش براى آشكارسازى اين جنايت (ترور پازولينى) و برملاساختن عوامل دخيل در آن دست برنداشت.
در گفت وگو با «اوسوالداستك»، پازولينى مى گويد: در ۱۹۵۰ حدود يك سال بعد از اينكه به اينجا (رم) آمدم سرجيو چيتى را ديدم و با هم دوستان نزديكى شديم. در مورد داستانهاى بلندم كمكهاى قابل توجهى به من كرد، برايم مثل يك فرهنگ لغات زنده بود. معمولاً در خانه به عجله يادداشت برمى داشتم و سپس به ديدنش مى رفتم و يادداشتها را به او مى دادم تا شوخى ها و زبان عاميانه شخصيت هاى رمى را بخواند و تصحيح كند، دراين زمينه خيلى ماهر بود. برادرش فرانكو را از سالها پيش مى شناختم، از وقتى كه پسركوچكى بود، وقتى قرار شد بازيگر براى «باج خور» انتخاب كنم، بلافاصله به فكرش افتادم. (۳) (فرانكو چيتى برادر سرجيو كه دوسال از او كوچك تر بود، در چند فيلم مهم پازولينى كاراكتر محورى بوده است: باج خور (۱۹۶۱)، ننه رمى (۱۹۶۲)، اوديپ شهريار (۱۹۶۷)، خوك دانى(۱۹۶۹)، دى كامرون (۱۹۷۰)، داستانهاى كانتربرى (۱۹۷۲) و شبهاى عربى (۱۹۷۴).
سرجيو چيتى ۱۹۳۳ در محله اى فقيرنشين در رم به دنيا آمد، محله «فيوميچينو» كه ساكنين آنجا عمدتاً مردم فقير و فرودست رم بودند و از بسيارى از مزاياى اجتماعى بى بهره. او شهرت خود را به واسطه همكارى و كمك به پازولينى در نگارش ديالوگها به دست آورد.
البته «باج خور» اولين جايى نبود كه اين دو دركنار يكديگر قرار مى گرفتند، بلكه دوستى آنها برمى گردد به زمانى كه فدريكو فلينى در دهه ۵۰ كمپانى ساخت فيلمى را مى خواست تدارك ببيند كه درآن كارگردانان جوان و كسانى كه طرحى براى فيلمسازى دارند دور هم جمع شوند. پازولينى و چيتى نخستين بار يكديگر را در آنجا ملاقات كردند. ديدار و آشنايى اى كه منجر به همكارى آنان تا زمان مرگ استاد شد. پازولينى و سرجيو چيتى با يكديگر در نگارش ديالوگهاى فيلم «شبهاى كابريا» (۱۹۵۶) در كنار فلينى قرار گرفتند. او همچنين در نگارش رمانهاى «پسران زندگى» (۱۹۵۵) و «يك زندگى خشن» (۱۹۵۹) به پى ير پائولو پازولينى كمك كرده بود. از ديگر همكارى آنها پيش از فيلم «باج خور» (۱۹۶۱) مى توان به «شب اشرار» (۱۹۵۹) اثر مائورو بولونينى و متعاقباً «مرده يك دوست» (۱۹۶۰) به كارگردانى فرانك مرو اشاره كرد.
سينماى جهان و ايتاليا در سال ،۱۹۶۱ حضور كارگردان جسور و توانايى را درك كرد كه دركمتر دوره اى به چشم خود ديده بود، استاد پى ير پائولو پازولينى با فيلم «باج خور» فضاى ايتاليايى را به تصوير مى كشد كه ديگر كارگردانان نئورئاليست ايتاليا به چنين كارى كمتر مبادرت ورزيده بودند، «باج خور» فيلمى است وهم انگيز و اسطوره اى، تصويرى كه باج خور از دنيايش به ما مى دهد اسطوره اى و همگانى است؛ كاتوليك گرايى پيش از صنعتى شدن است. از آنجا كه پازولينى اهل بولونيا بود و فيلم در رم ساخته مى شد، پازولينى براى كلام و گفتار و ديالوگهاى شخصيتهايش نياز به مشاورى چون چيتى داشت، كسى كه از كودكى در اين فضا و جامعه زيسته بود و بزرگ شده بود. چيتى كه هنر را با نقاشى كردن دركنار پدر آغاز كرده بود و در فضاى حقيقى فيلم (شهر رم) زندگى كرده بود و تنها كسى بود كه مى توانست در خلق شخصيتهاى اثر پازولينى را مدد رساند و آنچنان كه خود سرجيو مى گويد، در زمان شخصيت پردازى، «باج خور» تنها مى توانستم به برادرم «فرانكو» فكر كنم.
سرجيو چيتى در فيلم دوم استاد «ننه رمى» (۱۹۶۲) نيز در جايگاه دستيار در نگارش فيلمنامه قرارگرفت.
پازولينى درباره «ننه رمى» مى گويد: «مرگ واقعاً زندگى را تعيين مى كند، من اين را حس مى كنم و اين حرف را حتى نوشته ام، در يكى از مقالات اخيرم (سال ۱۹۶۸) در آنجا مرگ را با تدوين مقايسه كرده ام. زندگى به پايان كه رسيد واجد معنا مى شود.»
همان طور كه پازولينى اشاره مى كند، اين فيلم پيرامون معنا براى زيستن است و در جست وجوى اين معنا در تعليقى گريزناپذير به سر مى برد.
پس از «ننه رمى» پازولينى همراه با گدار، جورجتى و روسلينى درصدد ساختن فيلمى اپيزوديك برآمدند، اپيزود ۴۰ دقيقه اى پازولينى، «پنير بى نمك» با دستيارى سرجيو چيتى كامل شد، كارى كه در كنار اورسن ولز شهير _ به عنوان بازيگر _ شكل گرفت. فيلمى كه براى پازولينى مشكلات فراوانى را موجب شد. اما در عين حال پردازش شخصيتهاى اين فيلم، از درخشان ترين شخصيت پردازى هايى است كه از همكارى اين دو خلق شده است.
كار بعدى چيتى و پازولينى، در فيلم «تئورما»ست، فيلمى مبتنى بر داستانى نوشته شخص پازولينى. سرجيو چيتى در اين فيلم به عنوان دستيار كارگردان همكارى كرد. اين نخستين فيلم پازولينى بود كه در محيطى بورژوايى و با شخصيت هاى بورژوايى ساخته مى شد. فيلمى كه سرجيو چيتى متأثر از آن به كارگردانى فيلمهاى شخصى خودش روى آورد. فيلمى در فضايى بورژوايى كه صرفاً صورى است و نوعى نگرش ضدواقع گرايانه در فيلم كاملاً مشهود است.
سرجيو چيتى در سال ۱۹۷۰ با مشورت پازولينى فيلم «اوستيا» را ساخت كه بازتابى است از وفادارى و ثبات تماتيك چيتى كه در ساير كارهايش هم به چشم مى آيد. مضامينى نظير اضطراب و دلتنگى هستى گرايانه، ابهام و پنهان سازى در روابط عادى و روزمره و نيز پردازش آدمهايى كه از مزاياى اجتماعى محروم مانده اند. در فيلم «اوستيا» ما با انبوهى از سكانس ها و قاب بندى هايى روبروايم كه درصدد به تصوير كشيدن مناطق متروكه و فراموش شده و در عين حال نوستالژيك در سواحل رم هستند. عمده فيلمهايى كه او كارگردانى كرده است، برادرش «فرانكو» در آنها نقش بازى كرده و آنها با يكديگر نيز چند كار مشترك به عنوان كارگردان دارند. نمونه شخصيت هاى تيپيك، شبيه باج خور كاملاً براى مخاطبين آثارش آشناست ولى در هر حال هيچگاه نتوانست به آن اندازه كه در كنار پازولينى بود، داستانى محكم و عميق همچون «باج خور» را كارگردانى كند. نبوغ و استعداد سرجيو چيتى به عنوان كارگردان _ مؤلف، در بهترين فيلمهايش كه بازتاب نگاه نيمه جدى او به زندگى است كاملاً مشهود است. نوعى از فرهنگ عاميانه رمى و وجه بذله گويانه او كه در آثار پازولينى هم به چشم مى خورد، اما نه با اين غلظت و فراوانى.
چيتى در سال ،۱۹۷۲ فيلم دوم خود، «داستانهاى زشت» را ساخت و مورد ستايش منتقدين قرار گرفت.
سرجيو چيتى، در آخرين فيلم دوست و استادش _ پى ير پائولوپازولينى _ به عنوان دستيار كارگردان، فعاليت كرد. «سالو يا ۱۲۰ روز سودوم» (۱۹۷۶) كه ايده ساخت آن را چيتى به پازولينى پيشنهاد داد، شاهكار تاريخى پازولينى است كه به جرأت مى توان گفت تمامى منتقدين و انديشمندان سينما (بارت، سونتاگ، ايتالو كالونيو و...) را به نظردهى پيرامون اثر فيلم پازولينى برانگيزاند.
سرجيو چيتى كه در كارنامه هنرى خود، همكارى با پازولينى، برناردو برتولوچى (برتولوچى در كنار سرجيو چيتى دستيار پازولينى در ساخت فيلم باج خور بوده است) و اتوره اسكولا (زشت و بد ۱۹۷۶) را داشت، پس از استاد يكى از مهمترين فيلمهاى كارنامه كارگردانى اش را ساخت با نام casotto يا آلونك ساحلى (۱۹۷۷)، فيلمى كه فيلمنامه اش را خودش نوشته بود و فرانكو چيتى در كنار جودى فاستر در آن ايفاى نقش كردند.
سرجيو چيتى كه تا سال ۱۹۹۷ كه آخرين فيلم خود cartoni animati را ساخت، در كارنامه اش آنقدر فيلم و فيلمنامه مهم دارد كه وقتى به آنها مراجعه مى كنيم با انبوهى از بازيگران مهم تاريخ سينما روبرو مى شويم. براى نمونه: ويتوريو گاسمان، كاترين دونوو، هاروى كاتيل، مالكوم مك داول، فيليپ نوآره و... كه اين اسامى تأكيدى است بر توانايى و قابليت چيتى در شخصيت پردازى هاى متعدد آثارش؛ كاراكترهاى عجيب و غريب و روحيه هاى متفاوت. سرجيو چيتى بدون شك كارگردانى مستقل و در عين حال عجيب است كه ذائقه بصرى او اثباتى است براى اين ادعا به گونه اى كه برخى از منتقدين او را «جيم جارموش» ايتاليا مى نامند.
سرجيو چيتى كه چندى پيش بر اثر ناراحتى قلبى در بيمارستان wafer رم درگذشت، تا آخرين لحظات عمر ۷۲ ساله اش در تلاش بود تا پرونده پازولينى را كه سالها بود مسكوت مانده بود، به جريان اندازد. چيتى معتقد بود كه در ۲ نوامبر ،۱۹۷۵ پنج نفر مسلح اقدام به ترور پازولينى نموده اند و دولت به عمد در آن سالها دنباله پرونده را نگرفته و با دليل تراشى و بى منطقى از به جريان افتادن پرونده ممانعت به عمل آورده است.
در حالى كه دولت برلوسكونى با پيشنهاد شخص وى اقدام به بازگشايى پرونده نمود، اما باز هم با علم كردن شخصى به نام «پينو پلوزى» در برنامه تلويزيونى كه در ماه مى امسال در تلويزيون ايتاليا به عنوان قاتل پازولينى، پرونده دزدى را به قتل پازولينى ربط دادند، در حالى كه سرجيو چيتى معتقد بود كه پرونده دزدى مدت زيادى پيش از مرگ پازولينى حل شده بود و در ضمن پلوزى در آن سالها آنقدر جوان بوده كه هيچ انگيزه اى براى چنين اقدامى نداشته است؛ سرجيو چيتى همچنين اظهار داشت دستهايى پشت پرده است كه پينو پلوزى را طعمه يك طرح سياسى كرده اند.
سرجيو چيتى در مورد آشنايى اش با پى ير پائولو پازولينى مى گويد: «اگر پى ير پائولو را ملاقات نمى كردم شايد اكنون يك جنايتكار و جانى بودم.»
۱- پازولينى، در گفت وگو با اسوالد استك. ص ،۱۲۸ ترجمه بهمن طاهرى
۲- مقاله روبربنايون از كتاب «پازولينى» در گفت وگو اسوالد استك. ص۲۱۵. ترجمه بهمن طاهرى
۳- پازولينى، در گفت وگو با اسوالد استك. ص۴۱ و ۴۲
* فيلمهايى كه سرجيو چيتى كارگردانى كرده است:
Ostia (1970)
Bawdy Tales (1973)
The beach hut (1977)
Happy hobos (1978)
Il Minestrone (1981)
The Hateful Deuel (1989)
We free hings (1996)
Cartoni animati (1997)


|   شناسنامه   |   آرشيو   |