|
درباره مصطفى عقاد كارگردان فقيدسورى
روايت داستانى زندگى حضرت محمد (ص)
|
|
|
مهرزاد دانش خبر مرگ مصطفى عقاد در جريان انفجارات اخير اردن، شايد بيش از آن ابعاد جهانى در مناسبات سينمايى داشته باشد، در ايران نمود داشت. دو فيلم محمد رسول الله و عمر مختار او نه صرفاً به دليل پخش مكرر از سيماى جمهورى اسلامى ايران بلكه بيشتر به دليل محتوايشان براى ذهن ايرانى ديگر تبديل به يك خاطره جمعى شده است و به عنوان نشانه اى با هويت در ارتباط با اعتقادات مذهبى و ايدئولوژيك مطرح است. به عنوان مثال، موسيقى فيلم محمدرسول الله كه ساخته آهنگساز فرانسوى، موريس ژار است ديگر كاركردى فراتر از يك موسيقى عادى فيلم دارد و مبدل به نشانه اى دال بر تداعى ياد پيامبر اسلام شده است و اين نشانه آن سان در فرهنگ شنيدارى روح ملت رسوخ كرده است كه گويى ديگر پديده اى بومى است. در مقياس كوچكتر، فيلم عمر مختار نيز سايه اى از ايدئولوژى انقلاب را با خود به همراه دارد. پخش اين فيلم در اوايل دهه ۶۰ شمسى از تلويزيون ايران، مقارن باآغاز جنگ تحميلى، درگيرى هاى سياسى بين انقلاب و ضدانقلاب و تحريم خارجى بود كه همين امر با عنايت به مضمون فيلم، اين همانى زيادى را بين ذهن بيننده با آدم ها و موقعيت هاى فيلم به وجود مى آورد. بدين ترتيب ساخته هاى مصطفى عقاد براى ايرانيان واجد معنايى بيش از مفهوم ساده اين دو فيلم بود، معنايى كه با اقتضائات زمان و مكان و فضا توأم بود. اما مصطفى عقاد در سطح جهان، بيش از آن كه به عنوان يك فيلمساز مطرح باشد، عنوان تهيه كنندگى اش در مناسبات هاليوودى معروف بود. او از معدود عرب هايى بود كه توانسته بود به مجموعه ساختار سينمايى آمريكا راه پيدا كند. عقاد در سال ۱۹۳۵ در سوريه متولد شد. ۱۹ ساله بود كه خاورميانه را به قصد عزيمت به آمريكا ترك كرد. تحصيلات او در دانشگاه UCLA انجام گرفت و اولين فيلمش را با عنوان «الرساله» در سال ۱۹۷۶ كارگردانى كرد. وى موفقيت خود را در هاليوود براساس هوش و خلاقيت و توانايى اش مى دانست. اولين فيلم او، درواقع همان نسخه عربى فيلم محمدرسول الله است كه با شركت بازيگران عرب و حضور عوامل سينماگر غرب توليد شد. در همين سال او نسخه جهانى فيلم را نيز ساخت كه آنتونى كويين در نقش حمزه عموى پيامبر و ايرنه پاپاس در نقش هند همراه ابوسفيان حضور يافته بودند. عقاد براى ساخت اين فيلم تلاش زيادى كرد. بازتاب حضور پيامبر اسلام در سينما، مسأله اى نبود كه علماى وقت اسلام به آسانى از كنار آن بگذرند و عقاد براى گرفتن مجوز شرعى اين فيلم، حتى به الازهر رفت تا موافقت دانشمندان و اساتيد آن دانشگاه را جلب كند. تمهيدات اوليه عقاد براى ساخت فيلم محمدرسول الله (كه نام اصلى اش رسالت يا پيام است) زمانى قريب به۵ سال را به خود اختصاص داد. جدا از الازهر، مركز شيعيان در لبنان؛ محوريت شخص امام موسى صدر نيز در اين زمينه تأييدات خود را براى ساخت اين اثر صادر كردند. ابتدا قرار بود فيلم با كمك ليبى، كويت و مراكش ساخته شود اما پس از اعتراض عربستان به ساخت اين فيلم، كويت و مراكش عقب كشيدند و تنها ليبى باقى ماند كه اين كشور نيز شرط كمك به ساخت اين فيلم را، توليد يك فيلم براساس مبارزات يكى از شخصيت هاى ملى ليبى قرار داد كه مورد موافقت عقاد نيز قرار گرفت. عقاد در طى سفرى كه در سال ۱۳۷۱ به ايران داشت، طى گفت وگويى هدف از ساخت فيلم محمدرسول الله را چنين عنوان كرده بود كه: «مى خواستم مردم غيرمسلمان دنيا را به وسيله سينما با اسلام آشنا كنم. زيرا مردم غرب با تصوير ارتباط زنده ترى دارند. ضمن آن كه مى خواستم فيلمى بسازم براى فرزندانم كه اسلام را بهتر بشناسند.» اتفاقاً اين فيلم كه يكى دوسال قبل از انقلاب اسلامى ايران ساخته شد، در زمان اوج گيرى انقلاب و به ويژه موقعى كه امام خمينى (ره) در نوفل لوشاتو به سر مى بردند، بارها از شبكه هاى تلويزيون اروپا پخش شد تا به عنوان تنها اثر بلند سينمايى كه راجع به اسلام ساخته شده است مردم اروپا بتوانند از روى آن نسبت به پيام انقلاب و موقعيت امام خمينى، شناخت بيشترى كسب كنند. بدين ترتيب اين فيلم عملاً تبديل به بلندگويى شد تا برخى جنبه هاى انقلاب اسلامى را عنوان كند، بى آن كه به چنين قصدى ساخته شده باشد. محمدرسول الله فيلمى راجع به تاريخ اسلام و زندگى پيامبر اسلام است؛ منتها عقاد سعى كرده است صرفاً به تبيين نقاط عطف و شاخص زندگى حضرت محمد(ص) بپردازد زيرا كه كليت تاريخ زندگى آن بزرگوار، مجموعه بيشترى را اقتضا مى كرد كه بيشتر مناسب سريالى تلويزيونى مى نمود. اين نقاط شاخص عبارت بودند از نبوت حضرت محمد(ص)، تبليغ دين خدا در مكه، محاصره اقتصادى و اجتماعى مسلمانان به دست كفار قريش، هجرت به مدينه، ساخت مسجدالنبى به عنوان مركز حكومت اسلامى، جنگ بدر، جنگ احد، صلح حديبه و سرانجام فتح مكه. انتخاب اين نقاط شاخص حاكى از مؤلفه هاى الگوهاى كلاسيك روايى در سينما بود كه از يك وضعيت آرام و متعادل(زندگى در مكه) آغاز مى شد و پس از فراز و نشيب فراوان به همان نقطه تعادل (بازگشت به مكه) ختم مى گرديد. پرداخت خوب صحنه هاى جنگ، موسيقى شنيدنى، تدوين روان و فيلمبردارى همراه با اثر، جزو ويژگى هاى مثبت اين فيلم است. عقاد براى رعايت حرمت شخصيت حضرت پيامبر، از تمهيد نماى نقطه نظر (P.O.V) جهت اتصال حضور ايشان استفاده كرده بود كه اين امر را البته با تمهيداتى ديگر به شخصيت مقدس حضرت على نيز تعميم بخشيده بود. فيلم محمدرسول الله در پخش جهانى اش با موفقيت به ويژه در جهان اسلام روبرو شد و هنوز كه هنوز است تنها فيلمى است كه در ابعاد جهانى راجع به پيامبر اسلام ساخته شده است. عقاد دوسال پس از ساخت اين فيلم، تهيه كنندگى مجموعه فيلم هاى هالووين را آغاز كرد كه تا سال ۲۰۰۲ با ساخت هشتمين سرى از اين مجموعه ادامه داشت اين فيلم ها آثار سينمايى تجارى بودند كه در ژانر وحشت ساخته شده بودند. براى بسيارى از افرد مايه تعجب بود كه چگونه عقاد به عنوان سازنده فيلمى راجع به رسول خدا، تهيه كنندگى اين قبيل فيلم ها را به عهده مى گيرد، اما او خود را قبل از هر چيزيك سينماگر مى دانست. سال ۱۹۸۲ عقاد به ساخت سومين فيلم سينمايى اش پرداخت (اگر دو نسخه فيلم محمدرسول الله را ۲ فيلم جداگانه به حساب آوريم) شير صحرا كه درايران با نام عمر مختار به نمايش درآمد. عمر مختار همان قهرمان ملى ليبى است كه قذافى ساخت فيلم درباره او را شرط ساخت فيلم محمدرسول الله قرار داده بود. عمر مختار، مبارز ليبيايى بود كه با روحيه مقاوم و سازش ناپذيرش، عرصه را بر دولت موسولينى كه قصد تصرف خاك اين كشور را داشت تنگ كرده بود. موسولينى در پى چند تهاجم ناموفق قوايش به منطقه مزبور يكى از افسرانش به نام ژنرال گرازيانى را مأمور مى كند تا آنجا را اشغال كند.عمر مختار را نيز دستگير كند اما عمر مختار همراه با هموطنانش در مقابل تهاجمات گرازيانى و نيروهاى ايتاليايى با سرسختى دفاع مى كنند و حملات متقابلى را نيز بر عليه آنها انجام مى دهند. اما سرانجام گرازيانى در آخرين حمله خود ، عمر مختار را دستگير مى كند و پس از آن به دستور ارتش ايتاليا در ملأ عام به دار آويخته مى شود. اين فيلم نيز كه مثل محمدرسول الله يك Big Production عظيم و تجارى است، از بازيگران و عوامل بزرگى بهره برده است. آنتونى كويين در نقش عمر مختا،ر، اوليور ريه در نقش گرازيانى و رد استايگر در نقش موسولينى از آن جمله اند و البته موسيقى نيز مانند فيلم قبلى بر عهده موريس ژار بوده است. در اين فيلم نيز عقاد به شيوه فيلمساز محبوبش ديويد لين تأسى كرده بود. او ديويد لين را ستايش مى كرد و درباره اش چنين مى گفت: «ديويد لين را بيش از ديگران دوست دارم. چون پيش از هرچيز، فيلم هايش، فيلم هاى بك كارگردان هستند و نه مثلاً فيلم يك ستاره يا فيلمبردار.» مصطفى عقاد درطى يك گفت وگو با مجله ميدل ايست در سال ،۱۹۸۰ درپاسخ به اين پرسش كه موضوع فيلم با انقلاب اسلامى ايران شباهت دارد گفته بود: «عمر مختار حتى از لحاظ صورى هم به آيت الله خمينى شبيه است. البته اين يك تصادف است و ما نمى دانستيم كه اين تصادف به ساخته شدن فيلم كمك مى كند. اما و گذشته از اين يك چنين شرايطى در افغانستان هم وجود دارد. در آنجا هم مردم عليه نيروهاى اشغالگر مى جنگند. همان طور كه ليبيايى ها در مقابل موسولينى مقاومت كردند. عمر مختار خيلى ضدفاشيسم است و اين براى اعراب يك سمبل مشخص است.»* مصطفى عقاد سالها به دنبال سرمايه بود تا فيلمى براساس زندگى صلاح الدين ايوبى بسازد و موضوع اندلس را به تصوير بكشد. اما اين آرزو سرانجام تحقق نيافت. ياد و خاطره او، به ويژه براى ايرانيان و بالاخص براى نسلى كه سالهاى انقلاب و جنگ را با فيلم هاى وى مرور كرد، همواره گرامى است. * به نقل از ماهنامه سينمايى فيلم، شماره ،۷۹ مرداد ،۱۳۶۷ ص۵۲
|