|
حرف دل
|
|
|
|
دنياى غذاها
|
|
|
|
|
|
دانشگاه
|
|
|
|
|
حرف دل
گل هاى باغ ما
|
|
|
دو كبوتر جوان، از گروه جدا شدند و به آهستگى روى شاخه درخت نشستند. نگاهى بر مناظر اطراف انداختند و اولى پرسيد: - به نظرت اون گل نرگس شهلا و گل سرخ كه كنار چشمه روييدند، دارن توى اين آفتاب سوزان چى در گوش هم پچ پچ مى كنند؟! دومى لبخندى زد وگفت: - اينكه كارى نداره! ساكت باش تا صداشون رو بشنويم! - ببين خودت هم خوب مى دونى كه من از تو زيباترم، پس بيخودى بحث نكن! در ضمن من از تو متنفرم، اينو چند بار بايد بگم؟!! -ولى نرگس خانوم، ما هر دو گل هستيم و به يك اندازه زيباييم! خدا در خلقت ما هيچ تفاوتى نگذاشته مگر در رنگهامون. تازه من از تو متنفر نيستم! بهتره اين تكبرو كنار بگذارى. گل نرگس با غرور و نخوت صورتش را به جانب ديگر گرفت.ناگهان فرياد زد و گفت: -خداى من! اينها چيه كه از ساقه من بالا مى آد؟! گل سرخ ناباورانه جواب داد: - اينا آفته! بايد يك طورى جلوشونو بگيريم! گل نرگس فرياد ديگرى سر داد: - همش تقصير تو بود ديگر! حالا بايد چه كار كنيم؟! گل سرخ لبخندى زد و گفت: - نگران نباش عزيزم! اين آفت ها تقصير من نيست ولى من يه فكر خوب دارم! گل سرخ خم شد و به زحمت راهى باز كرد و آب خنك چشمه بر پاى ساقه گل نرگس روان شد. بلافاصله برگهايش را تكان داد و ايجاد نسيم كرد. سپس خم شد و اجازه داد تا آفت هاى فرارى بر او بچسبند. طولى نكشيد كه سر تا به پاى گل سرخ، مملو از آفت شد. كم كم رنگ چهره اش به زردى گراييد و برگ هايش خشكيد. گل نرگس ناباورانه بر اين فداكارى خيره شد و با بغض ناليد: - آخه چرا اين كارو كردى؟! گل سرخ در حالى كه آخرين نفس هاى خود را مى كشيد لبخند محزونى زد و گفت: - من سالهاست كه در كنار تو هستم و هميشه دوستت داشتم، ولى نخوت و خودخواهى تو باعث شد كه متوجه اين مسأله نشى. قول مى دى كه هيچ وقت من و فراموش نكنى؟ گل نرگس ضجه زنان پيكر بى جان دوستش را در آغوش كشيد و فرياد زد: - نه! خواهش مى كنم من و تنها نگذار! تازه فهميدم كه من هم در تمام اين سال ها تورو دوست داشتم و به حضورت عادت كردم! چشمات و باز كن تا بگم چقدر دوستت دارم!! ولى گل سرخ هرگز چشم هايش را باز نكرد. دو كبوتر هق هق كنان از روى شاخه پريدند و رفتند. فرداى آن روز، دو كبوتر ديگر، به كنار چشمه آمدند تا خود را سيراب كنند. اولى گفت: - آخى! اين دو تا گل آفت زده، چه عاشقانه در آغوش هم خشك شدند!! كبوتر دوم سرش را به زير انداخت و لبخندى تلخ روى لب هايش نشست!... زهره كلهر
|
|
|
|
|
دنياى غذاها
راهى براى كم خوردن
|
|
|
پرديس شكيبا براى انتخاب غذا چه نكاتى را در نظر مى گيريد؟ به احتمال زياد پاسخ شما به اين پرسش يك يا چند مورد ذكر شده در زير است. ۱- ارزش غذايى آنچه مى خورم در درجه اول اهميت است، اينكه بتوانم در يك روز كارى سخت تمام نيازهاى بدنى ام را از صبحانه، ناهار، شام و احياناً ميان وعده ها را تأمين كنم مهم ترين فاكتور در انتخابم مى باشد. ۲- غذايى كه مى خورم مى بايست با شرايط اقتصادى زندگيم هماهنگ باشد. نمى توانم تمام پولم را صرف سير كردن شكم خود كنم! ۳- به سلامت بدنى اهميت مى دهم. از خوردن غذاهاى چرب و غذاهايى كه سيستم گوارشى ام را تحريك مى كند و يا مشكلات قلبى - عروقى ايجاد مى كنند، پرهيز دارم. ۴- خوشمزگى غذا در درجه اول اهميت است. يك غذاى خوشمزه را بدون در نظر گرفتن موارد قبلى بايد خورد مگر چند بار زندگى مى كنى؟! ۵- تنوع ماده غذايى بسيار مهم تر از ساير موارد است. از اينكه سال ها مجبور بوده ام غذاهاى تكرارى را بخورم خسته شدم، دوست دارم غذايى را بخورم كه تا به حال نخورده ام، يك تجربه جديد! ۶- اصلاً از غذا خوردن بيزارم، اگر مجبور نبودم، هيچ تمايلى به خوردن نداشتم، كاش يك روز قرصى توليد كنند كه با خوردن يك دانه از آن از صبحانه، ناهار و شام بى نياز شويم! (تعجب نكنيد اين نظر يك جوان است!!) اگر ۱۰۰ درصد پاسخ ها از ميان ۶ مورد ذكر شده نباشد حداقل ۹۹ درصد آنها چنين است؟!! اما شايد خواندن مطالب اين بخش گزينه اى جديد را به انتخاب هاى ما اضافه و يا گزينه اى را كم كند!! اين هم يك غذاى صدادار!! و تغيير حالت دهنده عضلات چهره!! حشرات خوراكى يكى از تركيبات اصلى غذاها، در كشورهاى مختلف بشمار مى آيند. در برخى مناطق اين كره خاكى، انسانهايى همچون من و شما با لذت فراوان ملخ، موريانه، شپش، عقرب، كرم، سنجاقك، آخوندك، پروانه، سوسك و ... مى خورند! برخى از اين مردم آنقدر با علاقه اين حشرات را مى خورند كه حتى در كنار غذاهاى ديگر هم از اين گروه جانورى به عنوان چاشنى استفاده مى كنند و معتقدند يك غذاى خوشمزه حرف اول را مى زند! جمعيت شناسان و خوردن حشرات افزايش سريع جمعيت انسانى، زنگ خطرى است كه هشدار قحطى و فقر در آينده را مى دهد. عده اى از متخصصين علم تغذيه، جامعه شناسى و... معتقدند «منطقى ترين راه براى تأمين نيازهاى غذايى بشر خصوصاً در كشورهاى محروم استفاده از تمام امكانات و منابع غذايى موجود است. (حتى اگر فكر خوردن حشرات نفرت انگيز! باشد). اين محققين حتى به وجود مزارعى براى پرورش حشرات خوراكى هم اشاره دارند و به دلايل بسيارى اين كار را عاقلانه تر از پرورش دام مى دانند: - نخست آنكه اين جانوران براى رشد و توليد مثل به مواد غذايى زيادى نياز ندارند (حجم غذاى گاو را با كرم مقايسه كنيد). - دوم اينكه براى رشد و پرورش اين موجودات فضاى زيادى لازم نيست. (محل زندگى و فضاى اشغال شده توسط يك گوسفند و موريانه تا چه حد قابل مقايسه هستند؟!) - سرعت تخم ريزى و رشد حشرات به هيچ عنوان با زاد و ولد پستانداران و پرندگان تأمين كننده غذاى انسان قابل مقايسه نيست (رشد يك بره را با تعداد تخم ها و سرعت رشد در سوسك مقايسه كنيد). - اين گروه از جانوران به تعداد فراوان و گونه هاى مختلف در دسترس بشر هستند. - و با كمال تعجب عده اى معتقدند بسيار بسيار خوشمزه تر از گوشت حيواناتى چون مرغ، ماهى، گوساله و گوسفند است. ارزش غذايى حشرات! در حال حاضر ۴۴ نوع حشره خوراكى در جهان استفاده مى شود. آنها از منابع غنى پروتئين، ويتامين و املاح محسوب مى شوند. براساس گزارش FAO اين گروه با داشتن پتاسيم، كلسيم، منيزيم، روى و آهن و ويتامين B منبع با ارزشى به حساب مى آيند. در حال حاضر در برخى مناطق آفريقايى براى مبارزه با سوء تغذيه كودكان از نوعى كرم خوراكى خشك شده آرد تهيه مى شود و به غذا افزوده مى شود. همچنين از آرد ذكر شده براى تغذيه زنان باردار يا بيمار و همچنين كسانى كه كم خونى دارند (به جهت ميزان بالاى آهن، كلسيم و پروتئين) استفاده مى شود. به طور كلى حشرات از نظر ميزان انرژى در مقايسه با سويا، ذرت، عدس، گوشت و حبوبات منبع مناسب ترى هستند. يك غذاى اشرافى! - در بعضى مناطق دنيا، برخى حشرات بسيار گران هستند. مثلاً در هندوستان غذايى كه از كرم ابريشم تهيه مى شود گران تر از ابريشم توليدى توسط كرم است! - در برخى رستوران هاى مكزيك يك پرس لارو پروانه بسيار گران است. - مصرف كنندگان چينى فقط سالانه بيش از ۱۰۰ ميليون دلار براى خوردن نوعى مورچه هزينه مى كنند. - كنسروهاى گران قيمتى از حشرات در برخى كشورها مانند مكزيك و ژاپن تهيه و صادر مى شود. حشرات در كشورهاى مختلف در بسيارى از نقاط دنيا به اين مخلوقات كوچك به عنوان منبع با ارزشى نگاه مى شود. آفريقايى ها كرم، ملخ، موريانه و مورچه را منبع غنى از پروتئين مى دانند. ژاپنى ها به پرورش كرم ابريشم به عنوان يك منبع غذايى توجه دارند و مكزيكى ها سال هاى سال است كه حشره مى خورند. پسران در اين كشور از شكار ملخ ها لذت مى برند، به سوسك هاى درختى مانند يك هله هوله نگاه مى كنند (خوراكى مشابه چيپس يا پفك و...) و با حشرات آبى غذايى خوش عطر و بو به همراه پياز و سير و فلفل و قارچ مى پزند و تخم نوعى مورچه قرمز رنگ را در سالاد مخصوص مى ريزند و با لذت مى خورند! آنها از پروانه هاى كوچكى كه در اطراف شعله آتش به زمين مى افتند به همراه نمك نوعى چيپس تهيه مى كنند كه ۱۰۰ گرم آن حاوى ۶۰-۳۷ گرم پروتئين و ۳۳-۴ گرم چربى است (پروتئين و چربى معادل با ۱۰۰ گرم گوشت قرمز). حتى برخى حشراتى كه مصرف مى كنند كلسيم و فسفرى معادل با تخم اردك دارند. - در الجزاير بوميان يك منطقه از اين كشور از پخت ملخ در آب نمك و خشك كردن آن در آفتاب خوراكى خوشمزه تهيه مى كنند. - ژاپنى ها چندين نوع غذا از حشرات تهيه مى كنند كه ليست برخى از آنها كه در رستوران هاى اين كشور يافت مى شود عبارتند از: - hachi-no-ko لارو زنبور معمولى (همان هاچ زنبور عسل خودمان است!!) - zaza-mushi لارو حشرات آبى - inago ملخ سرخ شده مزارع برنج - semi جيرجيرك سرخ شده - sangi پروانه ابريشم سرخ شده - مردم نيجريه و غرب آفريقا نيز از جيرجيرك، بيد، ملخ، كرم و لارو شپش درختى و سوسك براى تهيه غذا استفاده مى كنند. آن را زير منبع نور يك كاسه آب قرار مى دهند و حشراتى كه به دور نور پرواز مى كنند و سپس داخل آب مى افتند را جمع كرده براى تهيه غذا استفاده مى كنند و معتقدند ملكه حشرات از ساير افراد گروه خوشمزه تر است. آنها جيرجيرك ها را از تونل هاى خاكى جمع مى كنند و سپس بر روى آتش سرخ كرده اجزاى اضافى داخل شكم آنها را بيرون كشيده و سپس مى خورند. ملخ ها را نيز مانند جيرجيرك مى خورند، گرچه برخى از كشاورزان اين منطقه ملخ را خام مى خورند. در برخى نقاط اين كشور از نوعى كرم درختى هم پس از خشك شدن براى تهيه سوپ سبزيجات استفاده مى كنند و با كمال تعجب لارو سوسك را نيز از آشغال ها، زباله ها، فاضلاب يا كود مى گيرند و پس از جدا كردن قسمت پايين شكم كه روده هاست، سوسك را مى شويند و آن را كاملاً سرخ كرده و مى خورند. البته خيلى از آنها اين غذا را به علت آنكه از نقاط كثيفى تهيه مى شود نمى خورند. - تايلندى ها از زنبور عسل، حشرات آبى، مورچه، ملخ و آخوندك مى خورند. - مردم اندونزى هم از طرفداران سرسخت سنجاقك ها هستند و غذاى لذيذى را با آن تهيه مى كنند. از زبان كسانى كه حشره خورده اند بشنويد كه: - بيد سرخ شده طعم «بادام» مى دهد. - حشرات آبى مزه نعناع دارند. - نوعى از مورچه هاى برگ خور طعم «گردو» دارند. - و نوعى ديگر از مورچه مزه هندوانه مى دهد. - پيله كرم ابريشم مزه اى شيرين و خامه اى دارد. - حشراتى كه بخشهاى رنگارنگى دارند اغلب طعم نامطبوعى دارند و سمى هستند. - حشرات تيره تر كمتر سمى هستند (البته قانون كلى نيست) و البته خوشمزه تر! نكات مهم در استفاده از حشرات نخست بايد دانست كه ۴۴ نوع حشره ذكر شده كه خوراكى شناخته شده اند را مى توان با اطمينان خورد!! و بايد در پخت آنها بال و پوشش سخت موجود روى بدنشان و همچنين روده ها را جدا كرد و بيرون ريخت و پس از پخت آنها را به شكل تند با انواع چاشنى ها و ادويه جات استفاده كرد و فراموش نكرد مصرف برخى حشرات به شكل خام به دليل داشتن «اسيد هيدروسيانيك» كه سمى است، بسيار خطرناك است و مصرف اين حشرات به شكل خام و به ميزان زياد عوارضى چون ضعف، استفراغ، عدم هوشيارى و حتى مرگ را به همراه دارد (البته اين ماده خطرناك به راحتى با حرارت از بين مى رود). آيا مى دانيد كه: - ارزش غذايى يك كنسرو قارچ معادل ۲۴ كرم كوچك است. - ارزش غذايى كلم بروكلى يخ زده (با آن ميزان فايده) كمتر از ۵۰۰ شته است. - حشره خورها مى گويند، حشره ها هم اگر تازه مصرف شوند، خوشمزه تر از نوع كنسرو شده و يخ زده هستند. - ژاپنى ها بچه زنبورها را به همراه سسى مخصوص و همچنين نوزاد ملخ و كرم ابريشم را كنسرو مى كنند. - در برخى از كشورها به كمك علم ژنتيك دست به پرورش ملخ هايى درشت تر زده اند و اميدوارند روزى نرسد كه براى شكار اين ملخ ها از اسلحه استفاده كنند. - از برخى حشرات به عنوان دارو هم استفاده مى كنند. و خلاصه اينكه خيلى ها حشرات را ماده اى غذايى با پروتئين بالا، چربى پايين و املاح و ويتامين فراوان و مزه اى متنوع مى دانند.
|
|
|
|
|
چيزى براى امروز
|
|
|
چهره چه گوارا بر ديوار سياه اين آلونك حس عجيبى را در آدم بيدار مى كند. لبخند شكوهمندانه چه گوارا تنهانقطه شاد و رنگى ، در اين فضاى دلمرده است. روستايى فقير به پوستر خيره شده است و دسته گلى كه بر بالاى عكس آويخته، نگاه ستايش آميز او را توجيه مى كند. آيا يك انسان مى تواند اينگونه بى مرز باشد؟ حتماً مى تواند. چه گوارا آرژانتينى بود، اما در جوانى به مكزيك رفت تا مبارزه عليه ديكتاتورى هاى كشورهاى آمريكاى لاتين را آغاز كند. در آنجا به انقلابى هاى كوبا پيوست و مبارزه را به پيروزى رساند. بعد از فروپاشى حكومت باتيستا، او در حكومت فيدل كاسترو، وزير صنعت شد. به نظر مى رسيد مبارزه تمام شده باشد. چه گوارا، قهرمان چپ هاى راديكال در دهه ،۶۰ مبارزى كه انقلاب را تنها راه درمان كشورهاى آمريكاى لاتين مى دانست، توانسته بود بزرگترين انقلاب را در كوبا خلق كند. او حالا بر كليدى ترين مسند دولتى تكيه زده بود. انقلابى هاى بسيارى هنگامى كه به اين نقطه مى رسند، دست از مبارزه مى كشند، كنار شومينه لم مى دهند و فكر مى كنند حالا بايد كتاب هايشان را در باره نظريه انقلاب هاى كشاورزى بنويسند و از بقيه عمرشان لذت ببرند. اما چه گوارا يك روز ناگهان غيب شد. سال بعد خبر رسيد كه او را در بوليوى ديده اند كه رهبرى مبارزه هاى چريكى را به عهده گرفته است. بعد نظاميان بوليوى اعلام كردند چه گوارا را دستگير كرده اند و با شليك يك گلوله كشته اند. امروز عكس هاى چه گوارا از آمريكا گرفته تا ايران، ديوار خانه هاى بسيارى را پر كرده است. باور كنيم در دنياى خط كشى ها و مرزبندى ها، يك انسان هنوز مى تواند اينگونه رها باشد.
|
|
|
|
|
دانشگاه
درباره دانشگاه اصفهان: باغى پر از دانشكده
|
|
|
كوچك و بزرگى اش مهم نيست، اصلاً. همين كه توانسته اى پا در آن بگذارى، برايت بزرگ است. اما وقتى آرام آرام با محيط اطرافت، بهتر آشنا مى شوى، انس مى گيرى و درنهايت عادت مى كنى. متفاوت بودن فضا برايت تبديل به خاطره اى زيبا مى شود. از هفته پيش قرار شد، ستون دانشگاه ميزبان دانشكده ها و دانشگاههاى كشور باشد. دراين شماره به سراغ دانشگاه اصفهان رفتيم و ازميان هشت دانشكده آن پاى صحبت يكى از آنها نشستيم. دانشگاه مادر باغى پر از دانشكده. نه باغ جاى دانشگاه را تنگ كرده و نه دانشگاه جاى باغ را. هردو با مسالمت تمام روزگارى را كه قريب به شصت سال از آن مى گذرد دركنار هم سپرى مى كنند. «دانشگاه اصفهان» يكى از مهمترين و قديمى ترين مراكز علمى و فرهنگى كشور است كه در سال ۱۳۲۵ تأسيس شده و درحال حاضر به عنوان يكى از دانشگاههاى مادر (رتبه يك) به فعاليتهاى علمى خود در زمينه هاى مختلف آموزشى و پژوهشى ادامه مى دهد. دانشگاه اصفهان در محيطى بسيار بزرگ و مصفا در منطقه هزار جريب اصفهان قراردارد. هشت دانشكده ادبيات و علوم انسانى _ تربيت بدنى و علوم ورزشى، زبان هاى خارجى، علوم پايه، اقتصاد و علوم ادارى، روانشناسى و علوم تربيتى، فنى مهندسى، علوم رياضى و كامپيوتر و درمجموع ۳۴ گروه آموزشى دانشگاه اصفهان سالانه پذيراى بيش از هزار دانشجو است. ۹۳ رشته در تحصيلات تكميلى آغاز تأسيس دوره هاى تحصيلات تكميلى دراين دانشگاه به سال ۱۳۵۴ برمى گردد. دراين سال اولين رشته كارشناسى ارشد باعنوان باغبانى در دانشكده اى به نام انستيتو باغبانى احداث گرديد. همزمان با انقلاب فرهنگى در دانشگاه ها اين رشته با دانشكده كشاورزى دانشگاه صنعتى اصفهان ادغام شد. بعد از آن در سال ۱۳۶۵ اولين گروه دانشجويان كارشناسى ارشد در پنج رشته رياضى، فيزيك، شيمى، زيست شناسى و علوم اقتصادى در دانشگاه پذيرفته شدند. همچنين در سال ۱۳۶۸ رياضى به عنوان اولين رشته در مقطع دكترا تأسيس گرديد. تا سال ۱۳۶۹ رشته هاى كارشناسى ارشد و دكترا زير پوشش اداره خدمات آموزشى و حوزه معاونت آموزشى و به صورت متمركز به فعاليت خود ادامه دادند. طى اين سالها چندين رشته و گرايش در مقطع كارشناسى ارشد و دكترا به مجموع رشته هاى موجود در تحصيلات تكميلى اين دانشگاه اضافه شد تا هم اكنون شاهد تدريس ۶۱ رشته درمقطع كارشناسى ارشد و ۳۲ رشته در مقطع دكتراى اين دانشگاه باشيم. يكى از هشت دانشكده ازميان هشت دانشكده اى كه به آن اشاره شد پا در قديمى ترين دانشكده آن مى گذاريم تا حكايت ورودش به باغ توت منطقه هزارجريب اصفهان را دريابيم. مردم ادب دوست اصفهانى آنقدر رفتند و آمدند تا هيأت دولت درمهرماه ۱۳۳۷ با تأسيس دانشكده ادبيات در شهر اصفهان موافقت مى كند. اوايل دى ماه ۱۳۳۷ اين دانشكده با دو رشته زبان و ادبيات فارسى و ادبيات انگليسى گشايش مى يابد. در سال تحصيلى ۳۹-۱۳۳۸ رشته هاى فلسفه، علوم تربيتى و زبان و ادبيات ارمنى نيز در دانشكده به دو رشته قبلى افزوده مى شود. در سال تحصيلى ۴۲-۱۳۴۱ رشته زبان و ادبيات عرب نيز دايرمى گردد. هم اينها در دانشكده اى غير از محل فعلى دانشكده زبان و ادبيات فارسى اتفاق افتاده است تا آنكه در سال ۱۳۴۷ ساختمان موقت دانشكده ادبيات در خيابان هزارجريب آماده بهره بردارى مى شود و با رشته هاى زبان و ادبيات فارسى، زبان و ادبيات انگليسى، فلسفه و علوم تربيتى، زبان و ادبيات ارمنى، زبان و ادبيات عرب، تاريخ و ايران شناسى، جغرافيا، زبان و ادبيات فرانسه، پاكستان شناسى و زبان اردو گشايش مى يابد. درهمين سال دوره ليسانس شبانه نيز شروع به پذيرش دانشجو مى كند. در سال ۴۸ گروه علوم اجتماعى داير مى گردد. در سال ۴۹ پس از تأسيس دانشكده علوم تربيتى، رشته فلسفه به اين دانشكده جديدالتأسيس منتقل مى گردد تا مجموعه رشته هاى دانشكده ادبيات علوم انسانى درچهارگروه زبان و ادبيات فارسى، زبانهاى خارجى، علوم اجتماعى و جغرافيا و تاريخ و ايران شناسى اداره شود. در سال ۱۳۵۵ دانشكده زبانهاى خارجى تأسيس گرديد و گروه زبانهاى خارجى به آن دانشكده انتقال يافت. در سال ۱۳۵۳ رشته علوم اجتماعى و جغرافيا از يكديگر تفكيك شد و هر يك به گروهى مستقل تبديل گرديد. در سال ۱۳۶۷ رشته فلسفه مجدداً به دانشكده ادبيات و علوم انسانى برمى گردد و فعاليت خود را درمقطع كارشناسى فلسفه و با سياست تأسيس مقطع كارشناسى ارشد و دكترا ازسرگرفت. و امروز دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه اصفهان سالانه پذيراى چندصد دانشجو است. در شماره هاى آينده به ديگر دانشكده هاى اين باغ سرمى زنيم.
|
|
|
|