سه شنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۴ -
Tue, Nov 15, 2005
مهرگان
۳۳۱۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
درباره محمدجواد اميدوارنيا
ازابر كوه تا چين!
- محمدجواد اميدوارنيا، متولد ۱۳۲۲ ابركوه يزد.
- اخذ مدرك ديپلم ادبى از دبيرستان نمازى شيراز، ۱۳۴۲.
- اخذ مدرك ليسانس علوم سياسى ازدانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران.
- اخذ مدرك فوق ليسانس علوم سياسى از دانشگاه ملى (شهيد بهشتى فعلى).
- اخذ مدرك دكتراى علوم سياسى از دانشگاه پكن چين، ۱۳۵۹.
- تدريس در دانشگاه عالى دفاع ملى و دانشگاه امام حسين(ع).
- كاردار ايران در چين، ۵۹ _ ۱۳۵۸.
- مسؤول ميز چين دفتر مطالعات سياسى وزارت خارجه، ۷۴ _ ۱۳۶۴.
- تأليف دهها مقاله در حوزه هاى مختلف و از جمله درباره مسائل چين.
- تأليف كتابهاى «چين و خاورميانه»، «روندهاى نو و قدرت هاى آينده در آسيا و پاسيفيك»، «سير تحول در انديشه نظامى و سياست تسليحاتى چين»، «ريشه هاى دگرگونى در اتحاد جماهير شوروى با نگاهى مقايسه اى به چين» و «امنيت در قرن بيست و يكم؛ ديدگاه چين» (زير چاپ)
- ترجمه ۳ جلدكتاب از زبان چينى به زبان فارسى:
۱- از امپراتور تا شهروند ۲- چين و آسياى مركزى ۳- فرهنگ اسلامى و ايرانى در چين
- ترجمه دو جلد كتاب يونسكو از انگليسى به فارسى:
۱- امپراتورى چين ۲- راه ابريشم
235953.jpg
يكى از چند ايرانى تحصيلكرده اى است كه تحصيلات عالى و آكادميك خود را در مورد چين و تاريخ و تحولات معاصر و جديد آن تداوم داده و مطالب متعددى در همين خصوص تأليف و ترجمه كرده و چند كتاب به زبان چينى را به زبان فارسى ترجمه كرده است.
محمد جواد اميدوارنيا متولد ۱۳۲۲ ابركوه استان يزد است كه هم اكنون جزو معدود چين شناسان ايرانى به شمار مى آيد. او تحصيلات ابتدايى و دبيرستان را در دبستان و دبيرستان مولوى ابركوه تاكلاس دهم شروع كرد و ادامه داد و دو سال آخر متوسطه را در دبيرستان نمازى شيراز سپرى كرد و در سال ۱۳۴۲ ديپلم ادبى اش را در همين دبيرستان دريافت كرد.
مدتى بعد، تحصيلات عالى خود را در دانشسرا شروع مى كند كه به لحاظ مشكلات و ضيق مالى، تحصيل علم را رها مى كند و براى تأمين معاش به مشاغل مختلف و از جمله كارگرى روى مى آورد. اما علاقه او به انجام كارهاى ديپلماتيك او را وا مى دارد تا در آزمون ورودى دانشكده حقوق و علوم سياسى شركت كند.
با كسب موفقيت در آزمون ورودى دانشگاه، دانشجوى دانشكده حقوق و علوم سياسى مى شود.
«استادانى كه در آن زمان داشتيم همه نخبه بودند. برخى از آنها هم مانند دكتر كاتوزيان الآن خوشبختانه در قيد حيات هستند. استادان فوق العاده اى بودندو صاحب تفكر و در مسائل علمى و آكادميك با بى طرفى برخورد مى كردند و سعى نداشتند دانشجو را به سمت يك گرايش خاص سياسى سوق دهند.»
بعد از فارغ التحصيل شدن در سال ،۱۳۴۴ به علت سن بالاى پدر و مادرش معافيت كفالت مى گيرد و به تبع ستوان وظيفه هم نمى شود.
ميل او به ادامه تحصيل باعث مى شود در رشته علوم سياسى مقطع فوق ليسانس دانشگاه ملى (شهيد بهشتى كنونى) تحصيلاتش را ادامه دهد؛ دانشگاه تازه تأسيسى كه در يكى از شمالى ترين نقاط شهر تهران برپا شد.
مى گويد: «دانشگاه تازه تأسيسى بود ولى محيط خوبى داشت. اصولاً محيط دانشگاهى محيط مناسب و خوب است و من شخصاً براى چنين محيطى احترام خاصى قائلم.»
عنوان پايان نامه كارشناسى ارشدش، «حكومت هاى مقايسه اى» بوده و در آن كوشيده حكومت هاى سوسياليسم، كمونيسم و سرمايه دارى را از منظر عملى و عملكردى مورد نقد و بررسى علمى قرار دهد.
از منظر عملى و عملكردى، فارغ ازجبهه گيرى ايدئولوژيك به صورت مقايسه اى مورد نقد و بررسى قرار دهد و ببيند اين سيستم ها از نظر مديريت، تفكر دفاعى، نگاه به اقتصاد و تمركز قدرت و ساير مباحث چه تفاوت هايى با يكديگر دارند.
او در پايان نامه اش نخواسته نتيجه گيرى خاصى در خصوص برترى يكى از آنها سيستم هاى حكومتى ارائه دهد.
و اضافه مى كند كه نمى دانسته در داخل كشورهاى بلوك شرق آن زمان چه مى گذشته و تنها پس از فروپاشى شوروى كمونيستى بوده كه نقاط ضعف اين سيستم مشخص شده است.
در دوره جنگ سرد كه ايران هم به نوعى جزو بلوك غرب محسوب مى شد، در ايران وضعيت مطالعه و بررسى سيستم كمونيستى و كلاً نظام هاى چپگراى چگونه بوده است؟
اميدوارنيا معتقد است كه اگر كسى كتابى مى نوشت و يا در محيط دانشگاهى پايان نامه و تزش را صرفاً با ديدگاهى علمى مطرح مى كرد با مخالفت مواجه نمى شد ولى اگر كسى قصد دفاع از كمونيسم و ماركس و لنين را مى داشت اوضاع فرق مى كرد.
او كه در سالهاى قبل از ورود به دانشگاه اهل مطالعه هم بوده و كتابهاى هزار و يك شب، چهار درويش، شاهنامه، ديوان حافظ، گلستان و بوستان، كليله و دمنه و سفرنامه ناصرخسرو را خوانده است، در امتحان استخدام وزارت خارجه شركت مى كند و از ميان ۱۰۵۰ نفر پذيرفته شده در مرحله اول، جزو ۱۰ نفر پذيرفته شده نهايى مى شود و در كليه مراحل آزمون از جمله مصاحبه، معاينات روانى و بدنى و غيره موفقيت حاصل مى كند و از آنجا كه صرفاً براساس لياقت و شايستگى خويش انتخاب شده بود، در سالهاى بعد از انقلاب هم دچار دردسر خاصى نمى گردد.
235905.jpg
در سال ۱۳۵۲ در زمان سفارت عباس آرام در چين، به آن كشور اعزام مى شود و اين اولين مأموريت خارجى او در سفارت خارج از كشور است. در اين مدت تا سال بازگشت به تهران در سال ،۱۳۵۶ زبان چينى را هم فرامى گيرد.
در وزارت خارجه، مسؤول ميز امور چين مى شود و پس از درخواست احمدعلى بهرامى سفير وقت ايران در چين كه اعتقاد داشت فردى مى خواهيم كه به زبان چينى آشنا باشد، مجدداً اميدوارنيا به پكن پايتخت چين اعزام مى شود.
در سال ۱۳۵۸ تا يك سال بعد كه ظاهراً رئيس هواپيمايى وقت ايران سفير ايران در چين مى شود، اميدوارنيا كاردار ايران در چين مى شود. بعد از مراجعت به تهران و سه سال كار و خدمت به عنوان مسؤول ميز چين، در ساختمان مركزى وزارت امور خارجه ايران، تقاضاى بازنشستگى خود را به آقاى منوچهر متكى رئيس اداره شرق آسيا و پاسيفيك (و وزير كنونى) وزارت امور خارجه مى دهد ولى با آن موافقت نمى شود. در سال ۱۳۶۴ درخواست مى كند به دفتر مطالعات وزارت خارجه واقع در شمال پايتخت انتقال يابد. اين درخواست تحقق پيدا مى كند و اميدوارنيا در آنجا تا سال ۱۳۷۴ يعنى زمان بازنشستگى اش، مسؤول ميز چين مى شود.
در دومين مأموريت اش به چين در سالهاى ۵۹ _ ۱۳۵۷ موفق مى شود در دانشگاه پكن تحصيلاتش را تا مقطع دكترا ادامه دهد و از تز دكترايش با عنوان «چين و امنيت آسيا» هم دفاع مى كند.
در رساله دكترايش آورده كه چين پس از مائو رهبر كاريزماى آن كشور چه تحولاتى را تجربه كرده و اين تحولات چه اثرى بر مناسبات منطقه و جهان برجا خواهد گذاشت.
محمدجواد اميدوارنيا چين شناس ايرانى معتقد است كه «چين، قدرت بزرگى است كه مى رود به سمت اينكه به يك ابرقدرت تبديل بشود و به گونه اى واقع گرايانه، منافع و مصالح خودش را مانند كشورهاى اروپايى و آمريكاى شمالى پيگيرى مى كند.»
اميدوارنيا كتاب خاطرات آخرين امپراتور چين كه آخرين امپراتور سلسله منچو (۱۹۱۱ _ ۱۶۴۴) بوده را به فارسى برمى گرداند. امپراتورى كه در سال ۱۸۹۵ بعد از شكست طرح اصلاح طلبانه كانگ يوى قدرت را در سنين خردسالى به طور موروثى كسب كرد اگرچه حاكم واقعى ملكه داوگار بوده و اين ملكه را آخرين رهبر اصلاح طلب سلسله منچو ناميده اند.
انقلاب چين كه در سال ۱۹۱۱ به رهبرى دكتر سون يات سن به پيروزى رسيد نسبت به آخرين امپراتور خوش رفتارى نشان مى دهد و امپراتور هم در كتابش مدعى شده رهبران جمهورى چين (۱۹۴۸ _ ۱۹۱۱) با او خوش رفتارى كرده اند.
اميدوارنيا در زمان وقوع حوادث تيان آن من پكن (۱۹۸۹) در محدوده ميدان حضور داشته ولى مى گويد: «درخواست دانشجويان براى استقرار دموكراسى در آن شرايط و چند سال پس از مرگ مائو واقع بينانه نبوده است.»
وى اعتقاد خود را در مورد علم و ارزش آن بدين صورت بيان مى كند: «انسان اگر سرمايه مالى در دست داشته باشد ممكن است كسى آن را بدزدد و يا ورشكست بشود. اما يك پزشك يا مهندس و يك كسى كه در امر خاصى تخصص دارد، مغزش سرمايه اصلى او است و اين سرمايه ضامن اصلى زندگى او مى باشد.» مى گويد : من به اهدافم رسيده ام و زندگى يكنواختى را تجربه كرده؛ مانند پر كاهى روى آب بوده و نه سنگى كه در ته آب باشد و يا موجودى كه در آسمان باشد و هر لحظه گلوله خوردن هم برايش متصور باشد.
البته به زعم او، اين نوع زندگى محافظه كارانه نيست.
درباره تدريس اش در دانشگاه عالى دفاع ملى و دانشگاه امام حسين(ع) مى گويد: «من محيط هاى سياسى و متشنج را دوست ندارم. مايلم در فضايى كه عملگرايى بر آن حاكم است درس بدهم. مثلاً در دانشگاه دفاع ملى به مقاماتى درس مى دهم كه اطلاعات و آموزه هاى ارائه شده را به كار مى گيرند.»
از ديد او اگر با ديد مثبت به زندگى نگاه كنيم، آن را سرشار از نكات مثبت مى بينيم. مثلاً اگر با عينك زرد ببينيم محيط اطراف را به رنگ زرد مى بينيم و اگر از عينك صورتى استفاده كنيم محيط پيرامونى را به رنگ صورتى خواهيم ديد.
بررسى يك دو راهى هم مانده كه خاطراتش را بنويسيد و يا اينكه تجربه چين و موقعيت ها و چالش هاى آن را.
اگرچه مى گويد احساس جهانى نسبت به همه مردم دنيا دارد ولى در ادامه مى گويد: «كشورم را بيشتر از كشورهاى ديگر دوست دارم.»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |