- محمود لواسانى، متولد ۱۳۱۱ در لبنان.
- اخذ مدرك ديپلم فلسفه از «الكلية الاسلامية العاملية» بيروت در سال ۱۳۳۲ (۱۹۵۳).
- اخذ مدرك ليسانس حقوق قضايى از دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران در سال ۱۳۴۰.
- گذراندن دوره دكتراى فلسفه از دانشگاه فرايبورگ سوئيس، ۸۱-۱۹۸۰.
- رايزن فرهنگى در سفارت ايران در سوئيس، ۸-۱۳۵۷.
- عضو انجمن فلسفه ژنو و عضويت در اتحاديه انجمن هاى فلسفه به زبان فرانسه از سال ۱۹۹۲ تاكنون.
- ارائه ۵ مقاله در ۵ كنگره اتحاديه انجمن هاى فلسفه به زبان فرانسه.
- مسؤول و هماهنگ كننده امور شوراهاى عالى نهاد مالى «الدار المال الاسلاميه» در ژنو.
- تدريس در دانشگاه تهران و دانشگاه علامه طباطبايى.
- عضو مؤسس و دبيركل يك انجمن غيردولتى حقوق بشرى در ژنو به نام «البيت المسلم».
- انجام سخنرانى هاى متعدد در زمينه حقوق در مقر اروپايى سازمان ملل (در ژنو).
- آثار تأليفى:
۱- سوئيس، تمدنى است بى جنجال.
۲- فلسفه حقوق بشر و نقد مبانى آن.
۳- مكاتبات با فلاسفه (زيرچاپ).
۴- مجموعه كنفرانس ها (مكتوب).
تسلط او به زبانهاى فرانسوى، انگليسى و عربى كمك كرده بود تا پس از تأسيس مؤسسه غيردولتى «البيت المسلم» و به عنوان دبيركل آن، در جلسات مرتبط با مباحث حقوق بشرى در ژنو مقر اروپايى سازمان ملل متحد حضور يابد و براى معرفى فرهنگ هاى شرقى به جوامع غربى سخنرانى كند و در پنج كنگره انجمن هاى فلسفه به زبان فرانسه كه هر دو سال يك بار برگزار مى شود مقالاتى را عرضه كرده و به ارائه آن بپردازد.
محمود لواسانى متولد ۱۳۱۱ لبنان است. پدرش آيت الله حاج سيدحسن لواسانى همشاگردى آيت الله ميلانى و آيت الله العظمى خويى بوده و مدتى هم شاگرد آيت الله نائينى، روحانى مشروطه طلب ايرانى مقيم عراق بوده است. در زمانى كه مراجع نجف پس از جنگ جهانى اول به سمت ايران مراجعت كردند، پدر لواسانى هم به لبنان مهاجرت كرده و در منطقه شيعى نشين جبل عامل مستقر مى شود و صاحب تأليفاتى همچون «علم الكلام»، «تاريخ النبى احمد» و «تواريخ الانبياء» و رساله عمليه بوده است. محمود لواسانى، دوره ابتدايى تحصيلى را در مدرسه دولتى «رشديه» صيدا مى گذراند و براى تحصيل در مقطع دبيرستان وارد كالج مقاصد اسلاميه مى شود و در نهايت ديپلم فلسفه را از كالج عامليه بيروت كه مخصوص شيعيان بوده درسال ۱۹۵۳ (۱۳۳۲ ش) دريافت مى كند.
كالج مقاصد اسلاميه رنگ اسلامى الازهرى داشته و استاد فقه لواسانى هم يكى از مفتى هاى بزرگ الازهر بوده است ولى كالج عامليه يا به لفظ عربى آن «الكلية الاسلامية العاملية» توسط شيعيان در بيروت تأسيس يافته بود.
دوره تحصيل او در مدرسه رشديه مصادف بوده با جنگ جهانى اول (۱۸-۱۹۱۴) و او درگيرى فرانسوى هاى دولت مارشال پتن (دولت دست نشانده آلمان نازى) با نيروهاى انگليسى و نيروهاى طرفدار ژنرال دوگل رهبر حكومت در تبعيد فرانسه را مشاهده مى كند و متحمل رنج هاى اجتماعى متعددى مى شود و حتى به ياد مى آورد كه براى مصون ماندن از درگيرى ها و بمباران ها به يك «غار» هم پناه برده است! در سالهاى پس از جنگ هم فرهنگ فرانسوى در لبنان حاكم مى شود و زبان، تاريخ و فلسفه فرانسه و آثار فلاسفه فرانسوى همچون ژان ژاك روسو، ولتر، مونتسكيو و آثار ادباى فرانسه بر او تأثير مى گذارد و نحوه تدريس در مدرسه المقاصد هم باعث آشنايى او به اشعار شعراى عرب مى شود و او بدين طريق با دو فرهنگ عربى و فرانسوى آشنايى عميق پيدا كرده و تسلط به اين زبانها علاوه بر زبان انگليسى و زبان مادرى اش يعنى فارسى در مراحل بعدى به او كمك مى كند تا در معرفى عالم اسلام به جوامع غربى ايفاى نقش كند.
پدر لواسانى در سال ۱۹۵۰ (۱۳۲۹) به ايران برمى گردد ولى فرزند آنها تا سال ۱۹۵۵ در لبنان مى ماند و مدتى معلم و مدير مدرسه مى شود و به تدريس زبان هاى عربى و فرانسه در مدرسه العروبة (عربيت) روى مى آورد.
درسال ۱۹۵۵ با اصرار پدر و مادرش به ايران برمى گردد؛ يعنى در سال ۱۳۳۴شمسى و به مدت ۲ سال براى تسلط يافتنش به زبان فارسى كار مى كند. اگرچه در زمان اقامت خانواده اش در لبنان، با تأكيد پدرش مجبور بوده در داخل منزل به زبان فارسى صحبت كند. مى گويد: «يك بار در منزل در جواب سؤال پدرم «نعم» گفتم و او سريعاً به من گفت نعم يعنى چه؟ در داخل خانه بايد بگويى: بله!»
بالاخره در سال ۱۳۳۶ با موفقيت در آزمون ورودى به دانشكده حقوق و علوم سياسى راه پيدا كرده و دررشته حقوق قضايى تحصيل مى كند. در سال سوم تحصيل در دانشگاه با خانمى كه هم اكنون همسرش هست ازدواج مى كند. بعد از فراغت از تحصيل در سال ،۱۳۴۰ به عنوان مشاور حقوقى در شركت نفت در آبادان اشتغال به كار را درسال بعد شروع مى كند و در سالهاى ۴۳-۱۳۴۱ در دوره دكتراى حقوق قضايى تحصيلات خود را ادامه مى دهد.
از استادان برجسته اش نام دكتر حسن امامى ، دكتر متين دفترى، دكتر پورهمايون و دكتر كريم سنجابى و دكتر محمدنصيرى را به ياد مى آورد.
در سال ۱۳۴۳ به دستگاه ديپلماسى كشور مى پيوندد و در نهايت در سال ۱۳۵۸ هم به عنوان رايزن در سفارت ايران در سوئيس مشغول به كار مى شود.
در سال ۱۹۸۰ تحصيل در دوره دكتراى فلسفه را در دانشگاه فرايبورگ سوئيس آغاز مى كند و از سال ۱۹۸۲ تا ۱۹۹۴ به مدت ۱۲سال در نهاد «الدار المال الاسلامية» كه فعاليت هاى بانكى داشته و با سرمايه اوليه يك ميليارددلار شروع به كار كرده و رئيس آن هم اميرمحمد فيصل بوده كار مى كند. او در نهاد مذكور، هماهنگ كننده امور شوراهاى عالى بوده است؛ يكى شوراى سياسى عالى كه وزراى عرب و غيرعرب عضو آن بوده اند و ديگرى شوراى مذهبى كه افراد مختلفى از مصر، عربستان، سودان و ديگر كشورهاى عربى عضو آن بوده اند.
در سال ۱۹۹۲ عضو انجمن فلسفه ژنو مى شود كه زيرمجموعه اتحاديه انجمن هاى فلسفه به زبان فرانسه است و هر دو سال يك بار، كنگره آن با يك عنوان خاص برپا مى شود.
عشق و علاقه لواسانى به فلسفه باعث مى شود كه از آن بعد در كنگره هاى اتحاديه شركت كند و مقالاتى را ارائه دهد.
در بيست و ششمين كنگره اتحاديه كه در لوزان سوئيس و در سال ۱۹۹۴ برگزار شده بود شركت كرد؛ كنگره اى كه با عنوان «طبيعت» برپا شده و او با مقاله اى تحت عنوان «طبيعت و هدف از خلقت انسان» به طرح بحث پرداخت.
در بيست و هفتمين كنگره اتحاديه كه عنوان «تفكر دكارت» داشته و محل تشكيل آن پاريس بوده شركت نمى كند.
در بيست و هشتمين كنگره، او براى دومين بار شركت مى كند. عنوان كنگره «فلسفه و متافيزيك» بوده و لواسانى مقاله اى را تحت عنوان «آيا نفس و روح معناى واحدى دارند؟» مطالبش را عرضه مى كند. اين كنگره در دانشگاه «لاوال» كبك كانادا در سال ۱۹۹۸ برپا شده بود و محمود لواسانى هم استدلالش را در زمينه متفاوت بودن «روح» و «نفس» مطرح مى كند.
در بيست و نهمين كنگره اتحاديه كه در دانشگاه بلونياى ايتاليا در سال ۲۰۰۰ با عنوان «فلسفه و صلح» برگزار شده بود با مقاله زيرعنوان «حقوق بشر و وابستگى هاى متقابل انسانى» حضور پيدا مى كند و مى گويد:« هچ بشرى نمى تواند بدون كمك ديگران به نيازهاى خود پاسخ دهد و بنابراين بايد به حقوق ديگران احترام بگذارد و حقوق بشر را كه پايه آن مساوات است مورد توجه قرار دهد تا بشر بتواند در صلح و آرامش زندگى كند.»
در كنگره بعدى اتحاديه كه در سال ۲۰۰۲ در شهر نيس فرانسه و در دانشگاه آن برگزار شده بود، مطلبى را تحت عنوان «عقلانيت رودرروى گفت وگوى تمدنها» در كنگره كه عنوان «انسان و عقل» داشته ارائه مى دهد و به اين موضوع مى پردازد كه عقل داور خوبى براى رفع تشنج بين بشر نبوده است.
در كنگره بعدى اتحاديه كه در دانشگاه نانت فرانسه و در سال ۲۰۰۴ با عنوان «انسان و تعقل» به علت كسالت و مريضى حضور پيدا نمى كند ولى مقاله «تفكر تنها صفت موجودى است به نام انسان» را براى چاپ در مجموعه مقالات كنگره ارسال مى كند.
لواسانى، فلسفه را جست وجوى حقيقت تعريف مى كند و وظيفه فيلسوف را جواب دادن به آخرين چراها مى داند.
معتقد است كه در كنگره هاى ياد شده سؤالاتى همچون «چرا انسان وابستگى دارد؟ چرا انسان، حقوق بشر مى خواهد؟ چرا انسان روح و نفس دارد؟» را مطرح كرده و به آنها پاسخ داده است. اين ايرانى متولد لبنان كه فزونتر از ۴۳ سال در دنياى عرب زندگى كرده و ۲۷ سال اخير را تقريباً در سوئيس گذرانده معتقد است كه بايد جنبه هاى تعارضى بين دو فرهنگ غرب و فرهنگ شرق را بشناسيم و به حل مسالمت آميز آنها بپردازيم.
او به دعوت مجمع جهانى اهل بيت در سال ۱۹۹۸ به تهران مى آيد و در كنگره حقوق بشر شركت مى كند.
همچنين لواسانى در دو كنفرانس ديگر در زمينه حقوق بشر در تهران سخنرانى مى كند و علاوه بر اين موارد مدتى هم در دانشگاه تهران و دانشگاه علامه طباطبايى به تدريس فلسفه حقوق بشر پرداخته است.
چندين كنفرانس او در دانشگاه النسى هم به صورت كتاب چاپ شده و برخى از كنفرانس هاى او به صورت مشترك با كنفرانس هاى ديگر اساتيد و صاحبنظران به صورت مكتوب در محافل علمى كشورهاى غربى منتشر شده است.
محمود لواسانى كه در لبنان به دنيا آمده، در كشورهاى عربى در مناصب مختلف فعاليت شغلى داشته و سالهاى متمادى است در سوئيس زندگى مى كند، ميزان علاقه اش را به نسبت به كشور اينگونه بيان مى كند:
«فوق العاده به ايران علاقه مندم. درست است كه من در لبنان متولد شده ام و به آن سمپاتى دارم ولى به آن عشق نمى ورزم. مادر من در لبنان همواره در گوش ما زمزمه ها و آوازهاى ايرانى مى خواند، داستانهايى همچون امير ارسلان نامدار را براى ما تعريف مى كرد و با اشعار فردوسى آشنا بوديم و در خانه مان در لبنان بايست به زبان فارسى صحبت مى كرديم و عشق و علاقه من به ايران و فرهنگ ايرانى در آنجا شكل گرفت و با من باقى مانده و خواهد ماند.»