دوشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۴ -
Mon, Nov 14, 2005
ديپلماتيك
۳۳۰۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
خروج سياستمدار از انزوا
235803.jpg
محمود فاطمى
جلسه آشتى احمد چلبى رجل سرشناس عراق با مردان كاخ سفيد در سكوت برگزار شد. وزير خارجه آمريكا و معاون نخست وزير عراق ترجيح دادند اين ملاقات نمادين به دور از چشم رسانه ها انجام شود تا بازگشت اين سياستمدار كردشيعه برخلاف قهر جنجالى او در فضايى آرام و سنجيده صورت پذيرد.
حضور دوباره چلبى در كاخ سفيد، آغاز فصل نو در زندگى پرفرازو فرود اوست. اكنون حدس و گمانها درباره افزايش نقش چلبى در صحنه عراق قوت بيشتر مى گيرد. ساده ترين برداشت از مذاكرات نسبتاً محرمانه او با تيم سياست خارجى بوش اين است كه رجل سياسى عراق توانسته است بزرگترين مانع را از مسير فعاليت سياسى خويش بردارد و از اين پس با خاطرى مطمئن وارد ميدان رقابت با مدعيان كرسى صدارت در بغداد شود.
داستان قهر و آشتى آمريكاييها با اين سياستمدار كهنه كار يكى از برگ هاى تاريخ ديپلماسى پنهان در منطقه است. قريب يك سال پيش در زمستان ۸۳ اختلاف چلبى با دولت آمريكا به يكى از جنجالهاى پردامنه خبرى تبديل شد. آن روزها مقامهاى كاخ سفيد تلاش فراوانى را براى تخريب اعتبار چلبى به كار بستند. چلبى با دواتهام از سوى دستگاه سياست خارجى آمريكا روبرو بود، اتهامهايى كه هر كدام براى حذف يك چهره سياسى از مدار دوستان كاخ سفيد كافى است. اتهام اول به روزهاى قبل از حمله بوش به عراق و ماجراى سلاحهاى كشتار جمعى صدام بر مى گشت كه براساس آن محافل آمريكايى ادعا كردند كه اطلاعات ومشاوره هاى نادرست چلبى موجب شد سناريوى آمريكا با عنوان سلاحهاى كشتار جمعى صدام به خطارود اما اتهام دوم از سوءظن آمريكاييها نسبت به مناسبات چلبى با ايران ناشى مى شد.
آمريكاييها مدعى شدند كه چلبى اطلاعات محرمانه آنها را در اختيار ايران قرار داده است. اما اختلاف تيم بوش با سياستمدار عراقى در ادامه شكل و شمايل غير اخلاقى يافت. محافل سياسى آمريكا و غرب از او چهره يك رجال سوداگر و جاه طلب را ساختند كه انگيزه كسب منافع و اميال شخصى او را به عرصه سياست كشانده است.
دامنه اين اتهام سازيها از خود چلبى فراتر رفت و دامن خويشان و همقطاران او را در بر گرفت. تحت تأثير اين ماجرا، اعضاى مهمى از خاندان چلبى از مسؤوليت هاى كليدى كنار گذاشته شدند كه بارز ترين آن خارج شدن پرونده محاكمه صدام از دست سالم چلبى (پسر عموى احمد چلبى) بود. حتى حزب كنگره ملى عراق (حزب تحت رهبرى چلبى) كه دوشادوش احزاب اپوزيسيون براى براندازى رژيم بعث مبارزه كرده بود ناگزير شد مدتى را به سكوت و انزوا سپرى كند. منزل و دفتر كار چلبى با حمله مشترك نيروهاى آمريكايى و عراقى روبرو شد و سفارت آمريكا در بغداد مستقيماً خواستار تفتيش از دفتر رياست حزب كنگره ملى گرديد.
حوادث آن روز ها بسيارى از ناظران را به اين باور رساند كه ستاره اقبال خاندان چلبى در آسمان سياست عراق روبه افول گذاشته است. خيلى از افراد منتظر تشكيل يك محاكمه ماندند كه پرونده حضور خانواده چلبى در حكومت بغداد براى هميشه بسته شود چنان كه برخى رقيبان داخلى چلبى زمزمه تعقيب قضايى و بازگشت دوباره او به زندگى در تبعيد را مطرح كردند.
اما پيش بينى ها درباره آينده رهبر ۶۰ ساله تكنوكراتهاى عراقى خلاف از آب درآمد و دوره غيبت و انزواى او از يك سال فراتر نرفت. اكنون فراز و فرود حيات سياسى چلبى، از او تصوير يك بازيگر سياسى و بحث برانگيز ساخته است. بازگشت دوباره او به ميدان پرنزاع سياست عراق ذهنها را درگير تحليل و تأمل تازه درباره ساختار انديشه و شخصيت چلبى كرده است. اين سؤال بار ديگر در اين برهه سياسى عراق شأن نزول پيدا كرده است كه چلبى كيست و تمايلات و عقايد سياسى او براى آينده عراق چيست؟
احمد چلبى به گروه سياستمداران تكنوكرات و ميانه رو عراق تعلق دارد على رغم اينكه از او به عنوان سياستمدار شيعه سكولار نام برده مى شود اما داراى ارتباطى مثبت با جناحهاى مذهبى شيعه بويژه مجلس اعلا و حزب الدعوه است.
چلبى در قياس با ديگر رهبران سياسى عراق بيشترين روابط و همكارى را با محافل اروپا و آمريكا داشته است. او و سران حزب تحت رهبرى اش قريب چهار دهه از دوران تبعيد را در غرب گذرانده اند. در دوران حكومت بعثى ها، شوراى مركزى حزب كنگره ملى (حزب تحت رهبرى چلبى) به عنوان گروه مشورتى مراكز سياسى و كانونهاى تحقيقاتى غرب درباره عراق به كارگرفته  شد. اولين پيوند و همكارى چلبى با گروههاى درون عراق ۱۰ سال پيش از سقوط صدام برقرار شد. با شنيدن صداى انتفاضه ۱۹۹۰ كردها و شيعيان عليه رژيم بعث، رهبر حزب كنگره ملى به همراه اعضاى حزب راهى شمال عراق شد تا جنبش براندازى مردم عراق عليه صدام را در جبهه شمال پيش برند. اما حركت آن روز چلبى و همرزمانش ناكام ماند و بسيارى از هواداران و خويشان سياسى او اعدام و يا دستگير شدند.
چلبى زمستان ۸۱ همزمان با تغيير رژيم بعث وارد عراق شد تا به گفته خودش رفتن ديكتاتور را به چشم ببيند.
در دوره استقرار دولت جديد نام چلبى در رديف يكى از اركان شوراى حكومتى مطرح گرديد. رهبر كنگره ملى عراق در دوره جديد از اين شانس برخوردار بود كه هر دو جناح غالب بر صحنه (شيعيان و كردها) سرسازش با او داشتند. در جريان اجلاس هاى مهمى كه به تأسيس دولت جديد و تقسيم قدرت در عراق منجر شد، چلبى توانست به واسطه ارتباطات داخلى و مناسبات گسترده بين المللى، نام خود را در ليست حكومت جديد وارد كند. رهبر كنگره ملى عراق همه تجربه ها و هنرهاى حزبى خود را به كار گرفت، تا نقش يك چهره فن سالار مسالمت جو را در عراق جديد كه از بى تجربگى و افراط گرايى در رنج بود، ايفا كند. از اين رو او خود را به مراجع و شيوخ پرنفوذ گروهها و اقوام مختلف نزديك ساخت. چلبى با آويختن به انديشه «عراق متكثر و دموكرات» در كنار رهبرانى ايستاد كه مى كوشيدند نظام سياسى جديد عراق را بر پايه اصول دموكراسى، ميانه روى و چند حزبى تعريف كنند. اقدامات و موضع گيريهاى چلبى در دوره انتقال قدرت، نشانه هاى آشكارى از اين واقعيت داشت كه رهبر حزب كنگره ملى در پى كسب موقعيتى فراتر از سياستمداران عراقى است.
تبليغات محافل رسانه ها نيز در اين مرحله به كمك چلبى آمد تا نام او بيش از ساير رهبران در رديف مدعيان صدارت عراق مطرح شود. تا جايى كه برخى محافل او را نامزد مطلوب غرب و اميد اصلى واشنگتن براى تصدى كرسى رياست دولت جديد خواندند و لقب كرزاى عراق را براى رهبرى كنگره ملى اطلاق كردند.
با اين اوصاف جنجال و تنش هيچ گاه گريبان سياستمدار ليبرال عراق را رها نكرد. از اواسط سال گذشته پاى چلبى به يك نزاع سياسى جديد كشيده شد. طرف هاى اين دعوا نه رقيبان داخلى چلبى كه دوستان نزديك او در غرب بويژه آمريكا بودند، با انتشار گزارشى در نيويورك تايمز آمريكاييها رهبر حزب كنگره ملى را در برابر اتهام پيمان شكنى قرار دادند. ادعاى آمريكايى ها اين بود كه چلبى اطلاعات سرى آنها درباره ايران را به همراه منابع امنيتى شان به تهران فاش كرده است. از پى اين ادعا، باب اتهامهاى جديد نيز عليه چلبى گشوده شد. آمريكاييها گناه پيدا نشدن مدارك تسليحات كشتار جمعى صدام را به گردن او انداختند و در اتهام ديگر كه به كمك اردنى ها و محافل متعصب عرب ساخته شد رهبر كنگره ملى عراق به عنوان مسبب حذف و تسويه بقاياى رژيم سابق و چهره هاى سياسى جناح تسنن معرفى شد و چنين گفته شد كه دولت بوش با مشورت چلبى تصميم به انحلال ارتش بعث و شبكه مديران حزب بعث گرفته است و مجموعه اين اتهامها درنهايت به تعرض نيروهاى آمريكايى و عراقى به دفتر چلبى در بهمن ۸۳ منجر شد.
قضاياى زمستان سال ۸۳ روابط سران حزب كنگره ملى با واشنگتن را تيره ساخت و در همان حال پرده از يك واقعيت مهم سياسى برداشت و آن تضاد عميق برخى دولتهاى عربى بويژه خاندان حكومتى اردن با چلبى بود. عبدالله دوم پادشاه اردن كه پرچم رهبرى اپوزيسيون عرب را در برابر حكومت جديد بغداد برافراشت، مستقيماً چلبى را به عنوان رقيب سرسخت براى جناح تسنن عراق وانمود كرد. اما اطلاعات منتشره در مطبوعات غرب آشكار ساخت كه اختلاف حاكم امان با رهبر كنگره ملى عراق ريشه در ماجرايى ديگر دارد. ماجرايى كه در آن چلبى به اتفاق برادر شاه پيشين اردن اقدام به ايجاد فعاليت اقتصادى، در قالب تأسيس بانك بترا كرده بود.
به هرحال رهبر كنگره ملى عراق پس از قريب يكسال در سفر واشنگتن برابر محافل منتقد و مخالف خود ايستاد. او در چند رشته مصاحبه و سخنرانى خود جامعه مطبوعاتى آمريكا را كه منشأ اصلى انتشار اخبار جنجالى عليه اش بودند به مناظره و محاجه طلبيد. چلبى حتى اعلام كرد كه حاضر است با مخالفانش در جمع نمايندگان مجلس آمريكا رودررو شود.
اينكه آيا مخالفان چلبى در كاخ هاى جهان عرب يا نهادهاى سياسى آمريكا دعوت او را به مصالحه و آتش بس اجابت خواهند كرد يا نه مشخص نيست، آنچه روشن است چراغ سبز آشكارى است كه واشنگتن در اين مرحله براى همكارى دوباره با متحد فراموش شده غرب نشان داده است.
احمد چلبى در مقام معاون نخست وزير عراق در كاخ سفيد با استقبال گرم روبرو شد.
فهرست ملاقات مقامهاى كاخ سفيد اين حدس را قوت بخشيد. علاوه بر رايس كه كوشيد خاطره تر شرويى پاول با چلبى را از بين ببرد، چلبى از طرف رامسفلد (وزير دفاع)، استفان هاردلى (مشاور امنيتى بوش) و ديك چنى (معاون رئيس جمهور) رهبر كنگره ملى را به حضور پذيرفتند.
رويكرد تازه كاخ سفيد به احياى نقش چلبى در صحنه عراق، پرسشهاى بسيارى را در ذهن ناظران دامن زده است. كارشناسان حوزه عراق اكنون عمدتاً در تقلاى حل اين معما هستند كه آيا ويژگيها و تواناييهاى فردى رهبر ۶۰ساله كنگره ملى عراق سرانجام نگاه واشنگتن را به موقعيت او جلب كرد يا آنكه اساساً روابط پنهان و آكنده از مصلحت كاخ سفيد با كادر رهبرى حزب كنگره ملى است كه گاهى در قالب قهر و نزاع و گاهى ديگر در هيأت دوستى تبلور پيدا مى كند.
درهر حال در ماجراى تجديد مودت چلبى و تيم بوش پاى نيازها و مقتضياتى جديد در ميان است مقتضياتى كه وزارت خارجه كاندوليزا رايس را بر آن داشته تا حول نقش چهره هاى ليبرال شيعه و كرد عراق سرمايه گذارى ويژه اى انجام دهد.
پروژه جديد دولت آمريكا در همكارى با چلبى همانند گذشته طرحى محرمانه است چنان كه مذاكرات رايس با او محرمانه خوانده شد. اما در تحليل ناظران از اهداف و آينده اين همكارى دو نكته بيشتر از همه مورد توجه قرار گرفته است. اول اينكه چلبى به طور محسوس خود را كانديداى پست كليدى نخست وزيرى آينده عراق كرده است و در اين راستا تلاش مى كند اختلافات و كدورت هاى خود با طرف هاى مؤثر در صحنه عراق را از بين ببرد. بر طبق اين فرضيه، كاخ سفيد در استراتژى آينده خود قدرت گرفتن يك چهره ليبرال را بر ادامه زمامدارى چهره هاى نسبتاً مستقل كه خواستار خروج نظامى آمريكا از عراق هستند ترجيح مى دهد، به عبارتى روى آوردن واشنگتن به سمت عناصر ليبرال نشان از آن دارد كه روند همكارى كاخ سفيد با حاكمان فعلى بغداد دستخوش اختلافها و نوساناتى جدى است از اين نگاه احمد چلبى با ويژگيهاى يك سياستمدار شيعه و كرد مى تواند بديل و رقيب همزمان براى هر دو گروه از سياستمداران كرد و شيعه كنونى بغداد باشد كه ميل به كنترل دخالت آمريكا دارند.
فرض و احتمال دوم به دنبال تحليل دوستى دوسويه چلبى با دو قدرت رقيب در عراق (ايران و آمريكا) است. برخى ناظران رهبر كنگره ملى را پل نامرئى تفاهم واشنگتن و تهران در صحنه عراق مى بينند و معتقدند در هر گامى كه براى كاهش تنش و رفع اختلاف ميان آن دو قدرت در آينده عراق برداشته شود، نقش اول را چلبى ايفا خواهد كرد. اين رشته از تحليل ها پس از آن مطرح شد كه چلبى درست يك هفته قبل از ديدار با سران كاخ سفيد راهى تهران شد. درباره انتخابات آينده عراق و نقش جناح شيعه و كنگره ملى با مقامهاى سياسى ايران وارد مذاكره شد.
در هر حال فارغ التحصيل ديروز دانشكده رياضى آمريكا اكنون با حضور در كانونهاى معادلات ديپلماسى يكبار ديگر توان بازيگرى خود را به رخ رقبا كشيده است. چلبى دريافته است كه حزب و جناحش پشتوانه قومى و سنتى احزاب ديگر را ندارد و او براى ماندن در ميدان تصميم سازى ناگزير است كمبودها و كسرى قدرت حزبى خويش را با هنر ديپلماسى جبران كند.
شايد در كارزار سياست امروز عراق بتوان گفت شانس و اقبال نيز با اين دولتمرد يار بوده است كه او پس از يك افول و انزواى كامل دوباره احيا شده است. تاريخ و محيط بحرانى عراق چندان با نسل سياستمداران بلند پرواز دمساز نبوده است چنانكه از سقوط صدام تاكنون بسيارى از زبدگان و نامداران سياسى اين كشور از صحنه حذف شده اند. تاكنون در هر برهه از تغييرات سياسى عراق نام چندين تن از نخبگان شيعه، كرد و سنى عراق به عنوان قهرمانان احتمالى آينده عراق بر زبانها جارى شده اما در نهايت ستاره بخت شان به اندك تلنگرى افول كرده است، مى توان در اين فهرست بلند نام هايى آشنا از جمع رهبران پر آوازه اپوزيسيون سابق را نگاشت: اياد علاوى، بحرالعلوم، حازم شعلان، عدنان باجه چى و ... اما گويى تقدير و مقدرات سياسى در مورد سياستمدار كهنه كار كُرد به گونه ديگرى رقم خورده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |