سه شنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۴ -
Tue, Nov 15, 2005
فرهنگ و پايدارى
۳۳۱۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
گفت وگوى روز
همايش «بسيج و رسانه»
تنفس كلمات
ادبيات دفاع مقدس آينه تمام نمايى از پتانسيل هاى رها نشده يك ملت بزرگ در دفاع از ارزشهاى ملى و مذهبى، هويت، كيان، گذشته، حال و آينده اين سرزمين مى باشد.
پرويز بيگى حبيب آبادى- شاعر
گفت وگوى روز
همايش «بسيج و رسانه»
شناساندن چهره واقعى بسيج
به مردم را ، در اولويت قرار داده است
235938.jpg
اشاره: سومين همايش «بسيج و رسانه» با هدف تعامل رسانه اى در حوزه بسيجيان و شناسايى جايگاه و منزلت ويژه اين عزيزان امروز سه شنبه
۲۲ آبان ماه در تهران برگزار مى شود به همين مناسبت با سيد مهدى صفوى دبير اين همايش گپ و گفتى كوتاه داشته ايم كه مى خوانيد:
* جرقه راه اندازى همايش «بسيج و رسانه» چگونه شكل گرفت؟
- دغدغه هميشگى ما اين بود كه يك فاصله يا يك خلأيى بين ما و اصحاب رسانه وجود دارد كه بايد پر شود. البته رسانه ها اين توجه را هميشه به بسيج داشته اند اما اين كار يك طرفه بود، اين بود كه تصميم گرفتيم براى معرفى چهره واقعى بسيج و براى تقدير و تشكر از زحمات خبرنگاران اين حوزه همايش «بسيج و رسانه» را هر سال برگزار كنيم .
* چه اهدافى را در اين گونه همايش ها دنبال مى كنيد؟
- شناساندن چهره واقعى بسيج به مردم مهمترين اولويت ما در برگزارى چنين همايش هايى است. متأسفانه هنوز شناخت مردم از واژه «بسيج» برمى گردد به سال هاى دفاع مقدس. در حالى كه بسيج ، فعاليت هاى بسيار گسترده ترى را در زمينه هاى مختلف اعم از تيم هاى امداد و نجات، سدسازى و در مجموع آبادانى كشور برعهده دارد.
* و حال انتظار شما از رسانه ها چيست؟
- هدف همه ما يكى است. ما مى خواهيم كه رسانه ها بسيج را طورى به مردم معرفى كنند كه در خور شأن آن ها باشد. امروز بسيجيان در عرصه هاى ملى و بين المللى افتخارات فراوانى كسب مى كنند از المپيادهاى ورزشى گرفته تا... در واقع كاربرد اين واژه را با دوران دفاع مقدس تفكيك كنند.
* آيا «رهاورد» برگزارى اين همايش ها را مثبت ارزيابى مى كنيد؟
- صددرصد، چرا كه داشتن تعامل با رسانه ها خود به خود بسيارى از مسائل را حل مى كند و خبرنگاران از اطلاعات بيشترى در اين حوزه برخوردار خواهند شد ما نيز سعى كرده ايم كه اين تعامل را در طول سال حفظ كنيم و تنها به يك روز و مكان خاص محدود نكنيم.
* صحبت آخر...
- آينده كشور متعلق به بچه هاى اين مملكت است. اكثر بچه هاى بسيجى در سنين جوانى هستند و ما اميدواريم رسانه ها در حوزه بسيج آنطور عمل كنند كه فعاليت هاى اين بسيجيان در محاق خبرى قرار نگيرد. البته ما هم از مسائل و مشكلات روزنامه نگاران مطلع هستيم اما در هر حال اميدواريم اين هماهنگى و همدلى با خبرنگاران روز به روز گسترش يابد.
معجزه
235959.jpg
* حميد تاجدوزيان
در اردوگاه شماره ۱۱ تكريت كه اسراى مفقود در آن نگهدارى مى شدند و به صورت مخفى اداره مى شد، بچه هاى زيادى بودند كه هر كدام به طرز دلخراشى شهيد شدند اين بود كه ما بعد از گذشت دو سالى از اسارت، تصميم گرفتيم كه اسامى آنان را جمع آورى كرده و حتى نام قاتلين و طرز شهادت آنها را نيز ثبت كنيم. و در موقع مناسبت به همراه بچه هايى كه احياناً خيال فرار داشتند و يا حدس اينكه ممكن است روزى روزگارى (خداى نكرده) سروكله صليب سرخ و يا سازمان بين الملل پيدا شود و يا بچه هايى مخصوصاً مجروحين از ما زودتر به ايران برگردند، به ايران بفرستيم تا از وضع و روزگار ما اطلاع پيدا كنند، اين بود كه شروع به جمع آورى كرديم و با پرسش از اسراى آسايشگاهها و بندهاى ديگر اردوگاه تقريباً ۲۷ اسم و همچنين نام خانوادگى آنان، نام پدر، محل تولد، سن در موقع شهادت، نام اردوگاه، اسامى قاتلين، طرز به شهادت رسيدن، وسايل به كار گرفته شده در شهيد كردن آنان، محل شهادت و تاريخ شهادت را در اين ليست آورديم و در كاغذهاى زرورق سيگار آنها را به طور مخفيانه ثبت كرديم كه معمولاً شبها زير پتو و پشت ديوارها اين كار را انجام مى داديم. گفتنى است كه بعضى از اسامى ثبت شده در ليست به دلايل ديگر به غير از كينه مستقيم دشمن شهيد شده بودند. مثلاً بعضى ها در اثر عدم رسيدگى به شهادت رسيده بودند و يا بعضى ها از ترس و تهديد سكته كرده بودند، به هرحال ليست فوق تهيه شده بود و آماده تكثير بود.
ليست تهيه شده بنا بود در دو نسخه ديگر تهيه شود يكى براى ارسال به ايران و ديگرى نيز براى وقتى كه احياناً مقام مسؤولى به اردوگاه مى آمد كه تا آخر اسارت به غير از روزى كه مى خواستيم به ايران بياييم از اين آقايان خبرى نشد. به هر حال نسخه مادرليست مذكور را كه قبلاً تهيه كرده بوديم و آن را به اندازه يك كپسول پنى سيلين پيچيده و بسته بندى كرده و دوخته بوديم مدت زيادى در فاصله دو جدار كيسه انفرادى نگه داشته بوديم، بيرون آوردم و در خلوت شب به حالت دراز كش پشت ديوار و در پناه پتو شروع به تكثير يك نسخه ديگر آن روى كاغذ زرورق كردم اما با توجه به جو آسايشگاه و تردد هر ازگاه بچه ها و نيز وجود افراد خبر چين (متأسفانه براى تكه اى نان چه كارهايى كه نمى كردند) نتوانستم ليست را تا آخر بنويسم. مسأله به شب بعد موكول شد اما از شانس بد فرداى همان روز كه براى آمار به حياط رفتيم يكبار گروهبان عراقى كه به على ابليس مشهور شده بود و در به شهادت رسيدن بچه ها خصوصاً شهيد على اكبر قاسمى نيز نقش داشت، گفت كه امروز آسايشگاهها بايد تفتيش شود و فقط پتوها را براى تكاندن خاك و غبار آنها به بيرون بياوريد، شايد اين هم كار خدا بود كه ما فرصت ۱۰  دقيقه اى پيدا كنيم و به داخل آسايشگاه برويم، با استرس و دلهره به سراغ كيسه انفرادى خود رفتم و در حالى كه بچه ها مشغول بيرون بردن پتوها بودند ليست شهدا را كه به صورت موقتى جاسازى كرده بودم برداشتم و در فكر اين بودم كه خدايا حالا اين ليست كه به صورت دو تا صفحه بود و آنها را بسته بندى نكرده بودم كجا پنهان كنم، از اين گذشته عراقيها به كمك عوامل خودشان تمام جاها را حتى در زير لباسها را بازرسى مى كردند به هر حال در آن فرصت كوتاه، گيج و مبهوت بودم كه به ياد قسمت دستشويى در گوشه آسايشگاه افتادم. سراسيمه به آنجا رفتم هر دو صفحه را در فاصله زير كاسه دستشويى و پايه آن قرار دادم كه چه قراردادنى، كاغذ مذكور چون زرورق سيگار بود در زير كاسه دستشويى مى درخشيد اما مجال سر و سامان دادن به آن را با توجه به نعره نگهبان كه بچه ها را به بيرون آسايشگاه هدايت مى كرد نداشتم، كار بيرون آوردن پتوها تمام شد و ما در صف پنج تايى نشستيم اما من چه حال و هوايى داشتم فقط خدا مى داند. صداى تپش قلبم را خودم مى شنيدم و دست و پاهايم سست شده بود و دلهره عجيبى سراپايم را فرا گرفته بود، صحنه هاى شهادت بچه هايى كه در ليست به همراه نام قاتلين و طرز شهادت رسيدن آنان در ذهنم تداعى مى كرد. خوب طبيعتاً چون چند سالى از معركه جبهه و جنگ و شهادت دور مانده بوديم، كمى ترسيده بودم با خود مى گفتم: خدايا اگر ليست را پيدا كنند چه مى شود؟ در اين فكر بودم كه يكباره قرائت آيه مباركه آية الكرسى به ذهنم خطور كرد و با نذر و نياز به درگاه خداوند متضرعانه شروع به خواندن كردم و تنها به خدا اميد بستم. باور كردنى نيست كه بگويم در جلوى چشمان نگران و مبهوتم كه از محوطه حياط به درون آسايشگاه مى نگريستم و هر لحظه منتظر اتفاق ناگوارى بودم، گروهبان عراقى يعنى همان على ابليس تمام جاى آسايشگاه را تفتيش كرد و حتى قسمت دستشويى و نيز زير كاسه آن را بازبينى كرد و متوجه وجود صفحه هاى نقره اى رنگ زرورقها كه ليستى از اسراى قهرمان شهيد شده در اردوگاه ۱۱ بودنشد، آنجا بود كه بار ديگر به معجزه آية الكرسى پى برده و خداى بزرگ را شكر و سپاس گفتم.
«مسافر ملكوت» در خراسان رضوى نقد شد
پنجمين نشست نقد كتاب دفاع مقدس در خراسان رضوى برگزار شد. در اين نشست كه به نقد كتاب «مسافر ملكوت» نوشته سعيد عاكف، اختصاص داشت از نثر و حديث اين نويسنده در تدوين خاطرات دفاع مقدس قدردانى شد. در اين جلسه يكى از منتقدان جسارت نويسنده را در پرداختن به مقوله هاى امدادهاى غيبى قابل ستايش دانست.
۱۲ نمايشنامه در ششمين جشنواره سراسرى تئاتر بسيج
اسامى نويسندگان متون نمايش ششمين روز جشنواره سراسرى تئاتر بسيج اعلام شد.
به گزارش روابط عمومى ششمين جشنواره سراسرى تئاتر دفاع مقدس اسامى اين نويسندگان به اين شرح است: محمد چرمشير با نمايشنامه «روزگار» و نغمه هايش _ جليل اميرى با «اين جنگ است»- مهدى پور رضائيان «شير على» على دلپيشه «عروسى در ساعت ۱۲‎/۳۰ نيمه شب»- سيد حسين فدايى «معلمى به نام سفر» يعقوب صديق جمالى «محبوبه هاى شب»- عباس هاديان «تاك مقدس» فؤاد ابراهيميان «فاجعه»- ساسان قجر «وار ۱۹۸۱» - حميد ابراهيمى «آواى باد» - مسعود سميعى «مسافر»- و عليرضا حنيفى با «قطار جنوب و قطعه گمشده.»گفتنى است اين جشنواره از ۲۷ آبانماه جارى تا يكم آذر همزمان با آغاز هفته بسيج در همدان برگزار مى شود.
نخستين جشنواره فيلم كوتاه ارتش به كار خود پايان داد
هيأت داوران اولين جشنواره فيلم كوتاه ارتش ، جوايز خود را به قرار زير اهدا كردند: در بخش تقدير ويژه هيأت داوران به خاطر بازى هنرمندانه در چندين فيلم لوح سپاس و تنديس خود را به هنرمند جانباز «رضا ايرانمنش» اهدا كرد.همچنين لوح سپاس و تنديس به «فضل الله عسگرنژاد» به خاطر ساخت مستند «دزفول ۵۹» از گروه مخابرات سماجا اهدا شد. «حسن نيك سيرت» و «رضا رخصت پناه» نيز به خاطر ساخت مستند «جاده پيروزى» از گروه مخابرات سماجا لوح سپاس و تنديس دريافت كردند. در بخش مسابقه نيز هيأت داوران جايزه بهترين جلوه هاى ويژه را به «جواد شريفى راد» به خاطر مجموعه آثار ارائه شده اهدا كرد.
در بخش بهترين تصويربرداران نيز هيأت داوران جوايز خود را به «كيوان يوسفى» براى نماهنگ «آسمانه»، «بايرام فضلى» براى نماهنگ «پرسپوليس» و «حسين مشكين» براى مستند «خارك» اهدا گرديد.
جايزه بهترين تحقيق فيلمنامه مستند نيز به «محمدرضا وطن دوست» براى تحقيق فيلمنامه مستند «در دامان سرخ كوه» تعلق گرفت. جايزه بهترين نماهنگ به «ابراهيم سعيدى» براى كارگردانى نماهنگ «پرسپوليس» اهدا شد.
جايزه بهترين فيلم داستانى به «سعيد دريادل» براى كارگردانى «رستم دستان» و مجموعه آثار ارسال شده تعلق گرفت.جايزه بهترين فيلم مستند نيز به خاطر كارگردانى فيلم مستند «خارك» به «رضا عطارزاده» تعلق يافت. در ضمن هيأت داوران در دو بخش فيلمنامه داستانى و تدوين هيچ يك از آثار شركت كننده را شايسته دريافت جايزه ندانستند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |