دوشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۴ -
Mon, Nov 14, 2005
فرهنگ و انديشه
۳۳۰۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
گزارش خبرنگار «ايران» از پنجاه و هفتمين نمايشگاه بين المللى
كتاب فرانكفورت(۳)
حضورى آبرومند اما ...
235827.jpg
ليدا فخرى
*  سلام آقاى منتقد
يك روز گذشته بود و طبيعى بود كه انس و آشنايى ام با نمايشگاه بيشتر شود و از سرگردانى و سردرگمى روز اول كما بيش نجات پيدا كنم. دستم آمده بود كه كدام غرفه  ها جذاب تر است و كدام غرفه ها را بايد فقط به نگاهى سر سرى از نظر بگذرانم. غرفه  اى از كشور رمانى، كتاب هاى فراوانى با موضوع تاريخ عرضه كرده بود كه به زبان هاى مختلف تأليف شده بودند. در ميان آن همه موضوع تاريخى آشنا و نا آشنا، چشمم به آشنايى خورد. قبلاً تصويرش را در روزنامه هاى ايران ديده بودم، با همان چهره جدى و سيماى انبوه از محاسن، با عينكى كه جديت را در قيافه اش تشديد مى كرد.
سراغش رفتم گفتم: «جناب سليمى نمين، سلام!» با لبخند به من نگاه كرد و سلامم را پاسخ داد. نه كنجكاوى كرد بداند كى هستم، از كجايم، چطور اينجا آمده ام و به چه نيتى سلامش داده ام. زود و بى تعارف دعوتم كرد كتابى را كه در دست داشت ببينم. حالا عكس فرح ديبا را روى جلد كتاب مى ديدم كه ايستاده بود و لبخند روى صورتش يخ كرده بود. سليمى نمين گفت: «اين كتاب را كه مى بينى ما در ايران نقدش را نوشته و منتشر كرده ايم.» به عنوان كتاب دقت نكردم ولى به نظرم آمد كه خاطرات فرح ديبا باشد. سليمى از من خواست اگر در حين بازديد ازغرفه ها به كتاب مهم و قابل توجهى در حوزه تاريخ برخوردم به او اطلاع دهم. پيش خودم گفتم؛ شايد مى خواهد نقد آن كتاب را هم بنويسد. مى دانستم كه كمتر كتاب تاريخ معاصر است كه به فارسى باشد و او نخوانده و نخواهد بر آن نقد بنويسد. من هم متقابلاً ازاو خواستم كه اگر در حوزه رسانه و ارتباطات، كتاب شاخص و در خور توجهى ديد مرا در جريان گذارد. پيش از سفرم جناب آقاى «بيژن مقدم» مدير جديد«ايران» كه اكنون با موافقت ايشان در سفرم، از من خواسته بود اگر كتاب شاخصى در حوزه رسانه و ارتباطات ديدم آن را براى انتشارات مؤسسه ايران تهيه كنم.
سليمى پرسيد «آمارى از نمايشگاه دارم؟» و من كه روز دوم كارم بود طبيعى بود بگويم نه. مى گفت خوبست آمارى تهيه كنى و اگر خواستى من هم كمكت مى كنم. پيشنهاد سليمى را معقول ديدم. پرس وجو كه كرديم گفتند در غرفه ناشران آلمانى پايگاهى است كه هر آمارى بخواهيد مى دهند. حالا به اتفاق سليمى نمين پاى كامپيوترى بودم كه مى گفتند كانون آمار و اطلاعات نمايشگاه است.
آمارهاى دودزا
در نمايشگاه امسال ۷ هزار و ۲۲۳ ناشر از صد كشور شركت كرده بودند كه از اين تعداد ۴ هزار و ۲۸ ناشر آلمانى، ۷۰۰ ناشرآمريكايى و ۸۰۰ ناشر انگليسى بودند كه در مجموع اين ۷ هزار و ۲۲۳ ناشر با داشتن ۶ هزار و صد غرفه در مساحتى برابر با ۱۶۴ هزار مترمربع، ۳۸۰هزار و ۶۶۵ عنوان كتاب را ارائه كرده بودند. سليمى هم موافق بود كه اين آمار دودزا است! ميزان گستردگى تعداد ناشران دود از كله كنجكاو ما بلند كرد.
در نمايشگاه ، كشورها علاوه بر عرضه كتاب و نشان دادن صنعت نشر خود با حضور نويسندگان، مترجمان، ويراستاران و چهره هاى شاخص اهل فرهنگ خود طى دو هزار رويداد فرهنگى به ارائه فرهنگ و تمدن خود مى پردازند. گويى نمايشگاه علاوه بر اينكه مكانى بود براى داد و ستد بين المللى حق امتياز نشر كتاب ها و بستن قرارداد حق ترجمه آثار بين ناشران كشورهاى مختلف و آشنايى با صنعت نشر و كتاب سازى ديگر كشورها، همچون شبكه ارتباطى وسيعى بين كارگاه هاى ادبى، روزنامه ها و مؤسسات انتشاراتى عمل مى كند.
برخى از ناشران ترجيح داده بودند علاوه بر آوردن كتاب، از نويسندگان، مترجمان و دست اندركاران صنعت نشر خود دعوت كنند تا براى بازديدكنندگان امكان آشنايى و گپ و گفتى با اهل قلم و فرهنگ كشورشان را فراهم آورند كه گاهى به علت حضور اين افراد در برخى از غرفه ها، اين غرفه ها بسيار شلوغ و پرمخاطب بود. اينچنين ناشران، بازديدكنندگان و مخاطبين غرفه شان را به يك مهمانى كوچك سرپايى دعوت مى كردند كه به افتخار حضور چند تن از اهل قلم و فرهنگ آن كشور برپا شده بود.
فقط «حق» فروختنى است!
نمايشگاه كتاب فرانكفورت معمولاً محل خريد و فروش كتاب نيست. بگذريم از اينكه در غرفه هاى ايران فروش كتاب امرى معمول بود. اما طى پنج روز برپايى نمايشگاه به جز روز پايانى كه روز بازديد عمومى است در چهار روز ديگر كه دو روز اول آن به بازديد متخصصين اختصاص دارد، بطور معمول فقط حق كپى رايت كتاب ها و حق امتياز ترجمه آن بين ناشران داد و ستد مى شد. ناشران از ماه ها پيش از نمايشگاه توسط بازارياب هاى حرفه اى و متخصص، كتاب هاى موردنظر خود را از طريق سايت هاى اينترنتى انتخاب مى كنند و در نمايشگاه به منظور داد و ستد امتياز كپى رايت آنها پاى ميز مذاكره مى نشينند. افسوس خوردم كه ايران به عنوان يكى از معدود كشورهاى جهان كه عضو سازمان تجارت جهانى نيست و قانون كپى رايت را رعايت نمى كند نمى تواند در چنين دادوستدهاى بين المللى اى حضور فعال داشته باشد. شايد به همين دليل هم بود كه فضا و حال و هواى غرفه هاى ايران متفاوت از ديگر غرفه هايى به نظر مى رسيد كه يك ربع به يك ربع قرار ملاقات داشتند و در حال مذاكره با ناشران ديگر كشورها بودند تا بتوانند برسر فروش يا خريد حق امتياز نشر كتابى به توافق برسند. حتى گاهى به نظرم مى رسيد كه برخى از ناشران ايرانى حاضر در نمايشگاه، با امكانات عرضه شده و فضا و حال و هواى نمايشگاه آشنايى لازم را ندارند. تعداد معدودى از اين ناشران ايرانى حتى به حد كافى به زبان انگليسى مسلط نبودند و اين مانع بزرگى براى عرضه كارهايمان در نمايشگاه بود چرا كه بسيارى از سمينارها، برنامه ها و منابع اطلاعاتى تنها به زبان انگليسى ارائه مى شد.
رودررو با فيشر
حسن هرنمايشگاه اين است كه چهره هاى مهم خصوصاً چهره هاى سياسى با ظاهرى مهربان تر و گشوده تر در آن حضور مى يابند حتى اگر آن چهره سياسى يوشكا فيشر وزير خارجه آلمان و ديپلمات ارشد اتحاديه اروپا در مذاكرات هسته اى با ايران باشد.
وقتى به اتفاق عباس سليمى نمين در حال بازديد از غرفه ها بودم، مرد ميانسالى را برابر خود ديدم كه موهاى سپيد و سياهش مرا ياد مذاكرات ايران و اروپا حول مسائل هسته اى مى انداخت . وزير خارجه آلمان روبرويم ايستاده بود. نظر سليمى نمين هم همين بود كه از اين فرصت استفاده كنيم و گفت وگويى ولو كوتاه با او انجام دهيم.
فيشر همراه محافظين خود همچون ديگر بازديدكنندگان از سالن ادب و هنر ناشرين آلمان بازديد مى كرد بدون اينكه گرد او ازدحامى باشد. وقتى كارت خبرنگارى نمايشگاه كتاب را بر سينه من و سليمى نمين ديد گويا خود را ملزم مى دانست كه پاسخگو باشد. با يك لبخند جدى در مقابلمان ايستاد. مى توانستيم خيلى چيزها از او بپرسيم اما ترجيح غريزى ما اين بود كه اگر قرار است سؤالى مطرح شود بهتر است در حوزه مسائل روز باشد. كدام مسأله جهانى تر از مسائل هسته اى:
* مردم ايران معتقدند حق مسلم آنان را در ارتباط با انرژى هسته اى ناديده مى گيريد؟
- اينگونه نيست. بحث هايى درباره انرژى هسته اى هست كه ما برسر آنها با ايران مسأله داريم. ايران به اندازه كافى انرژى براى سوخت دارد...
* اما انرژى هسته اى تنها به منظور سوخت نيست.
- اين را قبول دارم.
* براساس قوانين آژانس بين المللى انرژى اتمى، اين حق مسلم ما است كه به انرژى هسته اى دست پيدا كنيم و شما داريد اين حق را از ما مى گيريد.
- اميدوارم مذاكرات با ايران ادامه پيدا كند و به توافق قابل قبولى براى دو طرف برسيم.
بيشتر مى  خواستم از فيشر بپرسم اما اشاره سرودست يكى از همراهان فيشر، او را ظاهراً متقاعد كرد از حلقه محاصره خبرنگاران زودتر درآيد. او رفت اما چيزى كه براى من از نفس اين پرسش و پاسخ مختصر مهم تر بود الزامى بود كه گويا اين ديپلمات ارشد در خود مى ديد كه در برابر تقاضاى خبرنگاران، ولو به صورت كوتاه، توقف كند و پاسخگو باشد.
واقعاً « فقط شترها كتاب نمى خوانند؟»
تهران كه بودم آقاى يوسفى، همكارم در گروه انديشه «ايران»، پيشنهاد داد كه «فرانكفورت كه رفتى از خسرو ناقد غفلت نكن.» خودم هم مى دانستم كه بايد محضرش را درك كنم. براى دكتر ناقد پيغامى فرستاده و خواسته بودم وقتى را براى گفت وگو با «ايران» اختصاص دهد. اهل مطبوعات ايران مقالات متعددى از او درباره نمايشگاه فرانكفورت خوانده اند عبارت او را كه عنوان يكى از مقالاتش است همه به ياد دارند: «فقط شترها كتاب نمى خوانند!» قرارم با دكتر ناقد ساعت ۱۲ ظهر روز دوم نمايشگاه (۲۰ اكتبر) بود. او استاد شرق شناسى و ايران شناسى در دانشگاه هاى آلمان است، نامى شناخته شده و قلمى آشنا براى اهل فرهنگ ايران دارد . صحبت من با ناقد يك ساعتى طول كشيد. از من درباره وضعيت نشر و مطبوعات در ايران پرسيد. كلامش همچون نامش طعمى از انتقاد داشت. حتى از ما هم در روزنامه ايران انتقاد كرد كه مقالاتش را با كمى تلخيص كار مى كنيم يا اينكه كتابى را كه از «انتشارات ايران» سفارش داده بود برايش نفرستاده ايم.از انتقاد فراتر، حتى از ما دلخور بود. اما من كتاب مورد نظر او را كه «نظريه كنش ارتباطى» اثر يورگن هابرماس با ترجمه كمال پولادى بود برايش آورده بودم. بعد از توضيحات من، مى شد احساس كرد از حجم انتقاد يا حتى دلخورى هايش كاسته شده است. قول همكارى داد و شايد به دليل حساسيت و دقت علمى اش خواست كه سؤالات را به او بدهم تا در يك فرصت مناسب و با دقت بيشترى پاسخ دهد. «كرسى هاى شرق شناسى و ايران شناسى در آلمان» و «نگاه آلمانى ها به جريان هاى فكرى در ايران» دو محور اصلى سؤالات من از او بود كه بعد در فرصتى مناسب اين گفت وگو را خواهيد خواند.
با دكتر ناقد در انتشارات روشنگران و مطالعات زنان قرار ديدار گذاشته بودم. با هم تا غرفه «اتحاديه ناشران ايران» قدم زديم او كه سابقه حضور ۱۵-۱۰ ساله در نمايشگاه فرانكفورت را دارد معتقد بود كه امسال حضور ايران بسيار بهتر و آبرومندانه تر از سال هاى گذشته است.
خوب بوديم اما...
حرف ناقد كمابيش قابل فهم بود. اما من هنوز فاصله زيادى بين كتاب هايى كه ناشران ايرانى در نمايشگاه عرضه كرده بودند با كتاب هاى ديگر كشورها احساس مى كردم. به ويژه در خصوص كتاب سازى و فيزيك كتاب اين فاصله بيشتر به چشم مى آمد. شايد به اين دليل كه موضوع رساله ام «نشانه شناسى طرح جلد كتب» است ، بى اختيار اولين نكته اى كه نظرم را جلب مى كرد طرح جلد كتاب ها و كتاب سازى بود. در بحث كتاب سازى، جلد كتاب به عنوان آستانه ورود به متن يكى از شاخصه ها و لايه هاى نشانه اى مهم است كه خود به عنوان يك متن در كنار ديگر لايه هاى متنى به منظور اطلاع رسانى و ترغيب مخاطب عمل مى كند.
نكته دومى كه در ارزيابى غرفه هاى ايران به نظرم مشخص و بارز آمد نداشتن غرفه اى مستقل و البته پرقوت براى عرضه قرآن هاى نفيس چند زبانه با چاپ و خط و صحافى ويژه ايران بود و البته اين كمبود در زمينه غرفه مستقل براى ارائه آثار دينى خودمان با ترجمه هاى درست ودقيق به چند زبان نيز احساس مى شد. به ويژه وقتى از كنار غرفه هاى تركيه كه در نزديكى غرفه هاى ايران بود رد مى شدى اين كمبود را كاملاً احساس مى كردى. با اينكه تركيه كشورى لائيك است ولى بخشى مستقل براى كتب دينى در نظر گرفته بود كه اغلب كتاب ها به زبان انگليسى بود يا اينكه خلاصه و معرفى اى مفصل به دو زبان انگليسى و آلمانى داشت. اينطور كه جويا شدم گويا رايزن دينى تركيه در آلمان بسيار فعال عمل مى كند. از سويى ديگر در نمايشگاه، غرفه هايى به چشم مى خورد كه تورات و انجيل و كتاب هاى مقدس را با چاپ هاى نفيس و ويژه و با ترجمه هاى چندزبانه عرضه كرده بودند.
اما مورد سومى كه با ارزيابى غرفه هاى ناشران ايرانى به نظرم غير قابل چشم پوشى آمد نوع انتخاب كتاب ها براى عرضه در نمايشگاه بود.
گويا ناشران ايرانى و مسؤولان اين غرفه ها، ايرانيان خارج از كشور را مخاطبين اصلى كارهاى خود فرض كرده بودند؛ در حالى كه شايد لازمه حضور و عرض اندام در چنين مجامع بين المللى اى داشتن ديدى وسيع تر و افقى دورتر باشد. شايد پسنديده تر اين بود كه ناشران ۱۰۰كشور جهان و ۲۷۰ هزار بازديدكننده اين نمايشگاه را مخاطب خود مى ديديم. اگر با چنين ديدى در نمايشگاه حاضر مى شديم حداقل همتى كه مى كرديم اين بود كه براى كتاب ها معرفى و خلاصه اى دوزبانه (انگليسى _ آلمانى) تهيه مى ديديم كارى كه اغلب ناشران كره اى و ژاپنى و ديگر ناشران باسابقه انجام داده بودند.
پنجشنبه ادامه گزارش منتشر خواهد شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |